دانلود پایان نامه حقوق با موضوع حقوق بشر دوستانه

دانلود پایان نامه

چنین حقی ندارند
جان کلام گفتمان حقوق که آن را از گفتمان های اخلاقی ،نظیر گفتمان های تاکید کننده بر وظیفه و یا نیک خواهی جدا می کند این است که اگر شما نسبت به الف داری حق باشید و Xرا نداشته باشید این نه تنها ظلم است بلکه ظلم در حق شماست.گفتمان حقوق توجه ما را به اشخاصی معطوف می دارد که استحقا ق های عادلانه دارند.ارزش متمایز حق این است که اگر بهره مندی از حق مورد تهدید یا انکار قرار بگیردسزاواری و استحقاق خاص مطالبه حقوق مربوطه برای صاحب حق محفوظ است .این نکته ای است که “حق مندی”را از صرف بهره مندی از یک منفعه یا طرف ذی نفع بودن از تکلیف شخص دیگر متمایز می سازد
مبحث سوم:حقوق بشر دوستانه
گفتار اول:تعریف
اصطلاح “حقوق بشر دوستانه “دارای منشا نسبتا جدیدی است.کنوانسیون های ژنو۱۹۴۹ فقط”فعالیت های بشر دوستانه “و”سازمان بشر دوستانه را ذکر می نمایند .گرچه گفته می شود که استفاده از اصطلاح حقوق بشر دوستانه از اوایل دهه ۱۹۵۰توسط متخصصین حقوق بین الملل عمومی آغاز گردید .اولین کاربرد این اصطلاح به جین پیکتت نسبت داده شده است.
وی حقوق بشر دوستانه بین المللی را در مفهوم وسیع آن شامل دو شاخه می داند :حقوق جنگ و حقوق بشر.طبق تقسیم بندی وی حقوق جنگ در دو معنا بکار می رود یکی وسیع و دیگری محدود .که مفهوم وسیع خود به دو شاخه تقسیم می شود :حقوق لاهه و حقوق ژنو.در حالیکه حقوق لاهه حقوق و وظایف متخاصمین را در رفتار عملیاتی تعیین می کند و انتخاب طرق صدمه زساندن به دشمن را را محدود می سازد حقوق ژنو یا بشر دوستانه در مفهوم دقیق کلمه ،بر ان است تا از افراد نظامی که به هر دلیلی قادر به جنگ نمی باشند و نیز کسانی که د رجنگ شرکت ندارند حمایت به عمل آورد.
گرچه کنوانسیون وین ۱۹۶۹ راجع به حقوق معاهدات اصطلاح معهدات دارای جنبه بشر دوستانه را به کار می برد .که ظاهرا هم حقوق بشر و هم حقوق بشر دوستانه را شامل می شود .مع الوصف ،ابتکار پیکتت در خلق مفهومی از حقوق بشر دوستانه که هم حقوق بشر و هم حقوق بشر دوستانه را در بر گیرد چندان مورد اقبال صاحبنظران قرار نگرفت این در حالی بود که اصطلاح جدید حقوق بشر در مخاصمه مسلحانه که در سال ۱۹۶۸راجع به کنفرانس بین المللی در مورد حقوق بشر در تهران معرفی گردید و هم حقوق قربانیان مخاصمات مسلحانه وهم قواعد مربوط به رفتار عملیاتی را بدون تمایز بین قواعدی که به طور خاثص دارای جنبه بشر دوستانه می باشند و قواعد دیگر-شامل می گردید .نیز در ابتدا مورد قبول عمومی محققین واقع نشد.
اصطلاح حقوق بشر دوستانه ،در مفهوم خاص ، نه تنها حقوق بشر را شامل نمی شود ،بلکه با مفهوم حقوق جنگ بر طبق دیدگاه سنتی نیز منطبق نبوده کلیه قواعد و موضوعات آن را پوشش نمی دهد.زیرا حقوق جنگ مشتمل بر دو سری قواعد می باشد قواعد رفتاری در جنگ”jus in bello”و قواعد مربوط به حق توسل به جنگ” jus ad bellum “و اصطلاح حقوق بشر دوستانه محدود به قواعد دسته نخست است .حتی در این دسته از قواعد نیز باید قواعد بشر دوستانه واقعی ،که به حقوق ژنو”law Geneva موسوم است و آن سری از قواعدی که به طور خاص دارای جنبه بشر دوستانه نمی باشند.همچون قواعد مربوط به جنگ در صحنه نبرد که به حقوق لاهه”Hague law”معروف است قایل به تمایز شد.
به این ترتیب منظور از اصطلاح حقوق بشر دوستانه در اینجا عبارتند از قواعد حقوق بین الملل که به موجب معاهده یا عرف بر قرار شده و مشخصا بر آنند تا مسائل بشر دوستا نه ای را که مستقیما از مخاصمات مسلحانه بین المللی یاغیر بین المللی ناشی می شمند حل نمایند و بنا به ملاحظات بشر دوستانه ،از افرادی که از مخاصمه تاثیر می پذیرندو یا ممکن است متاثر گردند حمایت می نماید.
گفتار دوم:مقایسه حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه
حقوق بشر و حقوق بشردوستانه دوشاخه پر اهمیت حقوق بین الملل به شمار میروند. هر دو نظام به موازات هم دوره های از اهمیت بی سابقه و توسعه سریع را تجربه میکنند. این دو نظام دارای وجوه مشترک بسیاری هستند، اما نه میتوان آن دو را یکی پنداشت و نه میتوان یکی را جزئی از دیگری دانست. این دو نظام مکمل یکدیگرند نه رقیب هم.اصل عام احترام به کرامت انسانی را باید اساس و فلسفه وجودی هر دو نظام دانست.حمایتی بودن محور معاهدات حقوق بشر و بشردوستانه است:
هدف و کارکرد اصلی این معاهدات، حمایت از انسانهاست و این یکی دیگر از نقاط اشتراک دو نظام است. مهمترین مسألهای که تعهدات حقوق بشری را از سایر تعهدات بین المللی متمایز میسازد، وصف عدم تقابل در تعهدات حقوق بشری و وصف تقابل در دیگر تعهدات است. اگر چه اصل تقابل را باید عنصری مهم در توسعه حقوق منازعات مسلحانه به شمار آورد، اما در حقوق بشردوستانه نوین، حمایت از منافع دولت ها تحت الشعاع حمایت از انسانها قرار گرفته است.ادعای تفاوت دو نظام در چارچوب هنجاری را، نه به طور مطلق میتوان پذیرفت و نه مطلقاً میتوان مردود دانست.

اگر چه حقوق بشردوستانه سنتی تقریباً به طور انحصاری بر حقوق و وظایف کشورها حاکم بود، ولی حقوق بشردوستانه معاصر، مبیِّن بخش عظیمی از حقوق افراد در مقابل مقامات دولتی حتی دولتهای متبوع آنهاست. میتوان گفت کنوانسیونهای حقوق بشردوستانه، حق های با ماهیت دوگانه اعطاء میکنند که همزمان وجود دارند. چارچوب هنجاری حقوق بشر، هنوز حقوق را به افراد اعطاء میکند و تعهد را بر عهده دولتها میگذارد.
متعهد دانستن افراد در نظام بین الملل حقوق بشر جنبه استثنایی دارد و تنها در چند معاهده خاص مورد توجه قرار گرفته است، ولی وضعیت در حقوق بشردوستانه متفاوت است. در این نظام تعهد نیز همچون حق ماهیت دوگانه دارد. حقوق بشر و بشردوستانه در توسعه یکدیگر تأثیر متقابل داشته اند. تأثیر حقوق بشر در توسعه حقوق بشردوستانه را با ملاحظه اسناد مؤخرالتصویب حقوق بشردوستانه، بهتر میتوان فهمید.بین دو نظام حقوق بشر و بشردوستانه، از حیث ضمانت اجرا تفاوتهایی وجود دارد. یکی از نقاط کلیدی اختلاف، در قلمرو مسئولیت کیفری فردی ظاهر میگردد. صلاحیت جهانی و تعهد دولتها به تعقیب نیز نقطه دیگر تمایز است.
برای تضمین اجرای قواعد حقوق بشر و بشردوستانه، نهادهای نظارتی قضایی و شبه قضایی نیز تعبیه شده است. به لحاظ موقعیتی که افراد در پیگری حقوق اساسی خود دارند، بین سازکارهای متعدد موجود، تفاوتهای مهمی وجود دارد. با توجه به اینکه دو نظام، مکمل یکدیگرند، هر نظامی می تواند برای تضمین اجرای قواعد خود از نهادهای نظارتی و یا قضایی نظام دیگر بهره مند شود. هدف تضمین حقوق بشر در هرجا و تحت هر شرایطی، اقتضاء دارد که از سازکارهای مناسب حقوق بشری برای نظارت در حین منازعه مسلحانه داخلی و بین المللی استفاده شود.

مبحث چهارم: جهانی سازی حقوق بشر
حقوق بشر به عنوان یک واقعیت تاریخی محصول تمدن مدرن غربی است .
این نظریه که حقوق بشر تنها درجوامعی وجودداردکه استانداردهای اخلاقی را درقالب حقوق مطرح می کنند، باعث شده که طرفداران جهانشمولی حقوق بشر ایده حقوق جمعی یا حقوق نسل سوم را که حق به توسعه را نیز دربر می گیرد رد کنند . دکترین جهانشمولی حقوق بشر، حقوق جمعی یا همبستگی از قبیل حق توسعه را به عنوان حقوق بشر تلقی نمی کند زیرا این مفهوم درحال ظهور از لحاظ حقوقی یک منفهوم دردسر آفرین است که می تواند حقوق بشر به مفهوم شناخته شده غربی را به خطر اندازد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مقاومت نظریه جهانشمولی درپذیرش این مجموعه جدید حقوق درتعریف حقوق بشر ازاین ایده ناشی می شود که ایده همبستگی ، که منبع این حقوق را تشکیل می دهد از لحاظ حقوقی حق کمک نمی طلبد. ومسئولیت افراد جهت کمک به همنوعان ونیاز به عدالت هم درسطح ملی وهم درسطح بین المللی تنها یک تعهد اخلاقی است واین درشرایطی است که مدافعین جهانشمولی حقوق بشر ایده حق برخورداری از هویت فرهنگی واصل نسبیت فرهنگی را رد کرده وآن را از موجبات تبعیض درجامعه جهانی تلقی می کنند که خود این امر تضاد درونی مفهوم جهانشمولی حقوق بشر را هرچه بیشتر آشکار می سازد.
چرا که تبعیض دروضعیت اقتصادی کشورها واختلاف فاحش بین سطح زندگی درجهان صنعتی وجهان سوم با مفهوم جهانشمول حقوق بشر همسو بوده وناسازگار خوانده نمی شود.ولی دفاع از هویت فرهنگی با مفهوم جهانشمول حقوق بشر ناسازگار خوانده می شود. واین امر اعتبار جهانشمول حقوق بشر را به شدت کاهش می دهد، چرا که فقط قرائت لیبرالی از حقوق بشر قابل توسعه وحمایت می باشد . دفاع وپشتیبانی ازحقوق مدنی وسیاسی با جوهره لیبرالیسم که متکی بر فرد گرایی است کاملا منطبق وسازگار می باشد ولی حمایت از حق توسعه که متکی بر همبستگی بین المللی وحمایت گرایی درعرصه اقتصادی است با نظام ارزشی لیبرالیزم درتضاد قراردارد از اینرو دنیای سرمایه داری علاقه ای به پذیرش حق توسعه به عنوان جزء لایتجزای حقوق بشر از خود نشان نمی دهد واین به منزله ایجاد مانع بر سر راه پویایی وحرکت تکاملی حقوق بشراست .
حقوق بشر درطول تاریخ بر بستر نیازهای مردم وجوامع انسانی شکل گرفته است . درخلال قرن ۱۸ هدف اصلی حرکت حقوق طبیعی حمایت از فرد درمقابل قدرت خودسرانه دولت بود. ازاینرو حمایت از حقوق مدنی وسیاسی از اولویت خاصی برخوردار شد. امروزه حمایت از انسان درمقابل خطراتی که حیات ومنزلت انسانی اورا تهدید می کنند حوزه عمل حقوق بشر را گسترش داده ومسائل حساسی چون حق برخورداری از یک محیط سالم، حق برخورداری از صلح وتوسعه پایدار، حق بهره مندی از عدالت درکلیه زمینه ها همچون عدالت اقتصادی، اجتماعی، قضایی را دربر میگیرد . ازاینرو مخالفت دکترین جهانشمولی حقوق بشر با حق توسعه قابل نقد است . حق به توسعه به عنوان بخشی ازحقوق همبستگی درکانون چالش های جدیدی است که بشریت با آن روبه رو است . بنابراین شناسایی این حق برای بقای بشر، تحکیم پایه های صلح پایدار وتداوم حق حیات انسانی ضروری واجتناب ناپذیر می باشد. حق به توسعه با برخورداری از مبانی مستحکم خود ، قابلیت این رادارد که از Soft Law به حوزه حقوق موضوعه نفوذ کرده وتحولی درمنابع حقوق بین الملل ایجاد کند.
گفتار اول:جهانی شدن حقوق بشر
تحولات شتابان عصر فراصنعت، دولت ها را در عرصه تأمین منافع ملی با وضعیت هاو فرآیندهای جدید و بی سابقه ای مواجه ساخته است؛ دورانی که سیاست، امنیت،اقتصاد، فرهنگ، اطلاعات وارتباطات با پسوند جهانی، زمینه ساز انواع محدویت ها وامکانات برای افراد، گروه ها، نهادها، سازمان ها و دولت ها گردیده است. بدیهی است درشرایط کنونی به دلیل پیچیدگی فزاینده عرصه سیاست بین الملل و رفتار بازیگران بین المللی، بررسی و مطالعه مفهوم حقوق ملی باید با در نظرگرفتن فرآیند جهانی شدن صورت گیرد.
از ،(globalize,globalization) و اصطلاح هایی نظیر (Global ) واژه جهانی حدود سال های ۱۹۶۰ وارد ادبیات عامه شده اما تاکنون گفتمانی واحد، درباره مفهوم جهانی شدن تقریر نشده است« به بیان دیگر کماکان مفهوم جهانی شدن، از فقدان یک اجماع نظری جهانی رنج می برد».
جهانی شدن به مانند سایر مفاهیم علوم انسانی و به دلیل گستردگی و شمول آن بر ابعاد مختلف زندگی انسان، داشتن حالت سیالیت، عدم برخورداری از چهارچوب نظری مشترک و ثابت در بین صاحب نظران و ایجاد آثار عملی بعضاً متضاد و متناقض، دارای تعریف واحد و جهانی نیست.
جهانی شدن پدید های مبهم، پیچیده و دارای ابعاد گوناگون است. این ابهام از آن جهت است که عده ای آن را پروژه و برخی دیگر آن را فرآیند دانسته اند؛ برخی آن را پروژ های تحمیلی می دانند که غرب، در صدد تحمیل فرهنگ مصرف خود با رسوخ فرهنگ و ارزشهای سکولار از رهگذر تسلط بر رسانه ها و جریان اطلاعات و ارتباطات است. برخی دیگر با نگرشی مثبت، آن را عرصه ای برای ارتقای خود آگاهی های بشری،بهبود تجارت بین الملل، نزدیکی و هماهنگی بیشتر بازیگران بین

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *