پیان نامه نقش آموزش مهارت‌های گفت‌وگویی در کنش تفاهمی

پایان نامه کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی

نقش آموزش مهارت های گفت وگویی در کنش تفاهمی

ساختار و کارکرد گفت وگوی کندوکاوی دانش آموزان دبستانی

استاد مشاور: دکتر محمد سعید ذکایی

بهمن ۱۳۹۳

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده پژوهش

گفت­وگو مهارت های ویژه ای را می طلبد و قواعد و اصول خاصی بر مشارکت کنندگان تحمیل می کند که با گپ، مذاکره و… تفاوت دارد. پژوهش حاضر درصدد است به بررسی ساختار گفت­وگویی که در حلقه کندوکاو کلاس «فلسفه برای کودکان» در مقطع دبستان­ اجرا می­شود، بپردازد تا از خلال آن، مهارت­های لازم برای شکل گیری «گفت وگوی کندوکاوی» را شناسایی کرده و کارکرد و پیامد آن را با توجه به نظر متخصصان، تفسیر نماید.

الگوی گفت­وگوی کندوکاویِ ارائه شده در این پژوهش، تلفیقی از مفهوم «تفکر چندبعدی و بازاندیشانه» در آموزش «فلسفه برای کودکان»، با نظریات گفت وگوییِ حوزه میان فردی است که در بستر «منطقه تقریبی رشد» شکل می گیرد. و نهایتاً کارکرد این الگوی تراکنشی ارتباط، با تلفیق نظریه «کنش تفاهمی» هابرماس و مفهوم «تفکر بازاندیشانه» لیپمن، در دو بعد فردی و اجتماعی بیان می شود.

به منظور بررسی موضوع مدنظر این پژوهش، روند گفت­وگوهایِ حدود ۲۰۰ کلاس «فلسفه‎برای‎کودکان»، در پایه های مختلف تحصیلی،  مشاهده توصیفی، متمرکز و گزینشی شد و بر این اساس، از میان مجموع مشاهدات، متن برخی از گفت وگوها به صورت هدفمند، انتخاب و تحلیل مکالمه شد. همچنین برای تفسیر کارکرد این نوع آموزش های گفت وگو محور، مصاحبه متمرکز با ۱۵ تن از اساتید ارتباطات، جامعه شناسی و تعلیم و تربیت، که به نحوی در حوزه گفت­وگو صاحب نظر بودند، انجام شد.

یافته های پژوهش حاکی از آن است که حلقه­های کندوکاو «فلسفه برای کودکان» به مثابه «منطقه تقریبی رشد»، با فراهم کردن فضایی برای گفت­وگوی کودکان با یکدیگر، در حضور تسهیلگر (فرد تواناترِ فرهنگ)، می تواند نگرشی بازاندیشانه، مسئولانه، انتقادی و خلاقانه در آنها ایجاد کند. تعاملات موجود در این حلقه ها، از طریق روندهای ارتباطی که گفتار بیشترین نقش را در آنها دارد به صورت نمونه­ای از کنش تفاهمی شکل می­گیرد.

واژگان کلیدی: گفت­وگوی کندوکاوی- آموزش گفت­وگو محور- حلقه کندوکاو- منطقه تقریبی رشد- فلسفه برای کودکان- کنش تفاهمی- الگوی تراکنشی ارتباط- تحلیل مکالمه

فهرست مطالب

 

شماره­ صفحه عنوان                                                                                   
ت چکیده پژوهش
ح پیشگفتار
  فصل ۱: کلیات پژوهش
۱ ۱-۱          طرح مسأله
۴ ۱-۲ ضرورت و اهمیت موضوع پژوهش
۴ ۱-۲-۱ ضرورت نظری
۵ ۱-۲-۲ ضرورت عملی
۶ ۱-۳ اهداف پژوهش
۶ ۱-۳-۱ هدف اصلی پژوهش
۶ ۱-۳-۲ هدف­های فرعی پژوهش
۶ ۱-۴ پرسش بنیادین پژوهش
۶ ۱-۴-۱ پرسش­های فرعی پژوهش
۷ فصل ۲: مبانی نظری پژوهش
۸ بخش یکم: گفت وگو و ارتباطات میان فردی
۸      2-1-1 واکاوی مفهوم «گفت­وگو»
۱۰         2-1-1-1 تفاوت گفت وگو با سایر ژانرهای مشابه
۱۰ v    گفت­وگو و مذاکره
۱۰ v    گفت­وگو و گپ و صحبت
۱۱ v    گفت­وگو و مناظره
۱۱ v    گفت­وگو و مباحثه
۱۲ v    گفت­وگو و گفتمان
۱۳         2-1-1-2 شرایط و پیش­زمینه­های گفت­وگو
۱۳ v    شرایط درونی
۱۴ v    شرایط بیرونی
۱۴      2-1-2 نظریه­های گفت­وگویی در ارتباطات میان فردی
۱۵         2-1-2-1 گفت­وگوی سقراطی (نمونه­ای از گفت­وگوی انتقادی)
۱۷ v    انواع سه گانه بحث سقراطی
۱۷ ×     پرسشگری خودجوش یا برنامه ریزی نشده
۱۸ ×     پرسشگری اکتشافی
۱۸ ×     متمرکز یا هدفمند
۱۹         2-1-2-2 نظریه گفت­وگویی دیوید بوهم (نمونه­ای از گفت­وگوی خلاق)
۲۱ v    آرمان گفت وگو از منظر بوهم
۲۱         2-1-2-3 نظریه گفت­وگویی مارتین بوبر(نمونه­ ای از گفت­وگوی مراقبتی)
۲۳         2-1-2-4 نظریه گفت­وگویی ویلیام اسحاق (گفت­وگوی اندیشمندانه و بازاندیشانه)
۲۴ v    چالش گفت­وگو
۲۶ v    میدان­های گفت­وشنودی
۲۶ ×     میدان اول: میدان بی­ثباتی (حفظ ادب در فضای گفت‎وگو)
۲۶ ×     میدان دوم: تنش در میدان (اختلال در فضای گفت­وگو)
۲۷ ×     میدان سوم: تحقیق در میدان و شکوفایی گفت­وگوی اندیشمندانه
۲۸ ×     میدان چهارم: خلاقیت در میدان (گفت­وگوی زاینده)
۲۸ ×     ویژگی های مختلف برای سکوت در چهار فضای میدان گفت­وگویی
۲۹         2-1-2-5 مفاهیم مشترک در نظریات گفت وگویی مذکور
۲۹ v    ایجاد فضای مناسب برای گفت وگو
۲۹ v    تسهیلگر و راهنمای بحث
۳۰ v    گوش دادن
۳۲ v    احترام گذاشتن
۳۳ v    تعویق قضاوت
۳۳ v    ابراز کردن
۳۴ بخش دوم: گفت وگو و یادگیری
۳۴      2-2-1 جایگاه گفت­وگو در نظام آموزش و پرورش
۳۵      2-2-2 گفت­وگوی رهایی بخشِ پائولو فریره
۳۸      2-2-3 برنامه آموزشی«فلسفه‎برای‎کودکان»
۳۹         2-2-3-1 جان دیویی
۴۰         2-2-3-2 ویگوتسکی(رویکرد اجتماعی- فرهنگی رشد)
۴۲ v    زبان و تفکر
۴۳ v    منطقه تقریبی رشد
۴۵         2-2-3-3 یادگیری مشارکتی
۴۶ v    یادگیری به عنوان کندوکاو
۴۷ v    حلقه کندوکاو یا اجتماع پژوهشی
۵۲         2-2-3-4 تفکر زیربنای گفت وگوی کندوکاوی
۵۲ v    تفکرانتقادی در گفت­وگوی کندوکاومحور
۵۴ ×     تفکر انتقادی با میانجی گفت­وگو
۵۶ v    تفکر خلاق در گفت­وگوی کندوکاومحور
۵۶ ×     تفکر خلاق با میانجی گفت­وگو
۵۸ v    تفکر مراقبتی، روحِ گفت­وگوی کندوکاومحور
۶۱         2-2-3-5 ارزشیابی
۶۲      2-2-4 مفهوم«کودکی»
۶۵ بخش سوم: کنش مبتنی بر تفاهم؛ محصول گفت­وگو
۶۵      2-3-1 کنش ارتباطی هابرماس
۶۹         2-3-1-1 وضعیت آرمانی گفتار و اخلاق گفت­وگو
۷۰ بخش چهارم: پیشینه پژوهش
۷۰ ۲-۴-۱                        پژوهش­های داخلی
۷۰         2-4-1-1 پایان­نامه­های علوم تربیتی مرتبط
۷۱ v    پایان نامه های پیرامون «فلسفه‎برای‎کودکان»
۷۵         2-4-1-2 پایان­نامه­های با موضوع گفت وگو در بستر علوم اجتماعی و ارتباطات
۷۷         2-4-1-3 پایان­نامه­های با رویکرد میان رشته ای
۷۸      2-4-2 پژوهش­های خارجی
۷۸         2-4-2-1 پژوهش­های مرتبط با «فلسفه‎برای‏کودکان»
۷۹         2-4-2-2 سایر پژوهش های مرتبط
۸۲ بخش پنجم: چارچوب مفهومی پژوهش
۸۴ v    مدل مفهومی
۸۶ فصل ۳: روش پژوهش
۸۷ ۳-۱ روش پژوهش
۸۸      3-1-1 مشاهده همراه با مشارکت
۸۹         3-1-1-1 مراحل مشاهده همراه با مشارکت
۹۰      3-1-2 تحلیل مکالمه
۹۲         3-1-2-1 روش اجرای تحلیل گفت وگو
۹۵ v    سازوکار نوبت گیری
۹۵ v    سازوکار توالی و طراحی نوبت
۹۶ v    انتخاب واژگان و تأثیر آن بر شفافیت گفتار
۹۶ v    سازوکار اصلاح
۹۶ v    سازمان ساختار
۹۶         3-1-2-2 تحلیل مکالمه و تفاوت آن با سایر رویکردها نظیر تحلیل گفتمان
۹۷ ×     تفاوت های اصلی تحلیل مکالمه با سایر رویکردها از نظر«تن هاو»
۹۷      3-1-3 مصاحبه متمرکز
۹۸         3-1-3-1 مؤلفه­های مصاحبه متمرکز
۹۹ ۳-۲ جامعه آماری، روش نمونه­گیری و حجم نمونه
۹۹      3-2-1 جامعه آماری
۹۹      3-2-2 روش نمونه­گیری و حجم نمونه
۱۰۰ ۳-۳ رویه گردآوری داده­ها
۱۰۰ ۳-۴ پایایی و روایی پژوهش
۱۰۱      3-4-1 پایایی و روایی در داده­های کیفی
۱۰۲ ۳-۵ فنون مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده­ها
۱۰۳ فصل ۴: یافته های پژوهش
۱۰۴ بخش اول: توصیف و تفسیر مشاهدات همراه با مشارکت
۱۰۴      4-1-1 روند اجرای گفت­وگوی کندوکاوی در کلاس­های «فلسفه برای کودکان»
۱۰۷      4-1-2 تحلیل مکالمه و مشاهدات همراه با مشارکت
۱۰۷         4-1-2-1 گفت­وگو پیرامون مفهوم «درستی و نادرستی»
۱۲۷         4-1-2-2 گفت­وگو پیرامون چیستی مفهوم «زمان»
۱۴۰         4-1-2-3 گفت­وگو پیرامون چیستی «هنر»
۱۵۴      4-1-3 مفهوم سازی مهارت های مشاهده شده در گفت وگوی کندوکاوی
۱۵۴         4-1-3-1 الگوی تعامل کندوکاوی
۱۵۴ v    گوش دادن فعالانه
۱۵۵ v    مشارکت در بحث
۱۵۶ v    احترام گذاشتن
۱۵۷ v    پیوند و انسجام بحث
۱۵۸ v    خودتصحیحی
۱۶۱ v    بررسی اختلاف نظر
۱۶۲         4-1-3-2 مهارت­های استدلالی و مفهومی
۱۶۲ v    دلیل آوردن
۱۶۳ v    شفاف سازی معانی
۱۶۴ v    مثال زدن
۱۶۵ v    تمایز قائل شدن
۱۶۶ v    بررسی پیامدها و پیش فرض ها
۱۶۸     جمع بندی جداول الگوهای کندوکاو و مهارت های استدلالی و مفهومی
۱۷۰         4-1-3-3 مهارت­های ارتباط غیرکلامی
۱۷۳ بخش دوم: توصیف و تفسیر یافته­های مصاحبه متمرکز
۱۷۳      4-2-1 ضرورت و کارکرد آموزش گفت­وگوی کندوکاوی
۱۷۹      4-2-2 نقش یادگیری و اجرای گفت­وگو در توسعه جوامع
۱۸۴      4-2-3 زمینه­های فرهنگی و اجتماعی تضعیف کننده آموزش مهارت­های گفت­وگویی
۱۸۷      4-2-4 زمینه­های فرهنگی و اجتماعی تقویت کننده آموزش مهارت­های گفت­وگوی
۱۸۹      4-2-5  فراگیری و عمومیت بخشی آموزش مهارت­های گفت­وگویی در سطح جامعه
۱۹۱      4-2-6 تفسیر کنش­های مشاهده شده در فیلم توسط مصاحبه‎شوندگان
۱۹۵ فصل ۵: جمع بندی و نتیجه گیری
۱۹۶ ۵-۱ جمع­بندی پژوهش
۱۹۷      5-1-1 مشاهدات و تحلیل گفت وگوها
۱۹۸      5-1-2 مصاحبه متمرکز
۱۹۹ ۵-۲ نتیجه­گیری
۲۰۱ ۵-۳ موانع و مشکلات پژوهش
۲۰۲ ۵-۴ پیشنهادهای پژوهش
۲۰۳ منابع و مآخذ
۲۰۴ منابع فارسی
۲۰۹ منابع انگلیسی
۲۱۱ پیوست
۲۱۲ پروتکل­های مشاهده کلاس «فلسفه‎برای کودکان»
۲۱۸ قرارداد پیاده سازی تحلیل مکالمه
۲۲۰ اسامی مصاحبه شوندگان و کد اختصاص یافته به آنها
۲۲۲ لیست بازیابی داده ها
۲۳۱ چکیده انگلیسی

۱ طرح مسأله

در طی چند دهه گذشته، تکنولوژی های مدرن (رسانه­های نوین و شبکه­های اجتماعی)، شبکه ارتباطی گستردهای را به وجود آوردهاند که با وجود آن، در هر بخش عالم می­توان دائماً با بخش­های دیگر در تماس بود. با وجود این سیستم جهان گستر ارتباطی، برقراری ارتباط تقریباً در همه جا به نحو قابل ملاحظه­ای دچار اشکال است. انسان­هایی که در قالب ملت­های گوناگون، با سیستم­های سیاسی و اقتصادی متفاوت، در کشورهای مختلف زندگی می­کنند، به سختی می­توانند بدون جنگ و دعوا باهم صحبت کنند. در درون یک ملت واحد نیز، طبقات مختلف اجتماعی و گروه­های سیاسی و اقتصادی گرفتار وضعیت مشابهی هستند و توانایی درک و مفاهمه با یکدیگر را ندارند. در واقع در عصر جدید با وجود اینکه وسایل و ابزارهای ارتباطی پیشرفت بسیاری کرده­است، ولی این همه باعث تفاهم بیشتر انسان­ها نشده­است و این حاکی از آن است که صرف گسترش تبادل اطلاعات بین انسان­ها، موجب همدلی و تفاهم نمی­شود و چیزی از چالش­ها و مشکلات پیشِ رو کم نمی کند. و این همه اختلاف و حتی بحران، بیشتر از آنکه ناشی از نقطه نظرات متفاوت باشد از عدم توانایی انسان ها در اجرای گفت­وگو و تفاهم است.

همچنین، بسیاری از تهدیدها و بحران­هایی که بشر در دنیای مدرن با آن مواجه  شده است، ناشی از عادت های تفکر و فرایند­های ارتباط است. یکی از مسائل اصلی در معرفت بشر و مهم ترین عامل به وجود آورنده چالش های شناختی، ناتوانی آدمی در تفکر و اندیشیدن است. تضاد، کشمکش و کج فهمی بین آدم­ها، نفی دیگری و تأیید بی چون و چرای معرفت خویشتن از ویژگی­های  بارز انسان در آفت­های شناختی بشر در عصر معاصراست. در چنین وضعیتی، افراد آن چنان که شایسته است به اندیشه دیگری احترام نمی­گذارند، پیش از آنکه مهارت خوب شنیدن را یاد بگیرند، سخن می­گویند و دیگری را تحلیل می­کنند و لذا گرفتار پیش داوری های ذهنی هستند.

اگر در فضای اجتماعی به جای جدال برای تحمیل و تسلط یک اندیشه به دیگران، بتوان خود را از «تنها اندیشیدن» رها نمود و به مدد «گفت­وگو» همه صداها را شنید و همه انسان­ها را درک کرد، دیگر نیازی به تهدید و دشمنی در جامعه نخواهد بود. در گفت­وگو، ابتدا تفاهم مشترک از مسائل مورد نظر فراهم می­آید و سپس در روند «باهم اندیشیدن»، زمینه پیشنهاد برای یافتن و ارائه راه حل ایجاد می­گردد. «با گفت­وگو، زبان مشترک پیدا می­شود و با زبان مشترک، فکر مشترک شکل می­گیرد و با فکر مشترک رویکرد مشترک در قبال مسائل پدید می­آید. از این رو حاصل گفت­وگو در نهایت همدلی و همزبانی است.» (خانیکی،۱۳۸۷: ۹) اما انگیزه­های خودمحورانه در ما بزرگسالان چنین ریشه کرده­است که به آسانی نمی توان وارد گفت­وگو به معنای حقیقی آن شد. افزون بر این، ما گرفتار عادت­های گفتاری نادرستی در گفت وگوهایمان هستیم مانند «هرگونه بیان یا سؤال به نیت ابراز وجود به جای حقیقت جویی»، «سخنان طولانی، مکرر، پراکنده و گاهی بدون هدف به جای سخنان متمرکز و موجز»، «درد و دل­های شخصی به جای پرداختن به مسائل عمومی» و همچنین عادت های شنیداری نادرستی چون «شنیدن صدای الفاظ به جای گوش دادن به معانی واژه­ها»، «اندیشیدن به موضع خود پیش از گوش کردن به حرف دیگران»، «برداشت از حرف دیگران بدون شناسایی پیش فرض­های خود و آنها» و به این ترتیب، گفت­وگوها اساساً منجر به تفاهم نمی­شوند، مفید نبوده، به پیش نمی­روند و موجب کسالت روح می­شوند. (شهرتاش،۱۳۹۰)

شاید عده زیادی تصور کنند که گفت­وگو مهارت خاصی نمی طلبد اما در حقیقت چنین نیست. گفت­وگو مهارت های ویژه ای نیاز دارد و قواعد و اصول خاصی را بر مشارکت کنندگان تحمیل می کند که با گپ و صحبت معمولی متفاوت است. حداقل شرط برای برقراری یک گفت وگوی اصیل و واقعی، حفظ احترام «دیگری» است. برای گفت­وگو باید کانال­های ورود و خروج داده­ها به مغز و قلب کاملاً باز باشند؛ لذا لازم است ابتدا خوب گوش دادن، احترام گذاشتن به خود و دیگران از طریق سکوت و تمرکز روی موضوع و برهم نزدن تمرکز دیگران به هر نحو، رعایت ایجاز، شفاف گفتن و شفاف شنیدن، منطقی بودن، رسا صحبت کردن، در ارتباط با موضوع و بدون حاشیه‎روی و تکرار سخن گفتن را در خود پرورش دهیم.

شایان ذکر است که توانایی افراد برای انجام یک گفت­وگو و به عبارتی مهارت های گفت وگویی، اکتسابی است و بیش از همه می بایست در نظام آموزشی ایجاد گردد؛ شالوده­ این مهارت­ها باید از همان سال­های اولیه­ زندگی پی­ریزی شود، زیرا فراخ­اندیشی در همان سال­هایی آغاز می­شود که شخصیت و هویت کودک، به عنوان یک شخص متفکر در حال شکل­گیری است. در طول دوره­ای که کودکان، بزرگ­تر و بزرگ­سال می­شوند، تمایل روزافزونی به جزم­اندیشی و داشتن ذهن بسته در آنها وجود دارد. وقتی که ذهن بسته باشد، اعتقادات و باورها خودمحوراند و به عبارتی، آن­چه که «من» باور دارم بسیار اساسی­تر است از آن­چه که من «باور دارم». افراد متعصب فاقد توانایی لازم برای ورود به گفت­وگوی آزاد و مستدل هستند. نباید اجازه داد که چنین اتفاقی بیفتد. می­توان به کودکان آموزش داد تا ارزش و منزلت ظرفیت فکری خود را بدانند. همین­طور، اصول استدلال کردن، نحوه­ استفاده از دلیل به ­عنوان ابزاری برای یادگیری، نحوه­ یادگیری از دیگران، چگونگی ایفای نقش در فعالیت­های گروهی و تحقیقاتی را می­توان به کودکان آموزش داد. برای رسیدن به چنین هدف­هایی باید به آنها فرصت داد تا خودشان افکار و اندیشه­های خود را کشف کنند، ایده­هایشان را در قالب واژه­ها بیان کنند و نظریات خویش را ارائه دهند. آنان نیاز دارند که خود را به ­عنوان افرادی توانا، متفکر و با احساس کشف کنند. (فیشر ۱۳۸۶، ۹-۱۱)

از آنجا که دوره پیش دبستان و دبستان می تواند بهترین زمان برای پرورش و آماده کردن فکر و ذهن انسان های یک جامعه باشد، آموزش­ در این سنین از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چراکه می‎تواند خمیرمایه شخصیتی آنها را به تدریج و به نرمی از عواطف و احساسات به سوی قالب بندیِ عقل مدار هدایت کند. کودکان امروز در شکل­گیری جامعه فردا نقش کلیدی را ایفا می­کنند و می­توانند هنجارها و ناهنجاری­های اخلاقی و رفتاری را از نهادهای کوچکتری چون خانواده و مدرسه به بستر جامعه منتقل کنند و در آینده، این­گونه رفتارها را در نهاد خانواده خود بازتولید نمایند. کودکان بزرگترین سرمایه هر کشور به حساب می­آیند و درحقیقت ثروت یک ملت و نیز کیفیت زندگی جوامع در چند دهه آینده به میزان سرمایه­گذاری و نوع تربیت فرزندان آن جامعه بستگی دارد.

بر این اساس، آموزش مهارت­های گفت­وگویی از سنین پایین­، از عناصر بنیادین برنامه درسی فلسفه برای کودکان است. حلقه کندوکاو کلاس فلسفه‎برای کودکان، ساختاری میان فردی دارد که در آن، آموزش تفکر در قالب گفت­وگوی جمعی به وقوع می­پیوندد، تفکر فردی و جمعی به هم می­آمیزد و کودکان حقیقت را به یاری یکدیگرجست وجو می­کنند. گفت وگو پدیده­ای است میان فردی، که در آن فاعل شناسا محوریت خود را به ارتباط میان فردی می­دهد. ساختار هستی شناسانه ارتباط گفت وگویی به نحوی است که می‎توان آن را عاملی مؤثر در تربیت کودکانی متفکر و اندیشمند به شمار آورد. (پازوکی و احدی،۱۳۹۰: ۴)

با اینکه ضرورت و اهمیت گفت­وگو در مواجهات انسانی، مراودات میان فردی و نقش آن در حل چالش های جهانی برکسی پوشیده نیست اما آنچه در اکثر پژوهش­ها مغفول مانده آن است که چگونه می توان به گفت وگوی آرمانی دست یافت و آن را در جامعه بسط و توسعه داد؟ برای نیل به گفت­وگو لازم است چه مهارت­ها و ویژگی­هایی در فرد تقویت شود؟، چه نوع گفت­وگویی منجر به حصول فهم جمعی و تفاهم می شود؟، این گفت وگو بایستی چه ویژگی­ها و ابعادی داشته باشد؟ و …

از آنجاست که در این پژوهش قصد دارم ساختار گفت­وگو در حلقه کندوکاو کلاس فلسفه برای کودکان را بررسی کنم تا از خلال آن، مهارت­های لازم برای شکل گیری گفت وگوی کندوکاوی را شناسایی کرده و کارکرد و پیامد آن را با توجه به نظر متخصصان تفسیر نمایم.

 

۱-۲ ضرورت و اهمیت موضوع پژوهش

۱-۲-۱ ضرورت نظری

گفت­وگو به مثابه کنش مهم ارتباطی، از جمله موضوعاتی است که در رشته علوم ارتباطات کمتر مورد توجه قرارگرفته است و غالب پژوهش­های انجام شده، در حوزه ارتباطات جمعی بوده است. در این میان، انجام پژوهشی در حیطه ارتباطات انسانی و میان فردی، با نگاه موردی و خُردِ روش کیفی که به دنبال فهم و توصیف واقعیت ناب باشد، در حوزه تحقیقات علوم ارتباطات مهجور است. لذا امید می رود که پرداختن به این موضوعات، آن هم با نگاهی کیفی، بتواند افق­های روشنی را پیشِ روی پژوهش­های ارتباطی قرار دهد و راهگشای آنان دراین عرصه باشد.

همچنین، این پژوهش با بررسی آموزش‎های گفت‎وگو محور، می تواند به غنای تحقیقات مرتبط با آموزش سواد رسانه‎ای بیفزاید؛ چراکه با توجه به پژوهش های پیشین، آموزش تفکر انتقادیِ مبتنی بر گفت­وگو، می تواند تسریع‎کننده سواد رسانه­ای افراد باشد.

افزون بر موارد ذکر شده، پژوهش حاضر با مدنظر قراردادن کودکان و مسئله تعلیم و تربیت آنان، رویکردی میان رشته­ای دارد و از آنجا که مطالعات و ادبیات میان رشته ای در پی نوعی انباشت و هم آوایی است، سبب اعتلای کیفی علوم انسانی و اجتماعی خواهد شد.

۱-۲-۲ ضرورت عملی

جامعه متکثر و متنوع کنونی با خرده فرهنگ ها و گرایش های فکری مختلف، بیش از هر زمان دیگری، به گفت وگو نیاز دارد چراکه به صورت اجزاء تکه تکه ای درآمده و شکاف عمیقی میان افراد، در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی، مذهبی، علمی، هنری و… به چشم می خورد. آموزش گفت­وگو از جمله سازوکارهایی است که به مساعد شدن زمینه پذیرش همگانی آن کمک می کند.

از سویی، پایه­های تفکر عمیق و قوی را بایستی از کودکی بنا نهاد. کودکی که بیاموزد چگونه بیاندیشد، برای نظرات خود دلیل بیاورد، ایده های دیگران را بشنود و به آنها احترام بگذارد، و… در بزرگسالی، زمانی که در عرصه اجتماع، بار مسئولیتی را تقبل می­کند، می‎تواند انسانی عمیق، متفکر، خردمند و منطقی بوده و قضاوت هایی صحیح و دقیق داشته باشد. همچنین، بسیار مهم است که کودکان نظرات دیگر، از جمله نظرات دوستان و اطرافیان خویش را بشنوند که این امر شامل دیدگاه های مذهبی، اخلاقی و سیاسی نیز می شود و هیچ زمینه ای برای این نوع درک، بهتر از گفت­وگوی توأم با احترام وجود ندارد. در واقع، درک تفاوت های عمیق، بخشی از وظیفه مدارس دنیای امروز است. تربیت شهروندانی که بتوانند مسائل اجتماع مردم‎سالار را با ذهنی خلاق و نقاد بررسی کنند و در عرصه‎های مختلف مشارکت داشته باشند، از اهداف آموزش کندوکاو محور است.

علاوه بر این، رشد روزافزون اطلاعات و چالش­های مربوط به این حجم وسیع از دانش، به واسطه وجود تلویزیون، اینترنت و سایر رسانه ها، کودکان امروز را تحت تأثیر مسائلی قرار می دهد که خاص بزرگسالان است. در این خصوص، واکنش برخی والدین و مدارس آن است که باید ارزش های تجویز شده به کودکان آموزش داده شود و اما اگرچه آموزش این ارزش‎های سنتی اهمیت دارد، مسأله اصلی این است که آنها یاد بگیرند چگونه برای خود قضاوت های اخلاقی قابل قبولی داشته باشند.

باید توجه داشت، تغییر و تحولات جامعه کنونی، دگرگونی مداوم ارزش­ها را به دنبال دارد. در چنین جامعه‎ای، آنچه می­تواند به یاری کودکان در برخورد با چالش­های ارزشی بیاید، همانا درست اندیشیدن و پرورش قوه تحلیل و قضاوت است که این مهم در سایه آموزش فلسفه (فلسفیدن) به کودکان حاصل می شود. اگر کودکان را از همان سنین پایین مورد تشویق قرار ندهیم، آنها هم فکر کردن را متوقف و از بازی با ایده­ها خودداری می کنند. آنان باید یاد بگیرند، خلاقانه بیندیشند تا خود را برای زندگی در جهانی که به سرعت تغییر می­کند، آماده سازند.

امید آن است که روند کلاس­های گفت وگو محور «فلسفه برای کودکان»، دانش­آموزان را به افرادی تبدیل کند که آمادگی بحث و گفت­وگوی عقلانی، منطقی و انتقادی را برای حصول مفاهمه دارند. همچنین، این نوع آموزش‎ها با تقویت مهارت تفکرانتقادی در کودکان، می­تواند پایه و پیش­نیازی برای آموزش سواد رسانه ای­ باشد.

۱-۳ اهداف پژوهش

۱-۳-۱ هدف اصلی پژوهش

هدف اصلی این پژوهش، بررسی ساختار و کارکرد گفت­وگوهای کندوکاوی دانش­آموزان دبستانی است.

۱-۳-۲ هدف­های فرعی پژوهش

  • بررسی مؤلفه­ها و ابعاد گفت­وگوی کندوکاوی
  • شناسایی مهارت­ها و ویژگی­هایی تقویت شده در جریان گفت­وگوی کندوکاو محور
  • کارکرد و پیامد آموزش مهارت­های گفت­وگویی در بعد فردی و جمعی
  • تفسیر کنش­های مشاهده شده در روند تعاملات گفت­وگوی کلاس «فلسفه­برای کودکان»

۱-۴ پرسش بنیادین پژوهش

مهمترین پرسش پژوهش حاضر عبارت است از اینکه گفت­وگوی کندوکاوی یا اندیشمندانه چه مؤلفه­ها و ساختاری دارد و کارکرد و پیامد آموزش آن چه می­تواند باشد؟

۱-۴-۱ پرسش­های فرعی پژوهش

  • مؤلفه­ها و ابعاد گفت­وگو کندوکاوی چیست؟
  • در جریان گفت­وگوی کندوکاوی چه مهارت­ها و ویژگی­هایی در فرد تقویت می‎شود؟
  • از نگاه متخصصین تعلیم و تربیت، جامعه شناسی و ارتباطات، آموزش مهارت­های گفت­وگویی چه کارکردهایی در بعد فردی و جمعی دارد؟
  • چه نوع کنشی در روند تعاملات گفت­وگویی کلاس «فلسفه­برای کودکان» بازتولید می شود؟

تعداد صفحه :۲۴۸

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه نحوه انعکاس مطالب خبری مرتبط با داعش در رسانه‌های داخلی و خارجی

نحوه انعکاس مطالب خبری مرتبط با داعش در رسانه های داخلی و خارجی

«تحلیل محتوای  وبسایت های بی .بی. سی فارسی و صدای آمریکا و پرس تی وی»

استاد مشاور: دکتر علی اصغر کیا

دانشجو: سرمد توحیدی نژاد

  تابستان ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

عنوان این تحقیق بررسی نحوه ی بازتاب اخبار و مطالب مربوط به گروه داعش در سایت های بی.بی.سی فارسی و صدای آمریکای فارسی و پرس تی. وی بوده است. سوال اصلی هم عبارت بود از اینکه چه تفاوتی بین نحوه بازتاب مطالب و اخبار گروه داعش در این سایت ها وجود دارد؟ چارچوب نظری این پژوهش بر اساس نظریه برجسته سازی و چارچوب سازی نگاشته شده است و روش تحقیق نیز تحلیل محتوا می باشد. جامعه آماری این پژوهش همه مطالب و اخبار سایت بی.بی.سی فارسی وصدای آمریکا و پرس تی وی در مورد گروه داعش از ۲۱ مارچ ۲۰۱۴ تا ۲۰ مارچ ۲۰۱۵ است. روش نمونه گیری، نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای و تکنیک این پژوهش، تکنیک مقوله ای وارزیابی می باشد. در کل ۱۵ مقوله در قالب برگه کد گذاری انتخاب شد که پس از تجزیه و تحلیل آن ها در نرم افزار spss یافته های تحقیق استخراج شد.

 مهمترین یافته ها تحقیق: بر اساس نوع ارائه مطلب، منبع مطلب، عناصر خبری و ارزش های خبری تفاوت معنی داری بین وب سایت های مورد نظر در ارتباط با اخبار و مطالب گروه تروریستی داعش وجود ندارد. اما در مورد استفاده از چند رسانه ای ها همانطور که یافته ها نشان می دهد تفاوت معنی داری وجود دارد و وب سایت BBC بیشتر از دو وب سایت دیگر از چند رسانه ای ها استفاده می کند. در مورد اشاره به اختلاف شیعه و سنی هم وب سایت BBC بیشتر از دو وب سایت دیگر به این موضوع اشاره کرده است. در مورد موضوعات مطرح شده اختلاف زیادی بین هر سه وب سایت مشاهده می شود. در مورد اشاره به ماهیت و منشا داعش از نظر میزان اشاره در مطالب تفاوت چندانی بین وب سایت های مورد بررسی وجود نداشت اما از نظر نوع اشاره به ماهیت و منشا داعش سه وب سایت تفاوت معنی داری باهم داشتند. در مورد جانبداری و نوع اشاره هم تفاوت معنی داری دیده شد به این ترتیب که PRESS TV بیشتر از دو وب سایت دیگر از دولت های کنونی عراق و سوریه جانبداری می کند در حالی که BBC و VOA بیشتر از تغییرات سیاسی در عراق وسوریه جانبداری کرده اند.

نتایج نشان می دهد در حالی که وب سایت های BBC و VOA در مجموع تنها ۳ درصد از مطالبشان موضوع «مشروعیت بشار اسد» را مطرح کرده اند، وب سایت PRESS TV در بیشتر از ۱۸ درصد مطالب خود این موضوع را مطرح کرده است. همچنین در مورد موضوع «ضعف نهاد های حقوق بشر بین المللی» وب سایت PRSS TV در بیشتر از ۲۷ درصد مطالب به این موضوع اشاره کرده در حالی که  تنها ۱۰ درصد مطالب وب سایت VOA موضوع «ضعف نهادهای حقوق بشر بین المللی» را مطرح کرده اند. وب سایت BBC نیز تقریبا در ۱۵ درصد از مطالبش این موضوع را مطرح کرده است.  وب سایت BBC بیشتر از دو وب سایت دیگر چارچوب معنایی «اسلام گرا بودن» داعش را القا نموده است. و در مقابل وب سایت PRESS TV «غیر انسانی و متوحش دانستن داعش فارغ از دین و مذهب» را بیشتر از بقیه القا نموده است. همچنین در خصوص چارچوب معنایی «موج تهاجم و تعصب مذهبی» وب سایت BBC بیش از دو وب سایت دیگر به آن اشاره کرده است. وب سایت VOA نیز در در این موارد بیش تر از وب سایت PRESS TV بر «اسلام گرا بودن» داعش و «موج تهاجم و تعصب مذهبی» تاکید داشته است

کلمات کلیدی: چارچوب سازی، برجسته سازی، نحوه بازتاب، گروه تروریستی داعش

  فهرست مطالب

فصل اول: کلیات تحقیق.. ۸

مقدمه. ۹

۱-۱ طرح مسئله و تعریف آن. ۹

۱-۲ ضرورت و اهمیت تحقیق. ۱۳

۱-۲-۱ ضرورت و اهمیت نظری.. ۱۳

۱-۲-۲ ضرورت و اهمیت عملی.. ۱۴

۱-۳ اهدف تحقیق. ۱۵

فصل دوم: تدارک نظری تحقیق.. ۱۷

مقدمه. ۱۸

۲-۱ نگاهی به تاریخچه وبسایت های مورد بررسی.. ۱۹

۲-۱-۱ تاریخچه سایت بی.بی.سی فارسی BBC Persion. 19

۲-۱-۲ تاریخچه پرس تی وی Press tv. 19

۲-۱-۳ تاریخچه صدای آمریکا VOA.. 20

۲-۲ نگاهی به تاریخچه، پیدایش  و ماهیت گروه اسلامی عراق و شام (داعش) ۲۱

۲-۲-۱ تاریخچه پیدایش گروه ۲۲

۲-۲-۲ هدف از تأسیس داعش… ۲۴

۲-۲-۳ مناطق تحت نفوذ داعش در عراق و سوریه. ۲۴

۲-۲-۴ جنایت داعش در منطقه. ۲۵

۲-۲-۵ وضعیت گروه داعش و سرکرده آن. ۲۷

۲-۲-۶ تشکیلات و فرماندهی.. ۲۸

۲-۳ نظریه های تحقیق. ۲۹

۲-۳-۱ برجسته سازی.. ۲۹

۲-۳-۱-۱ تاریخچه شکل گیری نظریه برجسته سازی.. ۳۰

۲-۳-۱-۲ تعریف برجسته سازی.. ۳۱

۲-۳-۱-۳ اولویت ها و متغیرها در نظریه برجسته سازی.. ۳۳

۲-۳-۱-۴ فرآیند برجسته سازی.. ۳۴

۲-۳-۱-۵ عوامل موثر در برجسته سازی.. ۳۶

۲-۳-۲ نظریه چارچوب سازی.. ۴۰

۲-۴  بررسی تحقیقات پیشین.. ۴۳

۲-۴-۱ تحقیقات داخلی.. ۴۳

۲-۴-۲  تحقیقات خارجی.. ۵۰

۲-۵ چهارچوب نظری تحقیق. ۵۲

فصل سوم: روش شناسی تحقیق.. ۵۷

۳-۱ شمای تحقیق. ۵۸

۳-۲ روش تحقیق. ۵۸

۳-۳ سؤالات تحقیق. ۶۰

۳-۴ تعریف متغیرها و مفاهیم تحقیق. ۶۱

۳ـ۵ جامعه آماری.. ۶۷

۳ـ۶ حجم نمونه و روش نمونه گیری.. ۶۷

۳-۷ واحد های محتوا ۶۷

۳ـ۸  تکنیک تحقیق و روش گردآوری اطلاعات : ۶۸

۳ـ۹ جمع آوری و آزمون داده ها: ۶۸

 3-10 اعتبار یا روایی.. ۶۸

۳-۱۱ تکنیکهای آماری مورد استفاده در توصیف وتحلیل اطلاعات.. ۶۹

فصل چهارم: بررسی یافته ها ۷۰

مقدمه. ۷۱

۴-۱ توصیف یافته ها ۷۲

۴-۲ تحلیل یافته ها ۸۷

فصل پنجم: جمع بندی، نتیجه گیری و پیشنهادات.. ۱۰۷

مقدمه. ۱۰۸

۵-۱ جمع بندی یافته های توصیفی.. ۱۰۹

۵-۲ مقایسه وب سایت ها بر اساس مقوله های (متغیرها) تحقیق. ۱۱۲

۵-۳ نتیجه گیری.. ۱۱۸

۵-۵ پیشنهادها ۱۲۰

۵-۵-۱ پیشنهاد به مسئولان و کارورزان رسانه. ۱۲۰

۵-۵-۲ پیشنهاد برای محققان. ۱۲۱

۵-۴ محدودیتهای پژوهش… ۱۲۲

منابع. ۱۲۳

پیوست.. ۱۲۶

(دستورالعمل کدگذاری متغیرها) ۱۲۷

مقدمه

تقریبا دو سال است که اخبار گروه داعش اولویت اول بسیاری از رسانه های منطقه و جهان را به خود اختصاص داده است و اکثر خبرگزاری ها، روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی در این مدت سعی کرده اند با صرف هزینه های بالا و اعزام خبرنگار به این مناطق، به طور مستقیم اخبار و گزارش های مربوط را برای مخاطبانشان فراهم و منتشر کنند. این گروه تروریستی که به طور مشخص و رسمی از سال ۲۰۱۴ اقدامات تروریستی خود را در عراق و سوریه آغاز کرده است، هم اکنون تمام کشورهای منطقه را درگیر کرده و بین قدرت های منطقه ای و جهانی در مورد نحوه مقابله با این گروه تروریستی اختلافات زیادی جود دارد. البته نه تها در این مورد بلکه در خصوص منشا داعش، وابستگی داعش به قدرت های جهانی و منطقه و موضوعات دیگر هم چالش هایی وجود دارد. این اختلاف نظرها در نوع پوشش رسانه ای اقدامات این گروه نیز همواره به چشم می خورد. به گونه ای که تفسیر ها و تحلیل های مختلف و گاه متضادی در خصوص گروه داعش در رسانه های مختلف دیده می شود. این پژوهش به دنبال شناخت نحوه پوشش اخبار و مطالب گروه داعش و اقدامات این گروه در رسانه هاست که به طور موردی، سه وب سایت بی .بی .سی فارسی، صدای آمریکا فارسی و  پرس تی. وی را مورد بررسی قرار می دهد.

۱-۱ طرح مسئله و تعریف آن

تروریسم بی شک یکی از مسائل و مشکلات مهم جامعه کنونی است. دنیای کنونی تروریسم را بسان آفتی همسنگ اعتیاد به مواد مخدر و تجاوز به حقوق مسلم انسان ها و ملت ها و افراختن آتش جنگ شناخته است. صدها سمینار و کنفرانس برای شناختن و بررسی علل و ریشه های آن و روش های جلوگیری از آن در کشورهای غرب وشرق تشکیل شده وهزاران کتاب برای پژوهش درباره آن از دیدگاه های گوناگون و در زمینه های مختلف مانند جامعه شناسی، سیاسی، حقوقی، مذهبی و اخلاقی منتشر گردیده است. لیکن نه تنها تروریسم از بین نرفته یا تخفیف نیافته، بلکه بر وسعت دامنه و تنوع صور آن افزوده شده است.

فرهنگ بزرگ معروف لیتره تروریسم را برابر “برقراری سلطه ارعاب و وحشت” تعرف کرده است. اگر این تعریف را بپذیریم، ترور عملی منفرد یا عاطفی نیست بلکه اقدامی است گروهی، سازمان یافته و حتی استراتژی سیاسی. اصطلاح و واژه تروریسم پیش از قرن نوزدهم معمول نبود و واژه “ترور” به معنای ایجاد ترس و وحشت وارعاب بکار می رفت، اگر کسی شاه یا مقام عالی دولتی را ترور می کرد، به این عمل “سوء قصد” می گفتند. ترور و تروریسم در ادبیات قرن نوزدهم بکار رفت و بعد به این معنی معمول شد، شاید به این علت که در دوران انقلاب کبیر فرانسه حکومت تند روان و اعدامهای بی حد و حساب بیگناهان دوره “ترور” نام گرفت.

در دهه های ۶۰ و ۷۰ قرن بیستم اعمال تروریستی در اروپا و قاره های دیگر گسترش فوق العاده ای یافت و گروه هایی مانند “بریگاد سرخ” در ایتالیا و “بادر ماینهوف” در آلمان پدید آمدند که تروریسم را به مثابه استراتژی مبارزه سیاسی _ اجتماعی پذیرفته بودند. این گروهها از یکسو اشکال و روشهای جدید تروریسم را مانند آدم ربائی، گروگان گیری، بمب گذاری در مجامع عمومی، هواپیما ربائی، کشتی ربایی و حتی اتوبوس ربایی را بکار می برند و از سویی دیگر به تروریسم جنبه بین المللی دادند، یعنی برای اعمال تروریسم علیه مثلاً دولت اسپانیا مهندسان و استادان هلندی را که در استخدام آن بودند گروگان می گرفتند یا می کشتند! بدین سان طبق آمار سی. آی. ا (که خود از مبتکران و مشوقان تروریسم بوده است) در بین سالهای ۱۹۷۶_ ۱۹۶۸ جمعاً ۱۱۵۲ عمل تروریستی بین المللی انجام گرفته است اتباع یک کشور علیه شخصیتها و مؤسسات خود آن کشور نمی شود. این وضع موجب شد که دولتهای اروپایی و حتی بعضی کشورهای دیگر پیکار جدی تری را علیه تروریسم آغاز کنند یا آن را شدت بخشند. اتحادیه اروپا در ۱۰ ژانویه ۱۹۷۶ در طرح کنوانسیون اروپایی اعلام کرد که این گونه خشونتها مانند آدم ربایی، زندانی کردن خودکامه اشخاص و بمب گذاری در اماکن عمومی را جرم سیاسی نمی شمارد.

در تعریف ویژه ای از تروریسم می توان گفت “تروریسم یعنی اقدام غیر مشروع و توطئه آمیز برای کشتن یک یا چند انسان با نیت سیاسی یا به خاطر نیل به هدفهای سیاسی معین”.

خاورمیانه یکی از مناطقی است که همواره در معرض پیداش تروریست ها و گروه های افراطی بوده و هست. این منطقه طی ده سال گذشته ،  تحولات سیاسی زیادی را تجربه کرده است. بدین ترتیب در طی مدت چند سال گذشته تا کنون این منطقه به دلیل اتفاقات سیاسی که در آن در حال وقوع است مورد توجه تمام رسانه های جهان قرار گرفته است.  در سال های اخیر همراه با افزایش تنش ها و جنگ ها در منطقه خاورمیانه، شاهد شکل گیری و قدرت گرفتن گروه های رادیکالی بوده ایم که وجه اشتراک بیشتر آنها بکارگیری اسلحه و عملیات نظامی در پیشبرد اهداف و مبارزاتشان بوده است. یکی از مهمترین این گروه ها، گروه داعش است که در سال  های اخیر نقش غیر قبل انکاری در مناسبات منطقه و جهان ایفا کرده است و از سوی دیگر حجم وسیعی از اخبار رسانه های سراسر جهان را به خود اختصاص داده است. داعش که به عنوان یک گروه سلفی شناخته شده است در حال حاضر بخش قابل توجهی از سوریه و عراق را به اشغال نیروهای نظامی خود در آورده است. در طول جنگ های که بین داعش و دیگر قوای نظامی درگیر در منطقه چه دولت ها و چه گروه های دیگر در حال وقوع است، هزاران نفر کشته شده اند و میلیون ها نفر مجبور به ترک خانه و میهن خود شدند. در این میان گروه تروریستی داعش با راه اندازی شبکه های وسیعی از تبلیغات رسانه ای و مردمی موفق به جذب نیروها و امکانات بیشتری شد که به عنوان نمونه می توان به تعداد زیاد بازدید و پوشش گسترده ویدیوها، تصاویر و مطالب این گروه در شبکه های مجازی اشاره کرد، در همین راستا هم بسیاری از رسانه های مشخص جهان بخش قابل توجه ای از اخبار و برنامه های تحلیلی و کارشناسی خود را به اقدامات و مسائل پیرامونی مربوط به این گروه اختصاص داده اند و در کنار پوشش خبری آنچه که واقعیت ها در منطقه معرفی می شوند، پروژه اسلام هراسی خود را با تکیه بر این واقعیت ها با موفقیت بیشتری به پیش می برند.

   اخبار این گروه  مورد توجه تمام رسانه های جهان قرار گرفته است. با توجه به اینکه امروزه همه کشورها به دلیل نیازشان به هم وابسته اند لذا نمی توان گفت که این تحولات فقط مربوط به منطقه خاورمیانه است. از این جهت رسانه های هر کشوری با توجه به خط مشی های خود و همچنین سیاست های خارجی آن کشور به انعکاس این اخبار در بین مردم و مخاطبان خود اقدام می کنند.

    وسایل ارتباط جمعی، امروزه جزء جدایی ناپذیر زندگی انسان ها به شمار می روند. انسان ها برای گرفتن تصمیمات بهینه، نیاز به اطلاعات و داده های درست، جامع و روشن دارند که معمولاً این اطلاعات را از رسانه ها به دست می آورند.

      «یکی از کارکرد های ویژه رسانه های ارتباط جمعی، پخش مداوم و روزانه اخبار است. در واقع می توان گفت، انتشار جریان رویداد های اجتماعی، وظیفه و نقش اساسی وسایل ارتباط جمعی است؛ خبر به عنوان یک تولید رسانه ای، گزارشی از رویداد های واقعی و عینی دارای یک یا چند ارزش خبری است که تحت تأثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی شکل می گیرد» (بدیعی و قندی، ۱۳۸۷، ص ۲۵). خبر تنها ابزار ارائه و انتقال اطلاعات نیست. مطلع شدن از تحولات و اتفاقات، به انسان امکان شناخت و درک بهتر محیط و رفع احتیاجات فردی و جمعی خود را می دهد و او می تواند با آگاهی کامل به حقوق و مسئولیت های خود، با آسایش و آرامش به زندگی ادامه دهد(معتمد نژاد، ۱۳۷۹: ۳۵).

     نظام خبررسانی در رسانه های ارتباطی به مجموعه های انسانی کمک می کند تا با در پیش گرفتن رویه های مناسب به زندگی شخصی و اجتماعی خود سمت و سوی مفیدی دهند. در حقیقت، خبر منعکس کننده الگوها، سبک ها، شاخص ها و نیازهای انسان ها درباره یکدیگر است. در میان تمام وسایل ارتباطی  که هر یک به گونه ای مخاطب را با خود همراه و دریچه نگاه او به پیرامونش را مشخص می سازد، اینترنت و فضای سایبرنتیک جایگاهی ویژه و بی بدیلی را به خود اختصاص داده است؛ به طوری که بسیاری از صاحب نظران علوم ارتباطات از اینترنت به عنوان یکی از ابزارهای جنگ روانی در نیای معاصر یاد کرده اند.

     با گذشت زمان و فراگیر شدن روزافزون شبکه جهانی اینترنت، قدرت خبری آن در جلب نظر مخاطبان بیشتر و بیشتر شده تا آنجا که بسیاری از مخاطبان ترجیح می دهند که نیاز خبری خود را از این طریق تأمین نمایند. پر واضح است که بخش وسیعی از اخبار رسانه ها از جمله سایت ها را اخبار خارجی و بین المللی با عنوان پوشش بین المللی اخبار تشکیل می دهد. یک بعد پوشش بین المللی اخبار این است که چگونه هر یک از رسانه ها، اخبار مربوط به کشور های دیگر یا به طور کلی جهان را پوشش می دهند.

سایت بی .بی .سی فارسی و صدای امریکا فارسی، مخاطبان هدف خود را فارسی زبانان کشور های ایران، تاجیکستان و افغانستان، آسیای مرکزی، خاورمیانه و اروپا در نظر گرفته است . این سایت های خبری به عنوان نمونه هایی از رسانه های غربی پر مخاطب که برای کشور های در حال توسعه راه اندازی شده اند، بر آن هستند تا مخاطبان خود را به سمت سیاست های مطابق با صاحبان این رسانه ها سوق دهند. سایت پرس تی وی نیز به عنوان یک سایت ایرانی بین المللی، هر روزه اخبار مربوط به گروه افراطی و تروریستی داعش را بازتاب داده است. اما نگاهی گذرا به این حوادث نشان می دهد وب سایت های خبری با گزینش اخبار و با توجه به ساختار خاص سیاست های حاکم بر خود باعث شکل گیری ذهنیت های متفاوتی در بین مخاطبان خود هستند. بنابراین تلاش می شود در این پژوهش با تجزیه و تحلیل این دو وب سایت غربی که برای کشور های در حال توسعه راه اندازی شده، سیاست های حاکم بر این رسانه های غربی را نسبت به گروه داعش و فعالیت های این گروه در منطقه ی خاورمیانه را باز کاوی کرد.

       این تحقیق در پی بررسی تطبیقی نحوه ی بازتاب اخبار مربوط به گروه داعش وفعالیت این گروه در منطقه ی خاورمیانه در وب سایت های خبری غربی (بی بی سی فارسی، صدای آمریکا فارسی) و وب سایت پرس تی وی است است که به طور خاص اخبار مربوط به نحوه ی شکل کیری و فعالیت گروه داعش را در منطقه خاورمیانه، در این دو سایت خبری مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین مساله اصلی این تحقیق این است که وب سایت های بی.بی.سی فارسی و صدای آمریکا فارسی و وب سایت پرس تی وی  چگونه (کیفیت) اخبار مربوط به گروه داعش را پوشش می دهند؟ و چه تفاوتی بین نحوه بازتاب اخبار و مطالب مربوط به گروه داعش بر اساس مقوله های «نوع ارائه مطلب، منبع مطلب، عناصر خبری و ارزش های خبری، استفاده از چند رسانه ای ها، اشاره به اختلاف شیعه و سنی، اشاره به دخالت کشور ها، راه حل مقابله با داعش بار القایی مطالب، جانبداری، اشاره به ماهیت و منشا داعش، موضوعات مطرح شده» بین وب سایت های مورد بررسی وجود دارد؟

۱-۲ ضرورت و اهمیت تحقیق

۱-۲-۱ ضرورت و اهمیت نظری

منطقه خاورمیانه به دلیل شرایط خاص جغرافیایی و وجود منابع طبیعیِ غنی خصوصاً در یک قرن اخیر مورد تهاجم کشورهای استعمارگر بوده و هست. از این جهت تحولات اخیر این منطقه برای اکثر کشورها بخصوص کشورهای غربی دارای اهمیت خاصی است، و لذا نحوه انعکاس اخبار مربوط به این تحولات برای بسیاری از کشورها امری حساس و حائز اهمیت است. از سوی دیگر اهمیت اخبار تحولات مذکور برای مخاطب ایرانی به دلیل مجاورت جغرافیایی با بعضی از مناطق فعالیت گروه داعش مورد بررسی(تأثیر کروه داعش و فعالیت های این گروه بر آینده سیاسی و اجتماعی دولت و ملت ایران) و همچنین به جهت مجاورت معنوی ( از این جهت که در بعضی از این کشورها  مردم مسلمان  و شیعه زندگی می کنند) و سایر مخاطبان در جهان نیز بسیار مهم و جای تأمل است؛ به طوری که مخاطبان به صورت فعّالانه به دنبال اخبار و حوادث ناشی از فعالیت این گروه  هستند و برای دستیابی به این هدف به گزینش رسانه جهت کسب اخبار مبادرت می ورزند.

     از آنجا که بازتاب این تحولات در هر رسانه هم سو با سیاست های نظام حاکم بر آن رسانه می باشد و هر رسانه در نوع خود به گونه ای نماینده آن کشور در میدان سیاسی و بین المللی است، لذا تحلیل اخبار و محتوای رسانه برای صاحبان آن رسانه مهم و حیاتی است. در این شرایط تمام کشورهای دنیا سعی می کنند دیدگاه ها و ایدئولوژی خود را درباره گروه داعش و فعالیت های این گروه و حوادث ناشی از آن ، بر اساس منافع اقتصادی و سیاسی خود از طریق شبکه ها و سایت های خبری در سراسر دنیا منتشر سازند و از این وقایع به نحوی به نفع خود استفاده کنند. در این بین سایت های غربی (بی.بی.سی فارسی و صدای آمریکا)  ادعا دارند که سعی دارند اخبار، اطلاعات و تحلیل های دقیق، بی طرف و متوازن را از منظری جهانی به مخاطبان عرضه کند.

    بنابراین ضروری است چگونگی انعکاسِ اخبارِ مربط به گروه تروریستی داعش مورد بررسی قرار بگیرد تا مشخص شود که سایت بی.بی.سی فارسی وصدای آمریکا  تا چه حد این ادعا را تحقق بخشیده اند و یا در مقابل، چگونه تلاش می کنند افکار عمومی را سمت و سو دهند. همچنین با توجه به اینکه پرس تی وی به عنوان رسانه ای بین المللی در کشور شناخته می شود و به نوعی نماینده ایران در رقابت رسانه ای با دیگر کشورها است لذا نحوه ی بازتاب اخبار کشورهای مذکور توسط  این سایت از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ خصوصاً اینکه این  رسانه ها به شدت به رقابت رسانه ای و ایدئولوژیکی باهم می پردازند و نماینده ابن کشورها با سیاست های متفاوتی هستند. کشور ایران به عنوان یکی از اهرم های قدرت در خاورمیانه و کشورهای انگلستان و آمریکا  هم به عنوان کشورهای اروپایی صاحب منافع سیاسی-اقتصادی در خاورمیانه هستند و این تحولات می تواند بر آینده سیاسی این کشورها تأثیرگذار باشد. لذا باید دید که این سایت ها با توجه به منافع و سیاست های خود در منطقه چگونه اخبار مربوط به  این تحولات را منعکس می کنند.

 1-2-2 ضرورت و اهمیت عملی 

  از آنجا که شناخت ایدئولوژی های حاکم بر متون رسانه ای وسایل ارتباطی، همواره می تواند در پیشبرد سیاست های پیش بینی کننده و مهارکننده رسانه ای مفید باشد، لذا این تحقیق برای سیاست گذاران رسانه ای از این جهت دارای اهمیت است تا برای آنها مشخص شود که تا چه حد توانسته اند سیاست های جمهوری اسلامی ایران را در این تحولات بازتاب دهند و در این راه چه قدر موفق بوده اند، و نقاط قوت و ضعف خود را در رقابت با رسانه های رقیب و بیگانه از جمله بی.بی.سی فارسی و صدای آمریکا پیدا کنند. همچنین تحلیل محتوای اخبار  این سایت ها این امکان را فراهم می سازد تا به موضع گیری آنها و در اصل موضع گیری مالکان، اداره کنندگان و دولت های حامی این سایت های  خبری را در قبال گروه داعش پی ببریم. انجام چنین تحقیق و ارائه تصویری روشن از ساختار و محتوای اخبار سایت بی.بی.سی فارسی و صدای آمریکا در  مورد گروه داعش و مطابقت آن با  اخبار سایت پرس تی وی می تواند رسانه ها را در برآورد وضعیت محیطی یاری دهد، و به بهبود و ارتقای اخبار پخش شده این تحولات منجر شود. همچنین به سبب آشنایی علمی و منظم[۱](سیستماتیک) با وضعیت اخبار  بهتر می توان به سیاست گذاری رسانه ای درون و برون مرزی پرداخت. با توجه به اینکه یکی از رویکرد های پژوهشی در زمینه مواجهه با متن ارتباطی، تحلیل کمی محتوای آشکار پیام است تا با رویکردی عینی آنچه را که رسانه به مخاطب ارائه داده است مورد تحلیل قرار گیرد..

     همچنین با توجه به اینکه یکی از رویکرد های پژوهشی در زمینه مواجهه با متن ارتباطی،  تحلیل کمی محتوای آشکار پیام است تا با رویکردی عینی آنچه را که رسانه به مخاطب ارائه داده است مورد تحلیل قرار گیرد. بنابراین با توجه به مسائل مذکور ضروری است با قواعد علمی محتوای این وب سایت های خبری بررسی گردد، تا شاید کمکی باشد به پیشبرد و توسعه علم ارتباطات در زمینه تحلیل محتوای اخبار رسانه ها.

۱-۳ هدف تحقیق

هدف اصلی

این تحقیق در پی شناخت نحوه ی بازتاب اخبار مربوط به اخبار گروه داعش در سایت های بی.بی.سی فارسی و صدای آمریکا فارسی و پرس تی وی است.

 اهداف فرعی

  1. شناخت نوع ارائه مطالب با در نظر داشتن متغییرهای مانند (خبر، مقاله، مصاحبه، گزارش و…)
  2. شناخت ارزش های خبری برجسته شده در اخبار و مطالب هر کدام از سایت های مورد بررسی
  3. شناخت عناصر خبری برجسته شده در هر کدام از سایت ها
  4. شناخت نوع منبع مورد استفاده در هر کدام از سایت های مورد بررسی
  5. شناخت میزان استفاده از چند رسانه ای ها و انواع آن در مطالب و اخبار مربوط به داعش
  6. شناخت میزان جانبداری و جهت آن در سایت های مورد پژوهش در رابطه با اخبار مربوط به داعش
  7. شناخت چارچوب های معنایی مورد استفاده در هر کدام از سایت های مورد بررسی
  8. شناخت نوع اشاره به ماهیت داعش در مطالب
  9. شناخت نوع اشاره به منشا و علل پیدایی داعش در مطالب
  • شناخت موضوعات مطرح شده در مطالب و اخبار مربوط به داعش
  • شناخت نوع اشاره به مقابله با داعش و راه حل آن در مطالب
  • شناخت تفاوت در اشاره به اختلاف شیعه و سنی در مطالب مطالب و اخبار مربوط به داعش

[۱] – Systematic

تعداد صفحه :۱۳۱

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه مطبوعات و اخلاق رسانه¬ای: تحلیل محتوای اخبار روزنامهای کیهان

پایان­نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته­ی علوم ارتباطات

 مطبوعات و اخلاق رسانه­ای: تحلیل محتوای اخبار روزنامه­های کیهان، ایران، شرق و همشهری بر اساس اصول اخلاق حرفه­ای

 استاد مشاور

دکتر سید محمد مهدی­زاده

زمستان ۱۳۹۳

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

پژوهش حاضر با عنوان «مطبوعات و اخلاق رسانه­ای: تحلیل محتوای اخبار روزنامه­های کیهان، ایران، شرق و همشهری بر اساس اصول اخلاق حرفه­ای در نیمه دوم سال ۹۱» انجام شده است. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی عملکرد اخلاقی روزنامه­های اشاره شده بر اساس اصول: رعایت ادب، مثبت گرایی، اتحاد و پرهیز از تفرقه افکنی، اشاره به تخلفات و سوء استفاده­ها، عدالت و بیطرفی، استناد به منابع معتبر، تلاش برای صلح جهانی، احترام به حریم خصوصی و حمایت از حقوق گروه­های آسیب پذیر است که از اصول بین المللی اخلاق حرفه­ای و متن پیش نویس میثاق اصول اخلاقی حرفه روزنامه نگاری ایران استخراج شده است.

در پژوهش حاضر، نظریه­های مربوط به اخلاق نظری و همچنین اخلاق حرفه­ای در حیطه­ی رسانه و بالاخص مطبوعات و الزامات اخلاق حرفه­ای در سازمان­های رسانه­ای مورد مطالعه قرار گرفته­اند و چارچوب نظری تحقیق به دست آمده است. روش تحقیق در این پایان نامه تحلیل محتوا است و داده­ها از طریق پرسشنامه معکوس و دستورالعمل کدگذاری به دست آمده است. نمونه گیری از نوع نمونه گیری احتمالی و روش تصادفی سیستماتیک انجام شده است و ۹۹۱ خبر به عنوان نمونه انتخاب شده است. میزان پایبندی به اخلاق حرفه­ای، رعایت ادب، مثبت گرایی، اتحاد و پرهیز از تفرقه افکنی، اشاره به تخلفات و سوء استفاده­ها، عدالت و بیطرفی، استناد به منابع معتبر، تلاش برای صلح جهانی، احترام به حریم خصوصی و حمایت از حقوق گروه­های آسیب پذیردر اخبار روزنامه های مورد بررسی مهمترین مفاهیم این تحقیق می­باشند.

مهم­ترین نتایج به دست آمده از این تحقیق عبارتند از:

– روزنامه کیهان، ایران، شرق و همشهری در پایبندی به اصول اخلاق حرفه­ای روزنامه نگاری با یکدیگر تفاوت معنی­داری دارند.

– احترام به حریم خصوصی و استناد به منابع معتبر دو اصلی است که بیشترین میزان توجه و پایبندی را در اخبار روزنامه­های مورد بررسی داشته است.

– اشاره به تخلفات و سوء استفاده­ها و پرداختن به اقشار آسیب دیده از موضوعاتی است که کمترین پوشش خبری را در اخبار روزنامه­های مورد بررسی داشته است.

– روزنامه کیهان، ایران، شرق و همشهری در رعایت اصل ادب و حفظ عزت و آبروی دیگران، با یکدیگر تفاوت معنی­داری دارند.

–  اخبار سیاسی پایین­ترین میزان رعایت اخلاق حرفه­ای را در کل اخبار داشته است.

– روزنامه کیهان، ایران، شرق و همشهری در رعایت اصل اعتبار منبع، با یکدیگر تفاوت معنی­داری دارند.

– روزنامه همشهری بالاترین میزان پایبندی به اصول اخلاق حرفه­ای روزنامه نگاری و روزنامه کیهان پایین­ترین میزان پایبندی را به این اصول داشته است.

– روزنامه کیهان، ایران، شرق و همشهری در رعایت اصل احترام به حریم خصوصی، با یکدیگر تفاوت معنی داری ندارند.

واژگان کلیدی: اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری، رعایت ادب، مثبت گرایی، اتحاد و پرهیز از تفرقه افکنی، اشاره به تخلفات و سوء استفاده­ها، عدالت و بیطرفی، استناد به منابع معتبر، تلاش برای صلح جهانی، احترام به حریم خصوصی، حمایت از حقوق گروه­های آسیب پذیر.

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                              صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه. ۲

۱-۱ طرح مسأله. ۶

۱-۲  ضرورت و اهمیت پژوهش…. ۱۰

۱-۲-۱ ضرورت علمی.. ۱۰

۱-۲-۲ ضرورت عملی.. ۱۱

۱-۳ اهداف تحقیق.. ۱۳

۱-۳-۱هدف کلی.. ۱۴

۱-۳-۲ اهداف جزئی.. ۱۴

 

فصل دوم: ادبیات و مبانی نظری پژوهش

مقدمه. ۱۷

۲-۱ بخش اول: مرور تاریخی.. ۱۷

۲-۱-۱ تاریخچه اصول اخلاقی حاکم بر مطبوعات در جهان.. ۱۷

۲-۱-۲ تاریخچه اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری در ایران.. ۳۹

۲-۲ بخش دوم: مرور مفهومی.. ۴۱

۲-۳ بخش سوم: مرور نظری.. ۶۰

۲-۳-۱اخلاق نظری.. ۶۱

۲-۳-۱-۱رویکردهای علم اخلاق.. ۶۱

۲-۳-۱-۲ نظریه های فریضه شناختی و غایت گرایانه ی اخلاق.. ۶۱

۲-۳-۱-۳ پیروان اخلاق پیامدگرا و غیر پیامدگرا ۶۲

۲-۳-۱-۴ قضاوت های اخلاقی / تایلور. ۶۴

۲-۳-۲ اخلاق حرفه ای.. ۶۵

۲-۳-۲ -۱- نظریه مسئولیت “مردم آگاه – مطبوعات قابل دسترس (Informed-Public-Accessible-Press)”. 65

۲-۳-۲-۲ نگرش ها به عملکرد روزنامه نگاری اخلاقی.. ۶۵

۲-۳-۲-۳ نظریه هنجاری رسانه ها ۶۸

۲-۳-۲– ۴ اخلاقیات رسانه ها- دفلور و دنیس…. ۷۶

۲-۳-۲-۵ وظیفه اخلاقی رسانه ها_کریستینز،روتسل و فالکر. ۷۸

۲-۳-۲-۶  نظریات مربوط به تجاوز به حریم خصوصی.. ۷۸

۲-۳-۲-۷ الزامات اخلاقی مک کوایل.. ۷۹

۲-۴ بخش چهارم: مرور تجربی.. ۸۰

۲-۴-۱ پژوهش های داخلی.. ۸۰

۲-۴-۲ پژوهش های خارجی.. ۸۸

۲-۴-۳ جمع بندی.. ۹۱

۲-۵ بخش پنجم: چارچوب نظری و سوالات پژوهش…. ۹۳

۲-۵-۱ چارچوب نظری.. ۹۳

۲-۵-۲ سوالات پژوهش…. ۹۶

 

فصل سوم: مباحث روش شناختی

مقدمه. ۱۰۰

۳-۱روش تحقیق.. ۱۰۰

۳-۲ تکنیک گردآوری داده ها. ۱۰۲

۳-۳ جامعه آماری.. ۱۰۳

۳-۴ حجم نمونه. ۱۰۵

۳-۵ روش نمونه گیری.. ۱۰۶

۳-۶ تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم.. ۱۰۷

۳-۷ اعتبار و پایایی.. ۱۲۲

۳-۸ سطح و نحوه تجزیه و تحلیل داده ها. ۱۲۴

 

فصل چهارم: یافته های پژوهش

مقدمه. ۱۲۶

۴-۱ بخش اول: توصیف یافته ها. ۱۲۶

۴-۱-۱ نام روزنامه و توزیع اخبار آنها ۱۲۶

۴-۱-۲ نوع یا موضوع خبر. ۱۲۷

۴-۱-۳ وضعیت میزان پایبندی به رعایت اصول اخلاق حرفه ای.. ۱۲۸

۴-۲ بخش دوم:  تحلیل یافته ها. ۱۳۷

 

فصل پنجم: خلاصه و نتیجه گیری

مقدمه. ۱۶۰

۵-۱خلاصه نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها. ۱۶۰

۵-۱-۱ نتایج توصیفی.. ۱۶۰

۵-۱-۲ نتایج تحلیلی.. ۱۶۱

۵-۲ جمع بندی و نتیجه گیری.. ۱۶۳

۵-۳ پیشنهادها و راهکارها. ۱۶۹

۵-۳-۱ پیشنهادها به مسئولان.. ۱۶۹

۵-۳-۲ پیشنهادها به محققان بعدی.. ۱۷۱

۵-۴ محدودیتهای تحقیق.. ۱۷۲

 

منابع

منابع فارسی.. ۱۷۴

منابع انگلیسی.. ۱۸۰

پیوست

مقدمه

اخلاق به عنوان یک نظام از ارزش های خیر و شر و عمل مربوط به آنها در جهانی که به تعبیر “هابز”، در آن انسان گرگ انسان است، تنها ابزار و معیاری است که می­تواند در کنار حقوق و قانون در تمامی عرصه­ها از جمله رسانه در جهت کاهش مشکلات و تنش های میان افراد به عنوان عامل موثر عمل کند. رعایت اخلاق حرفه ای رسانه، مثل رعایت اخلاق در سایر عرصه ها، مبتنی بر ارزش ها، فضیلت ها و اصولی است که مشخص می کنند چه چیزی صحیح و چه چیزی غلط است.

ضرورت تدوین، تهیه و تصویب اصول و مقررات اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به موازات گسترش مطبوعات خبری و تجاری بوجود آمد.این امر، ابتدا از سوی انجمن ها، اتحادیه ها و سندیکاهای حرفه ای صاحبان مطبوعات و روزنامه نگاران کشورهای غربی مورد توجه قرار گرفت. سپس سازمان های حرفه ای بین المللی و منطقه ای و همچنین “جامعه ملل” و “سازمان ملل متحده” به حمایت از آن مبادرت ورزیدند.پیشینه تدوین و کلیه مقررات اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری به سال ۱۹۱۲ برمی گردد. به واقع با تاسیس نخستین شورای مطبوعاتی از سوی نروژی ها نخستین اصول اخلاق حرفه ای نیز در عالم مطبوعات پدید آمد. سپس سوئدی ها در سال ۱۹۱۶ و فرانسوی ها در سال ۱۹۱۸ و فنلاندی ها در سال ۱۹۱۹ و آمریکایی ها در سال ۱۹۲۲ برای تدوین این مقررات اقدام کردند. (اسدی، ۳۳:۱۳۸۱)

در واقع اخلاق حرفه­ای به مجموعه اصولی اطلاق می­شود که باید توسط ارتباط­گران و سازمان­های ارتباطی رعایت شود. انگیزه از انتخاب این موضوع، فهم جایگاه اخلاق حرفه ای در روزنامه های مورد بررسی و میزان پایبندی آن ها به این اصول و مورد نقد قرار دادن برخی بی توجهی ها در مطبوعات به اصول اخلاق حرفه ای است.

اخلاق رسانه ای نقطه­ی تلاقی علم اخلاق و عمل رسانه یا ارتباط جمعی است.اخلاق رسانه ای امری درونی و مرتبط با ارزش ها و هنجارها است. به وسیله­ی این مفهوم درونی است که ارتباط گر و سازمان ارتباطی باید مجموعه ی قواعد و اصول اخلاقی را رعایت کنند و از این نظر با حقوق و قانون رسانه ها متفاوت است.چه بسا بسیاری از شگردهای رسانه ای که به ظاهر با هیچ اصل و بند و تبصره­ای از حقوق و قانون تنافی نداشته باشد، اما با اصول اخلاق منافات دارد. ازسوی دیگر اخلاق رسانه ای با ارزش ها و هنجارها سروکار دارد، ارزش ها و هنجارهایی که از درون فرهنگ جامعه و در جامعه ی اسلامی از درون فرهنگ اسلامی سربر می آورد، لذا اخلاق رسانه ای تابع اصول و قواعدی کلی و جهان شمول است، اما به سبب ریشه گرفتن آن از مجموعه ی ارزش های بطن جامعه می تواند از جامعه و فرهنگی به جامعه و فرهنگ دیگر متفاوت و متغیر باشد. دکتر حمید مولانا از اساتید برجسته ارتباطات، در این زمینه می گوید: آنچه مربوط به حدود و ثغور ارتباطات و اخلاقیات است، در مرحله­ی اول این نکته است که حدود و ثغور بررسی و تحقیق امری به نام اخلاق از جامعه ای به جامعه دیگر فرق می کند. این امر حرکتی عقلانی تلقی می شود که به وسیله ی آن تعیین می کنیم یک فرد به عنوان عضوی از جامعه چه کاری را به عنوان کار “درست” به طور داوطلبانه انجام دهد. (شایگان، ۱۸۸:۱۳۹۰)

رابطه تنگاتنگی میان اخلاق و ارتباطات وجود دارد و این امر با توجه به لغزش هایی که در این حرفه موجود است در مقایسه با اصول اخلاقی حرفه های دیگر، اهمیت می یابد. بنابراین با توجه به اهمیت رعایت اخلاق در رسانه، عنوان این پژوهش، مطبوعات و اخلاق رسانه ای با تأکید بر چهار روزنامه ی کیهان، ایران، شرق و همشهری می باشد. در این پژوهش سعی بر این است تا بر اساس برخی از اصول اخلاق حرفه ای اشاره شده در مطبوعات جهان و ایران مانند : اشاره به اخبار مثبت و بسنده کردن به کلیات در اخبار منفی، رعایت ادب و استفاده از ادبیات مناسب، پرهیز از هتاکی،ایجاد روحیه برادری، اشاره به حوزه تخلفات و سوء استفاده ها، رعایت جداسازی تفسیر و قضاوت شخصی از خبر، پرهیز از به کار بردن منابع ناشناس، احترام به اصول و اعتقادات مذهبی، رعایت عینیت اخبار با توجه به میزان تکذیبیه های بعد از آن، احترام به مردم و پرهیز از خطاب قراردادن آنها با القاب زشت، احترام به حفظ حریم خصوصی افراد، پرهیز از افترا به مقامات، استفاده از گفتمان دوستانه برای انتقاد سالم، جلوگیری از بکاربردن الفاظ رکیک و نامناسب، استفاده از حق تصحیح رایگان برای فرد یا سازمان هدف توهین ومبنا قرار دادن آنها به عنوان معیار اخلاقی بودن یک روزنامه و تحلیل محتوای اخبار این چهار روزنامه، در بازه ی زمانی ۶ ماهه ی دوم سال ۹۱،میزان رعایت اخلاق در روزنامه های فوق، ارزیابی شود. بنابراین با توجه به اینکه مردم مخاطبان اصلی رسانه ها هستند و بدون توجه به مردم، رسانه ها امکان حیات و موفقیت ندارند، رعایت اخلاق حرفه ای به نوعی به رعایت اخلاق در سطح جامعه و در میان مردم منجر می شود پس باید رفتار رسانه ی مطبوعات، مردمی و به دور از هرگونه بداخلاقی، دروغ، تهمت و … و براساس اصل احترام متقابل باشد و از طرفی به این علت که مطبوعات برخلاف رسانه های دیگر، بیشتر جنبه ی خبری و نه لزوماً تفریحی دارند، لزوم پایبندی به اخلاق در خبر و رعایت بی طرفی و احترام به همه افراد و جناح ها باید سرلوحه ی کار یک روزنامه قرار گیرد.

مقصود از اخلاق رسانه ها در پژوهش حاضر مجموعه ی قواعدی است که دست اندرکاران رسانه­ها داوطلبانه و براساس ندای وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفه ای رعایت می کنند و الزامات خارجی نیز به همراه مجازات های قانونی از این اصول حمایت می کند چرا که روزنامه نگاری به عنوان حرفه ای که بی هیچ تردید با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نیازمند ترسیم حدود و قواعدی است که مراعات آنها موجب تضمین حقوق جامعه و همچنین فراغت خیال و آزادی عمل اهل آن حرفه در مرزهای تعیین شده گردد. علاوه بر اصول کار حرفه ای، شخص روزنامه نگار نیز به معنای عام آن که دربرگیرنده ی تمام عوامل انسانی موثر در شکل گیری مطبوعات است، برای ایفای نقش حساس و مهم خود به ناچار باید از قواعد و ضوابط روشن و مدونی برخوردار باشد تا دغدغه پایمال سازی ناخواسته حقوق و حیثیت دیگران و نیز هراس از تعرض بی دلیل و غیرقابل پیش بینی دیگر نهادهای سیاسی اجتماعی را از خود دور سازد. قانون تأمین کننده بخشی از این نیاز است اما بسنده کردن به آن، پندار خامی است که زمانی طولانی از آشکار شدن بدفرجامی و نادرستی آن گذشته است. با اینکه قانون و رعایت آن شرط حتمی دوام زندگی اجتماعی بشر است، همه می دانند که این داروی گرانبها نمی تواند به تنهایی شفابخش دردهای جوامع انسانی باشد. روابط انسانی چنان پیچیده و ناشناخته است که جای دادن  همه آنها  در قالب قواعد حقوقی بسی دشوار و بلکه ناممکن است. افزون بر این، طبیعت فزونی خواه آدمی کمتر تن به اسارت و پیروی از قوای حاکم بیرونی که ضامن اجرای قانون هستند داده و خواهد داد. نیروی بازدارنده خارجی آنگاه در دستیابی به هدف خود کامیاب است که مهار درونی، هم بر خواستهای بی انتهای آدمی خورده باشد.(اسماعیلی، ۵:۱۳۷۵)

نه تنها مسأله­ی نقش حساس و مهم روزنامه نگار و عوامل انسانی حاکم بر کار وی، بلکه گسترش و توسعه ارزش­های اخلاقی در جامعه یکی از مشکلات انسان در طول تاریخ بوده است. مقررات و حتی احکام حقوقی را می توان با مکانیسم اداری به اجرا گذاشت، ولی هنجارهای اخلاقی اصولاً از این راهها قابل تحقق نیست. اخلاق در ماهیت خود با اجبار و الزام های بیرونی همساز نیست، در بن مایه­ی اخلاق، آزادی، آگاهی و اختیار نهفته است. فیلسوفان اخلاق از روزگاران کهن تا کنون بر مفاهیم و مبانی اخلاق بسیاری مانند روابط انسان با خدا، روابط انسانها با خویشتن، یکدیگر و طبیعت، اصول و هنجارهای اخلاقی در زندگی بشر، خاستگاه هستی، خودسازی و تزکیه نفس، بحث اجبار و اختیار و… اندیشیده اند، علمای اخلاق در فضایل و رذایل اخلاقی فراوان گفته اند، اما تا کنون تحقیقات جدی در باب زمینه ها و عوامل رشد و گسترش اخلاق در جامعه صورت نگرفته است. (سبحانی، ۲۰:۱۳۷۵)

در عرصه کار مطبوعاتی و خبرنگاری، مردم انتظار دارند روزنامه ها گوش و چشم آن ها در مکان هایی باشند که آن ها حضور ندارند. مردم از مطبوعات می خواهند آئینه تمام نمای حقایق باشد و واقعیات را همان گونه که هست بدون دخل و تصرف، صادقانه سریع و به موقع منعکس کنند علاوه برایــن مردم از رسانه ها انتظار دارند با مسائل منصفانه برخورد کنند و در طرح مسائل و مشکلات یا دیدگاهها و اخبار یک جانبه عمل نکنند و محل انعکاس افکار و اندیشه های گوناگون باشند.

همچنین مردم انتظار دارند تا مطبوعات از هرگونه بی اخلاقی و بداخلاقی دوری کرده و با زبان احترام با آن ها صحبت کنند. هرگونه ناسزاگویی و تعابیر نابجا، در حکم بی حرمتی و توهین به مردم بوده و باید از آن پرهیز کرد. همانگونه که در قرآن کریم نیز بارها توصیه شده است که با مردم با لحن خوش سخن بگویید”…و قولوا للناس حسنا”(بقره،۸۳).بنابراین حفظ حرمت مخاطبان و احترام به آنان، از وظایف مهم روزنامه نگاران است.

در همین زمینه، حسین انتظامی، معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد و دارای تالیفاتی در زمینه مطبوعات و عضو هیات منصفه مطبوعات، معتقد است، هرچه ادبیات، واژگان و لحن رسانه، مودبانه­تر و محترمانه­تر باشد، مخاطب بیشتری می یابد.برخی از رسانه ها ذاتا عبوس و عصبانی اند و لاجرم مخاطب را عصبانی می کنند. آنان گمان می دارند جدیت و پیگیری حقوق مردم (به عنوان یکی از کارکردهای اصلی رسانه) مساوی افشاگری های سطحی، تهمت، توهین، تهدید و غیرمحترمانه سخن گفتن است. (انتظامی،۶۴:۱۳۹۰)

بنابراین، به اعتقاد بیل کواچ و روزنستیل، موانع و راه های موجود برای دست یابی به یک روزنامه نگاری اخلاق مدار را این گونه می توان تشریح کرد: موانع بی شماری بر سر راه تولید اخبار درست، صادقانه، متعادل، شهروند محور، مستقل و شجاعانه وجود دارد.اما کوشش در این زمینه، بدون جوی آزاد که اجازه دهد افراد، فرضیات، پیش فرض ها و پیش داوری های یکدیگر را مورد چالش قرار دهند، متوقف می شود.(کواچ و روزنستیل،۳۴۰:۱۳۸۹)

اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری، در مواجهه­ی با چالش­های اشاره شده و موانع بر سر راه ارائه­ی صحیح اخبار، محتوای خبری را از اصول اخلاقی و حرفه ای دور کرده است.روزنامه های ایرانی نیز از این مشکلات مجزا نبوده و در همه ی دوره های حیات خود با مسائلی از این دست و با شدت کم یا زیاد روبرو بوده است. تعدادی از آن ها خود را ملزم به رعایت این اصول و اخلاق حرفه ای دانسته و در این زمینه تلاش می کنند و تعدادی نیز حرکت کندی در رعایت این اصول دارند که شناخت عوامل موجود بر سر راه رعایت الزامات اخلاقی و تحلیل محتواهای خبری به لحاظ پایبندی به آن ها، از موضوعاتی است که مورد نظر تحقیق حاضر است.

۱-۱ طرح مسأله

رسانه در جایگاهی قرار دارد که بدون هیچ تردیدی با اجتماع و حقوق شهروندان در ارتباط است پس نیازمند ترسیم حقوق و قواعدی است که مراعات آن، از طرفی موجبات تضمین حقوق جامعه و افراد درون آن و از سویی دیگر موجب آزادی عمل کارگزاران رسانه های متعدد در مرزهای تعیین شده گردد.از آنجایی که رسانه ها در ارتباط مستقیم با حقوق شهروندان هستند و روابط آن ها در جوامع بسیار پیچیده است، لذا تنها توسط قانون صرف نمی توان، ضمانت عملکرد آن ها را در مقابل جامعه و افراد آن تأمین کرد و هرچند قانون به عنوان داروی شفابخش دردهای جوامع انسانی درنظر گرفته شده است، باید در این میان عاملی را جایگزین کرد که فراتر از قانون بوده و جوابگوی تمامی سوالات در زمینه چگونگی عملکردرسانه و کارگزاران آن باشد.

به بیان دیگر رسانه ها ممکن است بتوانند بدون اینکه قوانین را نقض کرده باشند به شیوه های بسیاری مرتکب تخلف شوند : عدم دقت، دروغگویی، تحریف، جهت گیری، تبلیغات، تبعیض، سهل انگاری، لغزش در رعایت ادب، هرزگی و بی نزاکتی، ابتذال،تبعیض جنسی، نژادپرستی،بدنام کردن، ترور شخصیت،فریبکاری، دخالت در امور شخصی و …

علاوه بر ابهام ها و تردیدهایی که درباره ی کاربرد “اخلاق” یا “اصول اخلاقی” وجود دارند، هنگامیکه وجه خصوصی “اخلاق” به منظور متمایز ساختن آن از “حقوق”، به عنوان تنها عامل تأمین و تضمین نظم عمومی، مطرح می شود، دشواری های دیگری نیز در این زمینه پدید می آیند. باید توجه داشت که بین “قانون” و “قاعده­ی اخلاقی” تفاوت های مهمی وجود دارد.زمینه ی اعمال “حقوق”، نظارت ها و اجبارهایی را ایجاب می کند که “اخلاق” به آنها نمی پردازد و همچنین ضمانت اجراهایی را مورد نظر قرار می دهد که کاربرد “اخلاق” به آنها نیاز ندارد. اما هم “حقوق” و هم “اخلاق” هر دو بر مجموعه­ای بنیادی از اعتقادها و عملکردها، که در یک جامعه ی تاریخی مشخص، جنبه های مشترک دارند، استوار شده اند.

از طرفی دیگر و از آن جا که مطبوعات به عنوان یکی از ارکان مهم و اساسی در رشد و توسعه یک جامعه محسوب و رکن چهارم دموکراسی شناخته می شود، تقویت و ارتقای فرهنگ ملی و شکوفایی آن، در گرو مطبوعاتی کارامد، پویا، دلسوز و پایبند به اصول حرفه ای روزنامه نگاری است. و به این دلیل که رسانه های مکتوب و به خصوص مطبوعات، نقش مهمی در افزایش اطلاعات و آگاهی دهی عمومی دارند، دانش و اطلاعاتی که مردم از طریق این رسانه به دست می آورند، تأثیرات پایداری بر فرهنگ  مردم دارد، علاوه بر این توسعه فوق العاده تکنولوژی در زیرساخت های جدید ارتباطی و اطلاعاتی در کشورهای پیشرفته صنعتی و حرفه ای تر شدن هرچه بیشتر فعالیت رسانه های جمعی بویژه مطبوعات، موجب شده است تا جایگاه و نقش اجتماعی این حرفه از اهمیت خاصی برخوردار گردد. تحقیقات سالهای پس از جنگ جهانی اول و دوم و به خصوص طی دهه های اخیر نشان می دهد که روزنامه نگاری نسبت به مسائل اخلاقی گرایش بیشتری یافته و علاقه جدیدی را در زمینه سیر مطالعات اخلاقی در رسانه ها بوجود آورده و تقریباً در تمام کشورها مورد مطالعه متخصصین و توجه عامه قرار گرفته است.

در همین زمینه، وحید عقیلی، عضو هیئت علمی گروه ارتباطات، دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی، می گوید: در صورتیکه رسانه های ارتباط جمعی در جهت ایجاد روح همبستگی، همدلی و روحیه ملی حرکت کند دارای وظیفه و کارکردی مثبت و اگر با حرکات و عملکردی شبهه برانگیز و غیرحرفه ای و طرح غیرعلمی مسائل جامعه عمل کند دارای عملکردی منفی است و حتی برخلاف منافع ملی یک جامعه مطرح می شود. (شایگان به نقل از عقیلی،۲۶:۱۳۹۰)

به منظور هرچه بهترکردن عملکرد اخلاقی مطبوعات و التزام بیشتر آنها به اصول اخلاقی، و با توجه به این که روزﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎری ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺣﺮﻓﻪای ﻛﻪ ﺑﺪون ﻫﻴﭻ ﺗﺮدﻳﺪ و ﺧﻮاهﻧﺎﺧﻮاه ﺑﺎ اﺟﺘﻤﺎع و ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪان ارﺗﺒﺎط دارد، این حرفه ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺗﺮﺳﻴﻢ ﺣﺪود و ﻗﻮاﻋﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮاﻋﺎت آنﻫﺎ از ﺳﻮﻳﻲ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﺣﻘﻮق ﺟﺎﻣﻌﻪ و از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﻓﺮاﻏﺖ ﺧﻴﺎل و آزادی ﻋﻤﻞ اﻫﻞ آن ﺣﺮﻓﻪ در ﻣﺮزﻫﺎی ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه ﮔﺮدد؛ ﺿﺮورﺗﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻳﻚ از ﺣﺮﻓﻪﻫﺎ و ﻣﺸﺎﻏﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻲﻧﻴﺎز از آن ﻧﻴﺴﺖ. روزﻧﺎﻣﻪﻧﮕﺎر ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﻋﺎم آن ﻛﻪ در ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪه ﺗﻤﺎم ﻋﻮاﻣﻞ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﺆﺛﺮ در ﺷﻜﻞﮔﻴﺮی ﻣﻄﺒﻮﻋﺎت اﺳﺖ، ﺑﺮای اﻳﻔﺎی ﻧﻘﺶ ﺣﺴﺎس و ﻣﻬﻢ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎر ﺑﺎﻳﺪ از ﻗﻮاﻋﺪ و ﺿﻮاﺑﻂ روﺷﻦ و ﻣﺪوﻧﻲ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ دﻏﺪﻏﻪ ﭘﺎﻳﻤﺎل­ﺳﺎزی ﻧﺎﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺣﻘﻮق و ﺣﻴﺜﻴﺖ دﻳﮕﺮان و ﻧﻴﺰ ﻫﺮاس از ﺗﻌﺮض ﺑﻲدﻟﻴﻞ و ﻏﻴﺮﻗﺎﺑﻞ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ دﻳﮕﺮ ﻧﻬﺎدﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را از ﺧﻮد دور ﺳﺎزد. ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﺑﺨﺸﻲ از اﻳﻦ ﻧﻴﺎز اﺳﺖ اﻣﺎ ﺑﺴﻨﺪه ﻛﺮدن ﺑﻪ آن ﭘﻨﺪار ﺧﺎﻣﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ زﻣﺎﻧﻲ ﻃﻮﻻﻧﻲ از آﺷﻜﺎر ﺷﺪن ﺑﺪﻓﺮﺟﺎﻣﻲ و ﻧﺎدرﺳﺘﻲ آن ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﺎاﻳﻨﻜﻪ ﻗﺎﻧﻮن و رﻋﺎﻳﺖ آن ﺷﺮط ﺣﺘﻤﻲ دوام زﻧﺪﮔﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺸﺮ اﺳﺖ، ﻫﻤﻪ ﻣﻲداﻧﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ داروی ﮔﺮان­ﺑﻬﺎ  ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺷﻔﺎ ﺑﺨﺶ دردﻫﺎی ﺟﻮاﻣﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ. رواﺑﻂ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﭼﻨﺎن ﭘﻴﭽﻴﺪه و ﻧﺎﺷـﻨﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺎی دادن ﻫﻤﻪ آنﻫﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﺑﺴﻲ دﺷﻮار و ﺑﻠﻜﻪ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ. (هوسمن، ۴:۱۳۷۵).

در هر زمان که «روزنامه نگاری» صفت «اخلاق» می گیرد، روزنامه نگاران موظفند در چارچوب اخلاقی عمل کنند و در همه حال، اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری را مراعات کنند. هر چند در همه عرصه ها و مشاغل، اخلاق جزء قلمروهای اصلی فعالیت های حرفه ای است، اما این مهم در عرصه روزنامه نگاری دو چندان می شود؛ چراکه یک روزنامه نگار، متعلق به خودش نیست، وظیفه اطلاع رسانی را در یک جامعه بر عهده دارد و فعالیت حرفه ای او با افکار عمومی ارتباط مستقیم دارد؛ کمترین بداخلاقی وی در فعالیت رسانه ای و یا عدم پاسداشت اخلاق از سوی وی، و یا عدم پای بندی به اخلاق عمومی، موجب خدشه دار شدن افکار عمومی خواهد شد.

در اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری، ویژگی خاصی که وجود دارد این است که اصولا روزنامه، یکی از ابزارهای قوی تبلیغ است، پس خواسته یا ناخواسته مسئولیت فردی و اجتماعی بزرگتری بر گردن روزنامه نگار نهاده شده و آن اینکه حتی کوچکترین نقاط منفی اخلاقی می تواند فاجعه به بار آورد. از همین رو یک مبلغ و یا روزنامه نگار باید دارای بهترین مجموعه از خصوصیات اخلاقی باشد تا تأثیر کلام و قلم او که دایره ی بسیار وسیعی را پوشش می دهد به سمت هدف اصلی هدایت گردد. بنابراین روزنامه نگاری در جهان امروز که عده ای آن را “عصر انفجار اطلاعات” می نامند، اخلاقی بسیار قوی و مناسب را می طلبد تا زوایای انحراف در مبدا نشر اخبار و اطلاعات به حداقل برسد. (حق دوست، ۶۶۱:۱۳۷۷)

با این نگاه به تاریخچه مطبوعات کشورمان متوجه می شویم که اخلاق گرایی عنصر گمشده­ی مطبوعات ماست که تلاش هایی برای احیا و استقرار آن صورت گرفته اما هیچ وقت به نتیجه درستی نرسیده و هرزمان که در شرف تثبیت بوده، امواجی از بیرون یا درون اجازه نداده اند که این کار صورت بگیرد. بنابراین ما امروزه سخت نیازمند آنیم که تعاریف دقیق تری از مطبوعات، ارزش های مطبوعاتی، اخلاق مطبوعاتی، اخلاق حرفه ای و اصول آن ارائه دهیم.

رشد فزاینده مطالعه “اخلاق روزنامه نگاری”، سازمان ها و انجمن های حرفه ای، مجامع بین المللی و حتی سازمان های رسانه ای را واداشته است تا درصدد تنظیم ضوابطی بر اساس موازین و معیارهای اخلاقی برآیند و ازین طریق صاحبان این حرفه مخصوصا روزنامه نگاران بتوانند بینش اساسی نسبت به حرفه خود بیابند و در عین حال سعی کنند با تمیز دادن جنبه های اخلاقی از غیراخلاقی و نیز بایدها و نبایدها در ابعاد گوناگون حرفه خود، بویژه در پالایش خبرها استفاده­ی بجا از آن ها به عمل آورند.

در رأس مطالب مطبوعات، روزنامه نگاران در تنظیم و ارائه خبر نیز ملزم به پیروی از یک سری قواعد اخلاقی نظیر صحت، عینیت، دقت، انصاف، استقلال حرفه ای، آزادی بیان، آگاهی بخشی و … هستند.زیرا موضع گیری های فردی و اجتماعی افراد، تابعی از شناخت، اطلاعات و اخباری است که از محیط پیرامون و رسانه ها، از جمله مطبوعات به دست می آید که نقش اصلی در شکل دهی و تکوین افکار عمومی، نگرش و بینش انسان ها به محیط خود و برخورد فعال با آن را به عهده دارد. هر بخش از خبر با جهت گیری احتمالی خود، مردم را در ارتباط با رویداد، مسأله و تصمیمی خاص قرار می دهد که باید در قبال آن موضعی اتخاذ کنند.

از این رو اگر مطبوعات در ارائه اخبار به این اصول اخلاقی توجه نداشته باشند، فاقد باورپذیری می گردند و نمی توانند اعتماد و حمایت توده مردم را به دست آورند. بنابراین اعتبار خود را از دست می­دهند و ادامه بقایشان در آینده با مشکل مواجه خواهد شد. به عبارت دیگر اگر صاحبان رسانه در ارائه اخبار به حداقلی از اخلاق حرفه ای در حوزه رسانه قائل نباشند، بی تردید مقبولیت و مشروعیت آنان و رسانه مورد نظر در بین مخاطبان عام و خاص به مخاطره خواهد افتاد.

پس مطلوب است مطبوعات در ارائه اخبار، به دور از هرگونه منافع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … خود را ملزم به تدوین و رعایت اصول اخلاق رسانه ای سازند که چیزی جز کسب اعتماد مخاطب و ارتقاء اعتبار رسانه و در نهایت آرامش در سطح جامعه را در پی نخواهد داشت.

با این نگاه، مطبوعات به علت سابقه و تجربه طولانی خود برای تأمین نیازهای خبری مردم آمادگی بیشتری دارد و چون وسعت کار و دامنه فعالیت آنها هم بیش از سایر وسایل ارتباطی است، می­توانند مطالب مفصل تر و متنوع تری را انتشار دهند، به علاوه روزنامه ها به سبب چاپی بودن، ارزش سندی بیشتری نیز دارا هستند و چون قابلیت نگهداری دائمی دارند، همیشه مورد مراجعه و استناد می­باشند.با بررسی محتوای مطبوعات می توان جنبه های اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی حرفه ی روزنامه نگاری را مورد تحقیق قرار داد و طرز توجه روزنامه ها را به وظایف خبری، آموزشی و … ارزیابی کرد.

با عنایت به مطالب فوق و جایگاه رسانه ها در دنیای کنونی و به طور اخص جایگاه اخلاق در رسانه ها و بویژه مطبوعات، مسأله این پژوهش “مطبوعات و اخلاق رسانه ای، ارزیابی چهار روزنامه ی کیهان، ایران، شرق و همشهری بر اساس اصول اخلاق حرفه ای”است.به عبارت دیگر، این پژوهش درصدد است تا بفهمد چهار روزنامه مورد بررسی تا چه میزان در انعکاس اخبار  سیاسی به اصول اخلاق حرفه ای پایبند هستند؟ مردم انتظار دارند که مطبوعات، نگهبان و پاسدار ارزش های اخلاقی، بومی و دینی آنها باشند، آیا این روزنامه هابه چنین خواسته ای وفادار هستند؟ آیا روزنامه ها توانسته اند در زمینه­ی خبر و رعایت اصول اخلاق حرفه ای، رسالت خود را به خوبی به انجام برسانند؟ آیا در قبال مسئولیت و پاسخگویی خود به مردم بی طرفانه و به دور از غرض ورزی عمل کرده و صرفاً آگاهی و تنویر افکار عمومی را مد نظر قرار داده یا اصول اخلاقی را زیر پا گذاشته اند؟ آیا با اشاره به اخبار مثبت جامعه و پوشش آن سعی در ایجاد حس مثبت را دارند یا با پرداختن به اخبار منفی به تشویش و ایجاد حس نگرانی در جامعه می پردازند؟ اگر روزنامه های مورد بررسی اصول اخلاقی را رعایت کرده اند، کدام ضوابط را بیشتر مدنظر قرار داده اند و اگر نسبت به این اصول بی توجه بوده اند، کدام ضوابط را کمتر مورد توجه قرار داده اند.که در اینجا مقصود از اصول اخلاق حرفه ای” مجموعه اصولی است که باید توسط ارتباط گران و سازمان های ارتباطی رعایت شود.”همچنین انگیزه از انتخاب این موضوع، فهم جایگاه اخلاق حرفه ای در روزنامه های مورد بررسی و میزان پایبندی آن ها به این اصول و مورد نقد قرار دادن برخی بی توجهی ها در مطبوعات به اصول اخلاق حرفه ای است.

۱-۲  ضرورت و اهمیت پژوهش

۱-۲-۱ ضرورت علمی

امروزه یکی از موضوعات اصلی در حوزه رسانه ها مشخص نمودن حدود مسئولیت و وظایف آن هاست و مسلما بدون مشخص نمودن ضوابط مشخص و ارائه چهارچوبی دقیق از حدود رسانه ها شاهد چالشهای جدیدی در ارائه خدمات به مخاطبان خواهیم بود.

علاوه بر دامنه­ی تأثیرات رسانه ها و به ویژه مطبوعات بر تعداد کثیری از افراد جامعه، گستره­ی فعالیت این رسانه نیز به وسعت دنیای پیرامون روزنامه نگاران است، چرا که محتوای خبری تهیه شده توسط روزنامه نگاران شامل همه­ی موضوعات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هر مسأله ای است که جنبه خبری داشته باشد.پس یک روزنامه نگار در فعالیت خبری و رسانه ای خود باید حرفه ای عمل کرده و مقید به گزاره های اخلاقی بوده و از رذائل و بد اخلاقی های مطبوعاتی اجتناب کند.

در این خصوص دانیل الیوت می­گوید: روزنامه نگاران تنها نماینده ی رسانه ها یا سازمان های خبری خاص محسوب نمی شوند. بیش از هرچیز هریک از آنها کارگزارانی مستقل و پایبند اخلاق هستند و به همین جهت مسئول رفتار خود می باشند.بنابراین روزنامه نگاران نمی توانند اعمال خود را به دستورات افراد مافوق نسبت داده، مسئولیت شخصی خود را کتمان کنند.افراد حتی اگر از دستورات دیگران پیروی کرده و اعمال خلاف انجام داده باشند، بازهم در قبال اخلاق خود اخلاقا مسئولند. (هوسمن،۱۰۲:۱۳۷۵)

بنابراین به لحاظ نظری این پژوهش به دنبال فهم دقیق اصول اخلاق حرفه ای و جایگاه آن در روزنامه نگاری ایران و میزان توجه روزنامه­ها به این اصول و در نهایت میزان پایبندی هریک به اصول اخلاق حرفه ای است.با آنکه در سال های اخیر از مباحث اخلاقی و علی الخصوص در حیطه رسانه در کشورمان بسیار سخن به میان می آید اما تعداد پژوهش ها در زمینه اصول اخلاقی حرفه ای و عدم رعایت آن در رسانه ها بسیار محدود است و کارهای محدود صورت گرفته نیز به تحلیل متن اصلی رسانه نپرداخته بلکه در حوزه نگرش سنجی و با روش های مصاحبه و پیمایش بوده است.

حتی کتب نوشته شده در این زمینه نیز بسیار کم بوده و دارای مطالب همسان است و تأکید بیشتر بر تاریخ اصول اخلاق حرفه ای است تا ارائه پیشنهاد و افق های آینده ی رعایت این اصول در کار مطبوعاتی. پس انجام پژوهشی در این زمینه به منظور تکمیل کارهای گذشته و تحلیل محتوای متن اصلی به لحاظ رعایت اصول اخلاق حرفه ای و به منظور شناخت واقعی تر وضعیت اخلاقی حاکم بر رسانه ها لازم است.چرا که بررسی وضعیت اخلاقی رسانه ها توسط روزنامه نگاران و تأکید بر داده های حاصل از نگرش سنجی به صورت مفرد، نمی تواند تصویر روشنی را از وضعیت موجود مطبوعات کشور به تصویر بکشد.بنابراین دستیابی به فهرستی از اصول اخلاق حرفه ای مورد نیاز در یک سازمان مطبوعاتی و شناسایی مشکلات موجود در رعایت این اصول از طریق تحلیل محتوای متن اخبار می تواند هرگونه بداخلاقی های صورت گرفته را شناسایی کرده و کمک شایانی در زمینه ی هرچه بهتر شدن عملکرد مطبوعات کند.

از طرف دیگر بررسی مسائل اخلاقی که در مطبوعات به آن ها بی توجهی شده از طریق متن اصلی روزنامه ها و تحلیل محتوای این متون نسبت به زمانی که این کار صرفاً از بیرون و با نگرش سنجی از اهالی مطبوعات و متخصصان ارتباطی صورت گیرد می تواند مشکلات واقعی تری را مشخص کرده و کاستی های اخلاقی را از طریق خود متن اصلی به نمایش بگذارد.

۱-۲-۲ ضرورت عملی

اخلاق که از فطرت و درون انسان ها سرچشمه می گیرد، به دلیل نداشتن ضمانت اجرا در حکوت ها به ناچار باید به شکل قوانینی تدوین شده دربیاید تا حکومت از آن ها حمایت کند.در بسیاری از موارد دیگر نیز وقتی نقض اخلاق موجب از بین رفتن نظم اجتماعی می شود، به صورت قانونی ارائه می شود. به عنوان مثال در ماده­ی ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی، اگر دروغی به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی، بیان شود، علاوه بر اعاده ی حیثیت، متخلف به حبس از ۲ماه تا ۲سال یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود.(گلدوزیان،۱۳۸۳)

پرواضح است که امروزه تبیین و تدوین “اخلاق حرفه ای”، یک ضرورت بی تردید جامعه­ی ماست. این کار در محدوده ی اخلاق مطبوعاتی، تا حدی به فقه و اخلاق و تا اندازه ای به فلسفه­ی اخلاق و دانش ارتباطات باز می گردد.ارزش های اخلاقی در مرحله ی اجرا نیاز به برنامه ریزی جدی دارد که اگر این مرحله به خوبی انجام نپذیرد همه تلاش های گذشته ناکام و ناتمام می ماند. یکی از راه­های عملیاتی شدن اخلاق در حوزه رسانه و به طور خاص آن در مطبوعات، قرار دادن یک مرکز عالی و توانمند است که بتواند سیاست ها و راهبردهای اجرایی را به همه بخش ها دیکته کرده و بر برنامه ها و تصمیم گیری ها نظارت کافی داشته باشد.

در ضرورت تدوین اصول اخلاق حرفه ای رسانه هیچگونه شکی نه برای دست اندرکاران رسانه و نه برای مخاطبین عام و خاص و به صورت کلی برای تمامی افراد ذی نفع وجود ندارد که مهمترین موارد آن عبارتند از:

  1. نظارت بر فعالیت رسانه ها
  2. جلوگیری از تعدی و تجاوز به حقوق مردم توسط رسانه ها
  3. حمایت ار حقوق و آزادی رسانه ها در برابر تعدی احتمالی دولت
  4. حمایت از حقوق و آزادی رسانه ها در برابر تعدی گروههای فشار
  5. جلوگیری از تورم قوانین
  6. مراقبت از دسترسی آزاد همگان به اطلاعات

۷ . جلب اعتماد مخاطبین

همانطور که گفته شد با قانون، اعتقاد درونی تک تک اهالی رسانه به رعایت مسائل اخلاقی و تهیه­ی اصول مدون اخلاقی به تنهایی نمی توان راه به جایی برد، بلکه همه این ها باید در کنار هم قرار گرفته تا به نتیجه مطلوب برسد.اصول اخلاق حرفه ای باید به صورت قواعدی باشد که به لحاظ عملی به کار حل مشکلات و معضلات اجرایی و رفع تعارض ها کمک کند.چراکه در غیر اینصورت تنها با مجموعه ای از بایدها و نبایدهای کلی روبرو خواهیم بود که در صحنه ی عمل بخصوص در مواقع تعارض ارزش ها گره از مشکلی نمی­گشاید و موجب رفع تردید ها نمی شود.قسمتی از قوانین ذکر شده در قانون مطبوعات کشور، ابعادی از اخلاق هستند که به دلیل نداشتن ضمانت اجرا، به صورت قانون درآمده اند.از این رو اثبات آنان و پیدا کردن مصادیق خارجی آن ها همواره با مشکل روبرو بوده است.این مشکل مخصوصا در کشور ما که کشور مذهبی است و اخلاق نقش اساسی را در آن ایفا می کند، بیشتر به چشم می خورد و به مراتب رفع آن نیز با مشکل بیشتری مواجه است.

همچنین التزام درونی هریک از افراد به رعایت حریم اخلاقی مردم و رسانه نیز کاری است بی پشتوانه و نظارت اجرا. بنابراین با انجام پژوهش حاضر و تعاریف دقیق تری از مطبوعات، ارزشهای مطبوعاتی، حرفه ای بودن، اخلاق مطبوعاتی می توان مصادیق هرگونه بداخلاقی های اعمال شده را شناسایی کرد و راهکارهایی عملی را در اختیار مدیران مسئول روزنامه ها قرارداد تا این اصول را به صورت آئین نامه و یا با هر عنوان دیگر سرلوحه کار حرفه ای خود قرار دهند تا از هرگونه انحراف از اصول حرفه ای و فاصله گرفتن از مبدأ خبر جلوگیری شود.

از آنجا که تحلیل خود متن می تواند مشکلات محسوس و واقعی تری را در زمینه ی رعایت اخلاق حرفه ای به نمایش بگذارد، بررسی آن و تبیین نقاط ضعف و قوت روزنامه ها در این زمینه می تواند طرحی واقع گرایانه را پیش روی مسئولین قراردهد.از طرفی رعایت بیشتر اخلاق حرفه ای در روزنامه نگاری به کم شدن مشکلات دیگری نیز می انجامد که از جمله این مشکلات می توان به مشکل شکایت ها در دادگاه های مطبوعاتی اشاره کرد که به دلیل تضییع حقوق افراد بوجود می آید.رفع این مشکلات می تواند از آسیب ها و جریمه های نقدی و یا حتی حقوقی که به دنبال عدم رعایت حریم های اخلاقی بوجود می آید بکاهد.

علاوه بر این شناسایی کاستی های روزنامه ها در این زمینه و اخلاقی تر شدن حوزه فعالیت روزنامه نگاران، اعتماد مردم به مطبوعات دولتی و دولت را بیشتر می کند و در اصل میزان رضایت بیشتری در آن ها نسبت به مقامات و مسئولان بوجود می آورد چرا که آن ها باور دارند که در رسانه­ی ملی کشورشان جز صحت، درستی و رعایت احترام و اعتماد متقابل شاهد مسأله دیگری نیستند و باورپذیری محتوای مطبوعات دولتی برای آنها بیشتر شده و پس از آن مقاومت کمتری در برابر واقعیت های ارائه شده نشان می دهند.

پس در این میان نباید از نقش مردم و دست اندرکاران رسانه ها غافل شد.ضرورت در اختیار داشتن یک طرح اخلاقی برای یک رسانه ی مطبوعاتی، به دست اندرکاران آن روزنامه کمک می کند تا در کنار سازمان و روزنامه نگارانی پایبند و متعهد به اخلاق حرفه ای، مقبولیت عمومی خود را افزایش دهند.

به طور کلی با شناسایی اصول اخلاق حرفه ای و ضعف سازمان های مطبوعاتی در پایبندی به آن و به دنبال آن تلاش برای رفع و یا حداقل کاهش بداخلاقی ها و بی اخلاقی ها، می توان مطبوعاتی را سازمان داد که توانمندی های بیشتری در زمینه انتقال اخبار مسئولانه و بی طرفانه دارد و شهروندان نیز اعتماد بیشتری به آن دارند.و از این طریق هرگونه تردیدی از سوی مخاطب رفع و استقبال از مطبوعات و اعتماد به رسانه داخلی بیشتر می شود. همچنین با پیداکردن مشکلات حاضر بر سر راه مطبوعاتی اخلاق مدار و لزوم رعایت آن در سازمان های مطبوعاتی می توان به مطبوعاتی انسانی تر، آموزش روزنامه نگارانی با مسئولیت پذیری اجتماعی بالاتر  واصول مدون و قوانینی دقیق تر امیدوار بود.

۱-۳ اهداف تحقیق

با توجه به آنچه در مقدمه و طرح مسأله و ضرورت های انجام این پژوهش اشاره شد، اهداف کلی و جزئی این تحقیق به شرح زیر است:

۱-۳-۱هدف کلی

  • شناخت میزان پایبندی هرکدام از روزنامه های مورد بررسی به اصول اخلاق حرفه ای و میزان اشاره­ی این روزنامه ها به هرکدام از این اصول و تفاوت های روزنامه های مورد بررسی در بکارگیری این اصول.
  • بررسی پایبندی روزنامه ها به اصول اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری در هریک از صفحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی.

۱-۳-۲            اهداف جزئی

به منظور دستیابی به هدف اصلی تحقیق، مشخص ساختن اهداف جزئی تر، که اجزای آن محسوب می شوند الزامی است. اهداف جزئی این پایان نامه عبارتند از:

  • شناخت میزان رعایت ادب و حفظ عزت و آبروی دیگران با استفاه از ادبیات مناسب و پرهیز از هتاکی و فحاشی که در عرف جامعه، دشنام و بی ادبی محسوب می شود، علیه روشنفکران، منتقدین و معترضین به برخی از سیاست های کشور، در روزنامه های مورد بررسی وتفاوت آن ها.
  • شناخت مثبت گرایی و منفی گرایی روزنامه ها و میزان پرداختن به اخبار مثبت جامعه در روزنامه و بسنده کردن به کلیات و پرهیز از پرداختن به جزئیات و درازگویی در اخبار منفی، در روزنامه های مورد بررسی و تفاوت آن ها.
  • شناخت میزان تلاش هر کدام از روزنامه ها در ایجاد روحیه ی برادری، اتحاد و پرهیز از هرگونه اختلاف افکنی و فرقه گرایی در روزنامه های مورد بررسی و تفاوت آن ها.
  • سنجش میزان اشاره به حوزه ی تخلفات با استفاده از زیرنظر گرفتن مهم ترین مراکز قدرت دولتی و مؤسسات دارای قدرت اقتصادی، اجتماعی، معنوی و ..(اشاره ی روزنامه ها به انواع فساد و رشوه در مراکز دولتی و غیردولتی)در روزنامه های مورد بررسی و تفاوت آن ها.
  • شناخت میزان طرح و منعکس کردن دیدگاه های طرفین موضوع در یک بحث در روزنامه های مورد بررسی و تفاوت آن ها.
  • شناخت میزان اشاره به منبع خبر و پرهیز از استفاده از منابع ناشناس و شاهدان بی نام و نشاندر روزنامه های مورد بررسی و تفاوت آن ها.
  • شناخت و سنجش میزان احترام به اصول و اعتقادات مذهبی، آداب و سنن قومی و ملی، و خودداری از هرگونه گرایش به تبعیض جنسی، نژادی و قومی و پرهیز از اشاره به جزئیات آن ها و همچنین تحریک به جنگ توسعه طلبانه نسبت به کشورهای دیگر براساس اصل ده میثاق اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری، در هریک از روزنامه های مورد بررسی و تفاوت آن ها.
  • شناخت میزان احترام به حفظ حریم خصوصی افراد و پرهیز از تجسس در اسرار پنهان آنها و حمایت خاص از حقوق زنان، کودکان و جلب کمک به سالمندان و بیماران با توجه به میثاق اخلاق حرفه ای مصوب ۱۳۸۴، در روزنامه های مورد بررسی وتفاوت آن ها.
  • شناخت میزان حمایت از گروه های آسیب پذیر مانند سالمندان، بیماران و نیازمندان و پوشش اخبار در این زمینه، در روزنامه های مورد بررسی و تفاوت آن ها.

تعداد صفحه :۲۰۳

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه مطالعه کیفی چند همسری در نگاه زن دوم با تاکید بر پیامدهای آن

مطالعه کیفی چند همسری در نگاه زن دوم با تاکید بر پیامدهای آن

(مطالعه موردی روستاهای منطقه زیلایی شهرستان یاسوج)

شهریور ماه ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

 پژوهش حاضر درصدد است چند همسری در نظام معنای زن دوم را مورد بررسی قرار دهد. چند زنی یا تعدد زوجات واقعیتی اجتماعی است که ابعاد گوناگون آن می­تواند مورد مطالعه و پژوهش قرار گیرد. با توجه به این­که ساختار خانواده تک همسر تفاوت معنی­داری با ساختار خانواده چند همسر دارد. از این رو، روابط خانوادگی متفاوتی در هر یک از این دو ساخت مشاهده می­شود. در حالی که همه نظریات موجود، معمولا خانواده را محیطی صمیمی تعریف می­کنند اما در خانواده­های چند همسر که افراد مختلفی به دنبال ایفای نقش­های همسان بر می­آیند؛ اعضای خانواده به شکل آشکار یا پنهان جهت دستیابی به منابع مشترک، ارزشمند و کمیاب به رقابت می­پردازند. به این ترتیب نابرابری و کشمکش در روابط قدرت، روابط عاطفی و روابط جنسی ایجاد می­شود. از جمله عللی که در روستاهای مورد پژوهش سبب بروز پدیده چند همسری بود می­توان به فقر مالی و بالا رفتن سن دختران و در مواردی نازایی زنان و ارجحیت تولد و داشتن فرزند پسر و سیطره فرهنگ سنتی و مردسالاری اشاره کرد که در نظر عموم داشتن چند زن برای مردان منزلت و مزیت محسوب می­شد. در پژوهش حاضر، از یکی از روش­های کیفی، یعنی روش نظریه­ زمینه­ای استفاده شده است و همچنین در این تحقیق از تکنیک مصاحبه عمیق برای گردآوری داده­ها بهره گرفته شده است. مشارکت کنندگان شامل ۱۵ نفر از زنانی بودند که همسر دوم محسوب می­شدند و در منطقه روستایی زیلایی واقع در استان یاسوج زندگی می­کردند. یافته­های به دست آمده شامل ۲۳ مفهوم و ۱۳ مقوله بود و در انتها نیز «پدرسالاری» به عنوان مقوله هسته شناسایی گردید. بر اساس یافته­ها می­توان گفت ساختار قدرت در خانواده بیشتر به سود مردان و در کل افراد ذکور سنگینی می­کند و این امر به نوبه­ خود بر تمامی ابعاد زندگی زنان به خصوص زن دوم سایه می­افکند و آنان را مجبور به اقدام و کنش متقابل برای حفظ موقعیت یا به دست آوردن موقعیت بهتری می­نماید، از جمله راهبردهای که زنان در این زمینه بر می­گزینند تلاش برای کسب قدرت بیشتر جهت چانه­زنی در مقابل همسر و تلاش برای فرزندآوری و یا اقدام به جمع­آوری منابع مالی است و در مقابل زن اول به دسیسه چینی برای حذف رقیب و یا اقدام به جداسازی فضای شخصی خود دست می­زنند. پیامدهای که این پدیده برای زنان به همراه داشت ترس از حذف و طرد شدن و ایجاد رقابت اقتصادی بین زنان و چشم داشتن به منابع مالی یک­دیگر و بروز تنش و دودستگی و در نتیجه سبب بروز خشونت و در مقابل ایجاد اختلال­های روحی و رو آوردن زنان به خرافات و جادو بود.  

 واژه­های کلیدی: چند همسری، زن دوم، روابط خانوادگی،کشمکش، ساختار قدرت در خانواده، مردسالاری، روش کیفی، نظریه زمینه­ای.

فهرست مطالب

  عنوان                                                                                                                      صفحه

 

فصل اول: کلیات

۱-۱- مقدمه. ۲

۱-۲- بیان مسئله. ۸

۱-۳- ضرورت و اهمیت پژوهش…. ۱۴

۱-۴- اهداف پژوهش…. ۱۷

۱-۵- پرسش های پژوهش…. ۱۸

 

فصل دوم: مروری بر مطالعات پیشین

۲-۱- تحقیقات داخلی.. ۲۱

۲-۲- تحقیقات خارجی.. ۲۵

۲-۳- نقد و بررسی تحقیقات پیشین.. ۲۸

 

فصل سوم: مبانی نظری پژوهش

۳-۱- مقدمه. ۳۰

۳-۲- رویکرد جامعه شناختی.. ۳۱

۳-۳- نظریه کارکردگرایی (ویلیام گود) ۳۲

۳-۴- تالکوت پارسنز. ۳۴

عنوان                                                                                                                      صفحه

 

۳-۵- نظریه تضاد (راندال کالینز) ۳۵

۳-۶- نظریه تضاد (جرج زیمل) ۳۶

۳-۷- رویکرد مردمشناختی.. ۳۸

۳-۸- رویکرد روانشناختی.. ۴۰

۳-۹- بررسی تاریخی اخلاق زناشویی و ازدواج در میان اقوام مختلف… ۴۱

۳-۱۰- بررسی تاریخی اخلاق زناشویی و ازدواج در ایران.. ۴۴

۳-۱۰-۱- نگاهی گذرا به اخلاق زناشویی ایرانیان درعصر باستان.. ۴۴

۳-۱۰-۱-۱- عصر هخامنشیان.. ۴۴

۳-۱۰-۱-۲- عصر اشکانیان.. ۴۵

۳-۱۰-۱-۳- عصر ساسانیان.. ۴۶

۳-۱۰-۲- ازدواج در ایران از برآمدن صفویان تا ابتدای عصر قاجار. ۴۷

۳-۱۰-۲-۱- در زمان ناصرالدین شاه قاجار. ۴۸

۳-۱۰-۲-۲- ازدوجهای خویشاوندی.. ۴۹

۳-۱۱- چند همسری در آفریقا ۵۴

۳-۱۲- چند همسری در آمریکا ۵۷

۳-۱۲-۱- نقش محوری زنان در دفاع از چند زنی.. ۶۱

۳-۱۳- پیشینه تاریخی تعدد زوجات.. ۶۳

۳-۱۴- بررسی تاریخی تعدد زوجات در ایران.. ۶۵

۳-۱۴-۱- تعدد زوجات در زمان ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار. ۶۹

۳-۱۴-۲- تعدد زوجات در میان برخی از اقوام ایرانی.. ۷۰

۳-۱۴-۳- عوامل تعدد زوجات در گذشته. ۷۴

۳-۱۵- نظام چند همسری در قانون مدنی ایران.. ۷۸

۳-۱۵-۱- پیش از انقلاب: پیشروی گسترده حقوق کیفری.. ۷۹

عنوان                                                                                                                      صفحه

 

۴-۱۵-۲- پس از انقلاب اسلامی: عقب نشینی نسبی حقوق کیفری.. ۸۱

 

فصل چهارم: روش شناسی پژوهش

۴-۱- روش پژوهش…. ۸۶

۴-۲- جمعیت هدف و انتخاب مشارکت کنندگان.. ۸۸

۴-۳- نمونه گیری.. ۸۹

۴-۴- گردآوری داده ها ۹۱

۴-۵- روش تجزیه و تحلیل داده ها ۹۱

۴-۶- قابلیت اعتماد. ۹۳

 

فصل پنچم: یافته های پژوهش

۵-۱- مقدمه. ۹۶

۵-۲- یافته های تحقیق.. ۹۷

۵-۲-۱- نوع رابطه زن دوم با همسرش… ۱۰۱

۵-۲-۱-۱- خشونت کلامی.. ۱۰۲

۵-۲-۱-۲- خشونت فیزیکی.. ۱۰۴

۵-۲-۱-۳- خشونت اقتصادی.. ۱۰۵

۵-۲-۱-۴- نگرش ابزاری به زن.. ۱۰۵

۵-۲-۱-۵- استبداد رای.. ۱۰۸

۵-۲-۱-۶- انقیاد و فروتنی زن.. ۱۱۰

۵-۲-۱-۷- مقوله هسته: خودکامگی و توزیع نابرابرانه جنسیتی قدرت.. ۱۱۳

۵-۲-۲- نوع رابطه زن دوم با زن اول.. ۱۲۷

۵-۲-۲-۱- رقابت عاطفی.. ۱۲۷

عنوان                                                                                                                      صفحه

 

۵-۲-۲-۲- رقابت اقتصادی.. ۱۲۹

۵-۲-۲-۳- رقابت در بچه دار شدن.. ۱۳۰

۵-۲-۲-۴- رابطه خصومت آمیز. ۱۳۰

۵-۲-۲-۵- تنش و بینظمی در مدیریت خانه. ۱۳۱

۵-۲-۲-۶- مقوله هسته: ایجاد محیط تنش زا و شکل گیری منازعه
در مناسبات بین هووها ۱۳۲

 

فصل ششم: بحث و نتیجه گیری

۶-۱- نتیجه گیری.. ۱۴۱

۶-۲- نظریه زمینه ای.. ۱۵۹

۶-۳- محدودیت های پژوهش…. ۱۶۵

۶-۴- پیشنهادات پژوهش…. ۱۶۶

 

منابع

منابع فارسی.. ۱۶۷

منابع انگلیسی.. ۱۷۱

چکیده و صفحه عنوان به انگلیسی

مقدمه

خانواده هسته مرکزی اجتماع به شمار می­آید و نخستین اجتماعی است که شخصیت و هویت افراد در آن شکل می­گیرد و آداب و اصول زندگی اجتماعی و اخلاقی در آن نهادینه می­شود. خانواده با نهادهای چون نهادهای آموزشی و پرورشی، مذهبی و اقتصادی، حقوقی و سیاسی و برخی دیگر از نهادها ارتباط دارد و تحت تاثیر اهداف، کارکردها، وظایف، راهکارها و عملکردهای آنها است و ساختار و عملکرد و وظایف گوناگون خود را در راستای نهادهای مزبور شکل می­دهد و از سوی دیگر تغییر و تحولاتی که در بافت خانواده به تدریج شکل می­گیرد، در نهایت بر نهادهای جامعه تاثیر می­گذارد، تا جایی که قوانین مدنی نیز خود را با تغییرات خانواده وفق می­دهند. خانواده پدیده­ای ایستا و بی تغییر و تحول نیست، بلکه پدیده­ای است پویا و در حال تغییر و تحول و در کنش متقابل با جامعه است و از این رو در طول تاریخ در قالب الگوهای متنوع و قوانین گوناگون، در میان اقوام مختلف و در حوزه­های فرهنگی گوناگون، ویژگی­های خاص خود را دارا بوده که از این باب ویژگی پویایی از جمله کلیدی­ترین خصوصیات خانواده محسوب می­شود (مقصودی،۱۳۸۶). در واقع، می­توان گفت که خانواده بخشی از سیستم اجتماعی است که هم تحت تاثیر دیگر نهادهای اجتماعی قرار می­گیرد و هم امکان ایجاد تغییر در آنها را فراهم می نماید (پارسونز،۱۹۹۸). شماری از جامعه شناسان در باب شکل­گیری خانواده از دوره اختلاط جنسی در مراحل اولیه زیست بشر سخن                                      می­گویند. برای نمونه باخ اوفن می­گوید:”در ابتدا انسان به شکل گروهی گله­وار، با اختلاط جنسی (هرج و مرج) زندگی می­کرد”. در نگاه این گروه خانواده پس از دوره اختلاط جنسی شکل گرفت و پیش از آن روابط فرد گرفتار هرج و مرج بود. هیچ مرد و زنی همسر یکدیگر شناخته نمی­شدند. مطالعات گروهی از انسان شناسان فمنیست متضمن این نکته است که ازدواج و نهاد کنونی خانواده بر عکس تصور رایج، بیولوژیک نیست. محصول تاریخ بشری است. یکی از مدافعان این دیدگاه “اولین رید[۱]” انسان شناس و سوسیال فمنیست مشهور است. او معتقد است ازدواج به معنای واقعی همسفره و هم سکنی شدن زوجین که منجر به پیدایش خانواده مادری شد در اوان دوره بربریت و با منسوخ شدن کامل آدم­خواری دوره توحش و با اختراع توتم و تابو از سوی زنان میسر شد. در برابر این گروه شماری از جامعه شناسان دوره اختلاط جنسی را باور ندارند برای نمونه ادوارد وستر مارک از مخالفان سرسخت نظریه تکامل خانواده می گوید:”خانواده همیشه وجود داشته است و بشریت هرگز در مرحله گله وار زندگی نکرده است (انگلس،۱۳۸۰). در این میان مورگان بیش از هر محققی علاقه داشته تا روند تکامل ساختار خانواده را مورد مطالعه قرار دهد در این خصوص بیان می­کند: «روابط جنسی با چند نفر به طور همزمان ویژگی دوره­های ماقبل تاریخ بوده است. در آن دوران مردان به شکل چند همسر (داشتن بیش از یک همسر) و زنان به شکل چند شوهر ( داشتن بیش از یک شوهر) زندگی می­کرده­اند. این الگو قدمتی به اندازه­ی جوامع انسانی دارد. چنین خانواده­ای نه غیر طبیعی و نه چیزی خارق العاده تلقی می­شده است.» مورگان می­افزاید: «دشوار بتوان نشان داد که نوع دیگری از ساختار خانواده در دوره های ابتدایی وجود داشته است.» در ادامه
 می­گوید: « ظاهرا هیچ راه گریزی از این نتیجه گیری وجود ندارد که ازدواج با چند نفر به طور همزمان ویژگی دوره­های ما قبل تاریخ بوده است. استدلال مورگان مبنی بر این که جوامع ماقبل تاریخ ازدواج گروهی را تجربه کرده­اند (موقعیتی که اصطلاحاً رمه­ی آغازین یا همه همسری نامیده می شود) آن­چنان اندیشه­ی داروین را تحت تاثیر قرار داد که وی نیز بیان کرد: « تقریبا مسلم است که آیین ازدواج به تدریج تحول یافته است و آمیزش با چند نفر به طور همزمان سابقا در تمام نقاط جهان به شدت مرسوم بوده است و هم اکنون هم قبایلی وجود دارند که در آنها همه مردان و زنان قبیله همسر و شوهر یکدیگر هستند.» (فیشر[۲]، ۱۹۸۲). بررسی تاریخی ازدواج در جوامع گوناگون نشان می­دهد که این روابط هیچ گاه منحصر به رابطه بین یک زن و یک مرد باقی نمانده است حال چه قانونمند به شکل چند همسری و چه به صورت غیر قانونمند در انتخاب آزادانه چند شریک جنسی. در واقع الگوی ازدواج و پیوند خویشاوندی از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. قانون­های ازدواج از تنوع و پیچیدگی زیادی برخوردار است. آشکارترین فرضیه تاریخی این است که ازدواج نتیجه تغییر نامنظم و تصادفی روابط حیوانی بین زن و مرد است. سازمان ازدواج، برحسب مکان و زمان، همیشه اشکال مختلف پیدا کرده و به هر صورتی که تصور شود درآمده است؛ این اشکال مختلف از صورتی آغاز شده است که در آن مردم اولیه فقط برای توجه به بقای نسلی که به وجود آمده همسر یکدیگر می شدند، بدون آنکه در زندگی، بین دو همسر اتحادی فراهم آید، و به صورتی رسیده که در دوره جدید می بینیم: زن و شوهر اغلب برای مشارکت در معیشت با یکدیگر همسر می شوند، و نسبت به پیدایش فرزند چندان توجهی ندارند. اجتماعاتی که در آنها ازدواج مرسوم نباشد بسیار کم است، ولی کسی که در جستجو باشد می تواند تعدادی از چنین جامعه ها را پیدا کند و حلقه اتصال میان بی نظمی جنسی در پستانداران پست و ازدواج در مردم اولیه را بیابد (سگالن،۱۳۷۰). در فوتونا، از جزایر هبریز جدید، و در جزایر هاوایی بیشتر مردم اساساً ازدواج نمی کنند؛ مردم قبیله لوبو، زن و مرد، بدون اینکه کمترین توجهی به ازدواج داشته باشند، با یکدیگر نزدیکی می کنند و هیچ قاعده و قانونی در کارشان نیست؛ همین طور برخی از قبایل بورنئو حیات جنسی خود را می گذرانند، بی آنکه متوجه رابطه ای باشند که دو همخوابه را به یکدیگر متصل می سازد؛ به همین جهت جدا شدن دو همسر در نزد آنان بسیار ساده تر از جدایی یک جفت پرنده است؛ در میان ملت­های قدیم روس نیز «مردان با زنان مختلف همخوابگی می کردند، به طوری که معلوم نبود شوهر هر زن کدام مرد است.» کسانی که راجع به کوتوله های آفریقایی (پیگمه ها) تحقیق کرده اند می نویسند که اینان تابع سازمان همسری نیستند و «بدون هیچ قاعده ای به فرونشاندن غریزه جنسی خود می پردازند»، مثال دیگر این است که از زن می خواستند، قبل از آنکه شوهر کند، خود را به اولین مردی که او را می خواسته تسلیم کند؛ این عمل در معبد میلیتا در بابل معمول بوده است؛ یا عادتی که در ملت­های اولیه موجود بود، و زن خود را به عنوان کرم و بزرگی به وام می دادند. در قبیله اورانگ ساکای در مالاکا، زن با فرد، فرد، قبیله مدتی به سر می برد و چون دوره تمام می شد این کار را از سر می گرفت؛ در میان افراد قبیله یاکوت، در سیبریه و قبیله بوتوکودو، در آفریقای جنوبی، و طبقات پست مردم تبت و بسیاری از ملت­های دیگر، ازدواج آزمایشی به تمام معنا بوده، و هر یک از دو طرف هر وقت می خواست، می توانست رابطه را قطع کند، بی آنکه کسی از او جویای علت شود؛ در میان افراد قبیله بوشمن «کوچکترین اختلافی کافی است که رابطه همسری را از میان بردارد، و زن و مرد، پس از آن، به فکر جستن همسر تازه ای می افتند»؛ چنانکه سرفرانسیس گالتن نقل می کند، «در میان قبیله دامارا، تقریباً هر هفته یک بار، زن، شوهر خود را عوض می کند، و من بسیار دشوار می توانستم بفهمم که شوهر موقت این خانم یا آن خانم در فلان وقت چه کس بوده است.» همین طور در قبیله بایلا «زنان دست به دست می گردند و با موافقت مشترک شویی را ترک گفته نزد شوی دیگر می رفتند. بسیاری زنان جوان هستند که هنوز از بیستمین مرحله زندگی نگذشته، و تا آن موقع پنج شوهر کرده اند که همه در قید حیات هستند.» کلمه ای که در هاوایی معنی ازدواج می دهد در اصل به معنی «آزمودن» است. در میان مردم تاهیتی، تا یکصد سال پیش، ازدواج از هر قیدی آزاد بود و تا هنگامی که اولادی پیدا نمی شد زن و مرد می توانستند، بدون هیچ سبب، از یکدیگر جدا شوند؛ اگر فرزندی پیدا می شد، زن و شوهر حق داشتند آن فرزند را بکشند، بی آنکه کسی به آنان زبان ملامت بگشاید، و اگر زن و مرد تصمیم می گرفتند که کودک را بزرگ کنند، ارتباط میان آن صورت دایمی پیدا می کرد، و مرد وعده می داد که در نگاهداری از کودک به زن کمک کند. مارکوپولو در خصوص قبیله ای از آسیای میانه که در قرن سیزدهم در ناحیه پین می زیستند (اکنون کریا، در ترکستان شرقی چین است) می نویسد که: «اگر مردی بیش از بیست روز از خانه خود دور شود، زن او می تواند، در صورتی که بخواهد، شوهر دیگر انتخاب کند؛ بر مبنای همین اصل، مردان هرجا می رسند زنی اختیار می کنند.» چنانکه دیده می شود روش­های تازه ای که ما اکنون در ازدواج و اخلاق اختیار کرده ایم مانند چند همسری همه، ریشه های قدیمی دارد. لوتورنو می گوید که، درباره ازدواج، «تمام آزمایش­های مختلف ممکن در میان قبایل وحشی صورت پذیرفته، و بسیاری از آنها هنوز هم در میان بعضی از مردم جریان دارد، بدون آنکه افکاری که در مردم عصر جدید اروپا وجود دارد اصلاً به خاطر آن مردم خطور کرده باشد.» در بعضی از نقاط ازدواج به طور گروهی صورت می پذیرفته، به این معنی که گروهی از مردان یک طایفه گروهی از زنان طایفه دیگر را به زنی می گرفتند. در تبت، مثلاً، عادت بر آن بود که چند برادر، چند خواهر را به تعداد خود، به همسری اختیار می کردند به طوری که هیچ معلوم نبود کدام خواهر زن کدام برادر است؛ یک نوع کمونیسم در زناشویی وجود داشت، و هر کس با هرکس که می خواست همخوابه می شد. از بقایای این حوادث، عادت همسری با زن برادر، پس از مرگ برادر، را باید شمرد که در میان قوم یهود و اقوام دیگر شایع بوده است (مقصودی،۱۳۸۶). ولی این بی قاعدگی روابط جنسی که نظیر کمونیسم اولیه، در مورد زمین و خوراک، به شمار می رود، خیلی زود از میان رفت، به طوری که اثر آن در زمان حاضر به دشواری قابل ملاحظه است؛ با وجود این، یادگارهایی از آن در اذهان به صورت­های مختلف باقی مانده است: مثلاً بسیاری از ملت­هایی که به حالت طبیعی به سر می برند چنین می پندارند که تک شوهری که به عقیده آنان احتکار یک مرد برای یک زن است، مخالف طبیعت و اخلاق است؛ مثال دیگر، جشن­های آزادی جنسی است که در مواقع معین برپا می ­شود و به صورت موقتی افراد را از قیود جنسی می رهاند. پس از دوره های نخستین، بتدریج، اشکال مختلف اتحاد میان زن و مرد، به عنوان آزمایش و به طور موقت، جای روابط بی بند و باری سابق را گرفت.

در جوامع مدرن امروزی رایج ترین تعریف از خانواده نظامی است متشکل از یک زن و مرد که از طریق ازدواج صاحب فرزند یا فرزندانی می­شوند و مهم­ترین کارکرد آن جامعه­پذیری و نگهداری از فرزند می­باشد (ساروخانی،۱۳۸۴). در عصر مدرن خانواده معمولا به واسطه ازدواج تشکیل می­شود که به مثابه یک پدیده اجتماعی است. ازدواج پیوند بین طبیعت با همه سادگی و عینیت آن و فرهنگ با همه پیچیدگی و ذهنیتش می­باشد که در بستر پیچیده­ترین و حساس­ترین روابط اجتماعی میان دو جنس مخالف برقرار می­شود و به عنوان مقدمه و منشاء خانواده محسوب می­گردد و یکی از مهم­ترین پدیده­های اجتماعی، زیستی و فرهنگی مربوط به جامعه و انسان است و بر حسب ماهیت، نوع و انگیزه می­تواند پیامدهای اجتماعی پیش­بینی شده و نشده مثبت و منفی، آسیب­زدا و آسیب زا داشته باشد که کنش و واکنش­های اعضای جامعه و ساختارهای اجتماعی را متاثر می­سازد خصوصا پیامدهای نامطلوب ازدواج­های غیر اصولی از یک سو ساختارها، ماهیت و کارکردهای خانواده را در طول زمان دچار تغییر و تحول می­سازد و از سوی دیگر  ارزش­های محوری جامعه به ویژه امنیت اجتماعی و اخلاقی را تحت­الشعاع قرار می­دهد. نگرش و دیدگاه نسبت به ازدواج به عنوان یک” واقعیت اجتماعی”  تحت تاثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که در آن به سر می­بریم طبق بینش جامعه شناختی واقعیت هرگز به ما نمی­گوید که چیست، بلکه انسان­ها باید واقعیت را آن­گونه که هست تفسیر کنند و آن تفسیر با فرهنگی که ما برای راهنمایی خود به کار می­بریم آغاز می­گردد، هر چند که فرهنگ به نوبه خود از گروه­ها و از جامعه ناشی می­شود (شارون،۱۳۷۹). بنابراین دیدگاه فرد نسبت به ازدواج تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد و همچنین ملهم از موضع و جایگاه فرد در جامعه است، به عبارت دیگر برخی از باورهای فرد ناشی از تاثیر فرهنگ و جامعه­ای است که در آن زندگی می­کند، مانند نقش زن یا مرد بودن، مثلا واقعیتی به نام زن بودن به مفهوم یاد گرفتن “اندیشیدن مانند یک زن” است، یعنی اعتقاد به اینکه عاطفه، حیا، صبر، بردباری، گذشت، خانه داری، بچه داری و مادری، کنش­های ضروری برای یک زندگی خوب و رضایت بخش است و مرد بودن نیز به مفهوم یاد گرفتن”اندیشیدن مانند یک مرد” است، یعنی باور داشتن به اینکه نان آوری، سرپرستی خانواده، احساسی نبودن، اعتبار اجتماعی لازمه یک زندگی خوب و سعادتمندانه است. از این رو الگوی ازدواج بسیار متنوع است چنان چه در فرهنگ­های گوناگون شاهد الگوهای متنوعی هستیم. رایج­ترین و متنوع­ترین الگوهای ازدواج که در کلیه کتاب­های مرجع انسان شناسی به آن اشاره شده است الگوهای زیر است:

  • ازدواج گروهی[۳]، خاص مقطعی از نخستین مراحل تکامل جامعه است.
  • ازدواج چند همسری، که چند زنی و چند شوهری را در بر می­گیرد.
  • ازدواج تک همسری،[۴] بنا بر این الگو ازدواج میان یک مرد و یک زن مجاز است در ازدواج تک همسری اغلب خانواده هسته ای اهمیت بسیار زیاد دارد (ال کرناوی و گراهام ۱۹۹۹).

هر چند نظام تک همسری همواره به عنوان معمول­ترین و مطلوب­ترین سبک زندگی مشترک بوده است اما چند همسری در بین بعضی از جوامع مرسوم و گاهی امری رایج محسوب می­شده است. انسان شناسان چند همسری را این­گونه تعریف می­کنند: “رابطه خصمانه بین چندین همسر” که بر دو قسم است: چند­زنی[۵] و چند­شوهری است (همان،۱۹۹۹). چند شوهری[۶] که طی آن یک زن همزمان می­تواند چند شوهر داشته باشد جز در مقاطعی کوتاه و بسیار محدود آن هم در جوامع غیر متمدن وجود نداشته است به روایت ویل دورانت، این شکل از خانواده در میان قبایلی در تبت و از جمله در قبیله توداد مرسوم بوده است. یک زن در این قبایل می­توانسته است همزمان با چندین مرد رابطه همسری و زناشویی برقرار کند. در دوران جاهلیت هم رسم چند شوهری در میان برخی قبایل عرب وجود داشته است. در یکی ازهمین شکل ازدواج­ها چنین مرسوم بوده است که زن دارای چند همسر بعد از باردارشدن، همه مردانی را که با آنها رابطه همسری داشته دعوت می­کرده است و مطابق رواج قبیله، هیچ کدام از مدعوین حق نداشته از این دعوت سرپیچی کنند و زن در یک جلسه علنی با تمام همسران خود از میان آنان مطابق میل خویش پدر فرزندش را انتخاب می­کرد و پدر هم حق نداشت از عنوان پدری استنکاف ورزد، و اما چند زنی شیوه­ای است که در آن یک مرد همزمان می­تواند چندین زن را به همسری انتخاب کند. به عقیده ویل دورانت این رسم از اجتماعات اولیه بشری سرچشمه گرفته است(دورانت[۷]،۱۳۷۰). در این پژوهش نیز منظور از کاربرد واژه چند همسری، چندزنی می­باشد که از جمله رسم­هایی است که تاریخی به قدمت تاریخ بشر دارد.

۱-۲- بیان مسئله

تعدد زوجات به عنوان یک پدیده اجتماعی ناشی از زمینه­ها و سنت­های شکل گرفته در طول زمان، امری است تاریخی که ابعاد گوناگون آن می­تواند مورد مطالعه و پژوهش قرار گیرد. سنت چند همسری در بسیاری از اجتماعات بشری سابقه دیرینه دارد و همواره به عنوان یک قاعده رایج بوده است(دورانت۱۳۷۰). ریشه پیدایش و تداوم رسم چند زنی را در ابتدا می­توان در مطالعات تاریخی و انسان شناختی که برخی از انسان شناسان درباره تکوین نهاد خانواده و ازدواج انجام داده­اند جست و جو کرد. بحث تاریخی در زمینه چند همسری از آن جهت می­تواند راهگشا باشد که با دنبال کردن مسیر تمدن بشری و بررسی حیات فردی و اجتماعی انسان­های گذشته می­توان به برخی علل و عوامل تاریخی و حتی بوم شناختی در زمینه گرایش یا عدم گرایش به چند همسری دست یافت و دانست چند همسری طبیعت بشر و امری گریز­ناپذیر است یا زاده شرایط و  موقعیت­های خاص است. از جمله عواملی که باعث افزونی چندهمسری در میان مردان نسبت به زنان گردیده است می­توان به کارکردهای چند زنی اشاره کرد که بیش از کژکارکردهای آن بوده و اینکه چند شوهری کارکردهای برای بشر نداشته است. مهم ترین کارکرد چندزنی تولید نیروی انسانی است که در تمدن­ها و اقوام گذشته وجود داشته است. در جوامع نخستین تلفات نیروی انسانی بیش از میزان زاد و ولد بوده و از طرف دیگر تمام کارها به وسیله نیروی انسانی انجام می­گرفت. لذا هر چه تعداد فرزندان خانواده­ای بیشتر بود کار افراد خانواده آسانتر بود و محصولات و ثروت بیشتری به دست می­آمد. هم اکنون نیز در مناطق عشایری و روستایی شاهد آن هستیم که زنان روستایی که کارهای طاقت فرسای گله­داری و کشاورزی را بر عهده دارند از همسر خود می­خواهند همسر جدید اختیار کند تا در کارها به آنها کمک کند (ناستی­زایی،۱۳۸۵). دورانت می­گوید: اگر مرد توانگر بود، می توانست چند زن برای خود انتخاب کند، و اگر زن مانند “سارا” نازا بود به شوهر خویش اجازه می داد تا برای­ خود همخوابه ای­ برگزیند؛ از همه این آداب و سنن، مقصود آن بود که نسل زیاد شود. دورانت همچنین در صحبت از پارسیان به موضوع دیگری اشاره می­کند و آن اینکه « در یک اجتماع، که اساس آن بر سپاهیگری و نیروی نظامی قرار دارد» کشور به نیروی نظامی قوی نیازمند است که لازمه آن تعداد فراوان سرباز است و از اوستا نقل می­کند: مردی که زن دارد بر آن که چنین نیست فضیلت دارد، و مردی که­ خانواده ای را سرپرستی می کند بر آن که خانواده ندارد فضیلت دارد، و مردی که پسران فراوان دارد بر آن که چنین نیست فضیلت دارد. فرزند و به خصوص فرزند پسر کاملا ارزش اقتصادی داشته و به چشم سرمایه به آن نگاه می­شده است. به بخشی از تعالیم اوستا، که بیان می­کند: گاو و گوسفند بسیار و آرد بسیار و علف بسیار و سگ بسیار و زنان بسیار و بچه های بسیار و آتش بسیار اسباب زندگی خوب را فراهم می­سازد می­توان توجه کرد و دریافت که نیروی کار زنان و تولید مثل از جمله موارد و ویژگی بارز و مهم در نزد اهالی آن روزگار بوده است. دورانت در جایی دیگر درباره پارس­ها می­گوید: فرزند داشتن نیز، مانند ازدواج، از موجبات بزرگی و آبرومندی بود. پسران برای پدران خود سود اقتصادی داشتند و در جنگ­ها به کار شاهنشاه می خوردند. وجود کودکان چنان ارزشی داشت که حتی اگر زنی کودکی را بر اثر زنا باردار می­شد ولی تصمیم به نگهداری کودک می­گرفت بخشوده می­شد: زنان شوهردار یا دوشیزگانی را که از راه زنا باردار می شدند و در صدد سقط جنین بر نمی آمدند، ممکن بود ببخشند؛ و بچه انداختن در نظر ایشان بدترین گناه بود و مجازات اعدام داشت. چینیان که در میانشان رسم چند همسری رواج داشته بر این باور بودند که غرض از قوانین اخلاقی، تنظیم روابط جنسی برای کودک پروری است.کودک علت وجود خانواده است. از دیدگاه چینیان، شمار کودکان هر چه بود، زیاد نبود. زیرا ملت چین همواره در معرض هجوم قرار داشت و مدافعان فراوان می خواست. در میان چینیان نیاپرستی از دو جهت بر اهمیت تولید مثل می افزود: مرد می بایست صاحب پسران بسیار شود تا پس از مرگش برای او قربانی کنند و هم مراسم بزرگداشت نیاکان را همچنان برپا دارند. منسیوس گفته است: « سه امر است که برازنده فرزندان نیست، و اعظم آن سه، بلاعقب بودن است.» دورانت پس از وصف چینیان می گوید: زناشویی را با عشق چندان کاری نبود، زیرا جز دمساز کردن زن و مرد سالم و پدید آوردن خانواده بارور هدفی نداشته است. به طور کلی ازدواج چند همسری در جوامع جمعی الگویی مرسوم به شمار می­رفته است و در این جوامع نرخ باروری بالا بوده  و فرزندان به عنوان منبع تامین کننده نیروی کار و ثروت حامی منافع اقتصادی و اجتماعی والدین قلمداد می­شدند، به همین دلیل تمایل به داشتن فرزند زیاد از طریق حمایت از ساختار چندهمسری برای نظام خانواده انجام می­گرفته است و با گذشت زمان بر اثر شرایط و موقعیت زندگی انسان این حمایت کمرنگ­تر شد. لذا می­توان گفت رسم چندزنی از جمله رسم هایی است که در میان اقوام ابتدایی گرفته تا ملل متمدن وجود داشته است(دورانت،۱۳۷۰). در میان اعراب جاهلیت نیز تعدد زوجات حد و حصری نداشت و سنت تعدد زوجات پدیده­ی مقبول و مرسوم بود. و بسته به توانایی و تمکن مالی مرد بوده و مرد متمکن می­توانست در یک زمان، ده­­ها زن داشته باشد. همچنان که ویل دورانت می­نویسد: تعدد زوجات بدون هیچ قید و شرطی در میان عرب­ها رواج فراوان داشت و زن کالایی بود که جزو دارایی پدر یا شوهر یا پسر به شمار می­رفت (حاجی علی،۱۳۸۸). تعیین محدوده تعدد زوجات توسط اسلام برای آن عده از اعراب که بیش از چهار زن ‏داشتند، مشکل به وجود می‏آورد، لذا افرادی که بیش از این تعداد زن داشتند، مجبور بودند آنها را رها کنند. در ایران باستان نیز اصل تعدد زوجات اساس خانواده به شمار می رفت و تعداد زنانی که مرد می توانست داشته باشد، به نسبت توانایی مالی او بود و اغلب مردم کم بضاعت نمی توانستند بیش از یک زن داشته باشند. رئیس خانواده از حق ریاست دودمان بهره مند بود. یکی از زنان، صاحب حقوق کامله بود و پادشاه او را زن یا «زن ممتاز» می خواند. از او پست تر زنی بود که عنوان خدمتکاری داشت و او را «زن خدمتکار» یا «زن چگاری ها» (چاکر زن) می گفتند. شماره زنانی که مرد می توانست بگیرد، نامحدود بود و گاهی در اسناد یونانی دیده شده است که مردی چند صد زن داشته است». گوستاو لوبون نیز تاکید کرده که « قبل از اسلام هم رسم مذکور در میان اقوام شرقی از یهود، ایرانی، عرب و غیره شایع بوده است» در عراق قدیم بر تأثیرپذیری از فرهنگ یهود، رسم چند همسری به صورت یک رواج مقبول گزارش شده است. در قانون حمورابی ماده ۱۴۸، درمورد تعدد زوجات می­خوانیم: «اگر زن اول بیمار باشد، برای مرد جایز است که زن دوم بگیرد.». در دین یهودیت تا قرن ۱۱ تعدد زوجات بدون محدودیت در تعداد همسران ادامه داشت و در این قرن احبار آن را منع کردند و تا امروز این قانون جاری است (عبدی پور،۱۳۷۸). در مسیحیت هم برخی از پروتستان­ها معتقد بودند که چند همسری برای پادشاه است و برای بقیه اگر اجازه داده شود به علت جلوگیری از رسوایی گسترده باید ممنوع شود (افرا،۱۳۸۹). در اسلام قرآن کریم به مومنان تک همسری را توصیه می­کند و تعدد زوجات بر خلاف آنچه برخی پنداشته­اند تنها به عنوان یک حکم ثانوی مطرح و قابل فهم است آن هم مشروط به این که مرد بتواند عدالت را در حق تمام همسران رعایت کند (بداغی،۱۳۸۷). بر اساس آخرین آمار منتشر شده نسبت چند زنی در مصر۴ درصد و در سوریه و عراق ۵ درصد و در کشورهای خلیج ۸ درصد است. البته مصر اولین کشوری بود که قانونی در مورد محدودیت چند همسری وضع کرد کشور مصر در سال ۱۳۲۴(۱۹۴۵ میلادی) با وضع قانونی در دو ماده ازدواج مجدد را منوط به اذن قاضی کرد. ماده اول: جایز نیست که مرد مزدوج زن دیگری  بگیرد یا برای ازدواج  مجدد زمینه سازی کند مگر به اذن قاضی. ماده دوم: قاضی حق ندارد به فرد متأهل اجازه ازدواج مجدد بدهد مگر بعد از جستجو و تحقیق در رفتار خانواده و تمکن مالی او. در سوریه و عراق نیز قوانینی شبیه به این وضع شده که اذن قاضی لازم است. در بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین، تایوان، روسیه، انگلستان، آمریکا، ترکیه و تونس تعدد زوجات ممنوع است و آن را جرم تلقی می­کنند در ماده ۱۸ قانون احوال شخصیه کشور تونس، ازدواج مجدد را با مجازات یک سال حبس و ۲۴۰ هزار فرانک جریمه در ردیف جرم های تعریف شده قرار داد. مطابق ماده ۲۱ همان قانون ازدواج دوم که بدون انحلال ازدواج اول صورت می گیرد. باطل است. قانون احوال شخصیه کشور سوریه، تعدد زوجات را مجاز می شمارد ولی به قاضی اجازه داده است که اگر تشخیص داد، مرد قادر به دادن نفقه به بیش از یک زن نیست، به او اجازه ازدواج مجدد ندهد. در حقوق انگلستان چندهمسری جرم شناخته می­شود و مجازات آن تبعید به مدت ۷ سال است. ازدواج مجدد در صورتی مورد قبول است که ازدواج قبل به حکم دادگاه منحل شده یا این که زن اول به مدت ۷ سال مرد را ترک گفته باشد در کشور مالزی در برخی از ایالات تعدد زوجات را به اجازه قبلی از محکمه و یا شورای علما مشروط کرده است. البته ایالاتی هم در این کشور وجود دارد که در قوانین خود چنین محدودیتی را برای تعدد زوجات ندارد. در الجزایر هم تعدد زوجات در قانون مدنی، با رعایت موازین شریعت و مراعات عدالت بدون مراجعه به محکمه مجاز شمرده شده است. اما قانون به هر یک از زن سابق، این حق را داده است که اگر شوهر به آنان دروغ گفته است می­توانند به محکمه مراجعه کرده و تقاضای طلاق نمایند(رمضان نرگسی، ۱۳۸۲) در کشوری مثل سنگال وضعیت تعدد زوجات، مثل اصل تک همسری امری معمولی جلوه کرده و از مشروعیت قانونی برخوردار است در آنجا علاوه بر پرستیژ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی پدیده تعد زوجات در میان طبقه متوسط مردم نشان عامل بودن به احکام اسلام است و مخالفت با آن مخالفت با  قرآن  تلقی    می­شود.کشور مالزی در برخی از ایالات تعدد زوجات را به اجازه قبلی از محکمه و یا شورای علما مشروط کرده است. البته ایالاتی هم در این کشور وجود دارد که در قوانین خود چنین محدودیتی را برای تعدد زوجات ندارد (همدن و سامی[۸]، ۲۰۰۹).

 بر اساس مطالعات جمعیت شناسان و انسان شناسان در بین جوامعی که تاکنون شناخته شده اند بیش از ۸۰ درصد دارای تعدد زوجات بوده اند (برش[۹]،۲۰۰۱) و یک بررسی قوم نگارانه از ۸۴۹ جامعه ابتدائی در سرتاسر جهان نشان داده است که از این تعداد ۷۰۸ جامعه چند زنی(بیش از یک زن) و ۴ جامعه چند شوهری (بیش از یک شوهر) و ۱۳۷ جامعه تک همسری بوده­اند.

در عصر ما زندگی بیشتر حول زناشویی دو زوج تمرکز یافته است زیرا زندگی زناشویی منحصرا بر عشق مبتنی است و در نتیجه هدف از ازدواج نمی­تواند چیزی جز ارضاء عاطفی و جنسی زوجین باشد پس”تک همسری” طبیعی­ترین و متعارف­ترین شکل زناشویی است که در آن هر یک از زن و شوهر احساسات، عواطف و سایر شئون زندگی مشترک را از آن خود و مخصوص شخص خود می­دانند با این حال بعضی مواقع شرایطی پیش می­آید که به ناچار و اجبار و یا از روی میل و رضایت مسئله تعدد زوجات مطرح می­شود (ناستی زایی،۱۳۸۵). اثرات ازدواج مجدد رابطه تنگاتنگی با فرهنگ حاکم بر جامعه دارد زیرا در برخی از کشورها این نوع ازدواج طبیعی است. در ایران اثرات منفی این ازدواج زیاد است و در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی بروز می­کند و از جمله اثرات خانوادگی این رویداد رواج بی­اعتمادی در خانواده است. با ازدواج مجدد شوهر، همه اعتماد زن به زندگی مشترک، به خودش، به شوهرش، به آینده­اش از بین می­رود و زن دچار شدیدترین بحران روانی، یاس و ناامیدی می­شود­ (رمضان نرگسی،۱۳۸۴). از این رو شرایط و روابط ویژه­ای بر این خانواده­ها حاکم است و می­توان انتظار داشت که این شرایط در رفتار و میزان سلامت روانی اعضای خانواده بازتاب داشته باشد (مجاهد و بیرشک،۱۳۷۴). هنجارمندی، احساس امنیت، اعتماد و مشارکت متقابل که شاخص­های مطرح شده در تئوری پیربوردیو جهت سنجش مولفه سرمایه اجتماعی است در خانواده چندزنی بسیار پائین ارزیابی شده است ­(ناظرزاده کرمانی و محمدی،۱۳۸۷). سلامت روانی کودکان در خانواده چندزنی بسیار پائین­تر از کودکان در خانواده­های تک همسر می­باشد زیرا در خانواده­های چند زن، رقابت و کشمکش بر سر منافع ارزشمند و مشترک بسیار بالا است (همان،۱۳۸۷) و از آنجا که اکثر مردان چند همسر کمتر عدالت را رعایت می­کنند و بیش تر وقت خود را با زن دوم که اغلب جوان تر است صرف می کنند لذا در زن اول با بی اعتنایی شوهر احساس تنهایی و کمبود محبت و احساس شکست در زندگی و افسردگی را به وجود می­آورد (ابرامسون،۲۰۰۲) و باعث ناسازگاری در خانواده می­شود و غالبا به زن­های دوم به عنوان غارتگر احساس و محبت نگریسته می­شود (تقی پور،۱۳۸۷). به نظر می­رسد چندهمسری سبب احساس شکست در زندگی، احساس تنهایی و بروز مشکلات اجتماعی و خانوادگی در زنان می­شود که در نهایت منجر به نقار خانوادگی می­شود. در ساختار خانواده چند همسر افراد مختلفی به دنبال ایفای نقش­های همسان برمی­آیند اعضای خانواده به شکل آشکار و پنهان جهت دستیابی به منابع مشترک و ارزشمند و کمیاب از مکانیزم رقابت استفاده می­کنند و این منبع کشمکش در خانواده را محیا می­سازد و به تنش و دو­دستگی منجر می­شود (جاوید،۱۳۸۹).

۱-۳- ضرورت و اهمیت پژوهش

بعد از قتل همسر، چند همسری شدیدترین شکل اعمال خشونت علیه زن است. امروزه از مجموعه معیارهایی که نشان از توسعه حقوق زنان در جامعه تلقی می­گردد میزان کاهش تعدد زوجات در عصر حاضر است (رمضان نرگسی،۱۳۸۴). تحقیقی که در سال­های اخیر در مورد نگرش و رفتار اجتماعی ایرانیان در کل استان­های کشور صورت پذیرفته است نشان می­دهد که بیش از ۹۰ درصد سوال شوندگان مخالف ازدواج با بیش از یک زن هستند و بسیاری از افراد به ویژه بانوانی که ازدواج کرده یا احتمال ازدواج کردن آنها بالاست، به شدت مخالف چند همسری مردان بوده و آن را نمادی از نادیده گرفتن حقوق زنان می­شمرند (کرمی و سجادی امین،۱۳۸۹). چند همسری مورد انتقاد بسیاری از اندیشمندان و متفکران واقع شده و طرفداران و مخالفان بسیاری دارد. مخالفان تعدد زوجات آن را بر خلاف مقام زن و برابری او با مرد و نشانه­ای از رژیم مردسالاری و زورگویی مردان در ادوار قدیم دانسته­اند و معتقدند چند همسری محیط خانوادگی را که باید کانون مهر و نیکی باشد به میدان جنگ تبدیل می­کند و عداوت و دودستگی و چنددستگی بین اعضای خانواده پدید می­آورد و معتقدند چندهمسری موجب تزلزل نظام خانواده است. اما طرفداران تعدد زوجات با استناد به مجاز شمردن این پدیده در اسلام نه تنها با آن موافق­اند بلکه آن را به عنوان راه­حلی برای بسیاری از مشکلات اجتماعی امروز کشور توصیه می­کنند. این دسته معتقدند به موازات سخت­گیری برای از بین بردن روابط نامشروع در جامعه و در نظر گرفتن تنبیه برای مرتکبین آن، باید از راه کارهای شرعی و سالم روابط جنسی حمایت کرد. زیرا اگر هم در زمینه روابط نامشروع و هم راه کارهای شرعی و سالم روابط جنسی محدودیت ایجاد شود، روابط به شکل پنهان در می­آید که قطعا نه به نفع زنان است و نه به نفع جامعه(زینالی،۱۳۸۷). موضوع چندهمسری جزء مباحث اجتماعی بحث برانگیز به شمار می­رود که توجه قوای مقننه، مجریه و قضائیه به این موضوع اهمیت آن را آشکار می­سازد. حمایت از حقوق زنان، سلامت جامعه و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم چندهمسری بر خانواده به عنوان اساسی­ترین نهاد اجتماع مهمترین مولفه­هایی است که موافقان و مخالفان این مساله در مباحث خود مطرح می­کنند. با این وجود، عواملی همچون تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی کشور، رویکرد کلی جامعه بشری، احکام اسلام و آیات قابل تفسیر قرآن کریم بر پیچیدگی موضوع می­افزایید (کرمی و سجادی امین، ۱۳۸۹). برخی با برداشتی ویژه از رابطه زناشویی و نهاد خانوداه، علاوه بر اینکه اختیار طلاق را به طور مطلق به دست مرد سپرده­اند، ازدواج مجدد و چند همسر­گزینی را نیز از اختیارات بدون قید و شرط مرد می­دانند. امروزه، این رویکرد و دیدگاه که اساسا  برای زن و اراده او در زندگی مشترک، نقشی قائل نیست، نمی­تواند با شرایط و تحولات جامعه و واقعیت­های اجتماعی سازگاری داشته باشد. کمیته محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۲ موضوع یکی از توصیه نامه­های خود را به این امر اختصاص داد: تعدد زوجات حقوق زنان را در زمینه برابری با مردان مورد تخطی قرار می­دهد و می­تواند پیامدهای عاطفی و مالی برای آنها و وابستگانشان به همراه داشته باشد. لذا باید چنین ازدواجی ممنوع  اعلام گردد. کمیته مزبور درباره این موضوع که برخی کشورهای عضو با وجود اینکه در قانون اساسی خود حقوق برابر را تضمین کرده­اند تعدد زوجات را مطابق با قوانین عرفی و شخصی مجاز می­دانند متذکر می­شود که این امر نقض حقوق اساسی زنان و مغایر با مفاد بند اول ماده ۵ کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان می­باشد. بی تردید اختیار همسر بعدی موجبات ورود آسیب و صدمه به زوجه و فرزندان خانواده را فراهم خواهد ساخت. در خصوص کودکان خانواده­های چند همسری مشخص شده که این افراد در مقایسه با کودکان خانواده­های تک همسر در محیط مدرسه به لحاظ برقراری ارتباط اجتماعی با گروه همسالان و مربیان دچار مشکلات زیادی هستند (ناظرزاده کرمانی و محمدی،۱۳۸۷). با افزایش تعداد همسران رضایتمندی (اجتماعی، اقتصادی و روانی) به شکل معناداری کاهش پیدا می­کند. زنان اول در خانواده­های چند زن ازدواج مجدد همسرانشان را نوعی سوءاستفاده قلمداد می­کنند و احساس محرومیت از محبت و صمیمیت زناشویی در میان آنها از مهم­ترین عوامل آسیب­زا تلقی می­شود (همان،۱۳۸۷) و در مقابل کاهش میزان سرمایه اجتماعی افراد در خانواده­های چند همسر منجر به افزایش فاصله اجتماعی این گروه در جامعه می­شود و باعث افزایش کشمکش­های روانی، زبانی، فیزیکی دورن این خانواده­ها و موجب کاهش رضایت از زندگی می­شود و میزان صمیمیت و سازگاری میان اعضاء به دلیل تضاد در روابط قدرت عاطفی و جنسی کاهش پیدا می­کند. اگرچه چند زنی در ایران ساختار غالب نظام خانوادگی محسوب نمی­شود اما در سالهای ۱۳۶۵ به دلیل وجود شرایط ناشی از جنگ ایران و عراق نرخ چندزنی در کشور به شکل قابل ملاحظه­ای در کل کشور افزایش یافت. چند زنی در برخی نواحی کشور نظیر سنندج، خراسان شمالی و آذربایجان غربی، لامرد،کهنوج، بوشهر، خوزستان، زاهدان به میزان بسیار بالایی وجود دارد و پژوهشگران سازمان ثبت احوال و وزارت بهداشت نیز در یک مطالعه ملی در سال ۱۳۷۰ میزان خانواده­های چند زن را در ایران را ۲.۸ درصد اعلام نمودند (محمدی و علمدار،۱۳۹۱) و از آنجای که ساختار خانواده بر روابط خانوادگی میان اعضا تاثیر بسیار زیادی دارد و در خانواده­های چند زنی یک مرد در روابط قدرت، روابط عاطفی و جنسی با دو یا چند زن به صورت اشتراکی وارد کنش متقابل می­شود و هر یک از زنان در سیستم تقسیم کار مشتر­ک­اند و جهت دست­یابی به منابع مشترک ارزشمند و کمیاب به شکل آشکار یا پنهان از مکانیزم رقابت استفاده می­کنند این باعث تضاد و درگیری در خانواده می­شود (شیخی و محمدی۱۳۸۷). بنابراین اثرات منفی چند زنی بر زن، فرزند و حتی مرد خانواده مانع از تحقق آرامش و استواری در روابط خانوادگی می­شود و از آنجایی که خانواده خمیر مایه و هسته نخستین پایگاه و چکیده هر یک از جوامع انسانی است چناچه اعضا خانواده­های جامعه­ای به رکود و عقبگرد فکری و علمی دچار شوند، این جامعه در معرض نابودی و سیر نزولی قرار می­گیرد و بالتبع با آسیب دیدن خانواده به عنوان عنصر اساسی، جامعه­ای سالم و مترقی را نمی­توان انتظار داشت. لذا حمایت از خانواده برای جلوگیری از فروپاشی و از هم گسیختگی یک ضرورت اجتنابناپذیر انسانی است و نگهداری از آن به عنوان معیاری برای پیشرفت، تمدن و تعالی جامعه نه تنها در بعد مادی، بلکه در بعد تعالی فکری و اجتماعی مطرح است(عبدی پور،۱۳۸۷).

تعداد صفحه :۱۹۰

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه عوامل موثر بر خشونت خانگی علیه زنان در شهرستان تفت استان یزد

عنوان

عوامل موثر بر خشونت خانگی علیه زنان در شهرستان تفت استان یزد

استاد مشاور :

جناب آقای دکتر محمد زاهدی اصل

تابستان ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

 خشونت علیه زنان یکی از مسائل عمده­ ی جوامع بشری است که به هر گونه اقدام خشونت­آمیز نسبت به زنان گفته می­شود اعم از جنسی، فیزیکی، روانی، مالی و یا محدود و محروم کردن زن از آزادی فردی یا اجتماعی که باعث شود زن متحمل آسیب­های جسمانی یا روحی و جنسی … شود. خشونت علیه زنان،  زمینه­ساز بسیاری از آسیبهای اجتماعی است زیرا کانون خانواده را به عنوان مهم­ترین نهاد به مخاطره می­اندازد. از این رو، هدف پژوهش حاضرشناخت عوامل موثر بر خشونت خانگی علیه زنان است.

 روش پژوهش از نوع پیمایشی است و جامعه آماری آن زنان متاهل شهرستان تفت است که ۵۰۶۵ خانوار می باشد. در روش نمونه­گیری، از روش نمونه گیری نمونه در دسترس استفاده شده است به این صورت که از بین درمانگاه های شهرستان تفت،۳ درمانگاه به صورت تصادفی انتخاب گردید و تمام زنان متاهلی که به مدت یک ماه به این ۳ درمانگاه مراجعه کردند وتعداد آنان ۲۰۰ نفر بود ، به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.  ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن از طریق اعتبار صوری و پایایی گویه­ها از طریق محاسبه آلفای کرونباخ سنجیده شد. سپس پرسشنامه­ها  از طریق مصاحبه با پاسخگویان تکمیل گردید.در چهارچوب نظری از نظریه های مددکاری اجتماعی(رویکرد فمینیستی)،جامعه پذیری،یادگیری اجتماعی،ناهماهنگی در سازمان اجتماعی استفاده شد.

یافته­ها نشان داد که متغیرهای اجبار در ازدواج ، مردسالاری، اعتیاد همسر به مواد مخدر،اشتغال مرد و تجربه خشونت در دوران کودکی مرد، رابطه معناداری با خشونت خانگی علیه زنان دارند. ولی اشتغال زنان با خشونت علیه آنان رابطه­ معناداری ندارد. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که اثر سه متغیر مستقل تجربه خشونت در دوران کودکی مرد، اجبار در ازدواج، و اعتیاد همسر به مواد مخدر، در رابطه با متغیر وابسته میزان خشونت خانگی مردان علیه زنان معنی دار شده است. اثر بقیه متغیرهای مستقل در معادله رگرسیون معنی­دار نشده است.

واژگان کلیدی:زنان ،خشونت خانگی، مردسالاری، تجربه خشونت، اجبار در ازدواج

 فهرست مطالب

صفحه          عنوان                                                                                                   

فصل اول : کلیات پژوهش

۱-۱- مقدمه ………………………………………………………………………………………… ۱

۲-۱- بیان مسئله ……………………………………………………………………………………. ۲

۳-۱- انگیزه پژوهشگر……………………………………………………………………………… ۴

۴-۱- اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………….. ۴

۵-۱- اهمیت و ضرورت پژوهش …………………………………………………………………… ۴

۶-۱- فایده پژوهش …………………………………………………………………………………. ۵

فصل دوم : ادبیات موضوع

۱-۲-  مقدمه …………………………………………………………………………………………۷

۲-۲- تاریخچه موضوع ………………………………………………………………………………۷

۱-۲-۲- وضعیت زنان در جهان ……………………………………………………………………..۷

۲-۲-۲-تاریخچه موضوع در ایران …………………………………………………………………..۸

۲-۲-۲-۲- تارخچه موضوع در ایران قبل و بعد از انقلاب …………………………………………..۸

۳-۲- مروری بر پژوهش های انجام شده …………………………………………………………….۹

۱-۳-۲- تحقیقات داخلی ………………………………………………………………………………۹

۲-۳-۲- تحقیقات خارجی …………………………………………………………………………..۱۲

۴-۲- مبانی نظری ………………………………………………………………………………….۱۵

۱-۴-۲ رویکرد مددکاری اجتماعی …………………………………………………………………۱۶

۲-۴-۲ رویکرد زیست­شناختی ……………………………………………………………………..۱۷

۱-۲-۴-۲- ریخت شناسی …………………………………………………………………………..۱۸

۲-۲-۴-۲- نشانگانxxy ……………………………………………………………………………19

۳-۴-۲- رویکرد روان­شناسی ………………………………………………………………………۲۰

۳-۴-۲- رویکرد روان­شناسی اجتماعی …………………………………………………………….۲۱

۴-۴-۲- رویکرد جامعه­شناسی ……………………………………………………………………..۲۲

۱-۴-۴-۲- نظریه تضاد …………………………………………………………………………….۲۳

۲-۴-۴-۲- نظریه­ کارکردگرایی ……………………………………………………………………۲۵

۳-۴-۴-۲- نظریه جامعه­پذیری ……………………………………………………………………..۲۶

۴-۴-۴-۲- نظریه یادگیری اجتماعی ………………………………………………………………..۲۸

۶-۴-۴-۲- نظریه منابع …………………………………………………………………………….۲۹

۷-۴-۴-۲- تئوریهای ناهماهنگی در سازمان اجتماعی ……………………………………………..۳۰

۵-۲- بیان چارچوب نظری …………………………………………………………………………۳۴

۶-۲- فرضیات پژوهش ……………………………………………………………….۳۶

۷-۲- الگوی نظری پژوهش ………………………………………………………………………..۳۷

فصل سوم : روش شناسی پژوهش

۱-۳- مقدمه …………………………………………………………………………………………۳۹

۲-۳- روش پژوهش ………………………………………………………………………………..۳۹

۳-۳- جمعیت آماری ………………………………………………………………………………..۳۹

۴-۳-  حجم نمونه …………………………………………………………………………………..۴۰

۵-۳- روش نمونه­گیری …………………………………………………………………………….۴۰

۶-۳- ابزار گرد آوری داده ها ……………………………………………………………………..۴۰

۷-۳- روش های تجزیه و تحلیل داده­ها ……………………………………………………………..۴۰

۸-۳- اعتبار (روایی) ابزار تحقیق ………………………………………………………………….۴۱

۹-۳-اعتماد(پایایی)ابزار تحقیق …………………………………………………………………….۴۱

۱۰-۳- تعریف مفاهیم ………………………………………………………………………………۴۳

۱-۱۰-۳- خشونت خانگی علیه زنان ……………………………………………………………….۴۳

۴-۱۰-۳- اجبار در ازدواج ………………………………………………………………………..۴۷

۵-۱۰-۳- وضعیت اشتغال ………………………………………………………………………….۴۸

۶-۱۰-۳- سن زوجین ………………………………………………………………………………۴۸

۷-۱۰-۳- اعتیاد به مواد مخدر یا مصرف سیگار …………………………………………………. ۴۹

۸-۱۰-۳- تجربه خشونت در دوران کودکی ………………………………………………………..۵۰

۹-۱۰-۳- مرد سالاری ……………………………………………………………………………..۵۱

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها

۱-۴- مقدمه ………………………………………………………………………………………..۵۴

۲-۴-  توصیف آماری متغیرهای پژوهش ………………………………………………………….۵۴

۳-۴- آمار استنباطی ………………………………………………………………………………..۸۶

فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهاد

۱-۵- مقدمه ……………………………………………………………………………………….. ۹۵

۲-۵- نتیجه گیری …………………………………………………………………………………. ۹۵

۱-۲-۵- نتیج توصیفی …………………………………………………………………………….. ۹۵

۲-۲-۵- نتایج استنباطی …………………………………………………………………………… ۹۶

۳-۲-۵ نتیج تحلیل رگرسیون ……………………………………………………………………… ۹۹

۳-۵- نقش مددکار اجتماعی ………………………………………………………………………. ۹۹

۴-۵- پیشنهادات ………………………………………………………………………………….. ۹۹

۵-۵- موضوعات پیشنهادی برای پژوهش های آتی ……………………………………………… ۱۰۰

۶-۵- محدودیت های پژوهش ……………………………………………………………………. ۱۰۰

 

 

منابع

منابع فارسی …………………………………………………………………………………….. ۱۰۲

منابع لاتین ………………………………………………………………………………………. ۱۰۴

پیوست ( نمونه پرسشنامه ) ……………………………………………………………………… ۱۰۷

مقدمه

نهاد خانواده از اساسی ترین و بنیادی ترین پایه های هر جامعه به حساب می آید.خانواده از سنت ها و ارزش های والا حمایت و نگهبانی می کند.خانواده محل بروز عواطف انسانی و کانون صمیمانه ترین روابط میان افراد و مهد پرورش فکر و اندیشه و اخلاق و تعالی روح انسانی است.کانون خانواده می تواند کارکرد مثبت خود را بنا به دلایلی از دست بدهد و در معرض آسیب ها و انحرافات قرار بگیرد.

خشونت علیه زنان هم در تمامی مناطق جغرافیایی و هم در اعصار مختلف تاریخی وجود داشته و مرزهای فرهنگی و طبقه اجتماعی و اقتصادی تحصیلات و قومیت و سن را درنوردیده است ولی شیوع، نوع، شدت، عواقب و عواملی مانند سطح سواد پایین، درآمد کم، فقر، منابع اندک و مشکلات ناشی از فرزندآوری در افرادی که به خشونت دست می زنند یا قربانی خشونت می شوند قابل توجه است که ماحصل آن در برخی از کشورها متفاوت است. از دیدگاهی دیگر شدت خشونت علیه زنان تابع هنجارها و ارزشهای اجتماعی هرجامعه است و نوع برداشت آن بستگی به نوع فرهنگ جامعه دارد. توجه جدی به این شکل از خشونت به عنوان یک معضل حقوقی و اجتماعی در چند دهه گذشته مطرح شده است. با این وجود خشونت پدیده­ای است بسیار پیچیده که می­تواند در زمینه خانواده اشکال مختلفی به خود گیرد. از قبیل خشونت علیه کودکان، خشونت علیه مردان، خشونت علیه زنان و خشونت علیه افراد مسن اما یکی از انواع متداول خشونت خانوادگی، خشونت بین همسران و به ویژه خشونت علیه زنان می­باشد.. در واقع خشونت علیه زن در خانواده متداول­ترین شکل خشونت علیه زنان است که غالبا توسط نزدیکترین افراد خانواده مانند همسر به وقوع می­پیوندد. از طرفی وضعیت اجتماعی- اقتصادی پایین، اعتیاد شریک جنسی، ویژگی­های شخصیتی شریک جنسی، وضعیت اجتماعی- اقتصادی بالاتر زن نسبت به مرد از عوامل موثر در خشونت علیه زنان هستند.بررسی خشونت و عوامل موثر بر آن مسئولیتی است که بررسی های علمی در خصوص آن می تواند یاری کننده سیاستگذاران و برنامه ریزان این حوزه جهت اتخاذ تدابیر اساسی و اقدامات هوشمندانه در ابعاد مختلف اعم از پیشگیری و درمان باشد.از آنجایی که زن به عنوان مدیر داخلی منزل تاثیر به سزایی در فرایند جامعه پذیری فرزندان دارد،لذا پدیده خشونت علیه زنان در اشکال مختلف آن از اهمیت مضاعفی برخوردار است و بررسی این موضوع و شناخت عوامل اثرگذار بر آن می تواد زمینه ساز استحکام و انسجام این نهاد مهم اجتماعی گردد.در این تحقیق سعی بر این است  که پدیده خشونت خانگی علیه زنان و عوامل موثر بر آن را در شهرستان تفت مورد پژوهش قرار دهم.

۲-۱- بیان مسأله

خشونت خانگی عبارت است از هر نوع رفتار خشن وابسته به جنسیت منجر به آسیب جسمی و جنسی و روانی است که زن از آن رنج می برد. انواع خشونت خانگی علیه زنان: ۱- خشونت فیزیکی یا بدنی، آسیبهای جسمانی نظیر ضرب وجرح با سلاح سرد و گرم، سیلی و لگدزدن و بعضا کشتن قربانی را شامل می­شود.۲- خشونت روانی، که انواع تحقیرهای روانی و بدرفتاری­های کلامی نظیر تمسخر و دشنام ناسزاگفتن را شامل می­شود. ۳- خشونت اقتصادی، ایجاد محدودیت­های اقتصادی نظیر ندادن­خرجی، سوءظن نسبت به زن در سوء­استفاده از منابع مالی خانواده و کنترل شدید و دایمی مخارج زن و پنهان­کردن درآمد توسط شوهران.۴- خشونت جنسی، انواع بدرفتاری در ایجاد روابط جنسی توسط شوهران، خشونت جنسی خانگی علیه زنان شناخته شده که زنان به ندرت این نوع خشونت را گزارش می­کنند(احمدی،۱۳۸۴: ۲۲۷). دبیرکل سابق سازمان ملل متحد کوفی عنان، خشونت بر زنان را شرم­آورترین شکل نقص حقوق بشر می­داند که هیچ مرز جغرافیای و فرهنگی را  نمی­شناسد و تا زمانی که این شکل خشونت وجود دارد هرگز نمی­توان ادعای پیشرفت واقعی در راستای برابری توسعه و صلح را داشت(برنامه عمران سازمان ملل ،۱۳۷۹: ۶). خشونت علیه زنان حتی قبل از تولدشان شروع می­شود و نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی و بزرگسالی آنان را در برمی­گیرد و تا دوران کهنسالی نیز ادامه می­یابد. تمایل به داشتن فرزند پسر از دیرباز تاکنون در میان اکثر ملل به ویژه در شرق و جنوب شرق آسیا وجود داشته است. و نخستین خشونت بر زن و جنسیت­گزینی پسر حتی پیش از انعقاد نطفه و سقط جنین دختر نیز نمایان است. بی­توجهی و کم­ عاطفی نسبت به دختران در خانواده­های مردسالار و متعاقبا خشونت خانگی و اجتماعی برایشان چرخه­ی مذکور را ادامه می­دهد تا آنجا که همین دختران در دوران بارداری­شان نگران دختر­ بودن جنین خود هستند(قلی پور وهمکاران، ۱۳۷۷: ۳۸). طبق آمار سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی، جراحت ناشی از خشونت در کشورهای توسعه­یافته دنیا ۵/۱۴ درصد و در کشورهای در حال توسعه ۲/۱۵ درصد ازکل بیماریها را تشکیل می­دهند خشونت عمدی در کشورهای توسعه­یافته دنیا ۲/۴ درصد و در کشورهای در حال توسعه ۱/۴ درصد از کل را شامل می­شود(به نقل از آسیه کامرانی; شجاعی، ۱۳۸۳: ۴۰). بر اساس پژوهشهای انجام گرفته در کشورهای مختلف و بدون توجه به وضعیت توسعه­یافتگی آنها شاهد خشونت علیه زنان هستیم براساس آمار۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهران خود قرار می­گیرند. ۲۱ تا ۳۰ درصد زنان آمریکا، حداقل یک­بار در طول زندگی مشترک خود مورد هجوم و آزار جسمی قرار می­گیرند. طبق گزارش اف.بی.آی درسال۱۹۹۲م در آمریکا از هر ده قربانی­ زن سه نفر توسط شوهر خود کشته شده­اند. در کلمبیا بیش از ۲۰ درصد زنان مورد آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می­زنند. ۴۲ درصد از زنان در کنیا به طور مرتب مورد آزار فیزیکی همسران خود هستند. در گینه­نو ۶۷ درصد از زنان روستایی و ۵۶ درصد از زنان شهری مورد خشونت جسمی قرار گرفته­اند. ۶۲ درصد از مقتولان زن در سال ۱۹۸۷م در کانادا توسط شوهران خود کشته شده­اند. در بنگلادش بیش از ۵۰ درصد قتل­ها ناشی از خشونت مردان است(کار، ۱۳۷۹: ۱۳).

 

   طبق گزارش سازمان ملل متحد(۱۹۹۵) در بلژیک ۲۵ درصد، ایالات متحده آمریکا ۲۸درصد، نروژ ۲۵ درصد، زلاندنو۱۷ درصد، کره ۳۸ درصد، کلمبیا۲۰ درصد و در گینه­نو۶۷ درصد زنان از سوی شوهرانشان مورد آزار جسمی قرارگرفته­اند. بر پایه این گزارش، فوت بیش از نیمی از مقتولان زن آمریکا در کانادا و بنگلادش ناشی از خشونت همسرانشان بوده است. شیوع بدرفتاری نسبت به همسر در انگلستان۶۰-۳۹ درصد، در نیجریه ۸۱ درصد و در افریقای جنوبی ۶۹ درصد برآورد شده است. در شیلی نیز از هر چهار زن، یک زن خشونت جسمانی و از هر سه زن، یک زن خشونت عاطفی را تجربه کرده است(مک ویرتر،۱۹۹۹). در ایران نیز روزنامه ایران در یک نظرسنجی با عنوان همسرآزاری، به نتایجی دست­یافته که برخی از آنها به شرح زیر است ۴۶ درصد از پاسخگویان ادعا کرده­اند که توسط شوهرانشان مورد آزار و اذیت قرار گرفته­اند ۲۴ درصد آزار روحی، ۱۵درصد آزار جسمی و روحی، ۵ درصد فقط آزار جسمی، ۲ درصد از زنان پاسخگو اظهار داشتن که به یاد ندارند چند بار مورد آزار قرار گرفته­اند. ۹ درصد بیش از ۱۰ بار، ۳ درصد بین ۹ تا ۱۰ بار، ۳ درصد بین ۷ تا ۸ بار، ۳ درصد بین ۵ تا ۶ بار، ۳ درصد بین ۳ تا ۴ بار، ۳ درصد بین ۱ تا ۲ بار را گزارش کردند. ۹ درصد با ضربه، ۹ درصد با نیش زبان به کنایه و آزارهای روحی، ۳ درصد با کمربند، ۱درصد با ناسزا و ۷۰ درصد نیز به وسیله­ای که با آن مورد آزار و اذیت قرار می­گیرند اشاره نکردند(مرکز امور مشارکت زنان: ۱۳۸۳). در استان لرستان نیز بر اساس پژوهشی که در سال۱۳۸۹ انجام شد از بین ابعاد خشونت علیه زنان، خشونت روانی با میانگین ۸۳/۲۴ درصد بالاترین میزان خشونت خانگی و خشونت اقتصادی با میانگین ۷۸/۲ درصد پایین­ترین میزان خشونت را به خود اختصاص داده­اند. خشونت جسمانی با میانگین ۸۷/۱۴ درصد و خشونت جنسی با میانگین ۳۶/۴ درصد گزارش شده است… . هم­چنین بالاترین میزان خشونت در زنان بیسواد با میانگین ۹۳/۵۲ درصد و کمترین میزان در زنان دارای مدرک تحصیلی متوسطه با میانگین ۴۱/۳۶ درصد دیده شد(غضنفری،۱۳۸۹: ۹-۷).

با بهره گیری از مبانی نظری می توان عواملی را در بروز خشونت خانگی علیه زنان موثر دانست :

حاکمیت فرهنگ مردسالاری است که حق انتخاب را از زنان چه در انتخاب همسر و چه در دفاع از حق خود در مواقعی که مرد نسبت به آنها خشونت می­کند گرفته­است. دوم اینکه ضعف در جامعه­پذیری افراد، به طوری که در جوامع کودکان با انواع خشونت­ها از طریق خانواده و گروه همسالان و رسانه­های جمعی و مدرسه آشنا می­شوند. سوم، با توجه به نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا کودکانی که شاهد خشونت پدر نسبت به مادرشان یا نسبت به خودشان بوده­اند از آنها الگوپذیری می­کنند و در آینده همان اعمال را بر روی همسر و فرزندان خود تکرار می­کنند. چون با توجه به نظریه مبادله که اظهارمی دارد فرد در موقعیت­های که پاداش می­گیرد آن عمل را در آینده تکرار می­کند پس کودک نیز با مشاهد خشونت پدر بر سر مادر و وادارشدن مادر به سکوت پاسخ مثبتی گرفته است و به نوعی این عمل در او نیز تقویت شده است. چهارم، با توجه به نظریه منابع که معتقد است کسانی که به منابع قدرت بیشتری دسترسی دارند اگر از بین مردان باشند کمتر دست به خشونت علیه زن می­زنند و اگر زنان نیز به این منابع دسترسی داشته باشند کمتر مورد خشونت خانگی قرار می­گیرند چون از نظر مالی کمتر به مردان وابسته­اند و به نوعی پشتوانه برای خود دارند. ولی این در صورتی است که مرد پایگاه­اش از زن پایین­تر نباشد زیرا در غیر اینصورت مرد برای تحکیم مردانگی خود در خانه نسبت به زنش از زور و خشونت استفاده می­کند.

با توجه به مطالب فوق سوال اصلی پژوهش این است که میزان خشونت خانگی علیه زنان در شهرستان تفت چقدر است و چه عواملی در بروز خشونت خانگی علیه زنان موثر می باشد.

۳-۱- انگیزه پژوهشگر :

خشونت خانگی به دلایلی چون ناپسند دانستن طرح مساله خشونت در خانه توسط اعضا آن ، عدم وجود قوانین محکم در جلوگیری از این مساله و عدم آگاهی اعضا خانواده به خصوص زنان از حقوق خود ، ترس از اعمال کننده خشونت و …. تقربا پنهان می ماند . تا زمانی که این مساله به خوبی شناخته نشود به حل این مساله نمی توان امیدی داشت .

۴-۱- اهداف پژوهش :

۱-۴-۱- هدف کلی

شناخت عوامل موثر برخشونت خانگی علیه زنان در شهرستان تفت

۲-۴-۱- اهداف جزئی

۱) شناخت میزان خشونت علیه زنان در شهرستان تفت

۲) شناخت میزان خشونت علیه زنان به تفکیک نوع خشونت در شهرستان تفت

۳) ارائه راهکارهایی برای کاهش خشونت خانگی علیه زنان در شهرستان تفت

۵-۱- اهمیت و ضرورت پژوهش

  خشونت علیه زنان پدیده جدیدی نبوده  و از پیشینه­ی تاریخی برخوردار است اما می­توان گفت توجه به آن به عنوان مساله­ای اجتماعی مقوله­ای جدیدی است به طوریکه طی دهه­های اخیر در کشورهای در حال توسعه از سطح مساله­ای کم­اهمیت به مساله­ای قابل توجه برای بسیاری از محققین ، برنامه­ریزان و سیاستگذاران و سازمان­های حامی سلامت بهداشت و توانمندسازی زنان تبدیل شده است. این مسئله از آن جهت حائز اهمیت است که می تواند زمینه­ساز بسیاری از آسیبهای اجتماعی گشته و کانون خانواده را به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی به مخاطره اندازد. خشونت علیه زنان قبل از اینکه یک مسئله خانگی،  محلی، کشوری یا منطقه­ای باشد یک مسأله جهانی است و به هیچ وجه به جوامع خاصی اختصاص ندارد به عبارت بهتر در پیشرفته­ترین کشورهای جهان نیز زنان و کودکان از تبعات و عواقب ناشی از خشونت به خصوص در زندگی خانوادگی بی­بهره نیستند. این نوع خشونت بیش از هر چیز پدیده­ای است فرهنگی- اجتماعی و به تناسب ویژگی­های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی جوامع دارای علل و عوامل و مصادیق  متفاوتی است. لذا هیچ الگو و نسخه واحدی نمی­تواند منجر به حذف خشونت علیه زنان در همه جوامع شود .

بنابراین اهمیت و ضرورت بررسی این موضوع این است که با انجام این پژوهش از میزان شیوع خشونت خانگی علیه زنان در جامعه آگاه می­شویم و نسبت به مسئله شناخت پیدا می­کنیم و می­توانیم با روش علمی به کنترل عوامل خشونت­آمیز در خانواده­ها بپردازیم و نرخ خشونت را کاهش دهیم. و با ارائه راهکارهای مفید خانه را به مکان امنی برای اعضای خانواده و به ویژه زن تبدیل کنیم.

۶-۱- فایده پژوهش :

شناخت عوامل اثرگذار بر خشونت خانکی علیه زنان حاقل دارای سه فایده و اهمیت زیر است :

۱- خانواده های درگیر خشونت را یاری می کند که چگونه با مشکل ایجاد شده مقابله نمایند.

۲- سازمان ها و نهادهای مسئول را در تهیه خط مشی های مناسب برای کمک به خانواده های درگیر خشونت یاری می کند.

۳- پیشگیری از بروز خشونت در جامعه را باعث خواهد شد.

تعداد صفحه :۱۲۶

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه عوامل مرتبط با گرایش مادران به داشتن فرزند دوم در شهر تهران

پایان­نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته جمعیت­شناسی

عنوان:

عوامل مرتبط با گرایش مادران به داشتن فرزند دوم در شهر تهران

استاد مشاور

دکتر محمدمهدی لبیبی

تابستان ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

موضوع این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر گرایش مادران به داشتن فرزند دیگر (مقایسه مناطق ۱ و ۱۹ شهر تهران) است و در این زمینه در پی رسیدن به اهدافی ازجمله: شناخت تأثیر عوامل مرتبط با گرایش به داشتن فرزند دیگر، مقایسه­ی رفتار باروری و تمایلات باروری زنان ساکن در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران است. اساس چارچوب ­نظری این تحقیق، نظریه­ی روان­شناسی اجتماعی (نظریه­ی عمل معقول) است. این تحقیق بر اساس پیمایش بر روی ۳۶۰ نفر از مادران مراجعه­کننده به پایگاه­های سنجش سلامت بینایی­سنجی و شنوایی­سنجی برای دانش­آموزان بدو ورود به مدرسه در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران در مردادماه سال ۹۴ (از ۳ مرداد تا ۱۷ مرداد)، انجام و در مدت مذکور تا رسیدن به حجم نمونه موردنظر پوشش کامل داده شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه­ای ساخت­یافته است. متغیر وابسته­ی تحقیق: گرایش به داشتن فرزند دیگر است که از ترکیب مقوله­های تمایل، قصد و برنامه­ریزی برای آوردن فرزند دیگر ساخته شده است. متغیرهای مستقل عبارت اند از: ارزش فرزندان، سبک ­زندگی، حمایت اجتماعی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده، اشتغال، سن ازدواج و سن زنان هنگام تولد اولین زایمان. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که بین تعداد فرزندان، تعداد فرزندان قصد شده، تعداد ایده آل فرزندان و تعداد فرزندان مطلوب برای خانواده بین دو منطقه تفاوت چشم­گیری وجود ندارد و درصد اختلافشان ناچیز است. ۸/۳۵ درصد از زنان این تحقیق یک فرزند دارند که از بین این زنان تنها ۴/۱۴ درصد قصد تک­فرزندی دارند. ۴۹ درصد از زنان دو فرزند دارند که از بین آن ها حدود ۱۰ درصد گرایش به داشتن فرزند دیگر دارند مابقی قصد دارند همان دو فرزند را داشته ­باشند. ۱۴ درصد از زنان سه فرزند دارند که از بین آن ها حدود ۸ درصدشان قصد دارند فرزند چهارم را به دنیا آورند. بین متغیرهای ارزش ­فرزندان، حمایت­ اجتماعی با گرایش به داشتن فرزند دیگر رابطه معناداری وجود دارد و بین متغیر­های پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده، اشتغال زنان، سن ازدواج و سن زن هنگام تولد اولین زایمان رابطه معناداری وجود ندارد.

واژگان کلیدی: فرزند آوری، تمایل، قصد، برنامه­ریزی، تهران.

پیش گفتار

باروری و گرایش به فرزند آوری از مقولات مهم در حوزه­ی جمعیت­شناسی است و ازآنجاکه این امر مهم در خانواده ها صورت می­گیرد و تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی هر جامعه است یک موضوع بین رشته ای است. پژوهشگر این تحقیق قصد دارد تا پیوندی بین رشته جمعیت شناسی و به طور اخص رفتار باروری و جامعه­شناسی خانواده برقرار کند؛ زیرا خانواده اصلی­ترین واحدی است که در آن تصمیمات باروری اتخاذ می­شود، اهداف باروری شکل می گیرد و رفتار باروری صورتی عملی و واقعی به خود می­گیرد. جامعه­ی ایران، هم چون بسیاری از جوامع درحال توسعه چند دهه است که قدم درراه مدرن شدن گذاشته و اثرات این مدرنیته نوپا و وارداتی را بر کلیه­ی ساختارها و نهادهای خود تجربه می­کند. این طور به نظرمی رسد که برخی روندها و پدیده هایی که در دهه­های گذشته منجر به تحول و دگرگونی خانواده در جوامع غربی شده­اند، امروزه به درجات مختلف، در خانواده ایرانی بروز و ظهور یافته است. تکثر و تنوع سبک های جدید زندگی خانوادگی تحت تأثیر مدرنیته و فاصله­گیری از شیوه­های سنتی الگوهای تازه­ای از زندگی خانوادگی را در سطح کلان شهر تهران به ظهور رسانیده است. امروزه ما شاهد تغییرات جمعیت شناختی و جامعه­شناختی در سطح خانواده­ها هستیم. منظور از تغییرات جمعیت شناختی تحولاتی است که در میزان باروری، تعداد فرزندان، بعد خانوار، سن ازدواج و …اتفاق افتاده است و منظور از تغییرات جامعه شناختی تغییراتی است که در ساختار خانواده یعنی روابط بین اعضای خانواده، زمینه های ارزشی خانواده، نگرش نسبت به تشکیل خانواده و اهمیت نهاد خانواده رخ داده است. اینک ما با اشکال جدیدی از خانواده روبه رو هستیم که شباهت زیادی به شکل های قدیمی آن نداشته و در جست وجوی ضوابط و معیارهای تازه ای است که به تواند علت وجودی خود را در جامعه ای که افراد به گروه های مختلف وابستگی یافته و سبک های نوین زندگی و تعامل را تجربه می کنند، ثابت کند. در جامعه ی ایرانی امروز تصور بر این است که نگرش خانواده ها نسبت به فرزند آوری و تعداد فرزندان تغییر کرده است و تک فرزندی انتخاب بیشتر زوج های تهرانی شده است؛ اما بازهم خانواده هایی هستند که خواهان داشتن بیش از یک فرزند هستند. درنتیجه شناخت عواملی که بر تصمیم زوجین به بارداری مجدد اثر می گذارد بسیار ضروری است و با شناخت این عوامل می توان از شیوع و گسترش پدیده ی تک فرزندی جلوگیری کرد. ابتدا در مقدمه این پایان نامه به روند تحولات خانواده در ایران پرداخته خواهد شد و با یک نگاه آسیب شناسانه و همه جانبه به معضلات خانواده نگاه خواهد شد و در طرح مسئله به موضوع اصلی که همانا فرزند آوری و گرایش به داشتن فرزند دیگر است خواهم پرداخت.

فهرست مطالب

عنوان                                                                                  صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق

۱-۱ مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۲

۱-۲ طرح مسئله……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۵

۱-۳ ضرورت و اهمیت موضوع………………………………………………………………………………………………………………………… ۸

۱-۴ اهداف اصلی تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۹

۱-۴-۱ هدف اصلی……………………………………………………………………………………………………………………………………… ۹

۱-۴-۲ اهداف فرعی……………………………………………………………………………………………………………………………………. ۹

۱-۵ سؤالات تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۹

 

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

۲-۱ نظریه روانشناسی اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۲

۲-۱-۱ نظریه عمل معقول: عمل می­کنم درصورتی که قصد داشته باشم، قصد دارم درصورتی که ………………………. ۱۲

۲-۲ نظریه های اجتماعی- فرهنگی باروری……………………………………………………………………………………………………. ۱۴

۲-۲-۱ نظریه نوسازی………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۴

۲-۲-۲ نظریه لی­وین و اسکریم شاو…………………………………………………………………………………………………………….. ۱۶

۲-۲-۳ نظریه ارزش فرزندان……………………………………………………………………………………………………………………… ۱۷

۲-۳ نظریه های جامعه شناسی……………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۰

۲-۳-۱ نظریه حمایت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………… ۲۰

۲-۳-۲ نظریات سبک زندگی……………………………………………………………………………………………………………………… ۲۲

۲-۴ عوامل زمینه­ای تأثیرگذار بر باروری……………………………………………………………………………………………………….. ۲۶

۲-۴-۱ سن در اولین ازدواج………………………………………………………………………………………………………………………. ۲۶

۲-۴-۲ تولد نخستین فرزند………………………………………………………………………………………………………………………… ۲۷

۲-۴-۳ باروری و موقعیت اقتصادی و اجتماعی……………………………………………………………………………………………. ۲۸

۲-۵ پیشینه تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۲۹

۲-۵-۱ تحقیقات انجام شده درزمینه ی تک فرزندی………………………………………………………………………………………… ۲۹

۲-۵-۲ تحقیقات انجام شده درزمینه ی گرایش به داشتن فرزند دوم و سوم………………………………………………………. ۳۱

۲-۵-۳ تحقیقات انجام­شده درزمینه ی سایر متغیرهای مربوط به باروری…………………………………………………………. ۳۳

۲-۷ فرضیه­های تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………… ۳۵

 

فصل سوم: روش­شناسی پژوهش

۳-۱ مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۳۷

۳-۲ روش تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۳۷

۳-۳ جمعیت آماری……………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۳۸

۳-۴ واحد نمونه­ای………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۳۸

۳-۵ روش نمونه­گیری……………………………………………………………………………………………………………………………………. ۳۸

۳-۶ حجم نمونه…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۳۸

۳-۷ تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم……………………………………………………………………………………………………………… ۳۹

۳-۷-۱ موضوع تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………….. ۳۹

۳-۷-۱-۱ گرایش به داشتن فرزند دیگر………………………………………………………………………………………………….. ۳۹

۳-۷-۲ عوامل……………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۰

۳-۷-۲-۱ ارزش فرزندان………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۰

۳-۷-۲-۲ سبک زندگی…………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۱

۳-۷-۲-۲-۱ مدیریت بدن………………………………………………………………………………………………………………… ۴۲

۳-۷-۲-۲-۲ رفتار مصرفی……………………………………………………………………………………………………………….. ۴۲

۳-۷-۲-۲-۳ رفتار خانوادگی…………………………………………………………………………………………………………….. ۴۲

۳-۷-۳ حمایت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۳

۳-۷-۴ سن……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۴

۳-۷-۵ سن ازدواج……………………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۴

۳-۷-۶ سن اولین فرزند آوری……………………………………………………………………………………………………………………. ۴۵

۳-۷-۷ پایگاه اقتصادی اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………. ۴۵

۳-۷-۸ تحصیلات……………………………………………………………………………………………………………………………………… ۴۵

۳-۷-۹ درآمد……………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۶

۳-۷-۱۰ مساحت منزل مسکونی………………………………………………………………………………………………………………… ۴۶

۳-۷-۱۱ وضعیت شغلی…………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۶

۳-۷-۱۲ وضعیت فعالیت……………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۷

۳-۸ نحوه جمع آوری داده­ها………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۷

۳-۹ فنون مورداستفاده برای تجزیه وتحلیل داده­ها…………………………………………………………………………………………… ۴۷

۳-۱۰ اعتبار و پایایی…………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۸

۳-۱۰-۱ اعتبار (Validity)…………………………………………………………………………………………………………………………… 48

۳-۱۰-۱-۱ آزمون تحلیل عامل………………………………………………………………………………………………………………. ۴۹

۳-۱۰-۲ پایایی (Reliability)……………………………………………………………………………………………………………………….. 51

 

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها و یافته­های تحقیق

مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۳

۴-۱ یافته­های توصیفی…………………………………………………………………………………………………………………………………… ۵۳

۴-۱-۱ ویژگی­های اجتماعی جمعیتی پاسخگویان و همسرانشان:…………………………………………………………………… ۵۴

۴-۱-۱-۱ منطقه سکونت:……………………………………………………………………………………………………………………… ۵۴

۴-۱-۱-۲ محله سکونت:……………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۴

۴-۱-۱-۳ سن پاسخگویان……………………………………………………………………………………………………………………… ۵۵

۴-۱-۱-۴ سن همسران…………………………………………………………………………………………………………………………. ۵۵

۴-۱-۱-۵ میزان تحصیلات……………………………………………………………………………………………………………………. ۵۶

۴-۱-۱-۷ شاغل و غیر شاغل بودن پاسخگویان قبل از مادر شدن………………………………………………………………. ۵۷

۴-۱-۱-۸ وضعیت شغلی پاسخگویان……………………………………………………………………………………………………… ۵۸

۴-۱-۱-۹ وضعیت فعالیت همسران………………………………………………………………………………………………………… ۵۸

۴-۱-۱-۱۰ وضعیت شغلی همسران……………………………………………………………………………………………………….. ۵۹

۴-۱-۱-۱۱ مساحت منزل مسکونی……………………………………………………………………………………………………….. ۵۹

۴-۱-۱-۱۲ میزان درآمد……………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۰

۴-۱-۲ ویژگی­های مربوط به باروری…………………………………………………………………………………………………………… ۶۰

۴-۱-۲-۱ سن ازدواج……………………………………………………………………………………………………………………………. ۶۰

۴-۱-۲-۲ تعداد فرزندان……………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۱

۴-۱-۲-۳ سن زایمان هنگام فرزند اول…………………………………………………………………………………………………… ۶۱

۴-۱-۲-۴ سن زایمان هنگام فرزند دوم…………………………………………………………………………………………………… ۶۲

۴-۱-۲-۵ سن زایمان هنگام فرزند سوم………………………………………………………………………………………………….. ۶۳

۴-۱-۳ نگرش های پاسخگویان نسبت به باروری…………………………………………………………………………………………… ۶۴

۴-۱-۳-۱ تعداد فرزندان، تعداد فرزندان قصد شده، تعداد فرزندان ایده آل قبل از تولد اولین فرزند، تعداد فرزندان مطلوب برای خانواده:    64

۴-۱-۳-۲ گرایش به داشتن فرزند دیگر………………………………………………………………………………………………….. ۶۵

۴-۱-۳-۲-۱ نحوه­ی ساختن شاخص گرایش به داشتن فرزند دیگر: (متغیر وابسته)………………………………. ۶۶

۴-۱-۳-۳ ارزش فرزندان………………………………………………………………………………………………………………………. ۶۷

۴-۱-۳-۳-۱ نحوه­ی ساختن شاخص ارزش فرزندان:…………………………………………………………………………. ۶۹

۴-۱-۳-۴ سبک زندگی…………………………………………………………………………………………………………………………. ۶۹

۴-۱-۳-۴- ۱ نحوه­ی ساختن شاخص سبک زندگی……………………………………………………………………………. ۷۱

۴-۱-۳-۵ حمایت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………… ۷۱

۴-۱-۳-۵-۱ نحوه­ی ساختن شاخص حمایت اجتماعی………………………………………………………………………. ۷۳

۴-۱-۳-۶ نحوه­ی ساختن شاخص پایگاه اقصادی-اجتماعی خانواده…………………………………………………………. ۷۳

۴-۲ یافته های مقایسه­ای………………………………………………………………………………………………………………………………… ۷۴

۴-۲-۱ مقایسه بین سن پاسخگویان و تعداد فرزندان…………………………………………………………………………………….. ۷۴

۴-۲-۲ مقایسه­ بین سطح تحصیلات و تعداد فرزندان…………………………………………………………………………………… ۷۵

۴-۲-۳ مقایسه بین تعداد فرزندان و تمایل پاسخگو به داشتن فرزند دیگر………………………………………………………. ۷۶

۴-۲-۴ مقایسه بین سن پاسخگویان و تمایل به داشتن فرزند دیگر…………………………………………………………………. ۷۷

۴-۲-۵ مقایسه بین تعداد فرزندان و تمایل زوجین به داشتن فرزند دیگر……………………………………………………….. ۷۸

۴-۲-۶ مقایسه بین تعداد فرزندان و تمایل، قصد و برنامه ریزی پاسخگویان…………………………………………………….. ۷۹

۴-۲-۷ مقایسه بین سن پاسخگویان و تمایل، قصد و برنامه ریزی برای داشتن فرزند دیگر……………………………….. ۸۱

۴-۳ یافته­های استنباطی………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۸۳

۴-۳-۱ آزمون فرضیه­ها………………………………………………………………………………………………………………………………. ۸۳

۴-۳-۱-۱ فرضیه اول…………………………………………………………………………………………………………………………….. ۸۳

۴-۳-۱-۲ فرضیه دوم……………………………………………………………………………………………………………………………. ۸۶

۴-۳-۱-۳ فرضیه سوم…………………………………………………………………………………………………………………………… ۸۹

۴-۳-۱-۴ فرضیه چهارم………………………………………………………………………………………………………………………… ۹۲

۴-۳-۱-۵ فرضیه پنجم………………………………………………………………………………………………………………………….. ۹۴

۴-۳-۱-۶ فرضیه ششم………………………………………………………………………………………………………………………….. ۹۷

۴-۳-۱-۷ فرضیه هفتم…………………………………………………………………………………………………………………………… ۹۹

 

فصل پنجم: خلاصه و نتیجه گیری

۵-۱ مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۰۳

۵-۲ خلاصه………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۰۳

۵-۳ یافته­ها…………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰۴

۵-۴ مقایسه نتایج و یافته ها با نظریه­های مورداستفاده………………………………………………………………………………….. ۱۰۶

۵-۵ مقایسه نتایج و یافته ها با پژوهش­های مرتبط پیشین…………………………………………………………………………….. ۱۰۷

۵-۶ نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۰۹

۵-۷ پیشنهادات عملی…………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۱۰

۵-۸ پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۱۱

منابع:…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۱۲

پیوست……………………………………………………………………………………………………………….. ۱۱۹

مقدمه

خانواده این روزها به شدت موردتوجه و مطالعه است. در کشورهای توسعه­یافته تغییرات جاری خانواده به حدی است که برخی از «زوال خانواده» صحبت می کنند و برخی جهت ارائه­ی چارچوبی برای مطالعه آن، اصطلاح «گذار جمعیتی دوم» را به کارمی برند. در کشورهای درحال توسعه نیز، در اثر تعامل عوامل و شرایط درونی با تأثیرات بیرونی، خانواده دچار تغییرات شده است و می­رود تا به طور اساسی دگرگون شود. در کشور ما نیز این روزها ضرورت توجه به خانواده و مطالعه ی آن به طور فزاینده ای احساس می­شود (سرایی،۱۳۸۵). خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی سابقه­ای به اندازه ی زیست بشر بر روی زمین دارد. خانواده به عنوان یک نهاد جهانی در جوامع مختلف وجود داشته و دارد. کارکرد­های خانواده نیز تقریباً در جوامع مختلف مشابه می­باشد، لیکن تغییرات مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دگرگونی­های مختلفی در آن به وجود آورده است. بیش­ترین تغییراتی که در خانواده پدیدار گردیده است مربوط به دو قرن اخیر می­باشد، یعنی از زمان پیدا یش صنعت و انقلاب صنعتی، جریانی که به دنبال آن تغییرات بی­سابقه­ای در روابط درون خانواده به وجود آمده است (شیخی، ۱۳۸۰). خانواده به عنوان یکی از اجزای جامعه باید در متن جامعه ملاحظه و تغییرات آن، همراه یا در پی تغییرات جامعه ملاحظه شود. تحولات بزرگ در جامعه نیز، از یک منظر، در پی تحولات بزرگ در تکنولوژی پیش آمده است (سرایی،۱۳۸۵). برخی پیشرفت های تکنولوژیک و فرایندهای ناشی از آن را به عنوان یکی از دلایل اساسی تغییر در ساخت خانواده مطرح می­کنند. یکی از تغییرات عمده­ای که در خانواده طی قرن اخیر اتفاق افتاده ناشی از تغییر خانواده از حالت گسترده به هسته­ای می­باشد. خانواده­ی هسته­ای به دنبال صنعتی شدن رشد و توسعه کمی و کیفی بی­سابقه­ای داشته است. قبل از دوره­ی صنعتی شدن به اقتضای جامعه­­­ی کشاورزی و سنتی، خانواده ها عموماً گسترده بودند، یعنی چند نسل مختلف درون یک خانواده با یکدیگر زندگی می­کردند ولی به دنبال توسعه صنعت و تکنولوژی، تخصصی شدن امور، توسعه فرهنگی و نظایر آن ها، پیدایش خانواده های هسته­ای اجتناب­ناپذیر شد. عواملی نظیر تحرک جغرافیایی و تحرک اجتماعی نیز در پیدایش خانواده های هسته ای نقش مؤثری داشته­اند. تحرک جغرافیایی یعنی مهاجرت و جدا شدن از زادگاه، به دنبال توسعه صنعت و تکنولوژی پدیدار گردید. این حرکت به ایجاد خانواده های هسته­ای تا حد زیادی کمک کرد، از سوی دیگر تحرک اجتماعی یعنی دست یافتن به منصب و موقعیت بالاتر و در حقیقت سیر عمودی دارد (شیخی،۱۳۸۰). تحولات و دگرگونی­های شکل گرفته درنتیجه گذار از سنت به مدرنیته تمامی ابعاد و زوایای ساختی- کارکردی خانواده­ها را تحت تأثیر قرار داده و شاید اولین اثرات مدرنیته بر نهاد خانواده، تغییر ساختار آن از گسترده به هسته ای بوده است؛ اما این ساختار جدید نیز به تدریج متناسب با الزامات و مقتضیات جامعه ی مدرن، دچار تحولاتی شده است که وضعیت آن را نسبت به گذشته به کلی متمایز ساخته است. تغییر موقعیت و جایگاه زنان و موازنه­ی قدرت آن ها با مردان، افزایش میزان طلاق، افزایش سن ازدواج، دگرگونی ارزش ها، تغییر نگرش نسبت به نقش های خانوادگی (زن، شوهر، والدین، فرزندان و…)، افقی شدن ساختار قدرت در ارتباط میان والدین و فرزندان، کاهش تمایلات باروری، فردگرایی و…ازجمله چالش­های پیش روی خانواده­هاست. مضاف بر این، اشکال جدید روابط میان والدین و فرزندان در قشرهای اجتماعی متفاوت، افزایش اشتغال زنان در خارج از خانه، افزایش تحرک اجتماعی به ویژه براثر مهاجرت، کاهش ابعاد خانواده، اهمیت روزافزون به اظهار وجود شخص و تمایل به استقلال و آزادی افراد و بسیاری از موارد دیگر، شرایط جدیدی را فراهم کرده است. این شرایط به سست شدن پیوندهای خانوادگی، روابط عاری از قدرت در درون خانواده، کاهش پایداری خانواده، کم توان شدن هنجارها در کنترل و سامان بخشی به رفتارها و روابط اعضای خانواده، تضعیف روابط عاطفی میان اعضای خانواده،­ درهم ریختن نظام سنتی تقسیم نقش ها بدون جایگزینی و مقبولیت یافتن نظامی نوین و کارآمد و بروز بسیاری عوارض و پدیده­ها منجر شده است که رصد نمودن دائمی آثار و آسیب های احتمالی ناشی از این تحولات گریزناپذیر باشد (لولاآور،۱۳۹۱).

جامعه­ی ایرانی از این امر مستثنای نیست و خانواده ایرانی با دیگر نهادهای اجتماعی تغییرات بنیادی­تری یافته است. کم تر کسی است که به تغییر خانواده باور نداشته باشد.­ این دگرگونی­ها شکل سنتی خانواده ایرانی را دستخوش تغییر کرده، روند رو به رشدی را در عرصه صنعت، شهر گرایی و تحرکات جغرافیایی، گسترش حضور زنان در فعالیت­های اجتماعی_اقتصادی و تلاش برای کسب استقلال و ادامه تحصیل، ایجاد کرده است و به نوعی تعارض بین ارزش­های سنتی و مدرن در جامعه امروزی، منجر شده است. روند عقلانی شدن زندگی، رشد فزاینده ی فردگرایی، صور نوینی از زندگی خانوادگی را به وجود آورده است. با این تغییر بسیاری از روابط درون خانواده، قوانین مربوط به ازدواج، انتخاب همسر، تعداد فرزندان و نظایر آن ها تغییر کرده است. امروزه خانواده در ایران با مجموعه­ی وسیعی از عوامل مانند فناوری­ها، جهانی­شدن، گسترش­ آموزش و آموزش عالی، فراغتی شدن جامعه، رسانه­ای شدن، مصرفی شدن، دموکراتیک شدن، زنانه شدن، مجازی شدن، شبکه­ای شدن و دیگر فرایندهای عمومی تحول فرهنگ ارتباط دارد. اگر یک چیز و تنها یک چیز در جامعه ی شهری امروز ایران به ویژه شهر تهران واقعیت محض باشد آن امر تغییر خانواده است و این واقعیت محض را همه درک و احساس می کنند. جامعه ایرانی امروز تحت تأثیر رسانه ها و جهانی­شدن و فناوری ها تغییرات گسترده ای را پشت سر می گذارد. الگوی سنتی خانواده با محوریت «مرد نان آور» و «زن خانه دار» اگرچه هنوز پابرجاست اما هرروز بیش از روز گذشته الگویی کهنه تر و قدیمی تر می­شود. به طوری که در میان زنان نوعی تغییر نگرش نسبت به ازدواج و نقش های همسری و مادری و حتی کار خانگی به وجود آمده است که به نوعی تضعیف این نقش ها را به دنبال داشته است، زیرا کارکرد اصلی زنان در خانواده مدرن برخلاف خانواده سنتی بارداری و پرورش فرزند نیست بلکه زنان در جامعه مدرن به مثابه ی موجودات اجتماعی در فضای شهری هویتی متمایز و مستقل می­نمایند و آموزش، علم، مهارت و اشتغال برای آن ها اهمیتی همپای تشکیل خانواده دارد و حتی این مسئله تا بدان جا پیش رفته که زنان نه تنها نداشتن فرزند را تهدیدی برای زندگی زناشویی خود به حساب نمی­آورند بلکه در بعضی از موارد آن را ضروری نمی­دانند. نسل جدید ما فرزند را مخل آسایش، گران قیمت و پرهزینه می­داند و با توجه به اینکه والدین دیگر خواسته های خود را ازلحاظ عواطف در فرزندان نمی یابند، تمایلی برای فرزند آوری بیشتر ندارند. گرایش به داشتن فرزند کمتر، نشانه­ی آن است که زنان به کشف های جدیدی دست یافته اند، ازجمله آنکه از محیط های کوچک خانوادگی شان بیرون آمده اند، تحصیل می کنند، در مناسبات اجتماعی شرکت می کنند و در همه­ی عرصه ها فعال اند و البته قصد دارند تا برای فرزندان خود مادران بهتری هم شوند، درواقع زنان امروز هویت زنانه­ی خود را درجاهای دیگری جز خانه و مادر شدن جست­وجو می­کنند.

پس این طور که شواهد نشان می دهد نوعی تغییر اساسی در ایستارهای افراد نسبت به ازدواج و فرزند آوری و نیز برخی الگوهای تاریخی حاکم بر خانواده صورت گرفته است. بر اساس مطالعات صورت گرفته، تغییر در ایستارهای مربوط به زندگی خانوادگی نقش تعیین کننده­ای در روندهای جمعیت شناختی داشته است (عباسی، شوازی و عسکری ندوشن،۱۳۸۴). طی سه دهه­ی گذشته میزان باروری کل از ۹/۶ فرزند در سال ۱۳۶۳ به ۸/۱ فرزند در سال ۱۳۹۰ کاهش یافت[۱] (مرکزآمارایران ۱۳۹۰). به موازات این روند کاهنده باروری، شاهد افزایش در نسبت خانواده های تک فرزند و یا بدون فرزند (خلج آبادی فراهانی، ۱۳۹۱؛ عرفانی،۱۳۸۹)، تأخیر در سن ازدواج و تأخیر در تشکیل خانواده، افزایش میزان های طلاق (کریمی،۱۳۹۰)، شیوع سقط­های جنینی عمدی (عرفانی،۱۳۸۹؛ عرفانی،۲۰۱۱a و عرفانی و مک کویلان،۲۰۰۸b) و شیوع روابط غیر نکاحی در زیر گروهای جوان جمعیتی بوده ایم. باروری پایین و به همراه این تحولات جمعیتی که دغدغه­ی کنونی سیاست­گذاران جمعیتی و اندیشمندان علوم اجتماعی در ایران است، پیامدهای اساسی را برای جامعه معاصر ایران در بر خواهد داشت (عرفانی،۱۳۹۱)؛ که در طرح مسئله و ضرورت انجام تحقیق به آن پرداخته خواهد شد.

۱-۲ طرح مسئله

باروری یکی از مهم ترین مؤلفه های تحولات جمعیتی در هر کشور است. ازاین رو، سیاست های جمعیتی در دنیا و کشورهای مختلف عمدتاً حول محور کاهش یا افزایش باروری اعمال شده است (کاظمی پور،۱۳۸۹). اهمیت ولادت (تولد مولود زنده)، برای جمعیت شناسان تا آنجاست که آن را جزو وقایع چهارگانه­ی حیاتی برمی شمارند و ازآنجاکه در افزایش یا کاهش جمعیت به طور مستقیم تأثیرگذار است، به عنوان مهم­ترین عامل حرکت زمانی شناخته می­شود. در چند دهه گذشته، ایران تغییرات مختلف ارزشی و نگرشی درزمینه ی مسئله ی باروری، ازدواج و خانواده را تجربه کرده است. یکی از عرصه­هایی که در سال های اخیر در کشور ما دستخوش تغییر و تحولات بسیاری شده، رفتار باروری و فرزند آوری است. غالباً چنین فرض شده است که وقتی ساختارهای سنتی خانواده تحت تأثیر تغییرات اجتماعی و اقتصادی در جهت جایگزینی با ساختارهای خانواده مدرن حرکت می­کند، مجموعه جدیدی از اخلاقیات و ارزش های تازه در رابطه با باروری نیز جایگزین ارزش­های قبلی می­شود. به عبارت دقیق­تر خانواده مدرن با تولید مجموعه ای از ارزش ها و ایده آل های جدید، رفتارهای باروری زوج ها را در جهت باروری پایین­تر تغییر می دهد. اگرچه میزان های باروری نمود عینی و آشکار باروری در سطح اجتماع است، اما این نمود، حاصل جمع تصمیم تک تک زنان، زوجین و خانواده­ها است و مقوله­ی فرزند آوری در حوزه خصوصی و در سطح خرد صورت می­گیرد. این زوجین و خانواده هستند که در مورد آینده ی باروری خود تصمیم می­گیرند و میزان های باروری حاصل جمع تصمیمات فردی آن هاست.

به تعبیر دیگر حق فرزند آوری در سراسر تاریخ به فامیل و خانواده و این روزها به زوجین و به خصوص زنان واگذارشده است. زوجین به خصوص زنان، بر اساس تعداد مطلوب فرزندان و در چارچوب فشارها و محدودیت هایی که در مسیر تحقق اهداف فرزند آوری شان تجربه می کنند، تصمیم می­گیرند بچه­دار بشوند یا نشوند، چند بچه داشته باشند و چه زمانی آن ها را به دنیا بیاورند (سرایی،۱۳۹۴).

بدون شک در دنیای امروز باروری به صورت یک انتخاب برای اکثر مردم در دنیا درآمده است. این انتخاب در متن اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی متفاوتی نسبت به گذشته رخ می دهد. زنان نقش ها و مسئولیت های متغیری را به منظور رویارویی با دنیای مدرن تجربه می­کنند. تغییرات به وجود آمده در دنیای مدرن، شهرنشینی و صنعتی شدن، امکان دست­یابی به آموزش متوسطه و عالی و افزایش مشارکت زنان در نیروی کار، شکل­گیری ایده های جدید در ارتباط با ظاهر فیزیکی، شرایط نوینی را خلق کرده است که در این متن جدید، باروری زنان و بسیاری پدیده­های نوین به شکلی متفاوت از گذشته بازتولید می­شود. از عناصر این نظام نوین باروری، شکل گیری صورت­های جدید تشکیل خانواده، افزایش خانواده­های تک والدی، خانواده های جدا از هم تأخیر در فرزند آوری، کاهش اندازه ایده آل خانواده را می­توان نام برد.

به نظر می­رسد فرایند کاهش باروری سه دهه­ی گذشته­ی ایران، حاصل تحولاتی است که در مؤلفه­های تعیین کننده ی رفتار و نگرش های باروری افراد صورت گرفته است که وابسته به مجموعه عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی است که بر تصمیم زوجین در ارتباط با تشکیل خانواده و ترکیب خانواده ایده آل تأثیر می گذارد و باروری به عنوان یک الگوی رفتاری همانند سایر رفتارهای انسانی، تحت تأثیر شبکه پیچیده و درهم تنیده ای از عوامل قرار دارد که این عوامل در تعامل با یکدیگر، تصمیم گیری در خصوص رفتار باروری را شکل می دهند. درواقع ازآنجاکه هیچ یک از این عوامل در خلأ عمل نمی­کند، تنها با تجزیه وتحلیل روابط متقابل بین آن هاست که می­توان به درک نقش درستی از هر عامل دست یافت. رفتارهای باروری به گونه ای ظریف در بطن بافت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی هر جامعه واقع شده اند.

سطح باروری در بسیاری از کشورهای پیشرفته صنعتی و پیشرفته غربی و آسیایی در چند دهه­ی اخیر در سطح پایین (زیر سطح جایگزین) باقی مانده است و ساختار جمعیت آن ها به طور فزاینده در حال سالخورده شدن می­باشد. جمعیت ایران نیز، اگرچه تاکنون مانند کشورهای صنعتی به طورجدی درگیر پدیده­ی سالخوردگی جمعیت نشده است، اما کمابیش مانند کشورهای پیشرفته در حال تجربه باروری سطح پایین است (عرفانی،۱۳۹۱). کاهش میزان باروری با تمایل به داشتن خانواده کوچک­تر همراه است. میزان باروری کمتر از ۲ نشانگر این است که حداقل تعدادی از زوج ها به داشتن تنها یک فرزند بسنده می کنند. در ایران میزان باروری کل از سال ۱۳۶۴ شروع به کاهش کرد و از سطح ۵/۵ در سال ۱۳۶۷، به سطح باروری جانشینی (۱/۲) در سال ۱۳۷۹ رسید و در سال ۱۳۸۵ به زیر سطح جانشینی (۹/۱) کاهش یافت. در سال ۱۳۸۵، این میزان، در شهرها به ۷/۱ و در مناطق روستایی به ۱/۲ رسید و بیشتر استان­های ایران، باروری زیر سطح جانشینی را تجربه کردند. چهار استان گیلان، سمنان، تهران و اصفهان در طی سال های ۱۳۸۵-۱۳۸۴، باروری زیر سطح جانشینی را تجربه کردند (عباسی شوازی ۲۰۰۱). به طوری که طبق تحقیقات انجام شده میزان باروری کل برای زنان شهر تهران در سال ۸۹ به ۴/۱ فرزند برای هر مادر رسیده است[۲] (عرفانی، ۱۳۹۱).

 در برخی از استان­هایی که کاهش شدید باروری تجربه کردند، اگرچه به زیر سطح جانشینی نرسیدند، اما در مناطق شهری خود میزان­های زیر سطح جانشینی را تجربه کردند (خلج آبادی فراهانی و سرایی،۱۳۹۱). دمنی (۲۰۰۳) باروری زیر نرخ جانشینی را چنین تعریف می­کند: «باروری زیر حد جانشینی، به آن سطح از باروری می­گویند که در درازمدت برای بقای جامعه ناکافی است». با توجه به این تعریف می­توان استنتاج کرد که مفهوم باروری زیر نرخ جانشینی به معنای آن سطح از باروری است که در صورت استمرار یافتن در جوامع، جمعیت هر نسل نسبت به نسل پیش از خود را کاهش داده و یا به بیان دیگر جمعیت آن جامعه را در درازمدت در معرض انقراض قرار دهد؛ بنابراین انواع جدیدی از خانواده ها در حال ظهور است که در آن ها فرزند وجود ندارد و یا به حداقل می رسد. چنین خانواده­هایی درگذشته به صورت اختیاری در جامعه ی ایران وجود نداشته است؛ اما سالیان اخیر خانواده ها به صورت تعمدی، با تأخیر در فرزند آوری مواجه هستند و مقوله­ی فرزند آوری جنبه­ی ناخواسته و اتفاقی بودن خود را ازدست داده و به امری عقلانی، زمانمند و قابل برنامه ریزی تبدیل شده است که زمان و تعداد آن را زوجین آگاهانه تعیین می­کنند. با توجه به گسترش پدیده تک­فرزندی در تهران و باروری زیر سطح جانشینی، پیدا کردن خانواده هایی که تمایل به داشتن فرزند دیگری رادارند و مقایسه­ی بین خانواده­هایی که تنها یک فرزند دارند و خانواده­هایی که بیش از یک فرزند دارند و همچنین شناخت انگیزه ها و نیات آن ها به فرزند آوری و مقایسه­ی خانواده­هایی که یک، دو، سه فرزند یا بیشتر دارند، مسئله ی اصلی این تحقیق است.

۱-۳ ضرورت و اهمیت موضوع

به موازات تحولات جمعیت شناختی در دنیا، ایران نیز تغییرات جمعیتی گسترده­ای را تجربه کرده است. طی سه دهه­ی گذشته، باروری به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرد و علی­رغم نوسانات باروری، داده­ها حاکی از کاهش باوری طی سال های ۷۵-۱۳۶۵ می­باشد. تجربه­ی گذار باروری در ایران بیانگر آن است که هرچند اتخاذ سیاست­ها و اعمال برنامه­های تنظیم خانواده عامل مؤثری در سرعت کاهش باروری بوده است، اما رفتارهای باروری مردم تحت تأثیر عوامل، شرایط و زمینه­های دیگری شکل گرفته است که در تحلیل روندهای باروری همواره باید به آن توجه کرد (کاظمی پور،۱۳۸۹). طبق تحقیقات انجام شده، میزان باروری کل برای زنان شهر تهران در سال ۱۳۸۹ به ۴/۱ فرزند رسیده است (عرفانی،۱۳۹۱). تک­فرزندی پدیده­ای است که در سال های اخیر به ویژه در خانواده­های شهری رایج شده است، این پدیده که منجر به کاهش نرخ رشد جمعیت شده است، بارها هشدار جمعیت شناسان را در پی داشته است. مسئولان و سیاست گذاران در این زمینه هم در راستای نگرانی­ها و پیامدهایی که درباره­ی تک­فرزندی و نرخ رشد پایین جمعیت عنوان شد، در سال های اخیر دست به کار تنظیم مشوق های افزایش جمعیت شدند؛ از افزایش مرخصی زایمان گرفته تا مشوق های اقتصادی. بااین وجود، این مشوق­ها و حتی اجرای ناقص آن نتوانست تأثیر چندانی در آمارها و نمودارهای جمعیتی داشته باشد. خانواده ها خصوصاً زوج های شهری زندگی بدون فرزند یا نهایتاً داشتن تنها یک فرزند را ترجیح می­دهند. از سال ۱۳۸۵ به بعد، بیش تر استان­ها ازجمله تهران، باروری به اصطلاح کمتر از جانشینی را تجربه کردند و میزان باروری کل کم تراز ۲ نشانگر این است که حداقل تعدادی از زوج ها به داشتن تنها یک فرزند بسنده می­کنند. شهر تهران به عنوان شهری از استان تهران که باروری پایینی را دهه­های اخیر تجربه کرده و درصد قابل توجهی از جمعیت کشور و استان را در خود جای داده است، به عنوان پایتخت و ما در شهر مدرن ایران در تمام یک قرن گذشته کانون اصلی گسترش فناوری­های امروزی، مرکز نظام اداری و الگوی اصلی شهرنشینی مدرن بوده است. ازاین رو می­توان گفت مجموعه­ی عوامل تأثیرگذار بر تغییر خانواده در شهر تهران بیش از هر نقطه­ی دیگر ایران توان تغییر خانواده را داشته و عملاً این اتفاق نیز رخ داده است.

نتیجه آن که شهر تهران به عنوان پایتخت کشور، در تعیین تغییرات اجتماعی-فرهنگی نقطه ثقل ملی است و بر اساس اصل همگرایی با مرکز، ممکن است تغییرات به وجود آمده در پایتخت به زودی به سایر نقاط کشور تسری یافته و باروری کمتر از جانشینی و پایین و پدیده­ی تک­فرزندی به رژیم ملی تبدیل شود و ازنظر دموگرافیک می­تواند در بلندمدت با برخی از نتایج منفی توأم شود (مشفق،۱۳۹۱).

برای پیشگیری از رشد منفی جمعیت تعداد فرزندان به ازای هر زن باید حدود ۲ فرزند باشد؛ به همین جهت تولد فرزند دیگری غیر از فرزند اول در خانواده­های ایرانی اهمیت بسیاری برای محققان و سیاست گذاران حوزه­ی جمعیت دارد (معینی، پور رضا و ترابی،۱۳۹۱). همچنین لزوم شناخت گرایش­های فرزند آوری در بین خانواده­های دارای فرزند در شهرهای بزرگ ازجمله تهران و عوامل مرتبط با نیات و انگیزه­های مختلف افراد برای داشتن فرزند دیگری، بیش ازپیش احساس می­گردد. این نوع اطلاعات می­تواند به مؤثرتر بودن سیاست­های جمعیتی در جهت تشویق به داشتن فرزند دیگر در زنان و مردان کمک کند.

۱-۴ اهداف اصلی تحقیق

۱-۴-۱ هدف اصلی

شناخت عوامل مؤثر بر گرایش مادران به داشتن فرزند دیگر در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران.

۱-۴-۲ اهداف فرعی

– مقایسه­ی رفتار فرزند آوری در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران.

– مقایسه­ی تمایل، قصد و برنامه­ریزی برای آوردن فرزند دیگر در مناطق ۱ و ۱۹ شهر تهران.

– مقایسه­ی تمایل زوجین به داشتن فرزند دیگر در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران.

۱-۵ سؤالات تحقیق

– آیا عوامل اجتماعی- فرهنگی نظیر ارزش ­فرزندان، حمایت­های اجتماعی، سبک زندگی، بر گرایش به داشتن فرزند دیگر مؤثر است؟

– آیا عوامل جمعیتی نظیر سن زن در هنگام ازدواج و سن زن در هنگام اولین زایمان بر گرایش به داشتن فرزند دیگر تأثیرگذار است؟

– آیا عوامل اقتصادی نظیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی، اشتغال زن به فعالیت­های خارج از خانه بر گرایش به داشتن فرزند دیگر مؤثر است؟

_ آیا رفتار فرزند آوری در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران باهم متفاوت است؟

  • آیا بین تمایل، قصد و برنامه­ریزی برای آوردن فرزند دیگر بین منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران اختلاف وجود دارد؟

۱.بنا بر یک برآورد که از کاربرد روش «فرزندان خود» در مورد داده­های سرشماری ۱۳۷۵ ایران به دست آمده است TFR ایران در سال ۱۳۷۵ در حدود ۶/۲ بوده است (عباسی­شوازی،۲۰۰۱). بنابر برآوردی دیگر که از کاربرد همان روش در مورد داده­های آمارگیری جمعیتی و بهداشتی ایران (IDHS) به دست آمد، TFR ایران در سال ۱۳۷۹(۲۰۰۰ میلادی) به ۲/۲ فرزند رسیده است (عباسی­شوازی،۱۳۷۹). البته این برآوردها با دسترسی به اطلاعات بیشتر احتمالاَ تعدیل و اصلاح خواند شد، اما آنچه مسلم است، آن است که باروری در ایران پس از سال ۱۳۶۵ سیر نزولی پرشتابی داشته است و برآوردهای مزبور جهت و سرعت و کاهش در سطح باروری ایران را در این فاصله­ی زمانی به خوبی نشان می­دهند (سرایی، ۵۷:۱۳۸۵).

۱.تذکر: روش­های غیرمستقیم باروری را کمتر از واقع برآورد می­کنند. در محاسبه­ی شاخص­ها و برآورد­های جمعیتی در کنارروش­های مستقیم، روش­های غیر مستقیم نیز شکل گرفته­اند. در روش­های مستقیم فرض بر آن است که هرگونه اطلاع و آماری که برای شاخص­سازی لازم باشد، در اختیار است و محدودیت و نقصی در آمار و ارقام اولیه وجود ندارد. در عالم واقع جمعیت­شناسان همواره در این شرایط مطلوب و ایده­آل قرار نداشته­اند (میرزایی،۱۳۹۰). در نتیجه روش­های غیرمستفیم باروری را کمتر از واقع برآورد می­کنند.

 

تعداد صفحه :۱۴۰

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های سیاسی سیمای …

دانشکده علوم اجتماعی

پایان نامه کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی

عنوان:

عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های سیاسی سیمای ج.ا.ا

استاد مشاور: دکتر حسینعلی افخمی

خرداد ۱۳۹۰

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

     پژوهش حاضر به مقوله مهم اعتماد به اخبار و برنامه های سیاسی تلویزیون می پردازد. موضوع اعتماد به رسانه، از جمله موضوعاتی است که ذهن محققان زیادی را به خود معطوف کرده است. اما شاید هیچ ابزار و پدیده ای به اندازه تلویزیون مهم ترین رسانه عصر حاضر که به عصر رسانه ها و ارتباطات مشهور گشته است، نباشد. همچنین از آنجایی که در ایران بی شک تلویزیون نهادی وابسته به حکومت است، کارکردی سیاسی نیز دارد که این امر، اهمیت تحقیق درباره تلویزیون را دوچندان می کند.

    آنچه که این تحقیق دانشگاهی را از دیگر تحقیقات مشابه متمایز می کند، اولا به اجرا در آمدن این تحقیق در فاصله ای ۲ ساله از اتفاقات سال ۸۸ است که خود این مسئله، به اهمیت نتایج این تحقیق می افزاید. در وهله بعد جامعه آماری این تحقیق است که بر خلاف تحقیقات دانشجویی دیگر، جامعه آماری این تحقیق عموم مردم بوده است و نه قشری خاص ویا گروه و دسته ای از افراد.( مثلا: دانشجویان، استادان، معلمان و …… ).

    هدف اصلی این پژوهش در درجه اول، توصیف میزان اعتماد مخاطبان به اخبار سیاسی تلویزیون و در مرحله بعد، بررسی عوامل مرتبط با مقوله اعتماد است. در این تحقیق، نگارنده با طرح متغیرهای تحقیق و ایجاد شاخص های آن؛ ۶ فرضیه را مورد  تحقیق و تبیین قرار داده است.

  در این پژوهش نظریه اعتماد سیاسی گیدنز و نگاه او به مقوله اعتماد، به همراه نظریه اعتبار منبع را مبنا

چهارم

قرار دادیم. هرچند که در فصل دوم بطور مفصل مبحث اعتماد و انواع آن را( اعتماد سیاسی، اعتماد اجتماعی که مهمترین شاخصه سرمایه اجتماعی است و اعتماد به رسانه) مورد بررسی قرار داده و از نظرات جامعه شناسان کلاسیک و متاخر بهره گرفته شده است.

    محقق به کمک اساتید راهنما و مشاور و پس از تعریف عملیاتی متغیرها، انتخاب شاخص های مربوط به هر متغیر، دست به  طراحی پرسشنامه زد. این تحقیق با روش پیمایش صورت پذیرفته و جامعه آماری آن نیز؛ کلیه شهروندان تهرانی بالا ۱۵ سال بوده است. حجم نمونه در این تحقیق ۴۰۰ نفر می باشد که بصورت تصادفی و نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای مورد سنجش قرار گرفتند.

نتایج این پژوهش نشان می دهد ۳۵ درصد شهروندان گفته اند که اعتماد پایینی دارند، ۵۲ درصد متوسط و تنها ۷ درصد گفته اند که اعتمادشان نسبت به برنامه های سیاسی تلویزیون ایران بالا است.

   از دیگر نتایج این تحقیق می توان به رابطه معکوس تحصیلات با میزان اعتماد به تلویزیون اشاره کرد. این تحقیق نشان می دهد که هرچه سطح تحصیلات افراد بالاتر می رود، اعتماد آنها به اخبار و برنامه های تلویزیون کاهش می یابد. لازم به ذکر است که ۶۳ درصد پاسخگویان در این تحقیق فاقد تحصیلات دانشگاهی بودند.

    همچنین پس از تحلیل مسیر متغیرها و تعیین سهم اثرگذاری هر یک از آنها؛ مشخص شد که از میان ۵ متغیر مورد بررسی در این تحقیق، متغیر اعتماد به نظام سیاسی، بیشترین ارتباط را با متغیر اعتماد به اخبار سیاسی تلویزیون دارد.

پنجم

 

پیشگفتار

با شروع قرن بیست و یکم، رسانه ها بیش از هر زمان دیگری استفاده می شوند. محیط رسانه ای معاصر شامل رسانه های سنتی مانند روزنامه، رادیو و تلویزیون از یک سو و تازه واردانی چون اینترنت و شبکه وب جهانی از سوی دیگر است. شاید هیچ ابزار و پدیده ای به اندازه تلویزیون مهم ترین رسانه عصر حاضر که به عصر رسانه ها و ارتباطات مشهور گشته است، نباشد. واقعا اگر یک روز شبکه های تلویزیون قطع شود، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟  

گویی وسعت پوشش خبری و دامنه نفوذ با واژه تلویزیون آمیخته و هم ذات می شود تا این رسانه، قدرت خود را در عصر ارتباطات به رخ بکشد. سلطه تلویزیون بر افکار عمومی و حضور آن در ساحت های گوناگون بشر عصر جدید بیش از دیگر رسانه ها و فناوری های نوین اطلاعاتی است، به این معنی که تلویزیون حضوری مستمر در خانه و زندگی شهروندان امروزی دارد. ضمن این که به طور مستمر در حال پخش برنامه است. دوم این که از تنوع و تکثر بیشتری در تولید انواع ژانر های هنری فرهنگی برخوردار بوده و به سلیقه ها و نیاز های متنوعی پاسخ می دهد.

مخاطبان در تلویزیون شاهد برنامه های گوناگون ورزشی، سیاسی، سینمایی، برنامه کودک و مسائل متعدد اجتماعی هستند که به تقاضاهای متنوع مخاطبان خود توجه می کنند و می کوشند برای ماندگاری خویش به علایق و دیدگاه های بینندگان خود عنایت داشته و به بازسازی مدام خود بپردازند. سلطه و سیطره تصویر در جهان امروز به رسانه ها بویژه تلویزیون جایگاه و موقعیت ویژه ای بخشیده که دیگر غیرممکن است خانه ای بدون تلویزیون باشد یا کسی بخشی از وقت روزانه خود را به آن اختصاص ندهد.

ششم

گاهی حتی به خاطر اختلاف سلیقه ها بخصوص میان والدین و کودکان، بیش از یک تلویزیون در خانه ها وجود دارد تا هر کسی بنا به علاقه خود از آن استفاده کند. دامنه این اثرگذاری تا حدی است که در همین یک دهه اخیر در ایران شاهد حضور تلویزیون در مغازه ها و ادارات و برخی خودرو ها هستیم.

اگر در گذشته همه دور هم جمع می شدند یا روبه روی هم قرار می گرفتند، اما اینک نگاه و جهت همه به سوی تلویزیون است و اوست که با حضور خود نحوه ترکیب اشیا و لوازم خانه را نیز تعیین می کند و درواقع از پیش به چگونگی چیدمان اعضای خانواده شکل می دهد. همچنین تلویزیون در غیاب مراجع سنتی گذشته به الگوی اصلی هنجاربخشی و نظام رفتاری تبدیل می شود و کنش های انسانی را شکل می دهد و آن را هدایت می کند.

انجام این تحقیق بدون مهربانی و کمک های فراوان استادان و همکاری بی شائبه دوستانم میسر نبود؛ بدین سبب از کمک های جناب آقای دکتر مهدی زاده که زحمت راهنمایی این پژوهش را برعهده داشتند و جناب آقای دکتر حسینعلی افخمی که مشاور این پایان نامه بودند، بسیار سپاسگزارم.

همچنین لطف و همکاری دوستان عزیزی چون محمد یمینی، مهدی رفیعی، ابراهیم ترقی نژاد، علی شاکر و به ویژه حمید رستمی و سرکار خانم فضه رمضانی بدرقه راه این پژوهش بود.

امیدوارم این تلاش ناچیز، تنها پله ای باشد برای علاقمندان به حوزه تحقیق در رسانه و علوم ارتباطات. بی تردید این تلاش خالی از اشکال نیست. پس دست دوستان و محققان دیگر را که دغدغه های بی شماری در راستای هر چه بهتر شدن وضعیت اعتماد به رسانه را دارند، می فشارم.

شاید نتایج این تلاش ناچیز و کوچک، بتواند پرتوی اندک از نور را به اتاق نیمه تاریک اعتماد به تلویزیون بتاباند؛ شاید.

هفتم

فهرست مطالب

فصل اول:

کلیات تحقیق

      پیشگفتار   ………………………………………………………………………………………………………………………………………………   پ

  • بیان مسئله ………………………………………………………………………………………………………………………………………….   1
  • ضرورت واهمیت موضوع تحقیق ………………………………………………………………………………………………………..   4
  • اهداف تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………………………..   6

فصل دوم:

بررسی پیشینه و ادبیات نظری تحقیق

مقدمه   ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………   8

بخش اول: تحقیقات پیشین  ……………………………………………………………………………………………………..   9

   الف: تحقیقات انجام شده در خارج از کشور …………………………………………………………………………………………………… ۹   

ب: تحقیقات انجام شده در ایران   ………………………………………………………………………………….   14

ج: جمع بندی تحقیقات پیشین   ……………………………………………………………………………………..  19

بخش دوم: بررسی مفهوم اعتماد و اعتماد سیاسی؛ مرور مفهومی …………………………………………..   20

الف: انواع اعتماد   …………………………………………………………………………………………………………….   21

ب: اعتماد سیاسی   ………………………………………………………………………………………………………….   25

بخش سوم: اعتماد در بین جامعه شناسان؛ مرور نظری   ……………………………………………………………………………….   33

الف: جامعه شناسان کلاسیک   ……………………………………………………………………………………….   33

ب: جامعه شناسان معاصر   ……………………………………………………………………………………………..   40

بخش چهارم: اعتماد و انواع جوامع   ……………………………………………………………………………………………………………….   52

الف: اعتماد در جوامع مدرن   ……………………………………………………………………………………….   52

ب: اعتماد در جوامع در حال گذار   ………………………………………………………………………………   79

هشتم

بخش پنجم: سرمایۀ اجتماعی   ……………………………………………………………………………………………….   85

الف: کلمن، کارکرد سرمایۀ اجتماعی   …………………………………………………………………………   85

ب: روبرت پاتنام، سرمایۀ مولد  ……………………………………………………………………………………..   92

ج: فوکویاما، ارزش ها و هنجار های غیر رسمی   ………………………………………………………….  96

بخش ششم: کارکرد و نقش رسانه ها ………………………………………………………………………………………  101

الف: نقش سیاسی   ……………………………………………………………………………………………………….   101

ب: نقش فرهنگی   …………………………………………………………………………………………………………   104

ج: نقش اجتماعی   …………………………………………………………………………………………………………   105

بخش هفتم: چارچوب نظری تحقیق   ……………………………………………………………………………………   108

الف: اعتبار منبع   …………………………………………………………………………………..    108

ب: رسانه ها و اعتماد به اخبار ……………………………………………………………….   113

بخش هشتم: فرضیه ها و الگوی نظری تحقیق   …………………………………………………………………..   130

الف: الگوی نظری تحقیق   ………………………………………………………………………………………..   130 

ب: فرضیه های تحقیق     ………………………………………………………………………………………….   131

فصل سوم:

روش تحقیق

مقدمه   …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………   132

  • روش تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………………………..   133
  • جامعۀ آماری ………………………………………………………………………………………………………………………………………  135
  • شیوۀ نمونه گیری ……………………………………………………………………………………………………………………………..   135

۱-۳: نحوه انتخاب میادین   …………………………………………………………………………………………………………………………   135

۲-۳   شیوه انتخاب افراد در میادین   …………………………………………………………………………………………………………   138

  • واحد تحلیل …………………………………………………………………………………………………………………………………….   140
  • ابزار پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………   140
  • تکنیک توصیف داده ها …………………………………………………………………………………………………………………..   141

نهم

  • تعاریف نظری و عملیاتی تحقیق ……………………………………………………………………………………………   142

۱-۷- تعریف نظری و عملیاتی اعتماد به نظام سیاسی   ……………………………………………………………………….   142

۲-۷- تعریف نظری و عملیاتی اعتماد به اخبار تلویزیون   …………………………………………………………………….   152

۳-۷- تعریف نظری و عملیاتی طبقه اجتماعی   ……………………………………………………………………………………   156

۴-۷- تعریف نظری و عملیاتی سرمایۀ اجتماعی   …………………………………………………………………………………   163

۵-۷- تعریف عملیاتی متغیر دسترسی به رسانه های دیگر   …………………………………………………………………   166

۶-۷-  تعریف عملیاتی متغیر های زمینه ای   ……………………………………………………………………………………….   167

  • ملاحظات اخلاقی در حین جمع آوری داده ها …………………………………………………………………….   168

 

فصل چهارم:

یافته های تحقیق

مقدمه   …………………………………………………………………………………………………………………………………………………   170

بخش اول: یافته های توصیفی   ……………………………………………………………………………………..   171

بخش دوم: یافته های تبیینی   ……………………………………………………………………………………….   212

بخش سوم: رگرسیون و تحلیل مسیر   …………………………………………………………………………..   229

 

فصل پنجم:

نتیجه گیری، بحث و پیشنهادات تحقیق

 مقدمه   ………………………………………………………………………………………………………………………………………………..   233

الف: نتایج مربوط به یافته های توصیفی   …………………………………………………………………………………………….   234

ب: نتایج مربوط به یافته های تبیینی   ………………………………………………………………………………………………….  241

ج: پیشنهاد و راهکارها   ………………………………………………………………………………………………………………………..   247

د: محدودیت ها و مشکلات پژوهش  …………………………………………………………………………………………………….   249

 

منابع و مآخذ فارسی   …………………………………………………………………………………………………………………………….  251

منابع و مآخذ انگلیسی   …………………………………………………………………………………………………………………………   257

دهم

فصل اول

کلیات تحقیق

بیان مسئله

با گسترش روزافزون ارتباطات و وسائل ارتباط جمعی و به دنبال آن، نفوذ هر چه بیشتر رسانه ها در میان افکار عمومی و ورود به عصر ارتباطات و اطلاعات، تلویزیون به عنوان یکی از وسائل ارتباط جمعی از برجستگی وی‍‍‍ژه و نقشی با اهمیت برخوردار است.

این نقش برجسته زمانی که با دیگر عوامل متعدد از جمله عوامل سیاسی – اجتماعی و ساختاری پیوند می­خورد می­تواند دو چندان شود و اثری خاص بر مخاطبان خویش داشته باشد.

تلویزیون به خاطر برخورداری از قدرت ارتباطی، تبلیغی و اقناعی موثر و عموما بالا، مورد توجه پژوهشگران بوده است به گونه­ای که در ادوار مختلف زمانی به ویژه از جنگ جهانی دوم به این سو، تلویزیون یکی از مطالعات موردی نظریه پردازان ارتباطی و پژوهشگران این رشته بوده است که از این نظر در میان سایر وسائل ارتباطی از فروانی پژوهشی بالایی برخوردار است.

همچنین این تنها پژوهشگران ارتباطی نبوده­اند که به نقش و جایگاه تلویزیون در عرصه های گوناگون واقف بوده اند بلکه سیاستمداران نیز در این عرصه اشتیاق فراوانی از خویش نشان داده­اند؛ به این دلیل که در زمان بسیار کوتاهی به این نتیجه رسیده­اند که برای جلب نظر افکار عمومی، رسانه ها،

بالاخص تلویزیون، وسیله­ی بسیار مناسبی می­تواند باشد. از این رو مشاهده
می­کنیم تلویزیون پای ثابت تمامی دعواها و جدال­های سیاسی در کشورهای مختلف دنیا بوده است.

آنچه سبب شده است تا تلویزیون به عنوان یک مسئله در ذهن نگارنده طرح شود، این
می­باشد که تلویزیون به عنوان یک رسانه­ی فراگیر و موثر در ایران از چه جایگاهی در میان افکار عمومی برخوردار است. به دیگر سخن، نوع نگاه ایرانیان (و در این پژوهش به طور اخص شهروندان تهرانی) به تلویزیون چگونه است؟ آیا به آنچه که از تلویزیون مشاهده می­کنند باور دارند؟ به  عبارت کلی­تر، چه میزان به تلویزیون اعتماد دارند؟

لازم به ذکر می­باشد، اعتماد یکی از مهمترین مقوله­های سرمایه اجتماعی است و تلویزیون به عنوان یک نهاد انتزاعی برای اینکه از کارایی و اثرگذاری مناسب برخوردار باشد، می­باید از این سرمایه برخوردار باشد. به عبارت صحیح­تر و صریح­تر، تلویزیون در ابتدا باید به جلب اعتماد مخاطبان بپردازد تا بتواند در ادامه، بر آنان اثر بگذارد. یکی از جوانب و وجوه چندگانه تلویزیون، بعد سیاسی آن است. بی شک تلویزیون در ایران از آنجا که نهادی حکومتی است کارکردی سیاسی نیز دارد. بنابر این همانطور که مشاهده می­شود بخشی از برنامه های تلویزیون به مسائل سیاسی اختصاص دارد.

 

در این زمان مسئله­ای که به صورت اخص مطرح می­شود و موضوع پایان­نامه نیز می­باشد، این است که اعتماد افکار عمومی نسبت به برنامه های سیاسی که از تلویزیون ملی پخش می­شود تا چه اندازه است؟ و از آن مهم­تر، این میزان اعتماد به چه عواملی مرتبط می­شوند؟

 اعتماد به تلویزیون در پژوهش­های مربوط به رسانه های جمعی، مسئله تازه­ای نیست و پژوهش­های فراوانی در این باره صورت گرفته است اما از آنجا که موضوع اعتماد به رسانه برای نگارنده همیشه به عنوان مسئله و دغدغه مطرح بوده است و نیز از آنجا که میزان اعتماد می­تواند دائما دستخوش تغییر شود، تصمیم گرفته شد که در قالب پایان­نامه به این موضوع پرداخته شود.

ضرورت و اهمیت تحقیق

از آنجا که متغیر اصلی و یا همان متغیر وابسته پژوهش، مربوط به مقوله اعتماد می­باشد و از آنجا که نمی­توان در عرصه اجتماع برای شخصیت­های حقوقی و همین­طور حقیقی بدون داشتن چنین سرمایه­ای، کارکرد مثبتی متصور شد، بنابراین مبحث اعتماد همیشه و در برهه­های زمانی از ضرورت­های خاص خودش برخوردار است. به ویژه آن که این اعتماد نسبت به یک نهاد حساس سیاسی و حکومتی باشد.

همان­طور که می­دانیم و در قانون اساسی آمده است صدا و سیما و بطور اخص در این پژوهش تلویزیون (سیما) در ایران وابسته به حکومت بوده است و بخش خصوصی دسترسی به این نوع رسانه جمعی را ندارد؛ بالطبع این بند از قانون، نشان از اهمیت تلویزیون در کشور ما دارد.

می­توان گفت نهاد تلویزیون به عنوان یک سازمان حساس دولتی، همانند هر سازمان دیگری و البته بیشتر از یک سازمان معمولی نیاز به سرمایه عظیم و پشتوانه مردمی دارد. به عبارت دیگر، از آنجا که در ایران، تلویزیون پیرو سیاست های اصلی نظام است و این سیاست ها را برای عامه تشریح می­کند و برای اینکه بتواند سیاست های مقوم نظام حاکم را در نزد افکار عمومی بقبولاند، نیاز مبرم به جلب اعتماد مخاطبان خویش دارد. اگر این اعتماد وجود نداشته باشد یا تحت تاثیر عواملی کم یا زیاد شود و یا حتی اصل آن مورد خدشه قرار گیرد، در آن زمان از لحاظ کارکردی دچار مشکل اساسی شده و

 

حتی می­توان گفت دچار بحران می­شود. به گونه­ای که تلویزیون به عنوان یک رسانه تبدیل به یک نارسانه می­شود.

 آنچه نگارنده آن را به عنوان یک ضرورت می­داند و پژوهش خود را بر مبنای همین احساس ضرورت بنا کرده است این است که در حال حاضر به چه میزان این اعتماد وجود دارد؟ تا چه اندازه تلویزیون با تهیه­ی برنامه های سیاسی توانسته است این اعتماد را حفظ کند؟

اهداف تحقیق

همانطور که گفته شد، در این پژوهش قصد داریم اعتماد افکار عمومی نسبت به تلویزیون را بسنجیم و عوامل مرتبط با آن را مورد مداقه قرار دهیم. از این رو هدف ما در این پژوهش از لحاظ نظری، این می­باشد که در صورت امکان این پژوهش بتواند ذره­ای به گسترش پژوهش­های ارتباطی کمک نماید. از یک سو، از آنجا که اعتماد مهمترین مقوله­ی سرمایه­ی اجتماعی است و سرمایه اجتماعی نیز در علم جامعه­شناسی طرح می شود و از دیگر سو، تلویزیون به عنوان یکی از رسانه های جمعی در علم ارتباطات مطرح می­باشد، امید است که این پژوهش بتواند پلی مناسب و با مبنایی علمی میان این دو حیطه برقرارکند. متغیرهای دیگر مطرح شده در این پژوهش نیز می­تواند کمک کند تا ادبیات نظری پژوهش­های ارتباطی از گستردگی بیشتری برخوردار شود.

از لحاظ بعد اجتماعی نیز به نظر نگارنده این دسته از پژوهش­ها می تواند در قضاوت ما نسبت به قدرت تلویزیون و حتی سایر رسانه های جمعی موثر باشد و نتایج بدست آمده، ما را یاری خواهد کرد تا انتظار و قضاوتی درست از تلویزیون داشته باشیم. به عنوان مثال برای سیاستمداران، این موضوع خیلی مهم است که بدانند که تلویزیون تا چه میزان در دنیای واقعی و در این برهه­ی زمانی در میان افکار عمومی نفوذ دارد؟ و یا این نفوذ تحت تاثیر چه عواملی کم یا زیاد می­شود؟ آنچه در این پروهش آن را هدف قرار داده­ایم، این است که بتوانیم به سوالات و فرضیه­های این تحقیق در عرصه­ی اجتماعی و عملی جوابی علمی و نظری که قابل اتکا باشد، به دست بیاوریم.

اهداف اصلی تحقیق:

هدف اصلی تحقیق همانطور که بیان شد، در درجه اول، توصیف وضعیت اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به تلویزیون (هدف توصیفی) و در مرحله بعد تبیین عوامل مرتبط با میزان اعتماد شهروندان می­باشد ( هدف تبیینی تحقیق).

اهداف فرعی تحقیق:

هر تحقیقی در کنار هدف اصلی خود، می­تواند به اهداف فرعی و جزیی ­تری نائل آید که مهمترین این اهداف به شرح زیر می باشد:

 

۱.سنجش و اندازه­گیری میزان اعتماد شهروندان تهرانی به نظام سیاسی

۲.سنجش و اندازه­گیری میزان سرمایه اجتماعی شهروندان تهرانی

  1. سنجش و اندازه گیری میزان استفاده از رسانه های جمعی دیگر شهروندان تهرانی
  2. بررسی نقش متغیر جنسیت و تاثیر آن بر میزان اعتماد شهروندان به اخبار و برنامه های تلویزیون

بررسی نقش متغیر تحصیلات و تاثیر آن بر میزان اعتماد شهروندان به اخبار و برنامه های تلویزیون

تعداد صفحه :۲۸۴

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه عوامل اجتماعی موثر بر بزهکاری نوجوانان

استادمشاور

دکترستارپروین

استاد داور

دکترمحمد زاهدی اصل

آذر۱۳۹

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

بزهکاری سلامت خانواده و جامعه را تهدید می­کند و سبب فروپاشی و نابسامانی خانواده و جامعه می­گردد.بنابراین هدف اصلی  این پژوهش مشخص نمودن عوامل اجتماعی موثر بر بزهکاری نوجوانان مورد مطالعه می­باشد. چارچوب نظری با استفاده از نظریات فشاراجتماعی­، کنترل اجتماعی و هم نشینی تدوین شده. متغیرهای مورد بررسی بین دو گروه بزهکار و غیربزهکار عبارت بودند از: میزان فشار اجتماعی، میزان کنترل اجتماعی، میزان هم­نشینی با افراد بزهکار و پایگاه اقتصادی –اجتماعی . روش تحقیق پژوهش روش پیمایش و از نوع علی مقایسه­ای بوده و تکنیک مورد استفاده تکنیک پرسشنامه می­باشد. نمونه گروه بزهکار، به دلیل محدود بودن جمعیت آماری به صورت تمام شماری و شامل کلیه نوجوانان پسر ۱۸-۱۲ سالی است که در زمان انجام تحقیق در کانون اصلاح وتربیت شهر سنندج ساکن بودند که مجموعا ۴۸ نفر بود. نمونه غیربزهکار نیز بعد از همسان کردن با نمونه بزهکار به روش نمونه گیری خوشه­ای دو مرحله­ای انتخاب شده که شامل دانش­آموزان پسر مدارس راهنمایی و دبیرستان شهر سنندج و با حجم ۴۸ نفر بود.

تجزیه و تحلیل داده­ها با برنامه­های آماری spss و با استفاده از آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد و آمار استنباطی t  دونمونه مستقل انجام شد. یافته­های تحقیق نشان داد که بین دو گروه بزهکار و غیربزهکار به لحاظ متغیرهای مستقل کنترل اجتماعی، هم نشینی افتراقی باافراد بزهکار و پایگاه اقتصادی اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد ولی بین متغیر فشار اجتماعی تفاوتی معناداری  بین دو نمونه مشاهده نشد.

واژگان کلیدی: بزهکاری نوجوانان، فشاراجتماعی، کنترل اجتماعی، هم­نشینی افتراقی، سنندج

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                               صفحه

فصل یکم ـ کلیات پژوهش

۱-۱ مقدمه                                                                                                                             2

۱-۲بیان مساله                                                                                                                         3

۱-۳ضرورت واهمیت پژوهش                                                                                                           6

۱-۴ اهداف پژوهش                                                                                                             8

فصل دوم ادبیات پژوهش

۲-۱مقدمه                                                                                                                                10  

۲-۲ تاریخچه بزهکاری در جهان                                                                                              10

۲-۳   تاریخچه بزهکاری در ایران                                                                                                         12

۲-۴  مروری بر پژوهش­های انجام شده                                                                                        14

۲-۴-۱ پیشینه تجربی خارجی                                                                                                 14

۲-۴-۲ پیشینه تجربی داخلی                                                                                                   18

۲-۵ مبانی نظری                                                                                                                       21

۲-۵-۱ مفاهیم اصلی پژوهش                                                                                                   21

۲-۶ نظریه­های جامعه شناختی انحرافات                                                                                        23

۲-۶-۱ نظریه­های ساختاراجتماعی                                                                                                     24

۲-۶-۱-۱ نظریه­های نابسامانی اجتماعی                                                                                     25

۲-۶-۱-۲ نظریه­های فشار ساختاری                                                                                                 26

۲-۶-۱-۳ انتقادات وارده به نظریه فشار                                                                                        32

۲-۶-۱-۴ نظریه­های انحراف فرهنگی/ خرده­فرهنگی                                                                           32

۲-۶-۲ نظریه­های فرایند اجتماعی                                                                                                      37

۲-۶-۲-۱نظریه­یادگیری اجتماعی                                                                                                      39

۲-۶-۲-۲ انتقادات وارد بر نظریه یادگیری اجتماعی                                                                            42

۲-۶-۲-۳ نظریه­های کنترل اجتماعی                                                                                                42

۲-۶-۲-۴ انتقادات وارد بر نظریه کنترل                                                                                        46

۲-۶-۲-۵ نظریه­های چند عملی / ترکیبی                                                                                      48   

۲-۶-۲-۶ نظریه تعاملی                                                                                                              48

۲-۶-۳ نظریه­های واکنش اجتماعی                                                                                             48

۲-۶-۳-۱ نظریه تضاد اجتماعی                                                                                                   50

۲-۶-۳-۲ نظریه واقعیت اجتماعی                                                                                                   52

۲-۶-۳-۳ انتقادات وارد بر نظریه تضاد                                                                                          53

۲-۷ چارچوب نظری                                                                                                                     55

۲-۸ مدل نظری پژوهش                                                                                                          58

۲-۹ سوالات و فرضیه­های پژوهش                                                                                                 59

۲-۹-۱ سوالات پژوهش                                                                                                                              59

۲-۹-۲ فرضیه­های پژوهش                                                                                                       59

فصل سوم

روش­شناسی پژوهش

 3-1 مقدمه                                                                                                                                  60

۳-۲ روش­ پژوهش                                                                                                                   61

۳-۳ جمعیت­آماری                                                                                                                      62

۳-۴ شیوه ­نمونه­گیری                                                                                                                 62

۳-۵ واحد پژوهش                                                                                                                       64

۳-۶ ابزار جمع­آوری اطلاعات(روایی و پایایی آن)                                                                                64

۳-۷ روش تجزیه و تحلیل داده­ها                                                                                                           67

۳-۸ تعریف نظری و عملیاتی متغیرها                                                                                                 67

فصل چهارم

تجزیه و تحلیل داده­ها

۴-۱ مقدمه                                                                                                                            82

۴-۲ توصیف داده­ها                                                                                                                  83

۴-۳ تبیین داده­ها و آزمون فرضیات                                                                                             97

فصل پنجم

بحث و نتیجه­گیری

۵-۱ مقدمه                                                                                                                                 109

 5-2 نتایج توصیفی                                                                                                          109

۵-۳ نتایج تبیینی                                                                                                                      112

۵-۴ پیشنهادهای پژوهش                                                                                                               116

۵-۴-۱ پیشنهادهای کاربردی                                                                                                       116

۵-۴-۲ پیشنهادهای پژوهشی                                                                                                          118

۶-۵ نقش مددکاران اجتماعی در کار با نوجوانان بزهکار                                                                  118

۵-۵ مشکلات و محدودیتهای پژوهش                                                                                                121

فهرست منابع                                                                                                                  122

پیوست : پرسشنامه      

مقدمه

انسانها در فراز و نشیب تاریخ همیشه از دردها و آسیب­هائی اجتماعی بسیاری رنج برده­اند و همواره در جستجوی یافتن علل و انگیزه­های آنها بوده­اند تا راهها و شیوه­های را برای رهایی از آنها بیابند. در این بین گروهی که بیش از سایر قشرها در جامعه گرفتار انواع آسیب­ها و بزهکاریها می­گردند نوجوانان می­باشند. از آنجا که نوجوانان حامل ارزش­های نو هستند، آنها را می­توان دماسنج­هایی تلقی کرد که تغییرات اجتماعی را می­توان با آنها اندازه گیری کرد. (محمدی اصل ، ۱۳۸۵: ۱۸).

بزهکاری کودکان و نوجوانان نه تنها مشکلاتی برای این گروه سنی فراهم می­آورد بلکه گاه خطرات و خسارات جدی هم برای بزه­دیدگان و هم جامعه ایجاد می­کند. نوجوانان به دلیل ارتکاب تخلفاتی دستگیر می­شوند که میزان خطرناکی آن ممکن است از ولگردی تا قتل در نوسان باشد، با توجه به اینکه کودکان امروز آینده سازان جامعه فردا هستند، اندیشمندان با مطالعه مشکلات نوجوانان بزهکار و علل بزهکاری آنان در پی یافتن شیوه­های نوین پیشگیری و کنترل بزهکاری هستند. و به همین دلیل موضوع بزهکاری نوجوانان یک حوزه مطالعاتی مهم و گسترده است و مطالعه این موضوع هنگامی اهمیت می­­یابد که به ماهیت پویایی نوجوانی و فشارهای موجود در جامعه بر نوجوانان توجه کنیم. گسستگی خانواده، فشاراجتماعی، مهاجرت، فقر و غیره همگی از جمعیت نوجوان قربانی می­گیرند ، و مطالعات اجتماعی نشان می­دهد که بیشتر بزهکاران، آسیب دیدگان بهنجار یک جامعه نابهنجارند، یعنی افرادی که از نظر روانی، طبیعی و بهنجارند، ولی به علت شرایط جامعه نابهنجار دست به بزهکاری می­زنند. عوامل اجتماعی هم به صورت مستقیم در نوجوانان اثر می­گذارد و هم از راه یک عامل روانی نوجوانان را به سوی بزهکاری می­کشاند، یعنی انگیزش­هائی را در نوجوان ایجاد می­کند که وی به ناچار مرتکب اعمال ضد اجتماعی می­شود.

عده بسیاری از علما بزهکاری را زاییده اجتماع و عوامل اجتماعی می­دانند و معتقدند که چون انطباق نوجوان با محیط به صورت مثبت انجام نمی­پذیرد، از راه منفی یعنی خلافکاری و بزهکاری می­خواهد با جامعه هماهنگ گردد. برای مثال، نوجوانانی که نتوانند به اهداف خود برسند و از دست دادن محرک­های ارزشمند مثبت مانند مرگ یکی از والدین یا وجود محرک­های منفی مانند تنبیه بدنی یا شکست تحصیلی را در زندگی تجربه کرده باشند، با احتمال زیاد با احساس فشار مواجه هستند در نتیجه دچار ناراحتی شده، انگیزه انتقام جویی در آنان بارور می­گردد که نتیجه­اش بزهکاری است. اگر عامل بزهکاری صرفا تغییرات و تحولات بلوغ دوره نوجوانی باشد می­توان آن را به کمک روان­پزشک و یا روان­شناس برطرف ساخت و فردی سالم و مفید به جامعه برگرداند، زیرا وقتی به علت اصلی پی برده شود به خوبی می­توان موقعیت و محیط مناسبی را به وجود آورد . به طور کلی تحول طبیعی نوجوان زمانی امکان پذیر است که آنها در شرایط اجتماعی سالم و مناسبی قرار گرفته باشند و اگر این شرایط در جامعه­ای وجود نداشته باشد بی­شبهه نوجوانانی را شاهد خواهیم بود که از هنجارها دور هستند و به اعمال غیر اجتماعی و غیر اخلاقی دست خواهند زد. در این پژوهش سعی بر آن خواهد بود مسئله­ی بزهکاری نوجوانان به عنوان یک پدیده اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و عوامل اجتماعی موثر بر آن مورد کاوش قرار گیرد بر این اساس پژوهش حاظر شامل ۵ فصل است در این فصل که کلیات تحقیق نام دارد محقق به بیان مساله پرداخته است و پس از آن ضرورت و اهمیت پژوهش را عنوان نموده و در پایان فصل نیز اهداف پژوهش را بیان کرده است.

۲-۱بیان مسئله:

روابط افراد در جامعه بر نظم و قواعد خاصی استوار است . در حقیقت، زندگی اجتماعی از طریق این قواعد یا هنجارهای اجتماعی تداوم می یابد . چنانچه افراد از قواعدی که بعضی از انواع رفتار را در وضعیتهایی به عنوان رفتار مناسب و برخی دیگررا به عنوان رفتار نامناسب تعریف می­کنند، تبعیت نکنند، فعالیتهای آن ها دستخوش هرج ومرج می شود. برعکس، پیروی آدمیان از هنجارهای اجتماعی به زندگی اجتماعی خصلتی منظم و قابل پیش­بینی میبخشد، البته همیشه و همه کس با انتظارات اجتماعی هم نوایی[۱] نمیکنند. وقتی که اعمال و رفتار افراد بر خلاف هنجارها و انتظارات عمومی باشد، از آن تحت عنوان انحراف اجتماعی  یاد میشود. البته انحراف اجتماعی به لحاظ زمان، مکان، مقام و… امری نسبی است. با وجود این، چنانچه رفتار فرد بر خلاف ارزش ها و هنجارهای مورد قبول اکثریت اعضای یک جامعه باشد، رفتاری انحرافی است،  بدون این که چنین رفتاری الزاماً به قانونشکنی بینجامد .

امروزه توسعه زندگی شهری، مهاجرت ازنقاط مختلف به کلان شهرها و مراکزاستانها، افزایش حاشیه نشینی، بیکاری، فقر، جوان بودن جمعیت کشور و … بستر مناسبی را برای ابتلا به انواع آسیب و انحراف اجتماعی، به ویژه برای نسل جوان و نوجوان جامعه، فراهم کرده است. که از جمله این آسیب­ها می­توان به پدیده بزهکاری نوجوانان اشاره کرد، بزهکاری مفهومی است که غالبا در مورد کودکان و نوجوانان به کار می­رود، زیرا بسیاری از رفتارهای که برای کودکان و نوجوانان به اقتضای سن و ماهیت رفتار، تخلف محسوب می­گردد، در صورت ارتکاب از سوی بزرگسالان تخلف شناخته نمی­شود. مثل فرار ازخانه و مدرسه و یا ولگردی که نوجوان را در معرض خطر قرار می­دهد بنحوی که در صورت غفلت و بی­توجهی منجر به مجرمیت آنان می­گردد. این پدیده­ همپایی تاریخ جامعه انسانی بوده و این مبین آن است که بزه محصول جامعه بوده و این روابط، مناسبات، تعاملات، و ساخت­های اجتماعی هستند که فرد را به بزهکاری سوق می­دهند. ((در این میان کارگزاران جامعه­پذیری نخستین یعنی خانواده، مدرسه، و گروه­همسالان به واسطه ایجاد زمینه هویت­یابی [۲]و نظارت اجتماعی[۳] نقشی قاطع در شکل گیری پدیده جرم و علل وانگیزه­های بزهکاری خصوصا درمیان نوجوانان ایفا می­کنند و وقوع بزه تنها با عوامل جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی قابل تبیین نیست بلکه  شرایط جامعه و عوامل اجتماعی ـ فرهنگی نیز در این مسئله دخیل است ، تا جایی­که امروزه علیرغم بهبود وضع زندگی ـ معیشتی و گسترش سریع نهادها و موسسات خدمات اجتماعی اکثر کشورهای جهان، جرائم ارتکابی به وسیله اطفال و نوجوانان با سرعت و آهنگ بیشتری افزایش یافته است.

طبق گزارش سازمان ملل در طی سال­های ۱۹۸۰تا ۱۹۸۶ سالیانه به طور متوسط ۵ درصد به میزان جرایم در سطح جهان افزوده شده که بیش ازمیزان رشد جمعیت است. علاوه بر این میزان وقوع خلاف و بزه در میان نوجوانان در مقایسه با بروز خلاف و جرم در میان عامه مردم رشد چشمگیری داشته و به دو برابر نرخ بزهکاری در جمعیت متعارف رسیده است))(conger ,1997: 33).

داده­های آماری نیز نشان می­دهند که تقریبا در تمام دنیا نرخ بزهکاری اطفال در دهه­ی ۱۹۹۰ افزایش یافته است . در اروپای غربی دستگیری نوجوانان بزهکار از نیمه­ی دهه ۱۹۸۰ تا اواخر دهه ۱۹۹۰ حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است و کشورهای در حال گذر نیز شاهد افزایش عجیب در نرخ بزهکاری هستند. از سال ۱۹۹۵ میزان بزهکاری کودکان در بسیاری از کشورهای اروپای شرقی از ۳۰ درصد افزایش یافته است( معظی، ۱۳۸۸: ۳۴).

و با توجه به آمار سال ۲۰۰۵ میزان جرم و جنایت های نوجوانان امریکا ۲/۲ درصد زیادتر شده است که این افزایش از سال ۲۰۰۱ بی سابقه بوده است.  و در انگلیس از سال ۲۰۰۶ دختران جوانی که در میان آنها حتی دختران ۱۰ ساله هم وجود داشته اند ، حدود ۶۰ هزار جرم از قبیل دزدی، به بار آوردن خسارت، انجام حملات خشونت آمیز، دزدی از مغازه ها و ایجاد بی نظمی های عمومی را مرتکب شده اند و این آمار به معنای افزایش ۲۵ درصدی جرایم در میان دختران در انگلیس و ولز به شمار می رود.( بولتون نیوز).

جوانی ساخت جمعیت و تاخر فرایند جامعه پذیری نسبت به نظم نوین جهانی در جامعه در حال گذر ایران نیز به رشد مسئله بزهکاری نوجوانان انجامیده است. نوجوانانی که نمی توانند بر مبنای ضعف عملکرد نهادهای جامعه پذیری و نابسامانی فضای ساختی در نظام اجتماعی، تمایلات خود را به سوی رفتارهای همنوا سوق دهند ممکن است به سوی رفتارهای انحرافی کشیده شوند و در صورت دریافت برچسب منحرف از سوی نهادهای کنترل اجتماعی[۴] به عنوان بزهکار شناخته شوند (محمدی اصل ، ۱۳۸۵: ۱۱). در طرح مسئله بزهکاری نوجوانان در ایران و روند افزایش آن در سال­های اخیر، مراجعه به آمار رفتارهایی که در جامعه بازنمودی از واقعیت اجتماعی بزهکاری است، می­تواند مسئله مورد پژوهش را مورد توجه جدی قرار دهد ((بر اساس گزارش­های موجود از سال ۱۳۴۷تا ۱۳۷۶قریب ۲۸ هزار نفر از کودکان و نوجوانان فقط به کانون اصلاح وتربیت تهران هدایت شده اند. اضافه بر این در سال ۱۳۷۹ پرونده های رسیدگی شده در دادگاه اطفال طبق آمار و ارقام جمعا حدود ۱۰۱۵۳پرونده بوده است که از این تعداد ۱۲۰۶پرونده مربوط به دختران و ۸۹۵۱ پرونده مربوط به پسران بوده است. به همین لحاظ هم پیش بینی شده بود که دهه ۱۳۸۰دهه چالش­های ناشی از بزهکاری است. و بر پایه همین پیش بینی نیز درسال ۱۳۸۲اعلام گردیده جرایم اطفال زیر۱۸ سال نسبت به سال قبلش ۱۰ درصد افزایش یافته است،همچنین بر اساس آمار منتشر شده سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور آمار زندانیان تازه وارد کمتراز۱۸سال درشهریور ماه سال ۱۳۸۰به ترتیب ۸۱۶۷ نفر محکوم و  3436نفر متهم بوده است همچنین بر اساس همین آمار و در همین بازده زمانی استان کردستان ۵۳نفر زندانی پسر زیر ۱۸سال داشته است))(همان،۱۳۸۵ :۷۸-۸۱).  علاوه بر آمار مذکور که روند افزایشی داشته، نوجوانی چرخه­ای از زندگی آدمی است که بزهکاری در طول سال­های اخیر آن به اوج می­رسد. این دوره، زمانی است که با ضعیف شدن نظارت والدین و گسترش روابط با گروه­های مختلف از همالان، فشارهای اجتماعی ایجاد می­شود. بسیاری از نوجوانان با ضربه عاطفی ناشی از گسیختگی خانواده و تغییرات مکرر در ساختار خانواده ، خود را تحت فشار می­بیند و بارفتارهای بزهکارانه از خود واکنش نشان می­دهند(Sigel, 2001).  با توجه به این آمارها بزهکاری نوجوانان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی که جامعه ما را به طور جدی تهدید می­کند. و شهر سنندج نیز از این مساله مصون نیست. شهری که دارای مسائل و شرایط اجتماعی مانند، مهاجرپذیری، درحال گذاربودن، فقر اقتصادی_اجتماعی و غیره است. همین امر موجب شده که پژوهشگران مختلف از زوایایی گوناگون مسائل این شهر را را مورد کنکاش و بررسی قرار دهند. برخی ازمنظر روان­شناسی، عده ای از بعد حقوقی وجرم شناسی و گروهی هم از دید جامعه شناسی به بررسی مسائل پرداختند. پژوهش حاضر درصدد است که از جنبه جامعه شناختی به بررسی مسئله بزهکاری در این شهربپردازد. به عبارت دیگر به دنبال شناخت عوامل اجتماعی موثر بر بزهکاری نوجوانان این شهراست. و با توجه به بالا بودن نرخ بزهکاری نوجوانان پسر نسبت به نوجوانان دختر،تبیین علل بزهکاری بر روی نوجوانان پسر متمرکز خواهد بود، بطوریکه جامعه آماری این  پژوهش را نوجوانان پسر تشکیل خواهد داد.

 مسئله­ی که در تحقیق حاضر دنبال می­شود عوامل اجتماعی موثر بر بزهکاری نوجوانان است.بنابراین سوال اصلی پژوهش حاضراین است که چه عوامل اجتماعی بر روی بزهکاری نوجوانان شهرسنندج موثر است؟

۳-۱ضرورت واهمیت موضوع:

تعریف، شناخت و کنترل کجرویهای اجتماعی یکی از وظایف اساسی مددکاران اجتماعی است (زاهدی اصل، ۱۳۹۳: ۱۸۰). اما این حوزه تحلیل بسیار پیچیده است چرا که به همان اندازه ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی، انواع تخلف از قانون نیز وجود دارد. ازنظر دورکیم در هر جامعه انسانی جرم بروز می­کند و جرم یک پدیده طبیعی_اجتماعی است ولی وقتی ازیک حدی تجاوز کرد می­توان آن را بیماری اجتماعی نامید. از آنجا که بین ناهنجاریهای اجتماعی همبستگی متقابلی وجود دارد یک نابهنجاری موجب رشد سایر آسیب­ها می­شود، ضرورت دارد آسیب های اجتماعی و ارتباط بین آنها مورد بررسی قرار گرفته و ریشه یابی شوند تا بتوان با توجه به علل بوجود آورنده وتشدید کننده، این آسیب­ها را مهار نمود(محمدی اصل، ۱۳۸۵: ۱۹).

امروزه در بین اکثر جوامع، بزهکاری نوجوانان به صورت یک معضل اجتماعی درآمده است و در کشور ما نیز با توجه به جوان بودن جامعه، این پدیده نابهنجار اجتماعی ظهور کرده و در حال رشد است و چنانچه متفکران، محققان و مسئولان جامعه در پی بررسی و شناخت عوامل ایجاد کننده آن نباشند و در جهت رفع آن اقدام موثری انجام ندهند، قطعا این مسئله در بین نوجوانان شیوع بیشتری یافته و باعث سست شدن کیان خانواده­ها و رشد سریع بزهکاری و جرم در جامعه می­گردد و علاوه بر این  بزهکاران با تمایل خاصی که به سرکشی دارند چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی آسیب و زیان­های شخصی وارد می­آورند و هم بر ضد اموال و دارایی­های افراد و جامعه فعالیت می­کنند و همین باعث تباهی بسیاری از فرزندان و آینده­سازان جامعه می­شود؛ هزینه­های کلان و گزافی را بر جامعه تحمیل می­کند؛ جامعه را از داشتن نیروی ­انسانی کارآمد، متخصص و متعهد محروم می­سازد؛ امنیت جامعه را به مخاطره می­سازد و بالاخره مشروعیت نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور را زیر سوال می­برد. بنابراین، بزهکاری نوجوانان و جوانان یکی از مهم­ترین مسائل اجتماعی است که جامعه ما را به طور جدی تهدید می­کند. هر یک از موارد مذکور انگیزه­ای برای اقبال و اهتمام اهل قلم و اندیشه به مسئله گرایش نسل جوان به بزهکاری شده و ضرورت بررسی علمی آن را دو چندان ساخته است.

از طرفی پژوهشهای متعدد در دنیا نیز موارد مذکور را تایید کرده و نشان می­دهند که بزهکاری کودکان و نوجوانان از چند جهت ضرورت داشته و حایز اهمیت است. نوجوانانی که گرفتار این مساله اجتماعی می­شوند، در اکثر موارد فرصت­های جبران­ناپذیری را از حیث تحصیل و کار از دست می­دهند. وجود چنین سابقه­ای  نامطلوبی در زندگی آینده آنها تاثیر فراوان می گذارد. و با توجه به پذیرفته نشدن آنها در حلقه­های درسی و کاری آبرومند و آینده ساز، قشری مطرود از اینگونه افراد بوجود می­آید که به نوبه خود مساله را برای نسلهای آینده تشدید می­کند و باعث تباهی کودکان و نوجوانان بیشتری می­شود. رنج و ناراحتی خانواده­های کودکان و نوجوانان بزهکار نیز از لحاظ سلامت اجتماع قابل توجه است و ممکن است موجب تنش­های بین خانواده­ها، همسایگان و دیگران گردد و علاوه بر این موارد هزینه و وقت و نیرویی که دولت­ها صرف حل آن می­کنند نیز اهمیت زیادی دارد. اداره کانون­های اصلاح وتربیت، کانون­های کارآموزی، نیروی انتظامی، دادگاههای مخصوص کودکان و نوجوانان و هزینه­های مربوط به آنها باری بر دوش بودجه هر کشوری است.(شامبیاتی، ۱۳۷۹ : ۲۵۴).

در صورتیکه راههای پیشگیری این معضل شناخته و از کثرت کودکان ونوجوانان بزهکار کاسته شود، قسمت اعظم این بودجه را می­توان صرف آموزش و پرورش و تربیت علمی و عملی این قبیل افراد کرد که سرمایه گذاری بسیار خوبی برای آینده آنان خواهد بود . از طرفی با توجه به اینکه سازندگی فردای جامعه بستگی به نیروی فعال، پرشور و سلامت جسمی و روحی نسل جوان و نوجوان دارد، بررسی مساله بزهکاری نوجوانان برای یافتن علل و دستیابی به راههای پیش­گیری از آن بسیار ضروری و مهم است تا بدین وسیله سازندگی آتی جامعه را نیز تضمین کنیم . از دیدگاه انسان دوستانه برای جلوگیری از تباهی بسیاری از فرزندان هر مملکت؛ از دیدگاه جامعه شناسانه برای تبیین علل بزهکاری و تمهید وسایلی جهت جلوگیری از آن؛ از دیدگاه اقتصادی برای صرف هزینه­های مربوط به دستگیری، محاکمه، اصلاح و تهذیب بزهکاران در جاهای دیگر که اثرات مثبت بیشتری داشته باشد، ضرورت و اهمیت مساله بزهکاری نوجوانان و عوامل موثر بر آن آشکارتر می­گردد. و شناسایی عوامل اجتماعی موثر بر بزهکاری نوجوانان تا حدودی می­تواند در برنامه ریزی برای پیش گیری و درمان این معضل اجتماعی راهگشا باشد، و نتایج علمی و عملی این پژوهش به برنامه ریزان فرهنگی در جلوگیری از بزهکاری نوجوانان و سیاست گذاری برای رشد نوجوانان و پرورش قوای آنها مفید خواهد بود. و با توجه به فقدان بررسی های علمی کافی در زمینه بزهکاری نوجوانان، در شهر مورد مطالعه و نیاز برنامه ریزان فرهنگی واجتماعی به تحقیقات بومی نیاز به چنین پژوهشی کاملا محسوس بوده است . این پژوهش از دو بعد نظری و عملی دارای اهمیت می­باشد. مراکز مختلف تحقیقاتی، خدماتی و حمایتی، سیاست گذاری و برنامه ریزی از جمله مراکز ملی جوانان، وزارت آموزش و پرورش، صداوسیما، وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی، و سایر نهادهای رسمی وغیر رسمی تربیتی و فرهنگی می­توانند از یافته های نظری و تجربی این پژوهش بهره گیرند. علاوه بر این نتایج پژوهش حاضر به مراکز سیاست گذاری و برنامه ریزی منطقه ای شهر سنندج در برنامه ریزی بومی و منطقه­ای برای نوجوانان و سیاست گذاری در جهت آسیب­های اجتماعی و جلوگیری از بروز آن یاری رسان ومفید خواهد بود.

 

۴-۱اهداف پژوهش:

هدف اصلی از این پژوهش بررسی و شناخت عوامل اجتماعی موثر بر بزهکاری نوجوانان پسر شهرستان سنندج می­باشد. به عبارتی هدف از این بررسی آن است که با تکیه بر نظریه­های جامعه شناسی و به کارگیری تحلیل­های آماری، مساله بزهکاری نوجوانان را مورد مطالعه، و عوامل اجتماعی موثر را شناسایی کنیم.

اهداف فرعی:

۱- شناخت نوع بزهکاری افراد مورد مطالعه۲-ارایه راهکارهای مناسب در جهت اصلاح و تعدیل و کاهش بزهکاری با توجه به متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش.

تعداد صفحه :۱۵۰

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه عوامل اجتماعی موثر بر داوطلب شدن به اهدای عضو

استاد داور:جناب آقای دکتر علی اکبر تاج مزینانی

۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فصل اول:کلیات پژوهش

۱-۱-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………..        ….2

۲-۱-بیان مساله…………………………………………………………………………………………………………………………….۲

۳-۱-ضرورت پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………..۶

۴-۱-اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………….۷

۵-۱- تاریخچه موضوع………………………………………………………………………………………………………………..۱۰

۱-۵-۱-تاریخچه پیوند اعضا در جهان…………………………………………………………………………………………….۱۰

۲-۵-۱-تاریخچه پیوند اعضا در اسلام…………………………………………………………………………………………….۱۲

۳-۵-۱-تاریخچه پیوند اعضا در ایران……………………………………………………………………………………………..۱۳

۶-۱-مروری بر پژوهش های انجام شده………………………………………………………………………………………….۱۴

۱-۶-۱-مروری بر پژوهش های انجام شده در ایران…………………………………………………………………………..۱۴

۲-۶-۱-مروری برپژوهش های انجام شده در جهان…………………………………………………………………………..۱۶

۷-۱-مفاهیم و تعاریف…………………………………………………………………………………………………………………۱۹

۱-۷-۱-اهدای عضو……………………………………………………………………………………………………………………۲۰

۲-۷-۱-پیوند اعضا……………………………………………………………………………………………………………………..۲۲

۱-۲-۷-۱-انواع پیوند………………………………………………………………………………………………………………….۲۳

۳-۲-۷-۱-دیدگاه های فقهی در مورد پیوند اعضا………………………………………………………………………….            25

۴-۲-۷-۱-جمع بندی دیدگاه های فقهی………………………………………………………………………………………          25

۵-۲-۷-۱-پیوند اعضا ازدیدگاه قانونی…………………………………………………………………………………………          25

۳-۷-۱-مرگ مغزی……………………………………………………………………………………………………………………۲۶

۱-۳-۷-۱-قوانین مرگ مغزی و پیوند اعضا در کشورهای مختلف………………………………………………………۲۹

۱-۱-۳-۷-۱-قوانین مرگ مغزی و پیوند اعضا درکشورهای غربی………………………………………………………۲۹

۲-۱-۳-۷-۱-قوانین مرگ مغزی و پیوند اعضا درکشورهای اسلامی……………………………………………………۳۱

۴-۷-۱-مدل فراهم آوری اعضای پیوندی در ایران…………………………………………………………………………. ۳۲

۵-۷-۱-آمار و ارقام……………………………………………………………………………………………………………………۳۳

۶-۷-۱-مددکاری اجتماعی در پیوند اعضا……………………………………………………………………………………..۳۶

فصل دوم:مبانی نظری

۱-۲-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۴۰

۲-۲-مبانی نظری           ……………………………………………………………………………………………………………………….40

۱-۲-۲-نظریه های مددکاری اجتماعی…………………………………………………………………………………………..۴۰

۱-۱-۲-۲-نظریه سرمایه اجتماعی………………………………………………………………………………………………….۴۰

۲-۱-۲-۲-نظریه مداخله در بحران…………………………………………………………………………………………………۴۲

۲-۲-۲-نظریه های جامعه شناسی…………………………………………………………………………………………………..۴۳

۳-۲- چهارچوب نظری پژوهش………………………………………………………………………………………………….. ۶۲

۴-۲-الگوی نظری پژوهش…………………………………………………………………………………………………………..۶۴

۵-۲-فرضیه های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………..۶۴                                                                                                                                    

فصل سوم:روش شناسی پژوهش

۱-۳-مقدمه………………………………………………………………………………………. ……………………۶۷

۲-۳- روش پژوهش…………………………………………………………….. ………………………………….۶۷

۳-۳-جمعیت آماری…………………………………………………………………… ……………………………………………..۶۷

۴-۳- حجم نمونه……………………………………………………………………………………………………………………….۶۸

۵-۳- روش نمونه گیری………………………………………………………… …………………………………………………..۶۸

۶-۳- واحد تحلیل…………………………………………………………………………………………………… ………………..۶۸

۷-۳- ابزار گرداوری اطلاعات……………………………………………………………………………………. ……………….۶۸

۸-۳- اعتبار و روایی تحقیق……………………………………………………………………….. ……………………………….۶۹

۹-۳- روش تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………..۷۰

۱۰-۳- تعریف نظری و عملیاتی متغیرها………………………………………………………………………………………….۷۰

فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها

۱-۴- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………۷۹

۲-۴- یافته های توصیفی پژوهش…………………………………………………………………………………………………..۷۹

۳-۴- یافته های استنباطی پژوهش………………………………………………………………………………………………….۹۶

فصل پنجم  بحث و نتیجه گیری

۱-۵- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۲

۲-۵-بحث و نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………..۱۰۲

۳-۵- پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………..۱۰۹

۴-۵- پیشنهادات کاربردی………………………………………………………………………………………………………….۱۱۰

۵-۵- نقش مددکار اجتماعی………………………………………………………………………………………………………۱۱۱

۶-۵- محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………………….۱۱۳

منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۴

چکیده

اهدای عضو و پیوند اعضا مقوله ای تقریبا جدید در علم پزشکی است و نقش بسیار مهمی در نجات جان بیماران و احیای زندگی آنها بر عهده دارد. با تلاش های صورت گرفته، در طی چند سال گذشته آمار اهدای عضو در کشور رو به بهبود بوده است، اما واقعیت این است که این آمار هنوز با آمارهای جهانی فاصله ی زیادی دارد. داوطلب شدن مردم برای اهدای عضو تحت تاثیر عوامل زیادی، از جمله: عوامل فردی و شخصیتی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی و حتی عوامل سیاسی و اقتصادی قرار دارد. مسلما برای ترویج فرهنگ اهدای عضو و بالا بردن آمار داوطلبان اهدای عضو، شناخت عوامل تاثیر گذار مختلف بر این کنش ضروری و لازم است. مطالعه حاضر به منظور شناخت عوامل اجتماعی موثر بر داوطلب شدن به اهدای عضو صورت گرفته است. بعد از بیان کلیات و اهداف تحقیق به  بیان مفاهیم و نظریه ها در رابطه با اهدای عضو به عنوان یک کنش یا رفتار اجتماعی  پرداخته شده است و در ادامه، چهارچوب نظری و فرضیه های پژوهش با توجه به نظریه های ارائه شده آورده شده است. روش این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه بوده است. نمونه پژوهش شامل ۴۲۰ نفر از افراد داوطلب و غیر داوطلب به اهدای عضو بوده که در دو گروه آزمایشی و گواه مورد بررسی قرار گرفته اند. طبق نتایج بدست آمده بین عوامل اجتماعی و داوطلب شدن به اهدای عضو رابطه وجود دارد و در بین متغیرهای مورد بررسی میزان آگاهی افراد در مورد اهدای عضو بیشترین تاثیر را بر داوطلب شدن افراد به اهدای عضو دارد. ضمن اینکه رابطه سطح تحصیلات و میزان باورهای دینی با داوطلب شدن به اهدای عضو نیز تایید شد. در انتهای پژوهش ضمن بیان نقش مددکار اجتماعی در رابطه با اهدای عضو، پیشنهادهای کاربردی با تاکید بر نقش مددکار اجتماعی ارائه گردیده است.

 واژگان کلیدی

اهدای عضو– پیوند اعضا– مشارکت اجتماعی– مددکاری اجتماعی–مرگ مغزی

  مقدمه

در دنیای امروز ارتقای کیفیت زندگی و سلامت افراد جامعه به عنوان دغدغه ی اصلی هر جامعه ای شناخته می شود، به گونه ای که ارتقای سلامت جسمی و روحی افراد به عنوان شاخص اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی به شمار می رود، در واقع می توان گفت سلامت جامعه به سلامت تک تک افراد بستگی دارد(مهدی عراقی،۲:۱۳۹۰). جامعه و تک تک افرادی که در یک جامعه زندگی می کنند بعنوان یک سیستم در نظر گرفته می شوند که بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند. تامین سلامت مردم همواره دغدغه اصلی حاکمان و مدیران کلان کشورها و یا جوامع بوده است، بطوری که بخش اعظمی از بودجه های سالانه ی کشورها صرف تامین سلامت روحی و جسمی افراد جامعه می شود. این هزینه ها در قالب برنامه های پیشگیری و درمان صرف می شود و هدف اصلی ارتقای کیفیت زندگی و سلامت افراد جامعه به عنوان موثرترین عناصر جامعه است. برای نیل به این هدف بزرگ دولت و مسئولان دست به دامان متخصصان و اندیشمندان حوزه های مختلف شده اند. علاوه بر پزشکان که مسئولیت اصلی را در تامین سلامت برعهده دارند، متخصصان و کارشناسان اجتماعی همچون مددکاران اجتماعی و جامعه شناسان که بهتر از هر کسی به نیازهای مردم آشنا هستند نیز وارد عرصه شده اند و در جهت ارتقای سلامت و رفع مشکلات شهروندان جامعه تلاش می کنند. این تلاش ها همراه با دست اوردهای بسیاری بوده است. پیوند اعضا[۱]از افراد دچار مرگ مغزی[۲]  جهت نجات زندگی بیمارانی که با فرسودگی عضو و بافت خود مواجه اند و همچنین جهت بهبود کیفیت زندگی برخی از بیماران به کار گرفته می شود. چگونگی داوطلب نمودن افراد به اهدای عضو تبدیل به یک اصل در این برهه از زمان برای دست اندرکاران شده است.در راستای مجموعه عواملی که بر داوطلب شدن به اهدای عضو تاثیر دارد،پژوهش حاضر در نظر دارد عوامل اجتماعی موثر بر داوطلب شدن به اهدای عضو را مورد بررسی قرار دهد.در این راستا در فصل اول به بیان کلیات و اهداف پژوهش،در فصل دوم ادبیات و مبانی نظری مرتبط بیان خواهد شد.در فصل سوم به مبانی روش شناسی تحقیق پرداخته خواهدشد.در دو فصل پایانی نیز نتایج مورد تحلیل و ارزیابی قرار خواهند گرفت و در انتها نتیجه گیری از پژوهش و ارائه پیشنهادات مورد توجه قرار خواهد گرفت.

۲-۱- بیان مساله

شناخت عوامل اجتماعی تاثیر گذار بر داوطلب شدن افراد به اهدای عضو موضوع مورد مطالعه در این پژوهش است.عوامل اجتماعی در کنار عوامل دیگر تاثیر بسزایی بر کنش ها و رفتارهای روزانه افراد دارند.چگونگی داوطلب شدن افراد به اهدای عضو بعنوان یک کنش اجتماعی امروزه دارای اهمیت بسیاری است و لازم است که عوامل موثر بر آن مورد مطالعه و شناسایی قرار گیرد.مطالعه ی عوامل اجتماعی موثر بر داوطلب شدن افراد به اهدای عضو و همچنین مطالعه ی دیگر عوامل تاثیر گذار بر این کنش،می تواند باعث کشف موانع موجود در مسیر داوطلب شدن افراد جامعه به اهدای عضو شود.بطور مشخص با شناخت موانع، امکان حذف آنها و گسترش فرهنگ اهدای عضو و پیوند اعضا توسط مسئولان و دست اندرکاران بیش از پیش میسر خواهد بود.با اشاعه ی فرهنگ اهدای عضو در جامعه شاهد افزایش آمار داوطلبان به اهدای عضو و در نتیجه نجات جان بیماران نیازمند بیشتری خواهیم بود.

پیوند اعضا و اهدای عضو به عنوان مقوله ای جدید در بسیاری از کشورهای جهان مطرح است.انتقال سلول بافت یا عضو زنده از یک فرد به فرد دیگر به نحوی که عملکرد آن محفوظ بماند،پیوند نامیده می شود(عبداللهی وشکرایی،۲:۱۳۸۶).پیوند اعضا به عنوان یک شیوه ی درمانی،برای جایگزین کردن اعضای بدن فرد دچار مرگ مغزی به فرد دیگری که نیازمند به آن عضو می باشدبه کار گرفته شده است.مرگ مغزی شرایطی است که ارتباط میان مغز و سایر اندام های بدن قطع می گردد و دیگر امکان بازگشت فرد به زندگی و بهبود وی وجود ندارد(مهدی عراقی،۲:۱۳۹۰).امروزه پیوند عضو در درمان بسیاری از بیماری ها تنها راه ممکن است که می تواند مورد استفاده قرار بگیرد.عضو پیوندی از افرادی برداشته می شود که مرگ مغزی آنها مورد تایید پزشکان قرار گرفته باشد و برداشت عضو با وصیت و رضایت خود شخص(که در زمان حیات خود قید کرده است)وهمچنین رضایت خانواده وی،که جزئیات آن را قانون مشخص کرده است،امکان پذیر است.علی رغم تمام تلاش های صورت گرفته توسط فعالان این حوزه،داوطلب شدن افراد به اهدای عضو بعد از مرگ مغزی و استفاده از اعضای بدن افراد دچار مرگ مغزی نتوانسته است صورت عادی به خود بگیرد و همواره شاهد تعداد زیادی از بیماران نیازمند هستیم که در لیست انتظار دریافت عضو پیوندی قرار دارند. با توجه به اهمیت موضوع پیوند و اهدای عضو علاوه بر متولی اصلی این موضوع یعنی پزشکی،اندیشمندان حوزه های مختلف به این مبحث و معضل مهم ورود کرده اند و تعامل متقابل این حوزه ها پژوهشگران را به مطالعات بین رشته ای در این زمینه علاقمند کرده است.اهدای عضو تلفیقی از عوامل فردی،قانونی،اخلاقی، سازمانی،فرهنگی و اجتماعی است،این مطلب پیچیدگی این پدیده را می رساند.

تمامی مسئولان و کارشناسان درگیر در این حوزه اتفاق نظر دارند که برای گسترش فرهنگ اهدای عضو در میان مردم جوامع مختلف حذف موانع فرهنگی و اجتماعی یک ضرورت است که لازم است بطور جدی به آن پرداخته شود.چراکه با تلاش های صورت گرفته در سال های اخیر مشکلات و موانع قانونی،علمی و فقهی موجود در این مسیر به مرور برداشته شده است و دغدغه اصلی مسئولان، کمبود عضو پیوندی و تلاش برای داوطلب کردن و قانع کردن افراد و خانواده ها به اهدای عضو است.

بر اساس اعلام سازمان بین المللی پیوند اعضای اروپا در سال ۲۰۱۰ ، ۶۴۶۹ پیوند عضو در اروپا انجام شده است،اما تعداد زیادی نیز در اثر نبود عضو پیوندی جان خود را از دست داده اند.بیش از پنجاه هزار نفر از مردم آمریکا در انتظار دریافت کلیه هستند،در حالی که امکان کمتر از ۹۰۰۰ پیوند کلیه در آمریکا وجود دارد.(صفری مرادآبادی،۴:۱۳۹۳).به طور کلی میزان عدم رضایت خانواده ی بیماران مرگ مغزی به انجام بیماران مرگ مغزی در کشورهای مختلف جهان متفاوت است.این میزان در سال ۲۰۰۷ در برخی از کشورها نظیر مجارستان،ایرلند،لهستان،اسپانیا،کوبا و نروژ کمتر از ۲۰% و در کشورهایی نظیر بلغارستان،استونی،ایتالیا آرژانتین،اروگوئه و یونان بین ۲۰ تا ۵۰% و در پاناما و ترکیه بیش از ۵۰% گزارش شده است.همچنین میزان رضایت به اهدای عضو در مالزی ۳۲%،در آمریکا ۵۴% و در انگلیس ۶۰% گزارش شده است.آمار اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی طبق آمارهای اعلامی ۵.۷ میلیون نفر می باشد(امدادی،۲:۱۳۹۰).

تعداد پیوند اعضا در ایران به دلیل کمبود عضو پیوندی بسیار پایین تر از آمریکا و اروپاست،بطوری که سالانه هزاران نفر از هم وطنانمان جان خود را به این دلیل از دست می دهند.جای افسوس بیشتر دارد وقتی طبق آمارها متوجه می شویم که کشور ایران یکی از بالاترین آمارهای مرگ مغزی را در میان کشورهای دنیا دارد. طبق آمار،سالانه پنج تا هفت هزار مرگ مغزی در کشور اتفاق می افتد که طبق آمار جهانی باید اعضای بدن ۵۰ درصد این افراد اهدا شود،که در ایران معادل ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر می شود،اما در سال گذشته فقط اعضای بدن ۶۶۵ نفر از افراد مرگ مغزی شده برای پیوند به بیماران اهدا شده است.که این آمار بسیار با آمار های جهانی فاصله دارد.(ک،نجفی زاده، مصاحبه، مهر ۱۳۹۳) شاخص اهدای عضو در ایران ۸.۷ می باشد،اما شاخص مورد قبول در دنیا ۲۰ است.این در حالیست که با توجه به آمار بالای مرگ مغزی در ایران این شاخص باید به ۴۰ برسد تا با آمارهای بین المللی همخوانی داشته باشد، اما بهتر است اشاره شود که برای تامین نیاز اعضای پیوندی کشور، این شاخص باید به حدود ۵۰ برسد تا دیگر کسی در لیست انتظار پیوند قرار نداشته باشد.با توجه به این آمار اعلام شده شاخص اهدای عضو در کشور باید به بیشتر از دو برابر افزایش یابد تا با آمارهای بین المللی همخوانی داشته باشد چه برسد به تامین تمامی نیازهای کشور،البته که این امر به دور از ذهن است.این شاخص یعنی اینکه آمار اهدای عضو کشور باید از ۶۶۵ مورد اهدای عضو افراد دچار مرگ مغزی به حدود ۱۵۰۰ اهدا در سال برسد تا به متوسط آمار مورد قبول جهانی برسد.نگاهی به آمارها و گزارش های موجود شود نشان می دهد که ایران از جمله کشورهای فعال در حوزه ی پیوند اعضاست که تقریبا تمام پیوندهایی که در دنیا صورت می گیرد در ایران نیز مطابق کیفیت جهانی انجام می شود.با تلاش های صورت گرفته در این زمینه از لحاظ دانش و علم پزشکی مشکلی در ارتباط با پیوند اعضا وجود ندارد.طی سال های قبل مشکلات حقوقی و فقهی که در این زمینه وجود داشت نیز با همت و پافشاری کارشناسان و حسن ظن مسئولان و مراجع تقلید بخصوص رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی(ره)مرتفع گردیده است.پس مشکل اصلی همان نبود عضو پیوندی است،این در حالیست که بصورت بالقوه و با توجه به آمار بالای مرگ مغزی(با توجه به اعلام مرکز پیوند،پنج تا هفت هزار نفر در سال ۱۳۹۳) در کشور امکان فراهم آوری این اعضای مورد نیاز وجود دارد. همان طور که اشاره شد،در حال حاضر دغدغه اصلی مسئولان مربوط کمبود عضو پیوندی است،این در حالیست که روزانه تعداد زیادی از افراد در اثر مرگ مغزی جان خود را در بیمارستان ها از دست می دهند و امکان استفاده از اعضای بدن آنها فقط به دلیل عدم رضایت خانواده فرد دچار مرگ مغزی وجود ندارد و از طرف دیگر عده ی زیادی نیز در انتظار دریافت عضو پیوندی فوت می کنند.عدم آگاهی و نگرش غلط نسبت به اهدای عضو یکی از عوامل تاثیر گذار در این ارتباط است.بسیاری از افراد با یک طرز تفکر نادرست،  برداشت عضو از جسد  را ناپسند می دانند و آن را نوعی بی حرمتی به جسد و میت می دانند.نبود حس مشارکت و اعتماد اجتماعی به عنوان ابعاد سرمایه ی اجتماعی باعث کم رنگ شدن حس نوع دوستی و به فکر هم نوع بودن شده است.علی رغم پیشرفت های اخیر در حوزه ی علم پزشکی بسیاری از مردم هنوز نمی توانند به جامعه پزشکی اعتماد داشته باشند و این عدم اعتماد به پزشکان به دو صورت مانع از اهدای عضو می شود:مردم هنوز به علم پزشکی و توانایی پزشکان در زمینه ی پیوند عضو اعتماد ندارند.همچنین بسیاری از خانواده ها علی رغم تایید مرگ مغزی بستگان خود این امر را نمی پذیرند و منتظر معجزه یا درمان بیماران خود می مانند.این بی اعتمادی می تواند نشات گرفته از بی اعتمادی مردم به دولت نیز باشد. شرایط سخت اجتماعی و اقتصادی و نزول پایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد در این راستا بی تاثیر نیست.اما این واقعیت را باید پذیرفت که در سرتاسر جهان پیوند اعضا موجب نجات جان و ارتقای کیفیت زندگی هزاران نفر شده است،پس نمی توان علی رغم تمامی مشکلات و موانع به سادگی از کنار آن گذشت.البته این مهم در صورت داوطلب شدن افراد به اهدای عضو میسر خواهد بود.با توجه به مطالعات محدود صورت گرفته در این زمینه داوطلب شدن افراد به اهدای عضو بیش از هر چیز تابع مجموعه ی عوامل اجتماعی و فرهنگی است که نگرش و دید مردم را نسبت به اهدای عضو تحت تاثیر قرار می دهد. تا زمانی که دید و نگرش مردم به اهدای عضو بدن خود تغییر نکند و باورهای رایج غلط در جامعه از بین نرود و در این زمینه آگاه سازی مناسب صورت نگیرد معضل اهدای عضو حل نخواهد شد.بسیاری از مردم از اهدای عضو و پیوند اعضا اطلاع و آگاهی درستی ندارند و نمی دانند که با اهدای عضو یک نفر که دچار مرگ مغزی شده است جان چند نفر را می توان نجات داد. همچنین عده ای بر این گمان و عقیده هستند که پیوند عضو از لحاظ مذهبی و اعتقادی صحیح نمی باشد. از طرفی عده ای از شهروندان متلاشی کردن جسد فرد دچار مرگ مغزی و سپس به خاک سپردن جسد را امری خلاف اخلاق و شرع می دانند.اگر پای صحبت شهروندان بنشینیم عده ای از آنها علی رغم اطلاع از موارد فوق باز هم نگرش مثبتی به داوطلب شدن ندارند و در کل مشارکت اجتماعی آنها در همه زمینه ها پایین است.پژوهش حاضر با تلاش در جهت شناخت و بررسی این عوامل اجتماعی و عوامل زمینه ای که تاثیر مستقیم بر عوامل اجتماعی دارند،سعی خواهد داشت سهم کوچکی در حل این پدیده ی اجتماعی که تبدیل به یک معضل شده است،داشته باشد.حال با توجه به موارد فوق در این پژوهش این مساله اصلی مطرح است که چه عوامل اجتماعی برداوطلب شدن افراد به اهدای عضو موثراست؟

  • ضرورت تحقیق

تحولات سریع علمی در حوزه های مختلف موجب پیدایش مسائل بسیاری شده است و همه آنها نیاز به پاسخ روشن و مناسبی دارند.از جمله مساله ی اهدای عضو که با پیچیدگی های بسیاری همراه است و این نیاز احساس می شود که از زوایای گوناگون به این پدیده پرداخته شده و مشکلات موجود در مسیر روشن و به فکر راه حل هایی برای آنها شد.ضرورت انجام تحقیق در مورد اهدای عضو قابل توجیه است،بویژه در ایران که آمار اهدای عضو نسبت به آمارهای جهانی فاصله ی زیادی دارد،اهدای عضو را از جهات علمی و اجتماعی می توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد.در ایران اهدای عضو به عنوان یک ضرورت سال ها مورد توجه بود تا اینکه پس از طی مراحل بسیار قانون اهدای عضو در سال ۱۳۷۹ در مجلس تصویب و در سال ۱۳۸۱ اجرایی گردید.در پی این مصوبه مراکز و بیمارستان های مختلف در اقصی نقاط کشور شروع به فعالیت گسترده در این زمینه کردند و خوشبختانه به نتایج خوبی هم رسیدند.علاوه بر این هر چه تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود باعث آشنایی اذهان عمومی با اهدای عضو و فواید آن برای افراد نیازمند عضو می شود.گسترش فرهنگ اهدای عضو علاوه بر اینکه باعث نجات جان عده ی کثیری از افراد نیازمند می شود،مانع از صرف هزینه های گزاف برای مردم درگیر با این پدیده و نظام سلامت کشور می شود.در دنیای امروز کمتر پدیده ای وجود دارد که با جامعه ارتباط نداشته باشد و هر پدیده ای که با انسان سر و کار دارد به عنوان پدیده ی اجتماعی مطرح می گردد.امروزه مسائل علم پزشکی به عنوان جزئی از مسائل اجتماعی مطرح می گردد،به گونه ای که دیگر سلامت فقدان بیماری محسوب نمی شود بلکه زندگی ارتقا یافته مفهوم سلامت می باشد.پدیده ی اهدای عضو نیز از این امر مستثنی نیست و به عنوان یک پدیده ی اجتماعی و انسانی مورد توجه قرار گرفته است. پس ضرورت های انجام تحقیق را در قالب موارد زیر می توان ذکر کرد:

۱-۳-۱-تحقیقات انجام شده در خصوص اهدای عضو بیشتر در حوزه علوم پزشکی بوده است حوزه های دیگر کمتر وارد این موضوع شده اند. با توجه به اهمیت روزافزون موضوع اهدای عضو به نظر می رسد،شناخت عوامل اجتماعی ضرورت داشته باشد.

۲-۳-۱- در مرور تحقیقات داخلی مشاهده شد که تعداد این تحقیقات بسیار محدود و از سوی دیگر اکثرا مربوط به سال های گذشته بوده اند.در حالی که در سال های اخیر آمار بالای مرگ مغزی و مرگ ناشی از عدم دسترسی به عضو پیوندی به عنوان تنها راه درمان،بسیار بالا رفته است.که این امر ضرورت وجود تحقیقات بیشتر در این زمینه را می طلبد.

۳-۳-۱-لزوم توجه به عوامل اجتماعی و دیگر عوامل موثربر داوطلب شدن افراد به اهدای عضو،با توجه به اینکه عوامل اجتماعی تاثیر زیادی بر نوع نگرش فرد به اهدای عضو دارد و با روشن شدن این موارد می توان در صدد حذف موانع موجود برامد.

۴-۳-۱- لزوم ورود متخصصانی چون مددکاران اجتماعی در این حوزه که می توانند نقش موثری در تغییر نگرش افراد درتمایل به اهدای عضو خود و بستگان خود داشته باشند.دلیل دیگر بر اهمیت تحقیق در رابطه با اهدای عضو می باشد.

۵-۳-۱- گسترش فرهنگ اهدای عضو یک ضرورت است که باید مورد توجه قرار گیرد.انجام تحقیقات و مطالعات در زمینه های مختلف و انعکاس نتایج آن می تواند در جهت تغییر نگرش مردم و آگاه سازی آنها بسیار موثر باشد و باعث ترویج فرهنگ اهدای عضو گردد.

  • اهداف تحقیق

تحقیق می تواند مبتنی بر هدف علمی و یا هدف کاربردی باشد.تحقیق حاضر با هدف عملی یا کاربردی سعی دارد به مساله ی اهدای عضو و عوامل اجتماعی موثر بر آن بپردازد.همان طور که اشاره شد موانع قانونی و فقهی و … در زمینه ی اهدای عضو وجود ندارد و تنها مشکل موجود عدم تمایل افراد جامعه به داوطلب شدن به اهدای عضو است.هدف این تحقیق مشخص کردن این عوامل و چاره اندیشی برای رفع موانع اجتماعی است.علاوه بر این شناخت نقش مددکاران اجتماعی در این حوزه و معرفی آن نیز از اهداف تحقیق است.چرا که مددکاران اجتماعی در هر جایی که مشکلی احساس شود با توجه به اصول مددکاری اجتماعی و مهارت هایی که دارند وارد شده و نقش موثری در حل مشکلات داشته و دارند.در همین راستا تلاش گردیده است تا نقش مهم ترین عوامل اجتماعی موثر بر اهدای عضو مورد مطالعه قرار گیرد.تا شاید کمکی هرچند اندک در جهت رشد و ترویج فرهنگ اهدای عضو و حذف موانع آن برداشته شود.با ارائه نظریه های مرتبط در این رابطه و جمع بندی نظریه ها، در بخش چارچوب نظری پژوهش، متغیرهای مربوط به موضوع بیان شده و از بین آنها مهم ترین متغیرهای اجتماعی از نظر نگارنده انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته است.به بیان روشن تر هدف اصلی پژوهش شناخت عوامل اجتماعی موثر بر داوطلب شدن به اهدای عضو در بین شهروندان می باشد.

  • تاریخچه ی موضوع

با نگاهی به تاریخچه ی پیوند اعضا متوجه می شویم که پیوند اعضا از سال های بسیار دور و شاید از زمان شکل گیری انسان و تمدن ها مورد توجه بشر بوده است و در این راستا آزمایش هایی هر چند غیر علمی و ابتدایی صورت گرفته است و این نشان دهنده ی اهمیت موضوع در بین انسان ها است.در گذشته های دور به پیوند اندام های حیوان به انسان و همچنین به تلفیق چند حیوان در یک موجود توجه شده است.حتی در قران کریم نیز به ترکیب گوشت و اندام های بدن حیوانات توسط حضرت ابراهیم در جهت اثبات وجود معاد و قدرت لایزال الهی اشاره شده است.همه این موارد و مثال های هر چند ابتدایی در این باب بیانگر تمایل و آزمایش های مختلف در جهت دستیابی به موفقیت در زمینه ی پیوند اعضا است. در این قسمت به تاریخچه ای مختصر در رابطه با پیوند اعضا در جهان،اسلام و ایران اشاره می شود.

۱-۵-۱- تاریخچه ی پیوند اعضا در جهان

مطالعه ی کتب قدیم بیانگر آن است که پزشکان قدیم نیز از پیوند اعضا بی اطلاع نبوده اند.در قرن دوم قبل از میلاد جراحان چینی به نام هواتو و پین چیزو[۳] فرضیه ی پیوند بعضی از اعضا و بافت ها را ارائه داده اند.،اما چون شرایط جراحی در آن زمان مناسب نبود این امر بیشتر به یک افسانه شباهت داشت.داستان کلاسیک پیوند اعضا در مغرب زمین پر از نمادهای مذهبی است.در قرن یازده و دوازده و سیزده میلادی مدارس ایتالیا مهد علم پزشکی بود و طی همان سال گاسپارو[۴] با نشر گزارشی از روش های پیوند ترمیم بینی گام بلندی در جهت پیوند اعضا برداشت.توجه و گرایش دوباره به پیوند اعضا با تلاش جان هانتر[۵]،پدر جراحی شروع شد که جراحی را بعنوان یک هنر مکانیکی و علم تجربی بیان کرد.او بطور موفقیت آمیز اولین دندان آسیای کوچک یک بیمار را چند ساعت پس از خارج کردن سر جای خود کاشت (لاریجانی،۲۰:۱۳۷۸)

اولین گزارش قابل اعتماد جراحی در سال ۱۸۲۳ می باشد که جراح المانی بانگر[۶]،جراحی پلاستیکی روی بینی زنی با استفاده از گرافت پوستی ران او انجام داد.در سال ۱۸۴۴قرنیه خوک برای اولین بار توسط کیسان[۷] به انسان پیوند زده شد.اولین پیوند موفقیت آمیز قرنیه در سال ۱۹۰۶ توسط زیرم[۸] در فرانسه صورت پذیرفت.از اوایل قرن بیستم به موازات پیشرفت هایی که در زمینه ی جراحی و پیوند عروق حاصل می شد توجه جراحان به پیوند کلیه نیز معطوف گردید.اولین پیوند کلیه موفق تجربی در سال ۱۹۰۲ در دانشکده ی پزشکی وین انجام شد.در این تجربه اولیه کلیه یک سگ از محل اصلی آن خارج شده و به گردن همان حیوان پیوند شد.اولین پیوند کلیه در انسان در سال ۱۹۰۶ انجام شد.در این تجربه کلیه یک سگ و یک بز به ناحیه ی آرنج دو بیمار متفاوت پیوند داده شد.به همین ترتیب این تجربیات ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۹۵۳ اولین مورد پیوند کلیه از دهنده ی زنده در پاریس انجام شد و کلیه ی پیوندی ۲۲ روز کار کرد و در سال ۱۹۵۴ اولین پیوند کلیه ی موفق در دو برادر دوقلوی یکسان انجام شد(عبدالهی و شکرایی،۹:۱۳۸۶). “رونالد لی هریک” [۹]در سال ۱۹۵۴ یعنی در حدود ۵۶ سال پیش یکی از کلیه های خود را به برادر دو قلوی خود که در حال مرگ قرار داشت، اهدا کرده و به اولین انسانی تبدیل شد که در جهان یکی از اندامهای خود را به فردی دیگر اهدا کرده است و جراحی این پیوند نیز به اولین جراحی پیوند عضو در جهان تبدیل شد.وی روز دوشنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۱۰ در بیمارستانی در نیو انگلند در اثر اختلالات ناشی از جراحی قلب از دنیا رفت. اولین جراحی پیوند عضو جهان توانست برای هشت سال دیگر جان دوقلوی هریک را حفظ کند و به اولین جراحی موفق پیوند عضو در جهان تبدیل شود و جراح اصلی این جراحی بزرگ موفق به دریافت نوبل پزشکی شد. این جراحی ثابت کرد پیوند عضو و پیوند کلیه امری امکان پذیر است و منجر به شکل گرفتن هزاران جراحی پیوند موفقیت آمیز دیگر کلیه و در پی آن دیگر اعضا شد. پیش از این موفقیت پزشکان در سرتاسر جهان چندین بار جراحی پیوند اندام را مورد آزمایش قرار داده بودند که هیچ یک از آنها تا این حد موفقیت آمیز نبوده است.پس از آن اولین پیوند کبد در انسان در سال ۱۹۶۳ در آمریکا انجام شد.اولین پیوند موفق ریه در سال ۱۹۸۰ و اولین پیوند موفق قلب در سال ۱۹۶۷ توسط پزشکی آفریقایی انجام شد که نقطه ی عطفی در پیوند اعضا بود و باعث تعجب همگان شد. اولین پیوند موفق پانکراس توسط لیلهی[۱۰] در همین سال و اولین پیوند موفق مغز استخوان توسط رابرت گود[۱۱] در سال ۱۹۷۰ صورت گرفت. اولین پیوند دست در سال ۱۹۹۸، اولین پیوند بافت کشت داده شده مثانه در سال ۱۹۹۹، اولین پیوند جزئی صورت در سال ۲۰۰۵، اولین پیوند فک در سال ۲۰۰۶، اولین تولد از رحم پیوند زده شده در سال ۲۰۰۸، اولین پیوند نای در سال ۲۰۰۸، و اولین پیوند کامل صورت در سال ۲۰۱۰ رخ داده است(عبداللهی و شکرایی،۱۰:۱۳۸۶).مطمئنا در آینده شاهد موفقیت های بیشتر و شگفت انگیزتری در این حوزه خواهیم بود.

۲-۵-۱- تاریخچه ی پیوند اعضا در اسلام

پیوند اعضا بر خلاف آنچه که تصور می شود سابقه ای طولانی در طب  دارد،بویژه در دنیای اسلام که توجه ویژه ای توسط ائمه(ع) به پیوند اعضا شده است و در روایات نقل شده ی مختلفی از ائمه (ع) به آن پرداخته شده است.پیوند اندام های جدا شده از بدن انسان مانند پیوند انگشتان،لاله ی گوش و حتی پیوند دست از زمان های دور مطرح بوده و حتی از حضرت علی (ع) حکم شرعی آن سوال شده است و خود حضرت نیز دست سارق را پس از قطع پیوند داده اند(طاهری،۲:۱۳۷۸).البته باید خاطر نشان کرد که چون این کار در گذشته بدون پشتوانه ی علمی چندان مطمئنی صورت می گرفت زیاد موفقیت آمیز نبود.در فقه نیز تعدادی از فقهای قدیمی به آن پرداخته اند و در صدر اسلام نیز مورد گفتگو بوده است،اما بطور دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است.شیخ طوسی یکی از پیشوایان مذهب شیعه در قرن چهارم هجری،نظر امام شافعی را در مورد این مسئله چنین نقل نموده است:”کسی که گوشش به خاطر قصاص بریده شده است با عمل پیوند می تواند سلامت گوش خود را بازیابد،اما آیا کسی که جنایت بر او وارد شده است نیز می تواند مجددا قطع گوشی جانی را مطالبه کند یا نه؟…شیخ طوسی پس از نقل قول شافعی در این مورد،با استناد به اجماع،آن را مردود می داند”(همان:۳).همچنین در روایت دیگری مسئله ای به این شرح مطرح شده است:”اگر کسی که جنایت بر او وارد شده است به پیوند گوش خود اقدام کند و سلامتی خود را بازیابد ایا در این صورت می تواند از جانی مطالبه ی قصاص کند یا خیر؟سپس پاسخ می دهند که حق مطالبه قصاص به قوت خود باقیست،زیرا وقوع جرم،علت عقاب و ثبوت حق مطالبه ی قصاص است و پیوند بعدی موجب سقوط حق قصاص نمی شود”(همان:۳)اما روایت دیگری در ارتباط با حکم و قضاوت امیرالمومنین حضرت علی(ع)در مورد پیوند عضو نشان دهنده ی اهمیت موضوع و مطرح بودن آن در صدر اسلام است. امام صادق(ع) از پدرش امام محمد باقر(ع) نقل می کند که شخصی در زمان امیرالمومنین(ع) قسمتی از گوش مرد دیگری را برید و آن دو به عنوان مرافعه و رفع خصومت به محضر حضرت علی(ع)آمدند،حضرت دستور قصاص داد و به همان اندازه از گوش فرد جانی بریدند،ولی شخص جانی آن قسمت بریده شده را زمانی که هنوز خون جاری بود پیوند زد و سرانجام گوش جانی خوب شد و به گونه ای بهبود یافت که اثری از قصاص از آن معلوم و مشخص نبود.شخص دوباره به محضر امام(ع)شکایت کرد که گوش جانی سالم است.حضرت دو مرتبه دستور قطع گوش جانی و دفن آن قسمت جدا شده را دادند تا اینکه جانی بار دیگر به پیوند آن اقدام نکند چون اثر قصاص از بین می رود.(همان:۴) همچنین در احادیث دیگری اشاره به پیوند دندان و موارد دیگر شده است. در حدیثی دیگر زراره از امام صادق (ع) نقل می کندُکه از امام سوال شد:شخصی دندانش افتاده و او دندان میتی را در جای دندان ساقط شده خود قرار داده است ُآیا این کار صحیح است؟حضرت فرمود مانعی ندارد.یعنی پیوند دندان میت به دهان انسان زنده مانعی ندارد(طاهری،۳:۱۳۷۸)این احادیث و روایات اهمیت موضوع پیوند اعضا را در دین مقدس اسلام نشان می دهد و دلیل بر موفقیت و عدم موفقیت پیوند در دوران گذشته نیست.البته با توجه به اهمیتی که این موضوع دارد واین اهمیت در دنیای امروز چند برابر شده است،لازم است که از لحاظ فقهی این موضوع روشن شده و احکام و جزئیات آن مشخص شود.البته طی سالیان قبل مراجع عظام به موضوع پرداخته اند و اکثرا به اهمیت موضوع و انجام آن تاکید کرده اند.

۳-۵-۱- تاریخچه ی پیوند اعضا در ایران

پیوند اعضا در ایران نیز قدمتی زیاد دارد،چراکه برخی از محققان معتقدند اولین بخیه ی اعصاب توسط ابن سینا انجام شده است،همچنین در کتاب ذخیره ی خوارزمشاهی اشاره به استفاده از استخوان سگ بجای استخوان شکسته ی انسان شده است.اما نخستین پیوندهای علمی انجام شده در ایران به سال های قبل از انقلاب بر می گردد.پیوندهای کلیه و قرنیه از اولین پیوندهایی بود که در کشور انجام شد،البته این عضوهای پیوندی از جسد و از کشورهای خارجی وارد کشور می شد و مورد استفاده قرار می گرفت.اولین پیوند اعضا به روش نوین و علمی به پیوند قرنیه در سال ۱۳۱۴ در بیمارستان فارابی تهران مربوط می شود.بعد از این سال ها فعالیت و تلاش های بیشتری در زمینه پیوند اعضا صورت گرفته است تا اینکه در سال ۱۳۴۶ اولین پیوند کلیه در بیمارستان نمازی شیراز انجام گرفت.اما طبق گزارش ها و اسناد موجوداولین پیوند کلیه از یک دهنده زنده در ایران سه سال بعد از انقلاب اسلامی صورت گرفته است و در سال ۱۳۶۹ اولین پیوند مغز استخوان در بیمارستان شریعتی تهران انجام شد. ۳ سال بعد یعنی در سال ۱۳۷۲ اولین پیوند کبد نیز در بیمارستان نمازی شیراز انجام شد.اولین پیوند قلب نیز در همین سال و در بیمارستان فارابی تبریز انجام شد.به مرور و با توجه به موفقیت های چشمگیری که در این زمینه حادث شد یک عزم همگانی برای ارتقای وضعیت پیوند اعضا ی کشور شکل گرفت و باعث ورود مجتهدین و صدور فتوی توسط مراجع عظام در این زمینه شد.با صدور فتوی و مجوز فقهی توسط مراجع و بلامانع اعلام شدن پیوند اعضا برای نجات جان انسان ها موضوع پیوند عضو وارد مرحله ی جدیدی شد.از سال ۱۳۷۲ مسئولان و دست اندرکاران فعال در این زمینه اقدام به تهیه لایحه در این زمینه نمودند و پس از کش و قوس های فراوانی که با توجه به حساسیت موضوع وجود داشت در سال ۱۳۷۹ به تصویب مجلس رسید  و از سال ۱۳۸۱ عملا با تصویب در هیات دولت اجرایی و ابلاغ گردید.از این تاریخ دیگر هیچ مانع فقهی و حقوقی در زمینه ی پیوند اعضا وجود نداشت و شاهد پیشرفت روز افزون در زمینه پیوند اعضا در کشور بودیم.به طوری که در سال ۱۳۷۹ و بعد تصویب این قانون در مجلس؛ ۶۷ پیوند از انواع گوناگون در کشور انجام شد و در طی ۵ سال بعد از آن بیش از ۱۵۰۰ پیوند در کشور و در شهرهای مختلف انجام شد.در سال ۱۳۸۰ اولین پیوند ریه در بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد و بالاخره در همین سال اولین پیوند همزمان قلب و ریه در بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد.خوشبختانه همان طور که اشاره شد پیشرفت های زیادی طی چند دهه ی گذشته در زمینه ی پیوند اعضا در کشور شده است و در حال حاضر نیز اکثر پیوندهای عضو بدن طبق استانداردهای جهانی در کشور با موفقیت در حال انجام است و دغدغه ی اصلی کمبود عضو پیوندی و اهدای عضو در کشور است که امیدواریم با تلاش های بیشتر مسئولان و تغییر دید مردم نسبت به اهدای عضو این مشکل نیز مرتفع شود.

  • مروری بر پژوهش های انجام شده

در این بخش به منتخبی از پژوهش های انجام شده در رابطه با موضوع می پردازیم.

۱-۶-۱ – مروری بر پژوهش های انجام شده در ایران

دکتر ظهور و بزرگ مقام تحقیقی تحت عنوان نگرش شهروندان تهرانی نسبت به پیوند اعضا و اهدای عضو در سال ۱۳۷۹ و در شهر تهران انجام دادند.مطالعه ی مذکور به صورت مقطعی و با حجم نمونه ی ۷۳۰ نفر(۳۸۴ زن و ۳۴۶ مرد)صورت گرفت.یافته ها حاکی از آن بود که فقط حدود ۶۴% افراد تحت بررسی بازگشت به حیات را در مرگ مغزی غیر ممکن دانسته اند که حدود ۹۳% آن ها با پیوند اعضا موافق بودند.نتایج همچنین نشان داد که ۸۸%موافقین با پیوند اعضا راضی به تکمیل و امضای فرم اهدای عضو بودند.رضایت دهندگان مهم ترین دلایل خود را توجه به بعد انسانی و ثواب اخروی بیان داشتند.ایشان آموزش به مردم در جهت آگاه سازی نسبت به اهدای عضو و تغییر نگرش در این رابطه را ضروری دانسته اند.

مطالعه ای توسط رضایی و شکور با عنوان بررسی میزان آگاهی و نگرش افراد بالای ۱۵ سال شهر تهران در مورد اهدای عضو و مرگ مغزی صورت گرفت( در سال ۱۳۷۹) با روش توصیفی،تحلیلی،مقطعی بر روی نمونه ای به حجم ۷۶۸ نفر به صورت چند مرحله ای.یافته ها نشان دادند که نگرش دانش آموزان و دانشجویان نسبت به زنان خانه دار در مورد اهدای عضو و همچنین نگرش افراد مجرد نسبت به متاهلین مثبت تر بوده است.همچنین میزان آگاهی دانشجویان نسبت به اهدای عضو نیز بیش از زنان خانه دار بوده است.میزان آگاهی افراد کم سواد پایین تر از افراد تحصیل کرده بود و ۷۹.۲% از افراد در مورد اهدای عضو بدن خود نگرش مثبت داشته اند.

تحقیق دیگری توسط عباس زارعی و همکارانش تحت عنوان مرگ مغزی و اهدای عضو و روند انجام آن طی یک مطالعه ی مقطعی در استان آذربایجان غربی از سال ۱۳۸۳ الی ۱۳۸۹ بر روی افراد دچار مرگ مغزی شده بودند و اهدای اعضای بدن آن ها صورت گرفته بود،انجام شد.یافته ها حاکی از آن بود که حدود ۷۷% افراد،بالای ۱۸ سال و ۲۳% زیر ۱۸ سال سن داشتند.علت مرگ مغزی در ۶۱%موارد تصادف،۱۳%حوادث عروقی مغز،۱۳% اصابت گلوله،۵% سقوط از بلندی،۳% تومور مخچه و مابقی برق گرفتگی و سایر علل بود.یافته های تحقیق نشان داد که آمار اهدای عضو، نسبت به کشورهای مطرح در این حوزه بسیار پایین تر است.اهداف مورد مطالعه ی این تحقیق در حوزه ی پزشکی بودند و در انتهای تحقیق به فرهنگ سازی عمومی برای رشد آمار اهدای عضو بسیار تاکید شده است.

پژوهشی نیز توسط دکتر مسعود قادی پاشا و همکارانش با عنوان بررسی نگرش پزشکان نسبت به اهدای عضو و میزان آگاهی از قوانین و مقررات و روند انجام آن در مرگ مغزی در شهر کرمان و در سال ۱۳۸۶ انجام شد. روش این مطالعه مقطعی و به منظور تعیین آگاهی و نگرش پزشکان شهر کرمان نسبت به اهدای عضو در موارد مرگ مغزی صورت گرفت.برای گردآوری داده ها از پرسش نامه ی خودساخته و روش نمونه گیری تصادفی-سیستماتیک  استفاده گردید و یه طور کلی ۴۰۰ پزشک مورد بررسی قرار گرفتند.در این پژوهش این یافته ها به دست آمد:حدود ۵۵% پزشکان با پیوند عضو در مرگ مغزی موافق بودند اما تنها حدود ۸۰ % راضی به تکمیل و ثبت نام جهت کارت اهدای عضو بودند.۵۰% پزشکان از سطح آگاهی خوب و حدود ۱۲% از سطح آگاهی ضعیف برخوردار بودند.۶۵.۵% افراد مورد مطالعه نگرش مثبت و ۲.۳% نگرش منفی نسبت به اهدای عضو داشتند،که طی بررسی عمیق تر  نشان داده شد که رابطه ی معناداری بین سطح آگاهی و نگرش به اهدای عضو وجود دارد.در انتهای تحقیق به نقش مهم پزشکان در فرایند اهدای عضو و برنامه ریزی آموزشی در جهت افزایش آگاهی و تقویت انگیزه و اعتماد به نفس در آن ها برای ایجاد ارتباط بهتر با نزدیکان بیماران مبتلا به مرگ مغزی توصیه گردید.

پژوهش دیگری نیز توسط شهره امدادی و جمعی از همکاران تحت عنوان بررسی رابطه ی بین هنجارهای انتزاعی و دریافت کارت اهدای عضو در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان در سال ۱۳۹۰ صورت پذیرفت.پژوهش مذکور یک مطالعه ی مقطعی بود که بر روی ۳۳۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان و به روش نمونه گیری طبقه ای انجام گرفت.ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه ای محقق ساخته و روش تحلیل داده ها توسط نرم افزار آماریSPSS بود.دامنه سنی شرکت کنندگان ۳۰-۱۸ سال بودو ۶۷.۲% از دانشجویان دختر و بقیه پسر بودند.۳۱.۹%از شرکت کنندگان منبع کسب اطلاع خود در رابطه به اهدای عضو را صدا و سیما ذکر کردند.۶.۶%آن ها دارای کارت اهدای عضو بودند.۲۵.۲%از افراد اعلام داشتند که اگر دارای کارت اهدای عضو باشند خانواده شان آن را مورد تایید قرار خواهد داد.به علاوه کسانی که دارای کارت اهدای عضو بودند نسبت به کسانی که کارت نداشتند ،به شکل معناداری از نمره ی هنجارهای انتزاعی بالاتری برخوردار بودند.

صفری مراد آبادی مطالعه ای تحت عنوان آگاهی و نگرش ساکنان شهرستان بندرعباس در خصوص اهدای عضودر سال ۱۳۹۳ انجام داد.روش مطالعه ی فوق،توصیفی و تحلیلی و حجم نمونه ۹۰۰ نفر(۴۸۷ مرد و ۴۱۳ زن)از افراد بالای ۲۰ سال شهر بندر عباس بود.روش نمونه گیری نیز چند مرحله ای بود.تحقیق مذکور این نتایج را به همراه داشت:میانگین نمره ی آگاهی نسبت به اهدای عضو ۴۲.۲۶ % و نمره ی نگرش ۷۰.۷۳ % بود.۲۶۰ نفر مخالف اهدای عضو بودند و دلیل مخالفت ۵۲.۳ % امکان بازگشت به حیات بیمار دچار مرگ مغزی بود.بین نگرش به اهدای عضو با سن و تحصیلات و وضعیت اقتصادی افراد رابطه ی معناداری وجود داشت و اکثر پاسخ دهندگان تلویزیون را مهم ترین عامل آگاهی دهنده در خصوص اهدای عضو دانسته اند. در پایان این تحقیق و در بخش نتیجه گیری،به گسترش آموزش به مردم و تبلیغات و فرهنگ سازی توسط صدا و سیما در رابطه با اهدای عضو تاکید شده است.

تعداد صفحه :۱۳۴

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه  استفاده و رضامندی جوانان تهرانی از شبکه‌های اجتماعی مجازی

رساله دکتری علوم ارتباطات

عنوان:

شبکه های اجتماعی مجازی در ایران

 استفاده و رضامندی جوانان تهرانی از شبکه های اجتماعی مجازی

استادان مشاور:

دکتر هادی خانیکی

دکتر سید رضا نقیب السادات

سال تحصیلی۱۳۹۲-۱۳۹۱

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

در پژوهش حاضر تلاش شده است بر اساس رویکرد ساختاری- فرهنگی سنت پژوهشی استفاده و رضامندی به ارائه تصویری از رفتار جوانان تهرانی در شبکه های اجتماعی مجازی پرداخته شود. بدین منظور از دو روش کیفی و کمی با شیوه نمونه گیری غیراحتمالی و تکنیک گلوله برفی استفاده شده است. در ابتدا، مطالعه کیفی در قالب مصاحبه با ۴۹ تن از کاربران حرفه ای و بهره گیری از نظریه میدانی و تحلیل استقرایی، ضمن ایجاد شناخت عمیق از گروه های مختلف کاربران و ابعاد فعالیت شبکه ای به سنخ شناسی چهارگانه ای از کاربران(خاص گرایان، عمل گرایان، تحول گرایان و عام گرایان) منجر شد. همچنین زمینه ساخت گویه های مناسب برای تحقیق پیمایشی را فراهم ساخت. پس از طراحی پرسشنامه به منظور جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه مورد نظر، به صورت الکترونیک به منظور استفاده از روش های پیمایش اینترنتی روی وب قرار گرفت. مطابق یافته های تحقیق پیمایشی، نه انگیزه متنوع از فعالیت کاربران در شبکه اجتماعی فیس بوک با شدت متغیر شناسایی شدند که عبارتند از: گسترش فضای ارتباطی، پویایی سیاسی-مدنی، شادی و تفریح، عاطفی، مقایسه بین فرهنگی، اعمال سلیقه فردی، توانمندسازی شخصی، کسب اطلاعات خاص و آرامش جویی. متغیر وابسته تحقیق یعنی رفتار کاربران از طریق سه شاخص نوع محتوای مورد استفاده، مدت عضویت، میزان فعالیت فعلی و طی یک ماه اول آشنایی سنجیده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، رابطه تمامی انگیزه ها با برخی متغیرهای رفتار شبکه ای مشتمل بر نوع محتوای مورد استفاده، مدت عضویت، میزان فعالیت فعلی و طی یک ماه اول آشنایی در سطوح مختلف تأیید شد. همچنین مطابق مفروضه رویکرد استفاده و رضامندی نتایج این تحقیق مؤید ارتباط متغیرهای مستقل سن، جنس، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، وضعیت تأهل و درجه دینداری و نیز متغیرهای تسهیل کننده و جبران کننده مصرف رسانه ای(منابع فراغتی، سایر رسانه ها و درجه جهان وطنی) با انگیزه های فعالیت و رفتار شبکه ای کاربران می باشد. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهند با وجود اینکه فعالیت شبکه ای، عرصه جدیدی برای تسهیل و غنی تر کردن تعاملات و اطلاعات یا جبران محدودیت ها و کمبودهای موجود در زندگی اجتماعی کاربران است به معنای به حاشیه رفتن، کاهش میزان مصرف سایر رسانه ها نمی باشد و فعالیت شبکه ای کاربران جوان تهرانی بیشتر برای تسهیل ارتباطات و غنی تر کردن تعاملات و اطلاعات مورد نیاز آنان بوده است.

کلید واژه ها: شبکه های اجتماعی مجازی، مخاطب پژوهی، استفاده و رضامندی، جوانان. فیس بوک

.فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                     صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق.. ۱

۱-۱.طرح مسئله و تعریف آن. ۳

۱-۲. ضرورت و اهمیت تحقیق.. ۵

۱-۲-۱. جنبه نظری… ۵

۱-۲-۲. جنبه عملی.. ۶

۱-۳. اهداف تحقیق.. ۱

۱-۳-۱) هدف کلی.. ۸

۱-۳-۲. اهداف جزئی.. ۹

فصل دوم: ادبیات تحقیق.. ۱۰

۱-۲ مرور مفهومی ادبیات تحقیق.. ۱۱

۱-۱-۲.ارتباطات کامپیوتر واسط… ۱۱

۲-۱-۲. عصر اطلاعات… ۱۲

۳-۱-۲. وب ۲.. ۱۳

۴-۱-۲. جهانی شدن.. ۱۶

۵-۱-۲.جامعه شبکه ای… ۱۷

۶-۱-۲. شبکه اجتماعی و شبکه سازی در فضای مجازی… ۱۹

۷-۱-۲. ساختار و سطوح تعامل در جامعه شبکه ای… ۲۱

۲-۲. مرور تاریخی ادبیات تحقیق.. ۲۴

۱-۲-۲. تاریخچه وب اجتماعی.. ۲۴

۲-۲-۲. سیر تحول رسانه های مبتنی بر وب: از وبلاگ تا شبکه های اجتماعی.. ۲۶

۱-۲-۲-۲.وبلاگ ها ۲۶

۲-۲-۲-۲. ویکی ها ۲۸

۳-۲-۲-۲. برچسب زنی و پیوند گذاری جمعی.. ۲۹

۴-۲-۲-۲. پادکست و وبلاگ نویسی صوتی: ۳۱

۵-۲-۲-۲.ویدیوکست…. ۳۲

۶-۲-۲-۲. آر.اس.اس…. ۳۳

۷-۲-۲-۲. به اشتراک گذاری چند رسانه ای… ۳۴

۸-۲-۲-۲. سایت های شبکه اجتماعی.. ۳۴

۳-۲-۲. روند توسعه شبکه های اجتماعی مجازی در جهان.. ۳۷

۴-۲-۲. انواع شبکه های اجتماعی مجازی از منظر دسترسی و تمرکز. ۴۶

۵-۲-۲. زمینه های کاربردی شبکه های اجتماعی مجازی… ۵۰

۶-۲-۲.سطح تعامل و اجتماعی سازی در رسانه های مبتنی بر وب: مقایسه تطبیقی.. ۵۵

۷-۲-۲.محتوای کاربر سازنده؛ تغییر قابلیت های مخاطبان.. ۵۷

۴-۲-۲.وضعیت مشارکت کاربران در شبکه های اجتماعی مجازی در جهان.. ۶۴

۵-۲-۲.شبکه های اجتماعی مجازی در ایران.. ۶۵

۳-۲.مرور نظری ادبیات تحقیق.. ۶۷

۱-۳-۲. جهانی شدن.. ۶۷

۱-۱-۳-۲. ماهیت جهانی شدن.. ۶۷

۲-۱-۳-۲. فرایند های پویا در جهانی شدن.. ۶۸

۳-۱-۳-۲. رویکردهای نظری به جهانی شدن.. ۷۲

۴-۱-۳-۲.جهان محلی شدن.. ۷۵

۲-۳-۲. جامعه شبکه ای؛ جامعه ای جهانی و بازتعریف ساختار اجتماعی.. ۷۸

۲-۲-۳-۲. جهانی شدن ارتباطات و رسانه ها در جامعه شبکه ای… ۸۰

۸-۲-۳-۲.شبکه های اجتماعی مجازی و جنبش های اجتماعی.. ۸۲

۳-۳-۲. مطالعات ارتباط جمعی.. ۸۵

۱-۳-۳-۲.تحقیق و نظریه پردازی در مورد مخاطبان و رسانه ها ۸۵

۲-۳-۳-۲. رویکرد نظریه استفاده و رضامندی… ۸۹

تحقیقات دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰.. ۹۱

تحقیقات دهه ۱۹۷۰.. ۹۲

تحقیقات دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰.. ۹۷

تحقیقات دهه ۲۰۰۰.. ۱۰۱

۴-۳-۳-۲. تحلیل دریافت…. ۱۰۲

۴-۲.مرور تجربی ادبیات تحقیق.. ۱۰۶

۱-۴-۲.مطالعات خارجی.. ۱۰۶

۲-۴-۲. مطالعات داخلی.. ۱۱۱

۵-۲.جمع بندی ادبیات تحقیق.. ۱۱۲

۶-۲.چارچوب نظری تحقیق.. ۱۱۳

۱-۶-۲.استفاده و رضامندی رسانه ای… ۱۱۴

۲-۶-۲. مخاطب در عصر جهانی شدن.. ۱۱۶

فصل سوم: روش شناسی تحقیق.. ۱۲۴

۱-۳. روش تحقیق.. ۱۲۵

۱-۱-۳. روش تحقیق کیفی.. ۱۲۶

۱-۱-۱-۳. نظریه مبنایی.. ۱۲۷

مراحل اجرا و عملیاتی کردن نظریه مبنایی در تحقیق حاضر. ۱۲۸

۲-۱-۱-۳. نمونه گیری… ۱۲۹

۳-۱-۱-۳ .محورها و سوالات… ۱۳۰

۴-۱-۱-۳.تکنیک گردآوری داده ها ۱۳۲

۵-۱-۱-۳.فرایند تحلیل داده ها وکدگذاری… ۱۳۳

۶-۱-۱-۳. ملاحظات اخلاقی: ۱۳۷

۲-۱-۳. روش کمی.. ۱۳۸

۱-۲-۱-۳.تکنیک و ابزار جمع آوری اطلاعات… ۱۳۹

۲-۲-۱-۳.جامعه آماری… ۱۴۱

۳-۲-۱-۳.میدان تحقیق.. ۱۴۱

۴-۲-۱-۳.واحد تحلیل.. ۱۴۱

۵-۲-۱-۳. سطح تحلیل.. ۱۴۲

۶-۲-۱-۳. روش نمونه گیری… ۱۴۲

۷-۲-۱-۳. تعریف نظری و عملیاتی متغیرها و نحوه ی سنجش آنها ۱۴۲

تحلیل عاملی اوقات فراغت…. ۱۵۳

تحلیل عاملی درجه جهان وطنی.. ۱۵۷

تحلیل عاملی گویه های متغیر مشارکت سیاسی.. ۱۵۹

۸-۲-۱-۳.اعتبار و پایایی ابزار سنجش…. ۱۶۵

۹-۲-۱-۳. فنون مورد استفاده برای تجزیه وتحلیل اطلاعات… ۱۶۷

۱۰-۲-۱-۳. محدودیت های روش شناختی تحقیق (در بخش کمی). ۱۶۷

۱۱-۲-۱-۳. ملاحظات اخلاقی در پژوهش کمی.. ۱۶۸

فصل چهارم: تحلیل کیفی و کمی.. ۱۶۹

۱-۴. تحلیل کیفی.. ۱۶۹

۱-۱-۴. پدیده مرکزی: ۱۷۰

۱-۱-۱-۴. معاشرت پذیری… ۱۷۱

۲-۱-۱-۴. دیده بانی.. ۱۷۴

۲-۱-۴. شرایط علی.. ۱۹۲

۳-۱-۴.عناصر مداخله گر: ۲۰۸

۴-۱-۴.استراتژی کنش/ کنش متقابل.. ۲۱۵

۵-۱-۴.پیامدها ۲۲۶

۶-۱-۴. جمع بندی… ۲۴۶

۲-۴. تحلیل کمی.. ۲۵۳

۱-۲-۴. توصیف یافته های مربوط به متغیرهای مستقل.. ۲۵۳

۱-۱-۲-۴.جنس…. ۲۵۳

۲-۱-۲-۴. سن.. ۲۵۴

۳-۱-۲-۴. وضعیت تأهل.. ۲۵۴

۴-۱-۲-۴. میزان تحصیلات… ۲۵۵

۵-۱-۲-۴. میزان تحصیلات پدر. ۲۵۵

۶-۱-۲-۴. میزان تحصیلات مادر. ۲۵۶

۷-۱-۲-۴. میزان درآمد والدین.. ۲۵۶

۸-۱-۲-۴. میزان مشارکت سیاسی.. ۲۵۷

۹-۱-۲-۴. پایگاه اجتماعی- اقتصادی… ۲۵۸

۱۰-۱-۲-۴. میزان دینداری… ۲۶۰

۱۱-۱-۲-۴. میزان استفاده از گزینه های فراغتی.. ۲۶۳

۱۲-۱-۲-۴. درجه جهان وطنی.. ۲۶۶

۲-۲-۴. توصیف متغیرهای وابسته. ۲۶۸

۱-۲-۲-۴. انگیزه های استفاده ۲۶۸

۲-۲-۲-۴. مدت عضویت در شبکه. ۲۷۳

۳-۲-۲-۴. مدت زمان فعالیت روزانه در شبکه طی یک ماه اول عضویت…. ۲۷۳

۴-۲-۲-۴. مدت زمان فعلی فعالیت روزانه در شبکه. ۲۷۴

۵-۲-۲-۴. محتوای صفحات… ۲۷۴

۳-۲-۴. تحلیل یافته ها ۲۷۹

۱-۳-۲-۴. فرضیه اول: بین انگیزه های مختلف با رفتار شبکه ای کاربران رابطه وجود دارد. ۲۷۹

۲-۳-۲-۴.  فرضیه دوم: بین سن کاربران و انگیزه های فعالیت شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۲۸۸

۳-۳-۲-۴.  فرضیه سوم: بین جنس کاربران و انگیزه های فعالیت شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۲۸۹

۴-۳-۲-۴. فرضیه چهارم: بین وضعیت تأهل و انگیزه های فعالیت شبکه ای کاربران رابطه وجود دارد. ۲۹۱

۵-۳-۲-۴.  فرضیه پنجم: بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی کاربران و انگیزه های فعالیت در شبکه اجتماعی مجازی مورد مطالعه رابطه وجود دارد. ۲۹۲

۶-۳-۲-۴. فرضیه ششم: بین درجه مذهبی بودن و انگیزه های فعالیت شبکه ای کاربران رابطه وجود دارد. ۲۹۴

۷-۳-۲-۴. فرضیه هفتم: بین متغیرهای مصرف رسانه ای و انگیزه های فعالیت شبکه ای کاربران رابطه وجود دارد. ۲۹۵

۸-۳-۲-۴.  فرضیه هشتم: بین متغیرهای بهره مندی از منابع فراغتی و انگیزه های فعالیت شبکه ای کاربران رابطه وجود دارد. ۲۹۸

۹-۳-۲-۴.  فرضیه نهم: بین درجه جهان وطنی و انگیزه های فعالیت شبکه ای کاربران رابطه وجود دارد. ۳۰۷

۱۰-۳-۲-۴.  فرضیه دهم: بین درجه جهان وطنی کاربران با رفتار شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۳۰۹

۱۱-۳-۲-۴.  فرضیه یازدهم: بین میزان استفاده کاربران از رسانه های دیگر(روزنامه، ماهواره و اینترنت) و رفتار شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۳۱۱

۱۲-۳-۲-۴. فرضیه دوازدهم: بین میزان در اختیار قرار داشتن گزینه های اوقات فراغت و رفتار شبکه ای کاربران رابطه وجود دارد. ۳۱۴

۱۳-۳-۲-۴. فرضیه سیزدهم: بین مشارکت سیاسی کاربران و رفتار شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۳۲۳

۱۴-۳-۲-۴.  فرضیه چهاردهم: بین سن با رفتار شبکه ای کاربران رابطه وجود دارد. ۳۲۴

۱۵-۳-۲-۴. فرضیه پانزدهم: بین پایگاه اقتصادی اجتماعی کاربران با رفتار شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۳۲۵

۱۶-۳-۲-۴.  فرضیه شانزدهم: بین درجه مذهبی بودن کاربران با رفتار شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۳۲۶

۱۷-۳-۲-۴. فرضیه هفدهم: بین جنس کاربران و رفتار شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۳۲۸

۱۸-۳-۲-۴. فرضیه هیجدهم: بین وضعیت تأهل کاربران و رفتار شبکه ای آنها رابطه وجود دارد. ۳۳۰

فصل پنجم: جمع بندی، نتیجه گیری و پیشنهادها ۳۴۰

۱-۵. جمع بندی برون دادهای تحقیق.. ۳۴۰

۲-۵. مروری بر مباحث نظری… ۳۴۱

۳-۵. یافته های کیفی.. ۳۴۳

۴-۵. یافته های بخش کمی.. ۳۴۴

۵-۵. دستاوردهای تحقیق.. ۳۵۱

۶-۵. پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی.. ۳۵۴

۷-۵. پیشنهادهای سیاستی و راهبردی… ۳۵۵

۸-۵. محدودیت های پژوهش…. ۳۵۷

منابع فارسی.. ۳۵۸

منابع انگلیسی.. ۳۶۴

مقدمه

تقویت و گسترش فرایندهای جهانی طی ۱۵ سال گذشته در اثر گسترش فناوری های اطلاعات و ارتباطات به طور عام و از طریق شبکه تارگستر جهانی به طور خاص طیف وسیعی از تغییرات ساختاری را متوجه جامعه بشری نموده است.

 از این رهگذر فرصت های متعدد و متنوعی در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به دست داده است که رشد ۴۴۲ درصدی کاربران اینترنت حکایت از نسبت تنوع این محیط اجتماعی به دنیای واقعی دارد. به طوری که مطابق آخرین برآوردهای کاربری اینترنت در جهان در سال ۲۰۱۲ از ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون نفر جمعیت جهان ۷/۲۸% از جمعیت جهان یعنی بیش از یک میلیارد و ۹۶۶ میلیون نفر معادل ۹/۱۰ % از جمعیت آفریقا(بیش از ۱۱۰ میلیون نفر)، ۵/۲۱% از آسیا(بیش از ۸۲۵ میلیون نفر)، ۴/۵۸% از اروپا(بیش از ۴۷۵ میلیون نفر)، ۸/۲۹% از خاورمیانه(بیش از ۶۳ میلیون نفر)، ۴/۷۷% از امریکای شمالی(بیش از ۲۶۶ میلیون نفر)، ۵/۳۴% از آمریکای لاتین(بیش از ۲۰۴ میلیون نفر)، ۳/۶۱% از اقیانوسیه و استرالیا(بیش از ۲۱ میلیون نفر) به اینترنت دسترسی داشته اند(Internetworldstats, 2012).

در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۰حدود ۳۶۱ میلیون نفر بوده است که بیانگر بهره مندی کاربران با نرخ رشد فوق الذکر و البته با توجه به رتبه بندی شبکه ای نیلسن متاثر از پیدایی صور نوین ارتباط در بستر اجتماعات مجازی[۱]در سال های اخیر است. رتبه بندی مذکور نشان می دهد در سال ۲۰۰۹ فعالیت در سایت های شبکه اجتماعی و وبلاگ ها معادل ۱۷ درصد زمان اینترنتی کاربران بوده است و این رقم در سال ۲۰۰۸ معادل ۶ درصد بوده است. در همین سال از میان کاربران اینترنتی در اروپا ۴۲ درصد در شبکه های اجتماعی مجازی حضور داشته (EIAA, 2009) و در سال ۲۰۰۸ در سراسر جهان به حدود ۵۸۰ میلیون نفر از خدمات اجتماعات مجازی استفاده نموده اند(Heidemann, 2009:1). از این منظر می توان استنباط نمود که وب ۲ تاثیر چشمگیری داشته و انواع مناسبات جدید را در این بستر جهانی رقم می زند. می توان گفت کمک به اتصال راحت، سریع و دلخواه افراد به یکدیگر، استراتژی موفق فضای مجازی است که به طور ویژه در شبکه های اجتماعی مجازی از زمان ظهور در اواخر دهه ۹۰، طی سیر تکاملی خود تا سال ۲۰۰۳ و از آن پس تا به امروز که فراگیری و محبوبیت جهانی یافته و توجه میلیون ها کاربر را از سراسر دنیا به خود جلب نموده اند، به طور روزافزونی تقویت شده است. تا حدی که برای کاربران رو به افزایش اینترنت، داشتن یک پروفایل در سایت یک شبکه اجتماعی، بخشی از زندگی روزمره آنها را تشکیل می دهد (Schaefer, 2008:1) و اتفاق آراء عمومی این است که مشارکت در بین میلیون ها نفر در سرتاسر جهان برقرار است (Wellman etal, 1996:12). لذا بسیاری گرایش ها و نگرش های مردم را متاثر خواهد ساخت.

 شاید سال ها پیش که کستلز اظهار داشت جامعه جدید حول محور شبکه ها ساخته می شود[۲] (Castells, 1996: 695) تصور شرایط یاد شده مبهم و ثقیل می نمود اما با تحولات ارتباطی دهه اخیر، اهمیت و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی رویکرد شبکه ای شناخته شده و بوضوح و به طور فراگیری قابل درک است.

این موارد پژوهشگران جهانی را به تدقیق در تغییرات و تأثیرات کنونی جریان های جهانی شدن و پیش بینی آتی تحولات نظام رسانه ای و ارتباطاتی جوامع واداشته است.

بنابراین درک روشن این زیست جهان نوپدید، پیگیری تحولات و تکثرات آن، کشف معناها، تاویل و تفسیرهای جدید و در نهایت بهره گیری حداکثری از این ظرفیت، دوری از تنش ها و گسست ها؛ مشارکت   بی بدیل همراه با گفتگو و هم اندیشی متولیان نهادهای پژوهشی، مدنی، اجرایی و متفکران و مربیان دلسوز را می طلبد. این پژوهش می کوشد گامی کوچک در راستای تحقق این هدف باشد.

 

۱-۱.طرح مسئله و تعریف آن

تغییر و تحولات فناورانه در بستر جهانی شدن، ساختار رسانه ها و رفتار مخاطبان را متاثر ساخته و زیست بوم رسانه ای را با چالش های زیادی مواجه کرده است. یکی از تحولات، ظهور شبکه های اجتماعی در بستر اینترنت است. این گونه جوامع مجازی[۳] که به اختصار ([۴]SNSs) نمایش داده می شوند با کارکردهای متفاوت، سازماندهی خدمات و تلفیق ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی تعاملات غیرخطی را ترویج داده، کاربردها و محتوای وب را برای کاربران ساده نموده و با جذب میلیون ها نفر از سراسر دنیا با انگیزه های مختلف مفهوم جامعه مجازی را بیش از پیش متصور می سازند(Ibid) این شبکه ها به حفظ روابط اجتماعی موجود، پیدا کردن دوستان جدید، شریک و سهیم شدن اعضا در تجربیات یکدیگر کمک می کنند و زمینه عضویت، فعالیت و مشارکت هدفمند کاربران را از سراسر جهان فراهم می آورند (Massari, 2010:1). ضمن اینکه مشارکت جوانان در آنها نیز هر روز روبه افزایش است. گفته می شود اینگونه شبکه های اجتماعی به یکی از رسانه های ارتباطی ارجح بویژه برای جوانان تبدیل شد ه اند (Pelling & White, 2009:1). چنانچه فعالیت در شبکه اجتماعی   فیس بوک همچون کنشی[۵] مرسوم و معمول در ادبیات کاربران جهانی نفوذ کرده و مشارکت جوانان در این عرصه نیز هر روز روبه افزایش است تا جایی که به یکی از رسانه های ارتباطی ارجح بویژه برای جوانان تبدیل شد ه اند و محققان، والدین و مسولان نظام آموزشی سعی در درک آن دارند(Pelling & White, 2009:1). کاربران جوان ایرانی نیز از این بستر ارتباط جهانی به دور نمانده و در میان دیدگاه های متفاوت تایید کننده و نفی کننده، با استقبال کم سابقه ای، حضور در فضای شبکه های اجتماعی مجازی را تجربه می کنند. در چند سال اخیر این شبکه ها از یک سو بواسطه قابلیت ها، پتانسیل های نوآورانه و انحصاری مورد اقبال اصحاب ارتباطات و جوانان نوگرا قرار گرفته و از سوی دیگر بابت فرصت های ناشی از همان ظرفیت های بالقوه در شرایطی همچون تحولات قبل و بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری، تقبیح و طرد شده اند و دسترسی به برخی از آنها از خردادماه ۱۳۸۸ به لحاظ قانونی ممنوع شده است. درواقع اتفاقی که به لحاظ ارتباطی شاهد آن هستیم این است که در جامعه ایران برخی نسبت به فهم و همراهی با تغییرات و تحولات اجتماعی بی توجهند و عده ای گوی سبقت را از جهانیان ربوده اند و زندگی سیالی خود را دارند. واضح است در شرایط فناورانه کنونی ممنوعیت دسترسی هم حتی اگر نگوییم به معنای دسترسی بیشتر است لزوما به معنای عدم دسترسی نیست. لذا تعارضات بین دو طیف در قالب پرخاشگری ها، اعتراض ها و برخوردها و اعمال محدودیت ها  قدعلم می کنند. 

اما به هر ترتیب ورود به فضای مجازی شبکه ای، زندگی دومی است که آغاز شده و نمی توان آن را نادیده گرفت چنانکه گمانه زنی ها و آمارهای پراکنده داخلی و خارجی حاکی از آن است که علی رغم ممنوعیت دسترسی، تعداد قابل توجهی از کاربران ایرانی عضو شبکه های فیلتر شده می باشند. سایت خبری “فاوا نیوز” تعداد کاربران ایرانی شبکه اجتماعی فیس بوک را در داخل کشور ۶ تا ۱۲میلیون نفر و تعدا کاربران توییتر را ۴ میلیون نفر، مدیر سرویس دهنده وبلاگ “پرشین بلاگ” ۹میلیون نفر و رئیس فناوری و اطلاعات سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان کشور نیز تعداد کاربران ایرانی فیس بوک را ۱۷میلیون نفر برآورد نموده است(سایت خبری فاوا نیوز، ۱۳/۷/۱۳۹۰) و همچنان نظرات و دیدگاه های موافق و مخالف در خصوص چیستی این شبکه ها، کاربرد آنها و چرایی گرایش کاربران ایرانی به عضویت در این شبکه ها طرح می گردد و هر یک نقش ها و قابلیت هایی را برای این فضا و کاربران آن متصور می شوند.

از پیشنهاد تنظیم قرار فیس بوکی برای سر زدن به ناشران و کتابفروشی ها ضمن برنامه «شب های روشن» ویژه کتابخوانی در تلویزیون ملی تا تشکیل کمپین ها و اعتراض های مختلف فیس بوکی ایرانیان در پشتیبانی از اتباع ایران در مالزی، حمایت از نام خلیج فارس در برابر نام خلیج عربی(سایت الف، ۱۶/۹/۱۳۹۰)، تشکر و قدردانی از خلبان شهبازی(عصر ایران، ۷/۸/۱۳۹۰) و موارد دیگر تا صحبت فرمانده نیروی انتظامی مبنی بر نقش فیس بوک و توییتر در براندازی دولت های منطقه، سازماندهی ناراضیان پراکنده، مجرمان و سرویس های خارجی(سایت فردا ۲/۹/۱۳۹۰) همچنین نشست تخصصی طلاب و فضلای جامعه العلوم در خصوص آسیب شناسی خانواده که در آن فیس بوک یکی از عوامل افزایش طلاق در کشور معرفی می شود(سایت الف، ۱۳/۹/۱۳۹۰) ودیگر موارد جرم انگاری این فضا موید آن هستند که از کارکردهای این فضا شناخت جامعی به عمل نیامده است و افراد مختلف از ظن خود برای وب سایت های اجتماعی کارکردهای متعدد و بسیار متفاوتی قائل شده اند.

ضمن اینکه به نظر می رسد فضای شبکه های اجتماعی مجازی و چگونگی کنشگری کاربران ایرانی در آنها متاثر از فراهم نبودن برخی زیرساخت های تکنولوژیکی جهت نمود کارکردهای آموزشی، اقتصادی و تجاری، خدمات عمومی، فرهنگی، اجتماعی شبکه های اجتماعی مجازی بیشتر با نگاه سیاسی و به عنوان معضل و مسئله امنیتی، اجتماعی در جامعه دیده، درک و معرفی شد ه اند. از اینرو قرائت مخالفان از فضای شبکه های مجازی و الگوهای مصرف کاربران آنها بیشتر جنبه آسیب شناسانه یا مقاومت فرهنگی و سیاسی را در بر می گیرد و در مقابل، قرائت موافقان با تاکید بر پتانسیل های فناورانه و مخاطب محور شبکه ها در جهت ابهام زدایی از شبکه های مذکور صورت می پذیرد.

بنابراین شناخت شبکه های اجتماعی مجازی، محیط، مختصات، ظرفیت ها، پتانسیل ها و کاربردشان و دلایل گرایش کاربران جوان تهرانی به عضویت، تعامل، و مشارکت در آنها بویژه از روایت خود جوانان می تواند هر یک از قرائت های موافق یا مخالف فوق الذکر را تقویت یا تحدید و به اتمام مناقشه بر سر جرم بودن یا نبودن فعالیت در برخی شبکه ها مانند فیس بوک و توییتر کمک کند.

 در نهایت مسئله تحقیق حاضر این است که دلایل و انگیزه های کنشگران جوان برای فعالیت شبکه ای چیست؟ آیا کاربرد اصلی این شبکه ها سیاسی است و اکثر کاربران به انگیزه سیاسی به حضور در شبکه ها روی می آورند؟ عضویت و فعالیت در کدامیک از شبکه ها رضایتمندی و خشنودی کاربران جوان را تامین می نماید؟ بدین منظور تحقیق حاضر می کوشد تفاوت در انگیزه های فعالیت و رفتار کاربران را بر اساس ویژگی های فردی، منابع فراغتی، میزان مشارکت سیاسی، میزان دسترسی به سایر رسانه ها، درجه جهان وطنی و مذهبی بودن تبیین نماید و نشان دهد تفاوت در رفتار کاربران را تا چه میزان می توان بر اساس عوامل یاد شده در فضای شبکه ای توضیح داد.

۱-۲. ضرورت و اهمیت تحقیق

۱-۲-۱. جنبه نظری

جامعه امروز شاهد بسیاری تحولات ناشی از جهانی شدن در عرصه های مختلف است و طی چند دهه گذشته پیرو بحث تغییر ذائقه، جایگاه مخاطبان و نسبت آن با کارکردهای رسانه های نوین، زمینه های بازتعریف و مفهوم سازی مجدد از آنها فراهم آمده است. بدین معنی که همزمان با تنوع و تکثر رسانه ها و افزایش دسترسی مخاطبان به رسانه های مختلف، ویژگی ها و توانمندی های مخاطبان هم در حال تغییر است و فهم این تغییرات به لحاظ ارتباطی ضرورت دارد.

 از بعد نظری، بحث استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر حوزه مطالعات انسان- کامپیوتر[۶]و ارتباطات کامپیوتر محور[۷] متمرکز است و بیان می دارد که ارتباطات کامپیوتر محور، حوزه ها و موانع قدیمی بین ارتباطات بین فردی و جمعی را از بین می برد و فرصت های جدیدی را برای مسیر ارتباط افراد با یکدیگر فراهم می کند (Parks&Floyd, 1996:12). از اینرو پاپاچاریسی و روبین پیشنهاد می دهند که با استفاده همه جانبه و گسترده از ارتباطات کامپیوتر محور، نیازمند درک بهتری از گرایش های فردی و جمعی به ارتباطات وابسته به کامپیوتر و خروجی رفتارهای مرتبط و وابسته به آن هستیم (Papacharissi & Rubin, 2000:1).

در این خصوص محققان ضمن پژوهش های مکرر دریافته اند که رویکرد استفاده و رضامندی بواسطه مخاطب محوری به طور کامل فراخور تشریح انتخاب رسانه ای افراد، مطالعه کاربردها و ظرفیت های رسانه های محبوب و جدید، رضایت های جستجو شده از مصرف رسانه ها نظیر اینترنت است.

 لذا با اینکه شبکه های اجتماعی مجازی به لحاظ پیچیدگی های فنی بسیار متفاوت از دیگر رسانه های مبتنی بر وب و اینترنت سال های اولیه است مطالعات جهانی نشان می دهند که بکارگیری این سنت پژوهشی بویژه از منظر ساختاری و فرهنگی می تواند شکاف دانشی فعلی را در خصوص اینکه چرا کاربران انتخاب   می کنند که از این رسانه جدید استفاده نمایند پر کند و به بسط نظری حوزه ارتباطات کامپیوتر محور کمک نماید.

بنابراین نگارنده با توجه به فقدان چارچوب منسجم و قطعی ای که بتواند نظامی علمی از کنشگری شبکه ای کاربران تهرانی ارائه دهد با استعانت از رویکرد مذکور ضمن کنکاش مطالعات جهانی در جهت شناخت عوامل موثر بر مصرف و رفتارشبکه ای کاربران ایرانی همت می گمارد و از این رهگذر کارشناسان ارتباطی را قادر خواهد ساخت در پیشبرد رویکردها و رهیافت های کاربر شناسی شبکه های اجتماعی مجازی در ایران مشارکت نموده به تدوین مدل های جدید ارتباطی در فضای شبکه ها یاری رسانند.

 

۱-۲-۲. جنبه عملی

عصر اطلاعات هیچ گاه یک مسئله فناورانه صرف نبوده و مربوط به گذار اجتماعی است. فرایندی از تغییر اجتماعی در جریان است که در آن فناوری عنصری است که نمی توان آن را از روندهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جدا کرد (Bell,2007:70). در شرایط حاضر نیز بدون شک تغییرات بی سابقه در روش های ارتباطات جمعی و میان فردی بواسطه مشارکت افراد در شبکه های پیامد هایی برای علم ارتباطات و حوزه های اجتماعی، اجرایی و سیاستگذاری در پی خواهد داشت. بویژه آنکه درکنار رشد جمعیت استفاده کننده از سایت های شبکه اجتماعی، اطلاعات خیلی کمی در مورد متغیرهایی که گرایش افراد را به این وب سایت ها را سبب می شود وجود دارد (Pelling & White, 2009:1). به طور خاص در ایران به نظر می رسد فقدان شناخت و درک جامع از ماهیت و کارکردهای برخی رسانه های جدید و نوپا و کم رنگ بودن ادبیات مرتبط با سواد رسانه ای در اتخاذ رویکردی تدافعی نسبت به شبکه های اجتماعی مجازی بی تاثیر نبوده و فضای شبکه های اجتماعی مجازی بیشتر با رنگ و بوی سیاسی و نگاه تهدیدانگارانه در جامعه معرفی شد ه اند.

 البته از هر دو منظر فرصت یا تهدید و در هردو موضع موافق یا مخالف، شناخت پتانسیل ها، ظرفیت ها و قابلیت های شبکه ها و دریافت تصویری کارشناسی، دقیق از نحوه عملکرد و علل مشارکت و الگوی مصرف کاربران ضرورتی اجتناب ناپذیر است. لذا به زعم کستلز نیاز است اندیشمندان اجتماعی بدانند ما در چه نوع جامعه ای هستیم، چه فرایندهای اجتماعی در حال پیدایش هستند، چه خصلت ساختاری ای وجود دارد و چه چیزی را می توان از طریق کنش اجتماعی تغییر داد. چراکه افراد بدون درک کافی مانعی بر سر راه تغییر خواهند شد و ممکن است پتانسیل نامتعارف خلاقیتی را که در ارزش ها و فناوری های عصر اطلاعات وجود دارد از دست بدهیم(Castells, 1996:693).

بنابراین ضرورت تحقیق و پژوهش در این حوزه بدان سبب بیشتر احساس می شود که با اینکه همه گروه های اجتماعی کم و بیش تحت تاثیر فرایند جهانی شدن قرار گرفته و خواهند گرفت اما افراد جامعه در کمیت و کیفیت برقراری ارتباط یکسان نبوده و از جنبه های مختلف ناشی از عوامل اجتماعی، فرهنگی و ساختاری که در طی جریان جامعه پذیری همواره منجر به جدا شدن جهان اجتماعی افراد شده است تفاوت هایی دارند و جوانان بیش از هر گروه دیگری از این فرایند تاثیر می پذیرند و بیش از هر گروه دیگری بر روی این فرایند تاثیر می گذارند. لذا شناخت فرهنگ پیچیده جوانان[۸] برای درک آینده جهانی شدن ضروری است.

 از این رو انگیزه های جوانان از عضویت در شبکه های اجتماعی مجازی، الگوی مصرف شبکه ای آنها با توجه به قابلیت ها و پتانسیل های خاص فضای وب و البته تفاوت افراد در بهره گیری از ظرفیت های شبکه های مجازی علی رغم ممنوعیت استفاده از برخی شبکه های اجتماعی از سوی دولت قابل بررسی است.

 در مجموع اهمیت عملی این تحقیق از آن روست که در فرصت باقی مانده تا تدوین برنامه ششم توسعه به نظر می رسد نگاه مجدد به چرایی گرایش جوانان به فعالیت های مجازی به روایت خود آنها و توجه به پویایی شناسی و تغییرات در جامعه جوان ایرانی می تواند مسیر روشن تری را در افق سیاست گذاری فرهنگی اجتماعی پیش روی مسئولان مربوطه قرار دهد.

همچنین نتایج این تحقیق می تواند نشان دهد که عضویت کنشگران جوان تهرانی در این شبکه ها تا چه میزان با انگیزه های شناختی، روانی، عاطفی، سیاسی و تا چه حد با انگیزه فرار از فشارهای الزام آور و هنجارهای موجود و برای گسترش تعاملات اجتماعی با دیگرانی که امکان برقراری کنش متقابل با آنها در دنیای واقعی بسیار نادر یا پرهزینه (چه از لحاظ اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی) است و در پی جبران نقصان های حوزه های عمومی، خانوادگی، کم رنگ بودن گستره مشارکت برای آنها در دنیای واقعی، جهت تامین نیازهای مغفول مانده دنیای واقعی به دنبال کسب تجربه های جدید و فرصت های بیشتر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی صورت می پذیرد و به علت موانع و محدودیت های موجود در شرایط عینی و ذهنی زندگی خود به شبکه های اجتماعی مجازی روی آورده و زیستن در این فضا را به طور حاشیه ای، نیمه فعال یا فعال تجربه می کنند.

و در نهایت نتایج این تحقیق می تواند پاسخی کارشناسی برای دغدغه های والدین و مسئولان فرهنگی بوده و در راستای برنامه ریزی های آموزشی، فراغتی، سیاستگذاری های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بهینه برای جوانان نسل دیجیتال مفید واقع شود.

۱-۳. اهداف تحقیق

۱-۳-۱) هدف کلی

هدف اصلی این پژوهش ارائه تصویری از رفتار جوانان تهرانی در شبکه های اجتماعی مجازی[۹] منتخب آنها است. پایه و اساس این مطالعه بر بررسی فرایندهای شکل گیری، سازماندهی، ایجاد ساختار جامعه جدید شبکه ای و فهم ارتباطی چرایی فعالیت های شبکه ای و تفاوت های کاربران جوان در این زمینه است. این پژوهش می تواند به ما در شناخت دلایل و انگیزه های واقعی، میزان حضور، مشارکت و چگونگی الگوهای مصرف و رفتار جوانان در شبکه های اجتماعی مجازی یاری رساند و مشخص نماید چه متغیر یا متغیرهایی بر این انگیزه ها موثرند.

۱-۳-۲. اهداف جزئی

این پژوهش اهداف جزئی زیر را دنبال می کند:

– شناخت تلقی کاربران از فعالیت شبکه ای و ارائه سنخ شناسی کاربران شبکه/ های اجتماعی مجازی پرطرفدار به عنوان تولیدکنندگان- مصرف کنندگان اطلاعات.

– شناخت انگیزه های افراد از عضویت و فعالیت در شبکه های اجتماعی مجازی پرطرفدار.

– شناخت عوامل مؤثر بر نوع و شدت انگیزه های فعالیت شبکه ای کاربران جوان.

– شناخت رفتار شبکه ای کاربران جوان.

– شناخت عوامل مؤثر بر نوع و شدت رفتار شبکه ای کاربران جوان.

– بررسی رابطه انگیزه های فعالیت و رفتار شبکه ای کاربران جوان.

فصل دوم: ادبیات تحقیق

مقدمه

مقوله شکل گیری اجتماعات مجازی، وجوه و انواع آن، شناخت ساختارهای مشارکت در فضای مجازی و کارکرد آن در حوزه های اجتماعی، فرهنگی، سازمانی، سیاسی، اقتصادی و تجاری مبحث گسترده ای است و به تحقیقات فراوان از جنبه های گوناگون نیازمند است اما در این رساله دانشجویی سعی شده تا صرفا با تمرکز بر مفهوم جامعه شبکه ای به عنوان پیامد جهانی شدن و مباحث مرتبط با آن، شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان بخش قابل توجه و پرطرفدار اجتماعات مجازی، چرایی اقبال جامعه جوانان شهر تهران به عضویت، فعالیت و مشارکت در چنین اجتماعاتی بررسی شود.

 در این فصل مروری بر مبانی نظری موضوع انجام شده و بدین موضوعات پرداخته می شود که جامعه شبکه ای دارای چه ساختارها، ابعاد و پویایی هایی است؟ به طورکلی مفهوم شبکه، ایجاد، بسط و گسترش آن و چگونگی برقراری، حفظ و تداوم مقوله ارتباط در شبکه های مجازی در بستر جهانی شدن و مرور سیر تحولات زیست بوم رسانه ای و تغییرات مخاطبان تشریح می شوند؟

 در مجموع مسائلی که ما را در فهم و درک نقش و جایگاه شبکه های اجتماعی مجازی در نظام ارتباطات میان فردی جوانان تهرانی یاری رساند، طرح و بسط می یابند. ضمن آنکه مطالب از روال منطقی تبعیت می کند.

 مباحث این فصل در پنج بخش ارائه می شوند. در بخش اول مفاهیم اصلی تحقیق مرور می شوند. بخش دوم کلیات مربوط شبکه و شبکه سازی مشتمل بر تعاریف شبکه، فرایند تاریخی، قابلیت ها و کارکردهای آن می شود. ابتدا تاریخچه وب اجتماعی و رسانه های مبتنی بر وب، سیر تحول شبکه های اجتماعی مجازی در جهان و ایران، و کاربردهای آن ارائه می شود. بخش سوم به روند جهانی شدن، شکل گیری جامعه شبکه ای و فرایندهای اجتماعی فرهنگی در حال پیدایش در این جامعه اختصاص دارد. در بخش چهارم رویکردهای نظری در مطالعات رسانه ها و مخاطبان مورد بحث قرار می گیرند و در بخش پنجم جمع بندی مطالب و مدل تحقیق ارائه می شود.

 

۱-۲ مرور مفهومی ادبیات تحقیق

۱-۱-۲.ارتباطات کامپیوتر واسط

ارتباطات کامپیوتر واسط، فرایند ارتباطات انسانی از طریق کامپیوتر است و شامل فرایندهایی است که از رسانه ها برای اهداف گوناگون استفاده می کنند(ترلو و دیگران، ۱۳۹۰: ۳۱).  در قرن بیست و یکم با دسترسی به اینترنت، ارتباطات کامپیوتر محور با ارائه طیف وسیعی از خدمات ارتباطی، اطلاعاتی و سرگرم کننده، راحت تر، مناسب تر و هدفمندتر از ابزارهای سنتی ارتباط عمل نموده و بر شکل گیری ارتباطات اجتماعی و رفتار اجتماعی کاربران تاثیر می گذارد (Colley & maltby, 2008). درواقع ادبیات[۱۰] این نوع ارتباط، جهان مجازی را بستری معنادار برای ارتباطات اجتماعی می بیند که با جهان واقعی تلفیق شده و ویژگی های سنتی تولید و مصرف رسانه ای را به چالش می کشد. از جمله مزیت های ارتباطات کامپیوتر محور سرعت و اثربخش بودن ارتباط و امکان برقراری ارتباط ضمن پرداختن به کارهای دیگر[۱۱] است(Lin et al, 2007) ضمن اینکه ماهیت تعاملی اینترنت در مقایسه با رسانه های دیگر متمایز کننده ترین ویژگی است.

ارتباطات کامپیوتر واسط را به دو دسته همزمان[۱۲] و غیر همزمان[۱۳] تقسیم می کنند. در نوع همزمان، همچون پیام های فوری اینترنتی، ویدئو کنفرانس و چت اینترنتی مشارکت کنندگان در یک زمان یا با اندک تاخیری ارتباط برقرار می کنند اما در شکل ناهمزمان، ارتباط مانند پست الکترونیک، بولتن های اینترنتی و گروه های خبری مجازی در ارسال و دریافت پیام، تاخیر وجود دارد(Herring ,2004). در تشریح ویژگی هایی از ارتباطات کامپیوتر محور که به محبوبیت آنها می انجامد چند ویژگی ذکر    می شود(Peter & Valkenburg, 2006):

  • نسبت به ارتباطات چهره به چهره، کاربران فرصت بیشتری برای ارائه بازخورد دارند. این امر درجه بالایی از کنترل در انتخاب زمان، مکان، چیستی، چگونگی و میزان ارتباط برای کاربر را به همراه دارد.

– ارتباط بین افراد به سادگی صورت می گیرد و همچون ارتباط حضوری تابع شرایط و متغیرهای اجتماعی نیست و می تواند به میزان کمتر یا اصلا از صدا و تصویر برخوردار نباشد.

– عمل متقابل، وسعت و عمق ارتباط همه در اختیار کاربر است.

در چند سال اخیر از شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان یکی از جدیدترین انواع ارتباطات کامپیوتر محور نام می برند(Nyand, 2007).  از اینرو در پژوهش حاضر، ارتباطات کامپیوتر محور در بستر اینترنت به طور خاص در حیطه شبکه های اجتماعی مجازی بررسی می شود. بستری که هر دو نوع ارتباط کامپیوتر واسط (همزمان و ناهمزمان) در آن صورت می پذیرد ضمن آنکه ویژگی های فوق الذکر در خصوص محبوبیت این نوع ارتباط به طور بالقوه به هدف تحقیق حاضر یعنی دلایلی را که افراد به استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی اشاره دارد.

 2-1-2. عصر اطلاعات

در دهه های ۴۰ و ۵۰ میلادی تغییر فناوری های اطلاعات و ارتباطات به نوعی مبتنی بر انقلاب میکروالکترونیک شکل گرفت. این انقلاب، سنگ بنای یک الگوی جدید فناوری محور[۱۴]  را در دهه ۱۹۷۰ و عمدتاً در ایالات متحده گذاشت و به سرعت در سراسر جهان اشاعه پیدا کرد که به شکل توصیفی از آن تعبیر به عصر اطلاعات می شود(Castells, 2004:6).

با این ترتیب که اختراع رایانه، امکان پردازش سریع و ذخیره حجم انبوهی از داده ها را فراهم آورد و پیشرفت های بعدی در زمینه ارتباط بین رایانه ها و امکان تبادل داده بین آنها، تبادل و انتقال اطلاعات را در سطح وسیعی ممکن ساخت. سپس این رویدادها به همراه سایر پیشرفت های صورت گرفته در زمینه الکترونیک و ارتباطات[۱۵] به وقوع انقلابی در زمینه نحوه جمع آوری، پردازش، ذخیره سازی، فراخوانی و ارائه اطلاعات منجر گردید که به زعم کستلز در فناوری اطلاعات و در بطن یک الگوی فناوری نوین به نام اطلاعات گرایی[۱۶] تجسم پیدا می کند و قدرت آن وجه مشخصه جامعه ما می شود.

 درواقع اطلاعات گرایی، الگویی مبتنی بر فناوری است که پایه مادی جوامع اوایل قرن ۲۱ را شکل می دهد(Ibid:7) و در ربع آخر قرن بیستم، جای صنعت گرایی[۱۷] را به عنوان الگوی مسلط مبتنی بر فناوری گرفته آن را جزیی از خود می کند. به نوعی اطلاعات گرایی، صنعت گرایی را پیش فرض می گیرد، همچنانکه انرژی و فناوری های مرتبط به آن هنوز هم جزئی بنیادین از همه فرایندها هستند. به علاوه فناوری های اطلاعاتی را می توان در نامی مناسب تر به عنوان فناوری های ارتباطات نامید چراکه اطلاعاتی که در فرایند ارتباط قرار نگیرد دیگر مرتبط نیست(Ibid:7) و این یعنی شرایط نوین زندگی و افزایش سهم اطلاعات و ارتباطات در تصمیم گیری ها.

این الگوی فناوری به سرعت در حال رشد است و فعالیت ها و سرمایه گذاری های انجام شده در این زمینه به ویژه پس از توسعه فناوری ارتباطات و با ظهور پدیده اینترنت، بسیار چشمگیر است. پرتوهای آن بسیاری از زوایای زندگی انسان را فرا گرفته و بسیاری از علوم و موضوع ها[۱۸] را متاثر ساخته است. دقیقا به خاطر نفس همین تحلیل است که باید بر نقش فناوری در فرایند تغییر اجتماعی تأکید و آن را بررسی کرد چراکه مرتبط با ماهیت خاص روابط انسانی یعنی برقراری ارتباطات آگاهانه و معنادار است (Capra, 2002).

  1. Virtual Community

[۲] . کستلز شکل گیری بازارهای مالی جهانی را مبتنی بر شبکه های الکترونیک پردازشگر معاملات مالی در لحظه، اقتصاد جهانی را شبکه ای از معاملات پولی، اماکن تولید، بازارها و پایگاه های نیروی کار دانست که با پول، اطلاعات و سازماندهی تجاری تقویت می شود، شرکت شبکه ای ـ به عنوان شکل تازه ای از سازمان تجاری ـ را متشکل از شبکه هایی از شرکت ها یا واحدهای زیر مجموعه شرکت ها توصیف نمود که حول عملکرد یک پروژه تجاری سازماندهی می شوند و ابرمتن الکترونیک که رسانه های مختلف را در پیوندهای جهانی/ محلی به هم متصل می کند را متشکل از شبکه های ارتباطاتی مثل استودیوهای تولید، اتاق های خبر، سیستم های اطلاعات کامپیوتری شده، واحدهای انتقال سیار و شمار روزافزون فرستندگان و گیرندگان تعاملی معرفی کرد .

(Castells, 1996: 695)

  1. Virtual Societies

[۴]. Social Networks Sites

  1. ” I am going to facebook you!”

[۶]. Human- Computer Interaction Studies(HCI)

[۷].  Computer Mediated Communication (CMC)

[۸] . منظور این است که یک منظومه فرهنگی واحد همه افراد ۱۵ تا ۳۰ سال در تمامی طبقات اجتماعی را به خود جذب می کند. بروز این فرهنگ را می توان در سبک، کنش، ذائقه و سبک زندگی جوانان مشاهده کرد(شهابی، ۱۳۸۲: ۶).

. [۹]  شایان ذکر است در تحقیق کیفی این پژوهش محدودیتی از جنبه عضویت در هر کدام از شبکه های اجتماعی مجازی برای کاربران لحاظ نشد اما از آنجا که یافته های تحقیق کیفی نشان داد بیشتر کاربران جوان در فیس بوک عضو هستند یا در صورت عضویت در چند شبکه مدت زمان بیشتری را به فعالیت در فیس بوک می گذرانند، در تحقیق کمی صرفا از کاریران فیس بوک پیمایش به عمل آمده است.

[۱۰] . مرور تحقیقات انجام شده در قلمرو ارتباط کامپیوتری و بعد رابطه ای فرایندهای گروهی توسط بارکر و همکارانش حاکی از آن است که در بدو امر، اعضای گروه ارتباطات کامپیوتری در مقایسه با اعضای گروه رو در رو رضایت کمتری از گروهشان را تجربه می کنند و همچنان که رضایت در ارتباط کامپیوتری بالا می رود بدگمانی کاهش یافته و خودآگاهی فزونی می گیرد همچنین با مرور زمان، رابطه ای مثبت میان استفاده از تکنولوژی، رضایت و توسعه رابطه در گروه های ارتباط کامپیوتری بوجود خواهد آمد و اعضای گروه ارتباط کامپیوتری خصلت های تکنولوژیکی را برای جفت و جور کردن با نیازهای رابطه ای شان متناسب خواهند کرد(Barker et al. 2000  به نقل از دوران، ۱۳۸۴: ۲۸).

[۱۱] Multi tasking

[۱۲] Synchronous

[۱۳] Asynchronous

[۱۴] . «ویلیام میچل» در کتاب مهم و مستند خود اقدام به ردگیری منطق تکاملی فناوری اطلاعات و ارتباطات در طول تاریخ به عنوان یک فرایند بسط و ادغام بدن و ذهن انسان کرده است. یعنی فرایندی که در اوایل قرن ۲۱، وجه مشخصه اش انفجار ماشین های قابل حملی بود که زمینه ساز ارتباطات بی سیم و ظرفیت محاسبه گری گردیدند. این امر به واحدهای اجتماعی (افراد یا سازمان ها) اجازه داد در هر مکان و هر زمان به تعامل با هم بپردازند در حالیکه اتکای شان بر زیرساخت پشتیبانی است که منابع مادی را در یک قدرت اطلاعاتی توزیعی مدیریت می کند(Castells, 2004:6).

[۱۵] . اعم از میکروالکترونیک، نیمه هادی ها، ماهواره و روباتیک.

[۱۶]. Informationalism

[۱۷] . صنعت گرایی که همراه با انقلاب صنعتی بر جوامع حاکم شده بود الگویی است که خصلت آن سازماندهی نظام مند فناوری ها مبتنی بر ظرفیت تولید و توزیع انرژی توسط ماشین های ساخته دست انسان بدون وابستگی به محیط زیست طبیعی می باشد هرچند غالباً از منابع طبیعی به عنوان درون داد تولید انرژی استفاده می کند. از آنجا که انرژی منبع اولیه همه فعالیت ها است، بشر از طریق تغییر روند تولید انرژی و قابلیت توزیع انرژی به هر مکان و به کاربردهای قابل حمل، توانست قدرت خود بر طبیعت را افزایش دهد و مسئولیت شرایطی که هستی خود او در آن تجلی می یابد برعهده بگیرد.

[۱۸] . امروزه موارد استفاده از آن را می توان در آموزش، مدیریت و سازمان، پزشکی، تجارت، امور نظامی، تولید و صنعت، تحقیقات، حمل و نقل، کنترل ترافیک و صنعت نشر به وضوح مشاهده کرد. دامنه علوم مرتبط با آن بسیار گسترده و وسیع بوده و مباحثی نظیر علوم رایانه و مهندسی نرم افزار، مخابرات، هوش مصنوعی، سیستم های اطلاعاتی مدیریتی، سیستم های پشتیبانی تصمیم، مهندسی دانش، فناوری چندرسانه ای، مدیریت اطلاعات، امنیت داده و اطلاعات، داد و ستد و ارتباطات انسان – رایانه، ارتباطات گروهی مبتنی بر رایانه، روباتیک و پایگاه های اطلاعاتی اینترنتی را شامل می شود.

تعداد صفحه :۳۹۳

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه روزنامه‌نگاری علم در ایران

عنوان:

روزنامه نگاری علم در ایران

 عملکردها و چالش ها 

استاد مشاور:

دکتر اکرم قدیمی

سال تحصیلی ۹۴-۱۳۹۳

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

پژوهش حاضر برای بررسی جایگاه روزنامه نگاری علم در ایران دو هدف عمده را دنبال می کند؛ اول بررسی عملکرد روزنامه نگاران علم، و دوم بررسی چالش ها و موانع توسعه روزنامه نگاری علم در ایران. برای دستیابی به این اهداف، محقق ابتدا با استفاده از روش تحلیل محتوای کمَی، به بررسی محتوای تولید شده توسط روزنامه نگاران علم، در صفحه دانش (یا دانش و فناوری) مطبوعات پرداخت. سپس چالش ها و موانع توسعه روزنامه نگاری علم در ایران  با استفاده از روش مصاحبه عمقی نیم ساخت یافته، با روزنامه نگاران و متخصصان حوزه علم، مورد بررسی قرار داد.

در بخش تحلیل محتوای کمَی چهار روزنامه جام جم، کیهان، خراسان و آفرینش براساس نظم در انتشار صفحه علم انتخاب شدند. از میان این روزنامه ها، از هر روزنامه ۲۴ شماره در سال ۱۳۹۲به صورت تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شد. در مجموع ۱۲۰ شماره روزنامه مورد بررسی قرار گرفت. مصاحبه شوند ه ها از میان روزنامه نگاران علم، سردبیران نشریات علمی عمومی، دبیران سرویس علم، جامعه شناسان علم، پژوهشگران ارتباطات علم و استادان دانشگاه مروج علم، به شیوه گلوله برفی انتخاب شدند.

داده های تحلیل محتوای کمَی نشان داد که اخبار علم و فناوری در این روزنامه ها، به ندرت برجسته می شوند. این اخبار عمدتا، از منابع دیگر استخراج می شوند و تالیف در این حوزه کمتر اتفاق می افتد. موضوع بیشتر مطالب منتشر شده در این صفحات، مربوط به حوزه سلامت و سپس فناوری آی تی است. پرداختن به سیاست های علمی و مناقشات علم چه در سطح جامعه و چه در سطوح تولید دانش در این صفحات، از جمله مواردی است که مغفول مانده و به آن پرداخته نشده است. در این صفحات از شیوه های غالب علمی نویسی، مطابق با درسنامه های فدراسیون جهانی روزنامه نگاران علم، مثل گزارش نویسی به شیوه داستانی و یا فیچرنویسی استفاده نمی شود.

یافته های تحقیق در بخش مصاحبه نشان داد که برخی از چالش های نهاد علم و سیاست گذاری علم در کشور، مبتلابه حوزه روزنامه نگاری علم نیز است. نگاه نخبه گرایانه به علم، تلقی عوام زدگی از طرف دانشگاهیان در صورت مشارکت در تولید محتوای رسانه ای، الگوی تکنوکراتیک حاکم بر فضای سیاست گذاری علم، به جای الگوی مشارکت مردم، ایدئولوژیک شدن علم و فناوری، انگاشتن علم به مثابه قدرت از سوی سیاستگذاران علم، از جمله چالش های روزنامه نگار علم در ایران است. تربیت نشدن روزنامه نگاران علم برای حضور حرفه ای در این حوزه و نبود نهاد آموزشی باعث شده است که روزنامه نگار علم به صورت تجربی وارد این میدان شود، و سپهر عمومی روزنامه نگاری علم، عرصه آزمون و خطا برای وی باشد که این امر خود منجر به انتشار اشتباهات در این حوزه و سلب اعتماد از جامعه علمی می شود.

کلید واژه ها: روزنامه نگاری علم، ارتباطات علم ،توسعه علمی، روزنامه نگار علم

فهرست مطالب

فصل اول :   ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..1

  کلیات تحقیق   ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….1

۱-۱ طرح مسئله   ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………2

۱-۲ضرورت و اهمیت موضوع   ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….5

    1-2-1 ضرورت و اهمیت نظری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵

    2-2-1 ضرورت و اهمیت عملی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶

۱-۳ اهداف تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷

فصل دوم:  ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….8

 تدارک نظری تحقیق  ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………8

۱-۲ بخش اول: مرور تاریخی   ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….9

            1-1-2 تاریخچه روزنامه نگاری  در جهان …………………………………………………………………………………………………………………….۹.

۲-۱-۲ تاریخچه روزنامه نگاری در ایران      ………………………………………………………………………………………………………………….11

۳-۱-۲ تاریخچه روزنامه نگاری علم در جهان…………………………………………………………………………………………………………………۱۲

۴-۱-۲ تاریخچه روزنامه نگاری علم در ایران ………………………………………………………………………………………………………………….۱۶

۵-۱-۲ بررسی روزنامه نگاری علم در برخی از کشورها ………………………………………………………………………………………………….۱۹

    1-5-1-2  آمریکا ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۹

   2-5-1-2  انگلستان ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۲۱

   3-5-1-2   روسیه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۲۲

   4-5-1-2   ژاپن ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۲۳

 5- 5-1-2   چین ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۲۳

 6-5-1-2   جهان عرب …………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۲۵

۶-۱-۲ گردهمایی های بین المللی روزنامه نگاران علم ……………………………………………………………………………………………………………………۲۵

۷-۱-۲ جایزه کالینگای یونسکو………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۲۶

۸-۱-۲ فدراسیون جهانی روزنامه نگاران علم ……………………………………………………………………………………………………………………………………۲۷

۲-۲ بخش دوم مرور مفاهیم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۲۸

۱-۲-۲ مفاهیم مرتبط با علم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۲۸

۱-۱-۲-۲ علم …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۲۸

۲-۲-۲-۲ شبه علم  ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….31

۳-۱-۲-۲ روش علمی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۳۳

۴-۱-۲-۲ سواد علمی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۳۵

۵-۱-۲-۲ فرهنگ علمی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۳۷

۶-۱-۲-۲ نهاد علم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۳۹

۷-۱-۲-۲ اقتصاد علم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۴۰

۸-۱-۲-۲ علم و نهادهای سیاسی …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۴۱

۹-۱-۲-۲ ترویج علم ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۴۳

۱۰-۱-۲-۲ رسانه ای شدن علم ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۴۷

۱-۱۰-۱-۲-۲ کنشگران اصلی در فرآیند رسانه ای شدن علم ……………………………………………………………………………………………………..۴۹

۲-۲-۲ مفاهیم مرتبط با روزنامه نگاری ………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۱

۱-۲-۲-۲ روزنامه نگاری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۵۱

۲-۲-۲-۲ روزنامه نگاری علم …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۵۳

۳-۲-۲-۲ قالب های علمی نویسی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۵۸

۴-۲-۲-۲ ارزش های خبری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۰

۵-۲-۲-۲ داستان خبری ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۲

۶-۲-۲-۲ فیچر ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۶۳

۷-۲-۲-۲ مصاحبه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۴

۸-۲-۲-۲ گزارش…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۵

۱-۸-۲-۲-۲ گزارش گری مناقشات علمی ……………………………………………………………………………………………………………………………………۶۶

۳-۲  بخش سوم: مرور نظری………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۸

۱-۳-۲ مدل کمبود ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۸

۲-۳-۲ مدل زمینه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۹

۳-۳-۲ مدل کارشناسی غیر حرفه ای ………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۱

۴-۳-۲ مدل درگیر شدن عموم در علم …………………………………………………………………………………………………………………………………..۷۲

۵-۳-۲ مدل پلکان ارتباطات علم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..۷۴

۶-۳-۲ نظریه کنشگر- شبکه (ANT) ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 77

۴-۲ بخش چهارم: مرور تجربی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۷۹

۱-۴-۲  پژوهش های خارجی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۹

۲-۴-۲  پژوهش های ایرانی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۸۵

۵-۲بخش پنجم: چارچوب نظری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۹۱

۶-۲ بخش ششم: سوالات تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۳

فصل سوم: …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۴

 روش شناسی تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۴

۱-۳ روش شناسی بخش اول تحقیق (تحلیل محتوای کمی) ………………………………………………………………………………………….۹۵

۱-۱-۳ واحد تحلیل …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۷

۲-۱-۳ جامعه آماری …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۹۸

۳-۱-۳ روش نمونه گیری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۸

۴-۱-۳ نحوه جمع آوری داده ها ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۹

۵-۱-۳ فنون مورد استفاده در تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………………………………………………….۹۹

۶-۱-۳ پایایی تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۹۹

۷-۱-۳ اعتبار (روایی ) تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۰

۸-۱-۳ تعریف عملیاتی متغیرهای بخش اول …………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۱

۲-۳ روش شناسی بخش دوم تحقیق (مصاحبه عمیق) ………………………………………………………………………………………………….. ۱۱۰

۱-۲-۳ روش نمونه گیری و حجم نمونه …………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۱۱

۳-۲-۳ نحوه تجزیه و تحلیل داده ها و واحد تحلیل …………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۲

۴-۲-۳ لیست افراد مصاحبه شونده ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۱۲

            فصل چهارم: ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۱۳

تحلیل یافته های تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱۳

۱-۴ بخش اول: یافته های تحلیل محتوای کمی ………………………………………………………………………………………………………………… ۱۱۴

۱-۱-۴  یافته های توصیفی …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۱۴

۲-۱-۴ یافته های استنباطی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۳۷

۲-۴ بخش دوم: یافته های مصاحبه عمقی…………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۵۴

۱-۲-۴ تعریف روزنامه نگار علم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۵۵

۲-۲-۴ مهارت های روزنامه نگار علم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۵۶

۳-۲-۴ چالش ها و موانع توسعه روزنامه نگاری علم ………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۵۹

۱-۳-۲-۴ مشکلات مشترک با نهاد علم ………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۵۹

۲-۳-۲-۴مشکلات مشترک در ساحت روزنامه نگاری………………………………………………………………………………………………………………… ۱۶۴

۳-۳-۲-۴مشکلات خاص روزنامه نگاری علم ……………………………………………………………………………………………………………………………..۱۶۹

۴-۲-۴ چشم انداز پیش روی روزنامه نگاری علم ……………………………………………………………………………………………………………………. ۱۷۲

فصل پنجم: …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۷۴

جمع بندی و نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۷۴

۱-۵ جمع بندی و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۷۶

۲-۵ تنگناهای تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۸۵

۳-۵ پیشنهادهای تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۸۵

فهرست منابع ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۸۷

پیوست: جدول کدگذاری تحلیل محتوا ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۹۵

طرح مسئله

انسان از نخستین  روز آغاز زندگی اجتماعی خود در پی افزایش شناخت آگاهی هایش نسبت به محیط پیرامون خود بوده است، به تدریج در گذر زمان این آگاهی ها به مجموعه­ای تبدیل گردید که امروزه از آن تحت عنوان “علم” نام برده می­شود (قدیمی و نظیف کار،۱۴:۱۳۸۹). امری که سهم آن در پیشبرد جوامع بشری بر هیچ کس پوشیده نیست؛ اما علم میراث همه بشریت است. وقتی نیوتون می گوید :” اگر من بیشتر دیده ام به خاطر آن است که برشانه غول ها ایستاده ام” بیانگرمفهوم مدیون بودن به میراث عمومی و تصدیق ویژگی اشتراکی و انباشتی فعالیت علمی است (لاریجانی به نقل از مرتون،۴۳:۱۳۷۳).

یافته های اساسی علم محصول همکاری اجتماعی هستند و به اجتماع تعلق دارند. علم امروز به پدیده اجتماعی مستقل و گسترده ای تبدیل شده است، فعالیت علمی و پژوهشی به صورت حرفه ای و معمولا گروهی صورت می پذیرد و در سطح کلان گروه های پژوهشی همگن به یکدیگر ملحق شده و واحدهای بزرگ تری را به وجود می آورند. بدین ترتیب در هر حوزه علمی واحدهای بزرگ تری در سطح ملی و بین المللی شکل می گیرند. بنابراین در همان حالی که علم به عنوان نهاد اجتماعی کاملا نوپا و مستقلی توسعه می یابد، “اجتماع علمی” مشخصی با آن پدید می آید (داورپناه، ۵۵:۱۳۸۶).

تقویت نهاد علم در اجتماع را می توان فاکتوری برای توسعه و پیشرفت ملل دانست. جدیدترین نظریات توسعه بر این امر تکیه دارند که توسعه و پیشرفت ملل مبتنی بر علم و تکنولوژی است و سایر عوامل (از منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و..) نقش حاشیه ای دارند(شجاعی، ۱:۱۳۸۷).

در شرایط کنونی علم و پژوهش های علمی به عنوان یکی از ابزارهای مهم جهت توسعه همه جانبه تلقی می شود و تصور توسعه خوداتکا در دراز مدت بدون انجام تحقیقات کافی میسر نمی باشد (شارع پور، ۲۰:۱۳۸۱).

تنیدگی علم با زندگی مردم و توسعه بخش بودن علم، یکی از دلایلی است که مردم را به پیشرفت و توسعه علم علاقه مند می کند. از آنجایی که تغییر و تحولات در افق های دانش، بر کیفیت زندگی مردم تاثیر می گذارد، آنها حق دارند که بر پیشرفت علم نظارت داشته باشند، این امر تحت لوای پدیده ای به نام “ترویج علم[۱]”  محقق می شود، که بر اساس آن مردم عادی نیز در مبحث علمی متخصصان موضوعی سهیم می شوند. (مصطفوی و بیگدلی:۸،۱۳۹۲)

دیدگاه های متفاوتی درباره ترویج و همگانی کردن علم وجود دارد. یکی از برداشت های رایج درباره همگانی کردن علم، “دموکراسی علم[۲]” است. در این دیدگاه توسعه علمی به دلیل اهمیت بی بدیل علم در راهبری جامعه بشری معادل رشد بشری است. معتقدان این نظر، به فعالیت هایی که به منظور آموزش علوم به مردم عادی، تقویت باور و اعتقاد عمومی به علم و همگانی کردن علم، انجام می شود ترویج علم می گویند. مطابق این دیدگاه، تولید علم امروزه تبدیل به یکی از عرصه های رقابت بین المللی شده است و جوامع تلاش می کنند تا مرتبه خود را در این رقابت ارتقا بخشند. یافته های علمی هر حوزه برای آنکه بتوانند مورد ارزیابی و نقد اصحاب آن حوزه قرار بگیرند، باید به زبانی که در مقیاس جهانی از پویایی علمی لازم برخوردار باشد عرضه شود تا اهل تخصص در سراسر دنیا از آن آگاه شوند. این ضرورت سبب شده است که تولیدات علمی کشورهای جنوب به زبانی عرضه شود که الزاما زبان بومی آنها نیست. در نتیجه چنین تولیداتی در لایه های بالای علمی و تخصصی جوامع حاصل می شود. تولید علم در چنین شرایطی، منجر به آریستوکراسی علمی می شود، که در آن عده اندکی از اعضای جامعه فقط به مسائل علمی می پردازند و اکثر مردم سرگرم داد و ستد علمی هستند. این اکثریت، هزینه آرامش و زندگی بی دغدغه همان اقلیت را فراهم می کنند تا با فراغ بال به ارتقای اندیشه های علمی خویش بپردازند.

از سوی دیگر دموکراسی ایجاب می کند که مردم در نتایج و یافته های علمی نیز سهیم باشند، یعنی بتوانند از نتایج فعالیت های علمی به زبان قابل درک خود آگاه شوند. این انتقال یافته های علمی از لایه های بالاتر جامعه به لایه های پایین تر جامعه، وظیفه ترویج علم است. فرایند ترویج علم، فرایند دموکراتیزه کردن علم است که ممکن است الزاما توسط تولیدکنندگان علم انجام نشود و شاید مصلحت هم در همین باشد. زیرا ترویج علم مهارت هایی را می طلبد که الزاما با مهارت های تولید علم یکسان نیست. پس در این دیدگاه، ترویج علم معادل توسعه دموکراسی قلمداد می شود. (وصالی و همکاران، ۱۳۸۶،۲۲۶-۲۲۹)

از اینجاست که نقش فزاینده “روزنامه نگاران علم[۳]” در جامعه رخ می نمایاند. رسانه های جمعی که امروزه آن را به عنوان رکن چهارم دموکراسی در جهان می شناسند و تمامی جوامع از اشکال مختلف آن بهره می برند، یکی از نهادهای ترویج علم در عصر حاضر هستند، که می توانند در فرایند دموکراتیزه کردن علم نقش آفرینی کنند.

در روزنامه نگاری علم، روزنامه نگار، کنشگر واسطه ای است که ضمن برخورداری از مهارت خاص برای ترویج علم و ساده سازی زیان دانش،ارتباط میان دانشمند به عنوان تولید کننده علم و عموم مردم را برقرار می کند. با توجه به تخصصی شدن حوزه های مختلف علم، اهمیت مقوله تخصص و مجهز شدن به مهارت های ویژه ، در این حیطه روز به روز بیشتر می شود.

از طرف دیگر، وسایل ارتباطی با تهیه و انتشار خبرهای گوناگون علمی و فرهنگی می توانند معلومات جدید و اکتشافات تازه را در اختیار افراد بگذارند، افق دید آنها را گسترش دهند و تامین نیازهای آنان را تسهیل و تسریع نمایند. اهمیت وظیفه آموزشی وسایل ارتباطی در جوامع معاصر به حدی است که بعضی از جامعه شناسان برای مطبوعات و رادیو و تلویزیون و سینما نقش«آموزش موازی» یا «آموزش دایمی» قایل هستند. جامعه شناسان معتقدند که وسایل ارتباطی با پخش اطلاعات و معلومات جدید به موازات کوشش معلمان و استادان، وظیفه آموزشی انجام می دهند و دانسته های علمی و فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان را تکمیل می کنند. البته وظیفه آموزشی وسایل ارتباطی به دوران تحصیل افراد مربوط نمی شود و کسانی که از مدارس و دانشگاه ها فارغ التحصیل می گردند و وارد زندگی اجتماعی می شوند، نیز ناچارند برای افزایش و گسترش معلومات خود همیشه از پیام های وسایل ارتباطی استفاده کنند و بدین ترتیب وسایل ارتباطی در عین حال که برای آموزش بسیاری از رشته های علمی به معلمان و استادان کمک می نماید، به همراه مدارس و دانشگاه ها و حتی در بسیاری از موارد خیلی جلوتر از آنها، نقش آموزش دایمی خود را دنبال می کنند(معتمدنژاد، ۵:۱۳۸۳).

 بخش عمده ای از وظایف خبری و آموزشی وسایل ارتباط جمعی توسط روزنامه نگارن و به خصوص روزنامه نگاران علم انجام می شود.

روزنامه نگاری فعالیت و حرفه ای برای دریافت، گردآوری و تفسیر وقایع و رویدادها به منظور آگاه کردن مردم از طریق رسانه های گروهی است. این حرفه ، به ویژه در قرن بیستم با توسعه فناوری های نوین ، شاهد تحولات زیادی، چه از نظر نوع و زمینه فعالیت و چه از نظر استفاده از ابزارهای اطلاع رسانی بوده است. این شاخه از علوم ارتباطات که زمانی فقط به فعالیت در رسانه های مکتوب اطلاق می شد، اکنون طیف وسیعی از رسانه ها، با شکل و ویژگی های مختلف را در بر می گیرد. در حال حاضر صدها هزار یا شاید چندین میلیون روزنامه نگار در گوشه و کنار جهان در کمین نشسته اند تا وقایع کوچک و بزرگ را با کمک عوامل مختلف بی درنگ به اطلاع مخاطبان رسانه های گوناگون برسانند. روزنامه نگاری دیگر همچون گذشته مخاطبان خاص ندارد بلکه به نوعی همه مردم جهان و همه نیازهای آنان را در بر می گیرد(نووو، ۱۳۹۰:۱۹).

به این ترتیب با توجه به نقش روزنامه نگاری علم، در توسعه  علمی کشور و با توجه به کارکردهای مهم آن، این پژوهش در پی پاسخ به این دو سوال اصلی است:  “عملکرد روزنامه نگاران علم در ایران چگونه است؟ ” و” چالش ها و موانع توسعه روزنامه نگاری علم در ایران چست؟”

۲-۱ ضرورت و اهمیت موضوع

در این بخش ابتدا به ضرورت و اهمیت نظری این پژوهش و سپس به اهمیت و ضرورت آن در عمل می پردازیم.

۱-۲-۱ ضرورت و اهمیت نظری

علم می تواند همچون بخشی از فرهنگ عمومی، همچون بخشی از آشکارگری هویت خلاق ملی نگریسته شود. از این چشم انداز  با پذیرش اینکه علم نباید همچون عنصری جدا از فرهنگ در نظر گرفته شود بلکه باید در نسبت با دیگر سویه های بیان فرهنگی مقوله بندی شود، «ایده تسری علم به فرهنگ» گسترش می یابد. با این نگاه، سرمشقی که «فرهنگ علمی» را حمایت می کند این است که علم کنشگری جدا از جامعه نیست بلکه به شدت با دیگر فرایندهای اجتماعی پیوند خورده است.  یکی از نخستین نتیجه های این مفهوم سازی، این ایده است که همگان باید اطلاعات بیشتری درباره علم داشته باشند. در این رابطه، فرهنگ علمی متضمن مردم سالارانه کردن دانش علمی و در نهایت نظامی مردم سالار است که شرایط آن گونه از دسترسی همگانی به دانش علمی را فراهم آورد(وحیدی، ۱۵۵:۱۳۸۳).

با توجه به نقش بی بدیل رسانه ها در گسترش فرهنگ، و برساخته شدن شان از فرهنگ، و نیز نظر به سهم آنها در دموکراسی، پرداختن به مقوله روزنامه نگاری علم، به عنوان  یکی از بازیگران رسانه ای کردن علم ضروری می نماید.

۲-۲-۱ ضرورت و اهمیت عملی

مقوله مورد اهمیت دیگر در این حوزه، مقوله توسعه علمی است. طبق مصوبات همایش جهانی علم[۴]، روزنامه نگاران و خبرنگاران نیز در صحنه توسعه علمی نقش دارند. مشارکت فراگیر بازیگران عرصه تلاش علمی مستلزم بحث های دموکراتیک آگاهانه و اساسی بین همه اقشار جامعه است. سیاستگذاران از این طریق اعتماد عمومی نسبت به علم را تقویت می کنند و حمایت از آن را افزایش می دهند. برای تسهیل بحث دموکراتیک درباره انتخاب های سیاست علمی باید سازوکارهای مشارکتی مناسب ایجاد شود (قانعی راد، ۲۵۶:۱۳۸۲).

 توسعه علمی به معنای استمداد از روش و دانش عقلانی برای حل مسائل زندگی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی, علی رغم معطوف بودن به مسائل عمومی، دارای زمینه نظری و پایه ای می باشند. علم تنها هنگامی نتایج خود را آشکار خواهد ساخت که با زندگی ما آمیخته گردد و از یک شی قابل انتقال بیرونی و بیگانه به بخشی از ارزش های ما تبدیل شود. در این صورت علم باید برای ما معنا داشته باشد، یعنی از منظومه ارزش های فرهنگی ما سربرآورد و با جهت گیری های اخلاقی ما سازگار باشد. امروز بیش از هر زمان دیگری بهبود مشارکت عمومی در تصمیم گیری های مرتبط با تولید، توزیع، مصرف و کاربرد دانش، ضروری به نظر می رسد و مشکلات ساختاری موجود بر سر راه مشارکت موثر گروه های محروم در امر سیاست گذاری در علم و فناوری باید رفع شود (قانعی راد، ۲۵۷:۱۳۸۲).

بدیهی است که یکی از رسالت های رسانه سعی در بهبود مشارکت عمومی است. از همین روست که سهم آنها در دموکراسی و مشارکت عمومی تا جایی پیش می رود که آنها را رکن چهارم دموکراسی می شناسند. از آنجایی که یکی از نتایج پرداختن رسانه ها به علم، آوردن علم به ساحت اجتماعی زندگی مردم و افزایش حساسیت آنها نسبت به سیاست گذاری های علمی است، نقش روزنامه نگاران علم به عنوان یکی از کنشگران اصلی این فرایند، نقش مهم، حساسیت برانگیز و جریان ساز است، لذا بررسی عملکرد و جایگاه آنها ضروری می نماید.

از طرف دیگر رافائل پاردو و فلیکس کالوو[۵] نشان داده اند که در ارتباط میان دانشمندان و همگان، آن چیزی که بیش از هر مورد دیگر در موفقیت گسترش اجتماعی علم نقش دارد و پیکارهای فهم همگانی علم را به موفقیت می رساند، نه توانایی دانشمندان در برقراری ارتباط  در سنجش با مردمان عادی، که حرفه ای بودن سازمان دهندگان و نهادهایی است که متولی آغازش های فهم همگانی علم هستند(وحیدی،۱۶۵:۱۳۸۸).

با توجه به اهمیت مقوله حرفه ای بودن روزنامه نگاران علم،  بررسی عملکرد آنها چه از نظر اصول حرفه ای روزنامه نگاری و چه به عنوان یکی از نهاد های متولی فهم همگانی علم، ضروری به نظر می رسد.

در ایران متاسفانه، علی رغم راهبردهای توصیه ای اسناد بالادستی، نظیر نقشه جامع علمی کشور، سیاست های ابلاغی علم و فناوری و نیز سند افق چشم انداز ۱۴۰۴، که در آن ایران کشوری با جایگاه اول منطقه در حوزه علم و فناوری ترسیم شده است، پرداختن به این حوزه در ادبیات پژوهشی مهجور واقع شده است، لذا این پژوهش برای پر کردن خلا تحقیقاتی در این حوزه مفید می نماید.

۳-۱ اهداف تحقیق

این پژوهش، اهداف زیر را به عنوان اهداف اصلی خود دنبال می کند:

  • بررسی عملکرد روزنامه نگاران علم در روزنامه ها
  • شناخت چالش ها و موانع توسعه روزنامه نگاری علم در ایران

درکنار اهداف اصلی، این پژوهش به دنبال اهداف زیر، به عنوان اهداف فرعی است:

  • بررسی اصول حرفه ای روزنامه نگاری در محتوای تولید شده توسط روزنامه نگاران علم
  • بررسی سبک مطالب علم و فناوری در روزنامه ها
  • بررسی ارزش خبری غالب در مطالب علم و فناوری
  • بررسی نوع تیترهای مطالب علم و فناوری
  • بررسی منابع مطالب علم و فناوری
  • بررسی عکس های مطالب علم و فناوری
  • بررسی حوزه تاثیر مطالب علم و فناوری
  • Popularization of science

۲ Science democracy

[۳]Science Journalists

 [4]همایش جهانی علم، اول ژوییه ۱۹۹۹، بوداپست مجارستان

[۵]  Rafael Pardo & Felix Calvo

تعداد صفحه :۲۱۱

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه  سرمایه اجتماعی با میزان سلامت اجتماعی دانشجویان دانشگاه شهرکرد

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی

عنوان:

بررسی رابطه  سرمایه اجتماعی با میزان سلامت اجتماعی دانشجویان دانشگاه شهرکرد در سال تحصیلی ۹۴-۹۳

استاد مشاور: دکتر اکبر شریفیان

استاد داور: دکتر جعفر هزار جریبی

مهر۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده پژوهش

پایان نامه حاضر ، پژوهشی است با عنوان : بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی دانشجویان دانشگاه شهرکرد در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ که به روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه شهرکرد در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ است. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین میزان سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی در جامعه مورد مطالعه بوده است. جهت نیل به هدف تحقیق ، مطالعات و تحقیقات و تئوری- های مناسب جهت تبیین متغیر وابسته سلامت اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت و نهایتاً نتیجه گیری و پیشنهادات مورد توجه واقع شده است.

با توجه به مبانی نظری پژوهش ، مدل نظری ارائه گردید که در آن رابطه بین متغیرهای مستقل یعنی اعتماد اجتماعی ، حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی با متغیر وابسته یعنی سرمایه اجتماعی مطرح شده است.

در سه فرضیه مطرح شده در این پژوهش ، احتمال رابطه مستقیم میان سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی ، رابطه مستقیم میان اعتماد اجتماعی و سلامت اجتماعی ، رابطه مستقیم میان مشارکت اجتماعی و سلامت اجتماعی ، رابطه مستقیم میان حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی عنوان شده است. و در ادامه با جمع آوری اطلاعات در قالب پرسشنامه به شیوه ی نمونه گیری اتفاقی در اختیار ۳۶۷ نفر از دانشجویان در دسترس دانشگاه شهرکرد قرار گرفت ، از آزمون های آماری مناسب جهت آزمون فرضیات پرداخته شده است که تمامی فرضیات پژوهش تأیید شدند. همچنین معادله رگرسیون بر مبنای روابط متغیرهای مستقل با متغیر وابسته به دست آمد. در پایان نیز بر پایه نتایج به دست آمده ، پیشنهادات پژوهشگر جهت ارتقای سلامت اجتماعی و نیز پژوهش های آتی مطرح گردید.

کلید واژگان: سرمایه اجتماعی، سلامت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی

فهرست

 عنوان                                                                                                                           صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

۱-۱- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………۲

۱-۲- طرح مسئله……………………………………………………………………………………………………………………………….۳

۱-۳- ضرورت و اهمیت موضوع…………………………………………………………………………………………………………..۴

۱-۴- هدف پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………..۵

 

فصل دوم: ادبیات پژوهش

۲-۱- تاریخچه سلامت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………..۷

۲-۲- تاریخچه سرمایه اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………..۹

 2-3- پیشینه پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱

۲-۳-۱- پژوهش های خارجی……………………………………………………………………………………………………………۱۲

۲-۳-۲- پژوهش های داخلی……………………………………………………………………………………………………………..۱۵

۲-۳-۳- نقد پژوهش های انجام شده……………………………………………………………………………………………………۱۹

۲-۴- مبانی نظری……………………………………………………………………………………………………………………………۲۱

۲-۴-۱- سلامت اجتماعی………………………………………………………………………………………………………………….۲۱

۲-۴-۱-۱-سلامت……………………………………………………………………………………………………………………………۲۱

۲-۴-۱-۲- تعریف سلامت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………۲۲

۲-۴-۱-۳- دیدگاههای سلامت اجتماعی……………………………………………………………………………………………..۲۵

۲-۴-۲-سرمایه اجتماعی …………………………………………………………………………………………………………………۲۸

۲-۴-۲-۱- تعریف سرمایه اجتماعی……………………………………………………………………………………………………۲۸

۲-۴-۲-۲- طبقه بندی سرمایه اجتماعی…………………………………………………………………………………………………….۳۰

۲-۴-۲-۳- اهمیت سرمایه اجتماعی………………………………………………………………………………………………………..۳۲

۲-۴-۲-۴- نظریات سرمایه اجتماعی………………………………………………………………………………………………………..۳۳

۲-۵- چارچوب نظری پژوهش………………………………………………………………………………………………………………..۴۷

۲-۶- مدل نظری پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………۵۰

۲-۷- فرضیات پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………۵۱

 

فصل سوم: روش شناسی

۳-۱- روش تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………….۵۷

۳-۲- جامعه آماری …………………………………………………………………………………………………………………………۵۷

۳-۳- حجم نمونه و روش نمونه گیری ………………………………………………………………………………………………..۵۸

۳-۴- واحد تحلیل ………………………………………………………………………………………………………………………….۵۹

۳-۵- ابزار جمع آوری اطلاعات ………………………………………………………………………………………………………..۵۹

۳-۶- روایی (اعتبار) و پایایی ابزار پژوهش …………………………………………………………………………………………..۵۹

۳-۷- تکنیک های آماری …………………………………………………………………………………………………………………۶۷

۳-۸- تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم …………………………………………………………………………………………………۶۸

۳-۸-۱- تعریف نظری و عملیاتی سلامت اجتماعی(متغیر وابسته) ……………………………………………………………..۶۸

۳-۸-۲- تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای زمینه ای ………………………………………………………………………………۶۹

۳-۸-۲-۱- تعریف نظری و عملیاتی سن ……………………………………………………………………………………………..۶۹

۳-۸-۲-۲- تعریف نظری و عملیاتی جنسیت ………………………………………………………………………………………..۶۹

۳-۸-۲-۳- تعریف نظری و عملیاتی تأهل ……………………………………………………………………………………………۶۹

۳-۸-۲-۴- تعریف نظری و عملیاتی تحصیلات …………………………………………………………………………………….۶۹

۳-۸-۳- تعریف نظری و عملیاتی سرمایه اجتماعی (متغیر مستقل) ……………………………………………………………..۷۰

۳-۸-۳-۱- تعریف نظری و عملیاتی مشارکت اجتماعی ………………………………………………………………………….۷۰

۳-۸-۳-۲- تعریف نظری و عملیاتی اعتماد اجتماعی ……………………………………………………………………………..۷۲

۳-۸-۳-۳- تعریف نظری و عملیاتی حمایت اجتماعی ……………………………………………………………………………۷۴

 

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

۴-۱- توصیف داده ها ………………………………………………………………………………………………………………………۷۷

۴-۲- تحلیل رابطه بین متغیرها…………………………………………………………………………………………………………….۸۷

۴-۳- تبیین رابطه بین متغیرها …………………………………………………………………………………………………………….۹۷

 

فصل پنجم: نتیجه گیری

۵-۱- نتایج توصیفی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………..۹۶

۵-۲- نتایج تبیینی پژوهش و آزمون فرضیات…………………………………………………………………………………………۹۶

۵-۳- پیشنهادات پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………۹۹

۵-۳-۱- پیشنهادات کاربردی……………………………………………………………………………………………………………۹۹

۵-۳-۲- پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………….۱۰۰

منابع ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۰۱

مقدمه

سلامت[۱] را محور توسعه اقتصادی و اجتماعی تلقی می کنند اگر هدف کلیه سیاست های اجتماعی ، رفاه جامعه باشد ، کلید ورود به رفاه جامعه ابتدا به زندگی مناسب وسالم و سپس کیفیت زندگی است که هیچ یک از اینها بدون داشتن سلامت امکان پذیر نیست. توسعه بدون وجود انسان سالم قابل درک نیست به گفته ماهلر[۲] ، رئیس پیشین سازمان جهانی بهداشت «اگر سلامت همه چیز نیست ، همه چیز بدون سلامت هیچ است»(بابایی،۲۱۶:۱۳۸۲).

سلامت چه به صورت فردی و چه جمعی بی تردید از مهمترین ابعاد مسائل حیات انسان است. سلامت ، شرطی ضروری برای ایفای نقش های اجتماعی است و همه انسان ها در صورتی می توانند فعالیت کامل داشته باشند که هم خود را سالم احساس کنند و هم جامعه آنها را سالم بداند.به طور کلی سلامت دارای ابعاد مختلفی است ، که در این میان بعد اجتماعی سلامت از مؤلفه های کلیدی سلامت شناخته می شود.

امروزه بخش عظیمی از اشکال سلامت (اعم از جسمی ، روانی و اجتماعی) در ارتباط شدید با عوامل اجتماعی است. سرمایه اجتماعی[۳] یکی از این عوامل مهم  است که در سالهای اخیر در مباحث مختلف بسیار مطرح شده است. جامعه ای که از نظر ذخیره سرمایه اجتماعی غنی باشد ، سطح بالاتری از دستاوردهای سلامتی را برای افراد فراهم کند. لذا پژوهش حاضر ، با هدف بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی دانشجویان تدوین شده است.

 

  • طرح مسئله

آرامش و سلامت ، گمشده ای است که بشر به دنبال آن می گردد. ولی هرگاه از آن سخنی به میان آمده ، بیش تر بُعد جسمانی آن مورد توجه بوده و جنبه اجتماعی و روانی آن کم تر به بحث گذاشته شده است. سالیان دراز ، بسیاری از محققان بهداشتی و درمانی باور داشتند که عوامل مؤثر بر سلامتی محدود به عوامل زیستی(بیولوژیک) ، رفتاری و محیطی هستند.

با این حال سلامت مفهومی چند بعدی است و تعریف”سازمان بهداشت جهانی سلامتنیز بر سه بعد جسمی ، روانی و اجتماعی آن اشاره دارد. شاید بُعد اجتماعی سلامت پیچیده ترین و در عین حال بحث انگیزترین جنبه از سلامت باشد. سازمان جهانی سلامت(۱۹۴۸)سلامت اجتماعی را یکی از مؤلفه های کلیدی سلامت معرفی کرده است ، اما به دلیل فقدان ابزارهای معتبر ، این مفهوم همچنان موضوع بحث های سیاسی و اجتماعی است. مطالعات سلامت با استفاده از نمونه های زیستی ، بیشتر بر وجه خصوصی سلامت تأکید دارند ، ولی افراد در درون ساختارها و روابط اجتماعی قرار دارند(keyes,2004:22).

امروزه سلامت اجتماعی ، به عنوان یکی از ابعاد سلامت ، در کنار سلامت جسمی و روانی و معنوی نقش و اهمیت گسترده ای یافته است ؛ به گونه ای که دیگر سلامتی فقط عاری نبودن از بیماری های جسمی و روانی نیست ، بلکه چگونگی عملکرد انسان در روابط اجتماعی و چگونگی تفکر وی از اجتماع نیز به عنوان معیارهای ارزیابی سلامت فرد در سطح کلان جامعه به شمار می رود.

به طور کلی سلامت اجتماعی به نوعی بهداشت روانی ، فردی و اجتماعی گفته می شود که در صورت تحقق آن افراد دارای انگیزه و روحیه شاد بوده و در نهایت جامعه شاداب و سلامت خواهد بود. در این میان موضوع سلامتی دانشجویان یک مسأله ی حیاتی است که امروزه موجب چالش های زیادی شده است ، در بین دانشجویان تنیدگی های دوره تحصیلی ، تضادهای قومی و فرهنگی ، احساس فاعلی مبنی بر مورد تبعیض سیاسی ، عقیدتی و نژادی و جنسیتی قرار گرفتن وجود دارد و در کشور ما نیز گاه گاهی این موارد به صورت حاد درآمده و بر جنبه های مختلف زندگی دانشجویان اثر گذاشته و جنبه های مختلف سلامت این قشر از جمله سلامت اجتماعی آنها را به خطر می اندازند. بنابراین تغییرات مربوط به تحول ، انطباق با روش جدید مطالعه و سبک زندگی ، جدایی از محیط های آشنا و حمایت کننده ، رفتارهای گروهی و فشارهای ناشی از آن ، همگی دست به دست هم داده و سلامت اجتماعی دانشجویان را تحت تأثیر قرار می دهد.

امروزه بخش عظیمی از اشکال سلامت بالاخص سلامت اجتماعی دانشجویان در ارتباط شدید با عوامل اجتماعی است سرمایه اجتماعی یکی از این عوامل است. جامعه ای که در آن سرمایه اجتماعی بالا باشد قاعدتاً نوعی همبستگی و وفاق در آن هست. همبستگی و وفاق موجب می شود هم جامعه آرامش داشته باشد و هم عدالت در توزیع منابع مناسب سلامت بالاخص سلامت اجتماعی وجود داشته باشد.

لذا پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این سوال است که آیا بین میزان سرمایه اجتماعی با سلامت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد؟

 

۱-۳- ضرورت و اهمیت موضوع

بخشی از اهمیت موضوع مربوط به خصوصیات دوران جوانی است. نسل جوان هر کشور موتور محرکه آن برای پیشرفت در زمینه های مختلف است. جوانی دورانی است که رشد عقلی ، تغییرات شناختی و شکل گیری ساختار افکار افراد در این دوره صورت می گیرد و آنان را قادر می سازد با تفکر درباره پدیده های مختلف به مراحل بالاتری از اخلاقیات برسند. از یک طرف بخش قابل توجهی از جمعیت جوان کشور ما را قشر دانشجو تشکیل می دهد ، توجه به نیازها و مشکلات آنان و تلاش در جهت رفع نیازهای آنها می تواند گام بزرگی در توسعه پایدار باشد و با توجه به این نکته که لازمه توسعه پایدار توجه به انسان و سلامت جسمی ، روانی و اجتماعی اوست از این رو با شناخت هر چه بیشتر نسبت به وضعیت سلامت اجتماعی این گروه از افراد می توان با دقت و صحت بیشتری به برنامه ریزی در جهت توسعه پایدار کشور پرداخت. البته روشن است که هر گونه تلاش در زمینه دستیابی به سلامت اجتماعی که هم نیاز فردی است و هم نیاز اجتماعی ، مستلزم آشنایی با مفهوم و معنای سلامت و راههای ارتقای آن می باشد. از طرف دیگر جوانی که از سلامت اجتماعی برخوردار نباشد نمی تواند با چالش های ناشی از ایفای نقش های اجتماعی کنار آمده و خود را با هنجارهای اجتماعی تطبیق دهد.

سلامت فرد پایه و بنیان سلامت جامعه است و همچنین جامعه نقش تعیین کننده ای در سلامت فرد دارد. این دو چنان به هم وابسته هستند که نمی توان بین آنها حد و مرزی قایل شد. وضعیت سلامت تک تک افراد جامعه به صورت گوناگون به سلامت دیگران و همچنین بر شاخص های اقتصادی و اجتماعی اثرگذار است.

از این رو تأمین سلامت افراد جامعه به خصوص سلامت اجتماعی آنها که امروزه تأکید زیادی بر آن می شود حائز اهمیت است. سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سلامتی نقش مهمی در تعامل زندگی اجتماعی هر انسانی دارد و پوشش فراگیر آن در جامعه می تواند موجبات توسعه اجتماعی را فراهم کند.

اهمیت توجه به بعد اجتماعی توسعه و همچنین تأکید سازمان بهداشت جهانی بر سلامت اجتماعی در کنار سلامت فیزیکی سبب شده که امروزه سلامت اجتماعی به عنوان دغدغه مشترک جامعه شناسان ، مددکاران اجتماعی و برنامه-ریزان امور توسعه در جامعه به شمار آید ، زیرا سلامت اجتماعی افراد از یک طرف معلول عوامل متعدد اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و… است و یکی از شاخص های توسعه جوامع به شمار میرود و از طرف دیگر خود می تواند در توسعه جامعه نقش اساسی ایفا کند. سلامت به عنوان بخشی از سرمایه ، منبع انسانی هر جامعه محسوب می شود. از دیدگاه فردی عامل سلامت جزء پیش نیازها و شرایط اصلی اشتغال به کار و فعالیت اجتماعی و اقتصادی انسانها در کلیه جوامع محسوب می شود که بدون اتکا به آن شانس دستیابی به امکانات رفاهی و مادی غیرممکن است و یا حداقل به سختی امکان پذیر است.

به طور کلی سلامت اجتماعی افراد جامعه از یک طرف معلول عوامل متعددی است و یکی از شاخص های مهم توسعه جوامع می باشد و از طرف دیگر خود می تواند در توسعه جامعه نقش اساسی ایفا کند. در محیط های دانشگاهی ، اتخاذ سیاست های حمایت کننده به صورت ارائه ی حمایت های اجتماعی می تواند عامل بازدارنده ای برای ناراحتی های عاطفی و روانی محسوب شود. برقراری جریان های حمایت کننده به گونه ای که بتواند جای خالی والدین ، دوستان صمیمی و به طور کلی نزدیکان فرد را به نحو احسن پر کند ، نقش مهمی در حفظ سلامت اجتماعی دانشجویان امکان پیش بینی و برنامه ریزی جهت کمک به تأمین بهداشت روانی آنان را فراهم می کند. از طرفی این امر به دست اندرکاران آموزش عالی کمک می کند تا با بسط و توسعه ی مراکز و کلینیک های خدماتی مشاوره ، روان درمانی و مددکاری و ارائه یبیشتر خدمات رفاهی و بهداشتی و مهارت های زندگی از شیوع ناراحتی های روانی و اجتماعی جلوگیری کند.

 یکی از راههای ارتقاء سلامت اجتماعی ، شناخت عوامل مرتبط با این مفهوم است ، سرمایه اجتماعی یکی از همین عوامل تأثیرگذار است. سرمایه اجتماعی یکی از مفاهیم بسیار مهمی است که جامعه شناسان معاصر در بررسی کمیت و کیفیت روابط اجتماعی در جامعه از آن استفاده کرده اند ، ویژگی ذاتی سرمایه اجتماعی این است که در روابط اجتماعی شکل می گیرد ، پایین بودن سرمایه اجتماعی در یک جامعه ، باعث بالا رفتن هزینه های کنترل و نظارت و همچنین مبادلات و ارتباطات می شود. در مقابل بهره مندی از سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی باعث کاهش هزینه ، مبادلات ، رفع عدم تقارن اطلاعاتی ، ایجاد حس تعلق و مشارکت و افزایش ظرفیت سازمانی می شود.

لذا پژوهش حاضر  به سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از عوامل مهم و مرتبط با سلامت اجتماعی دانشجویان جامعه ، توجه ویژه ای دارد.

انجام این پژوهش و پژوهش های مشابه می تواند به مسؤلین ذیربط نسبت به شناخت میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان و  میزان ارتباط آن با سلامت اجتماعی دانشجویان کمک شایانی می کند.

همچنین با حصول نتایج و پژوهش های کاربردی در این زمینه می توان حساسیت و نگرانی مسئولان را در قبال توجه به سلامت اجتماعی دانشجویان و نسل جوان بیشتر کرد و سازمان ها و ارگان های ذیربط می توانند گام مؤثری در جهت حفظ و ارتقای سلامت اجتماعی دانشجویان که در نهایت به عملکرد بهتر نسل جوان در جامعه می شوند بردارند.

۱-۴- هدف پژوهش

به طور کلی هدف از انجام این پژوهش بررسی و شناخت رابطه بین میزان سرمایه اجتماعی با سلامت اجتماعی دانشجویان می باشد.

مقدمه

در این فصل که عنوان کلی آن ادبیات پژوهش است ، ابتدا به بیان تاریخچه سلامت اجتماعی و سرمایه اجتماعی می- پردازیم ، سپس ضمن ارائه نتایج پژوهش های قبلی به نقد آنها می پردازیم ، در ادامه به بیان مبانی نظری و ذکر تعاریف و نظریات مختلف نظریه پردازان پرداخته می شود و درنهایت چارچوب نظری و فرضیات پژوهش مطرح می شود.

 2-1- تاریخچه سلامت اجتماعی

در سطح بین المللی تا زمانی که پس از جنگ جهانی اول اساسنامه جامع ملل تهیه می شد ، سلامت موضوعی از یاد رفته بود و تنها در واپسین روزها تهیه کنندگان پیش نویس اساسنامه به یاد “بهداشت جهانی” افتادند. پس از آن جنبش تازه-ای پدید آمد و از چند دهه ی پیشین تا کنون ، سلامت به عنوان یک حق بشری و یک هدف اجتماعی در جهان شناخته می شود.یعنی سلامت برای برآورده شدن نیازهای اساسی و بهبود کیفیت زندگی انسان لازم است و باید برای همه انسانها در دسترس باشد. در سال ۱۹۹۷ تصمیم گرفته شد که هدف اصلی دولت ها و who در دهه آینده باید در رساندن همه مردم جهان در سال ۲۰۰۰ به سطحی از سلامت باشد که بتواند یک زندگی اجتماعی و اقتصادی باور داشته باشند که به اختصار بهداشت برای همه تا سال ۲۰۰۹ نامیده شد(پارک و پارک،۲۹:۱۳۸۴).

در زمان های نه چندان دور وقتی سخن از سلامت و بیماری به میان می آمد ، بیمارستان ، پزشک و پرستار در اذهان تداعی می شد ، که باید مداوای جسم انسان را عهده دار شوند. در سایه تلاش علما ، روان شناسان و پزشکان به تدریج ، بعد روانی سلامت نیز مورد توجه قرار گرفت وسلامت جسمی و روانی به عنوان دو مقوله مرتبط با هم مورد پذیرش قرار گرفت (زاهدی اصل،۶:۱۳۸۶).

از سوی دیگر تعریف سازمان جهانی بهداشت مقوله ای برای مدلی شد که در آن سلامت به معنای سطح بالایی از سلامت جسمانی ، روانی و اجتماعی مفهوم سازی شد. به عبارت دیگر این تعریف راه را برای تعریف سلامت اجتماعی گشود و سبب شد جنبه ی اجتماعی سلامت مورد توجه قرار گیرد.

تعمق در دیدگاه های روان شناسان ، نشان می دهد که بعد روانی سلامت نیز تحت تأثیر سلامت اجتماعی و محیطی است ، لذا سلامت اجتماعی طی دهه های پایانی قرن بیستم در ادبیات مباحث مربوط به سلامت وارد شد و به شدت مورد توجه قرار گرفت.

بیانیه چهارم دسامبر ۱۹۸۶ که به قطع نامه شماره ۱۲۸/۴۱ مجمع عمومی سازمان ملل مشهور است ، زیر ساز موضوع مهم توسعه انسانی شد که نتیجه آن ، گزارشات برنامه توسعه سازمان ملل از سال ۱۹۹۰ بوده ، که به عنوان سند کارشناسانه بین المللی مورد استناد گروه های تخصصی مختلف و تحلیل گران و کارشناسان قرار می گیرد ، بیانیه ی فوق در ده ماده ، ابعاد مختلف نیازهای انسانی را که در نهایت تأمین کننده امنیت انسانی و سلامت اجتماعی است مدنظر قرار می دهد و دولت های عضو را ملزم به سیاست گذاری و اقدامات عملی در این راستا می نماید (زاهدی اصل،۷:۱۳۸۷).

در سایه پیشرفت علوم انسانی و به ویژه روانشناسی و علوم تربیتی ، در بحث از سلامت ، سلامت اجتماعی و روانی ، به صورت توأم مدنظر قرار گرفت و از نیمه دوم قرن بیستم ، بعد اجتماعی سلامت نیز در ادبیات موضوع وارد شد و در سایه همت و تلاش متفکرین اجتماعی ، مجموعه ای از ابعاد سلامت با عنوان سلامت جسمانی ، روانی و اجتماعی مورد تحلیل قرار گرفت. اما در خصوص پرداختن به مسئله ی سلامت اجتماعی ، برای نخستین بار ، بلوک و برسلو[۱]در سال ۱۹۷۲ به این مفهوم پرداختند. آنها مفهوم سلامت اجتماعی را با درجه عملکرد اعضای جامعه مترادف کرده و شاخص سلامت اجتماعی را ساختند و تلاش کردند تا با طرح پرسش های گوناگون در ابعاد جسمی ، روانی و اجتماعی سلامت فردی به میزان عملکرد فرد در جامعه برسند.

کنت نول[۲] از مدیران سازمان بهداشت جهانی در کتاب “سلامت مردم” (۱۹۷۵) چنین می نگارد که ما با مطالعه اقدامات انجام شده در ارتباط با سلامت در آفریقا ، آسیا و آمریکای جنوبی نشان دادیم که بسیاری از علل مشکلات معمولی در ارتباط با سلامت از خود جوامع نشأت می گیرد و مداخله بخش بهداشت به تنهایی ، اغلب بی اثر است و نهادها و سازمانهای جامعه نیز باید در مهیا سازی فضای سالم در جامعه سهیم باشند. در همان سال ۱۹۷۵ سازمان جهانی بهداشت و یونیسف در رمینه راه های ارضاء نیازهای اولیه سلامت در کشورهای در حال توسعه نشریه ای منتشر کرده و با تمرکز به نقاط ضعف برنامه های عمودی مربوط به بیماری ها بیان داشتند که در این قبیل برنامه ها به تکنولوژی توجه شد ، ولی به عدم احساس مالکیت توسط جامعه توجهی به عمل نیامده است. بنابراین از دیدگاه کنت نول سلامت دو بعد توانایی های جسمانی و توانایی های اجتماعی را نیز در بر می گیرد (سجادی،۲۴۴:۱۳۸۴).

این مفهوم را دونالد[۳] و همکارانش ، در سال ۱۹۷۸ مطرح کردند و استدلال آنها این بود که سلامت امری فراتر از گزارش علائم بیماری ، میزان بیماری ها و قابلیت کارکرد فردی است ؛ آنها معتقد بودند که رفاه و آسایش فردی امری متمایز از سلامت جسمی و روانی است ؛ بر اساس برداشت آنان سلامت اجتماعی در حقیقت ، هم بخشی از ارکان وضع سلامت محسوب می شود و هم می تواند تابعی از آن باشد دونالد در سال ۱۹۷۹ در تعریف سلامت اجتماعی بیان کرد:

«سلامت اجتماعی یعنی کیفیت و کمیت تساوی افراد و وسعت درگیر شدن اشخاص با اجتماع.»

در سال ۱۹۹۶ ریف[۴] ، مدل سلامت اجتماعی را مطرح کرد ؛ این مفهوم در برگیرنده ابعاد عملکرد مثبت ذهن و روان بود که شامل پذیرش خود ، رشد شخصی ، روابط مثبت با دیگران ، تسلط بر محیط ، هدفمند بودن در زندگی و استقلال است ؛ وی معتقد بود که دوران کودکی فرد تنها از نقطه نظر بیولوژیکی دارای اهمیت نیست ، بلکه از لحاظ روانی و اجتماعی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.

در سال ۱۹۹۸ کییز مدل پنج بعدی سلامت اجتماعی خود را تحت تأثیر مدل سلامت پیشنهاد کرد. او مفهوم سلامت اجتماعی را با مقیاسی به صورت جامع تر و با شمول ابعاد اجتماعی و محیط زندگی فرد مفهوم سازی نموده کییز در آن مقیاس و پژوهش هایی که پس از آن صورت داد فرض را بر این گذاشت که افراد کیفیت زندگی و عملکرد شخصی شان را با معیارهای اجتماعی شان ارزشیابی نمایند.

طبق مدل پنج بعدی کییز ، فرد سالم از نظر اجتماعی زمانی عملکرد خوبی دارد که اجتماع خویش را به صورت جامعه معنادار ، قابل فهم و دارای باالقوه هایی برای رشد و شکوفایی بداند ، احساس کند که متعلق به خود اوست و خود را در اجتماع و پیشرفت آن شریک بداند. محتوای مقیاس سلامت اجتماعی هر فرد ، طیف مثبتی از ارزیابی فرد از تجانس در جامعه است(فارسی نژاد،۷۴:۱۳۸۳).

بدین ترتیب در ارزیابی های جدید بین المللی سلامت اجتماعی یکی از شاخص های مهم توسعه است و تقویت سلامت در بین کشورهای توسعه یافته و فقیر جامعه شناسان را به مطالعه موضوعات اجتماعی و رابطه آن با سلامت وادار نموده است.

 2-2- تاریخچه سرمایه اجتماعی

در دو دهه گذشته سرمایه اجتماعی در شکل ها و زمینه های مختلف به عنوان یکی از شاخص ترین مفاهیم در علوم اجتماعی پدیدار گشته است. ولی ریشه استفاده از این اصطلاح به سال ۱۹۱۶ و کاربرد اولیه آن توسط یک معلم جوان ترقی خواه به نام هنی فن[۵] باز می گردد. او در بحث از مراکز اجتماعات مدارس روستایی ، بر اهمیت احیای مشارکت- های اجتماعی برای تداوم دموکراسی و توسعه تأکید کرد و مفهوم سرمایه اجتماعی را وضع نمود. هنی فن هر دو وجه منابع خصوصی و عمومی سرمایه اجتماعی را برجسته کرد اما به رغم این نوآوری مفهومی توجهی را بر نیانگیخت و بدون هیچ اثری ناپدید شد. پس از آن مفهوم سرمایه اجتماعی چندین بار به طور مستقل بازآفرینی شد. در دهه ۱۹۵۰ توسط سیلی[۶] و همکارانش برای تحلیل عضویت حومه نشینان شهری در کلوبها ، در دهه ۱۹۶۰توسط جاکوب[۷] که  برنامه ریز شهری بود برای تأکید بر ارزش جمعی پیوندهای رسمی همسایگان در کلان شهرهای جدید و در دهه ۱۹۷۰ توسط لوری[۸] اقصاددان ، برای تحلیل میراث سیاسی اجتماعی برده داری به کار گرفته شده است.

به نظر می رسد لوری در مسیر  جدال با نظریات اقتصاد ارتدکس، در رابطه با مسئله نیروی کار ، به مفهوم سرمایه  اجتماعی رسیده است. او معتقد است اجرای برنامه های «برابری فرصت ها» به خودی خود از نابرابری های نژادی نخواهد کاست و این نابرابری ها از نظر لوری به دو دلیل می توانند  تا ابد ادامه یابند. دلیل اول ، فقر موروثی والدین سیاه پوست که به شکل سطح نازل تر  امکانات مادی ، و فقر فرصت های آموزشی به فرزندانشان انتقال می یابد. دلیل دوم ، ارتباط ضعیف کارگران سیاه پوست با بازار کار و بی بهره بودن آنان از اطلاعاتی درباره فرصت هاست.

بنابراین، مفهوم سرمایه اجتماعی تا جایی مورد بحث لوری واقع می شود که با تفاوت در میزان برخورداری از فرصت ها (از طریق ارتباطات اجتماعی) برای جوانان وابسته یا غیر وابسته به اقلیت های نژادی رابطه پیدا می کند ، ولی هیچگونه برخورد نظام مندی با روابطی که بین این نوع سرمایه و سایر اشکال سرمایه برقرار است مشاهده نمی شود. اما مفهوم سرمایه اجتماعی تنها در دهه ۱۹۸۰ بود که به شدت مورد توجه قرار گرفت و توانست با گسترش نظری و تجربی جایگاه تعریف شده ای در میان نظریه های جامعه شناسی به خود اختصاص دهد. این امر عمدتا مرهون کلمن[۹] (۱۹۹۸) جامعه- شناس آمریکایی وتحقیق او در زمینه مشارکت در امور مدرسه (در شهر شیکاگو) است پس از آن بوردیو در فرانسه ابعاد دیگری از این مفهوم را روشن کرد و مطالعه پوتنام (۱۹۹۳) در زمینه رابطه سرمایه اجتماعی و نهادهای دموکراتیک در ایتالیا، خصوصاً از عوامل موثر در این گسترش می باشد(فیلد،۱۹:۱۳۷۸).

با ملاحظه مضامین فوق،  برخی صاحب نظران بر این عقیده اند که مفهوم سرمایه بحث جدیدی نیست واین مفهوم را   می توان با عباراتی متفاوت و در دیدگاه بنیان گذاران جامعه شناسی نظیر دورکیم و مارکس نیز یافت. از این نظر، این موضوع که مشارکت فرد در امور جمعی به نتایج مثبتی برای فرد و جامعه اش انجامد، از آغاز مورد توجه جامعه شناسان بوده است. اما «پورش[۱۰]» قدرت نوآورانه و اکتشافی این مفهوم را در دو چیز می بیند: «نخست آنکه این مفهوم بر پیامد- های مثبت معاشرت پذیری[۱۱] متمرکز است و ویژگی های کمتر جالب توجه آن را کنار می گذارد. دوم آنکه پیامد های مثبت را در چارچوب فراخ تر بحث سرمایه جا می دهد و توجه را به این نکته جلب می کند که چطور چنین اشکال غیر پولی ، درست مثل حجم دارایی ها یا حساب بانکی ، می توانند سر چشمه های مهم قدرت و اثر بخشی باشند. قابلیت کارکردی باالقوه منابع متنوع سرمایه فاصله میان جنبه های جامعه شناختی و اقتصادی را می کاهد و همزمان توجه سیاستگذاران راکه به دنبال راه حل های کم هزینه و غیراقتصادی برای حل مسائل اجتماعی هستند جلب می کند» (محمدی،۴۱:۱۳۸۴).

با این که مدت طولانی است که قدرت سرمایه اجتماعی در زندگی روزمره شناخته شده است ، اما به عنوان یک مفهوم در علوم اجتماعی در سالهای نسبتاً اخیر ، اهمیت یافته است. این مفهوم به دلایلی چند مورد توجه قرارگرفته است. یک دلیل آن عکس العمل به آنچه فرد گرایی افراطی سیاستگذاران در دوران ریگان[۱۲] و تاچر[۱۳] نامیده می شود، بوده است. هنگامی که تاچر در یک مصاحبه اظهار داشت «چیزی به عنوان جامعه وجود ندارد»، بسیاری این حرف وی را معادل تشویق به فردگرایی لجام گسیخته می دانستند بعداً خانم تاچر سعی کرد توضیح دهد که منظورش این بوده که جامعه مفهومی انتزاعی است و او ترجیح می دهد نیازهای خانواده ها، افراد و اجتماعات محلی را مد نظر قرار دهد. اما به نظر  می رسد. هیچ کس توضیح او را باور نکرده باشد. با اینکه توضیح او پذیرفتنی می نمود ، اما تقسیر وی ریشه دوانده بود. در چنین شرایطی ایده های نو درباره کشف مجدد آنچه اجتماعی است برای عموم مردم وسیاستگذاران جذاب بود(فیلد،۱۷:۱۳۷۸).

 یک عامل مؤثر بر طرح ایده های مربوط به سرمایه اجتماعی ، تغییرات اخیر در رفتار و روابط اجتماعی بوده است ، علاوه بر این سرمایه اجتماعی از یک چرخش فرهنگی در علوم اجتماعی سود برده است . همراه با افزایش چشمگیر توجه به جنبه های فرهنگی رفتار اجتماعی ، رشدی قابل توجه در علاقه به «رفتار و تجربه فردی سطح فردی » به وجود آمده است. تعداد قابل توجهی از دانشمندان علوم اجتماعی برجسته ، صمیمیت و اعتماد را به عنوان دو شاخص که به قلب مفهوم سرمایه اجتماعی نزدیک هستند ، بررسی کرده اند . با اینکه این نویسندگان چیزهای کمی درباره سرمایه اجتماعی گفته اند ، اما کانون توجه آنها دقیقا کنش متقابل روزمرّه و کیفیت روابط بین فردی بوده است . این زمینه عمومی توجه روشنفکرانه ، پشتوانه ای را برای رشد سریع علاقه به سرمایه اجتماعی در میان دانشمندان علوم اجتماعی  به وجود آورده است(همان).

 

تعداد صفحه :۱۳۹

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه تاثیر شبکه های ماهواره ای برسبک زندگی جوانان

 موضوع:

 تاثیر شبکه های ماهواره ای برسبک زندگی جوانان (مطالعه موردی: جوانان شهر کوهدشت)

 استاد مشاور:

 دکتر: علی رحمانی فیروزجاه 

 استاد مدعو:     

  دکتر: محمود شارع پور 

مهر ماه ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

 

        پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر شبکه های ماهواره بر سبک زندگی جوانان مورد بررسی قرار گرفته است. سبک زندگی الگوی جمعی است که با توجه به گسترش استفاده از وسایل ارتباط جمعی و نقش قابل توجهی که در انتقال اطلاعات و پیام ها دارند روز به روز شاهد کاهش ارتباطات میانفردی و افزایش قدرت این وسایل بر زندگی جوانان تغییر الگوهای زندگی آنان هستیم. و همچنین تاثیرات بسزای بر فرهنگ و ارزش های مخاطبان دارند. در میان انواع وسایل تاثیر گذار بر مقوله سبک زندگی، نقش تلویزیون فراملی (ماهواره) در ایجاد این تغییر و تحولات بسیار حائض اهمیت است. در این پژوهش به مطالعه بر روی یکی از پر مخاطب ترین شبکه های فارسی زبان یعنی شبکه من وتو۱ پرداخته ایم. و به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی هستیم که چه رابطه ای بین تماشای شبکه های ماهواره ای وسبک زندگی جوانان شهر کوهدشت وجود دارد؟

    در پژوهش حاضر جهت حصول اهداف تحقیق از روش پیمایشی استفاده شده است. در طراحی پرسشنامه از طیف لیکرت برای مقیاس سازی استفاده شده است. و از بین  98932 نفر جوان (  15 -34   ) تعداد ۳۸۳ نفر به روش  نمونه گیری طبقه ای تصادفی به عنوان جامعه نمونه انتخاب شده اند. پس از اجرای پرسشنامه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss یافته های نشان می دهد که؛ میزان تماشا ماهواره ، نوع تماشا، طبقه اجتماعی ، تحصیلات و مد رفتاری بر سبک زندگی جوانان که ماهواره تماشا می کنند موثر است. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که هرچه میزان تماشا ماهواره بیشتر باشد شاخص های گرایش سبک زندگی بیشتر می شود. و همچنین بیشترین استفاده جوانان ار شبکه من وتو۱ جهت تماشای موسیقی می باشد. و طبقه اجتماعی و مولفه های آن(شغل، و میزان درآمد) و سبک زندگی جوانان رابطه معنادرای وجو دارد. در بخش دیگری پژوهش نتایج آزمون تاثیر تحصیلات بر سبک زندگی مورد محاسبه قرار گرفت که نتایج حاکی از وجود رابطه منفی است یعنی هرچه تحصیلات مخاطبان بیشتر باشد کمتر سبک زندگی انها تحت تاثیر رسانه های تصویری(به خصوص ماهواره) قرار می گیرند. و همچنین بین شاخص مد رفتاری و سبک زندگی جوانان نیز، هر چه مخاطبان بیشتر در معرض تماشای ماهواره قرار بگیرند به همان اندازه شاهد حس تقلید در الگوهای رفتاری آنها خواهیم شد.

  واژه های کلیدی:

 شبکه های ماهوار ای, سبک زندگی, جوانان , شهر کوهدشت.  

 فهرست مطالب

عنوان                                                                                                        صفحه

فصل اول- کلیات تحقیق                                                                                                                  1

مقدمه      ………………………………………………………………………………………………………………. ………………….. …………. 2

  • بیان مسئله …………………………………………………………………………………………………………………………………. ۴
  • اهمیت و ضرورت تحقیق…………………………………………………………………………………………………………….. ۶
  • اهداف تحقق ………………………………………………………………………………………………………………… …………..۸
  • سوالات تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………….. ۹

 

فصل دوم- ادبیات و چهارچوب تحقیق                                                                                              .            10

۱-۲- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۱

۲-۲- ادبیات تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۱

۲-۲-۱- مفهوم سبک زندگی ………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۱

۲-۲-۲- ابعاد سبک زندگی …………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۳

۲-۲-۲-۱- سبک زندگی سنتی ……………………………………………………………………………………………………………….. ۱۳ 

۲-۲-۲-۲- سبک زندگی مدرن …………………………………………………………………………………………..  ………………… 15 

۲-۳- رسانه و سبک زندگی ……………………………………………………………………………………………………………………. ۱۸

۲-۴- رویکردهای نظری سبک زندگی ………………………………………………………………………………………………………۲۰

۲-۴-۱- ماکس وبر ……………………………………………………………………………………………………………. ……………….  20   

۲-۴-۲- پیر بوردیو ……………………………………………………………………………………………………………  ………………… 21 

۲-۴-۳- آنتونی گیدنز ……………………………………………………………………………………………………….. ………………….۲۳  

۲-۵- سبک زندگی در تعامل با ماهواره ……………………………………………………………………………………………………  25

۲-۶- مروری بر پژوهش های انجام انجام شده …………………………………………………………………………………………    27

۲-۶-۱- پژوهش های داخلی …………………………………………………………………………………………………………………  27

۲-۶-۲- پژوهش های خارجی ……………………………………………………………………………………………………………….  30    

۲-۷- چهارچوب نظری تحقیق ………………………………………………………………………………………..  …………………..  32

مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………..  32  

۲-۷-۱- نظریه کاشت …………………………………………………………………………………………………………………………   32

۲-۷-۲- نظریه استفاده و خشنودی ………………………………………………………………………………………………………….. ۳۵

۲-۷-۳- نظریه یادگیری اجتماعی ……………………………………………………………………………………. . ………………….. ۳۷

 

فصل سوم-روش تحقیق                                                                                                                41

مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۴۲

۳-۱- روش پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۲

۳-۲- روش گردآوری داده ها ………………………………………………………………………………….. ………………………. ۴۲

۳-۳- تهیه پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………… ………………………..۴۳

۳-۴- تعریف نظری و عملیاتی متغیرها ………………………………………………………………………………………………….. ۴۴

۳-۴-۱- سبک زندگی ………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۴

۳-۴-۲- میزان تماشای ماهواره …………………………………………………………………………………………………………..   44

۳-۴-۳- نوع تماشای شبکه های ماهواره ای ………………………………………………………………………………………….. ۴۴

۳-۴-۴- طبقه اجتماعی ……………………………………………………………………………………………. ………………………. ۴۵

۳-۴-۵- گروههای تحصیلی ……………………………………………………………………………………………………………..   45

۳-۴-۶- مد رفتاری ………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۶

۳-۵- روایی و پایایی تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………..   47

۳-۶- جامعه آماری ………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۸

۳-۷- تعیین حجم نمونه …………………………………………………………………………………………………………………….  49

 

فصل چهارم-یافته های تحقیق                                                                                                  50

۴-۱- توصیف متغیرهای تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………۵۳

۴-۲- آزمون فرضیه های تحقیق …………………………………………………………………………………………………………..۶۲

 

فصل پنجم- نتیجه گیری تحقیق                                                                                               67

مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………  72

۵-۱- خلاصه  فرآیند تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………… ۷۲

۵-۲- تبیین یافته ها ……………………………………………………………………………………………………. …………………….۷۴

۵-۳-نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………………………..   77

۵-۴- پیشنهادهای پژوهش ………………………………………………………………………………………. . ………………………۸۰

۵-۵- منابع ………………………………………………………………………………………………………….. ……………………….. ۸۱

ضمائم.

مقدمه:

     آنچه در این پژوهش مد نظر است نقش رسانه در شکل دهی به دیدگاهها و رفتارها در سبک زندگی است.

    خانواده یکی از نهادهای اولیه اجتماعی است. شکل گیری خانواده که از دستاوردهای نوع انسان است، در تکوین اجتماعات بشری و پاسخ به نیازهای اساسی او نقش مهمی داشته است. خانواده با خویشاوندی سازمان می یابد. از طریق خویشاوندی و تشکیل خانوده، نهادهای اجتماعی گوناگون چون اقتصاد، حکومت، مذهب و آموزش و پرورش بنیان گذارده شد(سیف الهی،۱۵۲:۱۳۸۶).

   رسانه های جمعی به خصوص ماهواره تاثیرات انکار ناپذیری در رفتارها و نگرش بینندگان دارند که این تاثیرات از طریق برنامه های آموزشی تفریحی و سرگرمی و سریال ها صورت می پذیرد. سبک زندگی به مطالعه گسترده متغیرهای وضعیت اجتماعی،گرایش ها و رفتار سلایق است.افراد متعلق به نژاد و اقوام گوناگون که از امکان ابراز اشکال فرهنگی اقلیمی برخوردارند به رسانه های غالب جذب می شوند.

   از نظر کوش طبقه اجتماعی به بخشی از اعضای جامعه اطلاق می شود که از نظر ارزش های مشترک، حیثیت، فعالیت های اجتماعی، میزان ثروت و متعلقات شخصی دیگر و نیز آداب معاشرت از بخش های دیگر جامعه تفاوت داشته باشند. در جوامع نوین سه شاخص بنیادی برای طبقه اجتماعی وجود دارند که عبارتند از درآمد، شغل، تحصیلات، علاوه بر این شاخص های بنیادی، متغیرهای مهم دیگر طبقات اجتماعی عبارتند از مذهب ملیت، جنسیت، محل سکونت زمینه خانوادگی.

    روابط اجتماعی بوجود آمده بین افراد و گروهها، براساس اصل وفاق و کارکرد مناسب برای همه افراد جامعه و گروههای اجتماعی بنیان نگرفته است. پیامد شکل گیری روابطی اجتماعی بر اساس نابرابری، تبعیض و یا فشار گروهی، بروز و تبلور نقطه نظرها دیدگاهها و ارزش های متفاوت و گاه مخالف است(همان:۱۱۱).

    فوکویاما اصلی ترین راه شکست دادن یک کشور را تغییر سلایق و تمایلات مردمان آن سرزمین می داند. به نظر می رسد طی سالهای اخیر دولت های غربی با بهره گیری از این تفکر تخریب ارزش ها و اصول اسلامی را در دستور کار خود قرار داده و بدین ترتیب جنگ نرم را به جهت دلخواه خود هدایت می کنند. در نظام های سنتی فرد ارزش ها و آداب و رسومی که با هنجارهای فرهنگی خود در ارتباط است را درونی می کند. در حالیکه با گسترش روز افزون رسانه های جمعی به خصوص ماهواره فرد اطلاعات مختلف از منابع گوناگون دریافت می کند که با فرهنگ وی در تضاد است.

   ماهواره با توجه به تازگی، تنوع و تعداد اخباری که رد و بدل می سازند به نوعی رسانه های ملی جوامع در حال توسعه را با مشکل روبرو می کند و به نوعی منجر به انزجار مردم از رسانه ملی میشود.

  • بیان مسأله:

    جوانان یکی از سرمایه های عظیم هر جامعه به حساب می آیند. و همچنین یکی از پر جمعیت ترین قشر سنی در جامعه ایران به شمار می روند. به گونه ای که توجه به سبک زندگی و تحولات و تاثیراتی که تکنولوژی های نوین خصوصا ماهواره برشیوه زندگی کردن افراد می گذارد حائض اهمیت است.

   ماهواره های ارتباطی به افراد سراسر جهان این امکان را می دهند تا به طور همزمان اطلاعات و اخبار جدید را دریافت کنند ولی در این میان باید به تاثیرات این جریان اطلاعات بر فرهنگ های مختلف توجه کرد(ساموار و همکاران،۴:۲۰۰۷).

   مک لوهان[۱] به نقل از ارشمیدس می گوید یک نقطه اتکا در جهان به من نشان بدهید تا من توسط آن دنیا را تکان بدهم. مک لوهان معتقد است اگر امروز ارشمیدس[۲] زنده بود حتما رسانه های ما را با انگشت نشان می داد و می گفت: من چشم ها،گوشها و اعضا و مغزهای شما را به عنوان نقطه اتکا به کار می گیریم و دنیا را آن گونه که مایلم به حرکت در می آورم (دادگران،۹۱:۱۳۷۴). در عصر حاضر که می توان آنرا عصر انقلاب فناوری رسانه ای نام نهاد پدیده ای به نام ماهواره توانسته است به طوری جدی و همه  جانبه در تمامی ابعاد و عرصه های سیاسی،اقتصادی ،ایدئولوژیکی به ویژه در عرصه فرهنگی بسیاری از جوامع تاثیر گذار است. این مسئله بیانگر این واقعیت است که فرهنگ ها تنها از طریق عوامل درونی خود دچار تغییر و دگرگونی نمی شوند بلکه مجموعه ای از عوامل خارجی نیز در ایجاد این گونه تغییر و تحولات دخیل می باشند. (آزاد ارمکی،۱۳۸۳) تماشای شبکه های ماهواره ای عرصه جدیدی برای تسهیل و اغنا کردن تعاملات و اطلاعات و الگو گرفتن از سبک زندگی ارائه شده در این شبکه ها بوده است. بوردیو با نگاهی به هویت اجتماعی فرد در جامعه غربی سبک زندگی را فعالیت های نظام مندی تعریف می کند که از ذوق و سلیقه فرد سرچشمه می گیرد  و بیشتر جنبه عینی و خارجی داشته و در عین حال به نمادین به فرد هویت می بخشد و بدین ترتیب میان قشرهای مختلف اجتماعی تمایز پدید می آورد (بوردیو،۳۳۷:۱۳۹۰-۲۸۶).

    همچنین با ورود رسانه ها به عرصه سیاست به تدریج تغیراتی را در مولفه های قدرت ایجاد کرده است. امروزه ما شاهد قرار گرفتن رسانه ها در فهرست عناصر قدرت و در کنار عواملی نظیر اقتصاد تسلیحات، نیروی انسانی و… هستیم و به دلیل ماهیت و نوع اثرگذاری قدرت رسانه ها(قدرت نرم و پیشرفت فناورانه در دو دهه گذشته شاهد حضور همه جایی مجازی رسانه هستیم(ضیایی پرور،۲۶:۱۳۸۶)

   با این تعاریف سبک زندگی که نمایانگر الگوی مصرف است و بر مجموعه ای از نگرش های اجتماعی و فرهنگی تکیه دارد و شامل موضوعات مهمی از قبیل نوع پوشش، رفتار اجتماعی، الگوی مصرف و… می شود که دچار تغییرات اساسی شده است. ما ادعای مدرن بودن را داریم اما نه مدرن هستیم و نه به سنت ها پایبند هستیم . در اغلب رسانه های غربی تلاش معناداری برای جهت دهی هدفمند برنامه ها صورت می گیرد. در این میان شبکه من وتو۱ که  یکی از شبکه های پر طرفدار در ایران است در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۱۰ راه اندازی شد و دفتر آن در شهر لندن است  این شبکه با اجرای برنامه های با سبک وسیاق جدید و متفاوت در مقایسه با دیگر شبکه های ماهواره ای فارسی زبان تلاش می کند تا حد زیادی از برچسب وابستگی به غرب و یکسونگری رهایی یابد. ما در این پژوهش به بیان مصادیقی و تاثیراتی که این شبکه بر سبک زندگی جوانان  میگذارد می پردازیم.

  • اهمیت و ضرورت تحقیق:

    عصری که در آن زندگی می کنیم عصر ارتباطات نامیده اند, عصری که وجه مشخصه آن چیرگی وسایل ارتباط جمعی بر زندگی اجتماعی, سیاسی و فرهنگی انسانهاست. وسایل ارتباط جمعی در پیدایش عادت های تازه تکوین فرهنگ جهانی, تغییر در رفتار, نگرش ها و خلق و خوی انسانها و کوتاه کردن فاصله ها و همسایگی ملل دوردست نقش مهم و شگرفی بر عهده داشته ودارند. یکی از شاخص های توسعه یافتگی هر جامعه ای در عصر جدید میزان اطلاعاتی است که آن جامعه تولید می کند, بدون شک رسانه ها نیز در تولید آن اطلاعات می توانند نقش مهمی ایفا کنند.(سمواتی،۳:۱۳۸۳)در این رهگذر رسانه ها به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزش ها و هنجار ها مطرح هستند.نسل فعلی هر آنچه را که از رسانه می خواند و می شنود و می بیند ملاک نگرش و عمل و رفتار خود قرار می دهد. در دوران کنونی نقش نهاد های اجتماعی مثل خانواده, همسالان و مدرسه در اجتماعی کردن نسل ها تضغیف . در مقابل روز به روز بر اهمیت و نقش رسانه ها افزوده می شود.(احمد زاده کرمانی،۲۲۴:۱۳۹۰)  این وسایل هم اکنون به قدری در ایران نفوذ کرده اند که صرفا یک مورد از اثرات فرهنگی آنها در پیروی شهروندان ایرانی از مدهای مختلف لباس و موی ورزشکاران غربی و هنرپیشه های هالیوود می توان مشاهده کرد. موسیقی در این خصوص نیز جای خود دارد. رواج فرهنگ غربی در ایران به گونه ای است که به نظر می رسد در آینده نه چندان دور تبدیل به فرهنگ برتر شود.(اینگلهارت،۳۶۹:۱۳۷)

    بحران علم مدرن سبب شده است. جوامع جهان سوم جایگاه خود را در از دست بدهند, فرهنگ های سنتی تخریب شوند و زیست بوم ملت های جهان سوم دچار خسارت های همه جانبه شود افزون بر این شیوه چند بعدی و ترکیبی اش در جهان سوم به واسطه علم تکنولوژی های مدرن, با تفکر خیلی بی روح و غیر انسانی عقلانیت مدرن, جایگزین شده است. تکنولوژیها و علم غربی جوامع جهان سوم را به نام عقلانیت علمی به نحو سازمان یافته چپاول کرده است. نظام علم و تکنولوژی مدرن در جهان سوم به قیمت از میان رفتن فرهنگ های رشد کرده است که پیش از سلطه فرهنگ اروپای در آن مناطق خوش درخشیده بودند. پیش از سلطه قدرت های استعماری اروپایی تمدن های جهان سوم, نظام های معرفتی و صنعتگری پیچیده و گسترده خود را داشتند.(رجبی نیا:۴۷,۱۳۸۹) امروزه جوامعی که کاملا از تاثیر رسانه های همگانی برکنار مانده باشند حتی در میان فرهنگ های سنتی تر, بسیار محدود اند. ارتباطات الکترونیکی حتی در دسترس کسانی که کاملا بی سواد قرار دارد. در دور افتاده ترین نواحی کشورهای جهان سوم یافتن مردمی که رادیو یا تلویزیون دارند امری عادی است.(گیدنز:۱۰۶,۱۳۸۵)   هرگاه یک تکنولوژی راه خود را برای نفوذ باز کرد و خود نیز در مسیر تکامل و رشد قرار گرفت, این تاثیرات آنقدر دور از انتظار صورت می گیرد که هیچ کس را یارای آن نیست که آگاهانه و با وقوف کامل به پایان کار, خود را فقط برنده و بهره مند از کاربرد این تکنیک از آب در آورد.(پستمن:۳۷,۱۳۸۸) ما در این پژوهش با روش پیمایشی و مطالعه موردی بر روی یکی از مهمترین و پر مخاطب ترین شبکه های ماهواره ای فارسی زبان یعنی شبکه من وتو۱[۳] می پردازیم.از این رو پاسخگوی به سوالات پژوهش کمک می کند تا برای رفع معضل های گفته شده  وبه منظور مقابله با رواج سبک زندگی غربی اقداماتی انجام گیرد.زیرا در صورت عدم توجه به این مقوله بسیاری از ارزش های دینی و رفتاری جامعه ایرانی زیر سوال رفته و مشکلات فراوانی به بار می آورد. با توجه به مطالب مطرح شده به بررسی تاثیر شبکه های ماهواره ای بر سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت ضرورت انجام این پژوهش را روشن می سازد که طی مراحل تحقیق به این مسئله مهم پرداحته می شود.

  • اهداف پژوهش:

   پژوهش حاضر تلاش بر این دارد که با توجه به اهداف ذیل پاسخگوی پرسش های پژوهش باشد.

 

هدف اصلی تحقیق:

   بررسی رابطه بین تماشای شبکه های ماهواره ای وسبک زندگی جوانان شهر کوهدشت.

 

اهداف فرعی تحقیق:

  بررسی رابطه بین میزان مشاهده  شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت.

  بررسی تفاوت بین نوع مشاهده  شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت.

  شناخت رابطه بین طبقه اجتماعی بینندگان شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت.

  بررسی تفاوت بین تحصیلات بینندگان شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت.

  بررسی رابطه بین مد رفتاری بینندگان شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت.

 

  • سوال پژوهش:

سوال کلی:

    چه رابطه ای بین تماشای شبکه های ماهواره ای وسبک زندگی جوانان شهر کوهدشت وجود دارد؟

 

سوالات جزئی:

   آیا بین میزان مشاهده  شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت رابطه وجود دارد؟

  آیا بین نوع مشاهده  شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت تفاوت معناداری وجود دارد؟

  آیا  بین طبقه اجتماعی بینندگان شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت رابطه وجود دارد؟

  آیا بین تحصیلات بینندگان شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت تفاوت معناداری وجود دارد؟

  آیا بین مد رفتاری بینندگان شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی جوانان شهر کوهدشت رابطه وجود دارد؟

[۱] McLuhan   

[۲] Archimedes

[۳] www.manoto1.com

تعداد صفحه :۱۰۰

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه تاثیر اقدامات مددکاری اجتماعی بر کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان

استاد مشاور

جناب آقای دکتر ستار پروین

استاد داور

جناب آقای دکتر اکبر شریفیان

خردادماه ۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

در عصر حاضر اقدامات تخصصی مددکاری اجتماعی در سرتا سر جهان،جهت بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با بیماری از جایگاه ویژه ای برخوردار است.یکی از حوزه های مهم در این زمینه ،مورد توجه قرار دادن کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان است.پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر، بخشی از اقدامات مددکاری اجتماعی بر کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان انجام پذیرفته است.جامعه آماری برای انجام این پژوهش عبارت بود از ۳۹۲ نفر از افراد درگیر با سرطان که در مرکز کنترل سرطان انتخاب اصفهان دارای پرونده بودند.این افراد به دو گروه ۱۹۶ نفری تقسیم شدند.گروه اول بیمارانی بودند که از خدمات مددکاری اجتماعی مرکز هیچ استفاده ای نمی کردند و گروه دوم بیمارانی بودند که تحت پوشش خدمات مددکاری اجتماعی مرکز قرار داشتند و از این خدمات بهره می بردند. روش پژوهش در این تحقیق از نوع علی مقایسه ای است و ابزار مورد استفاده برای سنجش ،پرسشنامه کیفیت زندگی  افراد درگیر با سرطان QLQ-C30 و پرسشنامه سنجش تاثیر اقدامات مددکاری اجتماعی مطرح شده در این پژوهش است. نتیجه آزمون t student  بیانگر آن شد که در رابطه با فرضیه اصلی پژوهش یعنی بین اقدامات مددکاری اجتماعی و کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان تفاوت معنی دار وجود دارد.همچنین در رابطه با فرضیه بعدی مشخص گردید که میان وضعیت سنی در دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد.در رابطه با فرضیه بعد مشخص شد که میان وضعیت تاهل در دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد.در رابطه با وضعیت اشتغال مشخص شد که وضعیت اشتغال در دو گروه دارای تفاوت معنی داری می باشد و در رابطه با وضعیت جنسیت در دو گروه نیز تفاوت معنی داری وجود نداشت.در رابطه با فرضیه بعد که وضعیت تحصیلات در دو گروه بود مشخص گردید که میان وضعیت تحصیلات در دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد.ودر نهایت مشخص گردید که میان وضعیت سکونت در دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد.

واژگان کلیدی:اقدامات مددکاری اجتماعی،کیفیت زندگی، افراد درگیر باسرطان .

فهرست مطالب

عنوان                                                                                           صفحه

چکیده

 فصل اول :کلیات پژوهش

مقدمه ……………………………………………………………………………...……………………………………. ۲

بیان مسئله …………………………………………………………………………...………………………………….. ۳

ضرورت و اهمیت تحقیق ………………………………………………………………………………………………. ۵

انگیزه پژوهشگر ………………………………………………………………………………………………………… ۶

اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………………………………. ۷

فایده های عملی تحقیق ………………………………………………………………………………………………… ۷

فصل دوم:ادبیات پژوهش

مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………. ۹

سرطان ؛ نگاه کلی ………………………………………………………………………………………………………. ۹

تعریف و تاریخچه ………………………………………………………………………………………………………. ۹

عوامل ایجاد کننده سرطان ……………………………………………………………………………………………. ۱۰

علائم و نشانگان سرطان ………………………………………………………………………………………………. ۱۱

روش های درمان سرطان ……………………………………………………………………………………………… ۱۲

مددکاری اجتماعی بیمارستانی (مددکاری اجتماعی پزشکی) ……………………………………………………… ۱۳

برخی از روشهای کار مددکار اجتماعی آنکولوژی ………………………………………………………………… ۱۵

تاریخچه کیفیت زندگی………………………………………………………………………………………………. ۲۰

تعاریف و دیدگاه ها در مورد کیفیت زندگی ……………………………………………………………………….. ۲۲

ابعاد کیفیت زندگی …………………………………………………………………………………………………… ۲۳

عوامل موثر بر کیفیت زندگی ………………………………………………………………………………………… ۲۵

پیشینه ی پژوهشی ……………………………………………………………………………………………………… ۲۶

تحقیقات داخلی ……………………………………………………………………………………………………….. ۲۶

تحقیقات خارج از کشور ……………………………………………………………………………………………… ۲۸

مبانی نظری کیفیت زندگی …………………………………………………………………………………………… ۲۹

رویکرد پزشکی به مفهوم کیفیت زندگی ……………………………………………………………………………. ۳۰

کیفیت زندگی و ارتباط آن با تندرستی ……………………………………………………………………………… ۳۱

تبیین های روان شناختی ……………………………………………………………………………………………….. ۳۴

شاخصهای روان شناختی ……………………………………………………………………………………………… ۳۵

رویکرد روان شناختی اجتماعی ………………………………………………………………………………………. ۳۹

نظریه های یادگیری ……………………………………………………………………………………………………. ۳۹

نظریه یادگیری اجتماعی ……………………………………………………………………………………………… ۴۰

رویکرد تقلید و واکنش ………………………………………………………………………………………………. ۴۰

رویکرد جامعه شناختی ……………………………………………………………………………………………….. ۴۱

دیدگاه های  مورد استفاده مددکاری اجتماعی ……………………………………………………………………….۴۲

نظریه سیستمی …………………………………………………………………………………………………………. ۴۳

نظریه توانمند سازی …………………………………………………………………………………………………… ۴۳

نظریه مداخله در بحران ……………………………………………………………………………………………….. ۴۴

نظریه وظیفه مداری ……………………………………………………………………………………………………. ۴۵

نظریه مددکاری گروهی انسان محور ………………………………………………………………………………… ۴۵

نظریه واقعیت درمانی …………………………………………………………………………………………………. ۴۵

نظریه ساختاری خانواده ………………………………………………………………………………………………. ۴۶

نظریه درمان بین فردی ………………………………………………………………………………………………… ۴۷

چهار چوب نظری …………………………………………………………………………………………………….. ۴۷

پرسش های پژوهش ………………………………………………………………………………………………….. ۴۹

فرضیات پژوهش ………………………………………………………………………………………………………. ۴۹

مدل نظری تحقیق …………………………………………………………………………………………………….. ۴۹

فصل سوم :روش شناسی تحقیق

مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۱

جامعه آماری ………………………………………………………………………………………………………….. ۵۱

روش تحقیق …………………………………………………………………………………………………………… ۵۱

تعریف مفاهیم تحقیق …………………………………………………………………………………………………. ۵۱

تعاریف نظری تحقیق …………………………………………………………………………………………………. ۵۲

تعاریف عملیاتی ………………………………………………………………………………………………………. ۵۲

حجم نمومه و روش نمونه گیری …………………………………………………………………………………….. ۵۴

روش تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………………………………. ۵۴

واحد تحلیل …………………………………………………………………………………………………………. ۵۴

اعتبار و پایایی ابزار سنجش……………………………………………………………………………………………. ۵۴

فصل چهارم: یافته های پژوهش

مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۷

داده های توصیفی پژوهش …………………………………………………………………………………………… ۵۷

داده های استنباطی پژوهش …………………………………………………………………………………………… ۶۶

 

فصل پنجم: بحث،نتیجه گیری،محدودیت ها و پیشنهادات

مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………….. ۷۱

بحث و نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………… ۷۱

پیشنهادات کاربردی …………………………………………………………………………………………………… ۷۵

پیشنهادات پژوهشی …………………………………………………………………………………………………… ۷۶

محدودیت های پژوهش ……………………………………………………………………………………………… ۷۶

نقش مددکاری اجتماعی در رابطه با بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان …………………………………. ۷۷

منابع ……………………………………………………………………………………………………………………. ۸۳

پیوست ها ……………………………………………………………………………………………………………… ۸۹

مقدمه

سرطان یکی از انواع بیماری های شایع و غیر واگیر دار است.سرطان از هر نوع که باشد در صورت گسترش یافتن عاملی است تهدید کننده ، جهت حیات انسان.این بیماری و پیامد های پس از آن، قادر است ابعاد مختلف زندگی فرد درگیر با سرطان و حتی اطرافیان او را تحت الشعاع قرار دهد.این بیماران  در بسیاری از موارد علاوه بر مشکلات جسمی با گروه دیگری از مشکلات مانند تغییر در کارکرد نقش،کارکرد شناختی،کارکرد هیجانی وکارکرد اجتماعی دست به گریبان هستند. مجموع این تغییرات در کوتاه مدت و یا در،دراز مدت می تواند همراه با افت سطح کیفیت زندگی  که به گونه ای در ارتباط و یا تاثیر پذیر از موارد ذکر شده است باشد.از این روی از جمله افراد و گروه هایی که در سرتاسر دنیا مورد حمایت اقدامات تخصصی مددکاری اجتماعی قرار دارند افراد درگیر با سرطان هستند.ارتقاء کیفیت زندگی و رضایت ازآن پس از بیماری موضوع بسیار مهمی است که باید از سوی دولت و متخصصین این حوزه همانند کشورهای توسعه یافته مورد توجه قرار گیرد ،همانگونه که این کشورها در کنار سرمایه گذاری های عظیم تحقیقاتی و عملیاتی در کشف و گسترش درمان های پزشکی جدید و موثرتر توجه ویژه ای به حمایت های تسکینی و بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان دارند.از آن روی که کیفیت زندگی در بیشتر افراد درگیر با سرطان مخصوصا در مراحل پیشرفته بیماری در حد پایین است، توجه به اقداماتی همانند خدمات تخصصی مددکاری اجتماعی مرتبط با افزایش نسبی سطح  کیفیت زندگی این بیماران که شامل حمایت های تسکینی و مراقبتی ،شناسایی و غربالگری بیماران و شناسایی دقیق نیاز های آنان ،آموزش های گروهی،حمایت های مالی،راهکارهای افزایش سطح خلق و امید به زندگی ،شناسایی مشکلات، مشاوره و راهنمایی است از جایگاه ویژه ای  برخوردار است .این پژوهش از ۵ فصل تشکیل شده است که فصل اول آن ، به کلیات  مواردی همچون مقدمه، طرح مساله، اهمیت و اهداف پژوهش، فواید پژوهش، انگیزه پژوهشگرو … می پردازد. فصل دوم این پژوهش به متون ادبیات نظری تحقیق اختصاص دارد و به چهارچوب نظری پژوهش ، فرضیات پژوهش وپیشینه پژوهش، مدل نظری و … پرداخته است. فصل سوم که مربوط به روش شناسی پژوهش است، روش تحقیق و روش نمونه گیری و روایی و پایایی،جمعیت آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری و ….  را در بر گرفته وفصل چهارم که عنوان تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش را به خود گرفته به تشریح یافته های توصیفی و تبیینی پژوهشی و آزمون فرضیات پرداخته است.فصل پنجم که آخرین فصل پژوهش است و مربوط به نتیجه گیری و پیشنهادات است به خلاصه نتایج و پیشنهادات و محدودیت ها اختصاص دارد.

۲-۱- بیان مسئله

امروزه بیماری سرطان یکی از بزرگترین نگرانی های بشر در حوزه سلامت جسمی و روانی به حساب می آید. بشر از روزگاران کهن با سرطان آشنایی داشته به گونه ای که دانشمند بزرگ ایرانی  ابو علی سینا هم به این بیماری اشاره نموده است.کمی بعد از انقلاب صنعتی بیماری سرطان کم کم به یک معضل جهانی تبدیل شد و  قابل پیش بینی است که در آینده ای نه چندان دور این بیماری به طور فزاینده ای به خصوص در کشورهای در حال توسعه افزایش یابد تا جایی که آن را پدیده سونامی سرطان نامیده اند.این بیماری بعد از بیماری های قلبی و عروقی دومین عامل مرگ در کشورهای توسعه یافته است و سومین عامل مرگ در کشور های در حال توسعه بعد از بیماری های قلبی و عروقی و تصادفات جاده ای است . این بیماری به تنهایی بیش از بیماری ایدز و مالاریا در سرتاسر جهان قربانی گرفته است.برآورد سازمان بهداشت جهانی بیانگر آن است که تعداد موارد سرطان تا سال ۲۰۲۰ میلادی در جهان دو برابر خواهد شد. حدود دو سوم این افزایش در کشور های در حال توسعه از جمله ایران رخ خواهد داد.اگر چه آمارهای سازمان بهداشت جهانی هم اکنون نشانگر این است که درصد افراد درگیر با سرطان در کشورهای توسعه یافته نسبت به کشورهای توسعه نیافته به دلیل بافت جمعیتی جوان این کشورها کمتر است (طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۲ حدود ۵۶درصد افراد درگیر با سرطان در کشورهای در حال توسعه در حال زندگی هستند) که البته این آمار در آینده ای نه چندان دور به علت پیر تر شدن بافت جمعیتی این کشور ها از جمله ایران با افزایش چشمگیری روبه رو خواهد شد.طبق اظهار بنیاد تحقیقات جهانی سرطان (WCRF[1]) در سال ۲۰۱۲ ،چنین تخمین زده شده که سالانه در ایران۸۴۸۲۹ مورد جدید ابتلا به سرطان تشخیص داده می شود و  53350مرگ ناشی از سرطان وجود خواهد داشت.بر اساس این آمار،میزان بروز سرطان در مردان و زنان به ترتیب در ایران:۱۳۴۰۷به ازای هر ۱۰۰۰۰۰نفر و ۱۲۰۰۱به ازای هر ۱۰۰۰۰۰نفر می باشد.شایع ترین سرطان ها در ایران در مردان ،معده،مثانه،پروستات و کولورکتال می باشد و در زنان پستان،معده ، مری و کولورکتال می باشد.(به گزارش سایت رسمی مرکز جامع سرطان ایران  -1394) .

اصطلاح کیفیت زندگی، برای ارزیابی نیک بود عمومی افراد و جوامع استفاده می شود. این اصطلاح در طیف وسیعی از زمینه ها، از جمله حوزه های توسعه بین الملل، بهداشت، و سیاست مورد استفاده قرار می گیرد. کیفیت زندگی نباید با مفهوم استاندارد زندگی که عمدتاً بر درآمد استوار است، اشتباه گرفته شود. در عوض، شاخص های استاندارد کیفیت زندگی نه تنها شامل ثروت و استخدام هستند، بلکه شامل محیط زیست، سلامت جسمی و روانی، تحصیلات، تفریح و اوقات فراغت و تعلق اجتماعی نیز می شوند. (به نقل از مهدی باسخا و دیگران،۱۳۹۰).

گوشه ای از خدمات تخصصی مددکاری اجتماعی معطوف به بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با بیماری و خانواده  ،جامعه و سیستم های مرتبط با زندگی آنها است. کیفیت زندگی فردی از یک سو به عنوان پنداشتی از چگونگی گذران زندگی فرد مطرح شده و از بعدی کلی تر کیفیت موقعیت های زندگی حول یک عامل را شامل شده است.موقعیت هایی نظیر محیط پیرامون و یا فرهنگ در یک جامعه ی معین.از منظری دیگر می توان کیفیت زندگی را در دو سطح خرد (فردی-ذهنی)و کلان(اجتماعی-عینی)تعریف کرد.سطح خرد شاخص هایی نظیر ادراکات کیفیت زندگی،تجارب و ارزش های فرد و معرف های مرتبط مانند رفاه،خوشبختی و رضایت از زندگی را شامل شده و سطح کلان نیز شامل در آمد،اشتغال،مسکن،بهداشت و درمان ،آموزش و پرورش است.(مختاری ،۱۳۸۹: ۱۷).در رویکردی عملی کیفیت زندگی به عنوان یک مفهوم کلی تعریف شده است که تمام ابعاد زیستی شامل رضایت مادی،نیاز های حیاتی و جنبه های انتقالی زندگی نظیر توسعه فردی،خود شناسی و بهداشت اکوسیستم را پوشش داده است. همچنین ،کیفیت زندگی بر اساس عناصر تشکیل دهنده آن  نیزمانند شادکامی،رضایتمندی،ثروت،سبک زندگی و… تعریف گردیده است.از جنبه ای دیگرکیفیت زندگی از طریق بکارگیری شاخص های عینی و ذهنی اجتماعی مانند تولید ناخالص داخلی،بهداشت،شاخص رفاه،شاخص آموزش و…صورت پذیر شده است .همانطور که بیان شد با توجه به ابعاد و شاخص های کیفیت زندگی در جهت ارتقای آن از خدمات مختلفی از جمله خدمات آموزشی،بهداشتی،اجتماعی و حمایتی،استفاده شده است.مطالب مرتبط به کیفیت زندگی بیانگر آن است که در باره سازه ی کیفیت زندگی با تعدادی از نظرات گوناگون مواجهیم که این موضوع می تواند ناشی از سه عامل  مختلف باشد،یکی چند بعدی بودن این سازه ودیگری کاربرد متفاوت آن در حوزه های حرفه ای متفاوتی چون مددکاری اجتماعی، پزشکی ،روانشناسی،جغرافیای انسانی،مطالعات توسعه،اقتصاد،جامعه شناسی و در نهایت، پردازش که می تواند مربوط به عاملان،فرایندها،موقعیت ها و یا ساختارها باشد. با توجه به آمارهای اعلام شده در رابطه با سرطان و افزایش آن در ایران و سایر کشورها ضرورت توجه  به آینده نگری و برنامه ریزی و ارائه خدمات تخصصی  به افراد در گیر با سرطان بسیار روشن است . البته مددکاران اجتماعی  با اتخاذ برخی روشهای تخصصی مانند گروه درمانی که با ارائه خدماتی مانند آموزش مهارتهای زندگی ،آموزش مهارتهای رویارویی منطقی با بیماری و ارائه راهکارهای توانمند سازی و مداخله در بحران وهمچنین  حمایت های مالی و  کمک به گذراندن اوقات فراغت  و بهبود سطح خلق  و امید به زندگی  و خدمات ارجاع و راهنمایی جهت جلوگیری از سر در گمی بیماران در راستای استفاده بهتر از منابع .بنابر این در این راستا  بایدمشخص گردد که خدمات تخصصی مددکاری اجتماعی ارائه شده چه نقشی در بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان دارد ؟

۳-۱- ضرورت و اهمیت تحقیق:

طی سالهای اخیر ،کیفیت زندگی ،یکی از مهمترین موضوعات پژوهش های حوزه مددکاری اجتماعی بوده است.هر جامعه ای برای دستیابی به اهداف خود به برنامه ریزی اصولی نیازداردکه برپایه شناخت شرایط،مسائل و مشکلات و منابع موجود در جامعه پدیدار پذیر است.در این راستا انجام پژوهش های علمی بسیار ضروری است تا شناخت جامع و مناسبی از جامعه ی مورد نظر ارائه دهد که بتوان براساس آن برنامه ریزی مناسب جهت نیل به اهداف مورد نظر را طراحی نمود.اما باید توجه داشت که برای شروع پژوهش ،تشخیص بسیار مهم است از طرفی دیگر تلاش برای دستیابی به زندگی مطلوب در همه ی اعصار و دوره های زندگی بشر همواره وجود داشته است و انسان همیشه به دنبال یافتن راهی برای زندگی بهتر بوده حتی در شرایط سخت مانند بیماری.در عصر کنونی کارشناسان و متخصصان علوم اجتماعی و همچنین مسئولین اداره کشورها به دنبال این هستند که سطح زندگی بشر و رفاه مادی و معنوی افراد جامعه را ارتقاء دهند و شرایطی را فراهم آورند که هر فرد در زندگی اش احساس شادکامی و بهبودی نماید،حتی اگر آن شخص ،فرد درگیر با سرطان باشد.به طور کلی در دهه های اخیر با توجه به افزایش موارد ابتلاء به سرطان در دنیا و ایران و پیامدهای منفی این بیماری بر روی فرد ،خانواده و جامعه ،این روند مورد توجه متخصصین حوزه علوم اجتماعی ،متخصصین حوزه های بالینی و محققین علوم بهداشتی وعلوم سلامت روانی و مشاوره قرار گرفته است.با در نظر داشتن عوارض جانبی درمان های متداول پزشکی در فرایند درمان سرطان این موضوع روشن گردیده که روش های معمول درمانی عمدتا بر بهبود کیفیت زندگی بیماران از نظر جسمی تمرکز نموده است.البته لازم به ذکر است که بهبود فرد درگیر با سرطان از لحاظ جسمی بسیار مهم و ارزشمند است و قطعا بر بهبود کیفیت  زندگی فرد درگیر با سرطان و خانواده اش اثر مطلوب دارد اما تنها با تمرکز بر روی این موضوع ، ابعاد  پیچیده دیگر زندگی فرد درگیر با سرطان  نادیده گرفته شده است.از این رو  در سال های اخیر کیفیت زندگی در افراد درگیر با سرطان مورد توجه متخصصین قرار گرفته است .در حقیقت کیفیت زندگی مرتبط با سلامت به بررسی اثرات متعددی که بیماری و روند درمان بر زندگی روزمره فرد داشته و رضایت از زندگی اوتاکید دارد . همچنین نتایج آن می تواند برای تصمیم گیری در مورد به کارگیری برنامه های جدید یا ترکیبی، به متخصصین این حوزه کمک نماید.در حال حاضر در این زمینه در سطح بین المللی قدم های جدی در حمایت از افراد در گیر با سرطان برداشته شده است و با توجه به اینکه کشور ایران به سمت پیر شدن جمعیت ،در حال حرکت است و همچنین اگر به این مورد گسترش پدیده هایی مثل آلودگی هوا،آلودگی آب و مواد غذایی،آلودگی های صنعتی و مشکلات ناشی از محیط کار و تماس با مواد شیمیایی،رشد چاقی والگوی تغذیه نامناسب ،کم تحرکی ،افزایش استرس و افسردگی ، دورشدن از طبیعت ،افزایش مصرف دخانیات و الکل اضافه شود، حرکت رو به رشد ابتلاء  افراد به بیماری سرطان در جامعه به راحتی قابل پیش بینی است که این موضوع ضرورت انجام تحقیق در این مورد را بیان می کند.از دیگر عوامل مورد توجه می توان به عامل پیوستگی خانواده های ایرانی اشاره نمود.به طور کلی ابتلای یک عضو مختل کننده عملکرد تمام اعضای خانواده است و این فشار تنها به اعضای خانواده که با فرد درگیر با سرطان همراه هستند محدود نیست، بلکه به شبکه گسترده بستگان و افراد در تعامل با او نیز در ارتباط است. از سوی دیگر نبود شبکه های بیمه و خدمات  درمانی فراگیر وحمایتی مناسب  و هزینه های سنگین درمان ،فشار روانی دیگری را به خانواده فرد درگیر با سرطان و خود او تحمیل کننده است که مجموعه این شرایط ،توجه ویژه مددکاران اجتماعی را به این امر ضروری ساخته است.در بعد دیگر لازم است به این نکته اشاره شود که شنیدن خبر ابتلای به  بیماری سرطان برای هر انسانی همراه با یک شوک بزرگ و بار روانی منفی همراه با استرس و اضطراب فراوان است. فرایند های مداخله در بحران وآموزش گروهی مهارتهای مدیریت استرس به شخص بیمار و خانواده او در این زمینه کمک کننده است .نگهداری چنین احساسات منفی در دراز مدت ناکارآمد و از لحاظ روانی برای فرد درگیر با سرطان و خانواده او مخرب و موجب کاهش کیفت زندگی آنها است و برخورد نا مناسب با این شرایط می تواند منجر به افسردگی،کاهش روابط و حمایت اجتماعی،خصومت ،افزایش تعارضات خانوادگی و بروز آسیب های جسمی ،روانی، اجتماعی گردد.مددکاران اجتماعی که با افراد درگیر با سرطان و خانواده های آنها در حال کار هستند باید به این امر واقف باشند که نقش توانمندسازی و همچنین مشاوره وگروه درمانی در حمایت و بهبود کیفیت  زندگی این گروه از بیماران بسیار مهم است.زیرا بیماری سرطان همراه با مجموعه ای از نگرانی هاست که هر روزه توسط بسیاری از افراد در گیر با این بیماری در سرتاسر جهان ابراز می شود.از این رو توجه ویژه به اهمیت مداخلات تخصصی مددکاری اجتماعی در حمایت و بهبود کیفیت زندگی این بیماران بسیار مهم است و ضرورت انجام این تحقیق تایید می گردد.

 

۴-۱- اهداف پژوهش

۱-۴-۱- هدف اصلی:

۱- شناخت تاثیر اقدامات مددکاری اجتماعی در بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان.

۲-۴-۱- اهداف فرعی:

۱-کسب شناخت در رابطه با گروه درمانی جهت بالا بردن کیفیت زندگی افراد درگیر با  سرطان و رابطه آن با مددکاری اجتماعی.

۲-کسب شناخت در رابطه با خدمات ارجاع و راهنمایی مددکاری اجتماعی و نقش آن در بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان.

۳-کسب شناخت بر تاثیر خدمات تفریحی برنامه ریزی شده توسط واحد مددکاری اجتماعی و نقش آن بر بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان.

۴-کسب شناخت در رابطه با نقش کمک های مالی واحد مددکاری اجتماعی به افراد درگیر با سرطان و تاثیر آن بر بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان.

۵-۱- فایده های عملی تحقیق

۱-جلب توجه هر چه بیشتر مسئولین در سطح خرد و کلان به شرایط ،مسائل،مشکلات افراد درگیر با سرطان و برنامه ریزی مناسب جهت افزایش رفاه وکیفیت زندگی آنها.

۲-شفاف تر شدن نقش خدمات مددکاری اجتماعی و ارائه راهکارها در  افزایش کیفیت زندگی و رفاه افراد درگیر با سرطان برای ایشان ،مدیران،ومسئولین مربوطه .

۳-اصلاح و گسترش رابطه ی میان مددکاران اجتماعی با افراد درگیر با سرطان و مدیران و ایجاد زمینه های مناسب برای اشتغال متخصصین مددکاری اجتماعی در این حوزه.

۴- لزوم به انجام تحقیقات بیشتر در این حوزه با توجه به افزایش آمار ابتلاء به سرطان در ایران.

World Cancer Research Foundation-1

مقدمه

در این فصل به نگاهی کلی در رابطه با بیماری سرطان و همچنین عواملی که تا کنون برای ایجاد این بیماری شناخته شده و روشهای درمان این بیماری و همچنین اقدامات تخصصی مددکاری اجتماعی وسپس واژه کیفیت زندگی و ابعاد آن اشاره شد است.

۲-۲- سرطان؛نگاه کلی

در این بخش به صورت کلی به بیان بیماری سرطان و روشهای درمان آن پرداخته شده است.

۱-۲-۲-تعریف و تاریخچه

در یک تعریف ساده سرطان به بیماری هایی گفته می شود که در آن سلول های بدن به صورت غیر عادی و غیر قابل کنترل تکثیر می شوند. سلول های سرطانی ممکن است به بافت های همسایه حمله کنند.همچنین این احتمال وجود دارد که این سلول ها از طریق جریان خون و یا سیستم لنفاوی به سایر نقاط بدن هم هجوم ببرند.(انجمن دولتی سرطان سینه،۲۰۱۵).انسان از زمانی که تاریخ مکتوب وجود داشته است با سرطان درگیر بوده است.نخستین نشانه های یافت شده سرطان ، دراستخوان های مومیایی مصر باستان  مشهود است،همچنین در پاپیروسی که به نام ادوین اسمیت[۱] شناخته شده است،از مورد جراحی به جهت در آوردن غده از سینه و استفاده از ابزار آتش و سوراخ کردن جهت درمان نام برده شده است.اما واژه سرطان نخستین بارتوسط بقراط که به پدر علم پزشکی مشهور است ،برای غده ها و تومورها به کار برده شده است.دانشمند رومی سلسوس[۲] این لغت را وارد زبان لاتین کرد.(انجمن سرطان امریکا،۲۰۱۴).در طول دوره رونسانس که از قرن پانزدهم آغاز شد دانشمندان اطلاعات بیشتری راجع به بدن انسان به دست آوردند.کالبد شکافی هایی که توسط هاروی[۳] در سال ۱۶۲۸ انجام شد منجر به کشف جریان خون در قلب و بدن شد که علم پزشکی را متحول کرد.در قرن هجدهم جراح مشهور اسکاتلندی جان هانتر[۴]پیشنهاد کرد که می توان که برخی سرطان ها را به کمک جراحی درمان کرد و شرح داد که چگونه جراح تصمیم بگیرد که بر روی کدام سرطان ها عمل جراحی انجام دهد.قرن نوزدهم تولد سرطان شناسی علمی بر مبنای استفاده از میکروسکپ های مدرن دربررسی بافت های بیمار به حساب می آید.ویرکوف[۵]که به عنوان پدید آورنده آسیب شناسی سلولی شناخته می شود،پایه های علمی لازم را برای آسیب شناسی مدرن سرطان فراهم کرد.ویرکوف اولین شخصی بود که بین آسیب شناسی میکروسکوپیک و بیماری ارتباط برقرار کرد.در آن زمان درمانگران قادر بودند بافت های آسیب دیده بیرون آورده شده توسط جراحی را مورد مطالعه قرار داده از طریق آن اقدام به تشخیص کنند.قرن بیستم همراه با تحولات عمیق در درمان سرطان بود.شیمی درمانی پس از جنگ جهانی دوم و در اثر مطالعات ارتش امریکا بر روی گاز خردل ایجاد شد. رادیو تراپی به کمک این موضوع که رادیوم می تواند سرطان زا باشد در اوایل قرن بیستم ایجاد شد.جراحی ها  در این قرن پیشرفت اساسی کردند و انجمن های مختلف برای حمایت از بیماران و ایجاد آگاهی در مردم ایجاد شد.(انجمن سرطان امریکا،۲۰۱۵).

۲-۲-۲- عوامل ایجاد کننده سرطان

عوامل بسیار متعددی در ایجاد سرطان نقش دارند.تقریبا غیر ممکن است سرطان خاصی را در یک فردبه یک علت واحد ارجاع داد.به دلیل اینکه بیشتر سرطان ها چند علتی هستند.اگر کسی که به شدت سیگاری است دچار سرطان ریه گردد،احتمالا سرطان او ناشی از مصرف سیگار است.اما قطعا عوامل دیگر هم در ایجاد این سرطان نقش داشته اند.در ذیل به چند عامل از مهمترین عوامل ایجاد کننده سرطان اشاره می گردد:

عوامل شیمیایی:مهمترین علت سرطان جهش هایی است که در DNAرخ می دهد.مهمترین موادی که با جهش DNAارتباط دارنددخانیات هستند.دخانیات یکی از علت های مهم بروز سرطان است و عامل نود درصد سرطان های ریه به حساب می آید.الکل نیز به عنوان یک ماده شیمیایی سرطان زا،عامل ده درصد سرطان مردان و سی درصد سرطان زنان در اروپای غربی است.( انجمن تحقیقات سرطان انگلستان،۲۰۱۱) .همچنین در معرض مواد شیمیایی قرار گرفتن در بروز این جهش ها نقش دارند.رژیم غذایی اشتباه و بی فعالیتی نیز از دیگر موارد زمینه ساز ابتلاء به سرطان است.مطالعه موردی که در سال ۲۰۱۱ صورت گرفت نشان داد که نزدیک به ده درصد سرطان ها به دلیل استفاده کم از میوه وسبزیجات در رژیم  غذایی و بقیه ناشی ازمصرف زیادگوشت قرمز،نخوردن فیبرکافی،ویامصرف زیاد نمک است.(انجمن تحقیقات سرطان انگلستان،۲۰۱۱).همچنین بی فعالیتی و چاقی ناشی از آن امکان ایجاد خطر ابتلا به سرطان های سینه،روده،معده،کلیه و تیروئید را افزایش دهد.سایر عوامل زمینه ای مداخله گرسرطان توانایی آن را دارند که از طریق ژن های منتقل شده از والدین به فرزندان برسند.این احتمال وجود دارد که کودک با نقص یا جهش ژنتیکی به دنیا بیاید که در بزرگسالی که او را مستعد ابتلا به سرطان سازد.افزایش سن و پیری هم انسان را مستعد  ابتلای به سرطان می کند.با افزایش سن احتمال جهش های ژنتیکی در  فرد افرایش می یابد.شایع ترین انواع سرطان ها گذشته از سرطان های ریه و روده بزرگ،در مردان سرطان پروستات و در زنان سرطان پستان است.سرطان های ریه ،پستان،پروستات و روده بزرگ بیش از پنجاه درصد سرطان تشخیص داده شده را در بر گرفته.عوامل محیطی نیز در پیداش بیماری سرطان موثر هستند،نظیرآلودگی های شیمیایی (مانند آزبست،ونیل کلراید و نفتیل و…)،دخانیات،مواد غذایی نامناسب،الکل،برخی پرتوها مانند پرتو های ماوراء بنفش و…).عوامل ایمنولوژیک نیز در برخی از سرطان ها موثر تشخیص داده شده اند.نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن عامل مستعد کننده در ایجاد سرطان ریه شناخته شده است.علاوه برعواملی که ذکر شد ویروس ها ی مختلف مانند ایدز یا هر نقص ایمنی دیگر،انواع عفونت ها،هپاتیت C,B،تشعشعات رادیو اکتیو و اختلالات هورمونی  از سایر عوامل ایجاد کننده سرطان به حساب می آیند. .(به گزارش سایت رسمی مرکز جامع سرطان ایران  -1394) .

۳-۲-۲- علائم و نشانگان سرطان

نشانگان عمومی:از دست دادن وزن بدن و کاهش وزن بدون دلیل مشخص.اگر کاهش وزن حدود پنج کیلوگرم یا بیشتر باشد،مراجعه به پزشک و معاینه برای سرطان الزامی است.این کاهش وزن غالبا در سرطان های لوزالمعده،معده،مری یا ریه مشهود است.تب، دیگر نشانه شایع بین بیماران سرطانی است.اما معمولا زمانی دیده می شودکه سرطان از موضع اولش به سایر نقاط پخش شده باشد.تقریبا تمام افراد درگیر با سرطان در مقطعی از بیماری خود با تب روبه رو می شوند.خستگی مزمن از دیگر نشانگانی است که باید مورد توجه قرار گیرد.این حالت از خستگی بسیار شدید است وبا استراحت برطرف شدنی نیست .این مشکل اغلب در اوایل سرطان خون دیده می شود ودر سرطان های ناحیه شکم وروده با خونریزی همراه است.درد نیزیکی از علائم اولیه برای سرطان هایی مثل بیضه و استخوان می باشد.سر دردی، هم که مدتها ادامه داشته باشد نیز می تواند نشانه ای از تومور مغزی باشد.درد پشت هم می تواند نشانگانی از سرطان های انتهایی روده یا مقعد باشد.(همان منبع ).

نشانگان موضعی-اختصاصی برخی سرطان ها :

تغییر در سیستم و کارکرد دفع ادرار و مدفوع ،دوره های اسهال یا یبوست طولانی مدت می تواند نشانه هایی از وجود سرطان  روده باشد.همچنین احساس درد درهنگام دفع ادرار ،یا وجود خون در ادرار می تواند از نشانگان سرطان مثانه یا پروستات و یا کلیه به حساب آید.زخم هایی که خوب نمی شوند نشانه ای دیگر از سرطان می تواند باشد مانند برخی از سرطان های پوست که علائمی شبیه زخم دارند و به راحتی درمان پذیر نیستند. همچنین وجود زخم ها ی طولانی مدت در دهان می تواند نشانه ای بر وجود سرطان دهان باشد به خصوص در افرادی که مصرف دخانیات دارند و یا تنباکو می جوند ویا مصرف الکل دارند.خونریزی این علامت نیز می تواند در سرطان های اولیه و پیشرفته وجود داشته باشد.وجود خون در خلط سینه نیز می تواند نشانه سرطان ریه باشد،در سرطان پستان دیدن ترشحات خون آلود که از سینه خارج می شود مشهود است.وجود سرفه و گرفتگی صدای طولانی مدت می تواند از علائم سرطان ریه باشد.زگیل و خال در سرطان های پوستی و دشواری در بلع غذا به سرطان های گلو ویا مری اشاره  دارد.( .(به گزارش سایت رسمی مرکز جامع سرطان ایران -۱۳۹۴) .

۴-۲-۲- روش های درمان سرطان

جراحی :در تئوری،تمامی سرطان های غیر خونی،قابلیت درمان از طریق جراحی را دارند؛اما در واقعیت این کار همیشه امکان پذیر نیست.در مواردی که سرطان به نقاط دیگر بدن سرایت کرده باشد،جراحی به تنهایی قادر به از بین بردن آن نیست.هدف جراحی خارج کردن تومور یا خارج کردن کل یا بخشی از عضو آسیب دیده است.از آنجایی که یک سلول سرطانی،با چشم غیر مسلح قابل تشخیص نیست،ولی همان سلول می تواند زمینه ساز عود مجدد سرطان شود، از آزمایشات آسیب شناختی برای اطمینان از،از بین رفتن کل سلول های در حین عمل استفاده می شود.در صورت امکان انجام جراحی معمولا این روش به سایر روش های درمانی ترجیح داده می شود.(انجمن سرطان امریکا،۲۰۱۵).پرتو درمانی:این  روش شامل استفاده از پرتو های یونیزه جهت کشتن سلول های سرطانی و کوچک کردن تومورها ست.رادیو تراپی نیز درمانی موضعی است که اثرات آن محدود به ناحیه تحت درمان است.(همان منبع).شیمی درمانی:به استفاده از داروهایی که توانایی نابودی سلول های سرطانی دارند،در درمان سرطان اشاره دارد.بیشتر داروهای شیمی درمانی کنونی تمامی سلول های بدن و تقسیم آنها را مورد هدف قرار می دهد و تاثیرشان محدود به سلول های سرطانی نیست.به دلیل بالا روند شیمی درمانی قابلیت آسیب رساندن به بافت های سالم،به خصوص به بافت هایی که مرتبا در حال جایگزینی هستند را دارا می باشد.داروهای شیمی درمانی از طریق مداخله در کپی سازی DNA وجداسازی کروموزوم های تازه شکل گرفته بر فرایند تکثیر سلولی اثردارد.(موسسه تحقیقات ،آموزش و پیشگیری سرطان،۱۳۹۴). درمان های هدفمند،این گونه درمان ها که از دهه۱۹۹۰به یکی از مهمترین درمان های سرطان تبدیل شده است از عوامل، انتخاب گری استفاده می کند که تنها بر روی پروتئین سلول های سرطانی اثر دارند. (همان منبع).هورمون درمانی،رشد برخی سرطان ها به وسیله فراهم آوردن یا جلوگیری کردن از انتشار برخی هورمون ها متوقف می شود.از بعضی از سرطان های سینه و پروستات می توان به عنوان سرطان های حساس به هورمون یاد کرد. (همان منبع).

ایمنی درمانی،این درمان استفاده ازسیستم ایمنی خود بدن برای مبارزه با سلول های سرطانی است. (موسسه تحقیقات ،آموزش و پیشگیری سرطان،۱۳۹۴).مراقبت  حمایتی و تسکینی، شیوه ای است که به واسطه پیشگیری و مرتفع کردن رنج بیمار، از طریق تشخیص زود هنگام و ارزیابی و درمان بی عیب و نقص درد و سایر مشکلات جسمی، روانی و معنوی، کیفیت زندگی بیمار و خانواده او را هنگام رو به رو شدن با مشکل مرتبط با بیماری تهدید کننده حیات بهبود می بخشد. (به نقل از سایت مرکز کنترل سرطان اصفهان).

۳- ۲- مددکاری اجتماعی بیمارستانی (مددکاری اجتماعی پزشکی)

بارکر[۶] در فرهنگ اصطلاحات مددکاری اجتماعی مددکاری اجتماعی پزشکی را اینگونه تعریف کرده است:حرفه ای از مددکاری اجتماعی که در بیمارستان ها و مراکز درمانی حضوردارند و جهت تسهیل سلامت سازی، پیشگیری از بیماری و کمک به بیماران و خانواده ایشان به منظور حل مشکلات اجتماعی – روانی مرتبط با بیماری فعالیت دارند. مددکاری اجتماعی پزشکی ارائه دهندگان مراقبت سلامت را درباره جنبه های اجتماعی و روانی بیماری آگاه می کند.توسعه پزشکی و پیچیدگی روز افزون شرایط اجتماعی، لزوم به انجام این خدمات را توسعه داد و سبب گردید که پزشکان به این موضوع توجه کنند که بررسی اجتماعی وضع بیماری و خانواده وی و کوشش در جهت حل مسائل او در درمان موفقیت آمیز بیماری فرد تاثیر اساسی دارد.مددکاری اجتماعی پزشکی به رابطه بیماری با عوامل اجتماعی نظیر فقر، عدم آگاهی، سوء تغذیه، مشکلات شغلی، مشکلات خانوادگی، کسب زندگی غلط و غیره توجه دارد و سعی در برقراری مناسب ترین رابطه برای بیمار چه در دوران بستری و پس از ترخیص دارد، همچنین با مشخص کردن عوامل موثر، در وضعیت اجتماعی و شرایط درمان بیمار تاثیر گذار است و با انجام خدمات و فعالیت های گوناگون از طریق بیمارستان و یا خارج از آن در جهت افزایش سطح سلامت و رفاه اجتماعی بیمار نقش دارد.مددکاری اجتماعی پزشکی در زمینه یافتن پس زمینه ی اجتماعی بیماری نقش مهمی را بر عهده دارد. انجمن مددکاری اجتماعی در حوزه سلامت عنوان نمود که بسیاری از مشکلات سلامت ریشه در عوامل اجتماعی دارد و رفتارهای معینی می تواند منجر به بیماری شود. واکنش های بیماران و اعضای خانواده نسبت به بیماری و درمان پزشکی سازگاری با شرایط ناتوان کننده و مزمن سلامتی، بازگشت به کارکرد سابق با سازگاری، با محدودیت ها به همان اندازه که به فرایند بیولوژیکی بستگی دارد به همان اندازه هم به شرایط اجتماعی – محیطی – روانی بستگی دارد.این اطلاعات می تواند به گروه ،درمانی کمک کند تا به جنبه های اجتماعی بیماری نیز توجه نماید و در تشخیص و درمان گام های موثرتری بردارند.یکی از اهداف مددکاری اجتماعی پزشکی کمک به بیماران هم از طریق بهترین استفاده از ظرفیت های بیمار و هم از منابع اجتماعی برای سازگاری شخصی و اجتماعی در جامعه از جمله به وسیله بازتوانی است.مددکار اجتماعی در این زمینه نوعی پیوند و رابطه بین موسساتی که در آن مشغول است و جامعه برقرار می سازد تا بتواند از طریق شناسایی پتانسیل ها و ظرفیت های جامعه به بیمار و خانواده او  و افراد در ارتباط با او کمک کند. همچنین مداخلات مددکاری اجتماعی باید بر مبنای اطلاع از برنامه تشخیص و درمان سرطان ویژه بیمار و نیز بر اساس شرایط مادی، اجتماعی و عاطفی بیمار باشد.در گام بعدمددکاران اجتماعی خودشان باید در دسترس بیمار باشند چون برخی بیماران تمایلی برای جستجوی خدمات ندارند بنابراین قابلیت دسترسی به مددکاران اجتماعی ارتباط را تسهیل می کند.نکته مهم دیگر آن است که خدمات مددکاری اجتماعی بهتر است طراحی شده باشد تا به بیماران و خانواده ها کمک کند که بیشتر دست به کنترل یک وضعیت بزنند و کمتر احساس سر در گمی کنند و مداخلات باید متمرکز بر کمک به افراد باشد تا توانمندی مقابله با مشکلات درمانی، عاطفی، اجتماعی را به دست آورند چون آنها در تجربه سرطان با لحظات سختی دست به گریبان هستند.همچنین جمعیت گوناگون بیماران سرطان و متفاوت به لحاظ نژادی، سنی و شرایط اقتصادی اجتماعی، تحصیلی و مرحله رشد نیازهایی دارند که در هر زمان متفاوت است. مددکار اجتماعی به خوبی می تواند این تفاوتها را درک کند و نسبت به آنها حساس باشد.همچنین مددکاران اجتماعی علاوه بر موارد ذکر شده جهت حمایت و توجه به ارتقاء کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان می بایست به نکات مهمی توجه داشته باشند که عبارتند از:

-کمک به افراد درگیر با سرطان در درک و کنترل تاثیرات روانی .

– اجتماعی بیماری، بحران های ناشی از بروز مشکل یا ناتوانی در زندگی و روابطشان و تصمیم گیری برای آینده.

-تسهیل الگوهای سازشی – انطباقی برای رویارویی با بیماریای مزمن و یا ناتوانی و ایجاد آمادگی برای سازگاری مجدد.

– مشارکت در تیم توانبخشی و فراهم نمودن درک مناسب از ابعاد روانی – اجتماعی یک وضعیت پزشکی موثر بر بیمار و خانواده اش.

– تعیین نمودن حمایت ها و منابع موجود در جامعه جهت تسهیل ترخیص بیماران از بیمارستان یا انتقال به تسهیلات مراقبتی جایگزین.

-کمک نمودن در تعیین نیازهای گروههای ویژه ای از بیماران و برنامه ریزی و اجرای برنامه های مناسب و ایجاد شبکه کاری با سازگاری های موجود در جامعه جهت توسعه خدماتی که نیازهای بیماران را رفع نماید از جمله حمایت گروههای آموزشی، روانی، برنامه ای آموزشی.شناسایی موقعیت های زمینه ساز آسیب های اجتماعی مرتبط با بیمار و خانواده او و حمایت از اقشار ضعیف و ارتباط با سازمان های دارای اختیار در این حوزه. (به نقل از وب سایت رسمی مددکاران اجتماعی ایران ،۱۳۹۴).

۱-۳- ۲- برخی از روشهای کار مددکار اجتماعی آنکولوژی:

غربالگری بیماران و مورد پژوهی: در گذشته مددکاران اجتماعی امکان ملاقات آزادانه با همه بیماران را نداشتند اما مطالعات مددکاری اجتماعی نشان داد ارجاع بیمار از جانب پزشک به اندازه کافی برای شناخت بیمار موثر نیست و مددکاران اجتماعی بایستی امکان بررسی مواردی را که در معرفی مشکلات اجتماعی، خانوادگی مهم است را داشته باشند. مددکاران اجتماعی این موارد را به واسطه معیارهای غربالگری شناسایی می نمایند. این معیارها شامل عوامل روانی، اجتماعی و سن بیمار، شرایط اقتصادی و شرایط زندگی سیستم های حمایتی، وضعیت روانی، کارکرد فردی، اجتماعی و خانوادگی، مهارت های سازگاری و انطباق، بیماری فرد، میزان ناتوانی و احتمال مرگ و … است.

مداخله ها: مداخله ها از ارزیابی از نیازها و موضوعات مهم مراجع آغاز می شود. برخی مداخله ها مانند موضوعات فوری ممکن است کوتاه باشد و برخی مانند مشاوره در طول دوره سرطان استمرار دارد یا به ویژه در مواقع بحرانی حضور می یابند، مداخله ها زمانی موثر هستند که مددکاران اجتماعی و مراجعین از ماهیت جامع نیازها در مراکز کنترل سرطان آگاه باشند.

مداخله در بحران: اغلب بستری شدن در بیمارستان بدون برنامه ریزی و اضطراری به صورت تجربه یک بحران برای فرد و خانواده قابل بروز است و در بیماریهایی نظیر سرطان این بحران مدتها می تواند ادامه داشته باشد. زمانی که افراد با مشکلاتی در سلامت خود،  یا خانواده و دوستانشان روبه رو می شوند احساسات ناخوشایندی مانند نگرانی، ترس، فشار و فقدان را تجربه می کنند. مددکاران اجتماعی جهت مداخله در بحران های ناشی از بیماری و بستری شدن در بیمارستان آموزش دیده اند. همچنین مددکاران اجتماعی آموزشهای لازم جهت حمایت از بیماران پس از ترخیص را نیز آموخته اند. مداخله در بحران فرایند پاسخ به نگرانی و ترس های ناشی ازیک تشخیص پزشکی نامطلوب و عواقب ناشی از آن را تسهیل می کند. مانند تشخیص سرطان و یا در مواقعی که بیماری به گونه ای باشد که بهبودی قطعی نیست.در زمان بحران بیش از سایر مواقع افراد آمادگی پذیرش کمک و ایجاد الگوهای مثبت سازگاری را دارند و مداخله زودهنگام از بدکارکردی های بعدی پیشگیری می کند. تکنیک های مداخله در بحران به بیمار و خانواده اش در برخورد با محیط بیمارستان و فرایند پزشکی کمک می کند و روابط با کارکنان را تسهیل می کند. این نوع مداخله به کسب تعادل عاطفی، خودپنداره مثبت. حفظ روابط معنادار و آمادگی برای آینده ای نامطمئن کمک می کند.مداخله در بحران فرایند سازگاری در مواجهه با ناخوشایندی را به واسطه حمایت از نوع امیدواری ارائه اطلاعات مرتبط، ایجاد اطمینان، حمایت عاطفی، کمک در تعیین اهداف قابل حصول تسهیل می نماید. بعد از اینکه بحران تا حدی مرتفع و وضعیت تثبیت گردید مداخله مددکاری اجتماعی از حالت بحرانی و تطابق به نوع مشاوره ای قابل انتقال است و کار در این زمینه شروع می شود.

ارزیابی روانی – اجتماعی و برنامه مداخله: در حال حاضر از ارزیابی به جای تشخیص استفاده می شود زیرا تشخیص در رابطه با بیماری به کار می رود در صورتی که ارزیابی، نیروها و نیازها را با هم در نظر دارد و فرآیند تعاملی است که مددکار اجتماعی بیمار ، خانواده، عوامل روانی مهم، روابط اجتماعی و موضوعات مطرح در شرایط پزشکی را تعیین می نماید. محتویات ارزیابی شامل تعیین نوع پاسخ عاطفی به حادثه پزشکی، تاریخچه خانوادگی مرتبط با شرایط زندگی و تجربه انطباق با مشکلات مشابه است. همچنین ارزیابی از الگوهای ارتباطی خانواده، تصمیم گیری، انعطاف نقش و پاسخ به نیازهای اعضای خانواده نیز مهم است. همه اینها موجب شدند ارزیابی به عنوان کارکرد مهم مددکاری اجتماعی در رابطه با افراد درگیر با سرطان به شمار آید.مددکاران اجتماعی آنکولوژی در صورت نیاز، بیماران و خانواده هایشان را برای کمک روانی – اجتماعی وارد عمل می کنند. آنها کارکرد روانی – اجتماعی بیماران و خانواده هایشان را ارزیابی و در صورت لزوم مداخله می نمایند. مداخله ها شامل ارتباط بیماران  خانواده هایشان به منابع مودر نیاز و حمایتی در جامعه، مشاوره حمایتی، مشاوره سوگ یا کمک به بیمار برای گسترش شبکه اجتماعی خود می باشد.

مشاوره فردی و زمان مشاوره: معمولاً به منظور پاسخ گویی فوری به نیاز بیمار و یا خانواده از مشاوره های سریع استفاده می شود. مشاوره کوتاه وظیفه محور است. در رابطه با بیماران مزمن مشاوره های مددکاران اجتماعی به صورت طولانی مدت ادامه دارد.

حمایت ابزاری: مددکاران اجتماعی به بیماران و مراقبین در تعیین و فراهم نمودن منابع موجود و حمایت جهت دسترسی به منابعی که به آسانی موجود نیست کمک می نمایند. مددکاران اجتماعی به طور موثر با انواع استرس های متنوع ناشی از فرایند درمان و بیماری برخورد می کنند از جمله خدمات مالی ،خدمات حمایتی از نوع نامه نگاری با سازمانها جهت کمک حقوقی بیماران، خدمات قانونی و خدمات برنامه ریزی ترخیص.

مراقبت در زمان سوگواری: وقتی مرگ یک بیمار اتفاق می افتد مددکاران اجتماعی به خانواده او برای ترتیب دادن موارد مراسم سوگواری و هزینه های آن کمک می کنند و در صورت لزوم مشاوره حمایتی ومشاوره سوگ به آنها ارائه می دهند در کنار آنها هستند.

آموزش: مددکاران اجتماعی به عنوان قسمتی از تیم توانبخشی نقش مهمی در آموزش بیمارانی ،که تازه با تشخیص سرطان مواجه شده است یا خانواده آنها بر عهده دارند. بیمار یا خانواده نه تنها نیاز به دانستن درباره بیماری و راه های ممکن درمان را دارد، بلکه همچنین نیاز به مذاکره درباره تعدادی از موضوعاتی که به واسطه بیماری با آنها رو به رو می شود مانند مسائل مالی، وضعیت اسکان، گزینه ای مراقبتی و مراقبت در منزل را دارد، علاوه بر این نقش ها مددکاران اجتماعی به طور پیگیرانه در برنامه های زندگی با سرطان، استراتژی های کنار آمدن با مسائل، فقدان و اضطراب فعالیت دارند که تمام این موارد به گونه ای بر کیفیت زندگی این افراد تاثیر گذار است. مددکاران اجتماعی نقش مهمی در آموزش مستمرتر توانبخشی دارند. مددکاران اجتماعی تاکید منحصر به فردی بر نیازهای روانی – اجتماعی بیماران و مراقبین آنها و خانواده هایشان دارند و همین امر نقش مهمی را برای آموزش مستمر اعضای تیم درباره موارد سوگ و فقدان و تکنیک های مداخله در بحران به عهده مددکاران اجتماعی گذاشته است. حمایت روانی و اجتماعی عاملی مهم در کاهش تاثیر مرگ های تنش زا و مشکلات محسوب می شود. مددکاران اجتماعی تنها افرادی هستندکه چنین مداخلاتی را با دیدگاه سیستمی و مهارت بالینی ارائه می دهند. مداخلات حرفه ای و به موقع شرایط امنی را فراهم می کند تا آنها به وسیله آن بتوانند هجوم افکار ترسناک، ترس از مرگ و افکار دردناک را کنترل نمایند، بیمارانی که جایی برای ابراز بیان خودشان ندارند یا چنین فرصت هایی کمتر برایشان پیش می آید دستپاچه می شوند اما بیمارانی که زمان و جای کافی برای رسیدگی و اقدام آنها وجود دارد می توانند براین هنجارها و احساسات وحشتناک فعلی کنترل بهتری داشته باشند این موضوع حوزه ای است که مددکار اجتماعی به وسیله آن می تواند تاثیر قابل توجهی روی زندگی بیمار درگیر با سرطان داشته باشد .در بیمارستان و مراکز کنترل سرطان مددکاران اجتماعی آنکولوژی تلاش دارند تا بیمار و خانواده او بتوانند با بیماری سرطان سازگار شده و آن را بپذیرند. به محض ترخیص، اکثر بیمارستانها (که برای ارجاع بیماران و خانواده هایشان مکانی را مشخص کردند) مانند مراکز کنترل سرطان، آنها را مستقیماً به مددکاران اجتماعی واقع در این مراکز ارجاع می دهند .این افراد در مشاوره افراد درگیر با سرطان و اعضای خانواده مهارت دارند .اغلب بیمارانی که از بیمارستان به خانه منتقل می شوند نیازمند تسهیلات مراقبت توانبخشی و یا پرستاری درخانه هستند، بیمار به وسیله کادر مراقبت بهداشتی ارزیابی می شود. و تصمیم گیری درباره آمادگی بیمار جهت  ترخیص صورت می گیرد و تمام جنبه های تسهیلات مراقبت بعدی وآموزش یا حمایت های دیگر از ارجاع به سازمانهای حمایتی مناسب در جامعه بررسی می شود. خدمات حمایتی پس از ترخیص بیمار از بیمارستان و همچنین تحت حمایت قرار گرفتن بیماران توسط مراکز حمایتی می تواند همراه با  ارائه خدمات موثر مانند کاهش رفت و آمد غیر ضروری به بیمارستان و جلوگیری از بستری شدن طولانی مدت و بیهوده باشد. در حال حاضر اعتقاد گسترده ای  وجود داردمبنی بر اینکه مددکاران اجتماعی آشنا با نیازهای بیماران و خانواده هایشان هستند و قابلیت دسترسی به خدمات و تجهیزات ویژه  را دارا هستند، اگرچه رشته های مختلفی مسئولیت های حمایتی بر عهده دارند اما مهارت های مددکاری اجتماعی به ویژه در موارد پیچیده مورد نیاز است .

پیگیری پس از  ترخیص بیمار و ارائه خدمات در محل زندگی :ممکن است یک سری از بیماران پس از ترخیص از بیمارستان توان کامل اداره امورشان را نداشته باشند. مددکاران اجتماعی بر اساس شناختی که نسبت به نیازهای بیمار جهت پیگیری و نظارت و تدارک خدمات کسب نموده اند اقدام به ارائه خدمات می نمایند.پیگیری شامل گرفتن پرستار جهت مراقبت یا انجام کارهای منزل، تماس های تلفنی و گاهی اوقات بازدید از منزل بیمارانی که جزء اقشار ضعیف به شمار می آیند است. این امر مددکاران اجتماعی را قادر می سازد تا بررسی نمایند، آیا اقداماتی که برای بیمار صورت گرفته است  بر بهبود کیفیت زندگی او موثر بوده و آیا نیازی به خدمات دیگر وجود دارد؟ علاوه بر این پیگیری این امکان را ایجاد می نماید که بیمار در سیستم مددکاری اجتماعی حفظ و با خدمات اضطراری مددکاری اجتماعی در ارتباط باشد. مددکاران اجتماعی نیز به توسعه برنامه ها به جامعه بیماران در خارج از بیمارستان هم می پردازند مانند مددکار اجتماعی آنکولوژی اطفال که ممکن است از مدارس بازدید و برنامه ای را جهت آشنایی آموزگاران با مسائل کودکان درگیر با سرطان برایشان ترتیب دهد یا برای افزایش سازگاری و روابط همسالان و رشد عاطفی کودکان دچار سوختگی، سرطان و بیماری های سخت آموزشها و مشاوره های لازم را در محیط زندگی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی آنها ارائه دهند.

کار گروهی (مدکاری اجتماعی کار با گروهها):مددکاران اجتماعی مشاوره های گروهی متنوعی را ترتیب می دهند که شامل گروههای آموزشی، اطلاع رسانی مانند: «زندگی با سرطان» یا گروههای در مانی مانند درمان حمایتی درمان شناختی، درمان رفتاری مسئولیت پذیری و … است. مطالعات اولیه پیرامون گروههای رفتاری به ویژه تکنیکهای آرام سازی مراقبه و ریلکسیشن و تصویرسازی ذهنی توسط افراد زیادی مورد استقبال قرار گرفت. در سال های اخیر حمایت گروه های همسان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در مراکز درمان بیماری های خاص به صورت گسترده ای فرصت های حمایت اجتماعی را فراهم می آورد. کار گروهی نوعی از مداخله است که حمایت همسان را برای بیماران و خانواده هایی که با بیماری و ناتوانی روبه رو هستند را فراهم می کند. گروه مکانی برای کاهش استرس، حل یا کاهش بحران، آموزش روش های حل مسئله یا کاهش مشکل و رو به رو شدن با واقعیت است. مواردی که استفاده از گروه موثر واقع می شود شامل:

۱- کاهش نگرانی ها و ایجاد آمادگی جهت کنار آمدن با شرایط بیماری و تلاش جهت توانمند سازی بیمار. ۲- فرصت اجتماعی شدن برای کاهش تنهایی بیمارانی که به تازگی معلول شده اند ،مورد تشخیص بیماری روانی یا بیماری های مزمن قرار گرفته اند یا مدت طولانی در بیمارستان بستری بوده اند.

 3- جنبه آموزشی که اطلاعاتی را در مورد بیماری، درمان و منابع فراهم می کند.

 4- حمایت عاطفی خانواده های سوگوار یا مراقبین بیماران مزمن.

 5- کمک به مشخص شدن مشکلاتی که نیاز به مداخله عمیق  و مشاوره دارند .

همکاری (تشریک مساعی): در مراکز پزشکی مراجعین در ارتباط با حرفه های مختلفی قرار دارند که هر یک نقش مهی در ارائه خدمات مراقبین و آمادگی برای ترخیص دارند و به عنوان یک تیم به شمار می آیند. نقش مددکاران اجتماعی در ارتباط با تیم بین رشته ای (توانبخشی) متفاوت و پر استرس است. همکاری مددکاران اجتماعی نتیجه فرعی برآمده از ارزیابی و درک بیمار و خانواده اش است و به دنبال آن انتقال اطلاعات روانی – اجتماعی به سایر ارائه دهندگان خدمات در صورت نیاز با برنامه های پیگیری بر اساس این اطلاعات است. از دیگر همکاری های مددکاران اجتماعی، هماهنگی و کمک جهت اجرای تصمیمات سایر اعضای تیم درمان و توصیه به سایر همکاران بر اساس دانش رفتار بشری است .

 مشاوره مددکاری اجتماعی با خانواده های دارای افراد درگیر با سرطان:زمانی که شخص در خانواده ای درگیر با سرطان می شود معناهای زیادی برای این خانواده دارد از سویی خانواده مهمترین نقش مراقبت از بیمار وفراهم نمودن شرایط موثر برای او دارد و از سویی دیگر سلامت خانواده به واسطه پیامدهای بیماری دستخوش تغییر می شود، فرد درگیر با سرطان و خانواده او با استرس زاهای مختلفی سرو کار دارند از جمله استرس های اقتصادی ناشی از هزینه های مراقبت پزشکی، فقدان درآمد ناشی از بیکاری موقتی یا دائمی، استرس های فیزیکی ناشی از عوارض جانبی درمان، خستگی مراقبت از بیمار، استرس های ناشی از تاثیر تشخیص سرطان و عوارض درمان آن بر روی روابط خانوادگی،  مشکل در برقراری روابط جنسی،  مشکل در روابط کاری، استرس های عاطفی ناشی از احساس تهدید زندگی، پاسخ گویی عاطفی در خانواده و استرس های روانی ناشی از ترس و اضطراب و … استرس ها بر فرد و خانواده او تاثیر گذاشته و مددکاران اجتماعی از مدل حل مسئله استفاده نموده و به آنها در درک ماهیت مشکلاتی که در حال تجربه شان هستند کمک می کنند و راه های کاهش فشارها و بهبودکیفیت زندگی خانوادگی را با هم برنامه ریزی می کنند. از جمله، مددکار اجتماعی ملاقاتهایی را با خانواده ترتیب می دهد و درباره چگونگی تغییر نقش ها و مسئولیت ها به موجب ابتلا به سرطان و اینکه چه نوع حمایتی را شخص مبتلا در طول درمان نیاز دارد نکاتی ارائه می دهد،(این آموزشها به صورت گسترده تر در گروه درمانی قابل بیان است) گفتگو درباره احساساتی که به موجب سرطان بر خانواده حاکم شده است، تعیین مشکلات فعلی خانواده با توجه به اولویت ها و مشخص نمودن وظایف و مسئولیت های جدید اعضای خانواده در دسترس قرار دادن منابع مورد نیاز در جامعه و … نیز در رابطه با بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان بسیار مهم است.توجه ورسیدگی به عوامل فوق نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان را داراست.(به نقل از وبسایت رسمی مددکاران اجتماعی ایران،۱۳۹۴).

۴-۲- تاریخچه کیفیت زندگی

نخستین استفاده از عبارت کیفیت زندگی را می توان در آثار کلاسیک ارسطو که مربوط به سال ۳۳۰ قبل از مسیح است یافت.عبارت کیفیت زندگی دوره های تاریخی زیادی را پشت سر گذاشته و تغییرات مختلفی در مورد آن صورت گرفته است.علاقه مندی به بررسی عوامل موثر بر خشنودی و رفاه انسان پیشینه ای طولانی در تاریخ زندگی بشر دارد.در واقع اینکه چگونه باید زیست که بهترین منفعت را از زندگی کسب کرد،شاید به قدمت قابلیت آدمی برای اندیشه در مورد آینده و عبرت گرفتن از گذشته باشد.کیفیت زندگی مفهوم جدیدی نیست. این مفهوم سابقه در فلسفه یونان دارد و ارسطو در بحث از شادکامی بدان اشاره کرده است. همچنین در دوران جدید فیلسوفانی چون کیرکه­گارد، ژان پل سارتر و دیگران به آن توجه داشته­اند (غفاری ، ۲۱:۱۳۸۷).

 با این وجود کسی که برای اولین بار به مفهوم کیفیت زندگی به صورت مستقیم اشاره کرد پیگو[۷] بود. (کتبی،۱۱:۱۳۸۵) .پیگو عبارت کیفیت زندگی را اولین بار در سال ۱۹۲۰ در کتاب “اقتصاد و رفاه” مورد استفاده قرار داد. در این کتاب، پیگو درباره حمایت دولت از قشرهای کم درآمد جامعه و تأثیر این حمایت بر آنها و همچنین بودجه ملی بحث می­کند. آن زمان نظریه او شکست خورد و تا بعد از جنگ جهانی دوم به فراموشی سپرده شد. بعد از جنگ جهانی دوم دو حادثه مهم رخ داد. اولی مربوط به سازمان بهداشت جهانی بود. در این زمان سازمان بهداشت جهانی تعریف گسترده­ای از سلامت ارائه کرد که در این تعریف سلامت شامل سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی می­شد. این اقدام سازمان بهداشت جهانی منجر به مذاکرات زیادی در مورد سلامت و چگونگی اندازه­گیری آن شد. دومین رخ داد مهم بعد از جنگ جهانی دوم که زمینه توجهات ویژه به کیفیت زندگی را فراهم آورد بحث بی­عدالتی­های وسیع در جوامع غربی بود. همین مسأله باعث یک سری فعالیت­های اجتماعی و ابتکارات سیاسی از دهه ۱۹۶۰ به بعد شد. به اعتقاد فیشر و شوسلر[۸] عبارت کیفیت زندگی به صورت خاص اولین بار در سال ۱۹۶۰ در گزارش کمیسیون ریاست جمهوری درباره اهداف ملی آمریکا مطرح شد .بر همین اساس گزارش کمیسیون ریاست جمهوری آمریکا در زمینه اهداف ملی و تحقیق باوئر[۹]در سال ۱۹۶۶ در زمینه اثرات ثانویه برنامه­های مکانی ملی در آمریکا را می­توان به عنوان اولین کارهایی ذکر کرد که به مقوله کیفیت زندگی به عنوان یک حوزه تحقیقاتی خاص پرداخته­اند. از اواخر دهه ۱۹۷۰ علاقه به مفهوم کیفیت زندگی به شکل معناداری افزایش یافت. از این تاریخ به بعد بحث­های کیفیت زندگی بیشتر در سه حوزه پزشکی، روانشناسی و علوم اجتماعی متمرکز شد. بیشترین تمرکز تحقیقات انجام شده بر روی حوزه پزشکی می­باشد.(کتبی،۱۱:۱۳۸۵) درآغاز وجه غالب این رویکردها تمرکز بر رشد اقتصادی بود و از منظر رفاه و بهزیستی اجتماعی، گزاره «ثروت بیشتر به خوشبختی بیشتر افراد می­انجامد»، اصلی پذیرفته شده تلقی می­گردید. لیکن از اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی، با بروز و ظهور پیامدهای منفی حاصل از رشد از سویی و برجسته شدن دغدغه­های جدید از سوی دیگر، جایگاه رشد اقتصادی به عنوان هدف اصلی توسعه مورد پرسش و تردید قرار گرفت و تلاش­هایی انجام شد تا رشد اقتصادی و سیاست­های مربوط به آن نه به عنوان هدف بلکه به عنوان یکی از ابزارهای دستیابی به اهداف توسعه در نظر گرفته شود. در اوایل دهه ۱۹۹۰ مؤلفه­های مربوط به توسعه­ی اجتماعی نظیر سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی و… نیز به ادبیات توسعه راه یافت و به تعبیری در سلسله مراتب اهداف توسعه تغییراتی اساسی حاصل گردید و با تأکید سازمان ملل، بهزیستی اجتماعی و کیفیت زندگی در رأس اهداف توسعه قرار گرفت که کاهش فقر و تخریب محیط زیست، افزایش بهداشت و طول عمر و به طور کلی ارتقاء کیفیت زندگی را به همراه دارد.مفهوم کیفیت زندگی ابتدا به حوزه­های بهداشتی و بیماری­های روانی محدود می­شد، اما در طی دو دهه گذشته، این مفهوم از زمینه­های بهداشتی، زیست محیطی و روانشناختی صرف به مفهومی چند بُعدی ارتقاء یافته و مورد توجه تعداد زیادی از حوزه­های مطالعاتی قرار گرفته است. امروزه کیفیت زندگی را به عنوان عنصری کلیدی در سیاست­گذاری و بررسی سیاست­های حوزه عمومی مورد بحث قرار داده و از آن به عنوان شاخص توسعه نام می­برند. این سازه بعد از طرح اولیه در دهه ۱۹۳۰ تا کنون تحولات بسیاری یافته و برای اندازه­گیری میزان پیشرفت و ترقی جوامع از آن استفاده روز افزونی می­شود. از اواخر دهه ۱۹۷۰ علاقه به مفهوم کیفیت زندگی به شکل معناداری افزایش یافت. از این تاریخ به بعد بحث­های کیفیت زندگی بیشتر در سه حوزه پزشکی، روانشناسی و علوم اجتماعی متمرکز شد. در واقع از دهه ۱۹۳۰ تا به امروز بر تعداد حوزه های مطالعه این سازه افزوده شده است. این امر موجب ایجاد ادبیات گسترده­ای برای شاخص توسعه شده است. هر چه تعداد مطالعات در این حوزه بیشتر باشد تدوین شاخص­های توسعه با دقت بیشتری انجام می­گیرد. از سوی دیگر توجه به کیفیت زندگی از دیدگاه اجتماعی باعث تغییرات گسترده­ای در نوع مطالعات این سازه شده و ابعاد جدیدی را بر این مفهوم افزوده است که باعث کاربرد بیشتر و گسترده­تر سازه کیفیت زندگی در مطالعات توسعه شده است.

۵-۲- تعاریف و دیدگاه ها در مورد کیفیت زندگی

کلمه کیفیت از لغت لاتین QUALITY به مفهوم چگونگی استخراج شده است و کیفیت زندگی از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی است و در برگیرنده تفاوت های آن است که برای هر فرد منحصر به فرد بوده و با دیگران متفاوت است . کیفیت زندگی یک مفهوم بسیار ذهنی و شخصی است که معمولاً بر پایه خوشحالی و رضایت فرد با فاکتورهایی که بر روی رفاه اجتماعی، روانی، جسمی و عملکرد وی تاثیر گذار است پایه گذاری شده است. به منظور یافتن با حفظ توانایی عملکرد و زندگی کردن به بهترین صورت ممکن در شرایطی که بیماری پایدار وجود دارد کیفیت زندگی به طور فزاینده ای قابل استفاده است و به عنوان بازده قابل اندازه گیری در درمان بسیاری از بیماری های مزمن از جمله سرطان پیشنهاد می شود .کیفیت زندگی یک ساختار دینامیکی متغیر است که به منظور تعیین طیف وسیعی از ابعاد روحی، جسمی، اجتماعی و عملکردی به کار می رود، در مراقبت بهداشتی، کیفیت زندگی به ارزیابی تاثیر مثبت و منفی که بیماری، یا درمان های بعدی آن بر روی احساس خوب بودن یا رضایت از زندگی فرد بیمار می گذراند، برمی گردد. افراد با سطوح مشابه عملکردی یا روانی ممکن است تاثیرات متفاوتی را بر روی کیفیت زندگی خود گزارش دهند که این به انعطاف پذیری فرد بستگی دارد.گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی نیز کیفیت زندگی را درک فرد از وضعیت خود در قالب نظام های ارزشی و فرهنگی که با آرمان ها، انتظارات، استانداردها و علایق در ارتباط است، تعریف کرده است. بر اساس این تعریف جامع، کیفیت زندگی ارتباط تنگاتنگی با وضعیت جسمی، روانی، اعتقادات شخصی، میزان خود اتکایی، ارتباط اجتماعی و محیط زیست دارد.در مقابل برخی محققان صرفاً جنبه های مرتبط با سلامت را در کیفیت زندگی مدنظر قرار داده اند که آن را مستقیماً به دو مقوله جسمی و روانی معطوف داشته اند و معتقدند که سایر مقوله های اجتماعی  و محیطی را نباید در حوزه کیفیت زندگی وابسته به سلامتی وارد کرد .کیفیت زندگی نه تنها از دیدگاه بیمار درک پذیر است بلکه کیفیت زندگی از بعدهای مختلف باید بررسی شود تا راهنمایی برای مداخلات باشد، پویا بودن کیفیت زندگی به این موضوع بازگشت دارد که کیفیت زندگی یک فرد در طول زمان و موقعیت های مختلف تغییر پذیر است، این بیانگر آن است که کیفیت زندگی نیاز به بررسی پویا و مداوم دارد، فرد هم باید استراتژی های خودرا بر اساس نیازها وشرایط مختلف تغییر دهد و خود را سازگار کند .(مختاری،۱۳۸۹: ۴۵).

تعداد صفحه :۱۰۸

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه بررسی و مقایسه کیفیت زندگی دانش‌آموزان عادی و استثنایی شهر کرمانشاه

جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی

(پردیس نیمه حضوری)

 موضوع:

بررسی و مقایسه کیفیت زندگی دانش آموزان عادی و استثنایی شهر کرمانشاه

استاد مشاور:

دکتر سوسن کباری

تابستان ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب
صفحه عنوان
ب عنوان پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………………..
ج فهرست مطالب………………………………………………………………………………………………………………………………………….
و فهرست جداول…………………………………………………………………………………………………………………………………………
ز سپاسگزاری………………………………………………………………………………………………………………………………………………
ح تقدیم………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
ط چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….
ی پیشگفتار………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………………………………….
۱ فصل اول: کلیات پژوهش………………………………………….. ………………………………………….. ………………………………..
۱ مقدمه………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………………………………..
۱ بیان مساله………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………………………………..
۳ اهداف تحقیق………………………………………….. ………………………………………….. ………………………………………………..
۳ هدف اصلی………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………………………..
۳ اهداف اختصاصی………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………………..
۴ اهمیت و ضرورت موضوع………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………….
۷ فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق………………………………………….. ……………………………………………
۷ مقدمه………………………………………….. ………………………………………….. ………………………………………….. …………….
۷ تعریف و طبقه بندی کودکان و نوجوانان استثنایی………………………………………….. …………………………………………….
۹ گروه اول: دانش آموزان کم توان ذهنی………………………………………….. ………………………………………….. ……………….
۱۹ گروه دوم: دانش آموزان نابینا و نیمه بینا………………………………………….. ……………………………………………………………
۲۳ گروه سوم: دانش آموز آسیب دیده شنوایی………………………………………….. ……………………………………………………..
۲۴ گروه چهارم: دانش آموز دارای اختلال رفتاری – هیجانی………………………………………….. …………………………………..
۲۵ گروه  پنجم: دانش آموز دارای مشکلات ویژه یادگیری………………………………………….. ……………………………………..
۳۰ گروه ششم: دانش آموز کم توان جسمی – حرکتی………………………………………….. ……………………………………………
۳۱ گروه هفتم: دانش آموز چند معلولیتی [کم توانی] ………………………………………….. ………………………………………………
۳۲ تاریخچه کیفیت زندگی………………………………………………………………………….. ………………………………………………
۳۳ تعریف کیفیت زندگی………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………….
۳۴ تعاریف کلی کیفیت زندگی………………………………………….. ………………………………………….. …………………………….
۳۶ تعاریف اختصاصی کیفیت زندگی………………………………………….. ………………………………………….. …………………….
۳۹ حیطه های کیفیت زندگی یا تقسیم بندی های موضوعی کیفیت زندگی……………………………………………………………..
۴۰ نظریه های کیفیت زندگی…………………………………………………………………………………………………………………………..
۴۳ مدل های کیفیت زندگی………………………………………….. ………………………………………….. ………………………………….
۴۳ مدل فلس و پری………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………………….
۴۵ مدل لی و همکاران………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………………
۴۶ مدل وننگوت و همکاران……………………………………… ………………………………………….. ……………………………………..
۴۸ عوامل موثر بر کیفیت زندگی………………………………………….. ………………………………………….. …………………………..
۴۹ ویژگی های کیفیت زندگی………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………..
۵۰ الف: چند بعدی بودن: ………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………………
۵۰ ب: ذهنی بودن: ………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………………….
۵۰ ج: پویا بودن: ………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………………………….
۵۱ کاربردهای کیفیت زندگی………………………………………….. ………………………………………….. ………………………………
۵۱ پژوهش در حوزه کیفیت زندگی کودکان استثنایی………………………………………….. …………………………………………..
۵۲ پیشینه مطالعاتی………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………………….
۵۲ الف) تحقیقات انجام شده در داخل کشور………………………………………….. ………………………………………………………
۵۵ ب) تحقیقات انجام شده در خارج کشور………………………………………….. ………………………………………….. …………..
۵۷ چهارچوب نظری  تحقیق…………………………………….. ………………………………………….. ……………………………………..
۵۹ خلاصه مطالب مهم…………………………………………………………………………………………………………………………………..
۶۰ الف) سئوال اصلی………………………………………….. ………………………………………….. …………………………………………
۶۰ ب) سئوال های اختصاصی ………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………..
۶۰ سئوال های پژوهشی………………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………….
۶۱ الگوی پژوهش…………………………………………… ………………………………………….. …………………………………………….
۶۳ فصل سوم: روش تحقیق………………………………………….. ……………………………………………………………………………….
۶۳ مقدمه………………………………………….. ………………………………………….. ………………………………………….. …………….
۶۳ روش تحقیق………………………………………….. ………………………………………….. ………………………………………………….
۶۴ جامعه پژوهش………………………………………….. ………………………………………….. ………………………………………………
۶۴ نمونه و روش نمونه گیری………………………………………….. ………………………………………….. ……………………………….
۶۵ روش جمع آوری اطلاعات………………………………………………………………………………………………………………………..
۶۵ الف) پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی……………………………………………………………………………………………………..
۶۵ ب)پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی………………………………………………………………………………
۶۶ تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح……………………………………………………………………………………………………..
۶۸ روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات…………………………………………………………………………………………………………….
۷۰ فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده های پژوهش………………………………………………………………………………………………
۷۰ مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….
۷۰ الف) توصیف داده ها………………………………………………………………………………………………………………………………..
۷۷ ب) بررسی سئوالات………………………………………………………………………………………………………………………………….
۸۵ فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………
۸۵ مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..
۸۵ بحث………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
۸۹ نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………….
۹۰ محدودیت ها…………………………………………………………………………………………………………………………………………..
۹۰ پیشنهادات………………………………………………………………………………………………………………………………………………
۹۰ الف) پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………………………..
۹۰ ب) پیشنهادات کاربردی……………………………………………………………………………………………………………………………
۹۲ منابع………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
۹۲ الف) فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………
۹۷ ب)لاتین…………………………………………………………………………………………………………………………………………………
۱ پیوست ها……………………………………………………………………………………………………………………………………………….
۴ چکیده لاتین……………………………………………………………………………………………………………………………………………

چکیده:

هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه کیفیت زندگی دانش آموزان عادی و استثنایی شهر کرمانشاه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر عادی و استثنایی کرمانشاهی، در سال تحصیلی سال ۱۳۹۳-۹۴ بودند. حجم نمونه عبارت بود از ۲۰۰ نفر دانش آموز (۱۰۰ نفر عادی و ۱۰۰ نفر استثنایی)،که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از ۲ پرسش نامه الف) پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و ب)پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. روش های به کار گرفته شده جهت تجزیه و تحلیل یافته ها عبارت بودند از آزمون لوین و آزمون t گروه های مستقل.  یافته های پژوهش نشان داد که بین کیفیت زندگی دانش آموزان عادی و استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد، به عبارتی کیفیت زندگی دانش آموزان استثنایی در ابعاد سلامت جسمی، سلامت روان، روابط با دیگران و امکانات آموزشی و اجتماعی پایین تر از دانش آموزان عادی است. بر اساس مقایسه کیفیت زندگی  کودکان عادی و استثنایی می توان به تفاوت این دو قشر از ابعاد مختلف پی برد.

کلید واژه ها: کیفیت زندگی، دانش آموزان عادی، دانش آموزان استثنایی.

پیشگفتار

کودکان استثنایی از چند جنبه با همسالان خود تفاوت دارند. آ ن ها از نظر ظاهر جسمانی، توانایی های یادگیری یا رفتار، با آن چه که بهنجار یا طبیعی به شمار می آید فاصله دارند. آن ها ممکن است به صورت استثنایی سرآمد، یا از نظر توانایی شان برای یادگیری یا کارکرد طبیعی در زندگی دچار محدودیت باشند. پیرو این ویژگی ها کودکان دارای کم توانی در زمینه های کم توانی ذهنی، کم شنوایی و ناشنوایی، کم بینایی و نابینایی، کم توانی جسمی- حرکتی، اختلال های رفتاری و یادگیری و دارای کم توانی در چند زمینه، از شرایط و کیفیت زندگی ویژه ایی برخوردارند که نیازمند رسیدگی بیشتر نسبت به همتایان عادی خود هستند.

کودکان کم توان حق دارند در جامعه مشارکت فعال داشته و این موضوع در گروِ آموزش و پرورش و رسیدگی به نیاز ها و شرایط ویژه آنان است. طبق مصوبات یونسکو همه مدارس باید برای آموزش همه کودکان بدون توجه به وضعیت جسمانی، هوشی، عاطفی، زبانی و سایر ویژگی ها متناسب سازی شوند و این سازگاری باید انواع کودکان دارای کم توانی را نیز در برگیرد (ساعی منش، ۱۳۸۲). آموزش و پرورش آنان باید به افزایش یکپارچگی اجتماعی ممکن و رشد همه جانبه فردی منجر شود (فتحی،کشاورزی ارشدی و فیروزآبادی،۱۳۹۰). صرف نظراز محل تحصیل کودکان کم توان (مدارس ویژه یا تلفیقی) آن ها در کنار آمدن با شرایط عادی زندگی با مشکل مواجه اند(آن[۱]،۲۰۰۲).  حتی در محیط هایی که افراد حمایت کننده زیادی وجود دارد، کودکان کم توان باید خزانه ای از مهارت های مختلف، برای ورود به عرصه های اجتماعی داشته باشند تا بتوانند تعاملاتی پایدار ایجاد کنند و از لحاظ اجتماعی مستقل شوند (کلست[۲]، ۲۰۰۷).

قبل از پرداختن به هر اقدامی برای بهبود وضع زندگی این افراد باید کیفیت زندگی آن ها را مورد ارزیابی قرار داد. در بررسی کیفیت زندگی این کودکان می توان ابعاد سلامت جسمی، سلامت روان، روابط با دیگران و محیط زندگی را مورد بررسی قرار داد، که از مزیت های بررسی کیفیت زندگی کودکان دارای کم توانی می توان با دست یافتن به یک نیاز سنجی جامع، برای اتخاذ تصمیم و سیاست گذاری های صحیح و جامع در جهت هر چه متناسب کردن برنامه بر اساس نیازهای آن ها اقدام کرد.

بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه دانش آموزان کم توان در رابطه با عملکرد تحصیلی آنان بوده و سایر مؤلفه های روانی و شخصیتی آنان مانند اختلالات روانی، رفتارهای سازشی و هم چنین کیفیت زندگی آن ها کمتر مورد بررسی واقع شده و جای خالی این گونه تحقیقات بیشتر به چشم می خورد.

[۱] . Anne

[۲] . Celest

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه

بررسی کیفیت زندگی اقشار مختلف طرحی را  برای پیشنهاد راهکارهای مناسب برای آن ها با توجه به نیازهای مختلف فراهم می آورد. ارزیابی کیفیت زندگی برای جمعیت های مختلف به قدری مهم  است که می توان آن را به عنوان مهمترین هدف در انجام هرگونه انواع مداخله های درمانی در نظر گرفت. مطالعه کیفیت زندگی دانش آموزان استثنایی از چشم انداز آموزشی، محیطی، اجتماعی و روانی با هدف دستیابی به بالاترین حد توانایی انسانی این قشر می تواند در زمینه بالابردن کیفیت زندگی این جمعیت خیلی یاری رسان باشد.

بر اساس آمارهای مختلف و معتبر قشر عمده ای از جمعیت ایران را دانش آموزان تشکیل می دهند و آمار دانش آموزان استثنایی هم زیاد است. بر این اساس باید کارهای پژوهشی مختلفی با توجه به اینکه دانش آموزان استثنایی قشر عمده ای هستند و نیازهای ویژه ای دارند صورت گیرد.

در بحث بازتوانی و توان افزایی، کیفیت زندگی متغیری بیانگر از این بحث است که آیا اقدامات توانبخشی تا چه حد برای فرد کم توان مفید واقع شده است، بر این اساس ایجاد شرایط زندگی برای افراد دارای کم توانی در حیطه های مختلف باید ارزیابی گردد، و بررسی کیفیت زندگی به دنبال این هدف است. بر این اساس وضعیت مطلوب جسمی، روانی و اجتماعی فرد و به طور کلی، توجه همه جانبه فرد در تعریف سلامت گنجانده شده است و سایر قوانین در این زمینه  بر این مهم تاکید دارند که افراد دارای کم توانی به آموزش ویژه و خدمات  وابسته دسترسی بیشتر داشته باشند و تشویق به بکارگیری کامل آنها در زندگی اجتماعی صورت گیرد.

 یان مسأله:

امروزه کیفیت زندگی[۱] جمعیت ها، به عنوان چهارچوبی برای ارائه خدمات متناسب با جنبه های مختلف زندگی و تخصیص منابع، مورد استناد قرار می گیرد. اهمیت سنجش کیفیت زندگی به حدی است که برخی از متخصصین بهداشت روان، از بهبود و ارتقای کیفیت زندگی به عنوان مهمترین هدف در انجام هرگونه مداخله درمانی یاد می کنند (هینچلیف[۲]، ۱۹۹۳؛ بونامی، پاتریک و بوشنل[۳]، ۲۰۰۰؛ به نقل از نجاتی و همکاران،۱۳۹۰).

یکی از حوزه های پژوهشی نبستاً جدید، مطالعه کیفیت زندگی دانش آموزان استثنایی است (کالی[۴]، فوجیماری[۵]، سوزوکی[۶]، میناموتو[۷] و ایدا[۸]،۲۰۱۰). جهت رسیدن به تعریف مشخصی از کیفیت زندگی باید ابتدا این قشر را به خوبی شناخت. پیرو این مهم، در تعریف دانش آموزان استثنایی از چشم انداز آموزشی می توان گفت این افراد کسانی هستند که برای دستیابی به بالاترین حد توانایی انسانی خود، به آموزش ویژه و خدمات وابسته که در اولین تشخیص بدو تولد و یا تشخیص در دوران کودکی، باید ارائه گردد، نیاز دارند. این افراد به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول توانایی پایین تر از حد نرمال دارند و دسته دیگر هوش و توانایی بالاتر از حد نرمال دارند. افراد استثنایی نیازمند آموزش ویژه هستند، زیرا در دسته اول یک یا دو و یا چند جنبه از جمله نارسایی در یادگیری یا توجه، اختلال هیجانی یا رفتاری، کم توانی جسمی، اختلال ارتباطی، درخودماندگی، آسیب مغزی، آسیب  شنوایی، مشکلات بینایی دچار کم توانی هستند و دسته دوم هوش یا استعداد ویژه ای دارند که نیازمند آموزش و پرورش پیشرفته می باشند (هالاهان و کافمن[۹]،۲۰۰۳؛ ترجمه علیزاده، صابری، هاشمی و محی الدین، ۱۳۸۸).

طبق اعلام سازمان آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۹۱-۱۳۹۰  آمار دانش آموزان عادی کل کشور  در همه دوره های تحصیلی۱۳،۳۵۱،۲۵۴ نفر بوده است و آمار دانش آموزان استثنایی کشور نیز ۸۲،۳۲۶ نفر بوده اند یعنی نسبت تقریباً یک بر ۱۶۲ نفر و در شهر کرمانشاه نیز آمار کل دانش آموزان عادی۳۰۱،۷۹۱ نفر و آمار دانش آموزان استثنایی ۱،۵۰۱ نفر بوده است که تقریباً به ازای هر ۲۰۰ دانش آموز عادی یک دانش آموز استثنایی وجود دارد (سالنامه آماری آموزش و پرورش، ۱۳۹۱).  این نسبت در کشورهای توسعه یافته از جمله کشور آمریکا تقریباً یک نفر به ازای ۱۹ نفر عادی بود (ایالات متحده، گزارش وضعیت ناتوانی[۱۰]، ۲۰۱۲). بر اساس گزارش انجمن پیمایش آمریکا[۱۱] در سال ۲۰۱۲، میزان شیوع  انواع کم توانی در ایالات متحده در محدوده سنی ۵ تا ۱۵ سال ۳/۵ درصد بودند، به این معنی که ۳۰۰،۳۹۳،۲ نفر از  45،۴۱۱،۷۰۰ در محدوده سنی مذکور دارای یک نوع یا بیشتر از یک نوع ناتوانی بودند(ایالات متحده، گزارش وضعیت ناتوانی، ۲۰۱۲). 

در بحث توابخشی، کیفیت زندگی شاخصی است که نشان می دهد اقدامات توانبخشی تا چه حد برای فرد کم توان موثر بوده است. ضمن این که در خصوص برخی کم توانی های شدید، هدف توانبخشی درمان کامل افراد نیست، بلکه ایجاد شرایطی از زندگی است که فرد، احساس آرامش و امنیت نماید. بر مبنای تعریف سازمان بهداشت جهانی وضعیت مطلوب جسمی، روانی و اجتماعی فرد و به طور کلی، توجه همه جانبه فرد در تعریف سلامت گنجانده شده است (براون،۱۹۹۶؛ کوبر[۱۲]،۲۰۱۰). در ایالات متحده قانون آمریکایی های دارای کم توانی سال ۱۹۹۰ و سایر قوانین در این زمینه تاکید کردند که افراد دارای کم توانی به آموزش ویژه و خدمات  وابسته دسترسی بیشتر داشته باشند و تشویق به بکارگیری کامل آنها در زندگی اجتماعی صورت گیرد(اسچالاک[۱۳]،۲۰۰۷؛ به نقل از اسچیپرز[۱۴]،۲۰۱۰). از اواسط دهه ۱۹۹۰ مفهوم کیفیت زندگی در سرتاسر اروپا به عنوان یک مفهوم سازمان دهنده در طراحی حمایت و برنامه ها، با تاثیری پایدار و قوی بر حمایت منافع شخصی افراد دارای کم توانی، نیز استفاده شد(اسچیپرز[۱۵]،۲۰۱۰).

در ارزیابی کیفیت زندگی دانش آموزان استثنایی باید نیازمندی های خاص این گروه به حساب آورده شود که  شامل مشکل در عملکردهای شناختی و نیاز به حمایت و خدماتی که زندگی آنان را در اجتماع، موسسه و یا مرکز نگهداری جهت می دهد، می شود (اسچالاک،۲۰۰۴).

بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی در برگیرنده ادراک فرد از موقعیت خود در زندگی و در ساختار نظام فرهنگی- ارزشی ای که در آن زندگی می کند، می باشد. پس می توان کیفیت زندگی را ساختاری چند وجهی دانست که نه تنها از عوامل فردی بلکه از ویژگی های محیطی که فرد در آن قرار دارد، نیز متاثر می شود.

 اهداف تحقیق

هدف اصلی:

هدف اصلی تحقیق کسب شناخت در مورد کیفیت زندگی دانش آموزان پسر استثنایی و عادی شهر کرمانشاه در سال ۱۳۹۳-۹۴ است.

اهداف اختصاصی:

  1. شناخت سلامت جسمی دانش آموزان پسر استثنایی و عادی شهر کرمانشاه و تعیین تفاوت بین آن ها.
  2. شناخت سلامت روان دانش آموزان پسر استثنایی و عادی شهر کرمانشاه و تعیین تفاوت بین آن ها.
  3. شناخت روابط با دیگران دانش آموزان پسر استثنایی و عادی شهر کرمانشاه و تعیین تفاوت بین آن ها.
  4. شناخت محیط زندگی دانش آموزان پسر استثنایی و عادی شهر کرمانشاه و تعیین تفاوت بین آن ها.
  5. شناخت امکانات آموزشی و اجتماعی دانش آموزان پسر استثنایی و عادی شهر کرمانشاه و تعیین تفاوت بین آن ها.

اهمیت و ضرورت موضوع:

پذیرفتن این اصل که هر انسان فارغ از رنگ، نژاد، ملیت و نوع کم توانی حق مسلم دارد که از موهبت های خدادی بهره مند شود، ضرورت توجه و تاکید بر آموزش و برخوردار بودن از امکانات مختلف جهت ارتقاء کیفیت زندگی بیش از پیش مورد تأکید قرار می گیرد (شفیع آبادی، ۱۳۸۲؛ ۲). انسان دارای کم توانی دارای تمام نیازها و امیدهای یک فرد عادی است و می خواهد تمام مایحتاجش برآورده شود و به شدت خواهان استقلال است و هیچ گاه دوست ندارد دیگران با او رفتاری ترحم آمیز داشته باشند.

با این حال افراد استثنایی نسبت به افراد عادی، نیازهای ویژه ای دارد. محاسبه نیازهای ویژه افراد استثنایی چندان ساده نیست. معمولاً این کار به یک مطالعه بسیار دقیق نیاز دارد. تغییرات ایجاد شده در الگوی بیماری ها که از یک سو کاهشی از میزان بیماری های عفونی و مزمن و از سوی دیگر افزایش طول عمر را به همراه داشته، سبب شده تا مفاهیم سلامت و کیفیت زندگی  طی چند دهه گذشته با شدت و حدت بیشتری مطرح گردد (برسلاو[۱۶] ، ۲۰۰۶). علاوه بر این کیفیت زندگی به عنوان یکی از محورهای پژوهشی مهم در چند دهه اخیر مطرح بوده است. علی رغم عدم استفاده از اصطلاح «کیفیت زندگی» تا قرن بیستم، موج فزاینده ای از پژوهش ها به تدریج از این حقیقت پرده برداشتند که کیفیت زندگی می تواند یکی از پیامدهای مهم در ارزیابی های مرتبط با سلامت باشد؛ چنان که تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامتی نیز بر این نکته تاکید دارد.

در فرهنگ های غیر غربی نیز کیفیت زندگی به صور مختلف مورد تاکید قرار گرفته است. کیفیت زندگی یک واژه جدید نیست، بلکه ریشه در اعتقادات و آموزه های دینی مسلمانان دارد (همتی مسلک پاک، ۱۳۸۸). کیفیت زندگی مربوط به درک ذهنی فرد از حس خوب بودن و رضایت از زندگی است. کیفیت زندگی یک مفهوم جدید چند بعدی بوده و بازتاب شادکامی و عملکرد فرد در زندگی روزانه است (همتی مسلک پاک، ۱۳۸۸). کیفیت زندگی از مفاهیم بسیار مهم در زندگی کودکان استثنایی است که امروزه در مراقبت ها و توانبخشی های افراد استثنایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چرا که بهبودی در کودکان استثنایی در پاره ای از موارد کاملاً ممکن است و هدف درمانی، مطلوب نمودن کیفیت زندگی آن هاست.

سنین مدرسه یک مرحله بی نهایت مهم در ارتباط با سلامت است، زیرا بسیاری از عادات و رفتارهای بهداشتی و روانی که در این مرحله از زندگی تشکیل می گردد، تاثیر مهمی بر روی سلامت و رفتارهای سلامتی در بزرگسالی دارد (همتی مسلک پاک، ۱۳۸۸)، و این مهم در کودکان استثنایی با توجه به نوع کم توانی آن ها به مراتب بیشتر می تواند بحران ساز باشد و کیفیت زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار دهد.

به دنبال تعریف کیفیت زندگی باید آن را به روش گزارش شخصی بیمار، که در برگیرنده ابعاد (جسمی، ذهنی، اجتماعی) مربوط به عملکرد روزانه و تحت تاثیر کم توانی و مداخلات است، ارزیابی کرد. در کم توانی ها و توابخشی آنها بررسی و ثبت کیفیت زندگی سلامت محور نوجوانان در مداخلات روانی و بازتوانی و توانمندی اهمیت روز افزونی پیدا کرده است(همتی مسلک پاک، ۱۳۸۸).

از این رو سازمان های مرتبط با این حیطه در سال های اخیر، تلاش های خود را بر فراهم آوردن سرویس های مختلف برای کمک به این قشر متمرکز نموده اند (قهاری، ۱۳۸۰؛ ۵۶)، به همین دلیل بررسی کیفیت زندگی افراد استثنایی و مقایسه آن ها با افراد عادی می تواند کمک کننده سازمان و متخصصان دست اندر کار در این زمینه باشد.

با این اوصاف و با توجه به هدف پژوهش حاضر که عبارت است از بررسی کیفیت زندگی دانش آموزان استثنایی شهر کرمانشاه و مقایسه آن ها با همتایان عادی است، می توان به سازمان های مرتبط و دست اندر کار از جمله سازمان آموزش و پرورش استثنایی و سازمان بهزیستی در زمینه نیاز سنجی و نیاز شناسی این افراد از دیدگاه خود آنها

تعداد صفحه :۱۱۶

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه  بررسی و مقایسه سازگاری اجتماعی در دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار

رشته : برنامه ریزی رفاه اجتماعی

موضوع:

 بررسی و مقایسه سازگاری اجتماعی در دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار

مورد مطالعه: دانش­آموزان مقطع متوسطه پسرانه منطقه ۱۲ شهر تهران

استاد مشاور

دکتر عزت الله سام آرام

استاد داور

دکتر علی اکبر تاج مزینانی

سال تحصیلی ۹۱-۱۳۹۰

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده تمام نما:

بخاطر ارتباط نزدیک بین سلامت روان ، سازگاری و مهارت های اجتماعی، بررسی جایگاه ورزش در این مقوله از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در ضمن ورزش به دو دلیل عمده برای جوانان مفید است:۱. بخاطر پیشرفت و اجتماعی شدن آنها ۲.بخاطر مساله کنترل اجتماعی. خلاصه ، ورزش به نوعی جوان را برای سازگاری با هنجارهای اجتماعی تحت فشار قرار میدهد. موضوع پزوهش حاضر در حوزه روانشناسی اجتماعی است. طبق نظریه های یادگیری اجتماعی، آدمیان و موقعیت ها بصورت دوطرفه برهم تاثیرگذارند

هدف کلی این تحقیق، تعیین میزان سازگاری اجتماعی در بین دانش -آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار دبیرستانی منطقه ۱۲ شهر تهران و  مقایسه ی این دو با یکدیگر است.

درمقایسه نمودارهای بررسی میزان سازگاری دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار می بینیم که  ورزشکاران ،“سازگاری زیاد“ به نسبت بیشتری دارند.

درباره فرضیه اول ( میان سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار تفاوت وجود دارد.): آزمونt نشان می دهد سطح معناداری آزمون۰.۰۰۰ کمتر از ۰.۰۵ می باشد.پس تفاوت معناداری میان سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار وجود دارد. آزمون فرضیه دوم(بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و سازگاری اجتماعی آنها رابطه وجود دارد.) نشان میدهد: با توجه به آزمونχ۲ سطح معناداری آزمون کمتر از ۰.۰۵ درصد است پس فرض صفر رد شده و با اطمینان ۰.۹۵ درصد می توان گفت رابطه معناداری بین دو متغیر وجود دارد.با توجه به مثبت بودن علامت ضریب همبستگی بین دو متغیر رابطه مستقیم است، یعنی با افزایش یکی دیگری افزایش می یابد.

آزمون فرضیه سوم (بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار تفاوت وجود دارد.) بیان میکند: با توجه به نتایج آزمون فرضیه که سطح معناداری آزمون بیش از ۰.۰۵ درصد می باشد ، بنابراین فرض صفر رد نمی شود یعنی تفاوت معناداری در میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر ورزشکار وجود ندارد. این نتیجه نشان می دهد که ورزش مانعی بر سر راه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نمی باشد. آزمون فرضیه چهارم (به نظر می رسد میزان سازگاری اجتماعی دانش آموزان بر حسب پایه تحصیلی آنها ( چهار گروه ) متفاوت است.) نتیجه میدهد: با توجه به نتایج آزمون ANOVA  سطح معناداری آزمون ۰.۰۰۰ کمتر از ۰.۰۵ می باشد. بنابراین فرض صفر رد شده یعنی تفاوت معناداری در میزان سازگاری افراد با توجه به پایه تحصیلی آنان وجود دارد. برای بررسی این که این تفاوت ها در کجاست از آزمون LSD استفاده می کنیم. با توجه به آزمون LSD سازگاری در بین گروه های زیر تفاوت معناداری دارد:

  1. افراد در مقطع پیش دانشگاهی با پایه اول دبیرستان. ۲. افراد در مقطع پیش دانشگاهی با پایه دوم دبیرستان. ۳. افراد در مقطع پیش دانشگاهی با پایه سوم دبیرستان. بطور کلی افراد در مقطع پیش دانشگاهی در مقایسه با پایه های دیگر سازگاری بیشتری دارند.

آزمون فرضیه پنجم (به نظر می رسد میزان سازگاری اجتماعی دانش آموزان بر حسب رشته تحصیلی آنها متفاوت است .) آزمون ANOVA است که نشان می دهد سطح معناداری آزمون بیش از ۰.۰۵ درصد است و فرض صفر رد نمی شود، یعنی تفاوت معناداری در میزان سازگاری افراد با توجه به رشته تحصیلی آنها وجود ندارد.

فهرست مطالب          ………………………………………………………………………………………………………………………          صفحه

 فصل اول: ۴

کلیات تحقیق.. ۴

۱-۱.مقدمه. ۶

۲-۱. چارچوب نظری.. ۷

۳-۱. مدل تحقیق.. ۹

۴-۱. بیان مساله. ۱۰

۵-۱. اهمیت تحقیق.. ۱۲

۶-۱.  اهداف تحقیق.. ۱۴

الف: هدف کلی.. ۱۴

ب: اهداف ویژه ۱۴

۷-۱. سوالات و فرضیات تحقیق.. ۱۴

۸-۱.  تعاریف متغیرها و اصطلاحات.. ۱۵

فصل دوم: ۱۷

پیشینه تحقیق.. ۱۷

۱-۲.مقدمه. ۱۸

۲-۲.  مروری بر مفاهیم اولیه. ۱۸

۱-۲-۲.  رشد اجتماعی در دوره نوجوانی.. ۱۸

۲-۲-۲. نیازهای دوره نوجوانی.. ۲۲

۳-۲-۲.  لزوم روابط اجتماعی.. ۲۳

۳-۲.  مبانی تئوریک سازگاری.. ۲۵

۱-۳-۲.  مبانی نظری سازگاری اجتماعی.. ۲۵

۲-۳-۲.  ویژگیهای افراد سازگار ۳۲

۳-۳-۲.  عوامل مؤثر در سازگاری.. ۳۲

۴-۳-۲.  اشکال سازگاری.. ۳۴

۵-۳-۲. عوامل مؤثر در فرآیند سازگاری.. ۳۶

۶-۳-۲.  سازگاری اجتماعی دانش آموزان در مدرسه. ۴۲

۴-۲.  ورزش… ۴۳

۵-۲. بررسی یافته های پیشین.. ۴۹

۶-۲. نتیجه گیری از تحقیقات پیشین.. ۵۶

فصل سوم: ۵۷

روش شناسی تحقیق.. ۵۷

۱-۳.  روش تحقیق.. ۵۸

۲-۳.  جامعه آماری.. ۵۸

۳-۳.  شیوه نمونه گیری و برآورد حجم نمونه. ۵۹

۴-۳.  ابزار جمع آوری اطلاعات.. ۵۹

۵-۳. شیوه جمع آوری اطلاعات.. ۶۰

۶-۳.  روشهای آماری تحلیل دادهها ۶۱

۷-۳.  پایایی پرسشنامه. ۶۱

۸-۳.  اعتبار پرسشنامه تحقیق حاضر. ۶۲

فصل چهارم. ۶۴

تجزیه و تحلیل اطلاعات.. ۶۴

۱-۴.  مقدمه : ۶۵

۲-۴.  آمار توصیفی : ۶۵

۱-۲-۴ : تفکیک نمونه بر حسب متغیر سن.. ۶۶

۲-۲-۴: تفکیک نمونه بر حسب متغیر معدل ترم گذشته. ۶۷

۳-۲-۴ : تفکیک نمونه بر حسب متغیر رشته تحصیلی.. ۶۸

۴-۲-۴ : تفکیک نمونه بر حسب متغیر پایه تحصیلی.. ۷۰

۵-۲-۴ : بررسی میزان سازگاری دانش آموزان. ۷۲

۶-۲-۴ : سازگاری اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی پسر (به تفکیک ورزشکار و غیر ورزشکار) ۷۳

۳-۴ : آماراستنباطی.. ۷۵

۱-۳-۴ : فرضیه اول. ۷۶

۲-۳-۴ : فرضیه دوم. ۷۷

۳-۳-۴ فرضیه سوم. ۷۹

۴-۳-۴ فرضیه چهارم. ۸۰

۵-۳-۴ فرضیه پنجم. ۸۲

فصل پنجم. ۸۳

نتیجه گیری،محدودیت ها و پیشنهادها ۸۳

۱-۵- مقدمه: ۸۴

۲-۵- نتایج حاصل از توصیف داده ها: ۸۴

۳-۵- نتایج حاصل از تحلیل و تبیین داده ها: ۸۴

۴-۵- تفسیریافته ها: ۸۶

۵-۵- پیشنهادها ۸۷

۱-۵-۵- پیشنهادهای روششناختی.. ۸۷

۲-۵-۵- پیشنهادهای کاربردی.. ۸۸

۶-۵: محدودیتهای تحقیق.. ۸۹

الف- منابع فارسی.. ۹۱

ب–منابع انگلیسی.. ۹۴

نمونه پرسشنامه ها ۹۶

۱-.مقدمه

قرن بیستم که به نام قرن تکنولوژی وصنعت معروف گشته است. علاوه برمنافعی که درجهت رفاه وآسایش انسانها به همراه داشته. به طور همزمان وغیرمستقیم نیز درجهت اضمحلال آن، نقش مؤثری داشته است. یکی از معضلاتی که امروزه بیش ازهمه برانسانها مسلط شده واو راتحت سیطره خود قرار داده، کم تحرکی ،بی تحرکی وضعف روابط اجتماعی است واین مساله، خلاف فطرت و جوهر انسانها می باشد.یعنی هر موجود زنده تا لحظه ای در قید حیات به سر میبرد که حرکت داشته باشد و هر اندازه از حرکتش کاسته شود به مرز عدم نزدیکترشده  وقابلیتهای جسمی و روانی او کاهش می یابد. پس میتوان ادعا نمود که فعالیتهای بدنی و ورزشی در این مقطع از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

ورزش به عنوان یکی از عوامل فرهنگی عصر ما، بر روی فرآیندی بنام اجتماعی شدن [۱] تاثیری شگرف دارد.این فرآیند که قسمتی از تکامل شخصیت را تشکیل میدهد در مقابل فرآیند دیگری بنام خودمحوری [۲]  قرار دارد. درفرآیند اجتماعی شدن، فرد،ارزشهای گروهی را در ارزشهای فردی خود حل میکند ودر نهایت آنها را جانشین ارزشهای فردی میکند. در جریان رقابتهای ورزشی، شخص الزاما ارزشهای خود را با دیگران هماهنگ میسازد واین گامی بسوی رعایت حقوق فردی و اجتماعی دیگران است. در ورزشهای گروهی، بازیکن از نظر ذهنی، خویش را به جا ویا رویاروی رقیب میگذارد وحتی برای لحظاتی که شده بجای او فکر میکند(علیمرادیان،۱۳۶۴ ورزش و ارزش ،شماره ۴۲).

درمیان اقشار مختلف جامعه،رشد نوجوانان وجوانان که همواره به عنوان قطب جامعه و نقاط حساس آن شناخته میشوند،نیاز بیشتری به برنامه ریزی دارد. برای همین اکثر نهادهای اجتماعی که متصدی تعلیم وتربیت جوانان ونوجوانان هستند،در اندیشه تحلیل وبررسی مشکلات موجود و ارائه راهکارهای مناسب میباشند. چنانچه با نزدیک شدن به آستانه تعلیم وتربیت جدید و آشناشدن مربیان با اصلاح و بهسازی جامعه، بهسازی اجتماعی وآموزش وپرورش در اوایل قرن حاضربه یکدیگر پیوند خورد و سرانجام عده ای از دانشمندان، منادی امر بهسازی اجتماعی شدند. آنها اذعان داشتند که این امر تنها درصورتی میتواند جامه عمل بپوشاند که فکرو عمل در جامعه،توامان در جریان باشند.یکی از عوامل موثری که میتواند آموزش وپرورش مارا از تربیت فکری فراتر برده وبرای افرادجامعه،مسئولیت وکاردانی در عمل به ارمغان آورد، ورزش است. یکی از کارکردهای مهم ورزش که در دنیای تعلیم وتربیت مطرح است،کمک به شکوفایی شخصیت (جسمانی،روانی،اجتماعی و…) افراد جامعه، تحکیم معاشرت جمعی وتسهیل دستیابی به رشد مسئولیت اجتماعی و فردی می باشد(سلطان القرائی،۱۳۷۳).

۱_۲ بیان مساله

دانش آموزان درصدی از وقت خود را در مدرسه، بطور مستقیم ویا غیر مستقیم(بصورت بازی، دستکاری اشیا و وسایل، تفریح و…) به ورزش می پردازند. دراین مدت رفتاری صحیح توام با همیاری دارند. یعنی با همسالان خود ارتباط برقرار میکنند، با آنها همبازی می شوند و حالت همکاری و دادو ستد دارند.شواهد نشان میدهد که چنین فعالیتهایی درایجاد عملکردهای اجتماعی مناسب وبه طور همزمان درکاهش رفتار های اجتماعی نا مناسب همه دانش آموزان مؤثر بوده است (کارتلج ومیلبرن [۳]، ۱۳۶۹). با این وصف، شناخت ورزش وجایگاه آن درنظام آموزشی می تواند قبل از بررسی ارتباط آن باسازگاری دانش آموزان ، راهنمایی کننده باشد. جایگاه ورزش و ارتباط آن با ابعاد مختلف آموزش وپرورش را می توان بصورت زیر نشان داد:

همانطور که در شکل فوق نشان داده شده است، نظام آموزشی در کشور ما دارای دو بعد اصلی و اساسی “آموزش و”پرورش” می باشد. گرچه این مفاهیم بیشتر مواقع در کنار هم هستند (البته باید چنین باشد) اما این دو بعد، مفاهیم مستقلی هستند که دارای تعاریف خاص خود می باشند.

پرورش، بنا به تعریف : عبارتست از جریانی منظم و مستمر،  که هدف آن کمک به رشد جسمانی، شناختی، اخلاقی، اجتماعی یا به طور کلی رشد شخصیت پرورش یابندگان، درجهت کسب هنجارهای مورد پذیرش جامعه ونیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنهاست(سیف، ۱۳۷۱). مطابق با شواهد موجود، ورزش دراین بعد، به ویژه درکمک به رشد جسمانی واجتماعی دانش آموزان ، نقش مؤثر ومستقیمی ایفا می کند.

آموزش ، یعنی دومین بعد : عبارتست از فعالیتهایی که به منظور ایجاد یادگیری در یادگیرنده، از جانب معلم، طرح ریزی شده و بصورت یک کنش متقابل بین آنها جریان می یابد(همان منبع).

برای پی بردن به نقش ورزش در بعد آموزش، استناد به طبقه بندی هدفهای آموزشی بلوم[۴] می تواند کمک کننده باشد. دراین طبقه بندی روی سه حیطه شناختی- عاطفی وروانی، حرکتی تأکید شده است.  ورزش، روی هریک ازاین سه حیطه،  بطور مستقیم یا غیرمستقیم، موثر است. ورزش،  سهم عمده ای در رشد حیطه روانی – حرکتی دارد و مستقیما با آن در ارتباط است. درضمن یافته های تحقیقاتی نشان میدهد که ورزش با پیشرفت تحصیلی و اشتیاق به تحصیل (حیطه شناختی) و انگیزه درونی، اعتماد بنفس و …(حیطه عاطفی) رابطه دارد. در این زمینه نتایج تحقیقات اشنایدر و اشپیتزر[۵] (۱۹۸۱) و اشنایدر(۱۹۸۵) نشان میدهد که در سطح دبیرستان عملکرد تحصیلی دانش آموزان ورزشکار، برابر ویا بهتر از دانش آموزان غیر ورزشکار است. هرچند که این رابطه، با توجه به طبقات اجتماعی مختلف، نژاد وجنسیت ، متغیر  میباشد(مک فرسون، کرتیس ولوی[۶]،۱۹۸۹).

از مطالب فوق چنین استنباط میشود که ورزش میتواند در طیف گسترده ای از فعالیتهای نظام آموزش وپرورش جامعه، نقش عمده ای ایفا کند اما در تحقیق حاضر، بررسی نقش ورزش در ارتباط با سازگاری اجتماعی دانش آموزان مد نظر است.

رشد وپرورش زمینه های اجتماعی جوانان ونوجوانان ازا اهداف هرنظام آموزشی می باشد. مهارتهای اجتماعی را می توان به عنوان کسب الگوهای پاسخی ثابت و قابل پیش بینی تعریف کرد که با انتظارات جامعه هماهنگی داشته و به فرد اجازه میدهد تا از طریق محیط، رضایت خاطر خود را بدست آورد . رشد به موقع مهارتهای اجتماعی، می تواند باعث مهارتهای تازه و پیچیده شود ،خود فهمی مثبت ایجاد نموده و نهایتا” فرد ، روابط مفید با اطرافیان برقرار نموده و باعث سازگاری اجتماعی او گردد.”  (حسینی نسب،۱۳۷۳) بطورکلی  سازگاری اجتماعی به توانایی و قابلیت شخصی در ارتباط با سایر افراد برمی گردد. به عبارت بهتر به رفتار مثبت میان فردی اطلاق می شود . بطور مشخص تر ، رفتار شایسته اجتماعی، اغلب با مولفه هایی مانند جوانمردی، رعایت حقوق دیگران ، داشتن دید اجتماعی مثبت وتوانایی فرونشاندن دشمنی ها یا احساسات و اعمال تجاوزکارانه مشخص می شود(جانسون[۷]،۱۹۷۴) .

به اعتقاد سالیوان[۸] (۱۹۵۷) درجریان سازگاری اجتماعی، موضوع ارتباط فرد با افراد دیگر مطرح میشود. در این جریان، برخورد انگیزه ها و خواسته های فرد با ضروریات زندگی گروهی نمایان میشود. (صیادپور،  1372)  شواهد تحقیق در سطح گسترده ای نشان داده است که تجارب ورزشی، در تحول بعد اجتماعی ورزشکار، بخصوص در دانش آموزان موثر می باشد. در این زمینه، افرادی مانند سینگر[۹](۱۹۷۲) ،کوپر[۱۰] (۱۹۶۱)، نیمن و هارتر[۱۱] (۱۹۸۶) و … تحقیقات متعددی انجام داده اند که در فصل بعد به توضیح آنها پرداخته میشود.

از مجموعه یافته های تحقیقاتی ، چنین استنباط میشود که صرفا نمی توان مشارکتهای ورزشی را علت موفقیت در دنیای غیر ورزشی دانست. اما شرکت در ورزش، یکی از عوامل  موفقیت می باشد . سروکار داشتن با ورزش ، ویژگی های رفتاری و  تمایلات و مهارتهای اولیه ورزشکار را، تقویت نموده وآن نیز به نوبه خود کمک میکند تا شرکت کننده، هدفهای بالایی را برای خودش طرح نموده وتلاش کند تا به آن د ست یا بد.

با توجه به مطالب فوق ،یعنی جایگاه ورزش در نظام آموزش و پرورش و نقش آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ،اهمیت سازگاری اجتماعی و نقش ورزش در ارتقاء آن،  این سئوال مطرح می شود که آیا با سیستم فعلی ورزش در آموزشگاههای جامعه مورد مطالعه ، تفاوتی بین سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار دبیرستانی وجود دارد ؟

۱_۳.اهمیت تحقیق

روابط انسانی برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری هستند .داشتن روابط مثبت و سالم با دیگران می تواند کلید رشد کمال آدمی باشد .چنین رفتارهایی،  ما را بصورت یک انسان اجتماعی شکل میدهند. همچنین، در منحصر بفرد بودن شخصیت ، هویت و مفهوم خویشتن ما ، نقش اساسی و عمده ای دارند. در حقیقت دیگران برای ما نقش آیینه دارند ، یعنی اینکه هم ما را به خودمان نشان میدهند و هم الگوی تقلید ما هستند. گروه های مختلف زندگی (خانواده ، همسالان و …) ابزار خودشناسی هستند در عین حال باید دانست که همین روابط ، گاهی هسته مرکزی اکثر مشکلات، اختلالات و ناراحتی های روانی مارا نیز تشکیل میدهند . تمام مشکلات انسانی عمدتا اجتماعی وناشی از ارتباط با دیگران است.(ثنایی، ۱۳۶۹) به همین دلیل، شکست در رشد مهارتهای اجتماعی و مهارتهای ارتباطی، پیش­بینی کننده­های بسیار قوی برای مشکلات بهداشت روان در آینده فرد هستند(تین دال[۱۲]،۱۹۹۵). از طرف دیگر، نگاهی به تعاریف بهداشت روان ، ارتباط آن را با سازگاری نشان میدهد. آرتور[۱۳] (۱۹۸۵) معتقد است واژه سلامت روان ، درکل ، جهت تخصیص به فردی است که در سطح بالایی از سازگاری  و مطابقت  هیجانی و رفتاری قرار داشته باشد. همچنین ویندر و  بیتس[۱۴] (۱۹۸۲) نیز اعتقاد دارند که سلامت روان  به معنی توان مقابله یا سازگاری با ازهم گسیختگی میان شایستگی های جسمی ، اجتماعی وشخصی در سیستم سلامت فرد است (ذوالفقاری مطلق ، ۱۳۷۶) با وجود ارتباط نزدیک بین سلامت روان ، سازگاری و مهارتهای اجتماعی ، بررسی جایگاه ورزش در این مقوله ها، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. علاوه بر این، ورزش به دو دلیل عمده برای جوانان مفید می باشد ؛ نخست بخاطر پیشرفت و اجتماعی شدن آنها،  دوم؛ بخاطر مسئله کنترل اجتماعی[۱۵]، دلیل اول به شناخت بیشتر مهارتهای اجتماعی و فیزیکی یا به عبارت دیگر به فراگیری صحیح ارزشهای اجتماعی و برداشت های جوان برمی گردد.  کنترل اجتماعی نیز بدین صورت انجام می گیرد که این برنامه ها از یک طرف از بزهکاری وتخریب جلوگیری می کنند واز طرف دیگر رفتارهای خود تخریبی مانند سو مصرف مواد و رفتارهای تند آنها را کاهش می دهد. بطور خلاصه ، ورزش به نوعی جوان را برای سازگاری با هنجارهای اجتماعی تحت فشار قرار میدهد(کلیبر و رابرت[۱۶] ، ۱۹۸۱).

درباره اهمیت ورزش در سازگاری اجتماعی ، نتایج کلی یک مطالعه نشان میدهد ،  ورزشکاران افرادی هستند که هیجانات سالمی تجربه می کنند، متمایل به برونگرایی هستند، توانایی فکری بالاتری دارند، ظرفیت بالایی درمقابل فشارهای محیطی دارند. آنها جهت رسیدن به اهداف خود ودیگران ، استقامت نشان میدهند ، دارای ثبات روانی بیشتری می باشند ، افراد مرتب و منظمی هستند ومتمایل به رهبری کردن و زندگی اجتماعی هستند. (سینگر[۱۷] ، ۱۹۷۲). همچنین، کوبرتن[۱۸] (۱۹۶۳) ، احیاکننده بازیهای المپیک ، در کتاب تعلیم وتربیت ورزشی چنین مینویسد:” بزرگترین خدمتی که ورزش می تواند به جوانان بکند عبارتست از؛ جلوگیری آنان از ولگردی فکری و نگهداری آنان نه در حالت جهالت و بی خبری ، بلکه در بی تفاوتی نسبت به ؛آنچه بیداری نوعی احساس زودرس را تهدید می کند.”  وی معتقد است تفکر و قضاوت که در صورت تمرین، ثمربخش تر هستند ، نمی توانند از این نکته غافل باشند که نه تنها فرد ورزشی ، هرلحظه برای ارزیابی ، مسابقه و مقایسه فراخوانده می شود ، بلکه این عملیات، باید در وجود او با سرعت هرچه تمامتر انجام شود. زیرا سرعت تصمیم گیری، تقریبا همیشه اساس حرکت ورزشی به حساب می آید(توماس ، ۱۳۷۰).

علاوه بر اهمیت ورزش در مسائل اجتماعی؛ تربیت بدنی و ورزش در بینش اجتماعی اسلام، ماهیت وساختار مخصوص به خود را داشته و ویژگیهای خاص آن،  نقش شایسته ای در توسعه روابط اجتماعی اسلام وتحقق جامعه اسلامی ایفا میکند. در این بینش اجتماعی، مهمترین ویژگی تربیت بدنی و ورزش برای تولید وبسط روابط اجتماعی صحیح، توجه آن به پایه های اصلی تحقق این نظام یعنی فرهنگ، عدالت وقدرت می باشد که در حد کارکرد، موضوعیت واهداف خود، به تقویت و استحکام آن در سطوح مختلف اجتماعی می پردازد(آقاپور،۱۳۶۸).بنابراین در هر جامعه ای، دو مقوله تربیت بدنی و ورزش، متقابلا در توسعه و تحکیم یکدیگر گام برمی دارند ودر جهت گیری جامعه مطلوب و تحقق انسان برتر موثرند. درنتیجه؛  انجام تحقیقات متعدد پیرامون ورزش و مولفه های روان شناختی انسان، با روشن کردن اثرهای مطلوب و موثر ورزش و فعالیتهای جسمانی بر  روی جنبه های روان شناختی انسان، می تواند ضمن علاقمند کردن قشر جوان و نوجوان جامعه به ورزش ،  سلامت روانی و جسمانی جامعه را نیز ارتقا می بخشد .

۴-۱.اهداف تحقیق

الف: هدف کلی

هدف کلی این تحقیق تعیین میزان سازگاری اجتماعی در بین دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار دبیرستانی منطقه۱۲ شهر تهران و مقایسه­ی این میزان با یکدیگر می­باشد.

ب: اهداف ویژه

  • تعیین رابطه سازگاری اجتماعی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی[۱۹] آنها.
  • بررسی تفاوت میزان سازگاری اجتماعی در دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار.
  • بررسی تفاوت میزان سازگاری اجتماعی در دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار بر اساس متغیرهایی زمینه­ای چون (سن، رشته تحصیلی، پایه تحصیلی).

 5-1. سوالات و فرضیات تحقیق

الف)سؤالات تحقیق :

۱- سازگاری اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی پسر  در چه سطحی قرار دارد؟

۲- سازگاری اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی پسر (به تفکیک ورزشکار و غیر ورزشکار) چگونه است؟

ب)فرضیه های تحقیق:

۱- بین سازگاری اجتماعی دنش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار تفاوت وجود دارد .

۲- بین پیشرفت