منبع پایان نامه ارشد با موضوع روابط انسانی، تصمیم گیری، سازماندهی، نگرش سیستمی

دانلود پایان نامه

داخلی (ابزارها و شیوه‌ها)
مدل عوامل استراتژیک
(Strategic-Constituencies Model)
سازمان به‌عنوان عوامل درونی و بیرونی که با مجموعه پیچیده‌ای از محدودیتها و اهداف، مذاکره  و توافق می‌کنند.
پاسخ به انتظارات گروه‌های ذی‌نفع قوی که حول سازمان هستند.
.( Martz, W.A; Ibid, p45)
مدل ارزش‌های رقابتی
(Competing-Values Model)
سازمان به‌عنوان ارزش‌های رقابتی، که اهداف متعارض متعددی را خلق می‌کند.
سه بُعد ارزش‌های رقابتی:
٭ تمرکز درونی در مقابل بیرونی
٭ کنترل در مقابل انعطاف‌پذیری
٭ اهداف در مقابل ابزار یا شیوه
مدل عدم اثربخشی
(Ineffectiveness Model)
سازمان به‌عنوان مجموعه‌ای از مشکلات و شکست‌ها
عواملی که از عملکرد موفقیت‌آمیز سازمان جلوگیری می‌کنند.
۲-۴-۴) ادغام معیارهای اثربخشی
کارشناسان در زمینه مدل‌ها و معیارهای اثربخشی، یک رویکرد چند بعدی را جهت دستیابی به اثربخشی در سازمان‌های مدرن پیشنهاد کرده‌اند؛ بدین معنا که به‌کارگیری یک معیار واحد، برای تمام مراحل چرخه زندگی مناسب نیست و هیچ معیار واحدی وجود ندارد؛ که بتواند نیازهای همه افراد سازمان را برآورده سازد، به‌خصوص اینکه منافع آنها رقابتی بوده و متفاوت از یکدیگرند. سازمانهایی که از مدیریت خوبی برخوردارند، معیارهای اثربخشی را به‌گونه‌ای با یکدیگر ترکیب و هماهنگ می‌نمایند تا با نیازهای آن موقعیت تناسب داشته باشند. مدیران، باید به‌طور دائم ورودی‌های مورد نیاز خود را تعیین کرده و آنها را از طریق اعضای استراتژیک فراهم آورند. زمانی‌که اطلاعات به‌دست آمده از این طریق، با فلسفه و رسالت اصلی سازمان ادغام گردد، مدیریت قادر خواهد بود تا ترکیبی از معیارهای مناسب اثربخشی را استنتاج نماید. (کریتنر، رابرت و کینیکی،۱۳۸۶،ص۵۴۶).
۲- ۵ ) مدیریت انتظامی
۲- ۵-۱- فراگیری مدیریت : دو روش برای یادگیری دانش مدیریت وجود دارد: اول، ازطریق آموزش و دوم، ضمن انجام کار. البته می توان ترکیبی از دو روش فوق را نیز به کار برد.یادگیری ضمن کار به کندی صورت می پذیرد وکافی نیست، زیرا تأکید عمده در واحدها بر انجام کار است نه القای چگونگی انجام آموزش آن. مطالعه کتب مختلف در زمینه ی مدیریت نیز به تنهایی کافی نیست، زیرا تنها دانش نظری« جنبه تئوریک مدیریت» فرد را افزایش می دهد؛ در حالی که روانشناسان، یادگیری را تغییردر رفتار معنی می کنند .یعنی به دست آوردن توان انجام کاری غیر از آنچه قبلاً فرد می توانست انجام دهد. بنابراین آنچه از مطالعه کتب ومشاهده ی رفتار دیگران به دست می آید شاید از تغییر در سطح دانش یا نگرش فراتر نرود؛ ولی اگر بخواهیم چیزی یاد بگیریم باید تمرین کنیم تا آنچه که فراگرفته ایم به شکل یک رفتار درما جلوه گر شود.(رضائیان ، ۱۳۸۹، ص۸)
۲-۵-۲- اهمیت مدیریت
اهمیت مدیریت را می توان این چنین بیان کردکه رمز موفقیت و شکست سازمانها درمدیریت آن خلاصه می شود.
به اعتقاد پیتردراکر، عضو حیاتبخش هر سازمان، مدیریت آن است. هارولدکنتز، مدیریت را مهمترین زمینه ی فعالیت انسانی می داند و معتقد است که وظیفه اصلی مدیران در تمام سطوح و در همه ی واحدهای مختلف بازرگانی، صنعتی و اداری این است که محیطی را طراحی و نگه داری کنند تا در آن اعضا بتوانندبه صورت گروهی با یکدیگر کار کنند و به اهداف تعیین شده دست یابند.(همان، ص۹).
۲-۵-۳- سیر تحول مدیریت
با نظری بر سیر تحول مدیریت پی می بریم که بخش عمده دانش کنونی مدیریت از تجربیات مدیران و آثار دانشمندانی نشأت گرفته است که به مطالعه مدیریت پرداخته اند و بررسی های تاریخی نشان می دهد که در مورد چگونگی اداره ی واحدهای تجاری، اداری، پیشینیان از جمله مصریان، چینیان، ایرانیان، رومیان، آلمانی ها و سایرین دارای بینش هایی بوده اند که به صورت یک سری نظریه ها بیان شده اند که به توضیح هر یک خواهیم پرداخت. (همان ،ص۱۱)
۲-۵-۳-۱- نظریه های مکتب کلاسیک ؛ گروهی از محققان و نویسندگان اولیه رشته ی مدیریت و سازمان اصولی جهان شمول را برای مدیریت کارا و اثربخش تجویز و توصیه کردندکه تیلور، فایول، ماکس وبر۵۸، گیولیک واوریک از بینانگذاران تئوری کلاسیک بودند که در این راستا سه نظریه بیان کرده اند:
۲-۵-۳- ۱- ۱- نظریه مدیریت علمی۵۹ ؛ این نظریه از اواخر قرن سیزدهم هجری شمسی مقارن با اواخر قرن نوزدهم میلادی توسط تیلور۶۰ بنیان نهاده شده که با مطالعه قوانین حاکم بر کار یعنی سرعت انجام کار، زمان انجام کار ومطالعه زمان سنجی ومطالعه کار درکارگاه به اصولی دست یافت که به نام اصول علمی نام گذاری شده اند و هدف از این اصول افزایش بازده کاری بوده است که این اصول شامل :
-۱ جایگزینی اصول علمی به جای محاسبات سرانگشتی
-۲ کسب هماهنگی در فعالیت گروهی به جای پراکندگی در عمل
-۳ جلب همکاری افراد به جای آشفتگی حاصل از فرد گرایی
-۴ کار و تلاش برای به حداکثر رساندن بازده
-۵ تلاش به منظور ارتقای سطح رشد تمام کارکنان برای ترقی روز افزون خود و سازمانشان.
(همان، ص۱۲)
۲-۵-۳- ۱- ۲- نظریه فرآیندی مدیریت (اصول گرایان)۶۱ ؛ این نظریه در بحبوحه ی سال های جنگ جهانی اول (۱۲۹۶ هجری شمسی، مقارن با ۱۹۱۷ میلادی) توسط هنری فایول۶۲ بنیان نهاده شد. وی کل سازمان را پیکره ی واحدی می دید که فعالیت های آن به شش دسته تقسیم می شد: فنی(تولیدی)، بازرگانی(خرید وفروش ومبادله)، مالی(تعیین منابع مالی و مصرف بهینه)، ایمنی(حفاظت از اموال و افراد)، حسابداری(تعیین وضع موجود مالی) و وظایف رهبری(برنامه ریزی)سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی وکنترل)؛ و بیان می دارد که ۵ دسته فعالیت اول، مشخصترند، و درنتیجه، بیشتر کتاب خود را به تحلیل فعالیت ششم که به وظایف مدیریت مشهور گشته اختصاص داده است. فایول ضمن بیان این واقعیت که:«… در امور مدیریت هیچ چیز مطلق نیست»، روشها و متونی را که در تجربه بدان رسیده بود و آنها را در تقویت پیکره ی سازمان یا انجام وظایف مدیریت مفید می دانست، به عنوان اصول چهارده گانه مدیریت ارائه کرد:
۱- تقسیم کار ۲- اختیار ۳- انضباط۴- وحدت فرماندهی ۵- وحدت مدیریت۶- وابستگی منافع فردی به هدف کلی۷- جبران خدمات کارکنان ۸- تمرکز۹- سلسله مراتب ۱۰- نظم ۱۱- عدالت ۱۲- ثبات ۱۳- ابتکار عمل۱۴- احساس یگانگی. (همان ،ص۱۳)
۲-۵-۳- ۱- ۳- نظریه بوروکراسی۶۳ ؛ در حالی که توجه عمده ی تیلور و فایول بر مسائل علمی مدیریت، برای کسب مؤثر اهداف متمرکز بود، توجه ماکس وبر(۱۸۶۴-۱۹۲۰) به این مسأله اساسی تر معطوف بود که چگونه می توان سازمان ها را ساختار مناسبی داد. آثار وبر که عمدتاً تجویزی است، تفاوت عمده ای با توصیه های عملگرای تیلور وفایول دارد. سهم عمده وبر در شکل گیری مدیریت، ارائه ی فهرست ویژگی های مدیریت بوروکراتیک است. ویژگی های مدل ایده آل بوروکراسی ماکس وبر:
۱- ضبط سوابق تصمیمات و اقدامات اداری ۲- حاکمیت قوانین و مقررات، غیر شخصی بودن اداره امور ۳- استخدام کارکنان بر اساس شایستگی و توانایی فنی ۴- جدایی مالکیت وسایل از اداره آن ۵- ساختار قدرت قسمتی به سلسله مراتب ۶- تخصصی شدن کارها در حد عالی
۲-۵-۳- ۲- مکتب روابط انسانی(نئوکلاسیک) ؛ به دنبال بحران بزرگ اقتصادی در آمریکا در سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ و مشکلاتی که برای سازمانها به وجود آمد نارسایی و عدم کفایت مکتب کلاسیک سازمان پدیدار گشت لذا دانشمندان به تکاپو افتادن تا راه چاره ای برای این مشکلات بیابند در این راستا تلاشهای آنها به تئوری جدیدی به نام مکتب روابط انسانی انجامید که مطالعاتی را درباره ی چگونگی واکنش کارکنان به میزان تولید، نسبت شرایط کاری، طراحی شغل ومحرکهای مدیری آغاز کردند، این دسته ضمن تأکید بر جنبه های انسانی مدیریت، به خنثی کردن جنبه فنی – مهندسی جنبش مدیریت علمی تمایل داشتند. طرفداران این روش معتقد بودند که مدیریت باید توجه خود را بر روی افراد متمرکز کند؛ به بیان دیگر متغیرهای اجتماعی را مؤثرتر از متغیرهای فیزیکی می دانستند. بنیان گذار اصلی این مکتب التون مایو۶۴ بود.
۲-۵-۳-۳- وضعیت مدیریت امروز ؛ در مطالعات مدیری چند دهه اخیر، تلاش برای ترکیب یافته های مدیریت علمی، اصول گرایان و جنبش روابط انسانی بوده است؛ زیرا همانطوری که هارولد کنتز بیان می دارد، از آنجایی که نظریه پردازان هر یک راه خود را رفته و دیگران را فراموش کرده اند،«جنگلی از تئوریهای مدیریت»۶۵ به وجود آمده است (کنتز ،۱۹۸۸،ص ۶۶-۶۷)
پیروان جدید جنبش مدیریت علمی بر تصمیم گیری علمی، به کارگیری رایانه، وابزارهای تصمیم گیری تأکید دارند. گروه نظریه پردازان امروزی روابط انسانی، از بهبود و بازسازی سازمان صحبت می کنند و جای اصول گرایان را کسانی گرفته اند که معتقدند، قبل از آنکه بتوان به اصولی پایبند شد لازم است مدیران زیادی را به طور عملی مورد مطالعه قرار داد. طرفداران دو روش نسبتاً مشابه، تلاش دارند تا ثباتی را برای آنچه که ما امروزه درباره مدیریت می دانیم فراهم آورند. این دو روش به شرح زیرند:
۲-۵-۳-۳-۱- مدیریت نظام گرا ۶۶ ؛ نگرش سیستمی۶۷ به شغل مدیریت، یک روش یا فن تجزیه و تحلیل در حل مسأله یا تصمیم گیری و یک سبک مدیری است.(کنتز،۱۹۸۸،ص۵۹). نگرش سیستمی ، چهار چوبی را برای تجسم عوامل محیطی داخلی و خارجی به عنوان یک مجموعه متحد ارائه می دهد، و شناخت وظیفه نظامهای کوچک و نظام بزرگ و پیچیده ای را که نظام باید در آن فعالیت کند ممکن می سازد.
۲-۵-۳-۳-۲- مدیریت اقتضایی۶۸ ؛ روش دیگر مدیریت بر مبنای اقتضاست. نظریه پردازان مدیریت اقتضایی روش اصول گرایی را ترک گفته اند. فایول و گروهش به دنبال فنون مؤثری برای مدیریت هر نوع واحدی در هر زمان بودند؛ در حالی که نظریه پردازان مدیریت بر مبنای اقتضا آن را ناممکن می دانند. اساساً روش مدیریت بر مبنای اقتضا، بر این واقعیت تأکید دارد که آنچه مدیر در عمل انجام می دهد، وابسته به مجموعه شرایط موجود است. در نظریه مدیریت بر مبنای اقتضا، تنها به وضعیت موجود توجه شده ، بلکه تأثیر راه حلهای ارائه شده بر الگوهای رفتاری سازمان نیز مورد نظر است.(رضائیان، ۱۳۸۹، ص۱۷-۲۰)
۲-۵-۳-۴- نظریه نقشهای مدیری ؛ جدیدترین نظریه ی مدیریت، نظریه نقشهای مدیری است . اساس این نظریه این است که آنچه را مدیر انجام می دهد باید ملاحظه نمود و بر پایه چنین ملاحظاتی فعالیت ها یا نقش های مدیری را معین کرد. مینتز برگ(۱۹۷۵،ص۴۹-۶۱) در مطالعات خود به این نتیجه رسید که برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی وکنترل جزء وظایف مدیر نیست بلکه مدیر، به فعالیتهای گوناگونی می پردازد. (همان، صص۲۰-۲۱) .
۲-۵-۴- طبقه بندی مدیران
مدیران را بسته به اینکه چه فعالیتی در سازمان انجام می دهند می توان به سه سطح تقسیم کرد:
۱- مدیریت عملیاتی(سرپرستی) ۲- مدیریت میانی ۳-