پایان نامه اثر بخشی درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه (tDCS) بر کاهش ولع مصرف …

دانشگاه فردوسی مشهد

دانشکده علوم تربیتی و روا­ن­شناسی

پایان نامه جهت دریافت مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم شناختی

 اثر بخشی درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه (tDCS) بر کاهش ولع مصرف مواد و بهبود عاطفه مثبت و عاطفه منفی در افراد وابسته به مت آمفتامین

اساتید مشاور

دکتر علی غنایی چمن آباد

دکتر حامد اختیاری

شهریور ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول.. ۲

مقدمه پژوهش.. ۲

بیان مسئله.. ۳

فرضیه پژوهش.. ۵

تعریف عمیلیاتی متغیر های پژوهش.. ۵

فصل دوم.. ۶

گستره نظری و پیشینه پژوهش.. ۶

سومصرف مواد.. ۶

ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به ماده.. ۸

مت آمفتامین.. ۸

اثرات مت آمفتامین روی دستگاه عصبی مرکزی.. ۸

انتقال دهنده شیمیایی دوپامین.. ۹

پدیده اوج،مت آمفتامین و ارتباط  آن با دوپامین.. ۹

اثرات کوتاه مدت مت آمفتامین.. ۱۰

اثرات بلند مدت مت آمفتامین.. ۱۰

آسیب مغزی ناشی از مصرف مت آمفتامین غیر قابل بازگشت یا بازگشت پذیر؟   11

سبب شناسی  وایستگی به مواد.. ۱۱

عوامل ژنتیکی.. ۱۳

عوامل روانی-اجتماعی.. ۱۴

درمان دارویی.. ۱۵

درمان وابستگی به مواد و تحریک مغزی.. ۱۵

شکل ۱-۲ ناحیه پشتی جانبی پیش پیشانی چپ.. ۱۷

تحریک مستقیم مغز tDCS. 17

متغیر های دارای اهمیت در کاربرد بالینی tDCS. 21

نکات مراقبتی در هنگام استفاده از  tDCS. 21

مبانی نظری ولع مصرف مواد.. ۲۵

ابزارهای اندازه گیری ولع مصرف مواد با توجه به رویکرد تبیین کننده   25

رویکرد پدیدار شناختی.. ۲۵

رویکرد روان-زیست شناختی.. ۲۶

رویکرد شرطی سازی.. ۲۶

رویکرد انگیزشی.. ۲۶

رویکرد شناختی.. ۲۶

ابزارهای سنجش ولع.. ۲۶

ابزارهای گزارش شخصی.. ۲۷

معادل گذاری برای ارزش تقویتی مواد.. ۲۷

خود مصرفی مواد.. ۲۸

پاسخ دهی سایکو-فیزیولوژیک.. ۲۸

پاسخ دهی نوروبیولوژیک.. ۲۸

پردازش شناختی.. ۲۹

بیان عاطفه در چهره.. ۲۹

تبیین های ولع مصرف مواد.. ۲۹

معرفی عواطف.. ۳۳

عاطفه منفی.. ۳۴

عاطفه مثبت.. ۳۴

افزایش عواطف مثبت.. ۳۶

خلاصه فصل.. ۳۷

فصل سوم.. ۳۸

روش پژوهش.. ۳۸

روش انجام پژوهش.. ۳۸

شرکت کنندگان.. ۳۸

ابزارهای پژوهش.. ۳۹

آزمون ولع القایی با نشانه.. ۳۹

مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی.. ۳۹

‏۱دستگاه تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز.. ۴۱

الکترود دستگاه تحریک فراجمجمه ای الکتریکی مغز.. ۴۲

روند اجرای پژوهش.. ۴۲

پروتکل درمان.. ۴۳

‏ سیستم تقسیم بندی بین المللی ۱۰-۲۰. ۴۳

شرکت کننده در دریافت تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز.. ۴۴

شیوه تحیل داده های پژوهش.. ۴۴

فصل چهارم.. ۴۵

یافته‌های پژوهش.. ۴۵

اطلاعات جمعیت شناختی.. ۴۵

جدول ۴-۱. ویژگیهای جمعیت شناختی شرکت کننده ها.. ۴۵

یافته های استنباطی.. ۴۶

فرضیه اول: میزان ولع القایی در مرحله پیش آزمون در مقایسه با مرحله پس آزمون،بعد از تحریک الکترکی مغز کاهش خواهد یافت… ۴۶

جدول ۴-۲. شاخص های توصیفی مربوط به میزان ولع.. ۴۶

جدول ۴-۳. نتایج آزمون اندازه گیری مکرر برای میزان ولع.. ۴۶

جدول ۴-۴. نتایج آزمون بنفرونی درون گروهی برای مقایسه میزان ولع در سه مرحله.. ۴۷

فرضیه دوم: خلق و خوی افراد وابسته به مت آمفتامین در مرحله پیش آزمون در مقایسه با پس آزمون، بعد از تحریک الکتریکی مغز بهبود خواد یافت می شود.   47

جدول ۴-۵. شاخص های توصیفی مربوط به مولفه های خلق و خو.. ۴۸

جدول ۴-۶.نتایج آزمون اندازه گیری مکرر برای مولفه های خلق و خو   48

جدول ۴-۷. نتایج آزمون بنفرونی درون گروهی برای مقایسه مولفه های خلق و خو در سه مرحله.. ۴۹

فصل پنجم.. ۵۰

بحث و نتیجه گیری.. ۵۰

فرضیه اول: میزان ولع القایی در مرحله پیش آزمون در مقایسه با مرحله پس آزمون، بعد از تحریک الکترکی مغز کاهش خواهد یافت… ۵۲

فرضیه دوم: خلق و خوی افراد وابسته به مت آمفتامین در مرحله پیش آزمون در مقایسه با پس آزمون، بعد از تحریک الکتریکی مغز بهبود خواهد یافت.   53

جمع بندی.. ۵۴

محدودیت های پژوهش.. ۵۵

پیشنهاد های پژوهش.. ۵۵

پیوست ها.. ۵۶

الف)رضایت نامه.. ۵۶

ب) تصاویر مربوط به آزمون ولع القایی.. ۵۷

ج) پرسشنامه عاطف مثبت و عاطفه منفی.. ۵۸

فهرست منابع.. ۵۹

چکیده

هدف: وابستگی به مواد یک بیماری مغزی عود کننده و مخرب است که با روش های تحریک مغزی می توان از عود های مکرر و ولع مصرف پیشگیری کرد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان به روش تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم از روی جمجمه(tDCS) بر کاهش ولع مصرف مت آمفتامین و بهبود خلق و خو در افراد وابسته به مت آمفتامین بود. روش: بدین منظور ۸ نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری ولع مصرف از آزمون کامپیوتری ولع القایی استفاده شد و همچنین به منظور اندازه گیری خلق و خو ،پرسشنامه عاطفه مثبت و عاطفه منفی(PANAS) مورد استفاده قرار گرفت. شدت جریان ۲ میلی آمپر به مدت ۲۰ دقیقه طی ده جلسه در ده روز متوالی به  صورت تحریک آنودی به نقطه۳F (LDLPFC) وارد شد. برای تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از روش های آمار توصیفی، آزمون اندازه گیری مکرر و آزمون بنفرونی استفاده شد. یافته ها: طبق نتایج این پژوهش در میزان ولع افراد وابسته به مت آمفتامین از مرحله پیش آزمون تا پس آزمون کاهش معنادار مشاهده شد. بین مرحله پیش آزمون و پیگیری،پس آزمون و پیگیری  در میزان ولع تفاوت معناداری مشاهده نگردید.در مولفه عاطفه مثبت و عاطفه منفی تفاوت معنادار بین مراحل آزمون مشاهده شد. در عاطفه مثبت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون؛پیش آزمون با پیگیری تفادت معنا داری دیده شد، به عبارتی عاطفه مثبت شرکت کنندگان بهبود معنادار داشته است. بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه مثبت تفاوت معنادار مشاهده نشد. نتایج برای برای عاطفه منفی نیز مشابه عاطفه مثبت بود. بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون؛پیش آزمون با پیگیری تفادت معنا دار مشاهده شد، به عبارتی عاطفه منفی شرکت کنندگان کاهش معنادار داشته است.بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه منفی تفاوت معنادار مشاهده نشد.نتیجه گیری: درمان بوسیله tDCS می تواند در کاهش ولع مصرف مت آمفتامین و همچنین بهبود خلق و خو در افراد وابسته به مت آمفتامین موثر واقع شود.

کلید واژه ها: ولع القایی، عاطفه مثبت و عاطفه منفی،مت آمفتامین،tDCS

فصل اول

مقدمه پژوهش

کشور ما از دیرباز با معضل سوءمصرف مواد و آسیب های جسمی و روانی و زیان های اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن دست به گریبان بوده است. اما امروزه با مشکل جدیدی در این حوزه روبه رو هستیم و آن تغییر الگوی مصرف مواد مخدر از مواد سنتی به مواد صنعتی است و این پدیده در نوع خود چالش های جدیدی را می طلبد . چر ا که مواد صنعتی بر خلاف مواد سنتی از مرز جغرافیایی مشخصی وارد کشور نمی شوند و لابراتورهای کوچک و ناامن خانگی به محل های ساخت و تولید این مواد تبدیل گشته اند (محمدی،۱۳۹۰).سوءمصرف مت آمفتامین  یا شیشه که یک ماده صد در صد صنعتی است در کشور ما حدود یک دهه است که آغاز شده و مصرف آن در سال های اخیر رشد فزاینده ای در میان سوءمصرف کنندگان مواد داشته است. قیمت این ماده، در حال کاهش و مصرف آن رو به افزایش است(اختیاری،۱۳۸۸).مواد ارزان و مجاز موجود در بازار مثل، الکل ، بنزین، آستون، آمونیاک، نمک آشپزخانه، محلول های اسیدی باز کننده فاضلاب ها ، قرص های سرماخوردگی و یا هر داروی دیگرِ دارای افدرین [۱] یا سودوافدرین[۲] ، از مواد اولیه سازنده شیشه هستند که این امر خود باعث فراوانی تولید و در نتیجه افزایش مصرف این ماده شده است. لازم به ذکر است که با تغییرات اندک در میزان و نوع ترکیبات استفاده شده، می توان به انواع مختلفی از شیشه دست یافت(مهلینگ[۳]،۱۳۹۰).

آمفتامین ها و مت آمفتامین ها در بدن، سازوکار فعالیتی مشابهی دارند. هر دو موجب آزادسازی انتقال دهنده های مونوآمینی یعنی دوپامین، سروتونین و نوراپینفرین می شوند؛ و سطوح این مواد را در فضای برون سلولی افزایش می دهند(فترسون و لنتون[۴]،۲۰۰۴). مت آمفتامین ها به ویژه رهاسازی دوپامین را در استریاتوم[۵]  افزایش میدهند. این بخش شامل هسته دمدار، پوتامن و استریاتوم بطنی و سرشار از گیرنده های دوپامینی است. استریاتوم بطنی دربردارنده هسته آکامبنس[۶] است که ناحیه های مورد توجه در مطالعه اعتیاد است. دوپامین به عنوان انتقال دهنده مسئول لذت در همه داروهای اعتیادآور،درنظرگرفته می شد (گاوو[۷] و همکاران،۲۰۰۳)؛و امروزه به عنوان انتقال دهنده مؤثر بر خواست انگیزشی دارو، درنظر گرفته می شود. خواست انگیزشی حالتی است که به مصرف دارو منجر میشود(سالامون[۸] و همکاران،۲۰۰۷).

ولع مصرف در پدیده بازگشت پس از درمان، حفظ موقعیت مصرف،و وابستگی به مواد نقش مهمی دارد. در فرایند درمان معتادان، پس از رسیدن به حالت پرهیز، میل شدیدی برای تجربه دوباره اثرات ماده روانگردان دیده می شود .  بنابراین تشخیص و درمان این پدیده بالینی به عنوان یکی از عوامل شکست درمان دارای اهمیت است)آبرامز[۹]،۲۰۰۰).

بیان مسئله

در حال حاضر درمان اعتیاد،به عنوان خط اول دفاع در جنگ علیه بیماری های رفتاری مانند ایدز و هپاتیت و یکی از مهمترین مشکلات سلامت عمومی در سراسر جهان به شمار می رود.(بزمی،۱۳۹۰).

طبق گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد، ایران دارای بیشترین معتاد نسبت به جمعیت ،در بین کشورهای جهان است،که آمار داخلی معتادان از ۲میلیون تا ۴میلیون نفر متغیر می باشد.در طرح ملی شیوع شناسی مصرف مواد مخدر در بین شهروندان ایرانی که در سال ۱۳۹۰ توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی و با حمایت مالی دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام شد،نتایج تحقیق نشان داد که میزان مصرف تریاک(اوپیوم[۱۰]) در این نمونه ۱۵۰۰۰ خانواری ۰۲/۵۲ بوده است که بعد از آن شیشه(مت آمفتامین) با ۲۲/۲۶ در جایگاه دوم قرار دارد(قنبری برزیان و همکاران۱۳۹۰).

در کشور ما میزان اعتیاد به مت آمفتامین به دلایل مختلفی رو افزایش است.یکی از این دلایل جمعیت حال حاضر ایران است که ۴۲% آن در بازه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال قرار دارند.در چنین محیط جوان، رقابت جو و در حال توسعه ای مت آمفتامین می تواند جذابیت هایی داشته باشد.دلیل دوم سهولت بسیار زیاد در دسترسی به آن و نیز قیمت ارزان آن می باشد.(شریعتی راد،۲۰۱۳).

همچنین چون این ماده بیش از وابستگی جسمی دارای وابستگی روانی می باشد، ولع مصرف مواد عاملی مهم در تداوم و عود مصرف آن می باشد. ولع مصرف یکی از دلایل مهم لغزش در افراد پرهیزمدار می باشد و تا کنون داروی شناخته شده موثری برای کاهش ولع مت آمفتامین پیدا نشده است.

کاهش ولع مصرف از اهمیت بسزایی در کنترل معضل سو مصرف مواد برخوردار است. در حال حاضر کاهش ولع مصرف با استفاده از مداخلات دارویی و روانشناختی گوناگون،در جایگاه هسته مرکزی فعالیت پژوهشگرانی است که به دنبال بهبود بخشیدن به پیش آگهی درمان سومصرف مواد هستند.یافته های جدید در زمینه تکنیک های غیر تهاجمی تحریک مغزی نشان داده است که اینگونه مداخلات می توانند افق های جدیدی را در این حوزه باز نمایند.

تحریک با جریان مستقیم از طریق جمجمه[۱۱](tDCS)یک روش غیر تهاجمی[۱۲]، بدون درد و مطمئن تحریک مغزی است که قادر به تعدیل[۱۳] تحریک پذیری قشری[۱۴] است )فیل و زانگن،۲۰۱۰). و به عنوان درمانی برای اختلال های روانپزشکی بکار برده می شود.مطالعات انسانی و حیوانی نشان داده است که tDCS می تواند تحریک پذیری قشری را تعدیل کند؛تحریک آندی[۱۵] آن را افزایش می دهد در حالیکه تحریک کاتدی[۱۶] تحریک پذیری را کاهش می دهد.این اثرات درحین و بعد از تحریک اتفاق می افتد و به عواملی شامل مدت[۱۷] ،شدت[۱۸] و خط پایه تحریک پذیری قشری[۱۹] وابسته می باشد.اگرچه مکانیسم دقیق tDCS ناآشکار است،اما آن قادر است که بطور متفاوتی تحریک پذیری قشری و آتش نورونی خودانگیخته[۲۰] را تحت تاثیر قرار دهد و این تکنیک را به یک ابزار جذاب برای درمان بیماری های روانپزشکی تبدیل کند.برخی گزارشهای مثبت مبنی بر توانایی آن جهت درمان افسردگی و بیماری پارکینسون و اخیرا  اعتیاد و بخصوص الکلیسم وجود دارد. tDCS  جهت کاهش نشانه های القا کننده ولع برای غذا و الکل استفاده می شود(وینگ[۲۱] و همکاران،۲۰۱۳).

این روش ورای این اثرات فیزیولوژیکی، نشان داده است که اثرات شدیدی را روی شناخت و رفتار دارد.وابستگی به دارو معلوم شده است که با آسیب ساختاری و کارکردی قشر پیش پیشانی(PFC)[22] مرتبط است که بصورت کاهش کلی در فعالیت پیشانی به اوج خود می رسد. علاوه براین،PFC نقش حیاتی را در ولع به سیگار کشیدن و داروهایی مثل الکل، اپیوم و کوکایین ایفا می کند. بطور خاص،ولع با بالا رفتن  فعالیت این ناحیه در حین نمایش نشانه های دارو، مرتبط می باشد. بنابراین PFC با کنش های اجرایی[۲۳] و مدار پاداش مغز ارتباط دارد.از این رو  tDCS آندی [۲۴]DLPFC را جهت بهبود بسیاری از پردازش ها و کنترل های شناختی کاهش یافته در وابستگی به مواد، و بنابراین کاهش احتمال بازگشت به استفاده از دارو، مورد استفاده قرار می دهند(داسیلوا[۲۵] و همکاران،۲۰۱۳).

مطالعات تصویربرداری عصبی نواحی درگیر مغزی در  ولع را به خوبی نشان داده است. در آسیب شناسی فیزیولوژیکی ولع یک شبکه عصبی شامل هسته آکومبنس[۲۶]،آمیگدالا[۲۷] ،سینگولیت قدامی[۲۸]، قشر پیش پیشانی حدقه ای[۲۹] و قشر پیش پیشانی پشتی جانبی[۳۰] مشارکت دارد.(کامپرودون،راگا،آلونسو-آلونسو،شیح ، پاسکال[۳۱]،۲۰۰۷).

همچنین یکی از عواملی که زمینه را برای سوء مصرف مواد فراهم می کند، وضعیت خلقی فرد مصرف کننده است.تحقیقات زیادی رابطه بین خلق منفی بالا و گرایش به سوء مصرف مواد را نشان داده اند.افراد با خلق منفی بالا به دلیل تجربه بیشتر هیجانهای منفی ناسالم نظیرترس،خشم،غم و تنفر،به احتمال بیشتری به سوی مصرف مواد می روند تا این احساسات منفی را به طور کاذب خنثی کنند.همچنین،افرادی که در مرحله درمان سوء مصرف مواد هستند،به دلیل تجربه احساسات منفی و ناتوانی در مقابله با پریشانی خلقی،برگشت دوباره می کنند و در فرایند درمان ناکام می شوند(ککس و کلینگر[۳۲]،۲۰۰۲)

در مطالعات مختلف به ارتباط بین سو مصرف مواد  و خلق و خو (عاطفه مثبت و منفی)پرداخته شده است. عاطفه منفی با رفتارهای مصرف مواد مرتبط هستند. یافته ها پیشنهاد می کنند که حالت های خلقی منفی قابلیت وابستگی به نیکوتین را بیشتر می کنند(لاملی[۳۳] و همکاران،۱۹۹۴؛به نقل از کوک[۳۴] و همکاران،۲۰۰۴) و همچنین آسیب پذیری در عود مصرف را افزایش می دهد(هال[۳۵] و همکاران،۱۹۹۶؛به نقل از کوک و همکاران،۲۰۰۴).

بنابراین در این پژوهش ما به دنبال بررسی اثر بخشی tDCS آندی در ناحیه DLPFC بر میزان ولع القایی و  بهبود خلق و خو افراد وابسته به مت آمفتامین هستیم.

فرضیه پژوهش

میزان ولع القایی در مرحله پیش آزمون در مقایسه با مرحله پس آزمون، بعد از تحریک الکترکی مغز کاهش خواهد یافت.

خلق و خوی افراد وابسته به مت آمفتامین در مرحله پیش آزمون در مقایسه با پس آزمون، بعد از تحریک الکتریکی مغز بهبود خواهد یافت.

تعریف عمیلیاتی متغیر های پژوهش

ولع القایی  نسبت به مواد: نمره ای است که فرد در مرحله پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری از تکلیف کامپیوتری ولع القایی  بدست می آورد.

عاطفه مثبت و عاطفه منفی: نمره ای که فرد در پرسشنامه عاطفه مثبت و منفی بدست می آورد.

تحریک مستقیم مغز(tDCS): تحریک جریان مستقیم مغز یک روش بی‌خطر، غیر‌تهاجمی و ارزان برای تعدیل تحریک‌پذیری عصبی است. هر جلسه بر حسب پروتکل درمان به مدت۱۰ جلسه ۲۰ دقیقه ای می‌باشد  و پس از وصل شدن الکترود آند  به سر شرکت کننده ناحیه پشتی‌جانبی لوب پیش پیشانی  تحریک می‌شود.

تعداد صفحه :۸۷

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه اثر بخشی ایماگوتراپی بر نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی

دانشکده علوم تربیتی و روا­ن­شناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی

عنوان

اثر بخشی ایماگوتراپی بر نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی و کانون کنترل سلامت بیماران مبتلا به دیابت نوع II

استادان مشاور

دکتر زهره سپهری شاملو

دکتر مژگان افخمی زاده

تابستان ۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده ۱

فصل اول: کلیات تحقیق.. ۲

بیان مسأله. ۲

فرضیه‌های پژوهش… ۵

تعاریف عملیاتی مفاهیم پژوهش… ۶

ایماگوتراپی.. ۶

نشانگان دیابت.. ۶

افسردگی.. ۶

رضایت زناشویی.. ۶

کانون کنترل سلامت.. ۶

دیابت نوعII 6

فصل دوم: گستره نظری و پیشینه پژوهش… ۷

مبانی نظری دیابت و نشانگان دیابت.. ۷

دیابت.. ۷

آناتومی و فیزیولوژی پانکرانس… ۷

انواع دیابت.. ۸

دیابت نوع ۱. ۸

دیابت نوع ۲. ۸

دیابت حاملگی.. ۸

علائم بیماری.. ۹

نشانه‌های دیابت نوع ۲. ۱۰

عوارض زودرس دیابت.. ۱۰

عوارض دیررس دیابت.. ۱۰

تفاوت انواع دیابت.. ۱۱

آزمایشات تشخیص دیابت نوع۲. ۱۱

دیگر اقسام اختلال متابولیسم گلوکز(پیش دیابت ) ۱۲

اختلال گلوکز ناشتا ۱۲

آزمایش تحمل گلوکز مختل.. ۱۲

آزمایش هموگلوبین AوC.. 12

افراد در معرض ابتلا به دیابت.. ۱۳

کنترل سخت‌گیرانه دیابت.. ۱۳

تأثیر روانشناختی بیماری مزمن.. ۱۴

استرس و دیابت.. ۱۴

رابطه استرس با دیابت.. ۱۶

درمان دیابت.. ۱۶

مبانی نظری افسردگی.. ۱۷

اختلال‌های خلقی.. ۱۷

ویژگی‌های کلی اختلالهای خُلقی.. ۱۷

انواع اختلال‌های خلقی.. ۱۸

افسردگی اساسی.. ۱۸

ویژگیهای دوره افسردگی اساسی.. ۱۹

اختلال دو قطبی.. ۲۰

اختلالهای افسردگی.. ۲۱

انواع افسردگی.. ۲۱

ویژگی‌های تشخیصی.. ۲۲

تقسیم بندی دیگری از افسردگی.. ۲۲

افسردگی‌های اولیه. ۲۲

افسردگی‌های ثانویه. ۲۲

افسردگی سایکوتیک. ۲۲

افسردگی کند. ۲۲

افسردگی اضطرابی. ۲۲

افسردگی از نظر مبدا ۲۲

افسردگی واکنش یا نوروتیک. ۲۲

افسردگی خودبخودی یا آندروژن. ۲۲

سبب شناسی در افسردگی.. ۲۳

رویکردهای افسردگی.. ۲۳

علل افسردگی درمکاتب مختلف ۲۳

مکتب روانکاوی.. ۲۳

مکتب رفتاری.. ۲۳

رویکرد شناختی.. ۲۳

مکتب اجتماعی.. ۲۴

مکتب وجودی.. ۲۴

مکتب بیولوژی.. ۲۴

عوامل علیتی.. ۲۴

همه گیر شناسی و شیوع افسردگی.. ۲۵

اندوه پس از زایمان. ۲۵

اختلال افسرده خویی.. ۲۶

مبانی نظری رضایت زناشویی.. ۲۷

نارضایتی زناشویی.. ۲۹

تاریخچه رضایت مندی زناشویی.. ۲۹

تفاوتهای جنسیتی و رضایت زناشویی.. ۲۹

عوامل موثر درافزایش کیفیت زندگی زناشویی.. ۳۰

مشخصات فردی.. ۳۰

شیوه‌های فرزند پروری.. ۳۰

جنسیت.. ۳۱

وضعیت اجتماعی اقتصادی وشغلی.. ۳۱

سلامتی.. ۳۱

عوامل ارتباطی.. ۳۱

مدت ازدواج. ۳۱

روابط قبل از ازدواج. ۳۱

الگوهای ارتباطی. ۳۱

تقسیم وظایف.. ۳۲

کیفیت زناشویی همسران. ۳۲

عوامل خارجی.. ۳۳

ویژگی‌های والدین.. ۳۳

تاثیر خانواده و دوستان. ۳۳

عوامل موثر بر سازگاری زوجین و بهبود کیفیت زندگی زناشویی.. ۳۴

دیدگاه‌های عوامل موثر در افزایش رضایت مندی زناشویی.. ۳۵

مولفه‌های موثر بر رضایت زناشویی.. ۳۵

عشق.. ۳۵

همدلی.. ۳۵

محبت.. ۳۶

صمیمیت.. ۳۶

تعهد. ۳۷

احساس مسئولیت.. ۳۸

احترام متقابل.. ۳۸

وفاداری.. ۳۸

اعتماد. ۳۸

مبانی نظری کانون کنترل سلامت.. ۳۹

الگوهای سلامت.. ۳۹

الف) الگوی پزشکی.. ۳۹

ب) الگوی محیطی.. ۴۰

پ) الگوی کلی نگر. ۴۰

تاریخچه منبع کنترل. ۴۰

تعریف منبع کنترل. ۴۱

نظریه‌های مختلف در خصوص منبع کنترل. ۴۱

نظریه اسناد. ۴۱

نظریه توازن‌هایدر ۴۲

نظریه اسنادی واینر. ۴۲

نظریه یادگیری اجتماعی.. ۴۲

نظریه جایگاه مهار سلامت.. ۴۳

رابطه چند ویژگی با منبع کنترل. ۴۴

تفاوتهای سنی و جنسیت در منبع کنترل. ۴۴

تفاوتهای نژادی و اجتماعی اقتصادی در منبع کنترل. ۴۴

تفاوتهای رفتاری و منبع کنترل. ۴۴

سلامتی جسمانی و منبع کنترل. ۴۵

یادگیری و منبع کنترل. ۴۵

اساس نظری جایگاه مهار سلامت.. ۴۶

هدف نظریه جایگاه کنترل سلامت.. ۴۸

کنترل فردی و سلامت.. ۴۸

مبانی نظری ایماگوتراپی.. ۴۹

تاریخچه. ۴۹

تعریف.. ۵۰

مراحل تحولی در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی.. ۵۱

مروری بر آسیب شناسی در سایر دیدگاه‌ها ۵۲

دیدگاه روانکاوی.. ۵۲

درمانگری سیستمی مشکلات زناشویی.. ۵۳

دیدگاه ساختاری.. ۵۳

دیدگاه شناختی.. ۵۳

رویکرد رفتاری و شناختی- رفتاری ۵۳

گشتالت درمانی.. ۵۴

زوج درمانی بینش – محور (IOCT) 55

درمان مبتنی بر روابط فردی.. ۵۵

نظریه روابط شیء ۵۵

نظریه دلبستگی.. ۵۵

زوج درمانی هیجان مدار ۵۶

نظریه نظام‌های خانواده (بوئن) ۵۶

آسیب شناسی در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی.. ۵۷

تکنیک‌های درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی.. ۵۹

گفتگوی آگاهانه. ۵۹

اصول سه گانه گفتگوی آگاهانه. ۶۰

آیینه سازی.. ۶۰

اعتبار بخشی.. ۶۰

همدلی.. ۶۱

رمانتیک سازی مجدد. ۶۱

لیست تعجب.. ۶۲

لیست تفریح. ۶۲

ایماگو. ۶۲

تکنیک کشسانی.. ۶۳

تکنیک صحنه مرکزی تجدید نظر شده ۶۳

جمع بندی کلی. ۶۶

فصل سوم: طرح پژوهش… ۶۴

روش پژوهش… ۶۶

شرکت‌کنندگان. ۶۶

ابزار پژوهش… ۶۷

الف)پرسشنامه جایگاه کنترل سلامت چند وجهی والستون (MHLCS) 67

ب)مقیاس افسردگی بک (II-  (BDI 68

ج) مقیاس رضایت زناشویی.. ۶۸

د) نشانگان دیابت (Hb A1C) 68

ه) طرح ایماگوتراپی.. ۶۹

شیوه اجرا ۷۰

روش‌های تحلیل آماری داده‌های پژوهش… ۷۱

فصل چهارم: تجزیه وتحلیل داده‌ها ۷۲

الف) اطلاعات جمعیت شناختی.. ۷۳

ب) توصیف داده‌ها ۷۳

ج: آمار استنباطی.. ۷۵

تحلیل داده‌ها وآزمون فرضیه‌های پژوهش… ۷۵

آزمون بررسی فرضیه نرمال بودن توزیع متغیرها در جامعه. ۷۶

مقایسه نمرات دو گروه در خط پایه(پیش آزمون) ۷۶

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. ۸۴

بحث و نتیجه گیری.. ۸۴

نتیجه‌گیری کلی.. ۸۸

محدودیت‌ها ۸۹

پیشنهادها ۹۰

منابع.. ۹۱

پیوست‌ها ۱۰۴

 چکیده

هدف اصلی پژوهش بررسی اثربخشی ایماگوتراپی برکاهش نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی و کانون کنترل سلامت زنان متاهل مبتلا به دیابت نوع II بود. روش پژوهش شبه تجربی از نوع پیش آزمون ـ پس آزمون باگروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به بنیاد بین المللی کنترل وپیشگیری دیابت شهر مشهد در بهار ۱۳۹۴ بود. نمونه این پژوهش شامل ۲۰ زن متاهل مبتلا به دیابت نوع II که به همراه همسرشان در این طرح شرکت داشته و به صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۰ زوج) و کنترل (۱۰ زوج) جایگزین شده بودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، اندازه‌گیری نشانگان دیابت HbA1c) )، افسردگی بک، رضایت زناشویی انریچ، کانون کنترل سلامت والستون بود. پس از اجرای پیش‌آزمون، زوجهای گروه آزمایش بمدت ۱۰ جلسه ۱۲۰ دقیقه‌ای تحت ایماگوتراپی قرار گرفتند. در پایان دوره درمان، پس‌آزمون گرفته شد. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس و کوواریانس چند متغیره با نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که نشانگان دیابت وافسردگی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش و رضایت زناشویی افزایش یافته است و ایماگوتراپی بر روی کانون کنترل سلامت (درونی) تاثیرگذار بوده و بر کانون کنترل سلامت (قدرت دیگران و شانس) زنان متاهل مبتلا به دیابت نوع دوم تاثیر گذار نبوده است.

واژه‌های کلیدی: ایماگوتراپی، نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی، کانون کنترل سلامت، دیابت نوع II

 فصل اول: کلیات تحقیق

بیان مسأله

دیابت یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن است که نقش عوامل روانشناختی در آن، مورد توجه پژوهش‌های مختلف قرار گرفته است. دیابت هم اکنون بعنوان یکی از نگرانی‌های عمده سلامت عمومی در هزاره سوم شناخته می شود که پنجمین دلیل مرگ و میر در جهان محسوب می‌گردد[۱]. این بیماری سالانه موجب ۴ میلیون مرگ می شودکه حدود ۹ درصد مرگ‌های سراسر جهان است (شریفی‌راد، آزادبخت، آوا و محبی، ۱۳۹۰). درطول دهه‌های گذشته، جنبه‌های روانشناختی دیابت نظر بسیاری از متخصصان را به خود جلب کرده است. زیراکه دیابت بعنوان یکی از پر زحمت‌ترین بیماری‌های مزمن از لحاظ هیجانی و رفتاری به شمار می‌آید (عدیلی، لاریجانی و حقیقت پناه، ۲۰۰۶، نقل از امیری، آقایی و عابدی، ۱۳۸۹). دیابت نوع ۲ بیماری است که عدم هماهنگی بین نیاز بدن به افزایش ترشح انسولین و توانایی بدن در انجام این کار می باشد. در ابتدابا مقاومت به انسولین شروع می شود، به صورتی که سلول‌های ماهیچه ای، کبد و چربی‌ها از انسولین به خوبی استفاده نمی کنند. بنابراین پانکراس به علت افزایش نیاز سلول‌های بدن به قند انسولین بیشتری می سازد و به تدریج توانایی خود را برای ترشح انسولین کافی قند خون ناشی از غذااز دست می‌دهد. از آنجا که مهمترین دلایل افزایش نیاز به انسولین، افزایش توده چربی بدن (چاقی و اضافه وزن) و کاهش فعالیت فیزیکی می‌باشد، افزایش وزن اضافی و بی تحرکی سبب افزایش شانس ابتلابه دیابت نوع۲ می‌شود. درمان شامل کاهش وزن، ورزش منظم، استفاده از داروهای دیابت، مصرف آسپرین روزانه، کنترل فشار خون و کلسترول می‌باشد. داروهای دیابت به تحرک ترشح انسولین و موثر شدن انسولین کمک می‌کند (عبداللهی، حسین‌پور، رجب و رمضانی،۱۳۹۰). آزمایش همو گلوبین ای وان سی، یک آزمایش خون بسیار رایج می‌باشد که برای غربالگری بیماران دیابتی کارآیی داشته و نشان می‌دهد بیماران به چه میزان در کنترل بیماری دیابت موفق بوده اند.آزمایش هموگلوبین ای وان سی(Hb A1C)  نشانگر میزان گلوگز (قند) همراه با هموگلوبین موجود در خون و میانگین قند خون بیمار در ۲ تا ۳ ماه گذشته است. بنابراین در صورتی که میزان قند خون در ۲ یا ۳ ماه گذشته بالا باشد نتیجه این آزمایش نشان دهنده کنترل نامناسب قند خون و در نتیجه امکان بروز عوارض بیشتر دیابت می‌باشد.

شیوع بیماری دیابت بطور کلی در جهان و به طور خاص در ایران و عوارض و آسیب‌هایی که این بیماری برای فرد و جامعه ایجاد می‌کند مطالعه در باره متغیرهای مربوط به این بیماری را ایجاب می‌کند.

این بیماری در اواخر قرن بیستم پراکندگی گسترده ای پیدا کرده و میلیون‌ها نفر در سراسر جهان رادرگیر نموده است. این درحالی است که بیشترین افزایش درکشورهای در حال توسعه (مانندایران) اتفاق می‌افتد وبه رشد جمعیت، پیری، رژیم‌های ناسالم، چاقی و سبک زندگی بدون تحرک وابسته است. سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است که تعداد بیماران دیابتی درایران در سال ۲۰۳۰ میلادی سه میلیون نفر افزایش خواهد یافت (سازمان بهداشت جهانی،۲۰۰۶).

یکی از مسائل بسیار مهم این است که امروز دنیا برای پیشگیری و کنترل دیابت هزینه‌های زیادی را صرف می‌نمایددرحالی که روز به روز بر تعداد بیماران افزوده می‌گردد. طبق نظر انجمن دیابت امریکا در ایالت متحده هزینه ای که دولت صرف بیماران دیابتی می‌کند بیش از ۱۰۰میلیون دلار در سال می‌باشد که قسمت اعظم این هزینه صرف درمان عوارض بیماری دیابت می‌گردد (پیتا، فتکوپولو، کیوسیگلو، ۲۰۰۲). دیابت نوع ۲ سابقاً دیابت غیر وابسته به انسولین نامیده می‌شد. این نوع دیابت متداول ترین نوع دیابت است که در هر سنی حتی در طی دوران کودکی ایجاد می‌شود.

 شیوع دیابت و طبعات این بیماری این ضرورت را مطرح می‌کند که درباره این بیماری و خصوصا راهکارهای پیشگیری مطالعات لازم صورت گیرد. بنابراین اهمیت و ضرورت در این تحقیق از چند جنبه قابل بررسی است، همراهی بین دیابت و افسردگی توجه بیشتری را در مطالعات در آینده مطرح می‌سازد. بنابراین، با علم به اینکه افسردگی در بیماران دیابتی پدیده ای چند عاملی است و پیشگیری از آن پیچیده بوده و عوامل متعدد می‌توانند در بروز آن موثر باشد، بدیهی است تعیین عوامل خطری نظیر رفتارهای خود مراقبتی ضعیف، عدم حمایت اجتماعی، خصوصیات جمعیت شناختی، عوارض دیابت و استرس‌های عمده زندگی که در بروز و پیدایش افسردگی در بیماران دیابتی موثرند،نقش مهمی در پیشگیری و کنترل افسردگی و ارتقاء سلامت بیماران دیابتی خواهد داشت (رحیمیان بوگر و تهرانی، ۱۳۹۱). در نتیجه عدم تشخیص و بالطبع عدم درمان به موقع افسردگی در بیماران دیابتی، مشکلات متعددی گریبانگیر این افراد که خود از عوارض عدیده دیابت در رنج هستند می‌گردد. از جمله این مشکلات کاهش کیفیت زندگی است که در نتیجه آن انگیزه بیمار جهت کنترل قند خون و درمان بیماری کاهش می‌یابد.

عدم پذیرش یا نقص در پذیرش دستورات رژیم غذایی یا دارویی توسط بیمار، افزایش نیاز به استفاده از مراقبت‌های بهداشتی و درنتیجه افزایش هزینه‌ها، کم توجهی به توصیه‌ها و مداخلات انجام شده جهت کنترل وزن، احتمال افزایش سوء مصرف الکل و داروهااز مشکلات بیماران دیابتی افسرده می‌باشد (فینکنشتاین، ۲۰۰۲).

براساس یافته‌های پژوهش‌های همه گیر شناسی، حداقل یک سوم بیماران مبتلا به دیابت از اختلالات خلقی به خصوص افسردگی بالینی رنج می‌برند مطالعات دیگری شیوع افسردگی در بیماران مبتلا به دیابت را بین ۲۴درصد تا ۳۰ درصد گزارش کرده اند که نشان دهنده خطر مهم افسردگی در خود مراقبتی و در نهایت پیش آگهی نا مطلوب دیابت است[۲]. افسردگی[۳] در بیماران مبتلا به دیابت می‌تواند با بی اشتهایی، ایجاد بی نظمی در رژیم غذایی یا نپذیرفتن تزریق انسولین از طرف بیمار همراه شود ودر نتیجه درمان و کنترل دیابت را دشوار سازد (مدهو و اسرایدهر، ۲۰۰۵). افسردگی در بیماران دیابتی بسیار شایع و حدود حد اقل ۵/۱برابر تا۲ برابر (اسوارد،۲۰۰۴) جمعیت عادی است. همچنین شواهدی وجود دارند که نشان می‌دهند سیر افسردگی در بیماران دیابتی، مزمن‌تر و شدید تر است (سرویت، وانتیلبرگ، زوکر، مک‌کاسکیل، ۲۰۰۲). افسردگی در بیماران دیابتی با کنترل ضعیف قند خون وهموگلوبین گلیکوزیله بالاتر، عوارض بیشتر و شدید تر دیابت و افزایش هزینه مراقبت‌های بهداشتی رابطه دارد(اسوارد،۲۰۰۴؛ عطاری و همکاران، ۲۰۰۶). مطالعه کرندین و کوهالولوا نشان داده است که شیوع افسردگی در بیماران دیابتی ۳/۶۱ درصد می‌باشد که بین ۴۰ تا ۶۰ درصد از افسردگی متوسط تا شدید رنج می‌برند.

از طرفی بیماری یا سلامت جسمانی، رضایت زناشویی را تحت تاثیر قرار می‌دهد (کانو و همکاران ۲۰۰۰،۲۰۰۴).‌هالفورد (۱۳۸۴) معتقد است، میزان حمایت‌های عاطفی (مانند گوش دادن همدلانه به درد و دل‌های همسر) و عملی (مانند کمک کردن به دیگران) که زوجین به یکدیگر ابراز می‌کنند به طور قابل توجهی رضایتمندی از رابطه را در عرض سال‌های اولیه ازدواج پیش بینی می‌کند. و رابطه معنی داری بین عدم پذیرش زوجین از سوی خانواده‌های یکدیگر و توفیق یا عدم توفیق در زندگی وجود دارد. اساس نتایج پژوهشهای متعددی که در زمینه‌های مختلف از جمله تأثیر این رویکرد بر رضایت زناشویی(پینتر، ۱۹۹۵؛ویگل، ۲۰۰۶؛ ویسی، ۱۳۸۵)؛ صمیمیت زوج‌ها (اعتمادی و همکاران، ۱۳۸۵) تغییر نگرش نسبت به انتخاب همسر (مساعد، ۱۳۸۵) انجام گرفته است یک رویکرد مثبت و مؤثر در بهبود روابط زوج‌ها و ارتقاء مهارتهای ارتباطی آنان بوده است.

از طرفی دیگر متغیر موثر بر افراد دیابتی کانون کنترل سلامت است که بر توسعه و پیشرفت رفتارهای بهداشتی و ظرفیت درمانی و تبیین مشکلات بهداشی شناخته شده است. بر اساس نظریه لونتال[۴] و همکاران بیماران رفتار و واکنش‌های هیجانی خویش به بیماری را بر اساس ادراکات خود از ماهیت، علل، پیامد، کنترل پذیری و درمان پذیری و مدت زمان بیماری تنظیم می‌نمایند. مفهوم منبع کنترل[۵]، خصیصه ای شخصیتی است راتر منبع کنترل را عبارت از انتظار کلی فرد از نتایج یک رویداد تعریف می‌کند که یا در درون یا در فراسوی کنترل و فهم شخصی وی وجود دارد. از یکسو، افراد با منبع کنترل بیرونی، رویدادها را ورای کنترل خود ادراک می‌کنند و نتایج و برآیندهای رویدادها را به شانس، بخت یا تحت کنترل دیگران نیرومند نسبت می‌دهند و یا معتقدند که رویدادها به دلیل پیچیدگی‌های زیاد در محیط، غیر قابل پیش بینی هستند. از سوی دیگر، افراد با خصیصه شخصیتی منبع کنترل درونی بر این باورند که رویداد، به رفتار و خصیصه‌های نسبتا دائمی‌شان بستگی دارد. چنین افرادی، باور دارند که می‌توانند از طریق پاداش‌ها، مهارت‌ها، توانایی‌ها و خصیصه‌های شان بر نتایج، اثر بگذارند (به نقل از مسعودنیا، ۱۳۸۶). یافته‌های پژوهشی از این فرضیه حمایت می‌کنند که منبع کنترل تعدیل کننده استرس روانشناختی است(اسپکتور[۶] و آکونل[۷]، ۱۹۹۴؛ نیوتون[۸] و کنان[۹]، ۱۹۹۰؛ به نقل از زاهدنژاد، ۱۳۸۹). برخی دیگر از پژوهش‌ها نشان داده اند که منبع کنترل درونی پیش بینی کننده خوبی برای سازگاری و مقابله با بیماری است(ژاکوبسون[۱۰] و همکاران، ۱۹۹۰؛ میلز[۱۱] و همکاران، ؛۱۹۹۵به نقل از مشکی، ۱۳۸۹).

تحقیقات شوارتز(۲۰۰۵) نشان داده است کانون کنترل درونی سلامت در امیدواری، پیشگیری از بیماری افراد مبتلا به بیماریهای مزمن نقش دارد و این افراد باور دارند که سلامت بهداشت و کیفیت زندگی در دست آنهاست که آنها را در تشخیص و کنترل فشار روانی کمک می‌کند.

 و از آنجایی که دیابت تمام جنبه‌های زندگی شخص اعم از تغذیه، ورزش وشغل، تفریح و زندگی خانوادگی واجتماعی، رضایت زناشویی، وضعیت روحی و روانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بنابراین پژوهشگر سعی دارد درمان ایماگوتراپی را که درمانی مبتنی بر حل تعارضات و بر پایه بازسازی ارتباط زوجین است به کار گیرد. از آنجا که ارتباط زوجین امری تأثیرگذار بر سایر جنبه های زندگی فرد بوده و زندگی فرد دیابتی نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد. پژوهشگر به تأثیر این شیوه درمانی بر متغیرهای مورد بررسی این پژوهش خواهد پرداخت.

 ایماگوتراپی یا تصویرسازی ارتباطی فرآیندی است که در آن به زو جها آگاهی و اطلاعا ت و مهمتر اینکه به آنها آموزش داده میشود که در مورد جنبه‌های ناخودآگاه روابطشان آگاه شده و ریشه تعارضاتشان را مورد بررسی قرار دهند، به جای اینکه سعی کنند آن را به صورت سطحی حل کنند(لیپثروت، ۲۰۰۵؛به نقل از ویسی، ۱۳۸۵). ایماگوتراپی فقط یک مجموعه تکنیک نیست، بلکه نظام اعتقادی دربارۀ رابطه مشترک متعهدانه است. گفتگوی سه بخشی زوجین، مداخله ای تسهیل کننده است.اولین گام، منعکس سازی است، گوش دادن فعالی که در آن از طریق فرایند انعکاسی هردو همسر مطمئن می‌شوند که محتوای گفتگوی طرف مقابل را دقیق شنیده است. گام دوم اعتباربخشی که بین دو شکاف پل ایجاد میکند. که براساس کار بابر (۱۹۵۸) و مطالعات او در موردغیر ممکن بودن ادارک محض، پایه ریزی شده است (ادراکات وابسته به تعبیر و تفسیر دنیای درون روانی فرد هستند)، بابر اعتبار بخشی را به عنوان شیوه ای که در آن ضرورتی جهت تأیید دیگری نیست، اما به واقعیت قابل درک بودن معروف است، تدوین کرده که وابسته به چهار چوب و بافت درون فرد است. اضافه شدن بخشهای عاطفی و همدلی در این فرآیند براساس کارهای ‌هافمن است ایماگوتراپی بین دو سطح همدلی تمایز قائل شده است، همدلی شناختی و همدلی پیش بین. در گام سوم به زوجین کمک می‌شود که گفتگوی خود را ساختارببخشند. زوجین گفتگوی با ساختار خود را شروع میکنند. سطوح گفتگوی زوجین براساس سطح هنری است که دلگیر کننده است و براساس سه گام قبلی ترکیب شده و یک جریان تازه ای که تعاملات در آن همزیستانه نیست، به وجود می‌آید، گفتگوی زوجین ساختار اساسی برای مداخله در ایماگوتراپی است (برگر و‌هانا،۱۹۹۹). بنابراین پژوهشگر درصدد بیان این مساله است که آیا درمان ایماگوتراپی بر نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی، کانون کنترل سلامت زنان متاهل مبتلا به دیابت نوع دوم اثر بخش می‌باشد.

ضرورت دیگر این تحقیق، اهمیت مطالعه در باره رضایت زناشویی و نقش آن در پیشگیری و کاهش مشکلات خانواددگی وکاهش طلاق می‌باشد و همچنین کانون کنترل سلامت به عنوان یک متغییر، تعدیل کننده اساسی در کاهش مشکلات بیماریها به خصوص دیابت باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.

 فرضیه‌های پژوهش

-ایماگوتراپی موجب کاهش نشانگان دیابت زنان متاهل مبتلا به بیماری دیابت نوع II می‌شود.

-ایماگوتراپی موجب کاهش افسردگی  زنان متاهل مبتلا به بیماری دیابت نوع II می‌شود.

-ایماگوتراپی موجب افزایش رضایت زناشویی زنان متاهل مبتلا به بیماری دیابت نوع II می‌شود.

-ایماگوتراپی موجب درونی شدن کانون کنترل سلامت(درونی-افرادموثر- شانس) زنان متاهل مبتلا به بیماری دیابت نوع II می‌شود.

 تعاریف عملیاتی مفاهیم پژوهش

ایماگوتراپی

منظور طرح ایماگوتراپی گروهی است که شرکت کنندگانها در ۱۰ جلسه ۱۲۰ دقیقه ای شرکت می‌کنند (مطابق پیوست).

نشانگان دیابت

منظور نمره ای که شرکت کنندگان از تست (Hb A1C) بدست می‌آورند.

افسردگی

 منظور نمره ای که شرکت کنندگان از پرسشنامه افسردگی بک (II-  (BDI بدست می‌آورند.

رضایت زناشویی

 منظور نمره ای که شرکت کنندگان از مقیاس رضایت زناشویی (Enrich-47 ) بدست می‌آورند.

کانون کنترل سلامت

 منظور نمره ای که شرکت کنندگان از پرسشنامه کنترل سلامت چند وجهی والستون(MHLCS) بدست می‌آورند.

دیابت نوع دو: منظور شرکت کنندگانی است که پزشک متخصص بیماری دیابت نوع دوم را در آنها تشخیص داده باشد.

[۱] Roglic , Unwin , Mathers, Tuomilehto , Nag, Connolly

[۲] -Egede, Ellis, Grubaugh

[۳] -Depression

  1. ۱. Leventhal
  2. ۲. locus of control
  3. ۳. Spector
  4. ۴. O`Connell
  5. ۵. Newton
  6. ۶. Keenan
  7. ۷. Jacobson
  8. ۸. Miles

تعداد صفحه :۱۲۴

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه اثر بخشی تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه بصورت کانونی(HD-tDCS)

پایان‌نامه جهت دریافت مدرک کارشناسی ارشد رشته علوم شناختی

اثر بخشی تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه بصورت کانونی(HD-tDCS) بر اسپایک ها، تعداد تشنجهای صرعی و کنش های عصب روانشناختی بیماران مبتلا به صرع  

 استادان مشاور

دکتر علی مشهدی

دکتر محمود معتمدی

شهریور ۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

 چکیده فارسی …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱

فصل اول: مقدمه پژوهش

بیان مسئله …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۲

فرضیه­های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۵

تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۶

فصل دوم: گستره­ی نظری و پیشینه پژوهش

تعریف صرع …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۹

تاریخچه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰

میزان شیوع ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۲

انواع صرع …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۳

            صرعهای ایدئوپاتیک …………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۳

            صرعهای نشانگانی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۳

            صرعهای تحریکی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۴

            صرعهای نامعین …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۵

            صرع کانونی در مقابل صرع منتشر ……………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۵

صرع مقاوم به دارو ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۷

میزان شیوع صرع مقاوم به دارو ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۷

آسیب­شناسی فیزیولوژیک صرع ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۸

نقش GABA …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 19

            گابا: انتقال­دهنده عصبی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۹

            نقش گابا در صرع …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۱

جنبه­های عصب روانشناختی در صرع ……………………………………………………………………………………………………………………………………… ۲۱

متغیرهایی که همبستگی­های شناختی و رفتاری با صرع را ایجاد می کنند ………………………………………………………………………….. ۲۲

            1-کانون تشنج …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۲۲

            2- نوع تشنج و عملکردهای شناختی ……………………………………………………………………………………………………………………… ۲۳

            3- داروهای ضد تشنج …………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۳

            4- متغیر های اجتماعی- روانی ………………………………………………………………………………………………………………………………. ۲۴

            5- بسامد تشنجها و عملکرد شناختی …………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۶

            6- سن اولین حمله و مدت زمان اختلال ……………………………………………………………………………………………………………….. ۲۶

حافظه و صرع …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۲۷

توجه و صرع …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۹

کنشهای اجرایی و صرع …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۳۰

صرع و هوش عمومی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۳۱

لزوم ارتقا عملکردهای شناختی در بیماران با صرع مقاوم به دارو ………………………………………………………………………………………….. ۳۳

تاریخچه تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه …………………………………………………………………………………………………………………….. ۳۳

محدودیتهای ایمنی در استفاده از tDCS برای مداخلات انسانی ………………………………………………………………………………………….. ۳۵

            محدودیتهای تکنیکی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۳۵

            عوارض جانبی ناشی از تحریک با tDCS  ……………………………………………………………………………………………………………… 36

            محدودیتهای اخلاقی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۳۷

مطالعات بالینی و کاربردی در زمینه tDCS ………………………………………………………………………………………………………………………….. 38

سازوکار تاثیر tDCS  ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 39

عوامل موثر در ایجاد تغییر در نوروپلاستیسیته بوسیله tDCS …………………………………………………………………………………………….. 42

            اثر سن ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۲

            اثر توجه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۲

اثر جنسیت ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۴۳

تاثیرات داروئی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۴۳

تاثیر ژنتیک …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۴

چه موقع از روز ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۴۴

پارامترهای تحریک با tDCS  ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 45

            موقعیت الکترود ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۴۵

            قانون بازگرداننده جریان ، موقعیت و اندازه الکترود ……………………………………………………………………………………………… ۴۶

            جریان موثر در تحریک با tDCS …………………………………………………………………………………………………………………………… 47

            زمان تحریک با tDCS …………………………………………………………………………………………………………………………………………… 48

تحریک HD-tDCS ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 48

اثربخشی tDCS در بیماران صرعی ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۱

اثر بخشی tDCS در بهبود عملکردهای شناختی ………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۲

تاثیر tDCS  بر توجه  و مولفه­های آن ………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۳

تاثیرtDCS  بر حافظه کاری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۵

کنشهای اجرایی و tDCS  ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 56

جمع بندی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۵۷

فصل سوم: روش پژوهش

طرح پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۹

شرکت کنندکان …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۰

ابزارهای پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۰

فرم گزارش تشنجها ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۱

            اسپایکهای اینترایکتال EEG ………………………………………………………………………………………………………………………………… 61

آزمون n-back ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 62

آزمون عملکرد پیوسته(CPT) …………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 62

 آزمون عملکرد پیوسته ادغام شده دیداری و شنیداری(IVA+) …………………………………………………………………………………………….. 62

            اعتبار و روایی آزمون ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۶۴

            ساختار آزمون …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۶۴

            تکلیف آزمون ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۶۵

            خرده مقیاس های آزمون IVA+PLUS ………………………………………………………………………………………………………………….. 66

                        مقیاس  کنترل پاسخ ……………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۶

                        مقیاس توجه …………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۶

آزمون دسته­بندی کارتهای ویسکانسین ………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۷

پرسشنامه افسردگی بک ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۸

            پایش تصویری بلند مدت نوار مغزی (LTM) ………………………………………………………………………………………………………… 68

            تحریک الکتریکی جریان مستقیم مغز از روی جمجمه بصورت کانونی (HD-tDCS) ………………………………………… 68

فرایند اجرا پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۶۹

            دستورکار انجام مطالعه ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۷۰

روش تجزیه و تحلیل داده های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………….. ۷۱

فصل چهارم: یافته­های پژوهش

اطلاعات جمعیت شناختی پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۷۲

آزمون فرضیه­های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۷۲

            فرضیه اول ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۷۲

                        تعداد پاسخهای درست در آزمون n-Back ………………………………………………………………………………………… 73

                        سرعت واکنش در آزمون n-Back ……………………………………………………………………………………………………… 75

            فرضیه دوم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۷۶

                        توجه انتخابی شنیداری ………………………………………………………………………………………………………………………. ۷۸

                        توجه انتخابی دیداری …………………………………………………………………………………………………………………………. ۸۱

                        توجه متمرکز شنیداری ……………………………………………………………………………………………………………………… ۸۳

                        توجه متمرکز دیداری …………………………………………………………………………………………………………………………. ۸۵

                        توجه تقسیم شده شنیداری ………………………………………………………………………………………………………………. ۸۷

                        توجه تقسیم شده دیداری …………………………………………………………………………………………………………………. ۸۹

                        توجه جایگزین شنیداری ………………………………………………………………………………………………………………….. ۹۱

                        توجه جایگزین دیداری …………………………………………………………………………………………………………………….. ۹۳

                        توجه پایدار شنیداری ……………………………………………………………………………………………………………………….. ۹۵

                        توجه پایدار دیداری ………………………………………………………………………………………………………………………….. ۹۷

            فرضیه سوم ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۹۹

                        خطای درجاماندگی …………………………………………………………………………………………………………………………. ۹۹

            فرضیه چهارم …………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۰۱

                        کنترل پاسخ شنیداری ……………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰۱

                        کنترل پاسخ دیداری ………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰۳

            فرضیه پنجم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰۵

فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری

نتایج مربوط به فرضیه اول ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۰۹

نتایج مربوط به فرضیه دوم …………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۱۰

نتایج مربوط به فرضیه سوم ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۱۱

نتایج مربوط به فرضیه چهارم ………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۱۲

نتایج مربوط به فرضیه پنجم ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۱۳

جمع بندی یافته های پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۱۴

محدودیتهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۱۵

پیشنهادهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۱۵

فهرست منابع …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۱۹

پیوست­ها

پیوست الف) فرم رضایت­نامه آگاهانه شرکت آزمودنی در پژوهش ………………………………………………………………………………. ۱۲۹

پیوست ب) نمره استاندارد آزمون IVA+ ……………………………………………………………………………………………………………………… 133

چکیده انگلیسی …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۳۴

چکیده:

هدف: صرع­ کانونی قشری­لوب­گیجگاهی چپ مقاوم­به­دارو زمینه­ساز اختلالات عصب­روانشناختی مانند نقص در کنشهای­اجرایی، توجه و حافظه­کاری است. هدف این پژوهش ارائه روشی برای مهار تشنج­های ناشی از  این نوع صرع­ و افزایش عملکردهای شناختی مانند توجه، حافظه­کاری و انعطاف­پذیری شناختی است. روش: تعداد ۱۰ نفر که  تعیین کانون صرع با روش LTM برای آنها انجام شده بود و معیار ورود به طرح را داشتند در یک گروه آزمایشی با اندازه گیری­های مکرر پیش و پس از مداخله و پیگیری بعد از یک ماه قرار گرفتند. تحریک با روش HD-tDCS برای ۱۰ جلسه، ۲۰ دقیقه، mA2 در کانون صرع­زا C3: کاتد و F3,P3,T3,Cz: آند بفاصله یک واحد در سیستم ۲۰-۱۰ انجام شد و ثبت EEG[1] یک ساعته، آزمون­های n-Back، IVA+ و کارتهای ویسکانسین برای ارزیابی تغییرات در هر مرحله از بیماران صورت گرفت. یافته­ها: پس از مداخله، ارزیابی میانگین­ داده­های سه مرحله، کاهش معنادار در تعداد فعالیت­های صرع­گون و اسپایک­ها در EEG را نشان داد. افزایش معنادار در تعداد پاسخهای درست و زمان­واکنش در آزمون n-Back مشاهده شد. همچنین افزایش معنادار عملکرد در مقیاس­های دیداری و شنیداری عوامل توجه در آزمون IVA+ مانند توجه ­انتخابی، متمرکز، تقسیم شده، پایدار و جایگزین نیز دیده شد.  میانگین افزایش عملکرد بیماران در تمام مقیاس­های سنجش دیداری مجموعه­توجه از مقیاس­های شنیداری بیشتر بود. ارزیابی میانگین­ها برای مقیاس کنترل­پاسخ دیداری و شنیداری افزایش معنادار داشت. در مقیاس خطای درجاماندگی از نتایج آزمون کارتهای ویسکانسین مقایسه میانگین­ها کاهش معنادار را تائید کرد. نتیجه­گیری: در بیمارن با صرع کانونی قشری­لوب­گیجگاهی­چپ مقاوم به­دارو تحریک کاتدی HD-tDCS در کانون­صرع­زا می­تواند موجب کاهش فعالیت­های صرع­گون و اسپایک­های صرعی در EEG و افزایش عملکرد حافظه­کاری، مجموعه توجه و انعطاف­پذیری شناختی شود، همچنین ماندگاری اثر تا یک ماه بعد از مداخله نیز قابل ملاحظه است.

کلید­واژه­ها: HD-tDCS ، صرع کانونی قشری گیجگاهی، حافظه­کاری، مجموعه توجه، انعطاف­پذیری شناختی

فصل اول: مقدمه پژوهش

بیان مسئله :

صرع زمینه ساز اختلالات عصب­روانشناختی با محوریت یادزدودگی، نقص در کنش­های اجرایی و حافظه است. بعبارتی صرع را می توان زمینه ساز اختلال در شبکه شناختی مغز در نظر گرفت. بسیاری از سازوکارهای عصبی مربوط به یادگیری، فاکتورهای کلیدی در ایجاد و پدیدآیی تشنج نیز هستند، چراکه نواحی با انعطافپذیری[۲] بالای تخصیص یافته برای حافظه و یادگیری، مستعد تشنج نیز می­باشند. صرعهای منتشر نسبت به صرعهای منطقه­ای و کانونی بعلت گستره بیشتر تشنج مجموعه گسترده­تری از مشکلات را  پدید می آورند. در این موارد غالبا فرد هوشبهر(IQ) بسیار پایینی از خود نشان می دهد. نوروسایکولوژی بصورت سنتی متمرکز بر نشانه های اختلالات شناختی ناشی از صرع است، اما سازوکارهای انعطافپذیری عصبی پیامد این اختلالها در چرایی تاثیرات شناختی صرع متنوع و پراهمیت هستند. (تراسی[۳] و همکاران، ۲۰۱۰) یکی از متداولترین انواع صرع، صرع لوب گیجگاهی  (TLE)است. بیش از ۳۰% بیماران که تشنجهای ناشی از این نوع صرع را دارا هستند، مقاوم به انواع داروهای ضد صرعی هستند. تغییرات کلی در هیپوکامپ و نواحی ماده سفید هیپوکامپال مسبب اصلی متاثر شدن شبکه ارتباطی لوب گیجگاهی، ناکارآمدی هیپوکامپ، تشنج و کارکردهای حافظه هستند. مطالعات حیوانی و انسانی نشان داده­اند که ناهنجاری در ورودی­ها و خروجی­های این شبکه با شدت اختلالات شناختی رابطه دارند. ( دمارس[۴] و کارنی[۵]، ۲۰۱۴)

تبعات ویژه ی فعالیت صرعی در مغز شامل مواردی مانند:

 1)تغییرات سلولی (برای مثال در بیان پروتئین های سلول)

 2) صدمه به نورونهای پیرامیدال قشری که با ایجاد کانالهای یونی بیشتر، تمایل به تحریک پذیری از ورودی­ها را تسهیل می کنند.

 3) شاخه شاخه شدن یا ایجاد جوانه های اکسونی در سلولهای پیرامیدال که موجب افزایش ارتباطات تحریکی می شود.

 4) بیش عصب گیری

 5) اختلال ناشی از هرس کردن ارتباطهای نورس و تازه

 6)تغییر در سلولهای گلیال. (سومارا-مولینا[۶] و دیگران، ۲۰۰۷)

و ۷) در سازماندهی آکسونها و دندریتها.( ژاکوبس[۷] و دیگران، ۲۰۰۰)

انعطاف پذیری عصبی و بازسازماندهی شناختی تشخیصهای عصب روانشناختی را پیچیده کرده و پیش فرضهای معمول ما در مورد رابطه مغز/رفتار را به چالش می کشد. در هر صورت، این فرایند در مورد تاکید قراردادن رشد شبکه های عصبی شناختی و تغییراتی که  در روابط استاندارد مغز/ رفتار رخ می دهد، می­تواند آگاهی بخش باشد. (تراسی و همکاران، ۲۰۱۰)

اختلالات شناختی کیفیت زندگی فرد پایین آورده و موجب ناسازگاریهای اجتماعی فرد-جامعه نیز می شود. عملکردهای شناختی به پردازش ادراکی، آنالیز ، ذخیره سازی و ارسال اطلاعات که همه آنها لازمه فرایند یادگیری، شکل دهی و تشخیص برنامه های پیچیده زندگی هستند اشاره دارد. پدیدآیی و شدت اختلالات شناختی در صرع می تواند تحت تاثیر سبب­شناسی موقعیت، مکان و ماهیت آسیب مغزی، سن بیمار، نوع و بسامد تکرار تشنجها، وراثت و مولفه های اجتماعی روانی در محیط بیمار، نتیجه مداخلات جراحی ( در صورت وجود) و عوارض ناشی از داروهای ضد صرع باشد. این مولفه ها البته به صورت مجزا نیز می توانند عمل کنند.

تاثیر گذارترین مولفه بر عملکرد شناختی از نظر سبب شناسی بیولوژیک، تشنج می­تواند باشد. بیماریهایی که موجب انحطاط مغز می شوند مانند آلزایمر که ۵-۷% بیماران با تشنجهای صرعی را تشکیل می دهند. بیماران با صرع غایب مشکلاتی در حل تکالیف شناختی در زمان فعالیت اسپایک-ویو در EEG داشته­اند. در صرعهای جزئی و تونیک کلونیک نیز اختلال در عملکرد شناختی به ویژه در حافظه مورد مطالعه قرار گرفته است.

با توجه به اساس بیولوژیک اختلالات شناختی، نقش تغییرات ساختاری بافتهای مغز نیز باید مورد توجه قرار گیرد که هم در سطح بافت خاکستری و هم ماده سفید رخ می دهد. نقش پردازشهای خودکار و تغییرات در قابلیت انتقال مواد متابولیک از جریان خونی-مغزی نیز همچنین مطرح است. همچنانکه پایه های بیماری­شناسانه نقص در عملکردهای اجرایی شامل اختلال متابولیک در شبکه های عصبی فرونتواستریات، و شکل گیری نواحی با سوخت و ساز کم در نواحی پیش پیشانی می شود.

اساس اختلالات حافظه­ای ناویژه[۸] با چندین سازوکار در صرع نشان داده شده است:

اختلال در عملکرد اطلاعات سلولهای عصبی، که موجب کاهش در توانایی یادگیری، ایجاد اختلال توجه، که مرتبط با ناتوانی بیمار در نگهداری فعالیت آگاهانه[۹] می شود.

بیش-تحریک­پذیری[۱۰] سلولهای عصبی و بیش- همزمانی[۱۱] فعالیت با ساختارهای مغز میانی در شرایط صرعزا و وجود فعالیتهای بیماریزا در کانون صرعی دارای عوارض نامطلوب بر فعالیت کلی هستند.

 نوع ویژه­ای فعالیت صرعی[۱۲]، هدایت اختلال را به نواحی کارکردی پیشانی سرعت می بخشد. ناهنجاری عملکردی این ناحیه با آهستگی در شکل­دهی توجه جهت­مند[۱۳] و برنامه­ریزی[۱۴] و عملکرد کنترل خودمختار[۱۵] نمایان می شود.

نمونه های کلاسیک یادزدودگی( برای مثال آقایHM) بیماران با صرع کانونی بودند که کمک شایانی به کشف ناحیه هیپوکامپ بعنوان ساختاری کلیدی در تشکیل حافظه رویدادی/آشکارداشتند. بیماران بدون هیپوکامپ و نواحی مجاور آن، رابطه روشنی بین اختلال در حافظه آشکار و دست نخورده ماندن حافظه های ضمنی و نا آشکار نشان می دهند.( دل وکیو[۱۶] و همکاران، ۲۰۰۴)

در این پژوهش مبانی نظری در خصوص چگونگی سازوکار زیست شناختی برای بهبود عوامل صرع-زا و انعطاف پذیری عصبی مورد برسی و کاوش قرار می گیرد. همچنین دامنه اختلالات عصب-شناختی که در صرع مشارکت دارند و تاثیرشان در تغییرات پویای شبکه های عصبی مورد توجه قرار خواهد گرفت.

مساله اساسی این پژوهش این است که آیا تحریک کاتدی قشر در کانون صرعزا در بیماران با صرع کانونی مقاوم به دارو موجب بالا بردن آستانه فعالیت تشنجی قشر مغز و کاهش حملات در صرعهای کانونی می شود؟ و همچنین پیامدهای شناختی این مداخله بر حافظه کاری کلامی، عملکرد توجه و کنشهای اجرایی چگونه خواهد بود.

بیش از پنجاه میلیون نفر در حال حاضر در سرتاسر دنیا از صرع رنج می برند، و حدود ۱۰% از جمعیت کل جهان(بر اساس آمار سازمان سلامت جهانی۲۰۱۲)حداقل یک بار در طول زندگی تشنج را تجربه می کنند. دوسوم تشنجها بصورت موفقیت آمیزی با داروهای [۱۷]AED کنترل می شوند، اما تاثیرات عوارض جانبی بالقوه و مخاطرات سلامتی همراه استفاده طولانی مدت این داروهای ضد صرع، خود نگران کننده است. وقتی دارو موثر نیست جراحی گزینه درمانی دیگریست اما موفقیت های محدودی دارد.(وایت، اسیمیدیس و لیت[۱۸]، ۲۰۰۳)

تمام منابع گفته اند که یک سوم بیماران صرعی، تشنجهای کنترل نشده را در سرتاسر زندگیشان تجربه می کنند.(اسیمیدیس، ۲۰۰۳)همچنین درجه و شکل اختلال شناختی مرتبط با صرع بسیار متنوع و تحول­پذیر بازمان است، بگونه ای که حتی اگر تشنج فروکش کند مسائل شناختی می تواند همچنان پابرجا بمانند (بداوی[۱۹] و همکاران، ۲۰۱۲). در صدی از این اختلالهای شناختی مربوط به مداخلات دارویی است که برای کنترل حملات اجتناب ناپذیر به نظر می رسیده است. این داروها علاوه بر هزینه های زیادی که بر دوش خانواده و دولتها می گذارد توانمندی های شناختی فرد را در دراز مدت تحلیل می برد.

اختلال در حافظه، توجه، و سرعت پردازش نیز در مقایسه با شرکت کنندگان سالم در بیماران صرعی گزارش شده است. کنش های عصب-روانشناختی این بیماران متاثر از آسیب ساختاری مغز می باشد. که متاثر از عواملی مانند : نوع، مدت زمان، بسامد تکرار، شدت، سن اولین حمله تشنجی، تعدادکل تشنجها، کانون تشنجی لوکالیزه یا جانبی بودن آن، کفایت درمان، مشخصه های یافته های آزمایشگاهی در EEG، مادر زادی یا اکتسابی بودن، بد عملکردی لوب پیشانی و غیره…. همچنین عملکرد ضعیف در تستهایی که نیازمند مفهوم سازی و انعطاف پذیری ذهنی هستند همراه با مشکلاتی در تمرکز توجه و بازداری پاسخهای خوگیری شده در این بیماران مورد مطالعه قرار گرفته است.(سونمز[۲۰] و همکاران، ۲۰۰۴)

شواهدی برای این مفهوم وجود دارد که تشنجها یا EEGهای غیر نرمال مشاهده شده در بیماران که موجب زوال شناختی می شوند، بشکل مهیجی قابلیت بهبودی دارند وقتیکه درمان، حذف یا کاهش بسامد تشنجها و بهبودیا نرمال شدن EEG را در پی داشته باشد. هولمز[۲۱] و همکاران پیشنهاد می کنند که اسپایکهای غیر هم زمان و غیر مرتبط با تشنج[۲۲]بخصوص اگر بسامد و گسترش داشته باشند می توانند با مداخله در یادگیریها و حافظه در بیداری و همچنین تحکیم حافظه در زمان خواب موجب اختلال در تواناییهای شناختی شوند.(هولمز[۲۳] و همکاران،۲۰۰۶) به همین منظور استفاده ازtDCSو HD-tDCS در کاهش تشنجهای پیشبینی ناپذیر صرعی در دهه­ی اخیر مورد توجه و پژوهش جدی بوده.

فرضیه های پژوهش :

فرض۱ :HD-tDCS در الکترودهای آندی موجب افزایش کنشهای عصب روانشناختی مانند حافظه کاری در گروه آزمایش نسبت به قبل از مداخله می شود.

فرض۲ :HD-tDCS در الکترودهای آندی موجب افزایش عملکرد توجه در گروه آزمایش نسبت به قبل از مداخله می شود.

فرض۳ :HD-tDCS در الکترودهای آندی موجب افزایش کنش انعطافپذیری شناختی در گروه آزمایش نسبت به قبل از مداخله می شود.

فرض۴ :HD-tDCS در الکترودهای آندی موجب افزایش بازداری شناختی در گروه آزمایش نسبت به قبل از مداخله می شود.

فرض۵ : HD-tDCS کاتدی بر کانون صرعزا (C3) موجب کاهش اسپایکهای صرعی در EEG بیماران با صرع کانونی مقاوم به دارو در گروه آزمایش نسبت به EEG مشابه قبل از مداخله می شود.

 [2]. Plasticity

[۳]. Joseph I, Tracy

[۴]. DeMars

[۵]. Carney

[۶]. Somera-molina KC

[۷]. Jacobs KM

[۸]. Nonspecific

[۹] . Maintain active waking

[۱۰]. Hyperexcitability

[۱۱]. Hypersynchronization

[۱۲].Specific epileptiform activity

[۱۳]. Directed attention

[۱۴].Programming

[۱۵]. Control of voluntary actions

[۱۶]. Del Vecchio

[۱۷]. Antiepilepsy drug

[۱۸]. Witte, Iasemidis, &Litt

[۱۹]. Badawy

[۲۰]. Sonmez

[۲۱]. Holmes

[۲۲]. Interictal

[۲۳]. Holmes

تعداد صفحه :۱۵۱

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه هنجاریابی پرسشنامه سنجش روابط متقابل

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

دانشکده علوم تربیتی، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A»

رشته روانشناسی- گرایش عمومی

عنوان

هنجاریابی پرسشنامه سنجش روابط متقابل

اردیبهشت ماه ۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول

کلیات پژوهش…… ۲

مقدمه. ۳

بیان مسئله. ۵

اهداف…. ۱۰

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق… ۱۱

فرضیه­ها. ۱۱

تعریف متغیرهای پژوهش….. ۱۲

نظریه تحلیل رفتار متقابل… ۱۲

پرسشنامه روابط متقابل… ۱۲

هنجاریابی… ۱۲

نرم یا هنجار. ۱۳

روایی… ۱۳

پایایی… ۱۳

فصل دوم

ادبیات و پیشینه پژوهش…… ۱۴

مبانی نظری پژوهش….. ۱۵

نظریه تحلیل رفتار متقابل… ۱۵

تحلیل رفتار متقابل چیست؟. ۱۷

نظریات اساسی تحلیل رفتار متقابل… ۱۸

الگوی روابط متقابل: والد- بالغ- کودک….. ۱۹

پیش­نویس زندگی… ۲۰

گروه درمانی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل… ۲۱

فرض­های اساسی از تحلیل رفتار متقابل… ۲۵

منطق رویکرد گروهی تحلیل رفتار متقابل… ۲۷

مفاهیم کلیدی- الگوی روابط متقابل… ۲۸

تعریف روابط متقابل… ۲۸

بازدارنده­ها و سوق دهنده­ها. ۳۰

نیاز به نوازش­ها. ۳۲

تصمیمات و بازتصمیم­ها. ۳۵

بازی­ها و ضدبازی­ها. ۳۶

بازی­های روانی چگونه آموخته می­شوند؟. ۳۸

بازی­ها در نمایشنامه­ی زندگی… ۳۹

وظایف و نقش­های رهبر گروه. ۴۰

فرایندهای درمان.. ۴۱

رویکرد بازتصمیمی گولدینگ در گروه. ۴۲

مراحل گروه درمانی… ۴۳

مرحله­ی شناسایی… ۴۳

مرحله­ی میانی یا مرحله­ی کار گروهی… ۴۴

مرحله­ی نهایی گروه. ۴۸

ارزیابی از تحلیل رفتار متقابل در گروه. ۴۹

چارچوب­ها و سابقه تحقیق… ۵۱

فصل سوم

فرآیند پژوهش…… ۵۷

مواد و روش پژوهش….. ۵۸

جامعه آماری… ۵۹

نمونه­ها و روش نمونه­گیری… ۵۹

حجم نمونه. ۵۹

روش نمونه­گیری… ۶۰

ابزار پژوهش….. ۶۰

روش جمع­آوری اطلاعات…. ۶۱

روش­های تجزیه و تحلیل داده­های پژوهش….. ۶۱

فصل چهارم

یافته­های پژوهش…… ۶۲

تجزیه و تحلیل و بیان نتایج حاصله از تحقیق و توصیف داده­ها. ۶۳

تحلیل عاملی اکتشافی… ۶۳

مرحله اول.. ۶۳

تحلیل عامل اکتشافی… ۷۹

مرحله آخر (مرحله بیست و سوم). ۷۹

بررسی ضریب پایایی آزمون با آلفای کرونباخ… ۸۷

هنجاریابی… ۹۱

فصل پنجم

نتیجه­گیری…. ۹۶

خلاصه فصول.. ۹۷

بحث و تفسیر و نتیجه­گیری… ۹۷

بیان محدودیت­ها و مشکلات…. ۱۰۳

پیشنهادها و جمع­بندی… ۱۰۳

منابع

منابع فارسی… ۱۰۵

منابع انگلیسی… ۱۰۸

پیوست

پرسشنامه سنجش روابط متقابل (ترجمه شده). ۱۱۲

پرسشنامه سنجش روابط متقابل (هنجاریابی شده). ۱۱۵

امتیازها و پروفایل… ۱۱۶

دستورالعمل… ۱۱۶

پروفایل پرسشنامه تحلیل رفتار متقابل… ۱۱۷

تفسیر پروفایل… ۱۱۷

Abstract. 120

چکیده

هدف: این پژوهش با هدف هنجاریابی مقیاس سنجش روابط متقابل پرسنل شرکت ایران خودرو انجام شد. و کلیه پرسنل شرکت ایران­خودرو شاغل در سال ۱۳۹۳ جامعه آماری آن را تشکیل دادند. روش: روش پژوهش مذکور از نوع توصیفی، همبستگی با هدف توسعه­ای- روان­سنجی می­باشد در این پژوهش از پرسشنامه تحلیل رفتار متقابل هیر استفاده شده است و پرسشنامه­ها با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی منظم و به تعداد ۵۰۰ نفر از پرسنل تکمیل و تجزیه و تحلیل بر روی آنها انجام شد. یافته­ها: ضریب پایایی و همسانی درونی مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ  673/0 به دست آمد. برای بررسی روایی مقیاس سنجش روابط متقابل از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. تعداد ۸ عامل با ارزش ویژه بیشتر از یک ۱۹۸/۵۶% از واریانس کل را تبیین می­کنند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که مقیاس سنجش روابط متقابل با ۲۱ سوال قادر است ۸ عامل کودک مطیع و سازگار، بالغ عملگرا، والد کنترل­گر و مستبد، والد حمایتگر،  والد احساسی، والد عملگرا، بالغ اخلاقی، بالغ دانشمند را اندازه گیری نماید. بحث و نتیجه­گیری: این مقیاس می­تواند برای سنجش روابط متقابل، بر اساس نظریه تحلیل رفتار متقابل به کار گرفته شود. و به طور کلی می­تواند جهت اندازه­گیری روابط متقابل و یا تغییرات آن در زمان درمان و یا در آموزش و یادگیری استفاده گردد.

واژه­های کلیدی: پرسشنامه، هنجاریابی، نظریه تحلیل رفتار متقابل، حالات نفسانی

مقدمه 

افراد برای رشد و توسعه به محرک­ها و انگیزه­های فیزیکی، اجتماعی و عقلانی نیازمند هستند. یکی از این نیازها، نیاز به تحریک­های جسمی و عاطفی است. برن، این حالت را نیاز به محرک[۱] نامید. در یک تحقیق معتبر و شناخته شده رنه اسپتیز[۲] (۱۹۴۵) به مشاهده کودکان پرورشگاهی پرداخت. آنها تغذیه­ی خوبی داشتند، از نظر بهداشت و درجه حرارت کاملاً در وضعیت مطلوبی قرار داشتند، با این حال آنها از کودکانی که با پدر یا مادر و یا مراقبین خود زندگی می­کردند بیشتر در معرض اختلالات بدنی و روانی قرار می­گرفتند. اسپتیز به این نتیجه رسیده بود که آنچه این کودکان نداشتند محرک بود. و اسپیتز آن را محرومیت عاطفی[۳] ­نامید، انتخاب کلمه نوازش توسط برن به نیاز اولیه برای لمس شدن مربوط می­شود. اینکه ما به عنوان افراد بزرگسال هنوز در پی تماس جسمانی هستیم ولی یاد می­گیریم که شکل­های دیگر درک حضور دیگری را جانشین لمس کنیم. یک تبسم، یک تعریف، و یک تمجید یا حتی اخم و ترشرویی نشان می­دهد که حضور ما درک شده است. (جونز و استوارت، ۱۳۸۲)مقدمه

یک نوازش عبارتست از هر فعالیتی در جهت بازشناسی یا نمایش مرحله­ای از انگیزه­ها می­باشد. نوازش­های روانی «کلامی و غیرکلامی[۴]» برای احساس ارزش مهم و ضروری است. نوازش­ها دارای حالات مختلفی از جمله: کلامی و غیرکلامی، شرطی و غیرشرطی، محبت، گرمی یا قدردانی کلامی با همراه با نگاه، لبخند، تماس و یا حتی حالت­های صورت هستند که همگی برای سلامت روان مفید می­باشد. (کوری، ۲۰۱۳)

با توجه بر این موضوع که اساساً همه علوم از مفاهیم یا سازه­هایی نظری و ارتباط بین این مفاهیم تشکیل می­شوند ولی تا هنگامیکه مفاهیم نظری قابل اندازه­گیری و کمی شدن نباشند، یافتن قوانین و روابط علمی به منظور پیش­بینی پدیده­ها ممکن نیست. (آناستازی، ۱۳۸۶) چون موضوع مطالعه در علوم تربیتی و رفتاری انسان است، اندازه گیری و بدنبال آن تصمیم­گیری در این حیطه فوق­العاده حساس است. و این امر نیز بدیهی است که چیزی تا مورد اندازه­گیری قرار نگیرد نمی­تواند بطور علمی مورد مطالعه قرار گیرد. (ثرنداک، ۱۳۶۹) روش اندازه­گیری، پایه و اساس مطالعات علمی است و وسایل مورد نیاز را برای آزمون فرضیه­های علمی می­سازد و به همین دلیل است که توجه به کاربردهای پژوهشی روش­های اندازه­گیری به ویژه در علوم رفتاری روزافزون است. (هومن، ۱۳۶۸)

بنابراین ما در این پژوهش بر آنیم تا مقیاس سنجش روابط متقابل هیر را جهت اندازه­گیری روابط متقابل ترجمه نماییم و روایی، اعتبار و هنجاریابی آزمون مذکور را تهیه نماییم.

بیان مسئله

نظریه تحلیل رفتار متقابل توسط دکتر اریک برن[۵] بنیان گردید او در دهه ۱۹۵۰ با بیان مقالات مختلف اساس نظریه خود را مشخص نمود و در سال ۱۹۵۸ مقاله مشهور و تاثیرگذار خود را با عنوان «تحلیل رفتار متقابل: روشی بدیع و کارا برای گروه درمانی» منتشر نمود و این مقاله سرآغازی برای شناساندن نظریه­ای جدید با عنوان «تحلیل رفتار متقابل» یا به انحصار TA[6]، شد. اساس اولیه نظریه تحلیل رفتار متقابل بر پایه روابط شخصیتی ارائه گردید. او برای سهولت و همه فهم شدن این روابط به ابتکار عمل جالبی دست زد و از نامهای ملموسی چون کودک، والد و بالغ استفاده نمود. (استوارت و جونز، ۱۳۸۲)

  • «کودک[۷]» هر شخصی روزگاری از امروزش جوان­تر بوده است، پس در مغز خود آثار ثبت شده­ای از سال­های اولیه­ی زندگی­اش دارد که این آثار در شرایط و موقعیت­های معین فعال می­شود «کارکرد روانی قدیمی[۸]». به زبان ساده «هرکس در درون خود پسر بچه یا دختر بچه کوچکی دارد.» (برن، ۱۹۶۶) «کودک» درون همان بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. خلاقیت، شور و شوق، احساسات تند و تیز، قهر و آشتی، ترس، وحشت، عشق و تنفر همه و همه از کـودک درون ما نشـأت می­گیرد. او برای توضیح بیشتر دو نوع کودک درون را تعریف می­کند یکی کودک‌سازگار و کودک طبیعی.، کودک سازگار همان بخش از شخصیت ماست که قوانین و باید و نباید­های جامعه را می­پذیرد و مثل یک بچه خوب هرچه والدنیش می­گویند گوش می­کند اما برعکس این کودک ناسازگار است که مرتب بچگی می­کند و البته در مواردی برای ما دردسر ایجاد می­کند اما همین کودک ناسازگار است که منجر به شور زندگی و خـلاقیت و ابتـکار می­شود. وگرنه از کودک سازگار کاری جز بله قربان گویی بر نمی­آید. به همین دلیل اریک برن اغلب بیمارانش را تشویق می­کرد به کودک ناسازگار خود بیشتر بها بدهند و نگران بچگی­های او نباشند. (استوارت و جونز، ۱۳۸۲) در وجود «کودک» درک و خلاقیت و سائق­های فی­البداهه و لذت نهفته است. (برن، ۱۹۸۲)
  • «بالغ[۹]» هر فرد «اعم از بچه­ها، بیماران عقب­افتاده­ی ذهنی یا اشخاص که به اسکیزوفرنی مبتلا هستند» می­تواند اطلاعات ذهنی­اش را در مغزش مرتب کند، به شرط آنکه «حالت من[۱۰]» مناسب او به کار بیفتد «کارکرد روانی جدید[۱۱]». به زبان ساده «هرکس یک «بالغ» در درونش دارد.» (برن، ۱۹۶۶) «بالغ» بخش عاقل شخصیت ماست؛ بخشی که تصمیم‌های منطقی می‌گیرد، اطلاعات را پردازش می‌کند، با دیگران رابطه محترمانه برقرار می‌کند و کلاً واقع گراست.
  • «والد[۱۲]» هر فرد پدر و مادری «یا جانشین آنها را» داشته است و در درون خـود دارای مجموعه­ای از «حالات من» آن پدر و مادر «همان­طور که آنها را می­دید»، و این «حالات من» پدری و یا مادری ممکن است در شرایط معینی فعال شود «کارکرد روانی برونی[۱۳]». به زبان ساده «هر کسی پدر و مادرش را در درون خود دارد.» (برن، ۱۹۶۶) «والد» درون که منفور­ترین بخش شخصیت ما را از نظر اریک برن تشکیل می­دهد همان باید و نباید­های بدون منطق و دلیل ماست. همان دستور­العمل­های بی­چون و چرایی که سالهاست برای خود ساخته­ایم و حتی اطرافیانمان را هم با آن اسیر کرده­ایم. اما اریک برن والد را نیز دو نوع می­داند اولی والدی سخت گیر و آزار دهنده و دومی والدی نوازشگر و تایید کننده و اعتقاد دارد والد بد و مایوس کننده والد نوع اول است و بهتر است به نوع دوم تغییر کند. (استوارت و جونز، ۱۳۸۲)

با توجه به توضیحات بالا نمودار شماره ۱ را که نمودار ساخت نام دارد ارائه می­گردد این طرح نمایانگر شخصیت کامل هر فرد، و شامل حالات من، «والد»، «بالغ» و «کودک» می­باشد. این سه حالت کاملاً از یکدیگر مجزا نگه داشته شده­اند، زیرا با یکدیگر بی­اندازه متفاوت و در اکثر مواقع متناقض هستند.

تعداد صفحه :۱۳۸

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه  بررسی رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان

 بررسی رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

تحقیق حاضر با هدف تبیین رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر انجام شده است . این تحقیق از نوع همبستگی بوده است و جامعه ی آماری این پژوهش دانش آموزان دختر(حدود۲۰۰ نفر) پایه دوم و سوم رشته های علوم انسانی و تجربی و ریاضی دوره ی متوسطه دوم آموزش و پرورش منطقه ارژن می باشند که طبق جدول مورگان تعداد ۱۲۷ نفرانتخاب گردید. جهت جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامهی ویژگیهای شخصیت نئو (مک کری و کوستا۱۹۸۵)و سلامت روان عمومی( گلدبرگ و هیلر۱۹۷۹)و جهت بررسی پیشرفت تحصیلی از معدل نیمسال اول سال تحصیلی ۹۴-۹۳ دانش آموزان استفاده گردید .برای تعیین اعتبار و پایایی گویه های پرسشنامه ها نیز از روش آلفای کرون باخ استفاده شده است .در سطح آمار توصیفی از آماره هایی نظیر فراوانی،درصد،میانگین و انحراف معیار استفاده شده است.در سطح آمار استنباطی از  آزمون همبستگی پیر سون و رگرسیون استفاده شده است .نتایج پژوهش نشان داد که بین ویژگیهای شخصیتی ( برون گرایی ، توافق پذیری ، وظیفه شناسی) افراد با سلامت روان رابطه مستقیم و معنا دار و بین ویژگی روان نژندی با سلامت روان رابطه معکوس و معنا داری وجود دارد و همچنین بین ویژگیهای برون گرایی و وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی رابطه ی مستقیم ومعناداری وجود دارد.                                                                                                             

واژه های کلیدی:ویژگیهای شخصیتی، سلامت روان ، پیشرفت تحصیلی ، آموزش و پرورش منطقه ی ارژن

مقدمه:

شخصیت از بنیادی ترین مفاهیم روان شناسی است. روان شناسی شخصیت حوزه ای است که به بررسی ویژگی های فردی اعم از هیجانی و رفتاری می پردازد که معمولاً ثابت و قابل پیش بینی اند و در زندگی روزمره قابل پیگیری هستند.                                                                                         

یکی از واقعیت های مهم جهان هستی وجود تنوع در میان پدیده های عالم است.نه تنها گونه های مختلف جانداران و گیاهان با هم فرق دارند،بلکه اعضای هر گونه نیز با یکدیگر متفاوتند .انسانها نیز مشمول همین قاعده اند.دانش آموزان از لحاظ توانایی های ذهنی ،روش های آموختن ،سبک و سرعت یادگیری ،آمادگی ،هوش و استعداد ،شخصیت ،علاقه و انگیزش نسبت به کسب دانش و انجام فعالیت های تحصیلی با هم تفاوت دارند.بنابراین ،در نظر گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان در آموزش و برخورد متناسب با ویژگی های خاص آنها از وظایف مهم معلم است.نتایج پژوهش های انجام شده بر این حقبقت تاکید کرده اند که توجه به تفاوت های فردی یادگیرندگان از سود معلمان در بهبود کیفیت یادگیری و افزایش سطح پیشرفت تحصیلی آنان بسیار تاثیر گذار است (سیف ،۱۳۸۸).                                                   

سلامت روان از ملاک های تعیین کننده سلامت عمومی تلقی شده وبه مفهوم احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود ،اتکا به خود ،ظرفیت رقابت ،تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی های بالقوه فکری ،هیجانی و غیره است .                                                                                               

سلامت روانی به چهار جنبه انطباق عینی فرد با محیط،انطباق ذهنی فرد با محیط ، انطباق واقعی و قابلیت شناخت و دسترسی به خود اشاره می کند . عدم موفقیت تحصیلی نیز زمینه ساز مشکلات فردی واجتماعی زیاد و انحراف از دستیابی به اهداف سیستم آموزشی است .                                                     

از آنجا که پیشرفت تحصیلی از مهمترین دستاوردهای سیستم آموزشی به شمار می رود و با توجه به اهمیت حیاتی شناسایی شرایط لازم برای تربیت افراد شایسته  به خصوص در آموزش وپرورش ، که باصرف هزینه های بسیار باید کار آزموده و با کیفیت مطلوب، عهده دار ارائه مراقبتهای بهداشتی – درمانی شوند ، لذا سوال اساسی تحقیق آن است که آیابین متغیرهای سن، جنس ، مدرسه ، متوسط درآمد خانوادگی و معدل به عنوان شاخص عینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با سلامت روانی آنان رابطه معنا داری وجود دارد یا خیر .

ویژگی های شخصیتی از جمله روان آزرده گرایی،برون گرایی ،انعطاف پذیری ،دلپذیر بودن و با وجدان بودن، خود نقش بسزایی را در سلامت روانی دانش آموزان و به دنبال آن سلامت جامعه ایفا می کند . پژوهشها نشان داده است دانش آموزانی که از ویژگیهای شخصیتی بیرونی بر خوردار هستند به مراتب رابطه بهتری با سایر دانش آموزان دارد و در نتیجه عملکرد مدرسه بهبود می یابد و سیستم نیز از سلامت بهتری برخوردار است( صابر گرگانی ،  1377).     

ترقی و پویایی و اعتلای هر جامعه جز در داشتن عناصر و اعضای سالم و کار آمد در آن اجتماع نیست افرادی که علاوه بر وضعیت جسمانی مناسب از لحاظ روانی نیز در حد تعادل و مطلوبی باشند ، بدون تردید تقارن سلامت جسمانی و روانی ، اصلیترین نتیجه داشتن جامعه ای شکوفا و با آینده است. سلامت روانی مقوله ای بسیار حائز اهمیت است ، چرا که تاثیر روانی بر عملکرد جسمانی بر هیچکس پو شیده نیست ( شعاری نژاد،۱۳۸۱).                         

و اما از ضرورت این مباحث همین بس که ویژگیهای شخصیتی در سلامت روان تاثیر دارد و سلامت روان می تواند در امر پیشرفت تحصیلی و ارتقای دانش آموزان تاثیر گذار باشد و از این طریق جلو دوباره کاریهای آموزش و پرورش و هدر روی بودجه و نیروی انسانی جلوگیری شود و هچنین خانواده ها نیز از هزینه های اضافی برای تکرار پایه معاف خواهند شد و از همه مهمتر دانش آموزان که با شناخت ویژگی های شخصیتی خود و بالا بردن سلامت روانی می توانند موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم کنند .        

بیان مسئله

از آنجا که در هر نظام آموزشی ، پیشرفت تحصیلی یکی از مهمترین شاخص توفیق فعالیتهای علمی آموزشی محسوب می شود ، بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از اهمیت خاصی نزد پژوهشگران علوم تربیتی و روانشناسی برخوردار است پژوهشهایی که در اوایل در مورد پیشرفت تحصیلی انجام می شد عمدتا بر روی نقش هوش متمرکز بود ، اما محققان اخیر مدعی شده اند که توصل به هوش عمومی به تنهایی برای تبیین موفقیت افراد کافی نیست ( چو ۲۰۱۰ ) و در بهترین شرایط ، هوش بهر فقط  می تواند تا بیست درصد از موفقیت افراد را پیش بینی کند ( گلمن ، ترجمه پارسا، ۱۳۸۲ ) به همین دلیل ، امروزه بیشتر به تحقیقاتی پرداخته می شود که بجای بررسی نقش تنها یک متغییر به بررسی تاثیر همزمان چندین متغییر بر پیشرفت تحصیلی بپردازند . پیشرفت تحصیلی دانش آموزان یکی از شاخص های مهم در  ارزشیابی  آموزشی  است و بیانگر میزان دستیابی به استانداردها و اهداف آموزشی است (ربر۱۹۸۵  ولادین ۱۹۶۷). 

واژه پیشرفت تحصیلی به جلوه ای از جایگاه تحصیلی دانش آموز اشاره دارد و بیانگر نمره ای برای یک دوره با میانگین نمرات در دوره ی  مربوط با   یک   موضوع   مشخص یا میانگین نمرات دوره های مختلف  می باشد(به نقل از رییس سعدی ،۱۳۸۶) .                                                                        

سلامت روان ازملاک های تعیین کننده سلامت عمومی تلقی شده و به مفهوم احساس خوب داشتن و اطمینان از کارامدی خود ، ظرفیت رقابت ،تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی های  بالقوه فکری ،هیجانی و غیره است .سلامت روان در تعریف سازمان جهانی بهداشت  بعنوان یکی از معیارهای لازم برای سلامت عمومی در نظر گفته شده است .از دیدگاه این سازمان   “سلامتی “عبارتست از حالت رفاه کامل جسمی ،روانی واجتماعی و نه تنها نبود بیماری (کاپلان و  سادوک،۱۳۸۲).                                    

شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست زیرا محور اساسی بحث در زمینه ها یی مانند یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است. به عبارتی، موارد فوق الذکر اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند (کریمی ،۱۳۸۹).                         

برای پیشرفت تحصیلی ملاکهای گوناگونی را میتوان در نظر گرفت که مشهورترین آن میانگین نمرات کلاسی می باشد.(رادینگ ۲۰۰۱ ،به نقل از رئیس سعدی ،۱۳۸۶ )معتقد است پیشرفت تحصیلی عبارتست از یادگیری که معمولا در آزمونها و امتحانات و همچنین در بحثهای کلاسی و کارگروهی آشکار میشوند. همه این موارد اشاره به افرادی دارند که برای دستیابی به موفقیت انگیزه دارند، تکالیفی که انتخاب می کنند دارای سطح دشواری متوسط است ،دارای اعتماد به نفس هستند ،با پشتکار و پی گیرند ،شکست را نتیجه فقدان تلاش تلقی می کنند ،اهداف طولانی مدت دارند ،با اشتیاق و بلند پروازند و از آنچه که انجام می دهند احساس غرور می کنند. هرچند که یکی از مهمترین پیش بینی کننده های موفقیت دانش آموزان در مدرسه سطح توانایی آنها می باشد ولی با این وجود ، توانایی نمی تواند عملکرد تحصیلی را به طور کامل پیش بینی کند . به عبارت دیگر ،بر مبنای تفاوت در توانایی دانش آموزان نمیتوان به این سوال پاسخ داد که چرا بعضی از دانش آموزان در مدرسه نمره ی الف می گیرند در حالی که دانش آموزان دیگر با همان توانایی در امتحانات رد می شوند ؟بر این اساس ،با آگاهی از این که تفاوت در توانایی فقط می تواند بخشی از تفاوت در عملکرد تحصیلی را تببین کند ،تعداد زیادی از محققان نقش با اهمیت و پیش بینی کننده متغیرهای نا مرتبط با توانایی یا عوامل غیرتحصیلی را بر پیشرفت تحصیلی سر لوحه ی فعالیت های پژوهشی خود قرار داده اند از جمله این عوامل مرتبط با پیشرفت تحصیلی میتوان به ویژگی های شخصیتی و روشهای مطالعه اشاره کرد (استنبرگ،۱۹۹۹، به نقل از کدیور ،شکری ،فرزاد ،و سنگری ۱۳۸۵) .بنابراین مهمترین مساله این پژوهش تبیین رابطه ویژگی های شخصیتی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان      

  دختر مقطع متوسطه دوم منطقه ارژن می باشد.       

 ضرورت و اهمیت تحقیق:                                   

درراستای تاثیرعوامل دیگربرپیشرفت تحصیلی بویژه تفاوتهای فردی مانندخصوصیات شخصیتی،این امرهمواره دربین دست اندرکاران تعلیم وتربیت مطرح بوده است که آیاپی بردن به  تیپهای شخصیتی افرادوانطباق روش تدریس ویادگیری آنها،میتواندیادگیرندگان رادرزمینه تحصیلی یاری کند؟براتکو وهمکاران  بیان میکنند که ممکن است رابطه بین پنج عامل شخصیت و عملکردتحصیلی خیلی قوی نباشد،اماشخصیت در پیش بینی عملکردمدرسه به طورمستقل ازهوش،عمل میکند .                                                  

داف۱وهمکاران ،۲۰۰۴ ،معتقدندکه مدلهای پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی براهمیت متغیرهایی مانندهوش وانگیزش تمرکزکرده اندوشخصیت اغلب به عنوان یک پیش بینی کننده درکناراین متغیرهابررسی می شود( محسن کشاورز و همکاران ،۱۳۹۲ ).ولی امروزه همانگونه که در تحقیقات متعدد دیده می شود.                

پنج ویژگی شخصیت به طیف گسترده ای از رفتار مربوط شده اند که یکی از آنها پیشرفت تحصیلی می باشد.            

 یکی دیگرازمتغیرهای که دراین پژوهش سنجیده خواهدشد،سلامت روانی است. سلامت روانی دانش آموزان ازعوامل بسیاری ازجمله شیوه های نظارت مدیران،کیفیت زندگی،عملکردمدیران وبویژه ویژگیهای شخصیتی تأثیرمی پذیرد. ویژگیهای شخصیتی ازجمله روان آزرده گرایی،برونگرایی،انعطاف پذیری،دلپذیربودن وباوجدان بودن، خودنقش بسزایی رادرسلامت روانی دانش آموزان وبه دنبا ل آن سلامت جامعه ایفامی کند.پژوهشها نشان داده است دانش آموزانی که ازویژگیهای شخصیتی بیرونی برخوردارهستند بمراتب رابطه بهتری با سایردانش آموزان دارندودرنتیجه عملکردمدرسه بهبودمی یابدوسیستم نیزازسلامت بهتری برخورداراست. (صابرگرگانی، ۱۳۷۷ ). ترقی وپویایی واعتلای هرجامعه جزدرداشتن عناصرواعضای سالم وکارآمددرآن اجتماع نیست افرادی که علاوه بروضعیت جسمانی مناسب ازلحاظ وضعیت روانی نیزدرحدتعادل ومطلوبی باشند،بدون تردیدتقارن سلامت جسمانی وروانی،اصلیترین نتیجه د اشتن جامعه ای شکوفاوباآینده است. سلامت روانی مقوله ای بسیارحائزاهمیت است؛چراکه تأثیرروانی برعملکردجسمانی برهیچکس پوشیده نیست (شعاری نژاد، ۱۳۸۱).همچنین باید خاطر نشان کرد که هدف اصلی سلامت روانی کمک به همه ی افراد در رسیدن به زندگی کامل تر ،شادتر،هماهنگ تر ،شناخت وسیع و پیشگیری از بروز اختلالات خلقی ،عاطفی و رفتاری است مقابله با بیماری های روانی برای ایجاد جامعه سالم از وظایف اصلی دولتها و افراد جامعه است و هر اجتماعی که خواستار بهزیستی و شادکامی افراد خود می باشد ،باید مردم سازگار و هماهنگ پرورش دهد(میلانی فر ،۱۳۷۸).                                                              

و اما از ضرورت این مباحث همین بس  که ویژگی های شخصیتی در سلامت روان تاثیر دارد و سلامت روان   می تواند در امر پیشرفت تحصیلی و ارتقا دانش آموزان تاثیر گذار باشد و از این طریق جلو دوباره کاریهای آموزش و پرورش و هدر روی بودجه و نیروی انسانی جلوگیری شود و هچنین خانواده ها نیز از هزینه های اضافی برای تکرار پایه معاف خواهند شد و از همه مهمتر دانش آموزان که با شناخت ویژگی های شخصیتی خود و بالا بردن بهزیستی روانی می توانند موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم کنند .      

در یک جامعه وقتی پیشرفت مفهوم واقعی خود را پیدا می کند که تمام اجزا جامعه با یکدیگر رشدی یکپارچه داشته باشند.در این راستا تحقیق یا پژوهش می تواند معیار نسبتا” مطمئنی جهت پیشرفت جامعه مورد نظر باشد.اهمییت این تحقیق به نوبه خود می تواند مسئولان و دست اندرکاران امر نظیر مشاوران ،مسئولین آموزش و پرورش و…را بر آن دارد که برای سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان چاره جویی کنند و آنان را نسبت به این مسئله که بهبود ویژگی های شخصیت و غنی کردن آن در میان قشر دانش آموز می تواند تبعات بسیار شفاف در بالندگی کشور در تمامی عرصه ها داشته باشد.                          

لذا با توجه به اهمیت پیشرفت تحصیلی و سلامت روان و تاثیر ویژگی های شخصیتی بر این دو بعد و نیز خلاء انجام چنین تحقیقاتی بخصوص در این منطقه آموزش و پرورش ،این پژوهش می تواند از اهمیت خاص و ویژه ای برخوردار باشد.

تعداد صفحه :۱۰۴

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه نقش واسطه­ای باورهای انگیزشی در رابطه­ ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان

دانشگاه بیرجند

دانشکده علوم­تربیتی و روانشناسی

گروه روان­شناسی

پایان­نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی با گرایش تربیتی

عنوان

نقش واسطه­ای باورهای انگیزشی در رابطه­ ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان

پاییز۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول: طرح پژوهش

عناوین                    صفحه

مقدمه. ۱۱

۱-۱ بیان مسئله. ۱۱

۲-۱ گزاره­های پژوهش…. ۱۷

    1-2-1 هدف پژوهش…. ۱۷

    2-2-1 فرضیه­های پژوهش…. ۱۷

    3-2-1 متغیرهای پژوهش…. ۱۷

۳-۱ تعریف نظری و عملیاتی متغیرها ۱۷

    1-3-1 تعلل­ورزی تحصیلی.. ۱۷

    2-3-1 جوّ کلاس…. ۱۸

    3-3-1 باورهای انگیزشی.. ۱۸

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

مقدمه. ۲۰

۱-۲ تعلل­ورزی… ۲۰

    1-1-2 تعریف تعلل­ورزی… ۲۰

    2-1-2 شیوع تعلل­ورزی… ۲۲

    3-1-2 دیدگاه­های مربوط به تعلل­ورزی… ۲۳

        1-3-1-2 دیدگاه رفتارگرایی.. ۲۳

        2-3-1-2 دیدگاه شناختی.. ۲۳

        3-3-1-2 دیدگاه روان­تحلیل­گری… ۲۳

    4-1-2 تعلل­ورزی منفعل و فعال.. ۲۴

    5-1-2 انواع تعلل­ورزی… ۲۴

        1-5-1-2 تعلل­ورزی در تصمیم­گیری… ۲۴

        2-5-1-2 تعلل­ورزی وسواس­گونه. ۲۵

        3-5-1-2 تعلل­ورزی عمومی یا روزمره. ۲۵

        4-5-1-2 تعلل­ورزی روان­رنجور (نوروتیک) ۲۵

        5-5-1-2 تعلل­ورزی تحصیلی.. ۲۵

    6-1-2 علل گرایش به تعلل­ورزی… ۲۶

        1-6-1-2 علل فردی گرایش به تعلل­ورزی… ۲۶

        2-6-1-2 علل محیطی گرایش به تعلل­ورزی… ۲۸

    7-1-2 پیامدهای تعلل­ورزی… ۲۹

    8-1-2 لزوم غلبه بر تعلل و درمان تعلل­ورزی… ۲۹

    9-1-2 پژوهش­های انجام شده در رابطه با تعلل­ورزی… ۳۱

        1-9-1-2 عوامل فردی مرتبط با تعلل­ورزی… ۳۱

        2-9-1-2 عوامل محیطی مرتبط با تعلل­ورزی… ۳۳

        3-9-1-2 پژوهش­های انجام شده در رابطه با پیامدهای تعلل­ورزی… ۳۳

۲-۲ جوّ کلاس…. ۳۴

    1-2-2 تعریف جوّ کلاس…. ۳۵

    2-2-2 اهمیت جوّ کلاس…. ۳۵

    3-2-2 دیدگاه­های مربوط به جوّ کلاس…. ۳۶

    4-2-2 پژوهش­های انجام شده در رابطه با جوّ کلاس…. ۳۷

۳-۲ باورهای انگیزشی.. ۳۸

    1-3-2 پژوهش­های انجام شده در رابطه با باورهای انگیزشی.. ۴۰

۴-۲ جمع­بندی… ۴۲

فصل سوم: روش­شناسی پژوهش

مقدمه. ۴۵

۱-۳ روش پژوهش…. ۴۵

۲-۳ جامعه­ی پژوهش…. ۴۵

۳-۳ نمونه و شیوه­ی نمونه­گیری پژوهش…. ۴۵

۴-۳ ابزارهای پژوهش…. ۴۵

    1-4-3 مقیاس ارزیابی تعلل­ورزی _ نسخه­ی دانشجو (PASS) 46

    2-4-3 پرسشنامه­ی محیط یادگیری کلاس  (CLE) 46

        1-2-4-3 ترجمه و اعتباریابی پرسشنامه­ی محیط یادگیری کلاس (CLE) 46

        2-2-4-3 تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه­ی محیط یادگیری کلاس (CLE) 47

    3-4-3 پرسشنامه­ی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) 50

۵-۳ شیوه­ی اجرای پرسشنامه­ها و جمع­آوری داده­ها ۵۰

۶-۳ شیوه­ی تجزیه و تحلیل داده­ها ۵۰

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

مقدمه. ۵۳

۱-۴ اطلاعات جمعیت­شناختی.. ۵۳

۲-۴ شاخص­های توصیفی.. ۵۶

    1-2-4 توصیف آماری تعلل­ورزی دانشجویان دانشگاه بیرجند در کل نمونه. ۵۶

    2-2-4 توصیف آماری جوّ کلاس دانشجویان دانشگاه بیرجند در کل نمونه. ۵۶

    3-2-4 توصیف آماری باورهای انگیزشی.. ۵۷

۳-۴ تحلیل­های آمار استنباطی.. ۵۷

۴-۴ بررسی مفروضات مدل رگرسیونی.. ۵۸

    1-4-4 آزمون دوربین – واتسون.. ۵۸

    2-4-4 آزمون هم­خطی.. ۵۸

    3-4-4 آزمون بررسی نرمال بودن خطاها ۵۹

فرضیه ۱: ادراک از جوّ کلاس با تعلل­ورزی رابطه­ی مستقیم دارد. ۶۰

فرضیه ۲: ادراک از جوّ کلاس، به واسطه­ی باورهای انگیزشی، با تعلل­ورزی رابطه­ی غیرمستقیم دارد. ۶۰

فرضیه ۳: ادراک از جوّ کلاس و باورهای انگیزشی، پیش­بینی­کننده­ی تعلل­ورزی هستند. ۶۱

فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری

مقدمه. ۶۴

۱-۵ نتایج آزمون فرضیه­های پژوهش به همراه بحث و نتیجه­گیری… ۶۴

    1-1-5 فرضیه ۱: ۶۴

    2-1-5 فرضیه ۲: ۶۴

    3-1-5 فرضیه ۳: ۶۵

۲-۵ پیشنهادات… ۶۶

    1-2-5 پیشنهادات پژوهشی.. ۶۶

    2-2-5 پیشنهادات کاربردی… ۶۶

۳-۵ محدودیت­ها ۶۷

منابع فارسی: ۶۹

منابع انگلیسی: ۷۳

پیوست شماره ۱: مقیاس ارزیابی تعلل­ورزی _ نسخه­ی دانشجو (PASS) 76

پیوست شماره ۲: پرسشنامه­ی محیط یادگیری کلاس (CLE) 78

پیوست شماره ۳: پرسشنامه­ی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) 79

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه­ای باروهای انگیزشی در رابطه­ی ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان انجام شد. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آماری تحلیل مسیر استفاده شد. جامعه­ی آماری این پژوهش کلیه­ی دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه بیرجند بودند که در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. از این جامعه ۱۹۶ دانشجو به روش نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب و به پرسشنامه­های مقیاس ارزیابی تعلل­ورزی-نسخه­ی دانشجو (PASS) سولومون و راثبلوم (۱۹۸۴)، مقیاس محیط یادگیری کلاس (CLE) دبی مک­گی (۲۰۰۷) و پرسشنامه­ی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریچ و دی­گروت (۱۹۹۰) پاسخ دادند. یافته­های این پژوهش نشان داد جوّ کلاس به طور غیرمستقیم از طریق باورهای انگیزشی بر تعلل­ورزی تأثیر دارد، همچنین نتایج نشان داد جوّ کلاس و باورهای انگیزشی پیش­بینی­کننده­ی تعلل­ورزی هستند. به طور کلی می­توان نتیجه گرفت باورهای انگیزشی به عنوان واسطه­ی ارتباط بین جوّ کلاس و تعلل­ورزی نقش ایفا می­کند.

واژگان کلیدی: باورهای انگیزشی، جوّ کلاس، تعلل­ورزی

مقدمه

دانشگاه­ها و نهادهای آموزش عالی همواره در پی یافتن بهترین روش­های آموزشی هستند تا به کمک آن دانشجویانی را تربیت کنند که در امور تحصیلی خودانگیخته، فعال، علاقمند و موفق بوده و از پیشرفت تحصیلی مطلوبی برخوردار باشند. پیشرفت تحصیلی برای دانشجویان نیز به عنوان یک شاخص مهم از توانایی­های علمی برای ورود به دنیای کار و اشتغال و مقاطع تحصیلی بالاتر، حائز اهمیت است. از طرفی نظریه­پردازان و محققان تربیتی برای ارائه­ی نظریات خود پیرامون پیشرفت تحصیلی خواهان شواهد تحقیقی و تجربی در مورد عوامل تأثیرگذار بر عملکرد تحصیلی در فرهنگ­ها و نظام­های آموزشی گوناگون هستند (رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، ۱۳۹۲). یکی از عوامل تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان و دانشجویان که می­تواند شرایط استرس­زایی را به وجود آورده و باعث مشکلات جدی در عرصه­ی آموزشی شود، تعلل­ورزی است.

تصور فردی که تعلل­ورزی نداشته باشد بسیار مشکل است. این مشکل رفتاری چنان شایع است که اگر فردی به این گویه که «من هرگز در کارها تعلل ندارم» پاسخ صحیح را ارائه نماید، می­توان چنین پنداشت که یا او دروغ می­گوید و یا می­خواهد مورد پذیرش بیشتر جامعه قرار گیرد (سنکال، کوسنر و والراند[۱]، ۱۹۹۵؛ نقل در بدر­ی­گرگری و حسینی اصل، ۱۳۸۹). بررسی تاریخچه­ی تعلل­ورزی نشان می­دهد که این مشکل رفتاری پدیده­ی جدیدی نبوده بلکه ریشه­ی تاریخی آن به ۸۰۰ سال قبل از میلاد مربوط می­شود. ویلیام جیمز وجود مسئله­ی روانشناختی تعلل­ورزی را ۱۲۰ سال قبل به رسمیت شناخته است. اگرچه تعلل­ورزی همیشه مسئله­ساز نیست، اما در اغلب موارد می­تواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای نامطلوب و جبران­ناپذیری به همراه داشته باشد (جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶). روانشناسان معاصر به طور روزافزون به انجام تحقیقاتی که ابعاد تعلل­ورزی را روشن می­کنند علاقمندند. متأسفانه با وجود افزایش قابل توجه تحقیقات انجام شده در این زمینه، هنوز این سازه­ی روانشناختی نسبتاً ناشناخته مانده و نیازمند این است که تحقیقات و پژوهش­های بیشتری در این زمینه انجام شود.

۱-۱ بیان مسئله

تعلل­ورزی تحصیلی یکی از بحث­های مهمی است که در سال­های اخیر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته و از آن به عنوان یک عادت بد (چیس[۲]، ۲۰۰۳؛ نقل در سواری، ۱۳۹۱) و یک مشکل رفتاری یاد شده است که بسیاری از بزرگسالان در کارهای منظم روزانه تجربه می­کنند (جانسون و کارتون[۳]، ۱۹۹۹؛ نقل در سورای، ۱۳۹۱). البته تعلل­ورزی همیشه مسئله­ساز نیست و گاهی باعث بهتر ارائه دادن کار مورد نظر می­شود، اما در اغلب موارد می­تواند از طریق جلوگیری از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای ذهنی ناراحت­کننده و جبران­ناپذیری به همراه داشته باشد و هرگز نمی­توان از تأخیر در انجام کارها، به تصور بهتر ارائه کردن آن دفاع کرد (الیس و جیمزنال[۴]، بی­تا: ترجمه­­ی فرجاد، ۱۳۹۱). تعلل­ورزی برای توصیف اقدام به انجام عملی که به صورت غیرضروری به تأخیر افتاده است به کار می­رود و در نهایت، زمانی تمایل به تکمیل آن در فرد به وجود می­آید که از نظر هیجانی احساس ناراحتی کند (سولومون و راثبلوم[۵]، ۱۹۸۴).

تعلل­ورزی با تأخیر در انجام دادن تکالیف و مسؤلیت­ها توأم است و در نتیجه می­تواند پیامدهای ناخوشایندی به همراه داشته باشد. این عادت می­تواند دو نوع پیامد درونی و بیرونی داشته باشد. پیامد درونی دامنه­ای از آزردگی و ندامت تا خودسرزنشی و ناامیدی شدید (شکفته، ۱۳۹۳) و همچنین اضطراب اجتماعی و اضطراب امتحان بیشتر و ابتلا به افسردگی و بیماری را شامل می­شود (رجب­پور، فرمانی و امانی، ۱۳۹۱). تعلل­ورزی ممکن است فقط به پیامدهای درونی منجر نشود بلکه می­تواند پیامدهای بیرونی را هم به دنبال داشته باشد، برخی از این پیامدها خفیف هستند مثل جریمه­های کم برای تأخیر در تکالیف، اما برخی افراد تعلل­ورز شکست­های بزرگی را در کار، دانشگاه، خانه یا در روابط اجتماعی تجربه می­کنند (شکفته، ۱۳۹۳).

اهمیت پرداختن به موضوع تعلل­ورزی تحصیلی وقتی بیشتر خواهد شد که بدانیم در تمام پژوهش­های صورت گرفته در زمینه­ میزان شیوع آن در جامعه­ی دانشجویی، میزان بالای شیوع این رفتار گزارش شده است (انووگ بوزی[۶]، ۲۰۰۰؛ بالکیس و دورو و دورو، ۲۰۰۹؛ اسکونبرگ، لی، پیکل و فراری، ۲۰۰۴؛ نقل در اساسی، فتح­آبادی و حیدری، ۱۳۹۰). شکفته (۱۳۹۳) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که در کل، پسران نسبت به دختران تعلل­ورزی بیشتری دارند، همچنین نتایج مقایسه­ی تعلل­ورزی دانشجویان دختر و پسر در حوزه­های زندگی نیز نشان داد که دانشجویان دختر و پسر از نظر تعلل­ورزی در حوزه­های تحصیلی، سلامت و خانواده با هم تفاوت ندارند. در حوزه­­ی اوقات فراغت دختران و در حوزه­ی کارهای ضروری روزمره و ارتباطات اجتماعی پسران تعلل­ورزترند. بطور کلی این رفتار در بین دانش­آموزانی که از دبیرستان فارغ­التحصیل شده و وارد دانشگاه شده­اند، رایج­تر است (کاچگال[۷]، هانسن و نوتر، ۲۰۰۱؛ لی، کلی[۸] و ادوارد، ۲۰۰۶؛ نقل در محمدی قلعه­تکی، قمرانی و برمک، ۱۳۹۳).

تعلل­ورزی یک روش رفتاری است که فرد آن را در پیش می­گیرد تا خودش را از تجربه کردن حالت­های هیجانی ناخوشایند، مثل ناراحتی­های شدید در امان بدارد (فیاضی و کاوه، ۱۳۸۸) و دارای علائم و نشانه­هایی است از جمله: ناتوانی در رسیدن به اهداف مهم زندگی، انجام کارها با سرعت زیاد در آخرین لحظات، احساس غرق شدن در مسؤلیت­ها، وقت­کشی و هدر دادن وقت، خیالبافی و آرزو به جای انجام دادن کارها و عدم برنامه­ریزی مداوم برای زندگی (آتش­پور و امیری، ۱۳۷۸؛ نقل در فیاضی و کاوه، ۱۳۸۸).

عوامل متعددی دانش­آموزان را به تعلل­ورزی سوق می­دهد از جمله: فقدان تعهد، فقدان راهنما، فقدان حمایت از سوی دیگران، مهارت­های نامناسب مدیریت زمان، مشکلات اجتماعی و استرس (حسین و سلطان، ۱۳۸۹؛ نقل در صبحی قراملکی، حاجلو و بابایی، ۱۳۹۳)، فقدان انگیزه، وحشت از شکست، مشکل در شروع کار و وظایف خارج از توان (هیلر، رابینسون و شروود، بی­تا: ترجمه­ی اشرف­العقلایی، ۱۳۸۷؛ نقل در شیرزادی، ۱۳۸۹). استرس زمان و فقدان برنامه­ریزی در زندگی دانش­آموزان و دانشجویان در راه رسیدن به موفقیت، از موانعی است که اغلب منابع به آن اشاره دارند (صبحی قراملکی، حاجلو و بابایی، ۱۳۹۳). همچنین مواردی مثل کمال­گرایی، پایین بودن سطح تحمل و عدم توانایی در برابر مشکلات و احساس خودکم­بینی را نیز جزء ریشه­های تعلل­ورزی می­دانند (الیس و جیمزنال، بی­تا: ترجمه­ی فرجاد، ۱۳۹۱). علاوه بر این بسیاری از تعلل­ورزی­ها نتیجه­ی لذت­جویی آنی، کم­طاقتی و ترجیح دادن تقویت­کننده­های کوتاه­مدت به بلندمدت است (فیاضی و کاوه، ۱۳۸۸).

بحث در مورد انواع تعلل­ورزی موضوع نسبتاً پیچیده­ای است. میلگرام (۱۹۸۷؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، ۱۳۹۱) معتقد است که جدا کردن و تقسیم­ انواع تعلل­ورزی، امری ذهنی است و در عمل این موارد با همدیگر همپوشی زیادی دارند؛ به نظر او تقسیم­بندی انواع تعلل­ورزی، به خاطر راحتی در درک آن است و فقط امری ذهنی است و امکان وجود همه­ی آنچه که ما انواع تعلل­ورزی می­نامیم، در افراد وجود دارد. آنچه سبب ایجاد مفهومی به عنوان انواع تعلل­ورزی شده است، تفاوت در مؤلفه­های شناختی، عاطفی و رفتاری است که افراد تعلل­ورز با هم دارند (رجب­پور، فرمانی و امانی، ۱۳۹۱). محققان با توجه به پیچیدگی و مؤلفه­های شناختی، عاطفی و رفتاری تعلل­ورزی به انواع گوناگونی از تعلل­ورزی اشاره کرده­اند از جمله: تعلل­ورزی عمومی (بالکیس و دیوریو، ۲۰۰۹؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، ۱۳۹۱)، تعلل­ورزی تحصیلی (هیل، هیل، چابوت و بارال، ۱۹۷۸؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶)، تعلل­ورزی در تصمیم­گیری (ایفرت و فراری، ۱۹۸۹)، تعلل­ورزی روان­رنجورانه (الیس و ناوس، ۱۹۷۹؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶)، و تعلل­ورزی وسواس­گونه (فراری، ۱۹۹۱؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶). اما، متداول­ترین شکل آن، تعلل­ورزی تحصیلی است (بروتن و وام­بچ، ۲۰۰۱؛ مون و ایلینگ­ورث، ۲۰۰۵؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶). راثبلوم، سولومون و موراکامی (۱۹۸۶؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶) این نوع از تعلل­ورزی را تمایل غالب و همیشگی فراگیران برای به تعویق انداختن فعالیت­های تحصیلی تعریف نموده­اند که تقریباً همیشه با اضطراب توأم است. ولترز (۲۰۰۳) نیز تعلل­ورزی تحصیلی را شکست در انجام فعالیتی در چارچوب زمان خواسته شده یا به عقب انداختن فعالیت تا آخرین دقایق که فرد گرایش به کامل کردن آن پیدا می­کند، تعریف کرده است.

پژوهش­های مرتبط با تعلل­ورزی را می­توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: پژوهش­هایی که تعلل­ورزی را یک عامل شخصیتی یا صفتی می­دانند و پژوهش­هایی که تعلل­ورزی را نتیجه­ی عوامل موقعیتی، محیطی یا حالتی در نظر می­گیرند. در ادامه به برخی از این پژوهش­ها اشاره می­شود.

برخی دیدگاه­ها تعلل­ورزی را یک یا چند ویژگی شخصیتی یا صفتی نسبتاً ثابت می­دانند که موجب تعلل­ورزی فرد در بسیاری از موقعیت­ها و زمینه­ها می­شود. در این زمینه محققان برای نشان دادن رابطه­ی بین گرایش فرد به تعلل­ورزی و ویژگی­های اساسی مثل کمال­گرایی، خودکارآمدی و خودتنظیمی و سبک­های هویت (جانسون و سلانی، ۱۹۹۶؛ نقل در خرمایی، عباسی و رحیمی، ۱۳۹۰؛ گوروئی، خیر و هاشمی، ۱۳۹۰؛ شیخی، فتح آبادی و حیدری، ۱۳۹۲؛ میرزایی، غرایی و بیرشک، ۱۳۹۲؛ غلامعلی لواسانی، آذرنییاد، مهمانپذیر و رضاییان، ۱۳۹۲)، عوامل بالینی مثل افسردگی، اضطراب و اختلالات شخصیت (فراری، ۱۹۹۲؛ نقل در شکفته، ۱۳۹۳؛ کرمی، ۱۳۸۸؛ سپهریان، ۱۳۹۰؛ شیخی، فتح آبادی و حیدری، ۱۳۹۲؛ کیامرثی، آریا­پوران و ابوالقاسمی، ۱۳۹۲)، اضطراب امتحان (میلگرام، دنگور و راویو، ۲۰۰۱؛ نقل در شیرزادی، ۱۳۸۹) و جهت­گیری هدف (ولترز، ۲۰۰۳) پژوهش­هایی انجام داده­اند. سولومون و راثبلوم (۱۹۸۶؛ نقل در شیرزادی، ۱۳۸۹) در پژوهشی دریافتند که بین تعلل­ورزی با عوامل بالینی مثل افسردگی، باورهای غیرمنطقی و اضطراب صفتی رابطه­ی مثبت و بین تعلل­ورزی و خودکارآمدی و عزت نفس رابطه­ی منفی وجود دارد. پژوهش میلگرام، دنگور و راویو (۲۰۰۱؛ نقل در شیرزادی، ۱۳۸۹) نیز نشان داده است که افرادی که اضطراب امتحان بالایی دارند، تعلل­ورزی بیشتری دارند و از محرک­های ایجادکننده­ی این اضطراب اجتناب می­کنند.

خودتنظیمی و خودکارآمدی از جمله دیگر متغیرهای مرتبط با تعلل­ورزی هستند. در این زمینه میلگرام، سروف و روزن­بام[۹]، (۲۰۰۳؛ نقل در مطیعی، حیدری و صادقی، ۱۳۹۱) در پژوهشی نشان دادند که آن دسته از فراگیرانی که از راهبردهای خودتنظیمی استفاده می­کنند، کمتر مرتکب تعلل­ورزی می­شوند. حسینچاری و دهقانی (۱۳۸۷) نیز در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی، اضطراب امتحان و راهبردهای شناختی، پیش­بینی­کننده­ی منفی تعلل­ورزی تحصیلی هستند. کلاسن، راجانی و کراچانک (۲۰۰۸) در زمینه­ تعلل­ورزی تحصیلی دانشجویان و رابطه­ی آن با خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و خودکارآمدی برای خودتنظیمی دریافتند که همه­ی این عوامل با تعلل­ورزی رابطه­ی منفی دارند و از بین آنها خودکارآمدی برای خودتنظیمی پیش­بینی­کننده­ی قوی­تری برای تعلل­ورزی است.

هر چند برخی پژوهش­ها به تعلل­ورزی به عنوان یک ویژگی یا گرایش شخصیتی تغییرناپذیر اشاره کرده­اند (فراری، جانسون و مک­کون[۱۰]، ۱۹۹۵؛ اسکوئنبرگ، ۱۹۹۵؛ ون­ارد[۱۱]، ۲۰۰۰؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، ۱۳۹۲)، ولی چندین مدل نظری نیز تعلل­ورزی را به عنوان یک رفتار موقعیتی در برابر یک خصیصه­ی شخصیتی مفهوم­سازی نموده­اند (هریس و ساتون، ۱۹۸۳؛ راثبلوم، ۱۹۹۰؛ ون­ارد، ۲۰۰۰؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، ۱۳۹۲؛ شکفته، ۱۳۹۳). این دیدگاه­ها تعلل­ورزی را نتیجه­ی عوامل ثابت کمتر و موقعیتی بیشتر (عوامل محیطی یا حالتی) می­دانند. این دیدگاه­ها معتقد هستند که تعلل­ورزی ممکن است با عوامل ویژه­ی بافتی (موقعیتی) که ترس از شکست، اضطراب ارزشیابی، احساس ناشایستگی و بیزاری از تکلیف را بالا می­برد ارتباط داشته باشد. برخی از این عوامل ویژگی­های تکلیف (پادن و استل[۱۲]، ۱۹۹۷) و چگونگی برگزاری امتحانات (ریچارد، ۱۹۸۶؛ نقل در شیرزادی، ۱۳۸۹) هستند. در زمینه­ رابطه­ی بین تعلل­ورزی با ویژگی­های تکلیف، پادن و استل (۱۹۹۷)، در پژوهشی دریافتند که ویژگی­های تکلیف شامل اهمیت، جاذبه و سطح دشواری آن با احتمال بروز تعلل­ورزی مرتبط است. در رابطه با نحوه­ی برگزاری امتحانات نیز پژوهشی توسط ریچارد (۱۹۸۶؛ نقل در شیرزادی، ۱۳۸۹) انجام شد که نشان داد دانش­آموزان مدارسی که امتحانات روزانه برگزار می­کنند، تعلل­ورزی تحصیلی کمتری دارند.

در زمینه­ تعلل­ورزی در حوزه­های مختلف زندگی نیز شکفته (۱۳۹۳) در پژوهشی دریافت که تعلل­ورزی یک سازه­ی موقعیتی یا حالتی است، نتایج این پژوهش نشان داد پسران در کل از دختران تعلل­ورزترند، در حوزه­های تحصیلی، سلامت و خانواده با یکدیگر تفاوت ندارند، در حوزه­­ی روال یا کارهای ضروری روزمره و ارتباطات اجتماعی پسران و در حوزه­ی اوقات فراغت، دختران تعلل­ورزی بیشتری دارند، نتایج این پژوهش مبنی بر موقعیتی بودن سازه­ی تعلل­ورزی با پژوهش کلانگ­سیک (۲۰۱۳) همسو بود. برخی پژوهش­ها نیز تغییرپذیری زمانی و موقعیتی در تعلل­ورزی را نشان داده­اند (بلونت و پیچی[۱۳]، ۲۰۰۰؛ لونرگان و ماهر، ۲۰۰۰؛ مون و الینگوورث[۱۴]، ۲۰۰۵؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، ۱۳۹۲).

جهت­گیری پژوهشی دیگر در زمینه­ تعلل­ورزی به پیشایندها و پیامدهای آن تأکید می­کند، در خصوص پیشایندهای تعلل­ورزی، محققان و نظریه­پردازان به عوامل مختلفی اشاره نموده­اند از جمله: اضطراب و وابستگی، ترس از ارزیابی منفی، عزت­نفس پایین (فراری، ۱۹۹۲؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶)، ترس از شکست، تنفر از کار، فقدان انرژی (سولومون و راثبلوم، ۱۹۸۴)، کمال­گرایی (جانسون و سلانی، ۱۹۹۶؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶)، درماندگی آموخته شده (مک­کین، ۱۹۹۴؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶)، خودکم­بینی، پایین بودن سطح تحمل و عصبانیت (الیس و جیمز نال، ۱۳۸۲؛ نقل در جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶) و در مورد پیامدهای تعلل­ورزی نیز می­توان به پیامدهای عینی مانند از دست دادن ضرب الاجل­ها، فرصت­ها، درآمد و زمان و پیامدهای عاطفی از جمله تضعیف روحیه، افزایش استرس و اضطراب، ترس و عصبانیت و انگیزه­ی پایین (ون­ویک، ۲۰۰۴؛ نقل در سپهریان، ۱۳۹۰) اشاره کرد.

از جمله عوامل بسیار مهمی که بر انگیزش و عملکرد اثر می­گذارد و در پژوهش­ها ارتباط آن با تعلل­ورزی مورد بررسی قرار گرفته است، جوّ کلاس[۱۵] می­باشد. کلاس به مثابه­ی یک گروه اجتماعی، از افراد مختلفی تشکیل شده است که از نظر تجارب، فرهنگ خاص (خرده فرهنگ)، شخصیت و ابعاد گوناگون دیگری با هم متفاوت هستند. تعامل اعضای کلاس با یکدیگر تا حد زیادی متأثر از جوّی است که بر کلاس حاکم است. اگر چه هر کدام از افرادی که در مدرسه مسؤلیتی بر عهده دارند و از همه مهمتر معلم بر جوّ کلاس تأثیر می­گذارند؛ اما بیشترین سهم و نقش در این میان متعلق به خود دانش­آموزان است (حسینچاری و خیر، ۱۳۸۲). مطالعه­ی ادراک از جوّ کلاس بر این فرض استوار است که ادراک فراگیر از محیط کلاس با ویژگی­های بافتی و شخصی او پیوند دارد و بر نگرش وی نسبت به محیط اطراف و مشارکت در فعالیت­های کلاس تأثیر می­گذارد (پاتریک، ریان و کاپلان[۱۶]، ۲۰۰۷؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، ۱۳۹۲).

کنث و توبین[۱۷] (۲۰۰۲؛ نقل در روحانی و ماهر، ۱۳۸۶) اظهار داشتند که جوّ کلاس، محیط و موقعیتی است که توسط مدرسه، معلمان، همکلاسی­ها و سایر عوامل مدرسه خلق می­شود. آنان عقیده دارند کلاسی که از لحاظ فیزیکی، عاطفی، هیجانی، احساسی و تحصیلی به هر دلیل نامطبوع و نامساعد باشد، دارای جوّی منفی است و این شرایط بر رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی دانش­آموزان آثار زیان­باری می­گذارد. ماچرا[۱۸] (۲۰۰۸؛ نقل در دهقانی­زاده، حسینچاری، مرادی و سلیمانی خشاب، ۱۳۹۳) اظهار می­کند دانش­آموزان اغلب ساعات حضور در مدرسه را در کلاس می­گذرانند، کیفیت و چگونگی گذراندن حضور در کلاس­ها یک نقش مهم و تعیین­کننده در یادگیری دانش­آموزان دارد و عکس­العمل­ها و ادراک دانش­آموزان را نسبت به تجربیات مدرسه تحت تأثیر قرار می­دهند.

جنبه­های متفاوت جوّ کلاس، نظیر تعامل بین دانش­آموزان و معلم، تعامل بین دانش­آموزان و رقابت میان آنها از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اهداف پیشرفتی که دانش­آموزان دنبال می­کنند، محسوب می­شوند (چرچ، الیوت و گیبل، ۲۰۰۱؛ دویک و بمپچات، ۱۹۸۳؛ الیوت و هارکیویچ، ۱۹۹۶؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، ۱۳۹۰). جوّ کلاس را تا حدود زیادی تعامل بین معلم و دانش­آموزان تعیین می­کند (پینتریچ و شانک، ۱۹۹۶؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، ۱۳۹۰). معلم و دانش­آموزان به­طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می­گذارند. معلم از طریق برنامه­ریزی و نحوه­ی تدریس، نظارت بر عملکرد و پسخوراند دادن، باورها، انتظارات، خودکارآمدی، الگودهی، روش­های مدیریت کلاس، ایجاد محیطی تک­بعدی و یا چند بعدی و نیز انتخاب اصول ساختاری بر انگیزش، خودکارآمدی، یادگیری و پیشرفت دانش­آموزان اثر می­گذارد و در مقابل واکنش دانش­آموزان در جریان تدریس موجب می­شود که معلم اوضاع را بسنجد و راهبردهایی را به­کار گیرد که بر انگیزش و یادگیری دانش­آموزان تأثیر بهتری می­گذارند (پینتریچ و شانک، ۱۹۹۶؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، ۱۳۹۰).

نتایج پژوهش­های انجام شده در مورد جوّ کلاس نشان می­دهند که این مؤلفه با پیامدهای تحصیلی مرتبط است، از جمله وانگ و هارتل (۱۹۹۴؛ نقل در ذبیحی، نیوشا و منصوری، ۱۳۹۱) در پژوهشی نشان دادند که جوّ کلاس به ابعاد اجتماعی روانشناختی بستگی دارد و مدیریت کلاس اگر خوب باشد باعث افزایش مشارکت دانش­آموزان، کاهش رفتارهای مخرب و استفاده مناسب از زمان آموزشی می­شود. پژوهش کورکین، یو، ولترز و وینسر[۱۹] (۲۰۱۴) نیز از جمله پژوهش­های دیگری است که اثرات مشترک جنبه­های متعدد جوّ کلاس درس روی تعلل­ورزی را بطور مستقیم و غیرمستقیم از طریق باورهای انگیزشی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان داد که ابعاد مختلف جوّ کلاسی از جمله حمایت معلم، سازمان معلم، فشار تحصیلی و علاقه به دوره همگی بطور منفی و معنادار با تعلل­ورزی مرتبط بودند و رابطه­ی معکوس با تعلل­ورزی داشتند.

از جمله عوامل دیگری که مرتبط با عملکرد تحصیلی فراگیران است باورهای انگیزشی آنان می­باشد. انگیزش به عنوان یک وسیله برای آمادگی ذهنی یا رفتار ورودی پیش­نیاز یادگیری به حساب می­آید و یادگیری نیز خود می­تواند علتی بر پیدایش یا افت آن شود. یادگیری­های عمیق و موفق باعث ایجاد انگیزه­ی بیشتر در دانش­آموز برای مطالعه و پژوهش می­شود و عملکرد تحصیلی بالایی را در پی خواهد داشت (پیری و قبادی، ۱۳۹۲). مطابق با تعریف پینتریچ و دیگروت (۱۹۹۰؛ نقل در برومند و شیخی فینی، ۱۳۹۰)، باورهای انگیزشی به باورهای فردی اشاره دارد که هدایت­کننده و جهت­دهنده­ی فعالیت­های تحصیلی دانش­آموزان می­­باشند. به عبارت بهتر، می­توان گفت که باورهای انگیزشی دلایل شخصی و فردی دانش­آموزان برای انجام یا اجتناب از یک تکلیف و یا فعالیت تحصیلی می­باشند.

به اعتقاد بروس و همکاران (۲۰۰۷؛ نقل در پیری و قبادی، ۱۳۹۲) راهبردهای انگیزشی برای یادگیری یکی از اصلی­ترین مؤلفه­های اثرگذار بر یادگیری بوده و در صورت توجه آموزش­دهندگان به این مؤلفه، محیط­های یادگیری برای یادگیرندگان جذاب­تر و بانشاط­تر خواهد بود. نوع باورهای انگیزشی دانش­آموزان بر میزان یادگیری و استفاده از راهبردهای شناختی آنان تأثیر عمده­ای دارد و از جمله عوامل تعیین­کننده در موفقیت تحصیلی محسوب می­شود (هونگ و همکاران، ۲۰۰۹؛ نقل در پیری و قبادی، ۱۳۹۲).

نظریه­ی یادگیری خودتنظیمی را پینتریچ و دیگروت (۱۹۹۰؛ نقل در کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی، ۱۳۸۲) مطرح کردند. آنها خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی و اضطراب امتحان را به عنوان مؤلفه­های باورهای انگیزشی در نظر گرفتند و راهبردهای شناختی، فراشناختی و تلاش و تدبیر دانش­آموزان را تحت عنوان یادگیری خودتنظیمی معرفی کردند. در این نظریه، خودکارآمدی به مجموعه باورهای دانش­آموزان در مورد توانایی­هایشان در انجام تکلیف اشاره دارد (شانک، ۱۹۹۸؛ نقل در کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی، ۱۳۸۲). ارزش­گذاری درونی تکلیف به میزان اهمیتی اشاره دارد که دانش­آموز نسبت به انجام یک تکلیف یا یادگیری درس و یا موضوع خاصی قائل است. به عبارتی دیگر ارزش­گذاری درونی میزان مهم و جالب بودن یک موضوع درسی برای یک دانش­آموز است (ایوز و آرچر، ۱۹۹۸؛ نقل در برومند و شیخی فینی، ۱۳۹۰). اضطراب امتحان نیز احساس یا حالت هیجانی ناخوشایندی است که پیامدهای رفتاری و روانشناختی خاصی دارد و در امتحانات رسمی و یا دیگر موقعیت­های ارزشیابی تجربه می­شود (کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی، ۱۳۸۲).

نتایج پژوهش­های انجام شده در خصوص باورهای انگیزشی نشان می­دهند که این مؤلفه با عملکرد تحصیلی رابطه دارد. اغلب این تحقیقات رابطه­ی بین باورهای انگیزشی و مؤلفه­های مرتبط با آن (خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی و اضطراب امتحان) را با عملکرد تحصیلی به صورت کلی (بدون تفکیک دروس مختلف) مورد بررسی قرار داده­اند. از جمله­ی این پژوهش­ها می­توان به پژوهش­های پینتریچ و دیگروت (۱۹۹۰؛ نقل در برومند و شیخی فینی، ۱۳۹۰)، گلدوست و معینی کیا (۱۳۸۸؛ نقل در پیری و قبادی، ۱۳۹۲)، کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی (۱۳۸۲)، قدم­پور و سرمد (۱۳۸۲)، لیونگ و من[۲۰] (۲۰۰۲؛ نقل در عابدینی، باقریان و کدخدایی، ۱۳۸۹) و پولسون و جنتری[۲۱] (۱۹۹۵؛ نقل در عابدینی، باقریان و کدخدایی، ۱۳۸۹) اشاره کرد.

با توجه به آنچه بیان شد می­توان گفت از جمله عوامل موقعیتی که بر عملکرد تحصیلی دانش­آموزان و دانشجویان اثر مهمی دارد جوّ کلاس می­باشد، دانش­آموزان و دانشجویانی که ادراک آنها از جوّ کلاس مثبت است، تکلیف کلاسی را برای آینده­ی خود سودمند تلقی می­کنند و این امر می­تواند در کاهش میزان تعلل­ورزی مفید باشد؛ و از سوی دیگر مؤلفه­های باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی و اضطراب امتحان) نیز می­توانند در رابطه­ی بین ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی یک نقش واسطه­ای را ایفا کنند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه­ای باورهای انگیزشی در رابطه­ی ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان در قالب یک مدل است.

تعداد صفحه :۸۲

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه بررسی نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی 

عنوان:

 بررسی نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                              صفحه 

 فصل اول(مقدمه)…………. ۱۲ -۶

۱-۱ بیان مسئله………….. ۹-۶

۱-۲ اهمیت و ضرورت پژوهش…. ۱۰

۱-۳- اهداف پژوهش…. ۱۱

۱-۴- فرضیات پژوهش…. ۱۱

۱-۵-  متغیرهای پژوهش، تعریف علمی و عملیاتی آن. ۱۲-۱۱

 فصل دوم (پیشینه پژوهش)…………….. ۳۳-                                                                                                                                     

۲-۱- بیماری سرطان و واکنش های روانشناختی ۱۳-۱۲

۲-۲- نظریه دلبستگی.. ۱۴-۱۳

۲-۳- دلبستگی یا وابستگی.. ۱۵

۲-۴- نظریه های دلبستگی.. ۲۰- ۱۵

۲-۴-۱- دلبستگی کودکی.. ۱۷- ۱۵ 

۲-۴-۲- دلبستگی بزرگسالی.. ۱۸- ۱۷

۲-۴-۳- دلبستگی به خدا ۲۰- ۱۸

۲-۵- مدل های دلبستگی به خدا ۲۲-۲۰

۲-۶- دلبستگی به خدا در اسلام و مسیحیت۲۴-۲۲

۲-۷- سنجش و اندازه گیری دلبستگی به خدا ۲۵-۲۴

۲-۸- تاب آوری… ۲۸- ۲۵ 

۲-۹- دیدگاه های تاب آوری.. ۳۰- ۲۸

۲-۱۰- تاب آوری و دلبستگی.. ۳۰

۲-۱۱- کنترل عواطف… ۳۱- ۳۰ 

۲-۱۲- دلبستگی به خدا،تاب آوری، کنترل عواطف و تحقیقات مرتبط.. ۳۳- ۳۱

 فصل سوم (روش پژوهش)…………… ۳۶-۳۴     

           3-1- روش مطالعه. ۳۴

۳-۲- جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری.. ۳۴

۳-۳- ابزار گردآوری داده ها ۳۵- ۳۴

۳-۴- روش اجرای پژوهش…. ۳۶

۳-۵- ملاحظات اخلاقی.. ۳۶

۳-۶- روش های تجزیه و تحلیل داده ها… ۳۶ 

فصل چهارم (یافته های پژوهش)………. ۶۱-۳۷             

      4-1-  یافته های توصیفی… ۳۷

۴-۲-یافته های استنباطی…. ۶۲- ۴۰

فصل پنجم( بحث و نتیجه گیری) ۶۷- ۶۲

۵-۱- بحث نتایج پژوهش…. ۶۶- ۶۲

۵-۲- نتیجه گیری پژوهش…. ۶۶

۵-۳- محدودیت های پژوهشی.. ۶۷

۴-۵- پیشنهادات پژوهشی.. ۶۷

چکیده:

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی بود.  

روش:بدین منظور تعداد ۲۲۰ نفر از بیماران سرطانی  مراجعه کننده به بیمارستان، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس،  دفترچه سوالات پژوهش شامل پرسشنامه ؛ دلبستگی به خدا(غباری و حدادی کوهسار،۱۳۹۰)،  تاب آوری(کانور و داویدسون،۲۰۰۳) وکنترل عواطف ویلیامز را تکمیل نمودند.  

نتایج:نتایج پژوهش، حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام  که در آن مولفه های دلبستگی به خدا به عنوان متغیر مستقل و کنترل عواطف به عنوان متغیر وابسته وارد معادله شدند، نشان داد، دلبستگی ایمن و اجتنابی به خدا ۷۸ درصد از واریانس کنترل عواطف را تبیین نمودند.  همچنین نتایج ضرایب رگرسیون نشان داد بین دلبستگی ایمن به خدا و کنترل عواطف (۰۰۱/۰>p، ۶۱/۰-r = )  رابطه منفی و معنی دار و بین دلبستگی دوسوگرا (۰۵/۰>p، ۱۶/۰r = )  و اجتنابی(۰۰۱/۰>p، ۳۴/۰r = )   به خدا و کنترل عواطف رابطه مثبتت و معنی داری وجود دارد. همچنین  نتیجه تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام  که در آن مولفه های دلبستگی به خدا به عنوان متغیر مستقل و تاب آوری به عنوان متغیر وابسته وارد معادله شدند، نشان داد دلبستگی ایمن و اجتنابی  به خدا با هم  حدود۷۷% متغیر تاب‌آوری را تبیین نمودند و مولفه دلبستگی اضطرابی  به خدا از معادله حذف شد.  نتایج ضرایب رگرسیون  نیز نشان داد؛ بین دلبستگی ایمن به خدا با تاب‌آوری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد(۰۰۱/۰>p)

نتیجه گیری:به نظر می رسد دل سپردن به پایگاه و پناهگاه امن خداوندی در قالب دلبستگی ایمن به خدا نقش موثری در شکل گیری تاب آوری و کنترل عواطف بیماران سرطانی دارد.

کلید واژگان: دلبستگی به خدا، تاب آوری، کنترل عواطف، سرطان

بیان مسئله

یکی از بیماری های مزمن سرطان است.  درحال حاضر سرطان با اختصاص ۲۱ درصد مرگ و میرها به خود،  دومین علت مرگ و میر در کشورهای صنعتی محسوب می شود.  در کشورهای در حال توسعه نیز سرطان سرطان چهارمین علت مرگ و میر است.  در ایران بنابر آمار وزارت بهداشت، سرطان پس از بیماریهای قلبی و عروقی و سوانح، سومین علت مرگ و میر می باشد(گویا و موسوی، ۱۳۸۷)

امروزه، علیرغم پیشرفت های پزشکی، توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد نجات یافتگان از سرطان،این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی که در فرد ایجاد می کند،  به همتاست.  با پیشرفت در روشهای درمان طبی، میزان بقاء افراد مبتلا به سرطان افزایش یافته است،اما مشکلات سازگاری با این بیماری مزمن در بسیاری ازافراد مبتلا، اختلالات روانی همچون؛ اضطراب،  افسردگی وخشم را به دنبال دارد (لی[۱] و همکاران، ۲۰۱۲).  این روند باعث می شود بیماران سرطانی با مشکلات عدیده ای در زمینه کنترل عواطف خود مواجه شوند.   منظور از کنترل عواطف این است که فرد عواطف خود را در موقعیت های گوناگون تشخیص دهد و آن را ابراز و کنترل نماید(گروس[۲]، ۱۹۹۸) و به جای آنکه از بروز هیجان ها جلوگیری کند،  آثار واکنشی آنها را کاهش داده تا فرصت کافی برای تصمیم های بهتر داشته باشد( شریفی و آقایار، ۱۳۸۶).  

فرد درکنترل وتنظیم عواطف،  با به دست آوردن توانایی بازنگری و بازسازی شدت وجهت یک عاطفه در خود و دیگران به تعدیل و مهار عواطف ( خشم،  افسردگی، اضطراب و عواطف مثبت)، به صورت درونی و تغییر جهت آنها به سمت سازش یافتگی می پردازد (پلیتری[۳]، ۲۰۰۲). کنترل عواطف بر جنبه های مختلف زندگی فرد، تعاملات بین فردی، بهداشت روانی و سلامت فیزیکی و جسمی تاثیر دارد (دونهام[۴]، ۲۰۰۸).

پژوهشها در زمینه عوارض روانشناختی سرطان همچون بسیاری از جنبه های دیگر روانشناسی بر آسیب شناسی روانی بیماریها متمرکز بوده اند(یعنی چرا افراد دچار مشکلات روانشناختی می شوند).  اما نگاه متفاوت و مثبت نگر به روانشناسی توجهش را معطوف به ویژگیهایی از افراد نموده است که باعث می شوند هنگام قرار گرفتن فرد در معرض استرس و شرایط ناگوار همچون سرطان نه تنها بهبود می یابند بلکه در مواردی به لحاظ روانشناختی ارتقا می یابند(شارما[۵] و همکاران، ۲۰۱۲؛گیلسپی[۶]، ۲۰۰۷).  یکی از این ویژگی ها وفرایند های پویای انسانی تحت عنوان تاب آوری مطرح شده است.

تاب آوری به مفهوم انعطاف پذیری،  بهبود و بازگشت به حالت اولیه پس از رویارویی با شرایط ناگوار است.  مقاومت موفقیت آمیز افراد تاب آور در برابر موقعیت های چالش برانگیز،  باعث می شود افراد علیرغم مواجهه با استرس های مزمن و تنیدگی ها از آثار نامطلوب آن کاسته و سلامت روانی خود را حفظ  کنند (ویلسون[۷] و دودک[۸]،  2004).  یکیازعوامل موثر بر سلامتروان وکنترل عواطف همچون اضطراب، افسردگی وخشم درافراد، تابآوری[۹]است( شیخ و همکاران، ۲۰۱۳؛احمدیو همکاران، ۲۰۱۴؛احمدی، شیخ، سرابندی، ۱۳۹۰)

مفهوم تاب آوری بر اساس اصول اولیه نظریه دلبستگی قرار دارد و برخی از محققان و صاحب نظران بر این باورند که تاب آوری ریشه در نظریه دلبستگی دارد (کلر[۱۰]، ۲۰۰۳).

دلبستگی،  سیستم  عاطفی،  رفتاری وشناختی سازماندهی شده ای است که با انتخاب طبیعی طراحی شده است تا نزدیکی بین نوزاد ناتوان و اولین مراقبین او را حفظ کند(کیرک پاتریک[۱۱]، ۱۹۹۷). بر این اساس در دوران نوزادی دلبستگی عاطفی نسبت به یک یا چند نفر از مراقبین اولیه برای تامین حمایت، حفاظت و امنیت شکل می گیرد.  در شرایطی که موضوع دلبستگی(مراقب) به اندازه کافی پاسخگو و حمایت کننده باشد(دلبستگی ایمن)، آنچه نظریه دلبستگی از آن تحت عنوان مدل های درون کاری[۱۲] مثبت از خود و دیگران نام می برد در فرد شکل می گیرد و وقتی موضوع دلبستگی(مراقب) به اندازه کافی پاسخگو و حمایت کننده نباشد(دلبستگی ناایمن)،  مدل درون کاری منفی از خود و دیگران در نوزاد شکل می گیرد(هرتل و دوناهو، ۱۹۹۵).  این الگوهای فعال درونی اولیه از خود و دیگران،   بافتی را فراهم می نمایدکه این بافت به عنوان فیلتر شناختی برای تعبیر و تفسیر داده ها و درون سازی پیوند های عاطفی بعدی عمل کرده و تجربیات بین فردی را معنا می بخشد(برترتون و مانهلند، ۱۹۹۹).  بنابراین،  دلبستگی ساختار سازمان یافته ای است که مجموعه پیچیده هیجانها،  رفتارها و شناختهایی را که با تلاش کودک در دسترسی به احساس ایمنی، آرامشو کاوش در محیط شکل گرفته و در طول عمر تحول می یابد را توصیف می کند(سروف، ۱۹۹۷).

بالبی و اینثورث معتقدند،  تاب آوری نتیجه ایمن بودن دلبستگی است.  زیرا کودک با استفاده از تکیه گاه امن دلبستگی (والدین)،  به عنوان منبع آرامش،  به مقابله با سختیها و شرایط ناگوار پرداخته و به کاوش محیط می پردازد(تراویس و کومبوس- ارمه، ۲۰۰۷).  دلبستگی ایمن باعث رشد صفات روانشناختی مثبت همچون تاب آوری،  عواطف مثبت و امید در افراد می شود که این صفات نیز مهارتهای مقابله، احساس ارزش وظرفیت تحمل و سازش با تنیدگی را افزایشمی دهند(میکولنسر و شاور، ۲۰۰۷).  افرادی که پاسخ های پذیرا در زمینه نیازهای فیزیکی وعاطفی دریافت می کنند در شرایط ناگوار مقاومت و تاب آوری بیشتری دارند.  محبت و عواطف مثبت،  عنصری است که به افراد کمک می کند تا شهامت و جرات تردید ناپذیری برای مقابله با شرایط سخت کسب کنند (فانیوف، ۲۰۰۸).  بنابراین،  سبک دلبستگی را می توان به عنوان یکی از منابع تاب آوری در نظر گرفت که منعکس کننده توانایی تنظیم، تعدیل یا کاهش موثر پاسخ های هیجانی به رویداد های ناگوار مانند بیماری سرطان است(بارتلی،  هد و استنفلد، ۲۰۰۷).

امروزه با گسترش نظریه دلبستگی، علاوه بر دلبستگی به والدین در بعد معنوی نیزحضور خداوند و ارتباط افراد با خداوند نوعی دلبستگی قلمداد می شود (کرک پاتریک و شاور، ۱۹۹۲).

دلبستگی به خدا[۱۳] تحت عنوان ارتباط وگرایش عاطفی فرد به خداوند تعریف می شود.  در این تعلق خاطر،  خداوند به عنوان پایگاه امنی[۱۴] شناخته می شود که در همه شرایط می توان او را جستجو کرد( گرانکوئیست[۱۵]،  میکولنسر[۱۶] و شاور[۱۷]، ۲۰۱۰).  ارتباط با خدا به لحاظ نظری، در چارچوب نظریه دلبستگی بالبی و مبتنی بر دیدگاه دلبستگی به والدین(مراقب- کودک) می باشد(کیرک پاتریک[۱۸]، ۲۰۰۵؛ سروف[۱۹]،  فلیسون[۲۰] و فلیسون، ۲۰۰۶؛ گرانکوئیست و کیرک پاتریک، ۲۰۱۱) در همین راستا، کیرک پاتریک (۱۹۹۴)، معتقد است،  چهار ویژگی که اینثورث[۲۱] (۱۹۸۵)،  برای دلبستگی انسانی (دلبستگی مراقب- کودک) برشمرده است در ارتباط با خداوند به عنوان چهره دلبستگی  قابل ردیابی است.  بر این اساس او پنج معیار برای دلبستگی به خدا برشمرده است.

۱) جستجو و حفظ مجاورت با خداوند: در دلبستگی به خدا اگر چه فرد  نمی تواند به طور فیزیکی به خدا نزدیک شود اما بسیاری از رفتارهای مذهبی همانند نماز خواندن،   دعا کردن و زیارت اماکن متبرکه، در ادیان و مذاهب مختلف شبیه به وارسی های متناوب کودک برای اطمینان از این که چهره دلبستگی در دسترس و پاسخگو است می باشد و نوعی رفتار مجاورت جویانه با خداست.

۲) خداوند به عنوان پناهگاه امن: همانطور که کودک در شرایط استرس زا و بحرانی به سمت چهره اصلی دلبستگی(مراقب) بر می گردد،  فرد مومن نیز در شرایط استرس،  درماندگی و بحران به خداوند به عنوان پناهگاه مطمئن پناه می برد.

۳) خداوند به عنوان پایگاه ایمن: همانطور که کودک،  مادر را پایه و اساس ایمنی می داند و در محیط کاوش می کند.  فرد مومن نیز با اعتقاد به این که خدا پایه و اساس ایمنی است، احساس قدرت کرده و این امر باعث افزایش اعتماد به نفس و امنیت وی در لحظات اضطراب و ترس می شود.

۴) جدایی و فقدان: خداوند فراگیر است و همه جا حضور دارد،  بنابراین فرد نمی تواند همانطور که از یک چهره دلبستگی انسانی جدا می شود یا او را از دست می دهد از خدا نیز جدا شود.  افرادی که از آیین ها ی دینی و مذهبی دور می شوند،  نوعی اضطراب جدایی را تجربه می کنند و برای رسیدن به آرامش و احساس امنیت،  در صدد جوارجویی با خداوند بر می آیند.

 5) خداوند به عنوان قادر و دانای کل: رابطه انسان و خدا بهتر از رابطه مراقب- کودک این ویژگی را آشکار می کند و این ویژگی در ارتباط فرد با خدا نسبت به رابطه دو فرد عاشق بزرگسال نیز دائمی تر بوده و بیشتر حفظ می شود. شاید از مهمترین تفاوت های موضوع دلبستگی به والدین و دلبستگی بزرگسالی با دلبستگی به خدا همین ویژگی باشد.

شکل گیری الگوی درون کاری اولیه از خود و دیگران در دوران کودکی و در ارتباط با والدین(بالبی، ۱۹۶۹)،  بافتی را فراهم می نمایدکه این بافت به عنوان فیلتر شناختی برای تعبیر و تفسیر داده های درونی و بیرونی عمل می کند.  این الگوهای درون کاری مثبت یا منفی نسبت به خود و دیگرانعلاوه برکودکی، در دلبستگی به خدا (میکولنسر و همکاران، ۲۰۰۸)، نیز مطرح          می باشد. از ویژگیهای افراد با الگوی  دلبستگی ایمن به خدا،  داشتن الگوی درون کاری  و برون کاری مثبت از خود و دیگران(خدا) است.  آنان در سایه اعتماد و توکل به خداوند به عنوان منبع حمایتی و پایگاه امن با اعتماد به نفس بالایی با شرایط سخت مقابله می کنند.  این افراد با اعتماد به خود و خداوند،  موقعیت ها و شرایط را در کنترل خود دارند(رینر و همکاران، ۲۰۱۰؛ هال، ادوارد و هال، ۲۰۰۶)

تحقیق در زمینه دلبستگی به خدا نشان داده است، افرادی که دلبستگی ایمن به خدا دارند،  در احساس تنهایی،  افسردگی،  اضطراب،  بیماریهای جسمانی  و سایر اختلالات روانی،  در  سطح  پایین تری قرار دارند( احمدی،  شیخ،  سرابندی،۱۳۹۱؛ کیرک پاتریک، ۱۹۹۸).  روی آوردن به خدا به مثابه دلبستگی ایمن  باعث افزایش عواطف مثبت وکاهش اضطراب ، پرخاشگری و افسردگی در افراد می شود(احمدی و همکاران، ۲۰۱۴؛ گرانکویست و کیرک پاتریک، ۲۰۱۱).

بنابرآنچه گفته شد،  بیماران سرطانی به طور معمول با آگاهی از بیماری خود عواطف منفی همچون اضطراب،  افسردگی وخشم  را تجربه می کنند.  در این میان برخی از بیماران سرطانی قادرند با بیماری خود سازگار شوند و بر عواطف خود کنترل بیشتری داشته باشند.  به نظر می رسد تاب آوری مبتنی بر دلبستگی ایمن به خدا  نقش اساسی در کنترل عواطف این بیماران داشته باشد.  بر این اساس هدف از پژوهش حاضر،  شناخت نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی بود.

۱-۲- اهمیت و ضرورت تحقیق

۱- توجه علمی به توانمندیهای مثبت بیماران همچون؛ تاب آوری،   معنویت(دلبستگی به خدا) و کنترل عواطف کمتر مورد توجه قرار گرفته است و در سایه آسیب شناسی روانی کمرنگ جلوه کرده است.

۲-  امروزه توجه به معنویت، حتی به عنوان روشهای روان درمانی(مبتنی بر رویکرد دلبستگی به خدا) مورد توجه قرار گرفته است و آگاهسازی  و ایجاد تصویر مثبت نسبت به خدا به عنوان روشهای مداخله ای موثر بر سلامت روان گزارشمی شود. اما در ایران با توجه به تفاوتهای فرهنگی و اعتقادی و همچنین به دلیل فقر پیشینه نظری و تجربی لازم، امکان ورود به مداخله روانشناختی،  امری غیرعلمی و غیر منطقی به نظر می رسد.  لذا این پژوهش می تواند در تولید علم و ورود به مداخله های روانشناختی در این زمینه موثر واقع شود.

۱-۳- اهداف تحقیق

۱- شناخت نقش دلبستگی به خدا در کنترل عواطف بیماران سرطانی

۲- شناخت نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری بیماران سرطانی

۳- شناختنقش دلبستگی به خدا و تاب آوری در کنترل عواطف بیماران سرطانی

۱-۴- فرضیات تحقیق

۱- بین مولفه های دلبستگی به خدا وکنترل عواطف بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.

۲- بین مولفه های دلبستگی به خدا و تاب آوری بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.

۳- بین مولفه های دلبستگی به خدا و تاب آوری با کنترل عواطف بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.

۱-۵-تعریف متغیر های پژوهش

۱- دلبستگی به خدا

تعریف علمی: دلبستگی به خدا به صورت دلبستگی عاطفی فرد به خداوند تعریف می شود.  در این تعلق خاطر،  خدا به عنوان پایگاه امنی شناخته می شود که در زمان های پریشانی پناهگاه بشر است و با آزادی کامل می توان در زمان آسایش خاطر به دنبال او گشت(کیرک پاتریک،  2005).

تعریف عملیاتی: حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سئوالات پرسشنامه ۳۷ سئوالی دلبستگی به خدا،  غباری و حدادی کوهسار(۱۳۹۰)،  که دلبستگی به خدا را در سه بعد، ایمن، اجتنابی و اضطرابی مورد سنجش قرار می دهد.  

۲- تاب آوری

تعریف علمی: تاب آوری به مفهوم انعطاف پذیری،  بهبود و بازگشت به حالت اولیه پس از رویارویی با شرایط ناگوار است

تعریف عملیاتی:  حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سوالات مقیاس ۲۵ گزینه ای تاب آوری کانر و دیویدسون خواهد بود که در مقیاس پنج درجه ای از هرگز نمره ۱ تا همیشه گزینه۵ محاسبه و تعیین خواهد شد.

۳- کنترل عواطف

تعریف علمی: منظور از کنترل عواطف این است که فرد عواطف مثبت و منفی خود(اضطراب، خشم، افسردگی، عواطف مثبت) را در موقعیتهای گوناگون تشخیص دهد و آنها را ابراز  و کنترل نماید(گروس، ۱۹۹۸).

تعریف عملیاتی : حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سئوالات مقیاس ۴۲ سئوالی کنترل عواطف ویلیامز خواهد بود.

تعداد صفحه :۸۰

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه نقش واسطه ای نظم جویی شناختی  هیجان در رابطه با استرس و اضطراب 

نقش واسطه ای نظم جویی شناختی  هیجان در رابطه با استرس و اضطراب  با سلامت روان زنان متأهل

۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

نظم جویی شناختی هیجان عامل مهمی در سازگاری با رویدادهای تنیدگی زای زندگی محسوب می شود و استفاده از راهبردهای مختلف تنظیم هیجان، تأثیر مهمی بر نحوه خروج افراد از شرایط استرس زا دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه استرس و اضطراب با سلامت روان زنان متأهل است. بدین منظور طی یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی، ۱۵۰ نفر از زنان به شیوه تصادفی انتخاب شدند.در این پژوهش از ۳ پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (CERQ-P- short)، پرسشنامه استرس و اضطراب(DASS-21)  و پرسشنامه سلامت عمومی  GHQ-28استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هردو متغیر استرس و نظم جویی شناختی هیجان در پیش بینی سلامت روان سهم دارند، ولی استرس سهم بسیار بیشتری در پیش بینی سلامت روان دارد (۰۵/۰p<،۶۸/۰ =b ) . به عبارتی نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد. همچنین متغیر اضطراب در پیش بینی سلامت روان سهم دارد (۰۵/۰p<،۶۶/۰ =b )، ولی نظم جویی شناختی هیجان سهمی در پیش بینی سلامت روان ندارد (۰۵/۰p>،۰۶/۰- =b ) . به عبارتی نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای ندارد. بنابراین یافته های این پژوهش حاکی از نقش مهم و سازنده نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با استرس و سلامت روان زنان متأهل می باشد.

واژگاان کلیدی: نظم جویی شناختی هیجان، استرس، اضطراب، سلامت روان، زنان متأهل                                                          

فهرست مطالب

فصل اول کلیات پژوهش

۱-۱مقدمه. ۲

۲-۱ بیان مسئله. ۳

۳-۱ ضرورت و اهمیت پژوهش… ۴

۴-۱فرضیه های پژوهش… ۵

۵-۱ متغیر های پژوهش… ۵

۶-۱ هدف پژوهش… ۵

۷- ۱ سؤالات پژوهش… ۶

۸-۱ تعاریف مفهومی متغیرها ۶

۹-۱ تعاریف عملیاتی متغیرها ۶

فصل دوم گستره نظری و پیشینه پژوهش

۱-۲ ادبیات پژوهش… ۸

۱-۱-۲ تعریف استرس… ۸

۲-۱-۱-۲ واکنش به فشار روانی( استرس) ۹

۱-۲-۱-۱-۲ واکنش جسمانی.. ۱۰

۲-۲-۱-۱-۲ واکنش شناختی.. ۱۰

۳-۲-۱-۱-۲ واکنش رفتاری.. ۱۱

۴-۲-۱-۱-۲ واکنش عاطفی – هیجانی.. ۱۱

۳-۱-۱-۲ نظریه های استرس و فشار روانی.. ۱۲

۱-۳-۱-۱-۲ نظریه های زیستی.. ۱۲

۲-۳-۱-۱ -۲ نظریه ضعف جسمانی.. ۱۲

۳-۳-۱-۱-۲ نظریه واکنش اختصاصی.. ۱۲

۴-۳-۱-۱ -۲ نظریه های روان کاوی.. ۱۳

۴-۱-۱-۲ اثرات جسمانی استرس… ۱۳

۵-۱-۱-۲ اثرات استرس بر کنشوری های فرد. ۱۴

۱-۲-۱-۲ تعریف اضطراب… ۱۴

۳-۲-۱-۲ انواع اضطراب از نظر ویژگی های فردی.. ۱۵

۴-۲-۱-۲ دیدگاه های نظری اضطراب… ۱۶

۱-۴-۲-۱-۲ دیدگاه فرهنگی- اجتماعی.. ۱۶

۲-۴-۲-۱ -۲ دیدگاه زیست شناختی.. ۱۶

۳-۴-۲-۱-۲ دیدگاه شناختی نگر. ۱۶

۴-۴-۲-۱-۲ دیدگاه رفتاری نگر. ۱۷

۵-۴-۲-۱ -۲ دیدگاه های انسانی نگر و هستی نگر. ۱۷

۶-۴-۲-۱-۲ دیدگاه روان پویایی.. ۱۷

۵-۲-۱ -۲ نشانه های اضطراب در سطوح مختلف… ۱۸

۲-۳-۱-۲ اهداف سلامت روان.. ۱۹

۳-۳-۱-۲ اصول سلامت روانی.. ۲۰

۴-۳-۱ -۲ مفهوم سلامت روان.. ۲۳

۵-۳-۱-۲ مفهوم سلامت روانی از دیدگاه های مختلف… ۲۴

۶-۳-۱-۲ خصوصیات افراد دارای سلامت روان.. ۲۵

۷-۳-۱ -۲ مفهوم سلامت روان در نظریات روان کاوی.. ۲۵

۱-۷-۳-۱-۲  نظریه زیگموند فروید.. ۲۵

۲-۷-۳-۱-۲ نظریه کارل یونگ… ۲۶

۸-۳-۱ -۲ مفهوم سلامت روان در نظریه های روانی- اجتماعی و زیستی – روانی.. ۲۷

۹-۳-۱-۲ مفهوم سلامت روان شناختی در نظریات گشتالتی.. ۳۰

۱-۴-۱ -۲ تنظیم شناختی هیجان.. ۳۱

۲-۴-۱-۲ تنظیم هیجان و سلامت… ۳۲

۳-۴-۱-۲ مفهوم واکنش هیجانی و تنظیم هیجانی.. ۳۳

۴-۴-۱-۲ هیجان و نظم جویی هیجان.. ۳۴

۵-۴-۱-۲ تفاوت های فردی در نظم جویی هیجان.. ۳۵

۶-۴-۱-۲ رویکردهای مداخله در مشکلات هیجانی از طریق آموزش نظم جویی هیجان   36

۷-۴-۱-۲ رابطه نظم جویی هیجان و آسیب روانی.. ۳۷

۸-۴-۱-۲ رابطه نظم جویی هیجان و استرس و اضطراب… ۳۸

۲-۲ پیشینه پژوهش… ۳۹

فصل سوم روش شناسی پژوهش

۱-۳ طرح پژوهش… ۴۴

۲-۳ جامعه نمونه و روش نمونه گیری.. ۴۴

۳-۳ شیوه اجرای پژوهش… ۴۴

۴-۳ ابزار پژوهش… ۴۴

۵-۳ روش نمره گذاری پرسشنامه سلامت عمومی.. ۴۷

۶-۳ پایایی و روایی مقیاس سلامت عمومی.. ۴۸

۷-۳ روش تجزیه و تحلیل  داده ها ۴۹

فصل چهارم یافته ها

۱-۴ مقدمه. ۵۱

۲-۴  تحلیل توصیفی داده ها ۵۱

۳-۴  تحلیل استنباطی داده ها ۵۶

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری

۱-۵ مقدمه. ۶۱

۲-۵ بحث و تبیین یافته های پژوهشی.. ۶۲

۳-۵ محدودیت ها ۶۲

۴-۵ پیشنهاد پژوهشی.. ۶۲

۵-۵ پیشنهاد کاربردی.. ۶۳

منابع فارسی.. ۶۵

منابع انگلیسی.. ۶۸

پیوست… ۷۱

چکیده انگلیسی.. ۸۱

۱مقدمه

اینگونه به نظر می رسد که تعارضها، شکستها و فقدانها، سلامت انسان را تهدید می کنند، اما انسان توانایی فوقالعاده ای برای نظم جویی این هیجانهای برانگیخته شده دارد. تلاش برای نظم جویی هیجان ها[۱] ، به طور گستردهای تعیین کننده ی اثری است که این مشکلات بر بهزیستی روانی و جسمانی ما دارند(گروس[۲]، ۱۹۹۸). الگوهای نظری نشان داده اند که نظم جویی موفق هیجانها با نتایجی همچون بهزیستی، پیشرفت در روابط، تحصیل و کار همراه هستند( جان[۳] و گروس، ۲۰۰۴). در مقابل، ناتوانی در نظم جویی هیجانها موجب اختلال هایی همچون اختلال شخصیت مرزی، اختلال افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب فراگیر و اختلال اضطراب اجتماعی می شود( آلداو، نولن و هوکسما[۴]، ۲۰۱۰).

اهمیت عملکرد انطباقی هیجان ها، موجب ظهور پژوهش هایی با تاریخچه های طولانی در این زمینه شده است. مطالعه ی کنترل شناختی هیجان سه پیشگام عمده در متون روانشناسی دارد(اکسنر و گروس، ۲۰۰۵). اولین پیشگام، رویکرد روان تحلیل گری است که قلمرویی مهم برای مطالعه ی معاصر نظم جویی هیجان است. فروید[۵] بر دو نوع تنظیم اضطراب تاکید دارد، یکی از آنها اضطراب مبتنی بر واقعیت[۶] است و در زمانی که خواسته های موقعیتی من[۷] را در هم می شکند،افزایش می یابد. نوع دوم، اضطراب مربوط به تعارضهای میان بن[۸] و فرامن[۹] می باشد و زمانی که تکانه های قوی برای ابراز شدن فشار می آورند، افزایش می یابد. پیشگام دوم، نظریه پردازان استرس و روشهای رویاروگری[۱۰] هستند. در این پژوهش ها تمرکز بر مدیریت موقعیت هایی است که قابلیت های فرد را تحت تاثیر قرار می دهند( گروس، ۱۹۹۸). پیشگام سوم مطالعات تحولی خود نظم جویی[۱۱] است، که ریشه اش در مطالعه ی تحول اجتماعی- هیجانی است(اکسنر و گروس،۲۰۰۵).  مطالعه ای در این زمینه نشان داد که کودکان پاداش دلخواه اما همراه با تاخیر زمانی را با فکرکردن درباره ی چیزهای لذتبخش موجود با روشهای انتزاعی بدست می آورند، در نتیجه تکانه های فوری آنها برای خوردن کاهش می یابد (میشل[۱۲] و همکاران، ۱۹۸۹؛ به نقل از اوکسنر و گروس، ۲۰۰۵). پژوهشهای معاصر، زیربنایی برای روشهای رفتاری و عصب نگر ایجاد کرد و تمرکز آنها بر زمان، چگونگی و پیامدهای نظم جویی هیجان افراد است. به طور کلی به نظر می رسد که پرداختن به مبحث نظم جویی هیجان در فرایند بهداشت روانی جامعه سودمند باشد.

۲-۱ بیان مسئله

از نظر سازمان بهداشت جهانی، سلامت روانی به حالت بهزیستی کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی گفته می شود که بین این سه بعد تأثیر متقابل و پویا وجود دارد )چانگ و همکارن ۲۰۰۹). مفهوم سلامت روانی نیز از نظر WHO  چیزی فراتر از نبود اختلال های روانی و شامل  1. خوب بودن ذهنی۲. ادراک خودکارامدی، ۳. استقلال و خود مختاری، ۴. کفایت و شایستگی، ۵. وابستگی میانسالی و ۶. خودشکوفایی توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی است( سادوک[۱۳]، سادوک و رالز[۱۴]، ۲۰۰۹؛ به نقل از احمد علی نور بالا، ۱۳۹۰). 

عوامل فردی مختلفی بر میزان سلامت روان تأثیر می گذارد. متخصصان سلامت معتقدند که استرس عامل تأثیر گذار مهمی در زندگی مردم است که ارتباط نزدیکی با سلامت روان و با مشکلات جسمانی دارد. یکی از این مشکلات می تواند سردرد باشد. توام شدن سردردهای مذکور با اضطراب و استرس خود می تواند سبب تشدید سردرد شده و عدم توجه به آن اقدامات درمانی را دچار اشکال می سازد( مهدوی، ۱۳۸۸). متخصصان سلامت معتقدند که استرس عامل تأثیر گذار مهمی در زندگی مردم است که ارتباط نزدیکی با سلامت روان و با مشکلات جسمانی دارد( مهدوی، ۱۳۸۸). متخصصین سلامت روان استرس را به عنوان واکنش کلی فرد به تقاضاها و فشارهای محیطی می بینند که با محدودیت منابع هیجانی افراد برای مقابله مؤثر با این تقاضا ها همراه است( ورگارا[۱۵]، ۲۰۱۰). شکست در مقابله مؤثر با استرس می تواند به تغییر نامطلوبی در فرایند های رفتاری – روانی منجر شود و سلامت فرد را به خطر اندازد( بهرامی زاده، ۱۳۸۹).. تنظیم شناختی هیجان از مهم ترین متغیرهای مؤثر بر سطح سلامت روان می باشد. منظور از تنظیم شناختی هیجان نحوه ی پردازش شناختی فرد در هنگام مواجهه با وقایع ناگوار و استرسزا می باشد (گارنفسکی و کرایچ، ۲۰۰۶) به عقیده ی این محققان افراد در مواجهه با شرایط استرسزا از استراتژی های متنوعی استفاده میکنند. از جمله ی این استراتژی ها، نشخوار فکری، سرزنش خود، سرزنش دیگران، تلقی فاجعه آمیز و تمرکز مجدد مثبت، توسعه ی چشم انداز، ارزیابی مثبت، پذیرش و برنامه ریزی کردن است )گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۹). سامانی و صادقی در مطالعه ی خود این استراتژی ها را به دو دسته استراتژی مثبت( تمرکز مجدد مثبت، برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و توسعه ی دیدگاه) و استراتژی های منفی (سرزنش خود، سرزنش دیگران، نشخوار فکری، تلقی فاجعه آمیز و پذیرش) تقسیم نموده اند. این محققان در همین مطالعه نشان دادند که استراتژی های منفی دارای همبستگی مثبت معنادار با افسردگی، اضطراب و استرس و استراتژیهای مثبت دارای همبستگی منفی معنادار با این شاخص های سلامت روان می باشند(  سامانی و صادقی، ۱۳۹۰). در همین راستا( ریان و داهلن، ۲۰۰۵) و( گرانفسکی، ریف، جلیسما، تروت و کرایچ، ۲۰۰۷)نیز در مطالعات خود نشان دادند که عموم افرادی که از افسردگی رنج می برند از استراتژی های منفی تنظیم شناختی هیجان همانند نشخوار فکری و تلقی فاجعه آمیز در رویارویی با شرایط ناگوار استفاده می کنند (گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۷).  به طور خلاصه می توان چنین نتیجه گیری کرد که نوع استراتژی شناختی هیجان عامل مؤثر بر سطح سلامت روانی می باشد( گارنفسکی و گرایچ[۱۶]، ۲۰۰۷). در این زمینه معتقدند هرگونه نقص در تنظیم هیجانات می تواند فرد را در قبال مشکلات روانشناختی از جمله افسردگی و اضطراب آسیب پذیر سازد. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است( گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۹). بنابراین هدف از پژوهش حاضر این است که آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با اضطراب و استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

۳-۱ ضرورت و اهمیت پژوهش

سلامت روان در افراد جامعه از اهمیت به سزایی برخوردار است. به همین دلیل روانشناسان علاقه مند به راه حل هایی عملی در جهت مشکلات روزمره افراد می باشند تا سبب بهینه سازی روند سلامت در آنان گردد. سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در بر می گیرد. سیاست گذاری در زمینه سلامت روان ، ارزش های انسانی و اقتصادی بسیار زیادی دارد، زیرا منجر به پیشگیری از ایجاد معلولیت در افراد و صرف هزینه های گزاف در این زمینه می باشند. بررسی متون و و مطالعات روان شناختی نشان می دهد که تنطیم هیجان، عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی است )تامپسون[۱۷]، ۱۹۹۹) و نقص در آن با اختلالات درون ریز ( افسردگی، اضطراب، انزوای اجتماعی)  و اختلالات برون ریز )بزهکاری و رفتار پرخاشگرانه ( ارتباط دارد. آموزش تنظیم– هیجان ( گراتس و گاندرسون[۱۸]، ۲۰۰۶) به معنای کاهش و کنترل هیجانات منفی و نحوه استفاده مثبت از هیجانات  است. نظم جویی هیجان یکی از مهمترین قابلیت هاست که باید آموخته شود. نظم جویی هیجانی بعنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایند ها، اجتماعی روانی درواقع تنظیم هیجانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود( ویمز و پینا[۱۹]، ۲۰۱۰). تنظیم هیجان به توانایی فهم هیجانات و تعد یل تجربه و ابراز هیجانات اشاره دارد( فلدمن- بارت ، ۲۰۰۱). تنظیم هیجانی سازگارانه با سازگاری و تعاملات اجتماعی مثبت مرتبط است و افزایش در فراوانی تجربه ی هیجانی مثبت باعث مراقبه ی مؤثر با موقعیتهای استرس زا می شود( گروس، ۲۰۰۲) و حتی فعالیتهای لازم در پاسخ به موقعیتهای اجتماعی را بالا می برد )توگاد و فردریکسون[۲۰] ، ۲۰۰۲). سطوح بالای استرس در تمرکز افراد برای مقابله با این فشارهای روانی تأثیر مخرب دارد. یانگ، ۲۰۱۰ معتقد است که سلامت روان توانایی دفع وضعیت های ناخوشایند است و سازگار شدن با تغییرات محیطی و مقابله با استرس واضطراب و ناراحتی است. لذا باتوجه به چارچوب نظری مذکور،هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بااسترس واضطراب و سلامت روان زنان می باشد.

۴-۱فرضیه های پژوهش

فرضیه اول: نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد.

فرضیه دوم: نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای دارد.                                              

۵-۱ متغیر های پژوهش

۱-۵-۱ متغیر پیش بین: اضطراب و استرس

۲-۵-۱ متغیر ملاک: سلامت روان

۳-۵-۱ متغیر واسطه ای: تنظیم هیجان

۴-۵-۱ متغیر کنترل: جنسیت

۶-۱ هدف پژوهش

هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بااسترس واضطراب و سلامت روان زنان می باشد.

۷- ۱ سؤالات پژوهش

۱-۷-۱ آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

۲-۷-۱ آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

۸-۱ تعاریف مفهومی متغیرها

۱-۸-۱ الف) نظم جویی شناختی هیجان:

 نظم جویی شناختی هیجانی به عنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایند ها، اجتماعی روانی درواقع تنظیم هیجانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود( ویمز و پینا، ۲۰۱۰).

۲-۸-۱-ب) سلامت روان:

 سلامت روان توانایی دفع وضعیت های ناخوشایند است و سازگار شدن با تغییرات محیطی و مقابله با استرس واضطراب و ناراحتی است( یانگ، ۲۰۱۰).

۳-۸-۱ ج) اضطراب و استرس:

 اضطراب و استرس در پاسخ به تهدیدی است که ناشناخته ، مبهم یا متعارض است و حالتی است که پیامدهای زیادی را به همراه دارد. باعث اعوجاج دریافت های حسی بیمار می شود. همچنین با تأثیر بر شناخت، موجب تحریف های ادراکی می شود( کاپلان و سادوک، ۲۰۱۰).

۹-۱ تعاریف عملیاتی متغیرها

۱-۹-۱ الف) نظم جویی شناختی هیجان: نمره ای است که آزمودنی از آزمون نظم جویی شناختی هیجان به دست می آورد.

۲-۹-۱ ب)سلامت روان: نمره ای است که ازمودنی از آزمون سلامت عمومی  GHQ-28 به دست می آورد.  

۳-۹-۱ ج) اضطراب و استرس: نمره ای است که آزمودنی از آزمون  افسردگی، اضطراب ، استرس DASS- 21  به دست می آورد.

تعداد صفحه :۹۲

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، گروهروانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A ) در رشتهروانشناسی تربیتی

عنوان:

نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی و بخشش در دانش آموزان پایه متوسطه                                                                

بهار ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست  مطالب

عنوان                                                                                                         صفحه

فصل اول : کلیات پژوهش

چکیده: …………………………………………………………………………………………………………………………………..۱

مقدمه: …………………………………………………………………………………………………………………………………….۳

بیان مسئله :………………………………………………………………………………………………………………………………۶

اهمیت و ضرورت پژوهش: ………………………………………………………………………………………………………۹

اهداف پژوهش :……………………………………………………………………………………………………………………..۱۱

فرضیه های پژوهش :………………………………………………………………………………………………………………۱۱

تعاریف نظری متغییرها :………………………………………………………………………………………………………….۱۲

تعاریف عملیاتی متغییرها: ……………………………………………………………………………………………………….۱۲

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش

مبانی نظری بخشش: ………………………………………………………………………………………………………………۱۴

الگوها و نظریه های بخشش: …………………………………………………………………………………………………..۱۶

دیدگاه شناختی: ……………………………………………………………………………………………………………………..۱۶

دیدگاه روان تحلیلی:……………………………………………………………………………………………………………….۱۶

الگوی مبتنی بر تیپ شناسی بخشش: ………………………………………………………………………………………..۱۶

الگوی فرایندی: ……………………………………………………………………………………………………………………..۱۶

مدل های بین فردی بائومایستر:…………………………………………………………………………………………………۱۷

مدل مبتنی برمصالحه ساپولسکی و وال : …………………………………………………………………………………..۱۷

مدل دوسیستمی مک کالوگ :…………………………………………………………………………………………………..۱۷

نظریه وابستگی متقابل بخشش راسبالت:…………………………………………………………………………………….۱۷

مدل شرطی سازی کلاسیک :……………………………………………………………………………………………………۱۸

مدل مبتنی بر تصمیم گیری دی بلاسیو:……………………………………………………………………………………..۱۸

مدل شناختی گوردون و باکوم و اسنایدر :………………………………………………………………………………….۱۹

مدل فرایندی شناختی عاطفی و رفتاری انرایت :…………………………………………………………………………۱۹

مدل تغییر در گذر زمان مک کالوگ و فینچام و تسانگ: ……………………………………………………………..۱۹

مدل های هیجان مدار :……………………………………………………………………………………………………………۲۰

مدل فرضیه مجاورت هیجانی ورثینگتون و وید :…………………………………………………………………………۲۱

گام های پیشنهادی ورثینگتون برای عفو و گذشت: …………………………………………………………………….۲۱

مراحل بخشش: ……………………………………………………………………………………………………………………..۲۱

چهار مرحله بخشش از نظر انرایت: ………………………………………………………………………………………….۲۲

دیگران را ببخشیم تا سالم بمانیم: ……………………………………………………………………………………………..۲۲

بخشش و خشم: …………………………………………………………………………………………………………………….۲۳

بخشش از دیدگاه قران :…………………………………………………………………………………………………………..۲۳

اساس عصبی زیستی بخشش: ………………………………………………………………………………………………….۲۵

مبانی نظری عاطفه مثبت و منفی: ……………………………………………………………………………………………..۲۵

نظریه داروین: ……………………………………………………………………………………………………………………….۲۵

فرهنگ و عواطف: …………………………………………………………………………………………………………………۲۶

عواطف و طول عمر: ………………………………………………………………………………………………………………۲۶

قشر پیش پیشانی و عاطفه: ………………………………………………………………………………………………………۲۷

ابراز احساسات و فرهنگ:………………………………………………………………………………………………………..۲۷

خصایص حالات عاطفی کودک :………………………………………………………………………………………………۲۸

عواطف کودک زودگذرند:……………………………………………………………………………………………………….۲۸

عواطف کودکان شدیدند:…………………………………………………………………………………………………………۲۹

عواطف کودک فراوانند:…………………………………………………………………………………………………………..۲۹

پاسخهای عاطفی کودک متفاوتند:……………………………………………………………………………………………..۲۹

عواطف کودکان را می توان با علایم رفتار مشخص کرد :…………………………………………………………….۳۰

نیروی عواطف در کودکان تغییر می کند :…………………………………………………………………………………..۳۰

شیوه های تغییر و بیان عواطف تغییر می یابد :……………………………………………………………………………۳۰

عوامل موثر در عواطف :………………………………………………………………………………………………………….۳۰

الگوی ارتباطی خانواده :…………………………………………………………………………………………………………..۳۲

مفهوم خانواده: ………………………………………………………………………………………………………………………۳۲

خانواده چیست ؟: ………………………………………………………………………………………………………………….۳۳

خانواده آزادگذار:…………………………………………………………………………………………………………………….۳۳

خانواده حمایت گر :……………………………………………………………………………………………………………….۳۳

خانواده چندگرایانه :………………………………………………………………………………………………………………..۳۴

خانواده از نظر روانشناسی .:……………………………………………………………………………………………………..۳۴

خانواده از نظر علوم تربیتی: …………………………………………………………………………………………………….۳۴

الگوهای تعاملی خانواده :…………………………………………………………………………………………………………۳۵

الگوی سلطه گر :……………………………………………………………………………………………………………………۳۵

الگوی مقابله ایی:……………………………………………………………………………………………………………………۳۵

الگوی پذیرا و پویا :………………………………………………………………………………………………………………..۳۵

الگوی وابسته :……………………………………………………………………………………………………………………….۳۵

نظریه ساختاری – کنش نگر :…………………………………………………………………………………………………..۳۶

انواع الگوی ارتباطی خانواده :…………………………………………………………………………………………………..۳۶

مفهوم جهت گیری گفت و شنود : ……………………………………………………………………………………………۳۶

مفهوم جهت گیری همنوایی :……………………………………………………………………………………………………۳۶

خانواده توافق کننده :……………………………………………………………………………………………………………….۳۷

خانواده کثرت گرا :…………………………………………………………………………………………………………………۳۷

خانواده محافظت کننده :……………………………………………………………………………….۳۷

خانواده بی قید :……………………………………………………………………………………………………………………..۳۷

الگوی چفی و مک لئود :…………………………………………………………………………………………………………۳۸

نظریه نظام خانواده ( مینو چین ) : ……………………………………………………………………………………………۳۸

تحقیقات داخلی و خارجی : ……………………………………………………………………………………………………۳۸

تحقیقات انجام گرفته داخلی درباره بخشش و عاطفه: …………………………………………………………………۳۸

تحقیقات انجام گرفته خارجی درباره بخشش و عاطفه:………………………………………………………………..۴۰

الگوی ارتباطی خانواده و عاطفه مثبت و منفی :…………………………………………………………………………..۴۴

تحقیقات داخلی :……………………………………………………………………………………………………………………۴۴

تحقیقات خارجی درباره الگوهای ارتباطی خانواده و عاطفه : ………………………………………………………۴۵

عاطفه مثبت ومنفی و  سایر موضوعات:……………………………………………………………………………………..۴۶

تحقیقات داخلی درباره الگوهای ارتباطی و بخشش :…………………………………………………………………..۴۹

تحقیقات خارجی در باره الگوهای ارتباطی و بخشش :………………………………………………………………..۴۹

جمع بندی :……………………………………………………………………………………………………………………………۵۰

فصل سوم : روش اجرای تحقیق

روش تحقیق : ……………………………………………………………………………………………………………………….۵۲

جامعه آماری پژوهش : …………………………………………………………………………………………………………..۵۲

نمونه و روش نمونه گیری :……………………………………………………………………………………………………..۵۲

ابزارهای پژوهش :………………………………………………………………………………………………………………….۵۴

مقیاس بخشودگی بین فردی :…………………………………………………………………………………………………..۵۴

مقیاس عاطفه مثبت و منفی :…………………………………………………………………………………………………….۵۴

مقیاس الگوهای ارتباطی خانواده : ……………………………………………………………………………………………۵۵

روش جمع اوری دادها :………………………………………………………………………………………………………….۵۵

روش تحلیل داده ها :………………………………………………………………………………………………………………۵۶

ملا حظات اخلاقی :………………………………………………………………………………………………………………..۵۶

فصل چهارم : یافته های پژوهش

الف ) داده های توصیفی :………………………………………………………………………………………………………..۵۸

ب) یافته های استنباطی :…………………………………………………………………………………………………………۵۹

فصل پنجم :  نتیجه گیری و پیشنهادات

خلاصه فصل :………………………………………………………………………………………………………………………..۶۶

بحث و نتیجه گیری :………………………………………………………………………………………………………………۶۶

فرضیه اول : الگوهای ارتباطی خانواده نقش واسطه ایی معنا داری را بین عواطف و بخشش

 ایفا می کند :…………………………………………………………………………………………………………………………۶۶

پیشنهادات :……………………………………………………………………………………………………………………………۷۰

پیشنهادات کاربردی :……………………………………………………………………………………………………………….۷۰

پیشنهادات پژوهشی :………………………………………………………………………………………………………………۷۱

محدودیتها :……………………………………………………………………………………………………………………………۷۱

فهرست منابع :……………………………………………………………………………………………………………………….۷۲

منابع فارسی :…………………………………………………………………………………………………………………………۷۳

منابع لاتین :……………………………………………………………………………………………………………………………۷۹

پیوستها :………………………………………………………………………………………………………………………………..۸۳

مقیاس بخشودگی بین فردی :…………………………………………………………………………………………………..۸۴

مقیاس الگوهای ارتباطی خانواده :……………………………………………………………………………………………..۸۵

مقیاس عاطفه مثبت و منفی :…………………………………………………………………………………………………….۸۶

چکیده انگلیسی :……………………………………………………………………………………………………………………۸۷

چکیده

 هدف این پژوهش ، بررسی نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی و بخشش در دانش آموزان بود . در این پژوهش که توصیفی از نوع همبستگی است جامعه آماری کلیه دانش آموزآن  دختر پایه متوسطه شهر نوراباد بود که  285 نفر بر اساس نمونه گیری خوشه ایی تک مرحله ایی انتخاب شدند ومقیاس تجدید نظر شده الگوهای ارتباطی خانواده کوئرنر و فیتزپاتریک (a2002)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS) ، مقیاس بخشودگی بین فردی ( IFI -25) را تکمیل کردند . داده های پژوهش با نرم افزار SPSS و روشهای آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد . نتایج پژوهش نشان داد که الگوهای ارتباطی خانواده نقش واسطه ایی معناداری را بین عواطف منفی  و بخشش ایفا می کند . همچنین بین عاطفه منفی با بخشش ( r = -/40 ) ؛ و الگوی ارتباطی همنوایی با بخشش ( r = -/22) ؛ و الگوی ارتباطی گفت و شنود با عاطفه منفی ( r = -/32 ) همبستگی منفی و معنادار وجود دارد و بین الگوی ارتباطی گفت و شنود با بخشش و عاطفه مثبت همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد . بنابراین می توان نتیجه گرفت که عاطفه منفی و الگوهای ارتباطی قادر به پیش بینی بخشش هستند .

کلید واژه ها : بخشش ، الگوهای ارتباطی خانواده ، عاطفه مثبت و منفی

مقدمه

 خانواده یکی از مقدس ترین نهادها در دین اسلام می باشدهمچنین اولین نهادی است که انسان در آن متولد می شود و بیشترین ساعات خود را در آن می گذراند در این میان عملکرد تربیتی خانواده نقش به سزایی دارد زیرا شخصیت فرزندان تحت تاثیر آنها قرار دارد و بنابراین آنچه در آینده به عنوان خوشی یا خرسندی شاهد آن هستیم به عملکرد خانواده وابسته است . توجه به بعد گفت و شنود در محیط خانواده  می تواند تاثیر مستقیمی بر عزت نفس و به تبع آن کاهش بسیاری از مشکلات روانی و عاطفی داشته باشد   . خانواده را نهاد اجتماعی معرفی کرده اندکه ناشی از پیوند زناشویی زن و مرد است که در آن اعضا باهم در ارتباط متقابلند. از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل سالم و سازنده میان انسانها و برقرار بودن عشق به همنوع و ابراز صمیمیت و همدلی به یکدیگر است. خانواده محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی است .

روابط اعضای خانواده بخصوص روابط والدین با فرزندان مهم ترین عنصر شکل دهنده این نهاد اجتماعی است. خانواده به عنوان اولین آموزشگاه بشری بر اساس نوع روابط با فرزندان بیشترین تأثیر را برچگونگی شخصیت روانی – اجتماعی و فرهنگی اعضای خانواده دارد. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع شده و ویژگیهای سالم و ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده اند وارد اجتماع می کنند و از این لحاظ سلامت جامعه به سلامت خانواده وابسته است در نتیجه خانواده سالم در سلامت فرزندان و سپس سلامت جامعه نقش مهمی دارد. هر نوع ارتباطی چه صحیح و چه غیرصحیح کل خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد و هر یک از اعضای خانواده به نوعی به آن واکنش نشان میدهند. از نظر روانشناسی شیوه های ارتباطی بین اعضاخانواده، الگوهای رفتاری، نقش و ساختارقدرت و وظایف و عملکرد اعضا در خانواده حایزاهمیت است. والدین و دیگر اعضای خانواده باید نسبت به الگوی ارتباطی که در خانواده وجود دارد آگاه باشند، آگاهی به این الگوها به آنان کمک خواهد کرد تا نسبت به تغییر الگوهای ارتباطی نادرست خود اقدام کنند که تغییر الگوی ارتباطی نادرست در بهبود تنشها و مشکلات درون خانواده نقش مؤثری را ایفا میکند( شرفی، ۱۳۸۱) .

   آرگیل[۱] (۲۰۰۱) بر این بارو است که خانواده یکی از قوی ترین پیوندهای ارتباطات اجتماعی است و ابعاد گوناگون آن مانند تعداد اعضای خانواده از تعیین کننده های شادی هستند . عاملی که روابط آینده فرد را در خانواده مشخص می کند، الگوهای ارتباطی خانواده می باشد، الگوی ارتباط خانواده گویای نوع رابطه والدین و فرزندان هستند براساس مدل فیتزپاتریک و ریچی در مورد الگوهای ارتباطی خانواده، الگوی ارتباطی خانواده به نحوه تعاملات در درون خانواده و نحوه و شیوه ابراز افکار، عقاید و احساسات می پردازد . الگوی ارتباطی دارای دو بعد جهت گیری گفت و شنود و همنوایی می باشد.

    اهمیت توجه به الگوهای ارتباطی نه تنها از جهت اثرگذاری آن بر میزان رضایت زناشویی است بلکه  الگوهای ارتباطی مبتنی برگفت و شنود بر میزان شادی افراد نیز مؤثر است(فاتحی زاده و احمدی،۱۳۸۴). کنش های متقابل میان فرزندان و والدین، اساس تحول عاطفی تلقی می گردد و این واکنش متقابل در تمام مراحل عمر خود را نشان می دهد. در خانواده هایی که تعامل آزاد در بین اعضا وجود دارد والدین فرزندان خود را در تصمیم گیریها دخالت می دهند ، فضای عاطفی خانواده غنای بیشتری می یابد و فرزندان حمایت خانواده را بیشتر احساس می کنند که پیامد آن افزایش رضایت خاطر افراد خانواده، شادمانی و رشد اعتماد به نفس و استقلال فرزندان است (جوکار و رحیمی،۱۳۸۶).

   رشد مطلوب و سالم فرزندان در تمام ابعاد مرهون ارتباط مؤثر والدین با فرزندان می باشد که این ارتباط در ابراز احساسات و عواطف اعضا خانواده نقش مهمی دارد . حالات عاطفی ما در هر لحظه بر ادراک، تفکر، شناخت، تصمیم گیریها و قضاوتهای بین فردی مؤثراست. انبوهی از تحقیقات به طور قانع کننده ایی این مطلب را به ثبوت رساندند ، که تغییر جزئی در حالتهای عاطفی انسان می تواند تأثیر آشکار بر محتوا و نحوه تفکر فرد بگذارد .

      الگوهای ارتباطی معیوب، درک صحیح زوجین را از یکدیگر کاهش داده، باعث می شود همسران نتوانند از یکدیگر حمایت کنند، برای ارضای نیاز یک دیگر تلاش کنند و سرانجام باعث می شود مشکلات زناشویی و نارضایتی ایجاد شود، در مقابل الگوهای ارتباطی سالم و سازنده یکی از مهمترین عوامل رضایتمندی زناشویی به شمار می آید (فاتحی زاده و احمدی، ۱۳۸۴).

عواطف یکی از جنبه های رفتار انسان است که نقش مهمی در زندگی دارد. بدون عواطف زندگی بشر تقریباً خسته کننده و بی معنی می شود. انسان از طریق همین عواطف است که دنیا را پراز معنی و سرشار از احساسات در می یابد. ویژگیها و تغییرات عواطف ، چگونگی برقراری ارتباط عاطفی  نقش مهمی در رشد، و تحول اخلاقی و روابط اجتماعی دارد. عواطف به طور کلی به عواطف مثبت و منفی تقسیم می شود. رهایی از عواطف منفی می تواند برادراک ما از خطای فرد خاطی تأثیر بگذارد و احتمال بخشش را افزایش دهد. یافته های محققین نشان داده اند که بین عاطفه مثبت و بخشش رابطه مثبت و برعکس بین عاطفه منفی و بخشش رابطه منفی وجود دارد به این معنی که هر چه عاطفه مثبت مثل شادی بیشتر باشد احتمال بخشش نیز بیشتر است و برعکس ( بساک نژاد، ۱۳۹۱). بخشش قصد از تغییر قلبی است که آثار موفقیت آن، تلاش فعالی است برای جایگزینی تفکرات بد با خوب، تلخی و عصبانیت با مهربانی، بخشش چیرگی بر احساسات منفی مانند عصبانیت، تنفر، میل تلافی است و جایگزین کردن آنها با احساسات مثبت مانند دلسوزی ، خیرخواهی و حتی عشق است. تحقیقات متعددی نشان داده اند که بخشش با کاهش تعارضات زناشویی و اضطراب و افسردگی رابطه دارد( گوردون[۲] و همکاران ، ۲۰۰۹؛ افخمی و همکاران، ۱۳۸۶). بنابراین در این پژوهش به بررسی نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی و بخشش پرداخته شد.

بیان مسئله

     اخیراً موضوع عفو و بخشش به عنوان یکی از موضوعات مهم در علم روانشناسی مطرح شده و در بسیاری از متون دینی، با هدف رسیدن به زندگی سالمتر و آرام تر بر صلح و دوستی و بخشش تأکید فراوانی شده است. بخشش یک ویژگی است که در چند دهه اخیر در کشورهای غربی به صورت تجربی مورد پژوهش قرار گرفته و در ایران نیز در چند سال گذشته این ویژگی در پژوهش های روان شناختی وارد شده است.

     بخشش یکی از فرایندهای روان شناختی و ارتباطی برای افزایش سلامت روان و التیام آزردگی است که لازمه ی رشد عاطفی ، ارتباطی ، روحانی و جسمانی انسان است . یکی از معدود واقعیتهای مسلم زندگی بشری این است که نمی توان انسانی را یافت که هرگز احساس آزاردگی ، سرخوردگی ، مورد خیانت واقع شدن ، نومیدی و ظلم را از سوی انسانی دیگر تجربه نکرده باشد . در چنین مواردی احساسات منفی مانند خشم ، رنجش و یأس امری است و وجود انگیزه برای اجتناب از منبع آزار یا میل به جبران و انتقام نیز عادی است ( مک کالوگ[۳] ، ۲۰۰۱) . بنا به گفته ی مک کالوگ (۲۰۰۱) ، واکنش انسانها در برخورد با رنجش به صورت اجتناب ، انتقام و گذشت نمایان می شود . اجتناب با فاصله گرفتن از فرد خاطی است و انتقام ، یافتن فرصت برای صدمه زدن به او . انتقام قدرتمندترین واکنش های هیجانی از خشم یا اهانت و پرخاشگری را بر می انگیزد ( برادفیلد و آکینو[۴] ، ۱۹۹۹) . با توجه به اینکه انتقام محرک بسیاری از اعمال ننگ آور انسان مانند دیگر کشی ، خودکشی ، تروریسم و نسل کشی است ، نیاز به گزینه سوم یعنی بخشش به عنوان یک فرایند ارتباطی موثر و عملی انسانی در رویارویی با خطا و بی عدالتی ، آشکار می شود( زندی پور و یادگاری ،  1386) .

      بخشش  عبارت از خصوصیتی که بر اثر آن فردی که مورد آزار یا صدمه کسی قرار گرفته، از خطای فرد خاطی می گذرد همچنین بخشودن، فرصتی برای جبران و بازسازی اعتماد است (مک کالوگ و همکاران،۱۹۹۸؛ به نقل از احتشام زاده و همکاران، ۱۳۸۹) .

    هارگریو [۵](۱۹۹۴) بخشودگی را تلاشی برای حفظ عشق و اعتماد در روابط، و پایان دادن به سوگیریهای آسیب می داند. وقتی که در روابط میان افراد بویژه اعضای خانواده و زوجین، عدالت و انصاف نادیده گرفته شود، افراد احساس می کنند که در این رابطه متضرر شده اند در نتیجه برای گرفتن حق از شیوه های مخرب مثل رفتارهای بدبینانه، خشم، دشمنی و آسیب رساندن به سایر افراد بروز می کند ( بوزمنی، ناجی و کراسنر[۶]، ۱۹۸۶) . هارگریو(۱۹۹۴) معتقد است این روش ویرانگر برای کسب حقوق خود، موجب آسیب و ایجاد درد و رنج در خانواده می شود. برخی افرادی که قربانی آزارهای خانواده هستند همواره دوره های متناوبی از احساس شرم / خشم[۷] و َآشفتگی[۸] راتجربه می کنند.

مک کالوف و همکاران (۱۹۹۷) سه سیستم مشارکت کننده در فرآیند بخشودگی را پیشنهادکرده است. اولین سیستم، صمیمت – همدلی[۹] ( عامل مرکزی بخشودگی ) می باشد. دومین سیستم، نشخوار[۱۰] که آشفتگی بین فردی را تشدید می کند و برای پیش بینی انگیزه انتقام جویی[۱۱] مهم است. سومین سیستم،بازگشت صمییت بین فردی است که از رفتار های دوری از مقصر جلوگیری و رفتارهای آشکار کننده آشتی را تسهیل می کند(احتشام زاده و همکاران، ۱۳۸۹).

      روانشناسان بخشش را به دونوع آگاهانه و ناآگاهانه تقسیم کرده اند(پارک[۱۲]، ۲۰۰۳) . از نظر بخشش باعث افزایش و رشد سطح احترام و اعتماد به نفس افراد و کاهش فشار خون می شود همچنین کمک می کند که افراد راحتتر بخوابند و بتواند افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنند. یکی از راه های مؤثر و مطمئن برای عفو کردن و فراموش کردن رنج های گذشته این است که در مقاصد و هدفهای بی نهایت بزرگ مستغرق شویم در نتیجه مخالفتها و عداوتهایی که با آن مواجهه می شویم برای ما چندان اهمیت نخواهد داشت. زیرا همه چیزجز هدف و مقصود خود را فراموش خواهیم کرد (مشتاق، ۱۳۹۰). بخشش با عواطف مرتبط است واتسون و تلگن[۱۳] (۱۹۸۵) عواطف را به دو بعد عاطفه مثبت و منفی تقسیم می کند. استعداد عاطفی در انسان، با تضعیف خودخواهی و سوق دادن انسان به سوی دیگران سبب رشد بسیاری از فضایل در او می شود. این فضایل شامل کلیه کمالاتی است که براساس دیگرخواهی در انسان بوجود می آید از قبیل محبت و دوستی، ایثار و فداکاری، عفو و گذشت، بذل و بخشش، تعاون و همکاری، دلسوزی و غمگساری (سادات،۱۳۸۱).

   بلینگ[۱۴] و همکاران(۲۰۰۵)  توصیف می کنند وقتی افراد خطا و خطا کار را می بخشند آنها به پردازش شناختی، عاطفی و رفتاری خطا می پردازد و پاسخی مثبت در جهت بخشیدن خطا بروز می کند. وقتی فردی تصمیم می گیرد تا رفتارهای فرد خطا کار را ببخشد یک  تغییر در تجربه عاطفی خود احساس می کند. در بخشش فرد آسیب دیده از پاسخهای عاطفی و هیجانی منفی رها می شود و پاسخهای هیجانی مثبت را تقویت می کند( بساک نژاد، ۱۳۹۱) .

     وقتی افراد تحت شرایطی قرار می گیرند که به آنها امکان می دهد احساس خوب داشته باشند به احتمال بیشتری به دیگران کمک می کنند، دوستانه رفتار می کنند، علاقه بیشتری به یکدیگر نشان می دهند، در مورد خودشان و دیگران بخشنده تر می شوند. عاطفه مثبت براشتیاق ما به کمک کردن به دیگران تأثیر دارد( سید محمدی ، ۱۳۸۵).

    خانواده مرکز آموزش و تجربه و عشق و صفا و صمیمیت و ایثار و عطوفت است. الفبای حقوق خانواده در اسلام بر پایه محبت پی ریزی شده و بنیاد خانواده فطرتاً بر پایه عواطف و ارزشها از این رو در اسلام ارکان نظام خانواده بر اصول اخلاقی چون رحمت، عفو و فضل اغماض و گذشت، صلح و رعایت مصلحت خانواده، صفا و صمیمت، احترام و کرامت استوار است . خانواده از حیث کیفیت روابط درونی و میزان استحکام آنها به سه تیپ تقسیم می شوند.الف) خانواده متزلزل ب) خانواده متعادل ج) خانواده متکامل، یکی از ویژگیهای خانواده متعادل بزرگواری و گذشت است که سنگ بنای رفیع خانواده متعادل است . یکی از راه های مؤثر در ارتباطات خانواده بخشش و گذشت و چشم پوشی از اشتباهات یکدیگر و فرصت دادن به یکدیگر برای جبران خطاهای احتمالی از رمزهای یک خانواده سالم و موفق است( میرخانی ، ۱۳۸۰) .

     چفی، مک لئود و اتکین (۱۹۷۱؛ به نقل از جوکار و رحیمی، ۱۳۸۶) در زمینه شکل گیری ارتباطهای خانوادگی به دو گونه جهت گیری گفت و شنود و همنوایی[۱۵] اشاره کرده اند. از ترکیب این دو نوع جهت گیری چهار نوع خانواده پدید می آید که عبارت اند از : الف) خانواده توافق کننده ب) خانواده کثرت گرا ج) خانواده محافظت کننده  ت) خانواده بی قید.

       خانواده ها با روشهای تربیتی خود و ارتباط قوی بین اعضای خانواده از یکدیگر تأثیر می پذیرند در نتیجه عواطف مثبت در آنها بیشتر و از عواطف  منفی کاسته می شود. با توجه به اینکه پژوهشها نشان داده که بخشش در سلامت روانی و کاهش افسردگی، اضطراب، خشم و همچنین در روابط بین فردی به افراد کمک می کند تصمیم برآن  شد که بر روی این موضوع (نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی وبخشش ) مطالعه ایی صورت گیرد بنابراین در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال هستیم: آیا الگوهای ارتباطی خانواده نقش واسطه ایی را بین عواطف مثبت ومنفی و بخشش ایفا می کند ؟

اهمیت و ضرورت پژوهش:

عفو و بخشش یعنی روح گذشت از کوتاهی دیگران و نادیده گرفتن خطاهای آنان نمونه ایی از اخلاق نیک و بزرگی روح  و نیز از آداب معاشرت است. شرط پایداری زندگی اجتماعی و خانوادگی نیز گذشت و بخشش است اگر همه مردم در گرفتن حق خویش دقیق و جدی باشند و از کوچکترین لغزش دیگران چشم نپوشند. زندگی بسیار تلخ خواهد شد و روح صفا و صمیمیت از بین خواهد رفت از این رو در قرآن کریم به ما دستور عفو و صفح داده است .

  کاهش احساسات منفی و افزایش احساسات مثبت مهم ترین جنبه های بخشش است که بیشتر در باره آن توافق شده است ( رای[۱۶] و همکاران ، ۲۰۰۱؛ نقل از خسروی ، ۱۳۹۰) . عفو و بخشش یکی از برترین ویژگیهای اخلاقی است که تأثیرات بسیار زیادی برای خود فرد عفو کننده دارد و به طور کلی در مقایسه با آنهایی که کینه به دل می گیرند و در پی قصاص هستند افرادی که می بخشند خوشحال ترند و کمتر دچار تنش می شوند. بخشش دیگران ذهن را از قید و بند ها رها می کند و باعث رهایی از خشم و کینه می شود، فشار خون و ضربان قلب را متعادل می کند، سیستم دفاعی بدن را قوی تر می کند و میزان ابتلا به سکته قلبی را کاهش می دهد، سردرد، کمردرد و گردن درد را کمتر می کند بخشش روحیه شما را تقویت می کند و باعث می شود احساس شادی کنید و بهتر تصمیم بگیرید . مهم ترین تاثیر بخشش بر سلامت روانی کمک به بهبود کیفیت ارتباطات و مناسبات بین فردی است(مشتاق،۱۳۹۰) . حضرت رسول اکرم (ص) فرموده که بخشش و گذشت کسانی که ظلم می کنند افضل اخلاق اهل دنیا و آخرت است. خجسته مهر و همکاران (۱۳۸۸) در بررسی مدل علی برای بخشش نشان داد که کیفیت مثبت زناشویی ، اسنادهای علی و همدلی با بخشش مرتبط و بخشش باعث افزایش سلامت روانی و کاهش پرخاشگری درمیان همسران می شود .

تامپسون[۱۷] و همکاران(۲۰۰۵ ؛ نقل از خسروی ، ۱۳۹۰) بخشش را نوعی رفتار انطباقی در نظر می گیرند که نبود بخشش به فشار روانی و آسیب و بخشش به سلامت مربوط می شود .  بخشش از نیکوترین صفات خداوند است که در بسیاری از آِیات به آن سفارش شده است بنابراین گذشت و خطاپوشی از ویژگیهای نیکویی است که باید مرد و زن در کانون خانواده با پایبندی به آن با یکدیگر رفتار کنند . آثار گذشت و بخشش در روابط زوجین باعث افزایش ایمان و آمرزش گناهان، صفا و صمیمیت و سرافزاری، تهذیب نفس و آرامش فرد و خانواده می شود بخشندگی می تواند باعث صلح و آشتی گردد که این صلح می تواند در انتقال عدالت نقش داشته باشد (دورن[۱۸]، ۲۰۱۱). بخشش در بهزیستی و سلامت روان تأثیر دارد و می تواند به عنوان وسیله ایی برای درمان اختلالات روانی مورد استفاده قرار  گیرد( بهارودین[۱۹]، ۲۰۱۱؛ نقل از ایمانی فر، ۱۳۹۱). بخشش به زوجها برای مقابله با مشکلات موجود و پیشگیری از بروز آسیبهای آینده کمک می کند ( ورثینگتون و دی بالسیو[۲۰] ، ۱۹۹۰) . ویژگیهای عفو و بخشش شامل پرتویی از تقوا، گذشت از خطای مردم و نیکی کردن، جوهر انفاق است. بخشش باعث سلامت روانی و جسمانی و آرامش، برکت و فزونی روزی و تبدیل کینه ها و دشمنی ها به محبت و دوستی، جذب افراد به دین و مؤثر در تربیب خانواده و کودکان می شود. نتایج بخشش در قرآن کریم شامل رفع خیانت از دیگران، رفع سختی از دیگران است ( بقره، ۱۸۷). جلوگیری از تخلف دیگران، داشتن اجر و پاداش نزد خداوند و همچنین عفو مقدمه اصلاح کردن است (شوری، ۴۰).

 ترینر[۲۱](۱۹۸۴) معتقد است که گذشت با افزایش توانمند بودن و عزت نفس رابطه دارد . تحقیق سفرزاده (۲۰۱۱) نشان داد که بین بخشش و کمال گرایی و صمیمیت و رضایت از زندگی رابطه وجود دارد. بر پایه مطالعات موردی بالینی بخشش می تواند برای افرادی که به علت برخورد غیرعادلانه درد  عاطفی عمیقی را تجربه کرده اند، مؤثر باشد( ایمانی فر، ۱۳۹۱). لارسون ، کوئینیف و ثئورثون[۲۲] ( ۲۰۰۰) معتقدند که گذشت با کاهش خشم و اضطراب و افزایش احساس توانمند بودن و عزت نفس رابطه دارد ( خجسته مهر و همکاران ، ۱۳۸۸) . بنابراین تأکید خداوند، قرآن و ائمه و همچنین روانشناسان و ادیان مختلف بربخشش و گذشت و تأثیرات آن حاکی از اهمیت وافر این موضوع است. همچنین با توجه به اسلامی بودن جامعه ما و رعایت اصول اخلاقی در روابط با  دیگران اهمیت عفو و بخشش در زندگی شخصی و اجتماعی مشخص می شود.

تحقیقات داخلی و خارجی نشان داده اند که گرایش به بخشش با همدلی، عاطفه مثبت و منفی، رضایت از زندگی، سلامت  روانی و جسمانی ، ویژگیهای شخصیتی، حمایت اجتماعی، روابط بین فردی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، شادکامی و تعلل ورزی تحصیلی رابطه دارد. هر چند متغیرهای عاطفه مثبت و منفی، الگوهای ارتباطی خانواده و بخشش با متغیرهای دیگر به طور جداگاه مورد بررسی قرار گرفته اند اما تاکنون این سه متغیر در کنار هم مورد مطالعه قرار نگرفته اند و خلا پژوهشی در این زمینه احساس می شود، از این نظر و با توجه به پیامدهای مثبت بخشش ضرورت دارد که در این زمینه تحقیقات بیشتری صورت گیرد.

اهداف پژوهش   

– تبیین نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی و بخشش.

تعداد صفحه :۱۰۸

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در رفتارهای پر خطر

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی

شهریور ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف این پژوهش بررسی نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان بود. روش پژوهش انتخاب شده در این تحقیق همبستگی می‌باشد. روش تحقیق جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تهران می باشد که در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ در دانشگاههای تهران مشغول به تحصیل می باشند. نمونه این پژوهش شامل ۳۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران می باشند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه تاب آوری، پرسشنامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و مقیاس رفتارهای پر خطر استفاده شد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به شیوه ورود و گام به گام استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تاب‌آوری و رفتارهای پر خطر دانشجویان و همچنین بین راهبردهای نظم جویی شناختی- هیجانی با رفتارهای پر خطر رابطه معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که تاب‌آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی قادر به پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان هستند. نتایج رگرسیون چند متغیری نشان داد که تاب آوری با ضریب رگرسیون ۵۷۴/۰ وارد معادله رگرسیون شد و به تنهایی ۳۲ درصد از رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی می کند. در مرحله بعد تک تک مولفه های تنظیم شناختی– هیجانی وارد معادله رگرسیونی شدند و در مجموع ۶۳/۰ درصد از رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی می کنند. به طور کلی با نگاهی به یافته‌های تحقیق حاضر می‌توان گفت با توجه به اینکه بین تاب‌آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی با رفتارهای پر خطر دانشجویان رابطه وجود دارد، بهتر است که به آموزش‌های ویژه به این دانشجویان و اقدامات پیشگیرانه‌ی جهت کاهش رفتارهای پر خطر آنها توجه شود. زیرا این متغیر‌ها کمک کننده خوبی در زمینه‌ی درمان مناسب تر و حمایت بهتر از آنها می‌باشد.

واژه‌های کلیدی: تاب آوری، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی، رفتارهای پر خطر و دانشجویان

فهرست مطالب

عنوان                                                                                         صفحه

فصل اول : کلیات تحقیق …………………………………………………………………………………      1         

  • مقدمه …………………………………………………………………………………………………. ۲
  • بیان مسئله ……………………………………………………………………………………… ۲           
  • ضرورت واهمیت تحقیق ………………………………………………………………….. ۵         
  • اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………۶          
  • فریضه پژوهش …………………………………………………………………………………۶         
  • تعریف مفهومی وعملیاتی متغییرها ………………………………………………..۶         

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش …………………………………………………..۹          

۲-۱    مقدمه ……………………………………………………………………………………………….۱۰        

۲-۲    مفهوم تاب آوری ……………………………………………………………………………….۱۰        

۲-۲-۱  تبیین رفتارهای پر خطر ………………………………………………………………..         13           

۲-۲-۲ دیدگاهای اجتماعی فرهنگی رفتارهای پر خطر…………………………             15            

۲-۳ متغیرهای شناختی وشخصیتی…………………………………………………………….         16

۲-۴  هیجان……………………………….. ……………………………………………………………..          17        

۲-۵ نظم جویی شناختی هیجانی………………………………………………………………           18

۲-۵-۱   پایه های عصبی نظم جویی هیجان ………………………………………….           23  

۲-۵-۲ مبانی زیستی نظم جویی شناختی هیجانی ………………………………..            26        

۲-۵-۳ راهبردهای شناختی نظم جویی هیجانی ……………………………………..           27

۲-۵-۴ حوزه های نظم جویی شناختی هیجانی ………………………………………….         27        

۲-۶  مفهوم تاب آوری  ………………………………………………………………………………..          28 

۲-۷  عوامل مؤثر بر انعطاف پذیری …………………………………………………………….           33

۲-۶-۱  پیش بینی کننده های تاب آوری …………………………………………………           34

۲-۶-۲ ویژگی افراد تاب آور ……………………………………………………………………….           35

۲-۶-۳ توصیه هایی جهت تاب آوری …………………………………………………………           35  

۲-۷     پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………….          35  

۲-۷-۱ مطالعات داخلی …………………………………………………………………………………         35   

۲-۷-۲ مطالعات خارجی ……………………………………………………………………………….         35   

فصل سوم : روش پژوهش ………………………………………………………………………………         43   

۳-۱    مقدمه …………………………………………………………………………………………………         44   

۳-۲    روش تحقیق ………………………………………………………………………………………         44   

۳-۳    جامعه آماری ، حجم نمونه ، روش نمونه گیری ……………………………….         44   

۳-۳-۱  روش جمع آوری اطلاعات ………………………………………………………………         45   

۳-۳-۲  ابزار تحقیق ……………………………………………………………………………………..         46   

۳-۳-۳  روش ها و ابزار تجزیه تحلیل داده ها …………………………………………….         48

فصل چهارم : تجزیه تحلیل آماری ……………………………………………………………….         49  

۴-۱     مقدمه ……………………………………………………………………………………………..         50  

۴-۲     یافته های جمعیت شناختی ………………………………………………………….         51  

۴-۳     یافته های توصیفی ………………………………………………………………………..         54   

۴-۴     یافته های استنباطی ……………………………………………………………………..         56   

۴-۵     آزمون فرضیه های پژوهش …………………………………………………………..         57   

۴-۶     پیش فرض های الگویابی معادلات ساختاری ……………………………….         63   

فصل پنجم : بحث ونتیجه گیری ……………………………………………………………….          67   

۵-۱     مقدمه ……………………………………………………………………………………………         68 

۵-۲     تحلیل یافته های استنباطی …………………………………………………………         68   

۵-۳     پیشنهادات تحقیق ………………………………………………………………………..         77  

۵-۴    محدودیت های تحقیق ………………………………………………………………….          78  

منابع ……………………………………………………………………………………………………………         80 

پیوست ها ……………………………………………………………………………………………………         84 

  • مقدمه

یکی از قشرهایی که در معرض رفتارهای پر خطر می باشند، دانشجویان هستند. دانشجویان معمولاً در محدوده سنی ۱۸ـ۲۶ سال قرار می‌گیرند. بسیاری از آنها بلافاصله پس از پایان دوره دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرده‌اند، همچنان که بسیاری نیز برای اولین بار از خانه و والدین دور شده اند. این سبک زندگی سبب می‌شود که دانشجویان برحسب میزان سلامت‌ شان با انواعی از تجربه های جدید روبه‌رو شوند و این در حالی است که از الگوی مناسبی بهره‌مند نیستند (ردیکان[۱]، ۲۰۰۴) و آن ها را در معرض انواع آسیب های روحی و جسمی و رفتارهای پرخطر قرار می دهد. رفتارهای پرخطر شامل رفتارهایی هستند که زندگی دیگران را مختل کرده و ممکن است به اشخاص و یا اموال آنان آسیب برسانند و شامل رفتارهایی است که معمولا تحت عنوان بزهکاری دسته بندی می شوند (ماستن[۲]،۱۹۹۱) ارائه اصطلاح سندروم رفتار مشکل ساز برای افراد در معرض رفتار پر خطر، مقوله های رفتارهای پر خطر را شامل سیگار کشیدن، مصرف مواد، الکل، رانندگی خطرناک و فعالیت جنسی زود هنگام می داند. مصرف مواد مخدر، خشونت و رفتارهای جنسی عامل بسیاری از مرگ و میرهای سنین نوجوانی و اوایل بزرگسالی است (ساترلند[۳]،۱۹۹۸). بسیاری از رفتارهای پر خطر از قبیل مصرف سیگار، مواد و روابط جنسی نامطمئن در سنین قبل از ۱۸سالگی اتفاق می افتند (بونانو[۴]، ۲۰۱۰). با توجه به اینکه تاب آوری بر تمایل افراد به رفتارهای پرخطر نقش به سزایی دارد و با یکدیگر مرتبط می باشند و هرچه تاب آوری بیشتر باشد کمتر فرد به سمت رفتارهای پرخطر می رود و نیز تسلط بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی باعث کاهش رفتارهای پرخطر می شود، بنابراین در این تحقیق به بررسی نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پرخطر می پردازیم.

  • بیان مسئله

در زمان های گذشته دغدغه اصلی متولیان سلامتی مردم، بیماری های عفونی بود و آنها با تنها راهکار مؤثری که به ذهنشان خطور می‌کرد یعنی تقویت مقاومت مردم از طریق واکسیناسیون سعی در حل مشکلات بهداشتی و سلامتی مردم را داشتند. لیکن در دوره‌های بعدی مشکلات و دغدغه دیگری مطرح گردید که ناشی از شرایطی بود که مردم بر اثر ورود به دوره صنعتی با آنها مواجه ‌شدند. تحولات فرهنگی، جمعیت شناختی، سیاسی و ریشه شناسی بیماریها و مشکلاتی نظیر بیماریهای روانی،‌ انواع سرطانها، حوادث و سوانح، بیماریهای قلبی- عروقی و استعمال دخانیات دیگر مربوط به ویروسها و باکتریها نبوده و با تقویت مقاومت افراد و تجویز دارو قابل پیشگیری و درمان نبوده و نیاز به راهکارهای جدید احساس می‌شد. درواقع جنبش نوین ارتقای سلامت در پاسخ به این نیاز مطرح شده است. براساس رویکرد ارتقای سلامت، مردم می‌بایست به نوعی توانمند شوند که بتوانند مسوولیت سلامتی خود را بپذیرند و شیوه زندگی سالمی را اتخاذ نمایند. به عبارت دیگر، توانمند سازی افراد و گروهها جهت اتخاذ شیوه زندگی سالم راه رسیدن به سلامت و ارتقای آن است. برخی از رفتارها که تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم عمیقی بر سلامت فرد و جامعه می گذارند و عواقب منفی در بردارند “رفتارهای پر خطر” می نامند. رفتارهای پر خطر سنین نوجوانی و جوانی عمدتا شامل استعمال دخانیات، اعتیاد و سوء مصرف مواد، رفتارهای مرتبط با صدمات و جراحات ( مثل خشونت )، رفتارهای جنسی ناسالم ، الگوهای ناسالم تغذیه و الگوی تحرک کم بدنی می باشند. شناخت این الگوهای رفتاری غلط و اجتناب از بروز این رفتارها و یا تداوم این رفتارها در نوجوانان و جوانان منجر به فراهم شدن زندگی سالم و کسب سلامتی و توانمندی این گروه خواهد شد (کودجو[۵]،۲۰۰۴). در تصمیم‌گیری پرخطر، شخص با گزینه‌هایی روبه رو است که انتخاب آنها عاری از سود و زیان، در زمان حال و آینده را به دنبال دارد. هر چند این سود و زیان با درجاتی از احتمال و عدم قطعیت همراه است. در تعریفی دیگر، تصمیم‌گیری پرخطر، نوعی از تصمیم‌گیری با پیامدهای کوتاه مدت مثبت ولی بلندمدت منفی، به شمار می‌آید و مشخصه آن به عنوان یک اختلال، این است که یک لذت آنی فدای یک هدف بلند مدت می‌گردد. این همان چیزی است که به عنوان عامل کلیدی بسیاری از اختلال‌های روانی از جمله سوء مصرف مواد، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلالات خلقی دوقطبی، گرایش به خودکشی، اختلالات رفتاری نابهنجار و رفتارهای پرخطر جنسی به شمار می‌رود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که پیش‌بینی میزان خطرپذیری تصمیم‌گیری ‌های فرد در شرایط مختلف، از اهمیت بسزایی برخوردار است و لازمه آن شناخت شرایطی است که در آن احتمال بیشتری برای خطر پذیری افراد وجود دارد. در این تحقیق منظور از رفتارهای پرخطر مجموع رفتارهایی با ماهیت آسیب زننده به فرد و اجتماع در دانشجویان مانند اعتیاد به سیگار، الکل و مواد مخدر، رفتار جنسی نا متعارف، انجام کارها بدون ایمنی، گرایش به خودکشی و … است (کودجو، ۲۰۰۴). از آنجایی که متغیر اصلی ما در این پژوهش رفتارهای رفتارهای پرخطر می باشد در اینجا به بررسی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی می پردازیم.

سازه ی نظم جویی هیجان در گستره ی پژوهشی و نظری، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود معطوف نموده است. برخی از نظریه پردازان این سازه را تنها به عنوان یک حالت درونی (شامل برانگیختگی فیزیولوژیکی و فرآیندهای توجه) در نظر گرفته اند(تامپسون[۶]، ۱۹۹۴)، اما اکثر پژوهشگران آن را به عنوان یک سازه که دربرگیرنده‌ی چندین مولفه می‌باشد مورد توجه قرار داده اند. این مولفه ها عبارتند از: ۱- ابعاد درونی درک و شناسایی هیجان‌های خود و تعدیل یا مقابله‌ی مناسب با آن ها، ۲- مولفه ی اجتماعی درک و شناسایی حالت هیجانی همسالان و اعضای خانواده و ۳-مولفه‌ی رفتاری که دربرگیرنده‌ی پاسخ‌دهی مناسب در موقعیت‌های بین فردی است (گروس[۷]، ۱۹۹۸ایزنبرگ[۸]، ۲۰۰۵). تامپسون بر این باور است که نظم جویی هیجان شامل فرآیندهای درونی و برونی است که مسئول نظارت، ارزیابی و تغییر واکنش‌های هیجانی، به خصوص ویژگی‌های شدت و زمان در رسیدن به اهداف است. نظم جویی هیجان یک مفهوم بسیار پیچیده و گسترده می‌باشد که دامنه‌ی وسیعی از پاسخ‌های شناختی، هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیکی را دربرمی‌گیرد و می‌تواند به صورت هشیار یا ناهشیار خودکار یا تلاش مند انجام شود (بارق[۹]، ۲۰۰۷). این سازه شامل مهارت ها و راهبردهایی برای نظارت، ارزشیابی و تغییر واکنش‌های هیجانی است. راهبردهای نظم جویی هیجان نه تنها شدت و فراوانی حالت های هیجانی را کاهش می‌دهد، بلکه باعث ایجاد و حفظ هیجان‌ها نیز می گردد (کل[۱۰]،۱۹۹۴). بنابراین فرآیندهای نظم جویی هیجان نه تنها بر هیجان‌های منفی بلکه بر هیجان‌های مثبت نیز متمرکز است. یکی از متداول ترین راهبردهای نظم جویی هیجان، استفاده از فرآیندهای شناختی (یا نظم جویی شناختی هیجان است. نظم جویی هیجان از طریق شناخت ها در زندگی روزمره ی افراد به چشم می خورد. شناخت ها یا فرآیندهای شناختی به افراد کمک می کنند که هیجان ها و احساس های خود را تنظیم نموده و توسط شدت هیجان ها مغلوب نشوند. فرآیندهای شناختی را می‌توان به فرآیندهای ناهشیار (مانند فرافکنی و انکار و هشیار نظیر ملامت خویش، فاجعه سازی و نشخوارگری تقسیم نمود (کاشدان[۱۱]، ۲۰۰۸و بیدلوسکی[۱۲]،۲۰۰۵). و در آخر به توضیح تاب آوری که بر رفتارهای پرخطر تاثیر می گذارد می پردازیم.

تاب آوری را می توان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد (به نقل از هووارد[۱۳]، ۲۰۰۹) چنین به نظر می رسد دانشجویان در شروع تحصیل در انطباق با موقعیت جدید به ویژه از نظر اجتماعی و روابط بین فردی مشکلات بیشتری داشته اند که این موضوع لزوم اقدامات مرکز مشاوره را از نظر سازگاری با شرایط جدید در دانشگاه و محیط خوابگاه و همچنین ضرورت آموزش مهارتهای زندگی مخصوصاً برقراری ارتباط موثر و مهارتهای روابط بین فردی، آموزشهای جرأت ورزی و مدیریت استرس و به خصوص تاب آوری را مطرح می سازد. مطالعات نشان داده اند که موقعیتهای استرس زای دانشجویان دانشگاه آنها را با مشکلات تحصیلی، ارتباطی یا کاری روبرو می کند (چامبلیس[۱۴]،و همکاران،۲۰۰۳، به نقل از لی[۱۵]، ۲۰۰۸). استرس می تواند باعث روی آوردن به ناسازگاری هایی مانند الکلیسم و فعالیتهای تحصیلی ضعیف شود  تاب آوری مزایای بی شماری را برای افراد به دنبال دارد، افراد تاب آور از افسردگی، اضطراب، شکایات بدنی، مشکلات تفکر و سوء مصرف مواد کمتری برخوردارند (بونانو[۱۶]، ۲۰۱۰). با توجه به توضیحات بالا و تاثیر عوامل متفاوت در سلامت روان و ایجاد سازگاری در مردم به خصوص جوانان و عواملی که در بروز رفتارهای پرخطر اثر گذار است، ضروورت و سوالی که در این تحقیق پیش می آید این است که آیا می توان از روی تاب آوری و نظم جویی شناختی هیجانی، رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی کرد؟

  • ضرورت و اهمیت تحقیق

طبق نتایج تحقیقات، ۲۵ % تا ۵۰ % از تمامی کودکان و نوجوانان در آمریکا در سنین ۱۷ـ ۱۰ سالگی در معرض خطر محدودیت‌های آموزشی، عاطفی، اقتصادی و فرصت‌های اجتماعی می‌باشند که در نتیجه می‌تواند سبب سوق داده شدن آنان به سمت رفتارهای پرخطر و فعالیت‌‌هایی نظیر اعمال خشونت، خرابکاری، فعالیت‌های جنسی حفاظت ‌نشده، سوء مصرف الکل و مواد، فرار از مدرسه و ترک تحصیل گردد (کروکزک[۱۷]، الکساندر[۱۸]، هاریس[۱۹]،  2005به نقل از ویلسون[۲۰]،۲۰۰۹) رفتارهای پرخطر نظیر اعمال خشونت و درگیری فیزیکی با دیگران، استعمال دخانیات، مصرف الکل و مواد مخدر و داروهای نشاط ‌آور، رفتارهای پرخطر جنسی، همه از رفتارهایی هستند که می‌توانند سبب افزایش اضطراب در نوجوانان شده و زمینه را برای ابتلاء آنان به انواع بیماری‌ها و حتی مرگ زودرس فراهم آورند، به علاوه عوارض ناشی از انجام رفتارهای پرخطر شامل افزایش افسردگی و ایجاد افکار و یا اقدام به خودکشی ، مسمومیت ناشی از الکل و یا مستی‌های غیر قابل پیش‌بینی و تحریک‌پذیری، انجام رفتارهای پرخطر جنسی (آمیزش حفاظت نشده و زودهنگام، افزایش تعداد شرکاء جنسی و حاملگی‌های ناخواسته، ایجاد بیماری‌های مقاربتی و عفونیHIV) افزایش اعمال خشونت و درگیری‌های فیزیکی با دیگران، افزایش احتمال صدمه دیدن و یا مرگ و میر ناشی از مصرف الکل و مواد مخدر گزارش گردیده است (هالفورز[۲۱]، ۲۰۰۴).

با توجه به اثر عوامل مختلف در بروز رفتارهای پرخطر در دانشجویان و نقش و آسیب های فراوانی که به دلایل رفتار پر خطر به وجود می آید، بررسی متغیرهای مرتبط با آن و عواملی که در کنترل رفتارهای پرخطر و در بروز و یا کاهش آن موثر است نیازمند توجه و بررسی است به همین دلیل در این تحقیق سه متغیر تاب آوری،  نظم جویی شناختی هیجانی بر رفتارهای پرخطر دانشجویان مورد بررسی قرار میگیرد. در واقع هر یک از این سه متغیر با توجه به ماهیت خویش نقش بنیادی و اساسی در بروز رفتارهای پرخطر بر عهده دارند. تاب آوری با ظرفیت تقابل با شرایط سخت و مقاومت در برابر وسوسه ها و شرایط اجتماعی ، نظم جویی شناختی هیجانی و هوش هیجانی نیز به عنوان متغیرهایی فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی نقش بسیار مهم در پردازش شرایط و تصمیم برای انجام کار و انتخاب موقعیت برعهده دارد.

  • اهداف پژوهش

هدف کلی

نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان

اهداف اختصاصی

پیش بینی رفتارهای پرخطر و (مولفه های آن) بر اساس تاب آوری دانشجویان

پیش بینی رفتارهای پرخطر و(مولفه های آن)  بر اساس راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی دانشجویان

  • فرضیه های پژوهش

فرضیه های تحقیق

بین تاب آوری با رفتارهای پر خطر(مولفه های آن) دانشجویان رابطه وجود دارد.

بین راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و (مولفه های آن) با رفتارهای پرخطر دانشجویان رابطه وجود دارد.

رفتارهای پرخطر دانشجویان را می توان بر اساس تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی پیش بینی کرد.

تعداد صفحه :۱۰۷

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه نقش اهداف پیشرفت، کمال‌گرایی و شخصیت در پیش بینی رضایت تحصیلی

دانشکده علوم انسانی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روان‌شناسی

گرایش عمومی

عنوان

نقش اهداف پیشرفت، کمال‌گرایی و شخصیت در پیش بینی رضایت تحصیلی

بهمن ماه ۱۳۹۳

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده فارسی.. ۱

فصل اول: کلیات پژوهش…. ۳

۱-۱- مقدمه: ۳

۱-۲- بیان مساله. ۵

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق.. ۶

۱-۴- اهداف تحقیق.. ۶

۱-۴-۱- هدف اصلی… ۶

۱-۴-۲- اهداف جزئی… ۷

۱-۵- سوالات یا فرضیه‌های تحقیق.. ۷

۱-۶- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها: ۸

 

فصل دوم: گستره نظری و عملی پژوهش…. ۱۱

۲-۱- مقدمه. ۱۱

۲-۲- اهداف پیشرفت۱۱

۲-۲- ۱- هدف‌ها ۱۱

۲-۲-۲- انگیزش پیشرفت۱۱

۲-۲-۳- رابطه سطح دشواری تکلیف و انگیزش پیشرفت۱۳

۲-۲-۴- تعاریف اهداف‌پیشرفت۱۳

۲-۲-۵- جهتگیری هدف۱۴

۲-۲-۶- انگیزه هدف۱۵

۲-۲-۷- نظریه ها و مدل های مطرح شده در جهت‌گیری اهداف پیشرفت۱۶

۲-۲-۸- مدل نیکولز. ۱۸

۲-۲-۹- مدل ایمز وآرچر. ۱۸

۲-۲-۱۰- مدل سه بخشی الیوت و چارچ، الیوت و هاراکیویکز. ۱۹

۲-۲-۱۱- مدل۲×۲ الیوت و مک گریگور. ۲۰

۲-۳- شخصیت۲۲

۲-۳-۱- تعریف های شخصیت۲۲

۲-۳-۲- رویکرد روانکاوی.. ۲۳

۲-۳-۳- مراحل تحول شخصیت در نظریه فروید. ۲۵

۲-۳-۴- رویکرد نوروان‌کاوی.. ۲۷

۲-۳-۵- نظریه کارل یونگ…. ۲۷

۲-۳-۶- نظریه آلفرد آدلر. ۲۹

۲-۳-۷- نظریه کارن هورنای.. ۳۰

۲-۳-۸- نظریه اریک فروم. ۳۲

۲-۳-۹- نظریه سالیوان. ۳۳

۲-۳-۱۰- نظریه هنری موری.. ۳۳

۲-۳-۱۱- رویکرد عمر و نظریه اریک اریکسون. ۳۴

۲-۳-۱۲- رویکرد صفت: وراثت شخصیت۳۶

۲-۳-۱۳- نظریه گوردون آلپورت۳۸

۲-۳-۱۴- نظریه ریموند کتل.. ۴۰

۲-۳-۱۵- نظریه هانس آیزنک…. ۴۳

۲-۳-۱۶- مدل پنج عاملی شخصیت۴۸

۲-۳-۱۷- ارتباط شخصیت با انگیزش و اهداف پیشرفت۵۱

۲-۴- کمال‌گرایی.. ۵۲

۲-۴-۱- کمال‌گرایی از نگاه متقدمین روان‌شناسی.. ۵۳

۲-۴-۲- تعریف‌های کمال‌گرایی.. ۵۳

۲-۴-۳- کمال‌گرایی بهنجار و نابهنجار. ۵۴

۲-۴-۴- الگوی سه بُعدی کمال‌گرایی.. ۵۵

۲-۴-۵- علت‌شناسی.. ۵۶

۲-۴-۶- رابطه کمالگرایی با هدفگرایی و انگیزه‌ی پیشرفت۵۷

۲-۴-۷- ارتباط کمال‌گرایی با شخصیت۵۸

۲-۵- رضایت تحصیلی.. ۵۸

۲-۵-۱- بهزیستی روان‌شناختی، روان‌شناسی مثبت‌نگر و رضایت‌مندی.. ۵۸

۲-۵-۲- مدل شش عاملی ریف در تبیین بهزیستی روان‌شناختی.. ۵۹

۲-۵-۳- مدل بهزیستی ذهنی داینر. ۵۹

۲-۵-۴- مفهوم رضایت‌مندی.. ۶۰

۲-۵-۵- مدل سه بعدی احساس خوشبختی(بهزیستی) ذهنی.. ۶۰

۲-۵-۶- رضایت تحصیلی و رضایت از زندگی.. ۶۱

۲-۵-۷- تعاریف رضایت از زندگی.. ۶۱

۲-۵-۸- دیدگاه عینی و فاعلی در بررسی کیفیت زندگی.. ۶۲

۲-۵-۹- تفاوت جنسیتی در رضایت از زندگی.. ۶۳

۲-۵-۱۰- تأثیر عوامل درونی و بیرونی بر رضایت از زندگی.. ۶۳

۲-۵-۱۱- تعاریف رضایت تحصیلی.. ۶۳

۲-۵-۱۲- عوامل فردی و محیطی مؤثر بر رضایت تحصیلی.. ۶۴

۲-۵-۱۳- مدل شناختی- اجتماعی در تبیین رضایت تحصیلی.. ۶۴

۲-۵-۱۴- ارتباط رضایت تحصیلی با پیشرفت تحصیلی و عملکرد. ۶۶

۲-۶- مروی بر پژوهش‌های مرتبط انجام شده در داخل و خارج کشور. ۶۸

۲-۶-۱- پژوهش‌های انجام ‌شده در داخل کشور. ۶۸

۲-۶-۲- پژوهش‌های انجام شده در خارج از کشور. ۷۰

فصل سوم: روش شناسی پژوهش…. ۷۴

۳-۱- مقدمه: ۷۴

۳-۲- طرح پژوهش: ۷۴

۳-۳- جامعه، نمونه، روش نمونه‌گیری و اجرا ۷۴

۳-۴- ابزار پژوهش: ۷۵

۳-۵- روش تجزیه و تحلیل دادهها ۷۸

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش…. ۸۰

۴-۱- مقدمه: ۸۰

۴-۲- بخش اول: اطلاعات توصیفی.. ۸۰

۴-۳- بخش دوم: اطلاعات استنباطی.. ۸۱

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری۸۷

۵-۱- بحث و نتیجه گیری: ۸۷

۵-۲- محدودیت های پژوهش: ۹۶

۵-۳- پیشنهادهای پژوهش: ۹۶

فهرست منابع. ۹۸

الف) منابع فارسی… ۹۸

ب) منابع لاتین… ۱۰۲

ضمیمه: نمونه پرسشنامه‌ها ۱۰۴

چکیده انگلیسی.. ۱۰۸

چکیده فارسی

پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش اهداف پیشرفت، کمال گرایی و شخصیت در پیش‌بینی رضایت‌تحصیلی دانش‌آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی، از نوع همبستگی است. ۳۳۰ نفر (۱۵۹ پسر و ۱۷۱ دختر) از دانش‌آموزان دختر و پسر پایه‌های سوم و چهارم (پیش‌دانشگاهی) مقطع متوسطه شهر ورامین با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شده و به سؤالات پرسشنامه‌های؛ سنجش جهت‌گیری‌های هدفی میدگلی، مقیاس کمال‌گرایی هویت و فلت، پرسشنامه پنج عامل شخصیتی نئو (فرم کوتاه) و خرده مقیاس رضایت از مدرسه هیوبنر پاسخ دادند.  نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان داد که بین ویژگی‌های شخصیتی؛ برون‌گرایی، سازگاری، گشودگی، مسئولیت‌پذیری؛ اهداف تبحری و اهداف عملکردی و کمال‌گرایی خودمدار با رضایت‌تحصیلی رابطه مثبت معنادار و بین روان‌رنجورخویی با رضایت تحصیلی رابطه منفی معنادار وجود دارد. در نتیجه تحلیل رگرسیون با روش گام به گام مشخص شد که متغیرهای؛ ویژگی شخصیتی گشودگی و اهداف تبحری به عنوان بهترین پیش‌بین برای رضایت تحصیلی عمل می‌کنند. یافته‌های این پژوهش وجود ارتباط بین اهداف پیشرفت، کمال‌گرایی و ویژگیهای شخصیتی با رضایت تحصیلی را نشان داد. بنابراین می توان اهداف پیشرفت، کمال‌گرایی و ویژگی‌های شخصیتی را به عنوان متغیرهای پیش‌بین و مؤثر در میزان خشنودی و رضایت از تحصیل دانش آموزان در نظر گرفت.

 واژه‌های کلیدی: اهداف پیشرفت، شخصیت، کمال‌گرایی، رضایت تحصیلی، اهداف تبحری

۱-۱- مقدمه:

جوامع بشری در گذر تاریخ برای پاسخگویی به نیازهایشان چند نهاد عمده اجتماعی را پدید آورده‌اند که در کنار اقتصاد، سیاست، دین و خانواده، آموزش نیز به عنوان یکی از پنج نهاد اصلی جامعه به شمار می رود. کارکرد اصلی نهاد آموزش که رابطه تنگاتنگی با فرهنگ و سایر نهادهای اجتماعی دارد، ارائه دانش و مهارت‌های لازم به افراد برای زیستن در جامعه و به عهده گرفتن نقش‌های اجتماعی است(ربانی و ربیعی، ۱۳۹۰). نهاد آموزش در کشور ایران بزرگترین سازمان ها را در خود جای داده است. این نهاد یکی از نهادهای آغازین است که در هر جامعه‌‌ی شناخته شده در طول تاریخ وجود داشته است و در آینده نیز وجود خواهد داشت. هرچند ساختار نهاد آموزش در سایه‌ی پیشرفت‌های تکنولوژیک، ممکن است در طول زمان تغییر کند، ولی کارکرد آن همچنان انتقال فرهنگ، دانش، مهارت‌ها و فنون به نسل بعدی است(قلی پور و پیران نژاد، ۱۳۸۶).

رضایت‌مندی در آموزش نه تنها می تواند به تعیین سطح لذت تجربه شده از سوی دانش‌آموز بپردازد، بلکه اثربخشی آموزش‌های ارائه شده را نیز تعیین می‌کند. رضایت‌مندی تحت عنوان ادراک ارضای لذت‌بخش نیازها و خواست‌ها تعریف شده است. به اعتقاد سو (۲۰۰۴) رضایت‌مندی یک داوری است که دانش‌آموزان بر مبنای ارزیابی اسناد عملکرد یک مبادله‌ی خاص انجام می دهند(سرتیون گارن و کرایریت، ۲۰۰۶؛ به نقل از نادی، محمدی و سیادت، ۱۳۸۸). مدرسه تأثیری عمیق بر زندگی نوجوان می گذارد و موقعیتی مرکزی در تعریف احساس کلی نوجوانی از اجتماع دارد. احساس تعلق و پیوند با مدرسه، به شماری از پیامدهای مثبت آموزش و روان‌شناختی از قبیل خود پنداره، مهارت‌های اجتماعی، انگیزش، موفقیت و پیشرفت تحصیلی مربوط است. موفقیت تحصیلی، انگیزش‌های دانش‌آموز و اتمام دوره تحصیلی با موفقیت نیز می تواند به عنوان پیامد مثبت احساس تعلق و پیوند با مدرسه محسوب شود(پشت مشهدی، احمدآبادی، پناهی، محمدی و رفیعی، ۱۳۸۹).

انگیزه و رضایت باعث بر انگیخته شدن علاقه و تمایل بیشتر به جستجو و کنجکاوی، کشف ایده‌های نوین و گسترش باور و اندیشه و عمل می گردد. (حسام و ثناگو، ۱۳۹۱) عوامل فردی و محیطی می‌تواند رضایت از تحصیل و پیشرفت دانشجو [و دانش‌آموز] را تحت تأثیر قرار دهد. برخی از مطالعات بر این باورند که رضایت تحصیلی[۱] با انگیزه، شخصیت، پیشرفت تحصیلی و دستاوردهای حرفه‌ای فرد در ارتباط است(ادراکی، رامبد و عبدلی، ۱۳۹۰).

در رابطه با انگیزش فراگیران، جهت‌گیری هدف پیشرفت از جمله چهارچوبهای نظری جدید است که نقش آن به عنوان یک سازه کلیدی در مطالعه انگیزش مورد تأکید قرار گرفته است. پژوهش‌ها نشان می دهد که کیفیت انگیزش فراگیران در کلاس درس به تعریف موفقیت در آن موقعیت بستگی دارد. اهداف موفقیت به عنوان دلایل و مقاصدی که فرد برای گرایش یا درگیرشدن در تکالیف برای خود مشخص می‌کند، تعریف می‌شود(پنتریچ[۲]، ۲۰۰۳).

از سوی دیگر کمال‌گرایی[۳] به عنوان ویژگی شخصیتی، باعث می شود که دانش‌آموزان انتظارات بالایی از خود داشته و دائم تلاش کنند عملکرد بهتری داشته باشند و به طور مداوم از خود ارزیابی انتقادی داشته باشند(داوری، لواسانی و اژه‌ای، ۱۳۹۱).

متغیر دیگری که در پژوهش حاضر مد نظر بوده و به عنوان عاملی مؤثر در پیش‌بینی رضایت تحصیلی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت، شخصیت[۴] است. برخی از ویژگیهای خاص شخصیتی باعث می‌شوند تا افراد درموقعیتهای گوناگون زندگی رفتارهای سازگارانه و متعادل از خود نشان دهند. داشتن آگاهی و دانش لازم درباره‌ی شخصیت، [صرفاً] به کار عادی دانستن برخی رفتارها در مراحل گوناگون رشد شخصیت نمی‌آید بلکه این دانش در پیشگیری یا اقدام احتمالی در مورد بروز اختلال‌ها و نابسامانی‌های شخصیتی نیز می‌تواند به کمک فرد بیاید(سروقد،برزگر و بلاغی، ۱۳۹۰).

۱-۲- بیان مساله

آموزش زیربنای اصلی پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی در جهان امروزی محسوب می‌شود. تمدنی که بشر امروزی به وجود آن افتخار می‌کند، در حقیقت نتیجه انباشت تجربه‌ها و انتقال آن از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر است و کشوری که نتوانسته باشد ویژگی‌های لازم یک جامعه علمی را به دست آورد، علت اصلی را باید در نظام آموزشی خویش جستجو کند و با رفع موانع و مشکلات موجود در جامعه به طور قطع، خواهد توانست به پیشرفت‌های فراوان در همه‌‌ی زمینه ها دست یابد(ترکمان و عابدی، ۱۳۸۸). جوامع دانش‌محور با برخورداری از انسان‌های فرهیخته و با معلومات، بیش از سایر جوامع، برنامه پذیرترند(ربانی و ربیعی، ۱۳۹۰). هر نظام آموزش و پرورشی در بُعد پرورشی وظیفه‌ی هدایت رشد همه جانبه‌ی شخصیت پرورش یابندگان خود را در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعداد‌های آنان و در بعد آموزش، وظیفه‌ی تسهیل یادگیری، طی تدبیری از پیش طرح ریزی شده را به عهده دارد(نادی و همکاران، ۱۳۸۸).

آموزش مستلزم فعالیت متقابل دو نفر(یاددهنده و یادگیرنده) است. مدرسه و کلاس درس محیط و زمینه‌ای است که این تعامل در آنجا شکل می‌گیرد. در این میان محیط فیزیکی و اجتماعی و روانی کلاس در این تعامل مؤثرند. از طرف دیگر ویژگیهای فردی، محتوای دروس و عوامل مربوط به معلم همه و همه به نوعی بر آموزش و یادگیری کلاس اثر می‌گذارد(نادی و همکاران، ۱۳۸۸). دانش‌آموزان برای رفتارهای مربوط به تحصیل و رسیدن به پیشرفت تحصیلی، اهدافی را برای خود در نظر می‌گیرندکه سبک ویژه‌ی آنها در برخورد با مسائل تحصیلی را نشان می دهد. این تفاوت در اهداف پیشرفت دانش‌آموزان تابع عوامل گوناگونی است، اما چگونه می توان علل و عوامل این تفاوت را تبیین نمود؟ به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، تفاوت در اهداف پیشرفت تنها تحت تأثیر [امور] آموزشی و تربیتی نیست؛ بلکه مبتنی بر ویژگی‌های روانی، شخصیتی و تفاوت‌هایی است که در باور دانش‌آموزان نسبت به خود وجود دارد. مطابق با دیدگاه‌های شناختی- اجتماعی و با توجه به بعد انگیزشی در تبیین رویکردهای متفاوت دانش‌آموزان به امور تحصیلی، دو متغیر مرتبط با اهداف پیشرفت دانش‌آموزان، خودکارآمدی تحصیلی و ویژگی شخصیتی کمال‌گرایی در آنان می‌باشد(داوری و  همکاران، ۱۳۹۱).

در سالهای اخیر پژوهش‌هایی هر چند اندک در مورد ارتباط رضایت تحصیلی با متغیر هایی چون پیشرفت یا افت‌تحصیلی، انتخاب رشته، تنیدگی تحصیلی، سبک‌های مقابله، هوش هیجانی و … انجام شده که در آنها به وجود ارتباط بین این متغیر با ویژگیهای شخصیتی، تفاوتهای فردی و عوامل محیطی و روانی و … اشاراتی شده است لیکن در کمتر تحقیقی موضوع میزان اثر اهداف‌پیشرفت، کمال‌گرایی و شخصیت به عنوان متغیرهای پیش‌بین در مورد رضایت‌تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است. لذا سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا بین متغیرهای اهداف پیشرفت، شخصیت و کمال‌گرایی با رضایت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد؟

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

یکی از واقعیت‌های مهم جهان هستی وجود تنوع در میان پدیده‌های عالم است. نه تنها گونه‌های مختلف جانداران و گیاهان با هم فرق دارند، بلکه اعضای هر گونه نیز با یکدیگر متفاوت‌اند. انسان‌ها نیز مشمول همین قاعده‌اند. دانش‌آموزان از لحاظ توانایی‌های ذهنی، روش‌های آموختن، سبک و سرعت یادگیری، آمادگی، هوش و استعداد، شخصیت، علاقه و انگیزش نسبت به کسب دانش و انجام فعالیت‌های تحصیلی با هم تفاوت دارند. بنابراین در نظر گرفتن تفاوت‌های دانش‌آموزان در آموزش و برخورد متناسب با ویژگی‌های خاص آنها از وظایف مهم معلم است. نتایج پژوهش‌های انجام شده بر این حقیقت تأکید کرده‌اند که توجه به تفاوت‌های فردی یادگیرندگان‌ از سوی معلمان در بهبود کیفیت یادگیری و افزایش سطح پیشرفت تحصیلی آنان بسیار تأثیر گذار است(سیف، ۱۳۹۲).

بدیهی است که میزان رضایت انسان از فعالیت‌هایش، به لحاظ تأثیر در انگیزش و تلاش او در رسیدن به اهداف پیش‌رو از اهمیت زیادی برخوردار است. حال اگر این فعالیت مربوط به آموزش و تحصیل باشد، به جهت اهمیتی که در تربیت انسانهای فرهیخته و متخصص و رسیدن جامعه به تعالی دارد، حساسیت دو چندانی خواهد یافت. لذا ضروری خواهد بود تا در زمینه متغیرهای پیش‌بین رضایت تحصیلی پژوهش‌های متعددی انجام شود که امید است تحقیق حاضر گامی در این راستا باشد.

۱-۴- اهداف تحقیق

۱-۴-۱- هدف اصلی

تعیین نقش اهداف پیشرفت، کمال گرایی و شخصیت در پیش بینی رضایت تحصیلی دانش‌آموزان سال سوم و چهارم (پیش دانشگاهی) مقطع متوسطه.

۱-۴-۲- اهداف جزئی

  • تعیین رابطه ویژگی‌های شخصیتی و رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین رابطه ابعاد کمال‌گرایی و رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین رابطه  اهداف پیشرفت و رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین سهم ویژگی‌های شخصیتی در پیش‌بینی رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین سهم ابعاد کمال‌گرایی در پیش‌بینی رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین سهم اهداف پیشرفت در پیش‌بینی رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین سهم ویژگی‌های شخصیتی، اهداف پیشرفت و ابعاد کمال‌گرایی در پیش‌بینی رضایت‌تحصیلی دانش‌آموزان.

۱-۵- سوالات یا فرضیه‌های تحقیق

فرضیه اول: بین ویژگی‌های شخصیتی با رضایت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

فرضیه دوم: بین ابعاد کمال‌گرایی با رضایت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

فرضیه سوم: بین اهداف پیشرفت با رضایت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

فرضیه چهارم: ویژگی‌های شخصیتی، رضایت تحصیلی دانش‌آموزان را پیش بینی می‌کنند.

فرضیه پنجم: ابعاد کمال‌گرایی، رضایت تحصیلی دانش‌آموزان را پیش‌بینی می‌کند.

فرضیه ششم: اهداف‌پیشرفت، رضایت تحصیلی دانش‌آموزان را پیش‌بینی می‌کند.

فرضیه هفتم: ویژگیهای شخصیتی، اهداف پیشرفت و ابعاد کمال‌گرایی، رضایت تحصیلی دانش‌آموزان را  پیش‌بینی می‌کنند.

تعداد صفحه :۱۲۲

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی …

عنوان 

نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی در کارمندان متاهل شرکت بیمه رازی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده :

 پژوهش حاضر، به منظور  بررسی نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی در کارمندان متاهل شرکت بیمه رازی صورت گرفته است . روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد ؛ به همین منظور از جامعه ی مورد مطالعه که ۱۴۰ نفر را تشکیل می دادند، تعداد ۱۰۳ نفر به عنوان نمونه، با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب   گردید، و پرسشنامه های  راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(CERQ) ، مقیاس دلزدگی زناشویی (CBM) ، پرسشنامه ی الگوهای ارتباطی(CPQ) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز، بر روی آنها اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره(همزمان) استفاده شد. یافته ها نشان داد که در رابطه ی الگوهای ارتباطی با فرسودگی زناشویی، بین الگوهای ارتباط سازنده متقابل با فرسودگی زناشویی رابطه ی منفی و معناداری در سطح (P<0/000) وجود دارد؛ همچنین بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل با فرسودگی زناشویی رابطه ی مثبت و معناداری در سطح (P<0/000) به دست آمد؛ اما نتایج درمورد الگوی ارتباطی توقع/کناره گیری نشان داد که رابطه ی معناداری بین این الگوی ارتباطی و فرسودگی زناشویی وجود ندارد. سرمایه روانشناختی (امید،تاب آوری،خوش بینی،خودکارآمدی) رابطه منفی و معنی داری در سطح (P<0/000) با فرسودگی زناشویی دارد. رابطه ی تنظیم شناختی هیجان با فرسودگی زناشویی،در بعد راهبردهای مثبت تنها در مولفه ی پذیرش به صورت منفی و معنادار در سطح (P<0/000) به دست آمد،همچنین در بعد منفی نیز تنها در مولفه ی دیدگاه پذیری رابطه به صورت مثبت و معنادار کسب شد. بنابراین این نتیجه به دست آمد که متغیرهای سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان و ابعاد آنها توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند، و در مورد متغیر الگوهای ارتباطی تنها دو بعد الگوی ارتباطی اجتناب متقابل و الگوهای ارتباط سازنده متقابل توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند.

کلید واژه ها : فرسودگی زناشویی، الگوهای ارتباطی، سرمایه ی روانشناختی،  تنظیم شناختی هیجان ،کارمندان متاهل.

  1-1مقدمه:

 ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی افراد همواره مورد تایید بوده است .ازدواج رابطه ای انسانی ،پیچیده،ظریف،و پویا است که از ویژگی های خاصی برخوردار است .دلایل ازدواج عمدتا عشق و محبت ،داشتن شریک و همراه در زندگی ،ارضای نیازهای عاطفی_روانی و افزایش شادی و خشنودی است .عاشق شدن و عاشق ماندن ممکن است احساس خوبی باشد پایه و اساس ازدواج نیست .در ازدواج مسائلی مهمتر از عشق وجود دارد که سبب پیوند بین دونفر می شود .پایه و اساس ازدواج وحدت معنوی است . اگر شخصی زندگیش را تنها بر اساس عشق پایه ریزی کند ممکن است بعدها در زندگی فشارهای زیادی را متحمل شود که حتی فرصت فکر کردن به عشق را نداشته باد .(غلامی پور ،۱۳۹۰). توقعاتی که به دنبال عشق روائی به وجود می آیند ،همیشه جزئی از اعتقادات شخصی است .این توقعات ممکن است آگاهانه یا نا آگاهانه یه بیان آمده یا پنهان و فردی یا دوطرفه باشند .(پیرفلک و همکاران،۱۳۹۳)

زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارند با انتظارات و توقعات خاصی،که از پیش در ذهن داشته اند ،وارد این رابطه می شوند ،اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیز دیگری است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی از رابطه ی زناشویی خود می شوند (اسدی و همکاران ،۱۳۹۲)

فرسودگی زوج ها به علت وجود عیبی در یک یا هر دونفر یا اشکال در رابطه ی آنها نیست ،بلکه دلزدگی از عشق روندی است که به تدریج رخ می دهد و به ندرت به طور ناگهانی ظاهر می شود.در واقع صمیمیت و عشق در یک رابطه به تدریج کم رنگ می شود و به همراه آن احساس خستگی عمومی نمایان می گردد. انباشته شدن فشارهای روانی تضعیف کننده ی عشق ،افزایش تدریجی خستگی و یکنواختی و جمع شدن رنجش های کوچک به بروز فرسودگی کمک می کند . درواقع وقتی صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود و در شدیدترین نوع آن ، این فرسودگی باعث فروپاشی رابطه می شود .(یوسفی و باقریان،۱۳۹۰). این گونه اتفاقات نه تنها سیستم خانواده و اعضای آن بلکه کل جامعه را نیز تحت تاثیر منفی خود قرار می دهد .خانواده و جامعه سالم از پیوند های آگاهانه و ارتباط بالنده و سالم زوج ها شکل می گیرد چنانچه پایه خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد تبعات آن نه تنها برای خانواده بلکه کل جامعه خواهد بود (احمدی ،۱۳۹۲). یکی از راههای برررسی فرسودگی زناشویی به عنوان یکی از مشکلات اساسی در روابط زوجی، بررسی عوامل ایجاد کننده ی آن است. از این میان در این پژوهش، الگوهای ارتباطی زوجین، سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین را به عنوان عوامل دخیل در ایجاد فرسودگی زناشویی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند.

 یکی از مدل های مطرح در خانواده که به بررسی تعاملات و ارتباط در خانواده پرداخته است مدل الگوهای ارتباطی اعضای خانواده است .اصولا مفهوم الگوهای ارتباطی خانواده یاطرحواره های ارتباط خانواده ،ساختار علمی از دنیای ظاهری خانواده است که بر اساس ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر و اینکه اعضا چه معنایی از این ارتباط دارند تعریف می شود .(فرهمند،۱۳۹۱). در رابطه ی زوجی خود پنداره ی هر فرد و باورهایش در مورد توانایی های خود نقش بسزایی در ایجاد و حتی کنترل فرسودگی زناشویی دارد.سرمایه ی روانشناختی موضوعی است که هر فرد به صورت باور او به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسنادهای مثبت درباره ی  خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود (دیانت نسب ۱۳۹۳) .با توجه به اینکه زندگی زناشویی مملو از هیجانات مثبت و منفی است روش برخورد با هیجانات و تنظیم و کنترل شان از ویژگی های تاثیر گذار در کنترل کیفیت زندگی زناشویی می تواند باشد. بنابراین تنظیم شناختی هیجان به فرایند شناختی اطلاق می شود که اطلاعات برانگیزاننده ی هیجانی را با راهبردهای مختلف مدیریت می کنند .(واحدی و همکاران،۱۳۹۲).

۲-۱ بیان مسئله:

خانواده و در راس آن ، رابطه ی زناشویی با قراردادی قانونی و مقدس به نام ازدواج شکل می گیرد و ازدواج و تشکیل خانواده و تلاش برای حفظ آن از اصیل ترین رفتارهای اجتماعی است ،به گونه ای که علی رغم آمار بالای طلاق ، قرار داد ازدواج همچنان مهترین و مقدس ترین تعهد عاطفی و قانونی بین زن و مرد بوده و انتخاب همسر یکی از حساس ترین و سرنوشت ساز ترین انتخاب های پیش روی هر فرد بزرگسالی است. رایج ترین دلیل ازدواج ، عشق است .ازدواج از روی عشق یعنی مجموعه ای از احساسات عمیق و مثبت ما به یک فرد دیگر از جمله دلبستگی ،علاقه صمیمیت ،آمیختگی ،هوس و تفاهم(غلامی پور ،۱۳۹۰).

زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارد با انتظارات و توقعات خاصی ،که از پیش در ذهن خود داشته وارد این رابطه می شوند اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیزی دیگر است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی زناشویی [۱] می شوند(اسدی و همکاران ،۱۳۹۲).  فرسودگی مجموعه علایم خستگی عاطفی ،زوال شخصیتی و کاهش بهره وری می باشد . خستگی عاطفی به تهی شدن یا خالی شدن منابع عاطفی که به وسیله تقاضاهای بین فردی ایجاد می شود ،بر می گردد.زوال شخصیت به رشد منفی و گرایشات بی رحمانه و عیب جویانه و بدگمانانه به گیرنده خدمات فردی داشتن تاکید دارد که بعضی آشفتگی ها و پریشانی ها را شامل می شود که کاملا با جنبه روانپزشکی این نشانه ها متفاوت است (نیازپور،۱۳۸۸). اندرسون و پاینز[۲](۱۹۹۸)، فرسودگی زناشویی را به عنوان یک خستگی جسمانی ، عاطفی و روانی که در شرایط درگیری طولانی مدت همراه با مطالبات عاطفی ایجاد می شود ،می دانند .دراین تعریف خستگی جسمانی[۳] با کاهش انرژی، خستگی مزمن ، ضعیف و تنوع وسیعی از شکایت های جسمی و روان تنی مشخص می شود . درحالیکه خستگی عاطفی[۴] شامل احساسات درماندگی ، ناامیدی و فریب می شود،خستگی روانی[۵] به رشد نگرش منفی نسبت به خود و کار و زندگی بر می گردد (داورنیا،۱۳۹۲). به اعتقاد کایزر[۶](۱۹۹۶) ،سرخوردگی و فرسودگی زناشویی ،کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که با احساس بیگانگی،بی علاقگی و بی تفاوتی زوجین به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به جای عواطف مثبت همراه است .دریک ازدواج سرخورده یک یا هر دو زوج ضمن تجربه احساس گسستگی از همسر و کاهش علایق و ارتباط متقابل ، نگرانی های قابل توجهی در خصوص تخریب فزایند رابطه و پیشروی به سمت جدایی و طلاق دارند .کایزر معتقد است با وجود اینکه تمامی ازدواج ها به نوعی سرخوردگی را تجربه می کنند ،اما بسیاری از این ازدواج ها با کیفیت پایین ادامه یافته و زندگی متاهلی بی ثباتی را تشکیل می دهند که متمایز به فروپاشی است و اگر چه ممکن است لزوما به طلاق منجر نشود ولی مسلما با فراوانی افکار و تصورات درباره جدایی همراه خواهد بود .کینزل و ناسون [۷](۲۰۰۰)فرسودگی را یک تجربه روان شناختی شخصی و درونی می دانند که احساسات ،انگیزش،انتظارات و نگرش های فرد را تحت تاثیر قرار می دهد (فیض آبادی ۱۳۹۲).

حال سوال و مسئله ای که پیش می آید این است که چه چیز باعث می شود عشق اولیه که می تواند تضمین کننده ی استحکام بنیه ازدواج باشد به تدریج رنگ می بازد؟ چه چیز پیش می آید که زوجین بعداز گذشت زمان تنها جسما درکنار هم زندگی می کنند و به یکدیگر حس اولیه را ندارند و اغلب جبر اجتماعی است که آنها را کنار هم در یک خانه نگه  داشته ؟این ها مواردی هستند که در تحلیل فرسودگی زناشویی باید بررسی شوند.

در این بین عوامل متعددی روابط زناشویی بین زوجین را در گذرزمان تهدید می کنند و سبب فرسایش عشق و صمیمیت در بین همسران و در نتیجه فرسودگی زناشویی در آنها می شود(پیرفلک و همکاران ،۱۳۹۳).

از میان عواملی که در ایجاد فرسودگی زناشویی نقش دارند می توان به سه عامل الگوهای ارتباطی [۸]زناشویی ،سرمایه روانشناختی[۹] زوجین و تنظیم شناختی هیجان [۱۰]زوجین توجه کرد.

 ارتباط[۱۱] سراسر زندگی انسان را در برگرفته است .انسان به کمک ارتباط زنده می ماند،رشد می کند و تکامل می یابد و سعادت و خوشبختی و تا حدزیادی به چگونگی رابطه ی او بادیگران بستگی دارد .در این بین ارتباط زناشویی به عنوان طولانی ترین و عمیق ترین نوع ارتباط همواره مورد توجه بوده است (زمانی،۱۳۹۲). مشکلات ارتباطی[۱۲] شایع ترین و مخرب ترین مشکلات در ازدواج های شکست خورده هستند چرا که الگوهای ارتباطی ناکارآمد موجب می شود مسایل مهم زندگی مشترک ،حل نشده باقی بمانند و منبع تعارض تکراری در بین زوج ها شوند درک مشترک الگوهای ارتباطی بین زوج ها درواقع ،روشن سازی تعاملات زناشویی مثبت است که زوج ها را در دریافت و رشد مهارت های ارتباطی یاری می کند (زارعی ،احمدی سرخونی،۱۳۹۱). یکی از راههای نگریستن به ساختار خانواده توجه به الگوی ارتباطی زوجین ،یعنی کانال های ارتباطی[۱۳] است که از طریق آنها زن و شوهر به ارتباط و تعامل با هم می پردازند به آن دسته از کانال های ارتباطی که به وفور در یک خانواده اتفاق می افتد ،الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه این الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه این الگوها شبکه ارتباطی خانواده را شکل می دهد (فاتحی زاده و احمدی،۱۳۸۴) الگوهای ارتباطی شخصیت ،یادگیری، اعتماد به نفس ، قدرت انتخاب و تصمیم گیری منطقی افراد خانواده به خصوص زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد (جاویدی و همکاران،۱۳۹۲). بنابراین الگو های ارتباطی زوجین متغیری قوی و تاثیرگذار در ایجاد فرسودگی زناشویی می تواند باشد.

 

علاوه بر این سرمایه روانشناختی یکی از شاخص های روانشناسی مثبت گرا [۱۴]می باشد که بصورت باور فرد به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسناد های مثبت درباره ی خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود(بهادری خسروشاهی و همکاران ،۱۳۹۱) از نظر لوتانز[۱۵] سرمایه ی روانشناختی سازه ای ترکیبی و به هم پیوسته است که چهار مولفه ی ادراکی – شناختی یعنی امید[۱۶] ،خوش بینی[۱۷]،خودکارآمدی[۱۸] و تاب آوری[۱۹] را دربردارد.این مولفه ها دریک فرایند تعاملی و ارزشیابانه به زندگی فرد معنا بخشیده ،تلاش فرد برای تغییر موقعیت های فشارزا را تداوم داده ، اورا برای ورود به صحنه ی عمل آماده نموده و مقاومت و سرسختی وی را در تحقق اهداف تضمین می کند (پناهی و فاتحی زاده ،۱۳۹۳).  امیدواری یکی از ویژگی های انسان است که به او کمک می نماید تا نامیدی ها را پشت سرگذاشته ، اهداف خود خود را تعقیب کرده احساس غیر قابل تحمل بودن آینده را کاهش دهد بندورا[۲۰] خودکار آمدی را دریافت و داوری فرد درباره ی مهارت ها و توانمندی های خود برای انجام کارهایی که در موقعیت های ویژه به آنها نیاز است ،تعریف میکند . خوش بینی به جهت گزینی اشاره دارد که در آن معمولا پیامد های مثبت مورد انتظار هستند و این پیامد ها به عنوان عوامل ثابت ،کلی و درونی در نظر گرفته می شوند . تاب آوری سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است ،تاب آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست ،بلکه فرد تاب آور مشارکت کننده فعال و سازنده محیط پیرامونی خود است (دیانت نسب و همکاران ،۱۳۹۳). سرمایه روانشناختی درواقع به مفهوم (چه کسی هستی یا خود واقعی )و ( چه کسی می خواهید بشوید یا خود ممکن) بریک مبنای توسعه ای و رشدیابنده باز می گردد (فروهر،۱۳۹۰). بنابراین تفاوت ها در سرمایه ی روانشناختی زوجین به عنوان یک ویژگی روانی می تواند تاثیر بسزایی در شکل گیری فرسودگی زناشویی داشته باشد.

در مورد همبسته ی دیگر فرسودگی زناشویی یعنی تنظیم شناختی هیجان می توان گفت ، وقتی درباره هیجان[۲۱] صحبت می شود ،نباید گفت انسان موجودی است که فقط هیجان ها را تجربه می کند،بلکه آنها را بازبینی ،تنظیم و در برخی موارد با آنها مبارزه می کند و این آن چیزی است که مبانی نظری تنظیم هیجانی را تشکیل می دهد (واحدی و همکاران ،۱۳۹۲). تنظیم هیجان در مدیریت هیجان ها نقش اساسی ایفا می کند(مرادی،۱۳۹۱). در حقیقت تنظیم هیجان فرآیندی واحد و همگون نیست ،بلکه از طریق سازو کارهای مختلفی تحقق می یابد (شهبازی،۱۳۹۲). ایزارد[۲۲] و همکاران با تاکید بر تعامل هیجان و شناخت ،معتقدند که دانش هیجانی نقشی تسهیل کننده در رشد تنظیم هیجانی دارد شناخت ها یا فرآیند های شناختی به افراد کمک می کنند تا هیجان ها و احساسات خود را تنظیم کرده و مغلوب شدت هیجان ها نشوند(واحدی و همکاران،۱۳۹۰). مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخوانده هیجان دارد . به عبارت دیگر راهبرد های تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه  آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد . از مهمترین عوامل ایجاد کننده و پیشرفت دهنده ی فرسودگی زناشویی استرس وارد شده و اعمال شده به رابطه و زندگی زوجین است . از آنجا که انسان همواره در معرض تجربه استرس می باشد و قادر به از بین بردن عوامل استرس زا نمی باشد ، دانشمندان راهکارهایی چون تنظیم شناختی هیجان ،شیوه های مقابله با استرس، حتی سازگاری با عامل استرس را پیشنهاد کرده اند. در این راستا از تنظیم شناختی هیجان که کاربرد آن باعث می شود شخص از تنیدگی های روزمره خود بکاهد استفاده شده است (میمندپور،۱۳۹۰).

در این پژوهش مهم ترین سوالی که پیش می آید و محقق درصدد بررسی آن می باشد این است که : آیا الگوهای ارتباطی، سرمایه روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین می توانند در پیش بینی فرسودگی زناشویی نقش داشته باشند ؟

تعداد صفحه :۱۵۵

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان …

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته

رشته: روانشناسی    گرایش: عمومی

عنوان:

مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

زمستان ۱۳۹۳

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                صفحه

چکیده ۱

فصل اول: کلیات پژوهش

۱- ۱مقدمه. ۳

۱-۲ بیان مسئله. ۴

۱-۳ اهمیت وضرورت پژوهش… ۶

۱-۴ اهداف پژوهش… ۷

۱-۵ سوالات پژوهش… ۸

۱-۵-۱ سوال اصلی.. ۸

۱-۵-۲  سوالهای فرعی.. ۸

۱-۶ تعاریف نظری پژوهش… ۸

۱-۷ تعریف عملیاتی.. ۹

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

۲-۱ پیش درآمد. ۱۱

۲-۲مبانی نظری تحقیق.. ۱۱

۲-۲-۱تعریف سرطان. ۱۱

۲-۲-۱-۱بررسی علائم و نشانه در سرطان. ۱۲

۲-۲-۱-۲ اپیدمیولوژی.. ۱۳

۲-۲-۱-۳ پاتوژنز سرطان. ۱۳

۲-۲-۱-۴ نگاهی کلی به بیماری سرطان پستان. ۱۴

۲-۲-۱-۵ عوامل خطرساز سرطان پستان. ۱۵

۲-۲-۱-۶ واکنش روانی.. ۱۶

۲-۲-۱-۷ کنار آمدن با سرطان. ۱۷

۲-۲-۱-۸ مداخلات روانی اجتماعی برای سرطان. ۱۷

۲-۲-۱-۹ عوامل ایجاد کننده سرطان. ۱۷

۲-۲-۱-۱۰درمان سرطان. ۱۸

۲-۲-۲چشم انداز زمان. ۱۹

۲-۲-۲-۱مفهوم چشم انداز زمان. ۲۰

۲-۲-۲-۲چهار چوب چشم انداز زمان. ۲۳

۲-۲-۲-۳ چشم انداز زمان گذشته. ۲۴

۲-۲-۲-۴چشم انداز زمان حال. ۲۴

۲-۲-۲-۵چشم انداز زمان آینده ۲۵

۲-۲-۳ کیفیت زندگی.. ۲۶

۲-۲-۳-۱ تعریف کیفیت زندگی.. ۲۷

۲-۲-۳-۲ تاریخچه کیفیت زندگی.. ۲۸

۲-۲-۳-۳ ویژگی های کیفیت زندگی.. ۲۹

۲-۲-۳-۴ عوامل موثر بر کیفیت زندگی از دیدگاه  فرانس… ۳۰

۲-۲-۳-۵ اصول اساسی در ارتباط با کیفیت زندگی.. ۳۱

۲-۲-۳-۶ویژگی های کیفیت زندگی.. ۳۲

۲-۲-۳-۷ نظریه روانشناختی فلسفی کیفیت زندگی.. ۳۳

۲-۲-۴ تصویر بدنی.. ۳۴

۲-۲-۴-۱ دیدگاههای نظری در مورد تصویربدنی.. ۳۵

۲-۲-۴-۲ عوامل تأثیرگذار بر تصویربدنی.. ۳۷

۲-۳ تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی.. ۴۳

۲-۳-۱تحقیقات داخلی.. ۴۳

۲-۳-۲تحقیقات خارجی.. ۴۵

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

۳-۱روش اجرای تحقیق.. ۵۰

۳-۲جامعه آماری.. ۵۰

۳-۳ نمونه و روش نمونه گیری.. ۵۰

۳-۴ ابزار تحقیق.. ۵۰

۳-۴-۱پرسش نامه چشم انداز زمان. ۵۱

۳-۴-۲ پرسش نامه تصویر بدنی فیشر. ۵۱

۳-۴-۳پرسش نامه کیفیت زندگی ۳۶ – SF. 52

۳-۵ چگونگی اجرای تحقیق.. ۵۴

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

۴-۱ پیش درآمد. ۵۶

۴-۲ یافته های توصیفی.. ۵۶

۴-۳ فرضیه های تحقیق.. ۵۷

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

۵-۱  پیش درآمد. ۶۹

۵-۲ بحث و نتیجه گیری.. ۶۹

۵-۳ بررسی فرضیه های فرعی.. ۷۱

۵-۴-محدودیتهای پژوهش… ۷۶

۵-۵- پیشنهادات… ۷۶

۵-۵-۱ پیشنهادات پژوهشی برای محققین آتی.. ۷۶

۵-۵-۲ پیشنهادات کاربردی.. ۷۷

منابع : ۷۸

۱مقدمه

افزایش شیوع سرطان در سالهای اخیر و اثرات آن بر ابعاد مختلف جسمی- روانی و اجتماعی زندگی بشر سبب شده است که سرطان به عنوان مشکل عمده بهداشتی قرن شناخته شود. سرطان به عنوان سومین علت مرگ و میر بعد ازبیماریهای قلب و عروق و حوادث و دومین علت مرگ درکشور ایران پس از سرطان ریه مطرح است. سرطان پستان% ۳۲ موارد سرطان زنان را تشکیل میدهد. سالانه بیش از ۷ میلیون نفر در جهان در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست میدهند و پیش بینی میشود که تعداد موارد جدید ابتلا تا سال ۲۰۲۰ سالانه از ۱۰ میلیون به ۱۵ میلیون نفر برسد. در این بین سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در بین زنان است بر اساس آمار سازمان بهداشت آمریکا، در جهان سالانه بیش از۱/۱ میلیون موارد جدید سرطان پستان در میان زنان شناسایی میشود. این رقم شامل ۱۰ در صد از کل موارد جدید سرطان و ۲۳ درصد از کل سرطانهای زنان میشود. میزان بروز اختصاصی سنی سرطان پستان در ۱۰۰۰۰۰نفر، در جمعیت زنان در کشورهای پیشرفته ۸/۶۷نفر و در کشورهای کمتر توسعه یافته ۸/۲۳ نفر و در کل جهان ۵/۳۷ نفر است. میزان بروز این بیماری در کشورهای توسعه یافته سالانه ۱تا ۲ درصد و در کشورهای کمتر توسعه یافته هر سال تا حدود ۵ درصد افزایش می یابد. در حال حاضر درایالات متحده زنی که تازه به دنیا بیاید ۱۲%(۱مورد از ۸ مورد) شانس ابتلا به سرطان پستان در طول زندگی را دارد. با در نظر گرفتن شیوع بالای سرطان پستان در خانمها وپیشرفتهای درمانی ایجاد شده که منجر به بقای طولانی مبتلایان گردیده تاثیر بیماری و روشهای درمانی در زندگی مبتلایان به سرطان پستان قابل بحث و مطالعه است. زن بودن و افزایش سن دو عامل مهم و غیر قابل تغییر در بیماری سرطان پستان است، به این خاطر یک مشکل جدی در حوزه سلامت زنان کنترل و پیشگیری از سرطان پستان است. اغلب مطالعات حاکی از آن است که در کمتر از ۵% مبتلایان به سرطان پستان عوامل ژنتیکی عامل مستعد کننده بیماری محسوب میشود. قاعدگی زودرس، ناباروری، سن بالا در هنگام اولین زایمان، یائسگی دیررس، رژیم غذایی، فعالیت جسمانی و فاکتورهای هورمونی درونزا(سطح بالای استروژن آزاد نسبت به استروژن متصل به پروتئینهای سرم) یا برونزا(مثل استفاده طولانی مدت از قرصهای جلوگیری از بارداری یا هورمون جایگزین در زنان یائسه) جزء عوامل خطرزای سرطان پستان شناخته شده اند. شیردهی باعث کاهش خطر میشود، بخصوص اگر مدت زمان آن طولانی باشد. توزیع بروز بیماری در گروههای مختلف سنی بین زنان ایرانی و غربی متفاوت است. تحقیقات حاکی از آن است که میانگین سن ابتلا در کشورهای غربی حدود ۵۵ سال است که این میانگین در ایران حدود ۱۰ سال پائینتر از کشورهای غربی است. امروزه از موضوعات قابل بحث در تحقیقات بالینی، ارزیابی کیفیت زندگی که شامل درجه احساس اشخاص از تواناییهایشان در مورد کارکردهای جسمی، عاطفی و اجتماعی است، چشم انداز زمان که شامل آینده، گذشته مثبت، گذشته منفی، تقدیر نگری در حال و لذت جویی درحال است و تصویر بدنی می باشد.  سرطان بر زندگی بیماران در درجات مختلف تاثیر می‎گذارد. عمده مسائل و مشکلاتی که به طور معمول، مبتلایان به سرطان را تحت تاثیر قرارمیدهد، شامل: آثار روانی و عاطفی ناشی از ابتلا به بیماری، اقدامات تشخیصی و درمانی، استرس، درد، افسردگی و آثار بیماری بر روابط خانوادگی، زناشویی، اجتماعی، مشکلات اقتصادی ناشی از بیماری، مسائل تغذیه ای و عوارض ناشی از درمان است. لذا در پژوهش حاضر سعی شده کیفیت زندگی در ابعاد مختلف، چشم انداز زمان و تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم مقایسه و بررسی شود و برنامه های مداخله‎ای- مراقبتی موثر در ارتقا سلامت این قشر که نقش حساس و مهم در خانواده و اجتماع را دارند شناسایی گردد (محدثی و همکاران، ۱۳۹۱).

۱-۲ بیان مسئله

      علی رغم پیشرفت های پزشکی توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد بازمانده های سرطان، این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی را که در فرد ایجاد می کند بی همتاست (لی و وو[۱]، ۲۰۰۲). در این میان سرطان پستان شابع ترین و کشنده ترین و از نظر عاطفی و روانی تأثیرگذارترین سرطان در بین زنان است. سالانه حدود یک میلیون بیمار مبتلا به سرطان سینه در جهان شناسایی می شوند و علت مرگ و میر ۳۷۰ هزار نفر  از زنان مبتلا به سرطان، سرطان سینه است(گارنری و کنت[۲]، ۲۰۰۴). یکی از آخرین گزارش های انجمن سرطان ایران نیز نشان از آن است که ۲۵ درصد از کل سرطان ها در زنان ایرانی را سرطان سینه تشکیل  می دهد. در واقع سرطان باعث می شود شغل، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و زندگی خانوادگی مختل شود و به خصوص برجنبه های مختلف کیفیت زندگی بیمار شامل وضعیت روحی، روانی، اجتماعی و عملکرد جنسی تأثیر دارد (ودتا و همکاران[۳]، ۲۰۰۱).

      چشم انداز زمان اندازه گیری درجه ای از تفکر فرد نسبت به آینده، حال و یا گذشته است. دیدگاه زمان به عنوان یک میانجی بالقوه اجتماعی و اقتصادی با رفتارهای بهداشتی در ارتباط است. تحقیقات نشان داده کسانیکه دارای مشاغل حرفه ای هستند در جهت گیری آینده دچار اشتباه کمتری نسبت به کسانیکه مشاغل غیر حرفه ای دارند، می شوند. چشم انداز زمان برای تصمیم گیری در مورد مواجه شدن با موقعیتی مثل نوجوانان وسیگار کشیدن، زمان تشخیص یک بیماری جدید مناسبترین گزینه است و نقش مهمی در سلامت دارد.

     لوین[۴] (۱۹۵۱) تاثیر چشم انداز زمان برشرایط روانی را مورد بررسی قرار داد. او اعتقاد داشت که چشم انداز زمان پس زمینه های اجتماعی و فرایندهای انگیزشی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. وی معتقد بود که چشم انداز زمان بخشی از فرد است. در طی پژوهشی که توسط هولمن و زیمباردو[۵] (۲۰۰۳) انجام شد نشان داده شد که رابطه معنی داری بین استانداردهای آموزشی و چشم انداز زمان وجود دارد. در واقع آنها نشان دادند که افراد با سطح سواد ابتدایی و متوسطه نگرش منفی تری ازچشم انداز زمان نسبت به فارغ التحصیلان دارند.

همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد افرادی که بر تجارب منفی گذشته خود تمرکز می کنند دچار مشکلات شخصیتی شدیدتری می شوند. آنهایی که بر گذشته منفی خود تمرکز می کنند افسرده تر هستند و افکار خودکشی بیشتری را گزارش می دهند، در مقابل افرادیکه بر روی خاطرات شیرین و لذت بخش گذشته متمرکز می شوند مشکلات شخصیتی کمتری دارند. بر اساس نتایج پژوهش هولمن و زیمباردو (۲۰۰۳) بین چشم انداز گذشته مثبت و عملکرد سالم فرد رابطه معنا داری وجود دارد. در این راستا کلارک و تیس دیل (۱۹۸۲) نشان دادند که روحیه فرد تحت تاثیر بازیابی خاطرات مثبت گذشته قرار می‎گیرد.

      دنیرو[۶] و همکاران (۱۹۹۹) در پژوهشی رابطه بین دیدگاههای زمان، صفات شخصیتی و رضایت زندگی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش آنها نشان داد، افرادی که برونگرا هستند و چشم انداز گذشته مثبتی دارند، در مقایسه با افرادیکه چشم انداز گذشته منفی دارند، از زندگی حال  خود راضی تر هستند. همچنین آنها نشان دادند که صفات شخصیتی به شدت با سلامت ذهنی مرتبط است و قویترین پیش بینی کننده خلق و خوی فعلی می باشند.

     از آنجا که سینه به عنوان یک قسمت مهم در تصور بدن زن به شمار می آید، لذا هر نوع نابهنجاری در سینه می تواند به تصور بدنی منفی در زن بیانجامد. توصیف احساس فردی که با این مشکل مواجه می شود و یک یا هر دو سینه خود را از دست می دهد بسیار مشکل است، این به معنی پایان زنانگی است. زنی که با سرطان سینه مواجه می شود احتمالاً از صمیمیت با افراد دیگر اجتناب می کند، حتی ممکن است از حمام رفتن به دلیل نقصی که در بدن دارد نیز اجتناب کند(نقی پورو همکاران ، ۱۳۹۱).

    بیماران ماستکتومی مشکلات تصور بدنی را تجربه می کنند، زیرا جراحی این احساس را در بیمار به وجود می آورد که«همه چیز»را از دست داده است و یا به دلیل عکس العمل منفی همسرانشان این احساس در آنها به وجود می آید. چنین شواهدی دال بر این است که اختلال تصور بدنی و رضایت زناشویی با یکدیگر رابطه دارند. به ویژه، همسران از اثر زخم یا جراحی بیزارند و کاهش رضایت زناشویی در آنها پیش بینی می شود. در تحریف و نامتقارنی، تنۀ ناقص پیوسته یادآور ارتباط بدن با تصور خود، هویت جنسی و شرح جنسی است و همیشه یادآور احتمال عود یا متاستاز است. معلوم شده است هویّت جنسی(عزّت نفس جنسی، رخدادهای جنسی و رضایت جنسی) و تصور بدنی در بهزیستی روانی کلی و رضایت زندگی همۀ افراد مهم است. این افراد با مسائلی مانند: احساس انزوای اجتماعی، وحشت از واکنش همسر در صورت تأهل، نگرانی دربارۀ ازدواج در صورت تجرد، ترس از مرگ، دلهرۀ عقیم شدن بر اثر درمانهای مختلف و دلشورۀ از دست دادن جذابیت روبه رو هستند (برونرو سودارث، حسین زاده، ۱۳۸۴).

مطالعات فاکس[۷] (۱۹۹۹)، هوساکا[۸] و همکاران (۲۰۰۰)و مک گاروی[۹] و همکاران (۲۰۰۱) روش تصورات ذهنی هدایت شده را برای افزایش راحتی، بهبود حالتهای روحی، بالا بردن کیفیت زندگی و کاهش حساسیت این اشخاص نسبت به ریزش موها بر اثر شیمی درمانی مفید دانستند.

        از سویی در مطالعات مختلف نشان داده شده که کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان پایین است(وحدانی نیا، ۱۳۸۳). زیرا مسائل روانی ناشی از تشخیص  سرطان  و مشکلات جسمی ناشی از خود بیماری و عوارض جانبی از درمان بر کیفیت زندگی اثر منفی می گذارد. کانر[۱۰] و همکاران (۲۰۰۳)  در مطالعه خود بر روی زنان زیر ۶۵ سال مبتلا به سرطان سینه نشان دادند که  جنبه های فیزیکی، هیجانی، اجتماعی و کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر وضعیت منفی سلامت روانی افت می کنند. با توجه به مطالب فوق محقق بر آن شد تا به مطالعۀ این موضوع بپردازد که آیا بین چشم انداز زمان در بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد ؟آیا بین کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟آیا بین تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟

۱-۳ اهمیت وضرورت پژوهش

     با توجه به شیوع سرطان در جامعه و با در نظر گرفتن این که تأثیر این بیماری بر روی تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا وی را درگیر مشکلات فراوان دیگر می کند. از جمله آن می توان به تغییر در روابط بین فردی، اضطراب، عزت نفس کم و تصویر بدنی نامطلوب از خود اشاره کرد. بیشترین میزان مرگ ومیر ناشی ازسرطان پستان درسنین ۶٠ – ٣٠ سالگی میباشد . لذا این بیماری به علت رقم بالای مرگ و میر آن در سالهایی که زنان در اوج مسئولیتهای خانوادگی وشغلی هستند و هم به دلیل نسبت فزاینده زنان مسن در جمعیت ، حائز اهمیت  می باشد. تنیدگیهای روانشناختی ناشی از بیماری سرطان، سبب اضطراب و افسردگی در بیماران میشود و عدم کاهش و درمان این واکنش ها، باعث طولانی ترشدن مدت بستری بیمار، اختلال در درمان های پزشکی و کاهش شانس ومدت زنده ماندن میشود. بسیاری از نگرانیها و افسردگیها در افراد مبتلا به سرطان به دلیل از دست دادن عضو یا قسمتی از بدن یا عملکرد آن عضو، وابستگی به دیگران و از دست دادن نقش خود در جامعه یا خانواده می باشد .اضطراب و افسردگی، شایعترین واکنشهای روانشناختی در بیماران سرطانی است که در برخورد با تشخیص، پیش آگهی و گزینه های درمانی دامنگیر فرد بیمار میشود و درمانهای انجام شده برای خود بیماری نیز میتواند اضطراب برانگیز باشد. از طرفی، تحمل درد در بیماران سرطانی اثرشدید روی کیفیت عمومی زندگی بیمار با تأثیر بر جنبه های جسمانی و روان شناختی دارد. از سویی دیگر درمان های متداول  و رایج در کشور ما بیشتر منوط به شیمی درمانی های طولانی وعمدتاً بر آن است که مرگ بیمار مبتلا به سرطان را به تأخیر بیندازد. بدون در نظر گرفتن نیازهای روانی نمی توان انتظار بهبودی داشت. شناخت متغیرهای این پژوهش می تواند در زندگی این افراد تأثیر بسزایی داشته باشد و شاید بتوان دورنمای زمانی بیماران را تغییر داد و نرخ امید به زندگی را در آنان افزایش داد و تواناییهای شغلی آنها را به حداکثر رساند و وضعیت عملکردی آنان را بهبود بخشید و با تعیین کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان میتوان راه حلهای جدیدی پیش روی روانشناسان و مشاوران و کارکنان درمانی قرار داد تا به بیماران کمک کنند که به طور مستقل قادر به اداره امور زندگی خود درشرایط بحرانی و غیر بحرانی باشند. بنابراین با توجه به افزایش شیوع سرطان سینه و اهمیتی که تأثیر این بیماری در تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا دارد و با در نظر گرفتن اینکه افراد مبتلا به سرطان دارای مشکلات متعددی هستند و با عنایت به اینکه اکثریت این مطالعات در کشورهای غربی صورت گرفته که از لحاظ ساختارجغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی تفاوتهای زیادی با کشور ما دارند ، محقق بر آن شد تا با توجه به ویژگیهای زنان ایرانی با انجام مطالعه ایی به مقایسه چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم بپردازد.

 

  1-4 اهداف پژوهش

         پژوهش حاضر سعی کرده است که متغیرهایی که تاکنون در بیماران مبتلا به سرطان مورد بررسی قرار نگرفته است را مورد شناسایی و بررسی قرار دهد. مخصوصاً در مورد چشم انداز زمان که پژوهشی‎های اندکی در ایران روی این متغیر انجام شده است. نتایج این پژوهش می‎تواند برای دانشگاه ها، مراکز و کلینیک های روان شناختی و بیمارستانهای که در این زمینه خدمات ارائه می دهند نوید بخش نتایج سودمند ی باشد.

هدف اصلی: مقایسه ی چشم انداز زمان، تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

اهداف فرعی:

مقایسه ی چشم انداز زمان بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

مقایسه ی تصویر بدنی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

– مقایسه ی کیفیت زندگی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

۱-۵ سوالات پژوهش

۱-۵-۱ سوال اصلی

آیا بین چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

۱-۵-۲  سوالهای فرعی

آیا بین چشم انداز زمان در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

۱-۶ تعاریف نظری پژوهش

چشم انداز زمان: بر پایه نظریه چشم انداز زمان هنگامی که فرد در تصمیم گیری گرایش بیشتری به یکی از جنبه های زمان (مثلاً آینده) داشته باشد دورنمای ذهنی وی نسبت به آن زمان شکل می گیرد (زیمباردو و بوید[۱۱]، ۱۹۹۹)

تصویر بدنی: تصویر بدنی در برگیرنده اطلاعات، احساسات و ادراکات آگاهانه و غیر آگاهانه شخص در مورد بدن می باشد. این تصویر از زمان تولد شکل گرفته و همزمان با رشد فرد کامل شده و در طی مراحل زندگی فرد تغییر می کند. (کش و همکاران[۱۲]، ۲۰۰۲).

کیفیت زندگی: دانان جایا  (2006 ؛ به نقل از نجومی و عنبری، ۱۳۸۷) کیفیت زندگی را مجموعه ای چند بعدی از رفاه اقتصادی، شرایط محیطی و وضیعت سلامتی تعریف کرده است که به وسیله شخص یا گروهی از افراد درک می شود. سازمان جهانی بهداشت، کیفیت زندگی را به عنوان درک فرد از موقعیت خود در زندگی، در متن فرهنگ و نظام ارزشی جامعه می داند که با اهداف، انتظارات واستانداردهای وی در ارتباط است.

۱-۷ تعریف عملیاتی

چشم انداز زمان: منظورازچشم انداززمان نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه چشم انداز زمان  ZIPI به دست خواهد آورد.

 تصویر بدنی: منظور از تصویر بدنی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه تصویر بدنی فیشربه دست خواهد آورد.

کیفیت زندگی: منظور از کیفیت زندگی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه کیفیت زندگی واروشربون ( ۱۹۹۲ ) به دست خواهد آورد.

تعداد صفحه :۱۱۷

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه ی اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان

گروه علوم تربیتی

پایان نامه

جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی

عنوان :

مقایسه ی اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیب پرهیزی بین پرستاران بخش های ویژه و عمومی بیمارستان های شهر ایلام

۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اضطراب سلامت ،حساسیت پردازش حسی،راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیب پرهیزی دربین پرستاران بخش های ویژه و عمومی انجام گرفت. نمونه ای شامل ۱۲۰ پرستار که در دو گروه مقایسه ای ،۶۰ نفر پرستار شاغل دربخش های ویژه و۶۰ نفر پرستار شاغل در بخش های عمومی بیمارستان که بصورت نمونه ی در دسترس انتخاب شدند، مورد بررسی قرار گرفت. نمونه مورد بررسی که از بیمارستانهای آموزشی شهر ایلام انتخاب شدند، به پرسشنامه اضطراب سلامت نسخه اصلی فرم کوتاه (SHAI)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ)، پرسشنامه حساسیت پردازش حسی آرون و آرون(۱۹۹۷) و پرسشنامه آسیب پرهیزی پاسخ دادند. نتایج بدست آمده از تحلیل آماری Tمستقل، آنوا و مانوا نشان دهنده ی وجود تفاوت آماری معنادار بین میانگین نمره های اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان وزیر مؤلفه های این متغیرها در سطح ( ۰۰۰۱/ >p ) بود. به طور کلی بخش های ویژه به دلیل رویارویی با سوانح و فوریت های پزشکی و عهده دار بودن امداد رسانی به مصدومان تحت استرس و هیجان های منفی بیشتری قرار دارد که این هیجان های منفی در طول زمان، زمینه را برای بروز اختلالهای روانی مثل اضطراب سلامت فراهم می آورد.

کلید واژه ها : پرستاران بخش ویژه و عمومی- اضطراب سلامت- حساسیت پردازش حسی-راهبردهای تنظیم شناختی هیجان- آسیب پرهیزی

فهرست مطالب

شماره و عنوان مطالب                                                                           صفحه

فصل اول:  کلیات پژوهش

۱-۱-     مقدمه………………………………………………………۲

۱ -۲-    بیان مسئله……………………………………..۶

۱ -۳-    ضرورت و اهمیت انجام پژوهش…………………………..۱۱

۱ -۴-    اهداف پژوهش………………………………………………..۱۳

۱-۴-۱- هدف کلی…………………………………………………….۱۳

۱-۴-۲- اهداف جزئی……………………………………….۱۳

  • سؤال و فرضیه­های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………….۱۳
  • تعاریف مفهومی ………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۴
  • تعاریف عملیاتی ………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۶

 فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهشی

۲-۱- مقدمه……………………………………………..۱۹

۲-۲-اضطراب سلامتی……………………………..۱۹

۲-۲-۱- نظریه های مرتبط با اضطراب سلامتی ………….۲۳

۲-۲-۲- پژوهش های صورت گرفته در زمینه اضطراب سلامتی……………….۲۶

۲-۳- حساسیت پردازش حسی………………………………..۲۷

۲-۳-۱- تعریف حساسیت پردازش حسی…………………………۲۸

۲-۳-۲- ابعاد مختلف حساسیت پردازش حسی………………..۲۸

۲-۳-۳- پژوهش های انجام شده در زمینه حساسیت پردازش حسی……..۲۹

۲-۴-الگوهای استرس و مقابله………………………………………………۳۴

۲-۴-۱- هیجان……………………………………………….۳۶

۲-۴-۲- تنظیم هیجان………………………………………۳۷

۲-۴-۳- الگوی فرایند تنظیم هیجان………………………………..۳۸

۲-۴-۴- تنظیم شناختی هیجان……………………………………..۴۱

۲-۵-الگوهای سرشت و منش………………………۴۲

۲-۵-۱- تعریف الگوهای سرشت و منش……………………….۴۳

۲-۵-۲- ارتباط آسیب پرهیزی و اضطراب…………….۴۶

۲-۶- خلاصه و جمع‌بندی…………………………….۵۰

فصل سوم: روش پژوهش

۳-۱- مقدمه…………………………………………………………۵۳

۳-۲- روش پژوهش…………………………………۵۳

۳-۳- جامعه آماری………………………………۵۳

۳-۴-روش نمونه گیری…………………………………….۵۳

۳-۵- ابزارهای اندازه‌گیری…………………………۵۴

۳-۵-۱- پرسشنامه اضطراب سلامت………………………۵۴

۳-۵-۲- پرسشنامه حساسیت پردازش حسی……………….۵۵

۳-۵-۳- پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان………………۵۷

۳-۵-۴- پرسشنامه الگوهای سرشت و منش…………………………..۵۸

۳-۶- روش­های تجزیه و تحلیل داده­ها……………………..۵۹

۳-۷-روش اجرا……………………………………………………………۶۰

فصل چهارم: یافته­های پژوهش

۴-۱-مقدمه…………………………………………………………………………۶۲

۴-۲- آمار توصیفی………………………………………………………۶۲

۴-۳-آمار استنباطی…………………………………………………..۶۸

۴-۳-۱- پاسخ به سؤال پژوهش…………………………………………۶۸

۴-۳-۲ – فرضیه اول…………………………۷۰

۴-۳-۳- فرضیه دوم…………………………………۷۰

۴-۳-۴- فرضیه سوم…………………………….۷۲

۴-۳-۵- فرضیه چهارم………………………………….۷۵

۴-۴-یافته جانبی…………………………۷۵

فصل پنجم:  بحث و نتیجه گیری

۵-۱-مقدمه………………………………………………………..۷۹

۵-۲- تحلیل سؤال و فرضیه ها…………………………..۷۹

۵-۲-۱ – سؤال پژوهش…………………………………۷۹

۵-۲-۲فرضیه اول………………………………………۸۰

۵-۲-۳- فرضیه دوم……………………………………۸۲

۵-۲-۴- فرضیه سوم………………………………۸۳

۵-۲-۵ فرضیه چهارم…………………………………..۸۶

۵-۳- پیشنهادها……………………………………………..۸۷

۵-۳-۱- پیشنهادهای پژوهشی………………………..۸۷

۵-۳-۲- پیشنهادهای کاربردی………………………۸۸

۵-۴-محدودیت­ها ی پژوهش……………………………۸۹

فهرست منابع و مؤاخذ

۶-۱-منابع فارسی……………………………………………………..۹۰

۶-۲- منابع لاتین……………………………………..۹۲

– مقدمه

پرستاران به عنوان تنها گروه حرفه ای که در طول ۲۴ساعت شبانه روز، خدمات خود را به صورت مستمر ارائه می کنند، از یک سو حفظ سلامت افراد را به عهده داشته و از سوی دیگر هماهنگ کننده فعالیت سایر اعضاء تیم بهداشتی درمانی می باشند (هروآبادی و مرباقی[۱]، ۲۰۰۷).

امروزه در محیط های درمانی کشورهای مختلف، شاهد عدم تمایل پرستاران به ادامه کار و درگیری با شغل های دوم غیر مرتبط با پرستاری، تمایل به ترک کار، درخواست بازنشستگی قبل از موعد، شکایت از حجم کار زیاد و کمبود نیروی انسانی بوده و در این میان در بخش های مراقبت های ویژه از جمله )[۲]CCUواحد مراقبت قلبی) و ICU[3](واحد مراقبت ویژه) و نیز در بخش های دیالیز و آنکولوژی[۴] (سرطان شناسی)، این مشکلات حادتر و میزان اضطراب و استرس از سایر بخش ها چشم گیر تر است (ساترلند و کوپر[۵] ،۲۰۰۰). تحقیقات نشان داده که رویارویی دایمی با بیماران، داشتن مسؤولیت سلامت انسان ها، انجام فرایندهای بالینی، مواجه با بیماران در حال احتضار، برخورد با موقعیت های اضطراری و اورژانس، می تواند باعث کاهش عملکرد مطلوب پرستاران شود و بر سلامتی روانی و جسمانی آنها تأثیر بگذارد ( گرینید، جیم و راگر[۶]، ۲۰۰۱).

پرستاران در مقابل محرک های محیطی، از خود پاسخهای روانی بروز می دهند که این پاسخها ممکن است سبب شود وظایف خود رابه خوبی انجام ندهند و راهنماییها را خوب متوجه نشوند. مسائل روانی پرستاران یک بیمارستان به طور مستقیم یا غیر مستقیم نه تنها در میزان رضایت بیماران آن بیمارستان از خدمات بهداشتی- درمانی مؤثر است، بلکه در مسیر بهبود جسمی–روانی آنان نیز تأثیر خواهد داشت  ( گرینید، جیم و راگر، ۲۰۰۱)

اضطراب سلامت[۷] اختلال شناختی گسترده ای است که بصورت ادراک نادرست درباره علایم و تغییرات بدنی که نتیجه باورهای فرد در مورد بیماری یا سلامت است شکل می گیرد (سالکووسکیس و وارویک[۸]، ۲۰۰۰). در الگوهای شناختی- رفتاری، اضطراب سلامت از نگرانی و ترس مداوم نسبت به سلامت که به وسیله ارزشیابی نادرست هدایت می شود، تعریف می گردد (سالکووسکیس و وارویک، ۲۰۰۰) .

این الگوها بیانگر چندین شکل مهم از اضطراب سلامت هستند که شامل :

۱) قاطعیت در مورد داشتن بیماری (پافشاری بر این باور که یک نفر دارای یک بیماری جدی است).

۲) اشتغال ذهنی و نگرانی در مورد بدن (توجه بیش از حد روی احساس های بدنی و مشکلات بدن).

۳) ترس در رابطه با بیماری (ترس از یک نفر که مبتلا به یک بیماری جدی است، یا در آینده به یک بیماری جدی مبتلا می شود (پاتریک و آسموندسون[۹]، ۲۰۰۹) .

می توان اضطراب سلامت را بر روی یک پیوستار در نظر گرفت که در یک انتهای پیوستار سطوح خفیف اضطراب سلامت قرار دارد که توسط بیشتر افراد تجربه می شود (تایلور[۱۰] و آسموندسون، ۲۰۰۴) . برای افرادی که در این انتها از طیف (سطوح خفیف) قرار می گیرند، اضطراب قابل تحمل است و با گذشت زمان برطرف می شود و افراد به طور سازگارانه، جویای توجه پزشکی برای درمان مشکل می شوند، یا می توانند برای اطمینان، به طور مکرر، راهنمایی پزشکی دریافت کنند (تایلور و آسموندسون، ۲۰۰۴) . در انتهای دیگر پیوستار شکل شدید اضطراب سلامت قرار دارد، مانند اضطراب بیماری و نیز به شکل شدیدتر نشانگان اختلال بدنی شکل ([۱۱]DSM-5، ۲۰۱۳). این شرایط اغلب به دنبال پافشاری برای داشتن یک بیماری جدی، علی رغم اطمینان داشتن از عدم بیماری است و می تواند منجر به ایجاد اختلالات مهمی شود (پاتریک ، آسموندسون، ۲۰۰۹) .

مطالعات همه گیر شناسی گزارش می کنند که بیشتر از ۹% بیماران بستری در مراکز پزشکی درمانی، اضطراب سلامت را تجربه می کنند و شیوع آن در جمعیت عمومی بیشتر از ۵% گزارش شده است (گریدز و بارسکی[۱۲]، ۲۰۰۴ ) . در رابطه با مدل شناختی – رفتاری، عوامل متعددی مانند پردازش شناختی اطلاعات و ارزشیابی شناختی نقش مهمی در ایجاد و حفظ اضطراب سلامت دارند (سالکووسکیس و وارویک ، ۲۰۰۰) . اطلاعات درونی نظیر حس های بدنی، نشانه های بدنی و فیزیکی، یا محرکهای بیرونی مرتبط با بیماری، (مانند شنیدن ابتلا یک دوست به بیماری)، دارای قدرت بالقوه برای فعال کردن شناخت معیوب در مورد سلامت و بیماری هستند. عوامل درونی و بیرونی منجر به اضطراب شدید در مورد سلامت شخصی و رفتارهای مرتبط با سلامت و تصمیم گیری و ادراک اطلاعات مرتبط با سلامت است (سالکووسکیس و وارویک ، ۲۰۰۰).

یکی از مشاغلی که به واسطه محیط کار در معرض ابتلا به اضطراب سلامت هستند پرستاری است و از طرفی در راستای راه کارهای ارتقاء سلامت، تمرکز روی مشاغل مرتبط با سلامت و هم چنین محیط کاری آنها، همان اهمیت توجه به بیماران را دارد ( گرینید، جیم و راگر، ۲۰۰۱).

محتوای نظریه شناختی که توسط بک (۱۹۷۶) مطرح شده است، بیان می کند که اضطراب سلامت و خود بیمار انگاری می تواند از سایر اختلالات به وسیله محتوای باورهای تخریبی ناشی از آن تفکیک گردد. افرادی که دچار اضطراب سلامت هستند سعی می کنند که نسبت به تغییرات بدنی هشیار و حساس باشند. زمانی که شخص به طور ارادی به بدنش توجه زیادی داشته باشد، میزان ادراک و هیجان ها در وی افزایش پیدا می کند (بارسکی و همکاران، ۲۰۰۲). بسیاری از احساس ها مانند خارش، سرفه یا خمیازه کشیدن از نظر آنها دارای یک تفکیک بیمار گونه است که می تواند به وسیله توجه دیگران و واکنش های دیگران گسترش یابد (بارسکی و همکاران،۲۰۰۲) .

زمانی که اطلاعات هیجانی نتوانند در فرایند پردازش شناختی ادراک ارزشیابی شوند، فرد از نظر عاطفی و شناختی دچار آشفتگی و درماندگی می شود و این ناتوانی،سازماندهی عواطف و شناختهای او را تحت تأثیر قرار می دهد. حساسیت پردازش حسی[۱۳] بعنوان یک ویژگی خلق و خوی شخصیتی به شمار می رود که توسط حساسیت نسبت به تحریکات درونی و بیرونی از قبیل محرک های هیجانی و اجتماعی که علت پیدایش آن می باشد، مشخص می شود (جاگیلوز[۱۴] و همکاران، ۲۰۱۱).

آرون و آرون[۱۵] (۱۹۹۷)از حساسیت پردازش حسی بعنوان ساختاری که گرایش به پردازش انواع مختلفی از اطلاعاتی که از اهمیت بیشتری نسبت به سایر اطلاعات دریافت شده از محیط برخوردار هستند، یاد می کنند. همچنین حساسیت پردازش حسی اشاره دارد به شناسایی و پاسخ افراد به تعداد معدودی از محرک های موجود درمحیط می باشد.

هم چنین مطالعات شناختی بیانگر این است که افراد مبتلا به اضطراب سلامت در مقایسه با افراد غیر مبتلا به اضطراب سلامت، به احتمال بیشتری علایم بدنی را به عنوان یک ضعف سلامتی یا بیماری جدی تعبیر می کنند ( بارسکی، ۲۰۰۲) . به احتمال بیشتری باور می کنند آن ها ضعیف هستند و توان مقابله با استرس را ندارند (رایف[۱۶]، ۱۹۹۸). برای برآورد بیش از اندازه شانس ابتلا به بیماری و یا تخمین بیش از اندازه خطر یک بیماری تمایل بیشتری نشان می دهند  . ممکن است اطلاعات گسترده ای صرفأ در زمینه بیماری ها داشته باشند نه در زمینه های دیگر( بارسکی، ۲۰۰۲).

از سوی دیگر روش های مقابله با چنین تنش ها و تشویش های روانی و رویارویی با مشکل های کاری می تواند تا حدودی شرایط روانی محل کار را مساعدتر نماید.مدیریت هیجان ها به منزله فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد و هرگونه اشکال و نقص در تنظیم هیجان ها می تواند فرد را در برابر اختلال های روانی همچون اضطراب و افسردگی آسیب پذیر سازد(گارنفسکی و کرایج[۱۷]، ۲۰۰۵).

به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ها و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۳).

مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[۱۸]، ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵). بعبارت دیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد.

کلونینجر در مدل عصبی_زیستی خود مطرح کرده است، که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی[۱۹] و متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخگویی به گروه های معین از محرک ها هستند.

بازداری رفتاری در پاسخ به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری[۲۰]،آسیب پرهیزی[۲۱] نامیده می شود. کلونینجر آسیب پرهیزی را به همراه دو بعد دیگر نوجویی و پاداش وابستگی که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند در قسمت سرشت معرفی کرد (کلونینجر[۲۲]، ۱۹۸۷ و ۱۹۹۱).

 

۱-۲– بیان مسأله

حرفه و شغل هر فرد نقش تعیین کننده در سلامت روان دارد. پرستاری از مشاغلی است که همواره با عوامل متعدد و تنش زای محیط کار رو به رو است. ماهیت این شغل به گونه ای است که با ترکیبی از نقش ها از طریق فعالیت های فنی، مهارتهای حرفه ای، روابط انسانی و احساس همدردیدر ارتباط است و هر کدام از این فعالیت ها نقش و مسئولیت زیاد را برای پرستار موجب می شود. افسردگی در زنان پرستار در اکثر موارد به علت رویدادهای تنش زای زندگی کاری بالا می باشد (مایرس[۲۳] و همکاران، ۲۰۰۵). مؤسسه ملی و بهداشت شغلی اعلام کرده است که از ۱۳۰ شغل مورد بررسی، پرستاری رتبه ۲۰ را در مراجعه به پزشک جهت مشکلات ناشی از عدم سلامت جسمانی و روانی کسب کرده اند (رافی ، ۱۳۸۷).بنابراین به نظر می رسد که بعلت حساس بودن مسئولیت های شغلی پرستاران و تعامل مداوم آنها با بیماران، پرستاران همواره در معرض مخاطرات بیماریهای جسمی و روانی و تنش های منفی قرار می گیرند(درخشان و صالحی،۱۳۸۴، میرصدری،۱۳۸۹). دربین آنان پرستاران شاغل در بخش های ویژه به دلیل شرایط خاص ناشی از محیط کار و بیماران ممکن است بیشترین استرس را تحمل نمایند. ازجمله عوامل تنش زای بخش ویژه می توان به مواردی همچون ارتباط کاری با سایر پرستاران و کارکنان تیم بهداشتی، ارتباط و مکالمه با بیمار و همراهان وی، سطح بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای کار در این بخش، حجم کاری بالا، لزوم پاسخ سریع و بی درنگ پرستار به موقعیت های فوری، تماس مداوم با بیماران اورژانسی، مسئولیت سنگین مراقبت از بیماران بخشهای ویژه و در معرض قرار گرفتن مشاهده مستقیم مرگ بیماران اشاره کرد(مک گراس[۲۴] و همکاران، ۲۰۰۳). متخصصان سلامت گزارش کرده اند که پرستاران، نگرانی های جدی را در رابطه با ماهیت شغلی شان تجربه می کنند. آنها به واسطه تماس مداوم با بیماران و استفاده مکرر ازتجهیزات تیز همچون آمپول و غیره و تماس مستقیم با خون و مایعات بدن بیماران و مواد شیمیایی بیمارستان و داروهای پزشکی خطرناک از قبیل شیمی درمانی و غیره در معرض خطرهای جدی و نگرانی های مرتبط با سلامتی شان می باشند ( ریوجر[۲۵]  و همکاران، ۲۰۰۷).

سلامت[۲۶] مفهوم پیچیده ای است که شامل قواعد و رشته های مختلف نظیر پرستاری، پزشکی، فلسفه و روانشناسی می شود که هرکدام از این اجزاء سعی در تعریف سلامت داشته اند .دامنه تعریف سلامت از تعریف کاملی که توسط سازمان جهانی بهداشت[۲۷] مبنی بر وضعیتی که سلامت کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و نه فقط عدم داشتن بیماری، تا تعریف سنتی سلامت که محدود به نداشتن بیماری جسمی است، گسترده شده است  ( ریوجر  و همکاران، ۲۰۰۷).

یکی از ابعادی که سلامت روانشناختی را تحت تأثیر قرار می دهد، اضطراب است به طوری که امروزه اختلالات اضطرابی[۲۸] بیشترین شیوع را در دسته بندی اختلالات روانی دارند. میزان شیوع اختلالات اضطرابی در طول مراحل زندگی از ۸% تا ۲۹% دامنه دارد (مک گراس و همکاران، ۲۰۰۳). یکی از انواع اختلال های اضطراب، اضطراب سلامت است.

اضطراب سلامت اختلال شناختی گسترده ای است که بصورت ادراک نادرست درباره علایم و تغییرات بدنی که نتیجه باورهای فرد در مورد بیماری یا سلامت است ، شکل می گیرد (سالکووسکیس و واردیک، ۲۰۰۰).اضطراب سلامت پیوستاری است که در یک سوی آن نگرانی های خفیف مرتبط با احساس های بدنی و در سوی دیگر آن ترس های شدید مرتبط با سلامت و اشتغال ذهنی با احساس های بدنی قرار می گیرد (تانگ[۲۹] و همکاران، ۲۰۰۷). ضابطه بندی اضطراب سلامت که به وسیله سالکووسکیس مطرح شده بیانگر آن است که برخی افراد طیف وسیعی از عوامل از جمله تغییرات بدنی، اطلاعات پزشکی، مشاوره های پزشکی، نتایج آزمایشها و نیز واکنش ها و توصیه های دیگران را به غلط بعنوان علایمی از یک بیماری جسمی خطرناک تفسیرمی کنند(سالکووسکیس و وارویک، ۲۰۰۱). این سوءتعبیرهای مبتنی بر خطر منجر به شکل گیری فرض ها و افکار منفی بیشتری می گردد. این افکار غالبأ به وسیله تصویرهای ذهنی هیجانی تقویت می شود و به این ترتیب فرد اضطراب سلامت شدیدی را تجربه می کند. افرادی که اضطراب سلامتی شدید را تجربه می کنند واجد ملاک های تشخیصی اختلال اضطراب بیماری[۳۰] براساس پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی[۳۱] هستند. اختلال اضطراب بیماری بعنوان یکی از اختلال های نشانگان بدنی[۳۲] که ویژگی اساسی آن گرایش مداوم به سوءتعبیر فاجعه آمیز علایم و نشانه های بی خطر جسمانی بعنوان شواهدی مبنی بر وجود یک بیماری خطرناک می باشد، پذیرفته شده است (DSM-5 ، ۲۰۱۳). یکی از مشاغلی که به واسطه محیط کار در معرض ابتلا به اضطراب سلامت هستند پرستاری است و از طرفی در راستای راه کارهای ارتقاء سلامت، تمرکز روی مشاغل مرتبط با سلامت و هم چنین محیط کاری آن ها، همان اهمیت توجه به بیماران را دارد((مک گراس[۳۳] و همکاران، ۲۰۰۳).

می توان ادعا کرد که بخش عظیمی از رفتارهای ما تحت تأثیر عوامل زیستی می باشد. از آنجا که دیدگاه ها و نظریه های زیست شناختی_شخصیت، جایگاه ویژه ای در متون علمی جهان دارد، طی سالیان متمادی تلاش های زیادی برای پیوند بین روانشناسی و زیست شناسی صورت گرفته است. و باعث این شد که روانشناسان میان روان و تن و نیز رفتار و مغز پلی بزنند. حاصل این گونه تلاش ها در گرایش های علمی نظیر علوم عصب پایه نوروپسیکولوژی بازتاب خوبی داشته است (کاویانی،۱۳۸۶). برای مثال در اختلال نشانگان بدنی، اضطراب بیماری نتیجه محدودیت آگاهی و درک احساس های در افراد مبتلا می باشد، و از طرفی دیگر افراد مبتلا به این عارضه ، احساس های فردی خود را دقیق درک نمی کنند(DSM-5 ، ۲۰۱۳). زمانی که اطلاعات هیجانی نتوانند در فرآیند پردازش شناختی ادراک ارزشیابی شوند، فرد از نظر عاطفی و شناختی دچار آشفتگی و درماندگی می شود و این ناتوانی، سازماندهی عواطف و شناخت های او را تحت تاًثیر قرار می دهد. حساسیت پردازش حسی[۳۴] به عنوان یک ویژگی خلق و خوی شخصیتی به شمار می رود که توسط حساسیت نسبت به تحریک های درونی و بیرونی از قبیل محرک های هیجانی و اجتماعی که علت پیدایش آن می باشد، مشخص می شود(جاگیلوز[۳۵]و همکاران، ۲۰۱۱).

 آرون و آرون (۱۹۹۷) از حساسیت پردازش حسیبه عنوان ساختاری که گرایش به پردازش انواع مختلفی از اطلاعاتی که از اهمیت بیشتری نسبت به سایر اطلاعات دریافت شده از محیط برخوردار هستند، یاد می کنند. همچنین حساسیت پردازش حسی به شناسایی و پاسخ افراد به تعداد معدودی از محرک هایی که در محیط موجود می باشد، اشاره دارد. حساسیت پردازش حسی توضیحات قابل ملاحظه ای را در رابطه با ویژگی های شخصیتی افراد و سلامت روانی آنها بیان می دارد.حساسیت پردازش حسی شامل سه بعد یا مؤلفه «سهولت تحریک[۳۶]»، «حساسیت زیبایی شناختی[۳۷]» و «آستانه حسی پایین[۳۸]» می باشد که هر یک از این ابعاد ارتباط های متفاوتی با سایر متغیرهای دیگر درروان شناسی دارند، که سهولت تحریک به احساس پاسخ نسبت به خواسته ها و نیازها اشاره دارد، اما حساسیت زیبایی شناختی به آگاهی از تجارب زیباییشناختی و آستانه حسی پایین به حساسیت افراد نسبت به محرک های ناخوشایند اشاره دارند.

از سوی دیگر روش های مقابله با چنین تنش ها و تشویش های روانی و رویارویی با مشکلات کاری می تواند تا حدودی شرایط روانی محل کار را مساعدتر نماید.مدیریت هیجان ها به منزله فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد و هرگونه اشکال و نقص در تنظیم هیجان ها می تواند فرد را در برابر اختلال های روانی همچون اضطراب و افسردگی آسیب پذیر سازد (گارنفسکی و کرایج[۳۹]، ۲۰۰۳).

 به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ها و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۳).

مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[۴۰]، ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵). بعبارت دیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد.

بنابر اظهار اسپیلبرگر[۴۱] اضطراب یک حالت هیجانی ناخوشایند است، که با نگرانی، تنش و بیم شناخته می گردد.

اضطراب هیجانی است که در زندگی روزمره هر فرد رخ می دهد و انسانها آن را تجربه می کنند، اگر این حالت شدت یابد و طولانی گردد و همچنین با موقعیت تناسب نداشته باشد، در آن صورت از حالت بهنجار دور شده و به اختلال بالینی نزدیک می گردد (خسروی و مهدیفر،۱۳۹۰). اضطراب را می توان به اضطراب حالت و اضطراب صفت افتراق داد. اضطراب صفت اشاره دارد بر تفاوت های فردی نسبتأ با ثبات در آمادگی به اضطراب، بدین معنا که بین مردم تمایل به پاسخ به موقعیت های تهدید کننده متفاوت است (ویتاساری[۴۲] و همکارن،۲۰۱۱). اضطراب صفت نشأت گرفته از افزایش تهدید در زندگی و موقعیت زندگی شخصی، افزایش تقاضایی از فرد که یک تهدید را با ارزش تلقی می کند و حوادث فشارزایی که اعتماد به نفس فرد را تحلیل می برند می باشد، افراد مبتلا به این نوع اضطراب علائم جسمانی و روانی را تجربه می کنند (ویتاساری و همکارن،۲۰۱۱). کلونینجر و همکارنش یک مدل زیستی– عصبی  پیشنهاد داده اند که به طور معمول در تحقیقات بالینی مورد استفاده قرار می گیرد،این مدل چهار بعد سرشت و سه بعد منش را شامل می شود(هانسن[۴۳]، رگس[۴۴]، پاینتو[۴۵]، کی جری[۴۶]، اجمیر[۴۷] ۲۰۰۷). سرشت اساس وراثتی هیجانها و یادگیری های است که از طریق رفتارهای هیجانی و خودکار کسب می شود و به عنوان عادت های قابل مشاهده در اوایل زندگی فرد دیده می شود و تقریباَ در تمام طول زندگی ثابت باقی می ماند (ابوالقاسمی، رفیعی و نریمانی، ۱۳۹۰). کلونینجر معتقد است که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی [۴۸] متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخ گویی به گروههای معینی از محرکها است. کلونینجر چهار بعد برای سرشت معرفی کرده است (ابوالقاسمی و همکاران، ۱۳۹۰). نوجویی  به عنوان فعال سازی رفتاری[۴۹] در پاسخ به محرکهای تازه تعریف می شود که موجب جستجوی پاداش و گریز از تنبیه می شود. آسیب پرهیزی بازداری رفتاری[۵۰] در پاسخ به محرکهای تنبیه یا نبودن پاداش است. پاداش وابستگی به عنوان تمایل به دادن پاسخ مثبت به نشانه های پاداش می باشد که موجب حفظ پاسخ یا مقاومت در برابر خاموشی رفتار می گردد (هانسن و همکاران، ۲۰۰۷).

 پشتکار به معنایی استقامت در حالت خستگی و ناامیدی است (ماداگا و هانسن،[۵۱]۲۰۰۷). هر یک از ابعاد سرشت و منش در یک دستگاه (شبکه) تعاملی، جریان سازگاری و تطابق تجربه های زندگی را راه اندازی و هدایت می کند. آمادگی ابتلا به اختلال های هیجانی و رفتاری از چگونگی عملکرد این دستگاه تعاملی اثر می پذیرد(کاویانی ، ۱۳۸۶).

جیانگ[۵۲] ، ساتو[۵۳]، هارا[۵۴]، تاکی دمی[۵۵]، اوزاکی[۵۶]،یامادا[۵۷] (۲۰۰۳). در پژوهشی به بررسی رابطه بین اضطراب صفت، شخصیت و خستگی بر اساس پرسشنامه سرشت و منش پرداختند، نتایج نشان داد که هر دو اضطراب صفت و حالت با بسیاری از گروهها از جمله از بعد سرشت، آسیب پرهیزی با اضطراب صفت رابطه دارد.

مطالعه حاضر در پی این است که اضطراب سلامت و متغیرهای حساسیت پردازش حسی،آسیب پرهیزی و تنظیم شناختی هیجان دربین پرستاران شاغل در بخش های ویژه بیمارستان و پرستاران شاغل در بخش های عمومی بیمارستان را مورد بررسی قرار دهد.

تعداد صفحه :۱۳۱

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه ویژگی­های شخصیتی و منبع کنترل زناشویی در زوجین عادی و متقاضی طلاق

پایان‏نامه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی

مقایسه ویژگی­های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل زناشویی در زوجین عادی و متقاضی طلاق

آبان ماه ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

این پژوهش به مقایسه ویژگی‌های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل در زوجین متقاضی طلاق و زوجین عادی در شهر بوشهر در سال ۱۳۹۴- ۱۳۹۳پرداخته است. روش پژوهش توصیفی از نوع علی – مقایسه ای می باشد. جامعه پژوهش شامل زوجین عادی و متقاضی طلاق ساکن شهر بوشهر بود. به همین خاطر از میان زوج‌های متقاضی طلاق ۱۹۷ نفر و از میان زوج‌های عادی نیز ۱۹۹ نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل، پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO)، پرسشنامه چند محوری بالینی میلون ۳ ((MCMI-3، پرسشنامه منبع کنترل زناشویی (MMLOC) و پرسشنامه ویژگی های دموگرافی (محقق ساخته) بودند و برای تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) در سطح معناداری p< 0/05 استفاده شد. نتایج پژوهش مذکور نشان داد که بین زوج‌های متقاضی طلاق و زوج‌های عادی از نظر مولفه‌های ویژگی‌های شخصیتی (روانرنجوری، برونگرایی و گشودگی به تجربه به جز توافق و وجدان)، اختلالات شخصیتی (همه ی اختلالات شامل اسکیزوئید، اجتنابی، وابسته، نمایشی، ضداجتماعی، پارانوئید و مرزی  به جز وسواسی و خودشیفته) و منبع کنترل( در همه مولفه ها شامل درونی، بیرونی، تلاش، توانمندی، شانس و بافت) در ســطح p< 0/05 تفــاوت معنادار وجود دارد. از نتایج پژوهش حاضر می توان در مراکز مشاوره قبل از ازدواج استفاده کرد.

واژگان کلیدی: ویژگی­ شخصیتی، اختلال شخصیت، منبع کنترل زناشویی، طلاق

فهرست مطالب

فصل یکم ………………………………………………………………………………………………. ۱

۱-۱- مقدمه. ۲

۱ -۲- بیان مساله ……………………………………………………………………………………………………….۳

۱-۳- اهمیت و ضرورت مسأله. ۵

۱-۴- اهداف تحقیق……….. ۶

۱-۴-۱- هدف کلی   6

 1-4-2-  اهداف فرعی.. ۶

۱-۵- فرضیات پژوهشی.. ۷

 1-5-1- فرضیه اصلی: ۷

 1-5-2- فرضیات فرعی: ۷

۱-۶- تعریف عملیاتی و نظری متغیرها ۷

۱-۶-۱- تعریف مفهومی زوجین متقاضی طلاق.. ۷

۱-۶-۲- تعریف عملیاتی زوجین متقاضی طلاق.. ۷

۱-۶-۳- تعریف مفهومی ویژگیهای شخصیتی.. ۸

۱-۶-۴- تعریف عملیاتی ویژگیهای شخصیتی.. ۸

۱-۶-۵- تعریف مفهومی اختلالات شخصیت۸

۱-۶-۶- تعریف عملیاتی اختلالات شخصیت۸

۱-۶-۷- تعریف مفهومی منبع کنترل.. ۸

۱-۶-۸- تعریف عملیاتی منبع کنترل.. ۸

فصل دوم……………………………………………………………………………………………….. ۹

۲-۱- پیشگفتار. ۱۰

۲-۲- طلاق ۱۰

۲-۲-۱-زمینه­های تاریخی طلاق.. ۱۲

 2-2-2- نظریه­های طلاق.. ۱۲

۲-۲-۲-۱-نظریه همسان همسری.. ۱۳

۲-۲-۲-۲-نظریه طرحواره ۱۳

۲-۲-۲-۳-نظریه مبادله. ۱۴

۲-۲-۲-۴-نظریه توزیع قدرت.. ۱۴

۲-۲-۲-۵-نظریه نیاز- انتظار ۱۴

۲-۲-۲-۶-نظریه‌ نظامها ۱۴

۲-۲-۲-۷-نظریه تصورات اجتماعی.. ۱۴

۲-۲-۲-۸-نظریه خود میان بینی.. ۱۵

۲-۲-۲-۹-نظریه مشکلات اقتصادی.. ۱۵

۲-۲-۲-۱۰-نظریه شبکیه. ۱۵

۲-۲-۲-۱۱-نظریه بوهن.. ۱۶

۲-۲-۲-۱۲-نظریه ویسمن.. ۱۶

۲-۲-۲-۱۳-نظریه مل کرانتزلر. ۱۷

۲-۲-۲-۱۴-نظریه سیستمی خانواده ۱۷

۲-۲-۲-۱۵-نظریه خطر و تاب آوری.. ۱۸

۲-۲-۲-۱۶-نظریه دلبستگی.. ۱۸

۲-۲-۳-طلاق و دنیای مدرن.. ۱۸

۲-۲-۴-شیوع طلاق در ایران.. ۱۹

 2-2-5- علل و عوامل طلاق.. ۱۹

۲-۳- ویژگی­های شخصیتی… ۲۳

۲-۳-۱-نظریه­های شخصیت… ۲۴

۲-۳-۱-۱-نظریه تیپ­شناسی.. ۲۴

۲-۳-۱-۲-نظریه رفتارگرایی.. ۲۴

۲-۳-۱-۳-نظریه روانکاوی.. ۲۴

۲-۳-۱-۴-نظریه انسان­گرایی.. ۲۵

۲-۳-۱-۵-نظریه صفات.. ۲۵

 2-3-2-نقش شخصیت و عوامل جمعیت شناختی در روابط زناشویی و طلاق.. ۲۸

۲-۴- مفهوم و تعریف اختلالات شخصیت… ۳۰

۲-۴-۱-انواع اختلالات شخصیت… ۳۰

۲-۴-۱-۱-اختلال شخصیت پارانوئید. ۳۰

۲-۴-۱-۲-اختلال شخصیت اسکیزوئید. ۳۱

۲-۴-۱-۳-اختلال شخصیت اسکیزوتایپال.. ۳۲

۲-۴-۱-۴-اختلال شخصیت ضد اجتماعی.. ۳۲

۲-۴-۱-۵-اختلال شخصیت مرزی.. ۳۳

۲-۴-۱-۶-اختلال شخصیت نمایشی.. ۳۳

۲-۴-۱-۷-اختلال شخصیت خود شیفته. ۳۴

۲-۴-۱-۸-اختلال شخصیت اجتنابی.. ۳۴

۲-۴-۱-۹-اختلال شخصیت وابسته. ۳۵

۲-۴-۱-۱۰-اختلال شخصیت وسواسی.. ۳۵

۲-۵- مفهوم و تعریف منبع کنترل.. ۳۶

 2-5-1- انواع منبع کنترل.. ۳۶

۲-۵-۱-۱- منبع کنترل درونی.. ۳۶

۲-۵-۲-۲- منبع کنترل بیرونی.. ۳۷

۲-۵-۳- نوسان در پیوستار منبع کنترل.. ۳۸

 2-5-4- پیامدها و تاثیرات منبع کنترل.. ۳۹

۲-۵-۴-۱- سلامت روان و هیجانات منفی.. ۳۹

 2-5-4-2- موفقیت و شکست.. ۳۹

 2-5-4-3- بهداشت جسمانی.. ۳۹

 2-5-5-منبع کنترل براساس دیدگاه‌های متفاوت… ۴۰

 2-5-5-1-نظریه درماندگی آموخته شده ۴۰

 2-5-5-2-نظریه اسناد. ۴۰

۲-۵-۵-۳-نظریه یادگیری اجتماعی راتر. ۴۰

 2-5-5-4-نظریه خود کارآمدی بندورا ۴۱

 2-5-6-منبع کنترل و روابط همسران.. ۴۱

۲-۶-پیشینه پژوهشی.. ۴۱

۲-۶-۱- پیشینه داخلی.. ۴۱

۲-۶-۲- پیشینه خارجی.. ۴۴

۲-۷-جمع­بندی… ۴۷

فصل سوم…………………………………………………………………………………………….۴۸

۳-۱- روش تحقیق… ۴۹

۳-۲- جامعه پژوهش….. ۴۹

۳-۳-شیوه نمونه­گیری و حجم نمونه. ۴۹

۳-۴-ابزار جمع­آوری اطلاعات… ۴۹

۳-۴-۱-پرسشنامه چند محوری بالینی میلون ۳.. ۴۹

۳-۴-۲-پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو. ۵۰

۳-۴-۳- پرسشنامه منبع کنترل زناشویی میلر (MMLOC) 50

۳-۴-۴-پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی خصوصیات مربوط به ازدواج.. ۵۰

۳-۵-شیوه جمع آوری داده­ها و تجزیه و تحلیل آنها ۵۱

۳-۶-ملاحظات اخلاقی… ۵۱

فصل چهارم…………………………………………………………………………………………..۵۲

۴-۱- یافته های توصیفی……………………………………………………………………………………………..۵۳

۴-۲-یافته‌های استنباطی.. ۶۲

۴-۳- یافته‌های جانبی.. ۷۹

فصل پنجم……………………………..۸۰

۵-۱- تبیین فرضیه ها…………………….۸۱

۵-۲- تبیین یافته‌های جانبی مربوط به مدت ازدواج و دلائل طلاق.. ۹۲

۵-۳- محدودیت‏های پژوهش….. ۹۲

۵-۴- پیشنهادها ۹۳

۵-۲-۱- پیشنهادات پژوهشی.. ۹۳

۵-۲-۲- پیشنهادات کاربردی۹۳

منابع…………………………………….۹۵

منابع فارسی.. ۹۵

منابع انگلیسی……………………………۱۰۱

پیوست………………………………….۱۰۶

۱-۱- مقدمه

خانواده اصلی ترین هسته­ی هر جامعه و کانون حفظ سلامت و بهداشت روانی است و نه تنها محل تأمین نیازهای عاطفی، مادی، تکاملی و معنوی اعضای خود است بلکه مبدأ بروز عواطف انسانی و کانون صمیمانه­ترین روابط و تعاملات بین فردی نیز می­باشد (فاض، حق شناس و کشاورز، ۱۳۹۰). یکی از عواملی که می تواند این کانون گرم و صمیمانه را تهدید کند و موجب ناراحتی ها و مشکلات متعددی در این کانون گرم و صمیمانه شود، بروز آسیبی تحت عنوان طلاق است که آثار مخرب آن در ابعاد اجتماعی فوق العاده زیاد بوده و موجب ایجاد ناهنجاریهای اجتماعی بسیاری می شود. طلاق نوعى گسســت و جدایى و اخلال در بنیان هاى اساســى خانواده اســت که منجر به جدایى همیشــگى مى شــود (محقق داماد، ۱۳۸۷). طلاق فرایندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می شود و بـا تـلاش بـرای حـل تعـارض از طریق ورود به موقعیت جدید با نقـشهـا و سـبک زنـدگی جدید خاتمه می یابد (گاتمن[۱]، ۱۹۹۳). طلاق به معنای فروپاشی مهمترین نهاد جامعه پذیری در جامعه انسانی اسـت. به درستی می توان پذیرفت که طلاق در آنجایی بیشتر رخ می دهد و تعدد می پذیرد که روابط بین انسان ها دچار بحران و مشکل شده باشد (ساروخانی، ۱۳۷۶). به اعتقاد مارکمن[۲] (۱۹۹۳) تقریبا همه زوجینی که ازدواج می کنند در ابتدای ارتباطشان سطح بالایی از رضایت زناشویی را گزارش می­کنند. اما این رضایت از رابطه در طی زمان در میان بسیاری از زوجین کاهش می یابد (برادبری[۳]، ۱۹۹۸). این کاهش تدریجی رضایت مندی اعضای خانواده، ابتدا سبب گسستگی روانی و سپس گسستگی اجتماعی و در نهایت طلاق می شود. طلاق شایع‌ترین جلوه تعارض شدید است و در نهایت بالغ بر نیمی از زوج‌هایی در صدد مشاوره هستند طلاق می گیرند (ورسینگتون[۴]، ۲۰۰۵). واژه طلاق در زبان فارسی به معنای بیزاری و جدایی کامل است (فاتحی دهاقانی و نظری، ۱۳۸۹). طلاق بارزترین آشفتگی زناشویی است  و در همه جوامع حالت همه گیر پیدا کرده است. طلاق همانطور که بر جامعه آثار شوم می گذارد، تعادل انسان ها را ناپایدار می سازد و باعث از هم پاشیده شدن کانون گرم خانواده می شود و همبستگی بین زن و مرد را می گسلد (ستوده و بهاری، ۱۳۸۶).

 نهـاد خانواده در دنیای کنونی، به طور گسترده ای طلاق را تجربه می کند؛ البتـه ایـن بـدان معنا نیست که خانواده در گذشته با این پدیده مواجه نبوده است، ولـیکن طـلاق نیـز مانند تمام پدیده های دیگر، تغییر ماهیت یافته اسـت. امـروزه طـلاق اغلـب گـزینش اختیاری افراد است و به نظر می رسد نسبت به گذشته پدیدهای عادی و عملی بهنجار انگاشته می شود و به گونه ای روزافزون اقدامی برای رهـایی از تـنش خـانوادگی تلقـی می گردد. زمانی طلاق آخرین راه حل یک زندگی مشترک محـسوب مـی گردیـد و تـا رسیدن به آن نقطه پایانی، تمامی راهها برای تداوم زندگی زناشویی آزمون می شد، اما اکنون طلاق همچون ازدواج، امری طبیعی محسوب می شود و در اکثر جوامع روشـی پذیرفته و نهادینه شده برای پایان ازدواج است (محبی، ۱۳۸۰).  طلاق یک مسأله اجتماعی و آسیبی جدی در جامعه امروز است که اگر چه در فرهنگ و تاریخ ایران عمومیت نداشته، اما رشد سریع و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قانونی و روانی که بر ابعاد مختلف جامعه دارد، امری نگران کننده است. در واقع خانواده امروز در مرحله­ای حساس قرار دارد، که به طور گسترده ای طلاق را تجربه می کند (آزاد،۱۳۷۷). بررسی در زمینه آسیب شناسی خانواده نشان می دهد که طلاق یکی از متداول ترین مسائل خانواده در جوامع امروزی است بطوری که در بسیاری از جوامع آمار طلاق رقم بالایی را نشان می دهد (اخوان تفتی، سیف،۱۳۸۷). در حال حاضر جهان با روند رو به افزایش طلاق مواجه است. آمار جهانی در ارتباط با طلاق مؤید این واقعیت است. در آمریکا ۲۰ درصد کودکان در خانه‌هایی زندگی می کنند که فقط یکی از والدین (به طور معمول مادر) عهده دار خانواده است (قطبی، ۱۳۸۳). بر اساس آمار رسمی در ایران از هر ۱۰۰۰ مورد ازدواج، حدود ۲۰۰ مورد به طلاق منجر می شود و ایران چهارمین کشور جهان از نظر میزان نسبت طلاق به ازدواج معرفی شده است (یوسفی، ۱۳۹۰).

اگرچه طلاق هم اکنون در جوامع روشی پذیرفته شده و نهادینه شده برای پایان ازدواج است، به عنوان یک مســئله اجتماعی می تواند زمینه بروز بســیاری از مسائل و پیامدهای متفاوت و بعضا زمینه بروز بســیاری از آسیب های اجتماعی دیگر در سطوح فردی و سطوح جتماعی را فراهم آورد. از یک سو این آثار و پیامدها می تواند عوارضی را برای زنان و مردان و از سوی دیگر برای فرزندان به همراه داشته باشد. از  جمله آثار و عوارض منفی طلاق بر زنان مطلقه مشــکلات اقتصــادی و معیشــتی، تن دادن بــه ازدواج های موقت و یا خــارج از عرف اجتماعی، افســردگی، سرخوردگی و کاهش رضایت از زندگی، پذیرش نقش های چندگانه و تعدد نقش ها، روی آوردن به آسیب هایی همچون قتل، خودکشی، اعتیاد، فحشا، سرقت، انزوا و اختلال در مناســبات و تعاملات اجتماعی، مشــکلات جنســی و روی آوردن به انحرافات جنســی و فساد اخلاقی، مشکلات ناشــی از عدم حضانت فرزندان، دلتنگی و از دست دادن ســلامت روانی و جســمی و … هستند. برای مردان فشارهای روحی و روانی، ابتلا به انواع آسیب ها مثل اعتیاد به مواد مخدر، الکل، اختلافات رفتاری، خودکشــی و انحرافات جنســی و قرار گرفتن در معرض انواع بیماری های عفونی و ویروسی، از دست دادن پیوندها و همبستگی با خانواده، طرد خانوادگی و اختلاف با ســایر اعضای خانــواده، تن دادن به ازدواج های موقــت و ازدواج های ثانویه، اختلاف بین فرزندان با همسر در صورت ازدواج مجدد، از جمله آثار و پیامدهای منفی طلاق برای مردان است. آثار و عوارضی که طلاق برای فرزندان به همراه دارد، از آن جهت قابل اهمیت اســت که می تواند زمینه بروز بســیاری از اختلالات رفتاری، روحی و روانی در آنان باشــد و زندگــی فــردی و اجتماعی آتی آنان را بــه مخاطره اندازد. از جمله عواملی که می تواند در ایجاد تعارض و طلاق در بین زوجین نقش زیادی داشته باشد، عوامل شخصیتی از قبیل ویژگی های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل زناشویی می باشد. بنابراین هدف این پژوهش مقایسه ویژگی های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل در زوجین عادی و متقاضی طلاق است.

  • بیان مساله

طلاق علل متعددی دارد و کمتر می توان برای آن علل محدودی را در نظر گرفت. طلاق از آن دسته پدیده های اجتماعی است که دارای علل متعدد و در اکثر مواقع پیچیده است. پژوهشگران متعددی در داخل و خارج از کشور به بررسی  این مسئله پرداخته و به علل و ریشه ها و به ویژه پیامدها و عوارض فردی، خانوادگی و اجتماعی آن توجه کرده­اند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که عوامل برون روانی از جمله دخالت دیگران در زندگی و تفاوت منزلتی (فاتحی دهاقانی و نظری، ۱۳۸۹؛ قطبی، ۱۳۸۳)، برآورده نشدن انتظارات زوجین (فخرایی و حکمت، ۱۳۸۹)، مشکلات مالی و اقتصادی ( شیرزاد و کاظمی فر، ۱۳۸۳؛ قطبی، ۱۳۸۳و میلر[۵] و همکاران، ۲۰۰۳)، اعتیاد، فقر و بیکاری و اختلاف فرهنگی (شیرزاد و کاظمی فرد، ۱۳۸۳؛ توسلی و ندوشن، ۱۳۹۰)، بیکاری مردان (شیرزاد و کاظمی فرد، ۱۳۸۳) و عوامل درون روانی از جمله عدم تفاهم اخلاقی و عقیدتی زوجین (قطبی، ۱۳۸۳) ، مهارت‌های ارتباطی ضعیف (هنریان و یونسی، ۱۳۹۰) و… در روابط زوجین و در نتیجه طلاق تاثیر به سزایی دارند که از بین آن ها ویژگی‌های درون روانی از اهمیت به سزایی برخوردارند. زیرا این عوامل با تمام جنبه‌های زندگی افراد مثل آموزش، شغل و عملکردهای بین فردی مرتبط هستند (دوروس، هانزال و سگرینا[۶]، ۲۰۱۱).

 از جمله ویژگی‌های درون روانی که به نظر می رسد ثبات روابط زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد، ویژگی‌های شخصیتی، اختلالات شخصیتی و منبع کنترل زناشویی در زوجین می باشد. شــخصیت، می تواند تأثیرات پایداری بر روابط زناشــویی داشــته باشــد (شاهمرادی و همکاران، ۱۳۹۰). همچنین برخی از ویژگیهای شــخصیتی و اختلالات روانی، تنشها و تعارضات را بین زوجها افزایش می دهد و تداوم زندگی زناشویی را تهدید می کند (عطاری و همکاران، ۱۳۸۵). کارنی و برادبوری[۷] (۱۹۹۷) معتقدند که بعضی تمایلات شــخصیتی مانند روان رنجوری آســیب پذیری های پایداری را به وجود می آورند که بر چگونگی انطباق زوجها با تجارب فشــار آفرین تأثیر می گذارد. این انطباق نیز بر رضایت آنها از روابط زناشویی مؤثر است. بسیاری از روانشناسان و خانواده درمانگران، ویژگی های شخصیتی زوجین  و کیفیت روابط بین اعضای اصلی خانواده را مهمترین عامل در موفقیت و عدم موفقیت هر ازدواجی می دانند. در واقع زناشویی، ازدواج دو شخصیت است. هر یک از زوجین با پیشینه تحولی و سبک شخصیتی و ترکیب عوامل زیست شناختی، محیطی و تجربی گوناگونی به زندگی مشترک قدم می گذارند. یافته های پژوهشی نشان می دهد که عوامل و ابعاد شخصیتی بهتر از متغیرهای تقویمی مثل سن، تحصیلات یا سابقه جدایی در گذشته کیفیت روابط زناشویی را پیش بینی می کند (بنتلر و نیوکمپ[۸]، ۱۹۹۸). پژوهش ها نشان داده اند که ثبات و پایداری یک ازدواج با هماهنگی ویژگی‌های شخصیتی زوجین مرتبط است. محققان معتقدند که یک توافق عمومی وجود دارد که خصوصیات شخصیتی نقش مهمی در نتایج منفی یا مثبت روابط زناشویی دارد (آتاری[۹] و همکاران، ۲۰۰۶). پژوهش ها به این نتیجه رسیدند که ویژگی های شخصیتی یکی از مهمترین عامل ها در شکل گیری، حفظ، و فروپاشی ازدواج هستند. به طور کلی، ویژگی های شخصیتی بر شیوه ای که همسران یکدیگر را درک و با هم تعامل می کنند تأثیر می گذارد و تعیین می کند که چگونه اختلافات زناشویی درک و مطرح می شوند (بارلدس دیک[۱۰] و بارلدس-دی جکسترا[۱۱]، ۲۰۰۶). رابینز[۱۲] و همکاران (۲۰۰۰) نشان دادند که از میان پنج عامل بزرگ شخصیت، ویژگی روانرنجورخویی قدرتمندترین پیش بینی کننده عدم ثبات رابطه و نارضایتی زناشویی است. دونلان[۱۳] و همکاران (۲۰۰۴) با اشاره به تحقیقات متعدد انجام شده، بر این نکته تاکید دارند که رضایت زناشویی بیش از همه، از ویژگی‌های شخصیتی زوجین متاثر است.

 از سوی دیگر تحقیقات نشان داده اند که اختلال شخصیت منبع مهمی از مشکلات ازدواج است که باعث ناسازگـاری و ایجـاد مشکـلات زناشویی می گردد و می تواند با انواع شخصیت شناسایی شود. یـک اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربۀ درونی است که با انتظارات فرهنگی، به میزان قابل ملاحظه ای مغایرت دارد، فراگیر و انعطاف ناپذیر است، در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز می شود، در طی زمان پایدار است و به پـریـشـانـی یـا اخـتـلال منـجـر مــی شـود (انجمن روانپزشکی آمریکا[۱۴]، ۲۰۰۳). هنگامی که یکی از همسران در ازدواج مبتلا به اختلالات روانشناختی گردد، به احتمال زیادی همسرش نیز از این امر متاثر می شود. گاهی اختلالاتی مانند اختلالات شخصیت که به طور مشهود در مبتلایان به آن دیده نمی شود، از عوامل ناسازگاری و تنش‌های زندگی زناشویی خواهند شد (قره داغی، ۱۳۹۰).

 همچنین تحقیقات نشان داده اند که منبع کنترل از فاکتورهایی است که می تواند بر احساس نشاط و شادکامی و بهزیستی افراد مؤثر باشد (شولتز و شولتز، ۲۰۰۵). علاوه بر این تحقیقات نشان داده اند که رابطه ی مستقیمی بین منبع کنترل و سازگاری زناشویی وجود دارد و  پژوهش ها درباره منبع کنترل نشان می دهد که افرادی که احساس می کنند می توانند بر وقایع زندگی خود مؤثر باشند، نسبت به افرادی که چنین باوری را ندارند، از سلامت رفتاری و اجتماعی بیشتری برخوردار هستند (کرواس و شاو[۱۵]، ۲۰۰۰). علاوه بر این، پژوهش­ها نشان داده اند که که منبع کنترل درونی، با سلامت عمومی و سلامت روانشناختی رابطه مستقیم دارند و آن‌هایی که دارای منبع کنترل درونی هستند، رضایتمندی بیشتری از زندگی را گزارش می دهند (کری کالدی[۱۶] و همکاران ، ۲۰۰۲). همچنین پژوهش ها نشان داده اند، افرادی که احساس می کنند می توانند بر وقایع زندگی خود مؤثر باشند، نسبت به افرادی که چنین باوری را ندارند، از سلامت رفتاری و اجتماعی بیشتری برخوردار هستند. پژوهش حاضر به دنبال بررسی این است، که وجود کدام ویژگی‌های شخصیتی و اختلالات شخصیتی  و منبع کنترل در روابط زوجین، در زنان و مردان موجب مشکلات زناشویی و در نتیجه  اقدام به طلاق می شود.  از آنجا که اختلالات شخصیتی و ویژگی‌های شخصیتی و منبع کنترل در روابط زناشویی به عنوان یک عامل جهت دهنده رفتار محسوب می شود و با توجه به اینکه بر رفتار و روابط زن و شوهر تاثیر می گذارد و آن ها را به سوی طلاق می کشاند و نظر به افزایش طلاق در کشور و آثار روانشناختی طلاق بر خانواده، فرزندان طلاق و جامعه باید سعی کرد در جهت مقابله با وضع موجود تمهیداتی را اتخاذ نمود. براین اساس پژوهش حاضر به دنبال بررسی این است، که کدام ویژگی‌های شخصیتی و اختلالات شخصیتی و همچنین منبع کنترل در روابط زوجین، در زنان و مردان با مشکلات زناشویی و در نتیجه اقدام به طلاق رابطه دارد.

۱-۳- اهمیت و ضرورت مسأله

جوامع با مشکلات و معضلات اجتماعی متعدد روبرو می باشند. اما در همه ی جوامع برخی از مسائل و مشکلات از درجه بالاتری برخوردار هستند که به واسطه میزان آسیبی که بر پیکره جامعه وارد می کنند، می توان بر اهمیت آن ها پی برد. یکی از مسائل اجتماعی قابل بحث در جامعه ما و اکثر جوامع، مسئله ستیز خانوادگی و طلاق می باشد، که آمار آن در جامعه رو به افزایش است. نرخ رشد طلاق طی سال‌های اخیر سیر صعودی داشته است و آمار بدست آمده از سازمان‌های مربوطه، در ایران در سال ۱۳۸۵، در کل کشور ۹۴ هزار و ۳۹ فقره طلاق صورت گرفته که این آمار طلاق در سال ۱۳۹۲ به ۱۵۵ هزارو ۳۶۹ فقره افزایش یافته است (سازمان ثبت احوال کشور). اگر  بخواهیم دقیق به این مهم بپردازیم آمار طلاق در کشور ایران در سال ۹۳، ۱۶۳ هزار و ۵۷۲ مورد یعنی به طور متوسط ۱۹ طلاق در هر ساعت بوده است که نسبت به سال گذشته ۳/۵ درصد افزایش داشته است. در کشور ما براساس آمارهای موجود میزان طلاق در سال‌های مختلف ۱۱ تا ۱۲ درصد در حال نوسان است که در کل حاکی از افزایش آن است. همچنین نگاه دقیق تر نشان می دهد که در کلان شهرها از هر ۱۰۰ ازدواج ۲۰ مورد به طلاق منجر می شود (عماری،۱۳۹۴).

طلاق موجب اختلال در نظم و انسجام خانواده می شود، هرچند ممکن است به اختلافات زناشویی و ناسازگاری ها پایان دهد، اما آثار و نتایج ناگوار آن خصوصا برای زنان مطلقه و کودکان آن اجتناب ناپذیر است (توسلی و همکاران، ۱۳۹۰).  طلاق هرچند راه حل اجتماعی محسوب می شود، ولی با توجه به شیوع بالا و اثرات منفی اجتماعی، اقتصادی، روانی و  … آن بر افراد قابل تامل است و مطالعات بیشتری را مرتبط  با فرهنگ جامعه می طلبد تا شاید بتوان تاثیرات هرچند اندک در جلوگیری از وقوع آن گذاشت.  پدیده طلاق یکی از مسائل عمده جوامع امروزی است که تمامی زندگی فعلی و آینده فرد را در بر می گیرد. این خود هشداری است برای جامعه ما که روز به روز به تعداد افرادی که به دادگاه خانواده و مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ای مراجعه می کنند، افزوده می شود. ولی متاسفانه تمهیدات جدی و پژوهش‌های کارساز که بتواند راه حل‌های مؤثر به کاهش ناسازگاری که منجر به طلاق می شود انجام نگرفته است. منتهی دلایل شناخت و بررسی عواملی که منجر به استحکام بنیان خانواده و کاهش میزان طلاق در این نهاد اجتماعی می گردد، می تواند اثری سودمند در ارتقای شاکله کلی این جامعه ایفا کند. در طی دهه‌های گذشته تلاش‌های فراوانی به منظور مشخص کردن دلایل ناسازگاری و طلاق انجام شده است. پدیده طلاق، پدیده ای چند بعدی است و یک عامل به تنهایی نمی تواند نقشی داشته باشد. در مورد عواملی چون توسعه اجتماعی و اقتصادی، مهارت‌های اجتماعی، مهارت‌های ارتباطی، عوامل روانشناختی و جمعیت شناختی و مشکلات جنسی  تحقیقات زیادی صورت گرفته است. یکی از عوامل دیگری که می تواند با طلاق رابطه زیادی داشته باشد و تحقیقات محدودی در این زمینه انجام شده است، عوامل شخصیتی است. عوامل شخصیتی از جمله عواملی که در سبب شناسی طلاق ضرورت دارد بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد، است.  از آنجا که هریک از زوجین با ویژگی‌های شخصیتی خاصی وارد زندگی زناشویی می شوند و تحقیقات نشان داده اند که بین ویژگی‌های شخصیتی و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد (بهروز و همکاران، ۱۳۹۳) و از طرف دیگر از آنجا که وقتی این ویژگی‌های شخصیت انعطاف پذیر باشند موجب اختلالات شخصیت می شوند و زوجین زمانی که دچار این اختلالات شخصیت باشند، آن توان روانشناختی برای ایجاد فضای صمیمانه و توام با نزدیکی هیجانی را نخواهند داشت و در نتیجه ارتباط سطحی مانع ابراز عمیق احساسات در هر دو طرفین می شود و این امر موجب ناراضیتی زوجین می شود و از سوی دیگر چون این افراد نسبت به اختلال خود بینشی ندارند، طرف دیگر را مقصر دانسته و عامل نارضایتی را به طرف مقابل نسبت می دهند و این سبک ارتباطی موجب ناسازگاری می شود (والدک[۱۷] و میلر، ۲۰۰۰) و از طرف دیگر از براساس اینکه تحقیقات نشان داده اند که سازگاری افراد در زندگی تا حدی به این بستگی دارد که دارای منبع کنترل درونی یا بیرونی هستند و اینکه افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند از نظر اجتماعی ماهرترند، با استرس بهتر مقابله می کنند و بر زندگی خود کنترل بیشتری دارند (فارز[۱۸]، ۱۹۹۳)، شناسایی عوامل شخصیتی مؤثر بر شدت درخواست طلاق، از جمله ویژگی‌های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل  برای تدوین و اجرای برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی در جهت سالم سازی زندگی زوجین و اقدامات عینی و ملموس ، الزامی به نظر می رسد.

تعداد صفحه :۱۳۷

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی  در بیماران ام. اس تاثیر پذیر

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

گرایش: روانشناسی عمومی

عنوان:

مقایسه ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی  در بیماران ام. اس تاثیر پذیر
و عدم تاثیرپذیر از پیامهای مجله ام. اس

آذرماه  1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف این پژوهش مقایسه ویژگیهای شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس بود. جامعه آماری کلیه بیمارن ام اس در انجمن ام اس در شهر تهران بود که به روش تصادفی ساده تعداد ۶۰ نفر انتخاب شدند. روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. داده ها به وسیله پرسشنامه های شخصیت و سبک زندگی جمع آوری شدند و با استفاده از روش آماری t استودنت تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که در بعد سخت گیرانه بودن در سبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام. اس تفاوت معناداری وجود دارد(۰۵/۰>P). اما ویژگی های شخصیتی و ابعاد مستحق بودن، مورد علاقه بودن، کوشش برای رسیدن به کمال و ملایمت در سبک زندگی تفاوت معناداری وجود ندارد. بنابراین نتیجه گرفته شد که سبک زندگی سخت گیرانه بودن در تاثیرپذیری یا عدم تاثیرپذیری بیماران ام.اس از مجله پیام ام. اس نقش دارد و ویژگی های شخصیتی و سبک های دیگر زندگی نمی توانند درتاثیرپذیری و تاثیر نا پذیربودن از پیام های مجله ام اس نقش داشته باشند.

کلمات کلیدی:سبک زندگی، ویژگی های شخصیتی، مجله پیام  ام. اس

فهرست مطالب

عنوان                                                                                               صفحه

چکیده

فصل اول:کلیات پژوهش

-۱۱  مقدمه. ۲

۱-۲  بیان مساله. ۳

۱-۳  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش… ۴

۱-۴  اهداف پژوهش… ۵

۱-۴-۱  هدف کلی.. ۵

۱-۴-۲  اهداف جزیی.. ۵

۱-۵   فرضیه های پژوهش… ۶

۱-۶  تعریف نظری و عملیاتی  اصطلاحات: ۶

۱-۶-۱ تعریف نظری بیماری  ام اس… ۶

۱-۶-۲  تعریف  بیماری  ام اس… ۶

۱-۶-۳  تعریف نظری سبک زندگی.. ۶

۱-۶-۴  تعریف عملی سبک زندگی.. ۶

۱-۶-۵  تعریف نظری شخصیت.. ۶

۱-۶-۶  تعریف عملی شخصیت.. ۷

فصل دوم:مبانی نظری وپیشینه پژوهش

۲- ۱   ام اس» چیست؟. ۹

۲-۲  تاریخچه بیماری ام اس… ۱۱

۲-۳   علل شیوع  بیماری ام اس… ۱۳

۲-۴  ساختمان وکارکرد سلول عصبی.. ۱۴

۲- ۵   سیرکلی بیماری  ام اس… ۱۵

۲-۶  علت افزایش بیماری ام اس در جهان. ۱۶

۲-۷  عوامل موثر در توزیع بیماری ام اس… ۱۷

۲-۸  روشهای تشخیص بیماری ام اس… ۱۹

۲-۹  علایم و درمان بیماری ام اس… ۱۹

۲-۹-۱ علایم شایع بیماری ام اس… ۲۰

۲-۹-۲ روش درمان بیماری ام اس… ۲۱

۲-۹-۳  درمان بیماری ام اس با کاردرمانی.. ۲۴

۲-۹-۴ رژیم غذایی وتغذیه. ۲۵

۲-۹-۵  ویتامین D و بیماری ام اس… ۲۸

۲-۹-۶ داروو نقش درمان مکمل در کنترل ام.  اس… ۲۹

۲-۱۰ داروهای متداول مصرفی در ‌ام‌اس… ۲۹

۲-۱۱ روش‌های درمانی غیردارویی و مؤثر. ۳۰

۲-۱۱-۱  اهداف کاردرمانی دربیماران ام اس… ۳۱

۲-۱۱-۲ ورزش وبیماران ام اس… ۳۲

۲-۱۱-۳ بیماری ام اس ومثبت نگری در زندگی.. ۳۳

۲-۱۲ تغییر در سبک زندگی.. ۳۴

۲-۱۲-۱ تکنیک آزادی عاطفی.. ۳۶

۲ – ۱۳ مقایسه بیماری ام اس در زنان ومردان. ۳۷

۲ – ۱۴  تاثیرحمایت های اجتماعی در بیماران ام اس… ۳۹

۲-۱۵ ام اس و راه های پیشگیری از آن. ۴۲

۲-۱۶  جمعیت شناسی ( اپیدمیولوژی ) بیماری ام اس در جهان. ۴۳

۲-۱۷ رویکردهای مربوط به ام اس… ۴۵

۲-۱۸ شخصیت.. ۴۵

۲-۱۹ سبک زندگی.. ۵۲

۲-۲۰ خاطرات، رویا ها، روان درمانی.. ۵۶

۲-۲۱  تحقیقات انجام شده ۵۷

۲-۲۲ جمع بندی فصل دوم. ۶۰

فصل سوم:روش پژوهش

۳-۱  روش پژوهش… ۶۳

۳-۲  جامعه پژوهش… ۶۳

۳-۳  روش نمونه گیری و حجم نمونه پژوهش… ۶۳

۳-۴  متغیر های پژوهش… ۶۳

۳-۵  ابزار و روش گرد آوری اطلاعات.. ۶۳

۳-۶  روش های آماری.. ۶۹

فصل چهارم:تجزیه وتحلیل داده ها

۴-۱  بخش اول: شاخص‌های توصیفی داده‌ها ۷۱

۴-۲  بخش دوم: تحلیل داده ها و مقایسه میانگین متغیرها و آزمون فرضیه‌های پژوهش… ۷۴

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

۵-۱  نتیجه گیری و بحث.. ۷۸

۵- ۲  محدودیت های پژوهش… ۸۰

۵-۳  پیشنهادها ۸۰

الف: پیشنهادهای کاربردی.. ۸۰

ب: پیشنهادهای  پژوهشی.. ۸۰

منابع. ۸۱

پیوست ها ۸۶

مقدمه

انسان همواره در معرض حوادثی است که زندگی اورا تهدید می کند .  این حوادث به موازات تکامل بشر تحول و افزایش پیداکرده است. بیماری مولتیپل اسکلروزیس[۱] (ام اس) نوعی بیماری پیش رونده وتحلیل برنده غلاف میلین سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی است. علت بیماری مشخص نیست.این بیماری دارای علائم و نشانه های مختلفی است و همچنین عوارض و عواقب متفاوتی به همراه دارد.  کم توانی ونهایتاً ناتوانی، محدودیت های حرکتی، استرس، اختلالات روحی _ روانی و عصبی، افسردگی وغیره از عوارض مهم و عمده ای است که می تواند در زندگی فردی و اجتماعی این بیماران اثر گذاشته و بیماران مبتلا به بیماری ام . اس را مبدل به افرادی منزوی و گوشه گیر نماید.  این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است.  همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به ام اس را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.  تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی به نظر می رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخ های خود ایمنی داشته باشد . بیماری ام اس در واقع یکی از صدها یا هزاران بیماری مزمنی است که به علت ماهییت خود می تواند جنبه های مختلف زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد . آنچنان که این بیماری بیشتر جوانان  وبه خصوص زنان جوان را در گیر می کند وبه علت خاصیت مزمن بیماری در تمام عمر همراه فرد خواهد بود آنچه اهمیت توجه به مقوله ام اس را به ویژه در کشور ما دو چندان می کند، شیوع رو به رشد آن به ویژه در سالهای اخیر است که اگر متاسفانه تابه حال هیچ بررسی آماری دقیق به منظور تعیین تعداد افراد مبتلا در ایران انجام نشده است، ولی بر آورد می شود بیش از ۳۰۰۰۰ نفر در حال حاضر در ایران به ام اس مبتلا باشند که اکثر این افراد را نیز زنان جوان جامعه تشکیل می دهند(ادیب نژاد ، ۱۳۸۴).دراین پژوهش ضمن  بحث پیرامون بیماری ام اس وعلل وعوامل آن به بررسی و تجزیه وتحلیل  ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی در بیماران ام اس تاثیر پذیر و تاثیر ناپذیر از پیامهای مجله ام اس پرداخته شد .

۱-۲  بیان مساله

بیماری ام. اس یکی از بیماریهای قرن حاضر است که متاسفانه قشر وسیعی از دختران و پسران جوان به آن مبتلا می شوند. علت ایجاد این بیماری اکنون مشخص نشده است و نظرات مختلفی توسط متخصصان ارائه شده و روش قطعی برای درمان آن مطرح نشده است. این بیماری را اتوایمیون یا ویروسی می نامند و دلیل قانع کننده ای هم برای آن ندارند و جالبتر اینکه ویروسی بودن، این بیماری را یکی از دلائل می دانند در حالیکه هنوز برای خودشان هم اثبات نشده است. این بیماری دارای علائم و نشانه های مختلفی است و همچنین عوارض و عواقب متفاوتی به همراه دارد.  کم توانی ونهایتاً ناتوانی، محدودیت های حرکتی، استرس، اختلالات روحی – روانی و عصبی، افسردگی و غیره از عوارض مهم و عمده ای است که می تواند در زندگی فردی و اجتماعی این بیماران اثر گذاشته و بیماران مبتلا به بیماری ام . اس را مبدل به افرادی منزوی و گوشه گیر نماید (هاریسون[۲] ، ۲۰۰۹).                                                              

ام اس بیماری خود ایمنی است که طی آن سیستم ایمنی بدن برعلیه خود بدن  فعال شده وموجب تخریب غلافی می شود که اطراف رشته های عصبی را فرا گرفته که این غلاف میلین نام دارد(ادیب نژاد۱۳۸۴).  بیماری مولتیپل اسکلروزیس نوعی بیماری پیش رونده وتحلیل برنده غلاف میلین سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی است. علت بیماری مشخص نیست اما به نظر می رسد که فعال شدن مکانیسم های ایمنی علیه آنتی ژن میلین در ایجاد بیماری دخیل باشد. معمولا بین سنین ۲۰تا ۴۰ سال بروز می کند وزنان را بیش تر از مردان گرفتار می سازد و تنها ۲۰ درصد بیماران بعد از گذشت ۱۵ سال از تشخیص دچار محدودیت عملکرد نمی شوند ؛ در یک سوم تا نیمی از موارد پیشرفت به سمت ام اس دیده میشودوبیماران برای حرکت نیاز به کمک خواهند داشت ( هاریسون ،۲۰۰۹).                                                      

 شروع بیماری ممکن است پر سر وصدا ویا آرام وتدریجی  باشد در برخی از  بیماران علایم آنقدر جزیی است که بیمار برای ماهها تا سالها مراجعه پزشکی ندارد . شایعترین فرم بیماری به صورت حملات مراجعه اختلال عملکرد کانونی عصبی است که بطور تیپیک هفته ها تا ماهها به طول می انجامد وبه دنبال ان درجات متفاوتی از بهبودی ایجاد می شود. بیشتر حملات ام اس بدون هیچگونه حادثه قبلی رخ می دهد . خطر پیدایش ام اس بدنبال عفونت های ویروسی نسبتا افزایش می یابد . به نظر می رسد که صدمات مختلف وحتی فشارهای روحی می تواند زمینه را برای  بروز حملات ام اس فراهم کند ؛ مدارک تایید کننده این ادعاها متقاعد کننده نیست. بدون شک ابتلا به ام اس با تجربه کردن نشانه هایی این بیماری همراه است . این نشانه ها متنوعند وهر فرد انواع خاصی از آنها را تجربه می کند. برخورد مناسب با هریک از علایم ام اس و درک چگونگی تطابق با آنها باعث خواهد شد تا زندگی با ام اس نه تنها دشوار نبوده بلکه رضایت بخش نیز باشد.بیماری مولتیپل اسکلروزیس غیرقابل پیش بینی و یکی از مهمترین بیماری های تغییر دهنده زندگی فرد است و به تدریج او را به سمت ناتوانی پیش می برد. در حال حاضر محققان زیادی در حال بررسی این احتمال هستند که آیا ممکن است روان درمانگری راه مؤثری برای درمان ام اس باشد. درمانهای فیزیکی و شغلی نیز به بیمار کمک می کندکه محدوده حرکات خود، قدرت عضلات و انعطاف پذیری آنها را حفظ کنند و همچنین تکنیکهائی را برای جبران اختلال هماهنگی بین حرکات در تعادل را بیاموزند تا بتواند علیرغم ناتوانائی هائی که دچارآن شده اند، کارکرد خود را حفظ کرده و به شغل خود ادامه دهنداز آنجاهمکاری اعضاء خانواده و اطرافیان این افراد نقش عمده ای در بهبود شخصیت آنها دارد بطوریکه با کمک اطرافیان تواناییهای جسمی و روانی خود را به حداکثر رسانده تا زندگی اجتماعی، اقتصادی مفید و هماهنگی با محیط داشته باشند، اهمیت این موضوع آشکار می شود که می توان با بالا بردن سطح بهداشت روان افراد مبتلا به بیماریهای جسمانی چون ام اس شانس زنده ماندن آنها را برای مدت زمان بیشتری افزود ، تا در نتیجه افراد بتوانند میزان تطابق خود را با خانواده و اجتماع بالا برده و افراد سالمی از لحاظ جسمانی ، روانی و شخصیتی داشته باشیم (ادیب نژاد، ۱۳۸۴).                                 

بین سلامتی و سبک زندگی افراد ارتباط نزدیکی وجود دارد با اصلاح سبک زندگی می توان از بروز حملات بیماری و ناتوانی پیشرونده جلوگیری کرد لذا شناخت سبک زندگی جهت برنامه ریزی های آموزشی اهمیت دارد. سبک زندگی واحد های مورد پژ‍وهش در برخی از ابعاد نامطلوب بود و این رفتارهای غیربهداشتی می تواند بر شدت و عود بیماری و در نهایت کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذار باشد.لذا تغییر و تعدیل و اصلاح سبک زندگی بیماران مبتلا، ضروری به نظر می رسد و با برنامه های آموزشی جامع می توان به این مهم دست یافت ( صحراییان وهمکاران ، ۱۳۸۷).                              

این پژوهش در پی پاسخ به این سئوال است که آیا بین ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد را بیان می کند.                 

۱-۳  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

امروزه پژوهش وتحقیق در باره بیماری ام اس یکی از عمده ترین وداغ ترین مباحث پزشکی را در مراکز بزرگ علمی جهان تشکیل می دهدوروزی نیست که مقاله ای مرتبط با ام اس که حاصل پژوهشهای محققین کشور های مختلف است چاپ ومنتشر نشود(حمزه لو،۱۳۸۸).                                            

به همین منظور ضرورت دارد تا ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلارا باتوجه به تاثیر پذیری وتاثیر ناپذیری آنان از ماهنامه آموزشی ، اطلاع رسانی و اجتماعی انجمن ام اس ایران مورد سنجش وارزیابی قرارگیرد. متاسفانه تعداد زیادی از مردم جهان به این بیماری مبتلا هستند و روز به روز بر تعداد مبتلایان افزوده می‌شود. در حال حاضر بیش از دو میلیون نفر از مردم جهان دارای این بیماری هستند. اکثر این افراد دارای عمری طولانی هستند. امروزه طرز تفکر افراد نسبت به ام اس عوض شده است و ام اس یک موضوع ممنوع شده نیست.افراد در مورد تشخیص ام اس خود همانند تشخیص سایر بیماری ها به راحتی می توانند صحبت کنند. در ایران نیز بیماری ام. اس را می‌توان پدیده‌ای نسبتا جدید محسوب نمود و جامعه ما نیز با موارد زیادی از این بیماری روبرو است.آنچه مهم است که خصوصا بیماران ام. اس بدانند آن است که ام. اس بیماریی است که با ترفندهای خاص، اراده، صبر، بردباری و تو کل بر خداوند متعال به راحتی می‌توان با آن کنار آمد و از پیشرفت‌ بیماری جلوگیری نمود (اعتمادی فر وهمکاران۱۳۸۱).                                

ام اس  در زنان شایع‌تر از مردان است. بروز آن در زنان تا ۳ برابر بیشتر از مردان بوده و احتمالا فاکتورهای هورمونی و سیستم ایمنی علت بروز بیشتر ام. ‌اس‌ در زنان می‌باشند (ادیب نژاد، ۱۳۸۴).                       

 استرس‌های روحی به عنوان یک عامل احتمالی برای عود و پیشرفت ام. اس ذکر شده است. به دلایلی که هنوز کاملا مشخص نیست. از طرف دیگر، به گفته کارشناسان، آمار مبتلایان به این بیمارى در حال افزایش است؛ بنابراین تحقیق و پژوهش در جنبه‌هاى مختلف این بیمارى اعم از شناسایى عوامل خطر، علت ابتلا، پیشگیرى و درمان آن بیش از پیش ضرورى است.  ام. اس درحالی بیماری اسرارآمیز لقب گرفته است که در رشته نورولوژی بیشتر از همه بیماری ها، ذهن دانشمندان و پژوهشگران را به خود مشغول کرده و هنوز علت یا حتی درمان قطعی برای این بیماری پیدا نشده است.  ‌این بیماری از یک طرف استقلال وتوانایی فرد برای شرکت موثر در اجتماع را تهدید می کند و از سوی دیگر پیش آگاهی ودوره های غیر قابل پیش بینی آن تاثیر بارزی بر کیفیت زندگی وسلامت فرد دارد. این بیماری در یافتن راهی برای حل مشکلات ودست یابی به رویکردی جهت بهبود کیفیت زندگی وسلامت خود ناتوان است.ایران در زمینه این بیماری جزو ۱۰ کشور اول دنیاست (اعتمادی فروافتخار ، ۱۳۸۶).                                                                     

به همین دلیل ضروری است تا پژوهشگران متخصص این رشته به منظور شناسایی و کنترل وپیشگیری این بیماری وارد این عرصه شده وبا تلاش وکوشش به راهکارهای عملی دست یابند.                               

۱-۴  اهداف پژوهش

۱-۴-۱  هدف کلی

  • مقایسه ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیر نا پذیر از پیام های مجله ام اس

۱-۴-۲  اهداف جزیی

  • مقایسه ابعاد سبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرنا پذیر از پیام های مجله ام اس
  • مقایسه ویژگی های شخصیتی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس

۱-۵   فرضیه های پژوهش

  • بین ابعاد سبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد.
  • بین ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد.

۱-۶  تعریف نظری و عملیاتی  اصطلاحات:

۱-۶-۱ تعریف نظری بیماری  ام اس

بیماری ام اس (مولتیپل اسکلروزیس) یکی از بیماری های مزمن سیستم عصبی مرکزی است که مغز و نخاع را تحت تاثیر قرار می دهد (هاریسون[۳] ، ۲۰۰۹).

۱-۶-۲  تعریف  بیماری  ام اس

منظور ازبیماران مبتلا به ام اس در این پژوهش، بیمارانی بودند که بیماری ام اس برای آنان تشخیص داده شده است و عضو انجمن ام اس در شهر تهران هستند.

۱-۶-۳  تعریف نظری سبک زندگی[۴]

سبک زندگی: مجموعه ای نسبتا هماهنگ از همه رفتارها و فعالیتهای یک فرد معین در جریان زندگی روزمره . سبک زندگی مستلزم مجموعه ای از عادت ها و جهت گیری ها و بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی  پیوند بین گزینش های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منظم را تأمین می کند(شولتز [۵]، ۱۳۸۷).

۱-۶-۴  تعریف عملی سبک زندگی

منظور از سبک زندگی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه سبک زندگی (BASIS_A) بدست آوردند.

۱-۶-۵  تعریف نظری شخصیت[۶]

شخصیت عبارت است از الگوی نسبتا پایدار صفات ؛ گرایشها ؛ یا ویژگیهای که تا اندازه ای به رفتار افراد دوام می بخشد(جس فیست وجی فیست [۷]،۲۰۰۵).

۱-۶-۶  تعریف عملی شخصیت:

منظور از ویژگی های شحصیتی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه ویژگی های شخصیتی  NEO (تجدید نظر شده ) معروف به فرم بلند  NEO-Pi-R (کوستا ومک کری[۸] ) بدست آوردند.

تعداد صفحه :۱۰۶

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

گرایش: بالینی

عنوان :

مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

تابستان ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                     شماره صفحه

چکیده ۱

فصل اول : کلیات تحقیق

۱-۱ مقدمه : ۳

۱-۲ بیان مسأله: ۵

۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق: ۷

۱-۴ اهداف پژوهش: ۸

۱-۵ فرضیه های تحقیق: ۹

۱-۶ تعریف متغییرهای پژوهش: ۹

۱-۶-۱تعاریف مفهومی. ۹

۱-۶-۲تعاریف عملیاتی. ۹

فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

۲-۱ مقدمه ۱۱

۲-۲پرخاشگری: ۱۲

۲-۳چشم اندازهای پرخاشگری و مبانی نظری آن. ۱۳

۲-۳-۱ نظریه های زیست شناختی. ۱۴

۲-۳-۲ دید گاه روان تحلیل گری. ۱۵

۲-۳-۳ نظریه های سائق. ۱۶

۲-۳-۴ نظریه یادگیری اجتماعی. ۱۷

۲-۳-۵ دید گاه تحولی. ۱۹

۲-۳-۶ دیدگاه شناختی. ۲۰

۲-۳-۷ دیدگاه شناختی ـ رفتاری. ۲۱

۲-۴ تفاوتهای جنسیتی در رفتارهای پرخاشگرانه ۲۲

۲-۵ پرخاشگری و ناسازگاری اجتماعی. ۲۳

۲-۶ سازگاری. ۲۴

۲-۷ عوامل مؤثر بر سازگاری. ۲۵

۲-۷-۱ خانواده ۲۵

۲-۷-۲ مدرسه ۲۶

۲-۷-۳ گروه همسالان. ۲۶

۲- ۸ فرآیند سازگاری. ۲۶

۲-۹ نشانه های ابتدایی هشدار دهنده در مورد ناسازگاری. ۲۷

۲-۱۰ شناسه های ناسازگاری تحصیلی. ۲۷

۲-۱۱ سازگاری اجتماعی. ۲۷

۲-۱۲ سازگاری آموزشی یا تحصیلی. ۳۰

۲-۱۳ سازگاری عاطفی. ۳۱

۲-۱۴ ویژگی های افراد با سازگاری عاطفی. ۳۲

۲-۱۵ مروری بر الگوها و نظریه های سازگاری. ۳۲

۲-۱۵-۱ نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد زیست شناختی. ۳۲

۲-۱۵-۲ نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد رفتاری. ۳۳

۲-۱۵-۳ نظریه ها و الگو های سازگاری با رویکرد شناختی. ۳۳

۲-۱۵-۴ نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد ترکیبی و کل گرای زیستی. ۳۴

۲-۱۶ باورهای مذهبی. ۳۵

۲-۱۷ منابع باورها ۳۶

۲-۱۸ مفاهیم مرتبط با باور. ۳۶

۲- ۱۸-۱ عقیده ۳۶

۲-۱۸-۲  نگرش.. ۳۷

۲-۱۸-۳  دید قالبی. ۳۷

۲-۱۸-۴  تعصب و پیش داوری. ۳۷

۲-۱۹ دین. ۳۸

۲-۲۰ روانشناسی دین. ۳۸

۲-۲۱ آغاز روانشناسی دین. ۳۹

۲-۲۲ اشخاص برجسته در روانشناسی دین. ۳۹

۲-۲۲-۱ ویلیام جیمز(۱۹۱۵-۱۸۴۲) ۳۹

۲-۲۲-۲ زیگموند فروید(۱۹۳۹- ۱۸۵۶) ۳۹

۲-۲۲-۳ کارل یونگ(۱۹۶۱-۱۸۷۵) ۴۰

۲-۲۲-۴ گوردن آلپورت (۱۹۶۷- ۱۸۹۷) ۴۱

۲-۲۲-۵ اریک اریکسون(۱۹۹۴- ۱۹۰۲) ۴۲

۲-۲۳ جهت گیری مذهبی. ۴۲

۲-۲۴ تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور. ۴۴

فصل سوم : روش اجرای تحقیق

۳-۱ طرح پژوهش.. ۵۱

۳-۲ متغییر های پژوهش.. ۵۱

۳-۳ جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه ۵۱

۳-۴ ابزار سنجش و نحوه گرد آوری اطلاعات.. ۵۱

۳-۴-۱ پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی (AISS) : 51

۳-۴-۲ پرسشنامه پرخاشگری اهواز (AGQ) : 52

۳-۴-۳  مقیاس جهت گیری درونی ـ بیرونی آلپورت: ۵۲

۳-۵ شیوه جمع آوری اطلاعات.. ۵۲

۳-۶ روش تجزیه و تحلیل داده ها ۵۳

فصل چهارم : روش تحقیق

۴-۱ : مقدمه ۵۵

۴-۲: آمار توصیفی. ۵۶

۴-۲-۱: ویژگیهای جمعیت شناختی. ۵۶

۴-۳ :آمار استنباطی. ۵۹

۴-۳-۱: بررسی نرمال بودن توزیع نمرات.. ۵۹

۴-۳-۲: فرضیه اول. ۶۰

۴-۳-۳: فرضیه دوم ۶۱

۴-۳-۴: فرضیه سوم ۶۱

۴-۳-۵: فرضیه چهارم ۶۳

۴-۳-۶: فرضیه پنجم ۶۵

۴-۴: جمع بندی. ۶۶

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

۵-۱: مقدمه ۶۹

۵-۲: مقایسه نتایج و تبیین فرضیه ها ۶۹

۵-۲-۱: فرضیه اول، بین باورهای مذهبی و پرخاشگری دانش آموزان رابطه وجود دارد. ۶۹

۵-۲-۲: فرضیه دوم، بین باورهای مذهبی و سازگاری دانش آموزان رابطه وجود دارد. ۷۰

۵-۲-۳: فرضیه سوم، بین پرخاشگری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. ۷۱

۵-۲-۴: فرضیه چهارم، بین سازگاری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. ۷۱

۵-۲-۵: فرضیه پنجم، بین باورهای مذهبی دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. ۷۲

۵-۳: پیشنهادات.. ۷۲

۵-۴: محدودیتها ۷۳

منابع فارسی. ۷۴

منابع انگلیسی. ۷۹

پیوست ها ۸۵

پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ… ۸۶

پرسشنامه پرخاشگری AGQ.. 88

پرسشنامه جهت گیری مذهبی. ۸۹

چکیده

باورهای مذهبی در تمام جنبه های زندگی روانشناختی بشر، تأثیرات بسزایی دارد و تقویت این باورها باعث افزایش سلامت روان، سازگاری بهتر و کاهش پرخاشگری می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه است. نمونه پژوهشی شامل ۳۰۰ نفر(۱۵۰ دختر و ۱۵۰ پسر)از دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر شاهرود بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت (۱۹۶۷)، پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ(۱۹۹۳) و پرسشنامه پرخاشگری اهواز(۱۳۷۵) استفاده شده است.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون، آزمون کولموگراف ـ اسمیرنف جهت بررسی نرمال بودن نمرات، آزمون لون برای بررسی همگنی واریانس داده ها و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی، مستقیم و معنادار مشاهده می شود، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی (درونی و نمره کل) بالاتر باشد میزان پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن کمتر می­شود، این میزان همبستگی در سطح آلفای ۱% با ۹۹ درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای ۵% با ۹۵ درصد اطمینان معنادار نیست. همچنین بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت، مستقیم و معنادار مشاهده شد، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی بالاتر باشد میزان سازگاری (نمره کل) و زیرمقیاس­های آن بیشتر می­شود، همچنین این میزان همبستگی در سطح آلفای ۱% با ۹۹ درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای ۵% با ۹۵ درصد اطمینان معنادار نیست. نمرات زیرمقیاس خشم و عصبیت در دختران این پژوهش بیش از پسران است، همچنین نمرات در زیرمقیاس لجاجت و کینه توزی در پسران این پژوهش بیش از دختران است.  نمرات در زیرمقیاس­های سازگاری اجتماعی و سازگاری آموزشی در پسران این پژوهش بیش از دختران است و تفاوتی در نمرات جهت­گیری مذهبی در دو گروه مشاهده نشد.

واژه های کلیدی: باورهای مذهبی، سازگاری، پرخاشگری

۱-۱ مقدمه :

دین کهن ترین، نافذترین و اثر گذار ترین نهاد اجتماعی بشر است. در جهان امروز از انسان دین ـ ورز سخن می گویند زیرا مطالعات جدید نشان داده است دین مداری و گرایش به دین در تمام جهان از کشورهای توسعه نیافته تا کشورهای پیشرفته در حال افزایش است. نظریه انحطاط دین بر اثر پیشرفت و افزایش رفاه مادی در آستانه خروج از ادبیات علمی است(آذربایجانی، ۲۰۰۹).

دینی بودن به هر فرد یا پدیده ای که ارزش ها و نشانه های دینی درآن متجلی باشد اطلاق می شود. دینداری شخص در گرایش و کنش های آشکار و پنهان او قابل شناسایی است. فرد دینی به دو روش قابل شناسایی است. یکی از میزان پایبندی و التزام دینی و دیگری از روی افکار، گرایش ها و اعمالی که متأثر از نگرش دینی باشد. به عبارت دیگر دینداری عبارت است از داشتن اهتمام دینی به گونه ای که نگرش ها و کنش های فرد متأثر از آن باشد(شجاعی زند، ۲۰۰۵).

یکی از موضوعاتی که از دیر باز در حوزه مطالعات و تحقیقات روان شناسی در باره هیجانات منفی و فراهم آوردن سلامت روان مطرح بوده ، بررسی تأثیر دین داری و معنویت گرایی است و در حال حاضر ، مطالعات نسبتا قابل توجهی وجود دارد که چگونگی تأثیر دین داری و معنویت را بر سلامت جسمی و روانی مد نظر قرار می دهند(هادی بهرامی احسان و دیگران،۱۳۸۴).

     در اولین تحقیقات نظام مند آماری در حوزه روانشناسی دین، فرانسیس گالتون مشهورترین کار خود را درباره تأثیر عینی نیایش حاجت مندانه انجام داد . از این پس تحقیقات در حوزه دین داری و موضوعات همبسته با دین ادامه یافت و به تولید نظریه های بسیار و احیاناً نتایج متفاوت منجر شد(بهرامی احسان و تاشک، ۱۳۸۳).

     روبرت آمونز (۱۹۹۹م) معتقد است که دین تا حدودی به این علت که یکپارچگی شخصیت را فراهم  می سازد ، موجب افزایش بهزیستی می شود( جان بزرگی، ۱۳۷۸).

     نوغانی و همکاران (۱۳۸۳) از آموزش مجموعه معارف و فرائض دینی ( نماز، روزه و مناجات) و تأثیر آن در جهت تسکین افسردگی بهره برده و به این نتیجه رسیده اندکه ۵۵ در صد از افرادی که در این بررسی شرکت کرده اند ، پس از انجام عبادت ها احساس آرامش بهتری داشته اند.    

     با توجه به این که در تحقیقات مختلف، آثار مثبت نگرش مذهبی بر سلامت جسمانی و روانی تأیید شده و در موارد دیگر چنین آثاری یافت نشده و حتی بر آثار منفی آن نیز تاکید شده است ، در خصوص ناهمسانی این یافته ها یک فرضیه این است که عوامل متفاوتی به چگونگی تأثیر دین داری و بهزیستی روانی کمک   می کند . بنابر این یافته های نا همسان ضرورتآً ارتباط میان بهزیستی و دین داری را نفی نمی کنند، بلکه موقعیت هایی را مشخص می کنند که ارتباط در آنها قوی تر است . از جمله باید بین نوعی جهت گیری دینی که به سلامت روانی کمک می کند و نوعی که با بهزیستی کمتر رابطه دارد یا ندارد، تفاوت قایل شد ( عباسی و جان بزرگی، ۱۳۸۹).

      یکی از آسیب های اجتماعی، پرخاشگری است که در جامعه رو به افزایش است . به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید(وکیلی، ۱۳۸۶).

     آمارها حاکی از شیوع و گسترش روز افزون پرخاشگری در جوامع انسانی حکایت دارد . از این رو، جرائم پرخاشگرانه از جمله قتل، تجاوز جنسی، ایراد ضرب و جرح و ایذاء دیگران، سرقت های توام با پرخاشگری مانند سرقت مسلحانه، زور گیری و کیف قاپی از شایع ترین موارد پرخاشگری است که مورد توجه محققان قرار گرفتند(ابوالمعالی، ۱۳۸۹).

     روانشناسان به کمک تحقیقات خود ، سعی کرده اند پرخاشگری را بفهمند، علت های آن را بیابند و راههای کاهش اثر آن را معلوم کنند(بدار و همکاران، ۱۳۸۰).هرچند بارها اصطلاح پرخاشگری را شنیده ایم ، اما هنگام تعریف دقیق و تحلیل آن، اصطلاحی مبهم و کلی به نظر می رسد(درتاج و همکاران، ۱۳۸۸).اگر چه ساختار خشم مشترکاتی با پرخاشگری و خصومت دارد، اما این اصطلاحات با هم مترادف نیستند.دلوکیو و الیوری عنوان می کنند که خصومت به نگرش پرخاشگرانه اطلاق می شودکه فرد را به سوی رفتار پرخاشگرانه هدایت می کند. در حالی که پرخاشگری به رفتار قابل مشاهده و به قصد آسیب رساندن اطلاق می شود. خشم یک حالت هیجانی یا احساس درونی ناشی از برانگیختگی فیزیولوژیکی است(نویدی، ۱۳۸۷).

      بنابر این برای جدا کردن این سه مفهوم ، می توان خشم را به عنوان یک هیجان، خصومت را به عنوان یک نگرش، پرخاشگری را به عنوان رفتار در نظر گرفت.خشم به عنوان یک حالت هیجانی توصیف می شود که شالوده خصومت و پرخاشگری را تشکیل می دهد(همان). از واژه پرخاشگری در پژوهش های گوناگون ، به معانی متفاوت استفاده شده است. پژوهشگران معانی متفاوت به آن نسبت داده اند. بنابر این، تعریفی از پرخاشگری وجود ندارد که همگان روی آن توافق نظر داشته باشند، زیرا تعاریف پرخاشگری مبتنی بر دیدگاههایی است که این مؤلفان دارند(بدار و همکاران ، ۱۳۸۰). ولی در یکی از تعریف هایی که بین روانشناسان متداولتر است ، گفته می شود که پرخاشگری عبارت است از: هر گونه آسیب رساندن عمدی به دیگران، خود یا اشیاست(فرانزوی،۱۳۸۱).

     در لغت نامه دهخدا ، سازگاری ، موافقت در کار ، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری ، بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است. مک دونالد می گوید: وقتی می گوییم فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کند آموخته باشد و به طریق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد.

     روانشناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد. یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود بدست آورد. بسیاری از روانشناسان دیگر معتقدندکه اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود ، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد ، آنها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند. در شکل گیری سازگاری عواملی چون شیوه های تربیتی، ارزشها و اعتقادات حاکم بر فرد و جامعه، همسالان ، خانواده و آموزش و پرورش مؤثر هستند. و در این میان مذهب و باورهای مذهبی عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به اهداف یا وجود تعارض، فرد را قادر می سازد تا ضمن شناخت بهتر خود و دیگران به ایجاد ارتباطات مناسب با مردم و سازگاری با محیط و اجتماع بپردازد.

۱-۲ بیان مسأله:

    ارتقای سلامتی افراد جامعه که یکی از مهم ترین مسائل اساسی هر کشوری محسوب می شود باید از چهار بعد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی مد نظر قرار گیرد. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی علمی است که با آن انسان ها قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران را خواهند داشت و قادر به تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و متناسب می شوند.

     هدف بهداشت روانی پیشگیری، درمان و بازتوانی بیماران است . طب دنیای امروز و فردا طب پیشگیری و برنامه ریزی برای بهتر زیستن است. در عین حال ، آرامش درونی تمنای دائمی انسان و حلقه مفقود جوامع امروزی است. در جوامعی که از مذهب و اخلاق فاصله گرفته اند، هر چه این جدایی بیشتر است بیماری های روانی نیز به همان اندازه افزایش یافته است. بنابر این در پیشگیری اولیه باید به مسائل تأثیر گذار بر شخصیت برای کاهش تظاهرات هیجانی و عاطفی و عوامل استرس زا توجه شود (برخوردار و نجفی ، ۱۳۸۰).

      یکی از این عوامل تأثیر گذار مذهب است . به رغم نگاه بد بینانه روانشناسان در سطح برخی نظامهای کلی به مذهب، از همان ابتدای شکل گیری روانشناسی کاربردی، تحقیقات در زمینه رابطه مذهب و سلامت روانی ، اغلب بیانگر رابطه ای مثبت بین این دو متغییر بوده است از دهه ۵۰ میلادی تحقیقات بیانگر تأثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روانشناختی بودند از جمله می توان به تأثیر نماز و ” دعا درمانگری” بر کنترل اختلالات روانشناختی اشاره کرد(وولف،[۱] ۱۹۹۷).

کارکرد اصلی دین در زندگی افراد، آرامش بخشی، تولید شادابی، معنا دادن به زندگی و رضایت درونی و اصیل است. نقش اصلی دین در تأمین نیازهای آدمی، کاهش رنج و درد با معنابخشی به این رنج ها و دردهاست . شاید علم، توانایی کاهش رنج های بشری را داشته باشد، اما قادر به معنا بخشی به آلام و مصیبت های بشر نیست( حاتمی، ۲۰۰۹). مطالعات متعدد محققان مسلمان نشان داده است برخورداری از باورهای دینی و به جا آوردن اعمال و مناسک مذهبی نقش مهمی در کاهش اختلالات روانی، بزهکاری، گرایش به خودکشی و سوء مصرف مواد دارد(قدرتی، ۲۰۰۹؛ دل آزار، ۲۰۰۸)

      از دهه ۹۰ به دنبال ناکامی نسبی متخصصین بهداشت روانی از فنون و شیوه های مداخله ای مرسوم و به دنبال تحقیقات متعدد و نتایج آنها که بیانگر تأثیر مثبت مذهب بر سلامت روان بود ، روی آوری به مذهب روز افزون گردید. در زمینه اضطراب به عنوان یک اختلال شایع روانی مطالعات نشان می دهند که شرکت در مراسم مذهبی اضطراب را کاهش می دهد( نیلمن[۲] و همکاران، ۱۹۹۷).

      برخی مطالعات نشان می دهند که آموزش روشهای حل مسأله در چار چوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی ها را کاهش می دهد ( شافر[۳] و همکاران،۱۹۹۱). همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است که بیانگر تأثیر مذهب در کاهش افسردگی است . مذهب به طور کلی بر سلامت روانی تأثیر مثبتی دارد( ونتیس[۴]، ۱۹۹۵).

     اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان به مجموعه اعمالی اطلاق می شود که خلاف قانون، عرف، سنت ها و هنجارهای جامعه است و در اعضای این طبقه خودنمایی می کند. اختلالات رفتاری اصطلاحی در روان شناختی است که جامعه شناسان آن را بزهکاری می نامند.

      جامعه شناسان و روان شناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاری پرداخته اندتا به علل، زمینه ها و شیوه های مقابله پیشگیری و درمان آن دست یابند. علل و زمینه هایی همانند استعداد ژنتیکی و ارثی، خانواده های آشفته و نابسامان، والدین متخلف و ضد اجتماعی، ارتباط با همسالان بزهکار، زندگی در محله های پر جمعیت و جرم خیز، فقدان اعتقادات مذهبی ، از جمله عواملی هستند که در شکل دهی به این گونه رفتارها از جمله پرخاشگری و ناسازگاری مؤثر دانسته شده اند.

      شاید یکی از کارکردهای مهم و عمده منابع جامعه پذیری یعنی خانواده و مدرسه، تهذیب و شکل دادن به شخصیت کودکان و نوجوانان برای کنترل وسوسه های بزهکارانه و غیر اخلاقی یا بالعکس تسلیم شدن به این وسوسه ها باشد. یکی از اختلالات رفتاری پرخاشگری است .  پرخاشگری از مسائل مبتلا به در دوران نوجوانی است . کن نل لی[۵] و همکاران (۲۰۱۰) پرخاشگری را به عنوان یک مشکل جهانی در میان همه نوجوانان اعلام کرده اند و آن را مختص فرهنگ و جامعه خاصی نمی دانند .آنچه باعث توجه محققان به رفتار پرخاشگرانه شده است ، آثار نامطلوب آن بر رفتار بین فردی و همچنین ، آثار ناخوشایند آن بر حالات درونی افراد است . نوجوانان پرخاشگر غالبا قدرت مهار رفتار خود را ندارند و رسوم و اخلاق جامعه ای را که در آن زندگی میکنند زیر پا میگذارند (صادقی ، ۱۳۸۵). نتایج پژوهشها نشان داده است که پرخاشگری از شاخصهای مهم پاره ای از اختلالات روانی مانند اختلال سلوک ، و اختلال شخصیت ضد اجتماعی به شمار می آید (سوخودولوسکی و راچکین[۶] ، ۲۰۰۴).همچنین رفتار پرخاشگرانه با بیماری های جسمانی مانند بیماری قلب و عروق و سردرد تنشی نیز در ارتباط است (ماترازو، کاشکات و پریچارد[۷] ،۲۰۰۰). علاوه بر این پژوهش های دیگر نشان میدهد که کودکان پرخاشگر نسبت به کودکان دیگر از نظر شیوه تفکر متفاوت هستند ، آنها راهبردهای مثبت کمتری ارائه میدهند و بیشتر اطمینان دارند که راهبرد پرخاشگرانه سازگارانه تر است و این طور قضاوت می کنند که راهبردهای پرخاشگرانه کمتر باعث آسیب می شود (عارفی و رضویه، ۱۳۸۲).

      تسلسل پیدایش نیازها و ارضای آن نیاز را سازگاری می نامند. بنابر این چنانچه انسانها در مناسبات خود بتوانند براحتی نیازهای خود را ارضاء نمایند دارای سازگاری می باشند(والی پور ، ۱۳۷۶). این که شخص تا چه حد می تواند با محیط و تغییرات آن سازگار شود به دو عامل بستگی دارد :

الف) خصوصیات شخص مثل مهارتها ، نگرشها، ارزشها، باور های دینی و حالات بدنی . ب) ماهیت موقعیت هایی که با آن روبرو می شود .این دو عامل در تعیین سازگاری ، خشنودی و کامیابی فرد مؤثرند .چون شخص و محیط همواره در حال تغییرند ، پس سازگاری باید بین این دو عامل خاص صورت پذیرد (گاطع زاده، ۱۳۸۴). با توجه به اینکه نوجوانان در مقطع سنی خود با مسائل و مشکلاتی در سازگاری با روابط بین فردی ، بلوغ ، تحصیلی و … مواجه می شوند ایجاد شایستگی های لازم و تقویت باورهای مذهبی برای مقابله موثر و کار آمد با چالش های حال و آینده ضروری به نظر می رسد .

      نوجوانی از دیر باز هم برای نوجوانان و هم برای والدین و مربیان ، دوره ای دشوارتر از سال های کودکی قلمداد شده است . این مرحله از زندگی را روسو تولد دوم نامیده است (تقی پور ظهیر، ۱۳۷۶). لذا با توجه به حساس بودن دوران نوجوانی و نیز تغییرات مهمی که در این دوران در زمینه اعتقادات مذهبی و حالات رفتاری در فرد رخ میدهد تعیین تأثیر باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش قدرت سازگاری ضروری به نظر میرسد

     بنابر این پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان باورهای مذهبی باپرخاشگری و سازگاری دانش آموزان انجام میگیرد . تا به این ترتیب گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه در افزایش سازگاری و کنترل پرخاشگری نوجوانان و جوانان برداشته شود.

 

۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق:

       محققان در اکثر جوامع بشری چه از جنبه تاریخی و چه در زمان معاصر پنج نهاد اصلی را در شکل گیری شخصیت افراد مؤثر می دانند که عبارتند از : اجتماع ، خانواده، همسالان، مدرسه و مذهب ( شاملو، ۱۳۶۶). با مطالعه تاریخ ادیان ، می توان دریافت که انسان در تمامی ادوار حیات خود دارای مذهب بوده و شاید بتوان گفت که گرایش به مذهب همواره در انسان وجود داشته و به شکلهای وجدان، عقل، خرد و غیره بروز کرده است ( قدیانی، ۱۳۷۴). علامه طباطبایی (۱۳۶۳) دین را یک روش مخصوص در زندگی می داند که صلاح دنیا را به نحوی که موافق حیات دائمی حقیقی باشد، تأمین می کند.ماهیت پویای انسان از یک سو و سؤالات بی پاسخ بسیار در جوامع امروزی از سوی دیگر موجب شده است که توجه به مذهب نزد متخصصان بهداشت روانی مهم و غیر قابل اجتناب گردد .

       امروزه این نگاه که موضوعات فرا مادی جایی در حیطه علوم ندارند، کاملا تغییر کرده تا آنجا که برخی از سازمان های بهداشتی به بازنگری تعاریف موجود در مورد انسان و ماهیت بشر پرداخته اند. برای مثال سازمان جهانی بهداشت در تعریف جنبه های وجودی انسان به ابعاد : جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی اشاره می کندو بعد چهارم یعنی معنویت را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می ـ سازد (وست، ۱۳۸۳). در متن تجدید نظر شده ی چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) ، بخش جدیدی تحت عنوان ” مشکلات مذهبی یا معنوی ” وجود دارد . در این بخش این چنین می خوانیم : این طبقه زمانی به کار می رود که کانون توجه بالینی ، یک مشکل مذهبی یا معنوی باشد و نمونه هایی از قبیل تجربه های پریشان کننده از دست دادن ایمان یا تردید در مورد آن و مشکلات مربوط به گرویدن به دین جدید یا تردید در ارزشهای معنوی را شامل می شود(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۱۳۸۴) . در مجموع اهمیت معنویت و تأثیر مذهب در بهداشت روانی و بهبود زندگی انسان ها طی چند دهه گذشته بیش از پیش مورد توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی قرار گرفته است.

        روانشناسان معروفی از جمله جیمز[۸](۱۹۸۵)، آلپورت[۹](۱۹۵۰) و یونگ[۱۰](۱۹۶۹) به نقش و تأثیر مثبت مذهب بر زندگی افراد پرداخته اند و آن را مهم می دانند . اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر مذهب بر سلامت روانی انجام شده است و نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دهنده ی اثر مثبت مذهب بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده آن بر نشانه های بیماری و اختلالات رفتاری از جمله پرخاشگری بوده است(سیف و نیکوی، ۱۳۸۳). به اعتقاد هاریسون[۱۱] (۲۰۰۱) با وجود این که مدتهاست تصور می شود بین مذهب و سلامت روانی ارتباط مثبتی وجود دارد اما اخیرا روانشناسی مذهبی ، شواهد تجربی بسیاری را در این زمینه فراهم کرده است.

       دین به شکل خاصی در هر فرهنگ شناخته شده ای وجود دارد و می توان آن را از دیدگاه آیین ها ، شخصیت های نمادین و انواع دعاها بررسی کرد(کاظمیان مقدم، مهرابی زاده هنرمند، ۲۰۰۹) . اعتقادات دینی و مذهب به انسان آرامش می دهد ، امنیت فرد را تضمین می کند ، خلاء های اخلاقی، عاطفی و معنوی را در فرد و اجتماعات استحکام داده و پایگاه محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیت های زندگی ایجاد می کند( اسدی نوقانی، امیدی و حاجی آقا جانی، ۲۰۰۵) . تحقیقات نیز نشان می دهد که مذهب در زندگی نقش مهمی داشته و در بسیاری از افراد احساس تعلق و آرامش را به وجود می آورد (بدل[۱۲]، ۲۰۰۲). دستورات و آیین های مذهبی اگر درست به کار گرفته شود می ـ تواند موجبات سلامت شادکامی و سازگاری افراد را در جامعه ای که در آن زندگی می کنند فراهم آورد.

      رابطه بین مذهب و سلامت در بسیاری از پژوهشها تأیید شده است . شریفی، مهرابی زاده هنرمند و شکرکن (۱۳۸۲) در برسی خود نشان دادند که بازخورد مذهبی با اختلال در سلامت عمومی رابطه منفی و با شکیبایی رابطه مثبت و معنا دار دارد. خداپناهی و خاکسار بلداجی (۱۳۸۴) طی پژوهشی با عنوان “رابطه جهت گیری مذهبی و سازگاری روان شناختی در دانشجویان ” دریافتندکه بین جهت گیری مذهبی و سازگاری رابطه معناداری وجود دارد. در پژوهش بهرامی احسان و تاشک(۱۳۸۳) بین جهت گیری مذهبی با افزایش سلامت روانی و کاهش اختلالهای روانی به رابطه مثبت معنا دار و توانایی پیش بینی سبک مقابله مذهبی مثبت توسط جهت گیری مذهبی مثبت دست یافتند. در این پژوهش بین حرمت خود و جهت گیری مذهبی نیز رابطه معنادار مثبت به دست آمد.

      با توجه به آنچه گفته شد و همچنین با توجه به نقش مذهب در تأمین سلامت روان افراد و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی پژوهش حاضر می تواند با هدف یافتن پاسخی برای این سوال که آیا باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و بالا بردن سطح سازگاری دختران و پسران نوجوان مؤثر است نقش بسزایی را داشته باشد.

تعداد صفحه :۱۰۲

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه کیفیت زندگی و خودکارآمدی هیجانی، اجتماعی و تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر

عنوان:

مقایسه کیفیت زندگی و خودکارآمدی هیجانی، اجتماعی و تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور شهرستان  نورآباد

تیر ماه ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده: ۱

فصل اول: کلیات پژوهش

۱-۱-مقدمه. ۳

۱-۲-بیان مسئله. ۶

۱-۳-اهمیت و ضرورت پژوهش… ۹

۱-۴-اهداف پژوهش… ۱۰

۱-۵-فرضیه ها ی پژوهش… ۱۰

۱-۶-تعاریف نظری.. ۱۱

۱-۷-تعاریف عملیاتی.. ۱۲

فصل دوم: پیشینه پژوهش

۲-۱-کیفیت زندگی.. ۱۴

۲-۲-تاریخچه مطالعات کیفیت زندگی.. ۱۶

۲-۳-کیفیت زندگی وحوزه های مربوطه. ۱۸

۲-۴-کیفیت زندگی، سلامتی و سلامت فکری.. ۲۲

۲-۵-کیفیت زندگی و رضایت از زندگی.. ۲۳

۲-۶-کیفیت زندگی و روشهای کنترل استرس… ۲۳

۲-۷-کیفیت زندگی و شخصیت فرد (یا خصوصیات فردی) ۲۴

۲-۸-رضایت از زندگی و سلامت روانی.. ۲۶

۲-۹-کیفیت زندگی و پیشرفت اقتصادی.. ۲۷

۲-۱۰-شاخص های کیفیت زندگی.. ۳۰

۲-۱۱-خودکارآمدی.. ۳۱

۲-۱۲-مؤلفه‌های خودکارآمدی.. ۳۴

۲-۱۳-فرآیندهای فعال شونده مرتبط با کارآمدی.. ۳۶

۲-۱۴-تحلیل تحولی باورهای خودکارآمدی در گستره‌ زندگی.. ۳۷

۲-۱۵-پیشینه تحقیق. ۳۹

۲-۱۵-۱-پیشینه تحقیقات داخلی خودکارآمدی و کیفیت زندگی.. ۳۹

۲-۱۵-۲-پیشینه تحقیقات خارجی  خودکارآمدی و کیفیت زندگی.. ۴۱

فصل سوم: روش  پژوهش

۳-۱-طرح پژوهش… ۴۴

۳-۲-متغیرهای پژوهش… ۴۴

۳-۳-جامعه آماری.. ۴۴

۳-۴حجم نمونه و روش نمونه گیری.. ۴۴

۳-۵-ابزار های پژوهش… ۴۴

۳-۶-شیوه اجرای پژوهش… ۴۷

۳-۷-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. ۴۷

فصل چهارم: یافته ­های پژوهش

۴-۱-یافته های جمعیت شناختی.. ۴۹

۴-۲-یافته های توصیفی.. ۵۱

۴-۳-یافته های استباطی.. ۵۲

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

۵-۱-بحث و نتیجه گیری.. ۵۸

۵-۲-نتیجه گیری.. ۶۳

۵-۳-محدودیت های پژوهش : ۶۳

۵-۴-پیشنهادات.. ۶۳

۵-۴-۱-پیشنهاد ات پژوهشی.. ۶۳

۵-۴-۲-پیشنهادات کاربردی.. ۶۴

منابع. ۶۶

پیوست ۱. ۶۹

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف مقایسه کیفیت زندگی و خود کار آمدی هیجانی،اجتماعی و تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر در شهر نورآباد انجام شد.

این پژوهش از نوع پژوهش های علی – مقایسه ای می باشد . نمونه پژوهش حاضر مشتمل بر ۲۰۰ نفر از دانشجویان دختر و پسر بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند .

برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (فرم کوتاه ۳۶ سئوالی (۳۶-sf) و مقیاس خود کار آمدی نو جوانان با مقیاس پنج درجه (خیلی بد تا خیلی خوب ) استفاده شد داده های حاصل از پرسشنامه پژوهش با استفاده ازآزمون تحلیل واریانس چند متغیری (Manova) و نرم افزار SPSS و به کمک روش های آماری مورد تحلیل قرار گرفت .

شواهد نتایج حاصل از این مقایسه کیفیت زندگی و خود کار آمدی، هیجانی اجتماعی و تحصیلی نشان می دهد که به طور کلی افرادی که رضایت بالا تری از زندگی دارند از سبک های مقابله ای موثرتر و مناسب تر استفاده می کنند، عواطف و احساسات مثبت عمیق تری را تجربه می کنند و از سلامت عمومی بالاتری برخوردارند ، عدم رضایت از زندگی با وضعیت سلامتی ضعیف تر، علائم افسردگی ، مشکلات شخصی ، رفتارهای نا مناسب بهداشتی و وضعیت ضعیف اجتماعی همبسته است .

واژه های کلیدی : کیفیت زندگی، خود کار آمدی هیجانی، اجتماعی، تحصیلی

۱-۱-مقدمه  

    توجه به”منایع انسانی”پدیده­ای است که در دو دهه اخیر توسعه فراوان یافته است.بگونه­ای که پارادایمها و چارچوب­های فکری جدید و دگرگونی­های عمیقی که در حوزه و عرصه منابع انسانی پدید آمده، راه را برای بهره­گیری بیشتر از توان و تخصص  افراد و سازمان­ها هموار کرده است(ابوالقاسمی، ۱۳۸۳). سازمان­های عصر حاضر با نگاه راهبردی به منابع انسانی آن را به عنوان دارایی هوشمند و ارزشمند در نظر دارند و بیش از پیش به ارتقاء”کیفیت زندگی۱” افراد توجه دارند. بهبود کیفیت­زندگی کاری افراد،مستلزم اهتمام مدیریت سازمان به تدوین سیاست­های حمایت­گرایانه از منابع انسانی است.بر این اساس؛ استفاده مطلوب از منابع انسانی متکی به تدوین استراتژی­های منابع انسانی و اقداماتی است که برای صیانت جسم، روح و حفظ کرامت انسانی افرادضروری است.در این راستا؛اقداماتی که شامل امکانات رفاهی، درمانی، امنیت­شغلی، طراحی­شغلی، اهمیت شغلی، توسعه و پیشرفت شغلی، آموزش و بهسازی و مواردی از این قبیل می باشد، مجموعاً تحت عنوان کیفیت­زندگی در نظر گرفته می شود. کیفیت زندگی که به عنوان یکی از رویکرد های بهبود عملکرد و از جمله عناصر مهم و کلیدی«فرهنگ­تعالی»به شمار می­رود، رویکردی است که موجب همسویی افرادو سازمان می­شود( ویلکرسون، وندنبرگ، ۲۰۰۰؛ ابوالقاسمی، ۱۳۸۳).

به عبارت دیگر؛کیفیت زندگی،بعنوان موضوع سلامتی انسان از بدو پیدایش بشر و در طی قرون متمادی مطرح بوده است و هر جا سخنی از آن به میان آمده عمدتاً بعد جسمانی آن در نظر بوده است و کمتر به ابعاد سلامت روانی آن اشاره شده است. سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۰ ضمن تاکید به مسئولان کشورها  در راستای تامین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی جامعه همواره به این مطلب اشاره دارد که هیچ یک از این سه بعد به دیگری برتری ندارد(قنبری، ۱۳۸۵).اصطلاح کیفیت زندگی به طور معمول به حوزه های متعددی در زندگی فرد، ورای سنجش ساده نشانه­ها یا آسیب­شناسی عضوی اشاره می­کند. این حوزه­ها شامل زمینه­هایی از شادکامی فردی، ایفای نقش و وضعیت سلامتی است. حوزه اول؛ مواردی مثل ارتباط های رضایت­بخش حمایت­کننده، کارایی شبکه اجتماعی  و رهایی از نا امیدی را شامل می­شود.در حوزه دوم؛ مواردی مثل سازگاری شغلی، انجام تعهدات در خانواده و اوقات فراغت را در بر می گیرد. حوزه سوم؛ وضعیت سلامتی است که بر اساس محدودیت­های ایجاد شده در عملکرد فیزیکی و روانی مورد بررسی قرار می­گیرد.کیفیت زندگی ارتباط گسترده­ای  با موارد احساسی فرد و بهداشت روانی دارد، به بیان حالات درمان افراد و بیان تغییرات و توانایی­های افراد و حالات رضایتمندی افراد از عملکرد های چندگانه تاثیرات زندگی می پردازد(کات، هریسون[۱]، ۱۹۹۳؛ نقل از قنبری، ۱۳۸۵).گاهی اوقات کیفیت زندگی معادل رضایت از زندگی افراد تعریف می شود و شامل طیف وسیعی از رضایت افراد از کلیه مسائل زندگی خود می باشد(فلس و پری[۲]، ۱۹۹۶؛ نقل از قنبری، ۱۳۸۵).بررسی رضایت افراد از زندگی خود و کیفیت زندگی می تواند فاکتورهای سودمندی درباره مولفه های زندگی  ارائه دهد(ارای، ۱۹۹۶).

 دراین راستا؛در هر نظام تعلیم و تربیت میزان عملکرد تحصیلی دانشجویان و عوامل مرتبط با آن یکی از شاخص­های موفقیت در فعالیت­های علمی است. ارزشیابی مداوم و مستمر عملکرد تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی می باشد. توجه به این امر چیزی است که در تمام دنیا در رأس برنامه های توسعه آموزشی مدنظر قرار می گیرد (لیندمن و دوک[۳]، ۲۰۰۱). همچنین از جمله مهمترین نگرانی های معلمان، استادان، مسئولان آموزش و خانواده ها، پیشرفت تحصیلی و جلوگیری از افت تحصیلی دانش­آموزان و دانشجویان است (لوگان، ترجمه رضوی شجاع، ۱۳۷۴). در ایران، این امر از مهمترین مشکلات کنونی نظام آموزشی است و هرساله ده ها میلیارد ریال از بودجه کشور را هدر می­دهد و نیروهای بالقوه و سرمایه های جامعه (نیروی انسانی) بی ثمر می مانند. بنابراین، توجه به عوامل مرتبط با تحصیل دانش­آموزان، از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. 

 از جمله عوامل روانشناختی مهم که باید در دانش­آموزان  و نوجوانان مورد توجه قرار گیرد، خودکارآمدی است. نوجوانان و جوانان به دلیل دوره خاص رشد خود ناچارند با رویدادهای انتقالی بسیاری از نظر زیست شناختی، تحصیلی و اجتماعی روبرو شوند.آنان می­بایست راه حل­هایی برای حل مشکلات و مقابله با آنها بیابند. موفقیت آنان در چالش­های بیشمار این دوره رشد، با خودکارآمدی آنان ارتباط دارد. دانش آموزان نوجوانی که باور ضعیفی به کارآمدی خود دارند، منفعلانه تحت تأثیر این فشارها قرار می گیرند (ریچاردسون[۴]، ۱۹۹۹). نتایج پژوهشی حاکی است که بالا رفتن سطح خودکارآمدی باعث افزایش انگیزش تحصیلی می­شود (گلاور و برونتینگ[۵]، ترجمه علینقی خرازی، ۱۳۸۳).

   با توجه به موارد گفته شده پژوهش حاضر درصدد آن است که به این سؤال اساسی پاسخ دهد که آیا بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد؟

۱-۲-بیان مسئله

         یکی از اهداف و وظایف مهم آموزش و پرورش ایجاد زمینه برای رشد همه جانبه فرد و تربیت انسانهای سالم، کارآمد و مسئول برای ایفای نقش در زندگی فردی و اجتماعی است. از آنجایی که دانش آموزان به عنوان رکن اساسی نظام آموزشی کشور، در دستیابی به اهداف نظام آموزشی نقش و جایگاه ویژه ای دارند، توجه به این قشر از جامعه از لحاظ آموزشی و تربیتی، باروری و شکوفایی هر چه بیشتر نظام آموزشی و تربیتی جامعه را موجب می گردد. از طرف دیگر ارزشیابی مداوم و مستمر عملکرد تحصیلی دانش آموزان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی به ویژه در نظام آموزش و پرورش می باشد. توجه به این امر چیزی است که در تمام دنیا در رأس برنامه های توسعه آموزشی مدنظر قرار می گیرد (لیندمن و دوک[۶]، ۲۰۰۱).  یکی از اهداف مهم نظام های تعلیم و تربیت مدرن، پرورش افرادی است که قادر باشند بر مسائل و مشکلاتشان در زندگی روزمره و در محیط اجتماعی به آسانی غلبه کنند (سلکوک، کالیسکان  وارول[۷]، ۲۰۰۷). لذا آنچه در فرایند یادگیری از اهمیت اساسی برخوردار است فراهم آوردن شرایط یادگیرنده و موقعیت یادگیری به گونه­ای است که بهترین دستاوردها حاصل آید. یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر شرایط یادگیرنده خودکارآمدی[۸] است. خودکارآمدی از متغیرهای کلیدی در نظریه­ی شناختی اجتماعی بندورا[۹] است. مبنای نظری خودکارآمدی در رشته­ها و محیط­های گوناگونی آزمایش شده و از پشتوانه­های فزاینده نظری و تجربی برخوردار است (مادوکس و استانلی[۱۰]، ۲۰۰۲). خودکارآمدی احساسی پایدار و روشن از لیاقت و قابلیت فرد برای کنارآمدن مؤثر با بسیاری از موقعیت­های تنش زا است (شوارتزر و شولز[۱۱]، ۲۰۰۰). خودکارآمدی به احساس عزت نفس و ارزش خود، احساس کفایت و کارآیی در برخورد با زندگی اطلاق می­شود (بندورا، ۲۰۰۴). خودکارآمدی اطمینان به توانایی خود در کنترل افکار، احساسات و فعالیت­ها است و بنابراین روی پیامد اعمال مؤثر است. انتظارات خودکارآمدی بر عملکرد واقعی افراد، هیجانات، انتخاب رفتار و سرانجام میزان تلاش و کوشش که صرف یک فعالیت می­شود مؤثر است (بروان و اینوی، ۱۹۷۸؛ به نقل از سیدآبادی، ۱۳۸۴). برک[۱۲](۲۰۰۰) معتقد است خودکارآمدی فرد، نقش حساسی در بازداری یا پایداری رفتار او در موقعیت­های گوناگون ایفا می­کند. پارجاس[۱۳](۱۹۹۶) بر این باور است که خودکارآمدی در بهبود مسائل بالینی مانند بیهوده ترسی، افسردگی، مهارتهای اجتماعی و ابراز وجود نقش حیاتی دارد. ول[۱۴] (۲۰۰۴) گزارش کرده است که اگر دانش آموزان باور داشته باشند که با تلاش قابل قبولی می­توانند یاد بگیرند تلاش بیشتری کرده و در مواجه با مشکلات پافشاری بیشتری می­کنند. همچنین خود را بر مشکل متمرکز کرده و احساس آرامش و خوشبختی بیشتری می­کنند و از راهبردهای مؤثرتری بهره می­گیرند.

 بنابراین خودکارآمدی یکی از مهم­ترین مؤلفه­های کسب موفقیت و سازش یافتگی است و در حیطه روانشناسی مثبت جای می­گیرد. کیم و پارک[۱۵] (۱۹۹۹؛ به نقل از مرتضوی، ۱۳۸۳) در پژوهشی نشان دادند که خودکارآمدی با رضایت از زندگی رابطۀ مستقیم دارد. به بیان دیگر کسانی که خود را خودکارآمدتر می­پندارند، علاوه بر کسب موفقیت بیشتر از نظر عملکرد احساس رضایت بیشتری نیز می­کنند. تایلر، لیتی­تا و دو[۱۶] (۲۰۱۰) در مطالعه­ای دریافتند دانش آموزانی که  خودکارآمدی بالاتری دارند، اهداف چالش انگیز و بالاتری اتخاذ می­کنند و نسبت به آنها به طور پایدارتری متعهدند. اما دانش آموزانی که خودکارآمدی پایین­تری دارند به آسانی به وسیله موانع یا شکستها دلسرد می­شوند. هیمن[۱۷] (۲۰۰۵)، بیدرمن، مونتاکسم و مایک[۱۸] (۲۰۰۶)، لی و هینشاو[۱۹] (۲۰۰۶)، نیجمی[۲۰] و همکاران (۲۰۰۸) هر کدام در پژوهشهای جداگانه نشان داده اند که مداخله های شناختی- رفتاری بر باورهای خودکارآمدی تحصیلی تأثیر دارد و باعث افزایش آن می شود.

نظام­های آموزشی به شیوه­های مختلفی می­توانند میزان خودکارآمدی دانش آموزان را افزایش دهند. یکی از این عوامل کیفیت زندگی است. کیفیت زندگی[۲۱] موضوع سلامتی انسان از بدو تولد پیدایش بشر و در طی قرون متمادی مطرح بوده است و هر جا سخنی از آن به میان آمده عمدتاً بعد جسمانی آن در نظر بوده است و کمتر به ابعاد سلامت روانی آن اشاره شده است.

سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۰ ضمن تایید به مسئولان کشورها  در راستای تامین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی جامعه همواره به این مطلب تاکید دارد که هیچ یک از این سه بعد به دیگری برتری ندارد(قنبری، ۱۳۸۵).

اصطلاح کیفیت زندگی به طور معمول به حوزه های متعددی در زندگی فرد  ورای سنجش ساده نشانه ها یا آسیب شناسی عضوی اشاره می کند. این حوزه ها شامل زمینه هایی از شادکامی فردی، ایفای نقش و وضعیت سلامتی است. حوزه اول مواردی مثل ارتباطات رضایت بخش حمایت کننده، کارایی شبکه اجتماعی  و رهایی از نا امیدی را شامل می شود. در حوزه دوم مواردی مثل سازگاری شغلی، انجام تعهدات در خانواده و اوقات فراغت را در بر می گیرد(کات، هریسون[۲۲]، ۱۹۹۳). حوزه سوم وضعیت سلامتی است که بر اساس محدودیت های ایجاد شده در عملکرد فیزیکی و روانی مورد بررسی قرار می گیرد.  کیفیت زندگی ارنباط گسترده ای  با موارد احساسی فرد و بهداشت روانی دارد، به بیان حالات درمان افراد و بیان تغییرات و توانایی های افراد و حالات رضایتمندی افراد از عملکرد های چندگانه تاثیرات زندگی می پردازد( نقل از رفیعی، ۱۳۸۲).

کیفیت زندگی عملاً عبارتی است که تعریف آن مشکل است. به صورت  کلی کیفیت زندگی برای افراد مختلف در موقعیت های مختلف  تعابیر متفاوتی دارد  ولی اصولاً به رضایت افراد از زندگی خود بر  می گردد(ارای[۲۳]، ۲۰۰۰).

کیفیت زندگی بستگی به  تفسیر هیجانی دارد که فرد به رخدادها و حقایق می دهد. کیفیت زندگی به طور خیلی قوی به ذهنیت فرد بستگی دارد. در زمینه خاصی مثل سلامت جسمانی، تغییر پذیری بزرگی میان افراد راجع به ظرفیت روبرو شدن با بیماریهای جسمانی و انتظاراتشان در مورد سلامتی وجود دارد. مفهوم فردی، یک اثر تعیین کننده در ارزیابی فرد در مورد وضعیت سلامتی اش دارد. بنابراین دو فرد با وضعیت کارکرد یا شرایط بهداشتی یکسان می توانند  کیفیت های متفاوتی از زندگی بواسطه این جنبه های ذهنی داشته باشند(مارکوس پی تی فراز، مارک، مری گوچی، و استوسگوی[۲۴]، ۲۰۰۳).

تعداد صفحه :۸۰

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه جهت ­گیری هدف، پیشرفت تحصیلی و خودتنظیمی در دانشجویان کارشناسی ارشد

 واحد رودهن

دانشکده روان­شناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

رشته روان­شناسی عمومی

عنوان

مقایسه جهت ­گیری هدف، پیشرفت تحصیلی و خودتنظیمی در دانشجویان کارشناسی ارشد روان­شناسی با مدرک کارشناسی مرتبط و غیر مرتبط

پاییز ۱۳۹۳

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                  صفحه

چکیده ۱
                               فصل اول : کلیات پژوهش  
۱-۱)مقدمه ۳
۲-۱)بیان مسئله ۷
۳-۱)ضرورت و اهمیت پژوهش ۱۲
۴-۱)سوالات پژوهش ۱۳
۵-۱)اهداف پژوهش ۱۳
۶-۱)فرضیه­های پژوهش ۱۴
۷-۱)متغیرهای پژوهش ۱۴
۸-۱)تعاریف پژوهش ۱۵
۱-۸-۱)تعاریف مفهومی متغیرها ۱۵
۲-۸-۱)تعاریف عملیاتی متغیرها ۱۷
  فصل دوم : مروری بر مبانی نظری و پیشینه پژوهش  
۱-۲)مقدمه ۱۹
۲-۲)نیازها و اهداف ۱۹
۳-۲)اهداف پیشرفت ۲۰
۴-۲)انگیزش پیشرفت ۲۱
۵-۲)جهت­گیری هدف ۲۲
۶-۲)جهت­گیری هدف عملکردی و تبحری ۲۳
۷-۲)عوامل مؤثر بر جهت­گیری هدف ۲۶
۸-۲)جهت­گیری هدف و متغیرهای عاطفی ۲۷

عنوان                                                                                  صفحه

۹-۲)رابطه جهت­گیری هدف و پیشرفت تحصیلی ۲۸
۱۰-۲)خودتنظیمی ۳۰
۱۱-۲)یادگیری ۳۰
۱۲-۲)یادگیری خودتنظیمی ۳۱
۱۳-۲)الگوهای یادگیری خودتنظیمی ۳۳
۱-۱۳-۲)الگوی پنتریچ ۳۳
۲-۱۳-۲)الگوی چرخه­ای یادگیری خودتنظیمی – تحول زیمرمن ۳۴
۳-۱۳-۲)نظریه پنتریچ و دی­گروت ۳۵
۴-۱۳-۲)الگوی انگیزش – انتظار اکلس و پنتریچ ۳۶
۱۴-۲)پیشرفت تحصیلی ۳۸
۱-۱۴-۲)سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ۴۴
۱۵-۲)پیشینه پژوهش ۴۴
۱-۱۵-۲)پژوهش­های خارجی ۴۶
۲-۱۵-۲)پژوهش­های داخلی ۵۳
۱۶-۲)جمع­بندی ۶۶
  فصل سوم : روش پژوهش  
۱-۳)روش و طرح پژوهش ۷۰
۲-۳)جامعه آماری ۷۰
۳-۳)روش نمونه­گیری و حجم نمونه ۷۰
۴-۳)ابزار پژوهش ۷۱
۱-۴-۳)پرسشنامه جهت­گیری هدف AGQ ۷۲
۱-۱-۴-۳)شیوه نمره­گذاری ۷۲

۲-۱-۴-۳)ویژگی­های روان­سنجی                                                                     73

عنوان                                                                                  صفحه

۲-۴-۳)پرسشنامه راهبردهای خودانگیخته برای یادگیری MSLQ ۷۳
۱-۲-۴-۳)نام­گذاری عامل­ها ۷۴
۲-۲-۴-۳)شیوه نمره­گذاری ۷۵
۳-۲-۴-۳)ویژگی­های روان­سنجی ۷۵
۵-۳)روش جمع­آوری اطلاعات ۷۷
۶-۳)روش اجرای اصل پژوهش ۷۸
۷-۳)روش تجزیه و تحلیل داده­ها ۷۸
 فصل چهارم: تحلیل آماری داده­ها  
۱-۴)توصیف داده­ها ۸۰
۲-۴)تحلیل داده­ها ۸۲
 فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری  
۱-۵)بحث و نتیجه­گیری ۹۱
۲-۵)محدودیت­ها و مشکلات پژوهش ۹۶
۳-۵)پیشنهاد­های پژوهش ۹۶
۱-۳-۵)پیشنهادهای کاربردی ۹۷
منابع فارسی ۹۸
منابع لاتین ۱۰۵
پیوست­ها ۱۰۹
چکیده انگلیسی ۱۱۲

چکیده

این پژوهش با هدف ” مقایسه جهت­گیری هدف، پیشرفت تحصیلی و خودتنظیمی (باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودتنظیم) در دانشجویان کارشناسی ارشد روان­شناسی با مدرک کارشناسی مرتبط و غیرمرتبط ” انجام شد. بدین منظور به روش تصادفی مرحله­ای از کلیه واحدهای دانشگاهی مناطق ۸ و ۱۲ دانشگاه آزاد اسلامی، واحدهایی که دارای مقطع کارشناسی ارشد روان­شناسی بودند مشخص و از میان آن­ها سه دانشگاه به تصادف انتخاب شدند، سپس به روش طبقه­ای نامتناسب (جنسیت به­عنوان طبقه) و با استفاده از فرمول مبتنی بر فاصله اطمینان ، ۲۰۰ دانشجوی کارشناسی ارشد روان­شناسی (۱۰۰ نفر با مدرک کارشناسی مرتبط و ۱۰۰ نفر با مدرک کارشناسی غیرمرتبط) به­عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه­های هدف­های پیشرفت الیوت و مک گریگور (AGQ)  و راهبردهای خودانگیخته برای یادگیری (MSLQ)، و معدل ترم­های پیش دانشجویان، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها، آمار توصیفی و آمار استنباطی (MANOVA و t  مستقل ) به­کار گرفته شد. نتایج بدست آمده ازتحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که بین میانگین مؤلفه­های باورهای انگیزشی دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد هم­چنین بین پیشرفت تحصیلی دو گروه تفاوت معنادار یافت شد، به­این صورت که میانگین باورهای انگیزشی و پیشرفت تحصیلی در گروه دانشجویان غیرمرتبط بالاتر است.و هیچ تفاوت معناداری بین مؤلفه­های راهبردهای یادگیری خودتنظیم و جهت­گیری هدف در دو گروه یافت نشد. نتیجه­گیری: جهت­گیری هدف دانشجویان کارشناسی ارشد روان­شناسی بیشتر تسلطی است و از راهبردهای یادگیری خودتنظیم استفاده می­کنند. آن­چه موجب افزایش پیشرفت تحصیلی در دانشجویان غیرمرتبط شده است، باورهای انگیزشی، واکنش­های عاطفی، علاقه درونی و عقاید ارزش کار است که می­توان آن را به جذابیت رشته تحصیلی و جدید بودن مطالب آموزشی برای این گروه از دانشجویان، نسبت داد.                                         

کلیدواژه­ها : جهت­گیری هدف، خودتنظیمی، باورهای انگیزشی، پیشرفت تحصیلی، کارشناسی ارشد

۱-۱-مقدمه

واقعیتی مهم و انکار­ناپذیر، آن است که تمامی پیشرفت­های مهم و عظیم انسان در دنیای امروز، زاییده یادگیری است. انسان بیشتر توانایی­های خود را از طریق یادگیری و آموزش به دست می­آورد. از طریق یادگیری، فرایندهای ذهنی را کاربردی می­کند و به عمل در می­آورد. یکی از عوامل مهم مؤثر بر یادگیری، خصوصا در دانش­آموزان و دانشجویان، انگیزه تحصیلی است. با انگیزه­بودن و اشتیاق به دستیابی به موفقیت، از جمله اهداف همیشگی روان­شناسان، مربیان و متولیان آموزش و پرورش و آموزش عالی بوده است. پیشرفت تحصیلی[۱]، علاوه بر این که خود به تنهایی یک هدف به شمار می­آید، بلکه درگیر شدن فعال در محیط آموزشی و انگیزه داشتن نسبت به یادگیری، به بسیاری از ویژگی­های روان­شناختی منجر می­شود. مانند: عزت­نفس[۲]، سازگاری[۳]، مسئولیت­پذیری[۴] و صلاحیت[۵] (جسر و جسر[۶]، ۱۹۹۷؛ استینبرگ[۷]، ۱۹۹۶؛ به نقل از گرولنیک [۸] و همکاران، ۲۰۰۷)

از مهم­ترین اهداف نظام­های تعلیم و تربیتی که همواره مورد توجه پژوهشگران نیز بوده است، پرورش فراگیرانی با­انگیزه، هدفمند، پیشرفت­گرا و کارآمد می­باشد. دانش روان­شناسی به ویژه در حیطه­ی انگیزش و یادگیری، با تکیه بر یافته­های تحقیقاتی خود، بیشترین نقش را در پیشبرد این مسیر ایفا کرده و همواره دستاوردهای بزرگی برای شناسایی و فهم رفتار انسان و همچنین ارتقاء توانایی­های او داشته است. علاقه و رغبت به رشته تحصیلی و در امتداد آن، شغل و حرفه و تخصص، ریشه در عوامل مختلفی دارد. به طور کلی باید گفت که علائق تحصیلی، متاثر از عوامل فردی، اقتصادی، اجتماعی و تناسب محتوی با توانمندی­ها و استعدادهای اشخاص دارد و از آنجا که تحصیل هر کس، برای احراز حرفه­ای در آینده است و داشتن حرفه مناسب می­تواند منبعی برای تامین نیازهای فرد و جامعه، احترام به خویشتن و سازگاری سالم باشد، لذا بدیهی است که تصدی در حرفه­ای که مورد علاقه افراد نیست، باعث به وجود آمدن تنش، نگرانی، بیماری­های جسمی و روحی، و عدم تطابق اجتماعی ودر نهایت به هدر رفتن سرمایه­های مادی و معنوی خواهد شد که حتی گاهی، تمام روابط فرد را به طور مستقیم و غیر مستقیم، تحت تاثیرقرار خواهد داد (رئیس­سعدی، ۱۳۸۶).

عواملی که منجر به پیشرفت و به­ویژه پیشرفت تحصیلی می­شوند، متعدد هستند. عواملی هم­چون ویژگی­های شخصیتی، ویژگی­های انگیزشی و ویژگی­های موقعیتی و غیره. اما به طور گسترده فرض     می­شود که انگیزش[۹] یکی از عناصر اصلی پیشرفت است (ونتزل[۱۰] و ویگفلد[۱۱]، ۲۰۰۹). دیدگاه­های نظری متعددی در زمینه ماهیت و پرورش دادن انگیزه وجود دارد، نظریه­ای که در سال­های اخیر توجه قابل ملاحظه­ای را به این امر معطوف داشته، نظریه هدف پیشرفت است (ونتزل و ویگفلد، ۲۰۰۹). به طور خلاصه نظریه هدف پیشرفت، انواع اهداف (اهداف ویا دلایل) را مشخص می­کند که به رفتارهای مربوط به پیشرفت، جهت  می­دهد. پنتریچ[۱۲] و شانک[۱۳] (۲۰۰۲)، جهت­گیری هدف[۱۴] را بیانگر الگوی منسجمی از باورهای فردی می­دانند که سبب می­شود تا فرد به شیوه­های مختلف به موقعیت گرایش پیدا کند و به فعالیت بپردازد و با توجه به موقعیت خود پاسخ مناسب را صادر کند (پنتریچ و شانک،۲۰۰۲ / ۱۳۸۶).

رویکرد جهت­گیری هدف یکی از معدود رویکردهایی است که به توضیح و تبیین علل پیشرفت و دلایل و مقاصدی که فراگیران از درس خواندن و سایر رفتارهای تحصیلی خود دارند، می­پردازد. درهر صورت با وجود رویکردهای متنوع انگیزشی، جهت­گیری هدف کاربردی­ترین رویکرد جهت درک یادگیری، بهبود آموزش و چگونگی برخورد دانشجویان با تکالیف آموزشی بوده که به ارائه باورهای دانشجویان و یادگیرندگان در مورد شیوه­های رویارویی و درگیر شدن با تکالیف می­پردازد (ایمز[۱۵] و آرچر[۱۶]، ۱۹۸۴؛ ایمز، ۱۹۹۲؛ دوئک[۱۷] و لگیت[۱۸]، ۱۹۸۸؛ به نقل از بابایی، ۱۳۷۷؛ بالاوندی، ۱۳۸۰).

این جهت­گیری در موقعیت­های تحصیلی، مبین انگیزه فرد از تحصیل است و به همین دلیل تمایلات، کنش­ها و پاسخ­های او را در موقعیت­های یادگیری تحت تاثیر قرار می­دهد. جهت­گیری هدف را نباید با اهداف ویژه­ای که در موقعیت­های آموزشی برای فعالیت­ها در نظر می­گیرند، یکی دانست. این گونه اهداف صرفا محرک فرد برای یادگیری یک تکلیف ویژه هستند. از دیگر سوی بر خلاف اهداف آموزشی که مبنای تشابهات فردی است، جهت­گیری هدف مبنای تفاوت­های فردی در موقعیت­های تحصیلی است و بر اساس آنها می­توان میزان موفقیت فرد را در این­گونه موقعیت­ها پیش­بینی نمود (دوئک و لگیت، ۱۹۸۸؛ پنتریچ و شانک، ۲۰۰۰؛ ایمز، ۱۹۹۲؛ دوئک،۲۰۰۰ ؛ به نقل از  شریفی اردانی، خیر، حیاتی، رئیسی، روحی، ۱۳۹۲؛ برزگر، دلاور، احدی، ۱۳۹۱).

 پیشرفت تحصیلی یکی از متغیرهای اصلی آموزش و پرورش و آموزش عالی می­باشد و می­توان از آن به عنوان شاخص عمده سنجش کیفیت آموزش یاد کرد. معمولا پیشرفت تحصیلی بر اساس نتایج آزمون­های نهایی و استاندارد، مورد سنجش قرار می­گیرد و نمراتی را که دانشجویان در طول دوره تحصیل کسب می­کنند، نشانی از میزان پیشرفت تحصیلی آنها تلقی می­کنند، با وجودی که کمیت و کیفیت یادگیری تحت تاثیر عوامل متعددی از قبیل سطح عمومی هوش، سلامت جسمی و روانی،  انگیزه، امکانات محیط زندگی، امکانات کمک آموزشی و قابلیت­های شناختی قرار می گیرد، اما       روان­شناسان مشاهده کرده­اند آنچه  که حداقل در دوران دانشجویی بیشترین تاثیر را در وضعیت عملکرد تحصیلی دانشجویان دارد، مهارت­های عمومی مطالعه، یادگیری درسی و یادآوری مطالب آموخته شده است. با توجه به مطالب ذکر  شده، روش­های مطالعه و دارا بودن مهارت­های تحصیلی، در یادگیری درسی و در نتیجه در مهارت­های شناختی و عملی و به دلیل رابطه تنگاتنگ آن با پیشرفت تحصیلی، بالطبع در نهایت، در سرنوشت شغلی دانشجویان مؤثر می­باشد (رئیس­سعدی، ۱۳۸۶).

با توجه به این­که پیشرفت تحصیلی از اهمیت ویژه­ای برخوردار است، محققان عوامل تاثیر­گذار بر آن را، از جمله خودتنظیمی[۱۹]، مورد مطالعه قرار داده­اند. خودتنظیمی سازه­ای است که از سال ۱۹۶۷ از سوی بندورا[۲۰] مطرح شد. مطالعه اولیه در این زمینه، مبتنی بر خودتنظیمی به معنای عام کلمه بود که زمینه­های گوناگون فردی – خانوادگی و اجتماعی را مورد توجه قرار می­داد، ولی از دهه ۱۹۸۰، این سازه در زمینه یادگیری مطرح شد. وین­اشتاین[۲۱] و همکاران (۲۰۱۰)، بیان می­کنند که راهبردهای یادگیری شامل
فعالیت­ها و فرایندهای عاطفی، انگیزشی، فرآشناختی[۲۲]، شناختی و رفتاری است که فهم، یادگیری و پردازش معنادار هم­چون انسجام و یکپارچگی دانش جدید در حافظه را تسهیل می­نماید. راهبردهای یادگیری، فرایندهایی هستند که به افراد کمک می­کنند تا بیاموزند چگونه یاد بگیرند و چگونه مسائل مربوط به یادگیری خویش را پیش برند و چگونه یادگیری خویش را عمیق و موثر سازند.

زیمرمن[۲۳] (۲۰۰۰، به نقل از بمبوتی[۲۴]و همکاران، ۲۰۰۸) یادگیری خودتنظیمی را باورهای یادگیرندگان درباره توانایی خود برای درگیر شدن در اعمال، افکار، احساسات و پیگیری اهداف تحصیلی ارزشمند، تعریف می­کند. پنتریچ، خودتنظیمی را یک فرایند فعال و سازمان یافته
می­داند که یادگیرندگان از طریق آن اهداف یادگیری خود را تنظیم کرده و تلاش می­کنند بر شناخت و انگیزش و رفتار خود نظارت کنند (پنتریچ، ۲۰۰۴).

 راهبردهای یادگیری خودتنظیمی شامل مهارت­های خودآموزی[۲۵]، سوال پرسیدن از خود[۲۶]، خودبازبینی[۲۷] و تقویت خود[۲۸] است که به یادگیرندگان کمک می­کند تا با استفاده از فرایندهای شناختی، یادگیری آنها تسهیل شود. بنابراین شیوه یادگیری خودتنظیم، استفاده فعالانه و آگاهانه فراگیر از راهبردهای یادگیری مناسب است که گستره­ای از فعالیت­های پیچیده فراگیران را به منظور نیل به اهداف یادگیری، دربرمی­گیرد. دامنه این راهبردها، از فعالیت­های جزئی مثل مشاهده متخصصانه یا تمرین یک فعالیت شروع و به تلاش­های وسیع­تر فرآیند­گونه­ای چون تشریح جزء به جزء اطلاعات یا مرتبط کردن اطلاعات جدید به دانسته­های قبلی ختم می­یابد (مونتاگو[۲۹]، ۲۰۰۸).

از آن­جا که رشته روان­شناسی از اهمیت خاصی در میان گروه­های آموزشی برخوردار است، و در نهایت از فراگیران آن انتظار می­رود که از حداکثر علم، آگاهی و مسئولیت­پذیری در انجام وظایف خود برخوردار بوده و چنان­چه لازمه هر حرفه­ای است، مهارت­های مورد نیاز را در حد متعالی آن کسب نمایند و در برابر افراد و جامعه پاسخ­گو باشند، بنابراین باید دارای انگیزش و رغبت آموزشی لازم جهت پیشرفت تحصیلی و به­دنبال آن موفقیت در ایفای وظایف آینده باشند. لذا بررسی علاقمندی و انگیزش  این گروه نسبت به رشته تحصیلی­شان و متغیرهای مرتبط با آن، یکی از اساسی­ترین راهکارهای ارزیابی آموزش آن است.

تعداد صفحه :۱۳۲

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه پیامدهای درمانگری پردازش شناختی و طرحواره درمانی بر متغیرهای زیست شناختی

 (ph.D.) برای دریافت مدرک دکتری تخصصی

رشته روان­شناسی عمومی

گروه روان­شناسی

عنوان رساله:

مقایسه پیامدهای درمانگری پردازش شناختی و طرحواره درمانی بر متغیرهای زیست شناختی و روانشناختی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مزمن

شهریور ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان     صفحه

  فصل اول: کلیات پژوهش                                                                                                                  1

 مقدمه                                                                                                                              1

تعریف و بیان مسأله                                                                                                              4

اهمیت و ضرورت پژوهش                                                                                                              24                                             

اهداف پژوهش                                                                                                                 26

سؤال های پژوهش                                                                                                                        27

فرضیات پژوهش                                                                                                              28

متغیرهای پژوهش                                                                                                             28

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها                                                                                        29

فصل دوم: گستره نظری و عملی پژوهش                                                                                     35

اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)                                                                                        35

تعاریف اختلال استرس پس از سانحه و نقاط اشتراک آن‌ها                                                          35

ملاک‌های تشخیصی اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)                                                              38

اختلالات وابسته با تروما و استرس، زیرگروه­های مرتبط با اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)      46

اختلال استرس پس از سانحه در کودکان و نوجوانان                                                                 51

اختلال استرس پس از سانحه ثانویه (نیابی)                                                                                  52

همه‌گیرشناسی، جنسیت و همبودی یا هم ابتلایی در اختلال استرس پس از سانحه                            55

ز

رهیافت‌ها و الگوهای اصلی در تبیین اختلال استرس پس از سانحه                                                       62

درمان‌های روانشناختی در اختلال استرس پس از سانحه                                                       88

راهبردهای مقابله گری در مواجهه با استرس(راهبرد اجتناب)                                                             115

زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی                                                                                                122

پیشینه پژوهش                                                                                                                 129

جمع‌بندی فصل دوم                                                                                                          142

فصل سوم: روش پژوهش                                                                                                    145

مقدمه                                                                                                                            145

طرح پژوهش                                                                                                                  145  

جامعه آماری پژوهش                                                                                                          146

نمونه و روش نمونه گیری                                                                                                   146

ابزارهای پژوهش                                                                                                              147

روند اجرای پژوهش                                                                                                         152

مروری بر جلسات روان‌درمانی                                                                                             153

شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات                                                                                             164

فصل چهارم: یافته های پژوهش                                                                                            166                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          مقدمه                                                                                                                 166

گزارش توصیفی دادهای پژوهش                                                                                           166

تحلیل داده‌های پژوهش                                                                                                       171

ح

فصل پنجم: نتیجه گیری و بحث                                                                                           200

مقدمه                                                                                                                          200

مروری اجمالی بر فرضیه‌ها، مقایسه با یافته‌های ادبیات عملی پژوهش و طرح تبیین‌های نظری                 201

محدودیت ها                                                                                                                  214

پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی                                                                                           216

منابع                                                                                                                           220

چکیده انگلیسی                                                                                                              259

مقدمه

               توانایی ادراک و پاسخ به تهدیدهای محیطی برای بقا حیاتی است، انسان­ها نسبت به اطلاعات تهدیدکننده گوش بزنگی هستند و قادرند که به‌طور سریع پاسخ­های زیست‌شناختی و رفتاری به تهدید را نشان دهند. اضطراب در طول زندگی نه‌تنها پیامدهای برای بهزیستی روان‌شناختی[۱]بلکه بر سلامت فیزیولوژیکی و طول عمر تأثیرگذار است. درنتیجه افرادی که سطوح بالای از اضطراب را تجربه می‌کنند در معرض بیماری­های مختلفی در بزرگسالی هستند(اُدانواس، اسلاویچ، اِ پل و نیلان[۲]، ۲۰۱۳). اگرچه، اضطراب واکنش طبیعی و ضروری به تهدید است و بر اساس ادراک ما از خطر اجازه واکنش را برای من فراهم می‌کند، این واکنش عمدتاٌ فرایندی ناهشیار و به‌طور منظم و در اغلب افراد و به شیوه­ای مناسب رخ می‌دهد. بااین‌وجود، اضطراب به‌طور مستمر و به شکل افراطیِ آن و در موقعیت­های عدم تهدید واقعی حاکی از یک اضطراب بنیادی و زیربنایی است(مان و وایت فیلد[۳]، ۲۰۰۹). لذا، هیجان­ها در خدمت کارکردهای انطباقی هستند، اما وجودشان همواره کاربردی نیست(فرسکو، مِنین،هایمبرگ و ریتر[۴]، ۲۰۱۳).

            یکی از انواع بیماری­های روانپزشکی که تا قبل از سال(۲۰۱۳) در طبقه اختلالات اضطرابی قرار می­گرفت و به دنبال یک رویداد آسیب­زا[۵](تروماتیک) ممکن بود قربانیان را مبتلا کند، اختلال استرس پس از سانحه[۶](PTSD) است.

           در چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[۷](DSM-IV) هفده نشانه را در سه دسته(تجربه مجدد[۸]، اجتناب و کرختی هیجانی[۹] و تحریک‌پذیری بیش‌ازحد[۱۰]) برای این اختلال معرفی‌شده است: افکار مزاحم یا رخنه کننده در مورد آسیب [۱۱]، رویاهای مکرر در مورد آسیب[۱۲]، پس‌نگری‌ها[۱۳]، واکنش­های هیجانی به سرنخ‌های آسیب[۱۴]، واکنش‌های فیزیولوژیکی به سرنخ­های آسیب[۱۵]، اجتناب از افکار مرتبط با آسیب[۱۶]، اجتناب از یاد آورنده‌های آسیب[۱۷]، ناتوانی در به یادآوردن برخی از جنبه‌های آسیب[۱۸]، کاهش علائق[۱۹]، فاصله گرفتن از دیگران[۲۰]، عاطفه محدود[۲۱]، احساس کوتاه شدن آینده[۲۲]، اختلالات خواب[۲۳]، تحریک‌پذیری[۲۴]، اشکال در تمرکز[۲۵]، گوش بزنگی[۲۶] و تشدید واکنش از جا پریدن[۲۷](مارشال، شل و مایلز[۲۸]، ۲۰۱۳ و الهای، لاین، استاین برگ، برایمر[۲۹] و همکاران، ۲۰۱۳). به دنبال آن، به دلیل شیوع قابل‌توجه، سیر مزمن و ناتوان‌کنندگی بالا و همچنین پیامدهای منفی این اختلال بر طیف وسیعی از کارکردهای روانشناختی، زیستی و اجتماعی افراد مبتلا، انجمن روانپزشکی آمریکا(APA)[30] در جدیدترین ویراست منتشرشده یعنی پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[۳۱](DSM-5)، اختلال مذکور از طبقه اختلالات اضطرابی خارج و در دسته­ای مجزا به نام اختلالات آسیب(تروما) و وابسته به استرس[۳۲] جای‌داده است. در این ویراست جدید، چهار خوشه از نشانگان برای اختلال استرس پس از سانحه فهرست شده است: رخنه کننده­ها[۳۳] (مانند کابوس­ها[۳۴]، پس‌نگری‌ها و افکار مزاحم در مورد رویداد آسیب­زا)؛ اجتناب(مانند دوری جستن از افکار و یادآوردنده­های رویداد آسیب­زا)؛ تغییرات منفی در شناخت‌ها و خلق[۳۵] (مانند کاهش علاقه به فعالیت­های مهم، کرختی هیجانی[۳۶]، باورهای منفی مستمر و هیجان­های مرتبط با آسیب) و نهایتاٌ تغییرات در برانگیختگی و واکنش‌پذیری[۳۷] (مانند افزایش رفتارهای خود-آسیب رسان و پرخاشگرانه و افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی)(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۳). بررسی­های همه‌گیرشناسی حاکی از آن است که بین ۶۰ تا ۹۰ درصد افراد حداقل یک‌بار رویدادی بالقوه آسیب‌زا را در خلال زندگی‌شان تجربه می‌کنند(موریس و روآ[۳۸]، ۲۰۱۳)؛ این در حالی است که عموماٌ احساسات آشفتگی به‌تدریج باگذشت زمانی کوتاه پس از رویداد بالقوه آسیب‌رسان کاهش می‌یابند. با این شرایط، حدود ۱۰ درصد از این افراد، متعاقب آن به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا می­شوند(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۳؛ نقل از کُخ، ون زویدن، ناواین، فریجلینگ[۳۹]، و همکاران، ۲۰۱۴).

         شایع‌ترین عامل ایجاد اختلال استرس پس از سانحه در زنان مورد تجاوز واقع‌شدن و در مردان وقایع جنگی است(سیرتی نیر، عبادی، فلاحی­خوشکناب و تولایی، ۱۳۹۱). آسیب­های روانی ناشی از جنگ بلندمدت است و باگذشت سه دهه از جنگ تحمیلی عراق بر ایران هنوز اطلاعات موجود درباره وسعت صدمات و عوارض ناشی از جنگ برای جانبازان ناکافی است و این در حالی است که جانبازان از گروه‌های آسیب‌پذیر و در معرض خطر است. با توجه به شیوع نگران‌کننده اختلالات روانی در این گروه، سلامت روانشناختی شرکت‌کنندگان در جنگ یک خط پژوهشی و مداخله‌ای را در جهان به خود اختصاص داده است(احمدی، حبیبی، احمدی زاده، شاهی و همکاران، ۱۳۹۱). محدودیت در اجرای پژوهش­های کاربردی بر اساس درمان­های صرفاٌ اختصاص‌یافته به اختلال استرس پس از سانحه(مانند درمان پردازش شناختی[۴۰](CPT) به‌عنوان درمانی نسبتاٌ جدید و با حمایت تجربی بالا) و مقایسه آن با رویکردهای درمانی به کار گرفته‌شده در طیف وسیعی از اختلالات روانی(مانند شناخت درمانی متمرکز بر طرحواره[۴۱]) و عدم مقایسه اثربخشی آن‌ها در ارتباط با جامعه آماری جانبازان جنگ از یک‌سو و از طرف دیگر، خلأ و ضعف ادبیات پژوهش خصوصاٌ در داخل جهت ارائه نتایجی از پیامدهای درمانگری­های روانشناختی هم بر متغیرهای روانشناختی و هم ‌زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی[۴۲] به‌طور همزمان، زمینه و انگیزه اجرای مطالعه حاضر را فراهم نمود. در بخش بیان مسأله، این رویکردهای درمانی، مبانی نظری و عملی آن­ها و متغیرهای روانشناختی و زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی در ارتباط با اختلال استرس پس از سانحه به‌تفصیل ترسیم خواهد شد.

۱-۲- تعریف و بیان مسأله

         ویژگی اساسی همه موجودات زنده توانایی واکنش، مقابله، و سازگاری با منابع بیرونی و درونی ایجادکننده اختلال است. پاسخ به استرس به‌عنوان واکنشی ارائه‌شده از طریق سلول­ها، بافت­ها، و ارگانیسم به هر عامل یا عوامل فیزیکی، شیمیایی یا زیست‌شناختی تعریف می‌شود که آغازگر مجموعه‌ای از وقایع زیست‌شناختی تسهیل‌کننده و ارتقادهنده انطباق و بقا را در پی دارد. نتایج و آثار استرس بسته به‌شدت، تداوم و فراوانی آن، مصرف انرژی و دیگر اختلالات سوخت‌وساز می‌تواند مضر یا مفید باشد(دِمیروویچ و راتان[۴۳]، ۲۰۱۳). علی‌رغم کاربرد روزافزون کلیدواژه استرس در علوم مختلف هنوز در مورد ماهیت و تعریف آن توافق چندانی وجود ندارد. موضع‌گیری‌های مختلف در مورد استرس را می‌توان در چهار سطح مفهومی خلاصه کرد: استرس به‌عنوان یک محرک؛ استرس به‌عنوان یک پاسخ؛ استرس به‌عنوان یک کنش متقابل؛ و استرس به‌عنوان الگویی از پردازش اطلاعات(پاشایی، ۱۳۸۸؛ نقل از رسولی، رزمی زاده و سدرپوشان،۱۳۹۲). استرس‌زاها[۴۴] به‌عنوان محرک‌های برانگیزاننده، تنفرانگیز، و غیرقابل‌مهار یا غیرقابل‌پیش‌بینی تعریف می‌شوند(کیم و دایموند[۴۵]،۲۰۰۲؛ نقل از هلمریچ، تای لی، کریستینسن و کوبالا[۴۶]، ۲۰۱۲)که موجب واکنش‌های هورمونی و رفتاری چندگانه‌ای می‌شوند.

         به‌منظور فراهم شدن درک مناسبی از سبب‌شناسی اختلال استرس پس از سانحه به‌عنوان یکی از پیامدهای اصلی حضور در جنگ، تبیین­های نظری مختلفی ارائه‌شده است که با تمرکز بیشتر بر تبیین­های شناختی در راستای رویکردهای درمانی موردمطالعه در این رساله به چندین مورد از آن­ها اشاره می‌شود: اهلرز وکلارک[۴۷](۲۰۰۰؛ نقل از کایند، وان در هاوت، آرانتز و دراست[۴۸]، ۲۰۰۸) دو نوع از پردازش که به‌طور معکوس به حالات پردازش مربوط‌اند را معرفی می‌کنند: پردازش ادراکی[۴۹]( پرداش مشتق از داده[۵۰] یا پردازش از پایین به بالا[۵۱])که بیشتر به تأثرات حسی از موقعیت و خصوصیات ادراکی موقعیت معطوف است و پردازش مفهومی[۵۲](پردازش از بالا به پایین[۵۳])که با بسط معنایی و توجه به بافت نسبت به ویژگی­های دریافتی رویداد پیوند دارد. بر اساس این تبیین، افرادی که عمدتاٌ به پردازش داده محور در طی آسیب مبادرت می‌ورزند، در مقایسه با افرادی که بافت و معنای رویداد را بسط می‌دهند، انتظار بالاتری برای ابتلا به استرس پس از سانحه را می‌توان برایشان متصور شد. به‌بیان‌دیگر رمزگردانی شدیدتر اطلاعات ادراکی و رمزگشایی ضعیف‌تر اطلاعات مفهومی در حین آسیب نشانگان بعدی را پیش‌بینی می‌کند(ساندرمن، هاوشیلد و اهلرز[۵۴]، ۲۰۱۳). درمجموع بر مبنای الگوی مذکور می‌توان اظهار داشت که تعادل نسبی بین این دو نوع پردازش از تعیین‌کننده‌های اساسی جهت پیش‌بینی اختلال استرس پس از سانحه به دنبال یک رویداد آسیب‌زا تلقی می‌شود(لی، لی، لی، کیم[۵۵] و همکاران، ۲۰۱۳).

         نظریه­های پردازش اطلاعات در تفسیرهای خود از اختلال استرس پس از سانحه مدعی هستند که افراد مبتلابه این اختلال با احتمال بیشتری تهدید را در محیط خود ادراک می‌کنند و آن به سبب سوگیری­هایی است که آن­ها به ماشه چکان­های تهدید نشان می‌دهند(واتسون[۵۶]، ۲۰۱۳). رسیک و اشنایک[۵۷](۱۹۹۲؛ نقل از نریمانی، بشر پور، قمری گیوی و ابوالقاسمی، ۱۳۹۲). با استناد به مبانی رویکرد پردازش معتقدند که اطلاعات داده­های مربوط به حادثه آسیب­زا به شکل قالب شبکه­های ترس در مغز ذخیره می‌شوند. در پیوند با تبیین­های مبتنی بر نظریه­های پردازش اطلاعات، اختلال استرس پس از سانحه را با نقص در سرعت پردازش اطلاعات و حداقل ضعف در انحراف توجه از محرک­های فراخوان آسیب مرتبط می‌دانند(قریشی، لانگ، برادشاو، پاین[۵۸] و همکاران، ۲۰۱۱؛ توام لی، آلارد، تورپ، نورمن[۵۹] و همکاران، ۲۰۰۹؛ واسترلینگ، دوک، برای لی، کانستنس[۶۰] و همکاران، ۲۰۰۲؛ نقل از شوایت اوردر، روزن، توام لی، آیرز[۶۱] و همکاران، ۲۰۱۳).

         مطابق با الگوهای شرطی­سازی، رویداد آسیب­زا به‌عنوان یک محرک غیرشرطی هستند که پاسخ­های غیرشرطی توأم با ترس شدید و برانگیختگی بالا را فراخوانی می‌کنند. طی این فرایند محرک­های شرطی شده مانند تصاویر، صداها و بوها که در زمان آسیب وجود داشته‌اند، با محرک‌های غیرشرطی پیوند می‌خورند و نتیجه این همراه شدن امکان فراخوانی پاسخ‌های شدید ترس و تجربه مجدد آسیب در غیاب محرک‌های غیرشرطی است که منجر با ناتوانی فرد آسیب‌دیده در تمایز بین علائم خطر و امنیت می‌شود و تداوم اختلال را موجب می‌گردد(سیجی براندیج، انگلهارد، لوممن، لیر[۶۲] و همکاران، ۲۰۱۳).

        در فرمول‌بندی نظری از اختلال استرس پس از سانحه توجه به نقش حافظه در تداوم نشانگان این اختلال کانون توجه نظریه‌پردازان مختلفی بوده است: به‌عنوان‌مثال، نظریه بازنمایی­های دوگانه[۶۳]در مفروضه سازی خود دو نوع از بازنمایی­های حافظه در خلال وقوع یک رویداد آسیب‌زا را در کانون توجه خود قراردادهاست: یکی از آن­ها شامل جزئیات حسی و حالت عاطفی/هیجانی در زمان تجربه کردن رویداد است(بازنمایی­های محدود به حس[۶۴]) و دیگری مشتمل بر زیرمجموعه‌ای از درون داده­های حسی است که در یک توصیف انتزاعی ساختاری رمزگردانی می‌شود در سرتاسر بافت فضایی و شخصی که فرد رویداد را تجربه می‌کند (بازنمایی بافتی[۶۵]). این دو بازنمایی در ابتدا به‌واسطه نوع درون داد متمایز نمی‌شوند بلکه جنبه‌های متفاوتی از درون داد هستند که به دلیل نوع پردازش از یکدیگر متمایز شده‌اند(بروین و بُرجس[۶۶]، ۲۰۱۴). در تبیین دیگری، افزایش حافظه کاذب[۶۷] که عبارت است از یادآوری وقایعی که هرگز اتفاق نیفتاده‌اند یا تحریف یک تجربه است در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه گزارش‌شده است(نِمِتس، ویتزتوم و کُتلر[۶۸]،۲۰۰۲؛ نقل از خسرو پور، ابراهیمی نژاد، بنی اسدی و فاریابی، ۱۳۹۱)؛ علاوه بر این، فرضیه تعدیل اثر[۶۹] یک کاهش اختصاصی در ظرفیت حافظه به‌عنوان راهبردی اجتنابی جهت محدودتر شدن اثرات آسیب در مبتلایان به اختلال استرس پس از        سانحه را مطرح می‌کند(عبدی، مرادیان و اکرمیان، ۱۳۸۸)؛ و نهایتاٌ گزارش‌شده است که کاهش ظرفیت حافظه سرگذشتی[۷۰](حافظه رویدادها در مورد خودمان) باتجربه مجدد آسیب و اجتناب ارتباط دارد(رابینسُن و جابسُن[۷۱]، ۲۰۱۳).

تعداد صفحه :۲۷۵

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان

دانشگاه آزاد اسلامی 
گروه روانشناسی
مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی
پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی
شهریور ماه ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
چکیده
هدف از این پژوهش مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی بود. روش پژوهش مورد استفاده در این تحقیق علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان حاضر در خوابگاه های دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۹۳ -۹۴ بودند. نمونه این پژوهش شامل ۱۰۰ نفر از دانشجویان دارای اختلالات افسردگی و اضطرابی بود، که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز، طرحواره یانگ (فرم کوتاه) و پرسشنامه بهزیستی روانی ریف استفاده شد. برای تحلیل یافته ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده شد. براساس یافته ها، بین دو گروه دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی از نظر باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی تفاوت معناداری وجود دارد (۰۰۱/۰P<). دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی به علت مشکلات روانشناختی و نگرش منفی نسبت به وضعیت بدنی خود، طرحواره های ناسازگار اولیه بیشتری داشته و به دلیل نوع نگرشی که به وضعیت خود دارند از سطح پائینی از بهزیستی روانی برخوردارند و باورهای منطقی فرد به توانایی خود در پیشگیری از این مشکلات یا کنترل آن کمک می کند.
کلمات کلیدی: باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه، بهزیستی روانی دانشجویان، افسردگی و اضطراب.
فهرست مطالب
فصل اول: مقدمه و گستره ی مسئله مورد پژوهش…. ۱
۱-۱- مقدمه. ۲
۱-۲- بیان مسئله. ۴
۱-۳- ضرورت و اهمیت تحقیق.. ۹
۱-۴- اهداف پژوهش…. ۱۰
۱-۴-۱- هدف کلی.. ۱۰
۱-۴-۲- اهداف اختصاصی.. ۱۰
۱-۵- سوالات یا فرضیه پژوهش…. ۱۰
۱-۶- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ۱۱
۱-۶-۱- افسردگی.. ۱۱
۱-۶-۲- اضطراب.. ۱۱
۱-۶-۳- بهزیستی روانی.. ۱۱
۱-۶-۴- باورهای غیرمنطقی.. ۱۲
۱-۶-۵- طرحواره های ناسازگار اولیه. ۱۲
فصل دوم: گستره ی نظری و پیشینه پژوهش۱۳
۲-۱- باور منطقی.. ۱۴
۲-۲- باور غیرمنطقی.. ۱۴
۲-۲-۱- ویژگی باورهای غیرمنطقی.. ۱۵
۲-۲-۲- انواع باورهای غیرمنطقی الیس…. ۱۵
۲-۳- باید ها ۲۱
۲-۴- طرحواره های ناسازگار اولیه. ۲۱
۲-۴-۱- مفهوم طرحواره. ۲۱
۲-۴-۲- طرحواره های شناختی و ناخودآگاه در روان تحلیل گری: ۲۳
۲-۴-۳- طرحواره ها در سیستم شناختی.. ۲۴
۲-۴-۴- طرحواره های ناسازگار اولیه و حوزه های مرتبط با آن ها ۲۶
۲-۴-۵- ارتباط طرحواره ها و افسردگی و اضطراب.. ۳۲
۲-۵- بهزیستی روان شناختی.. ۳۳
۲-۵-۱- نظریه‌های بهزیستی روانی.. ۳۵
۲-۵-۱-۱- مدل تعادل پویا ۳۵
۲-۵-۱-۲- الگوی ویسینگ و وان ایدن.. ۳۵
۲-۵-۱-۳- نظریه ی ناهمخوانی.. ۳۶
۲-۵-۱-۴- نظریه ی هدف غایی.. ۳۷
۲-۶- افسردگی.. ۳۷
۲-۶-۱- نظریه های افسردگی.. ۳۷
۲-۶-۱-۱- مدل پرخاشگری درونی شده. ۳۷
۲-۶-۱-۲- فقدان عزت نفس و افسردگی: ۳۸
۲-۶-۱-۳- افسردگی و تقویت… ۳۸
۲-۶-۱-۴- مدل شناختی.. ۳۹
۲-۷- اضطراب.. ۳۹
۲-۸- پیشینه پژوهش های انجام شده در ایران: ۴۱
۲-۹- پیشینه پژوهش های انجام شده در کشورهای دیگر. ۴۴
فصل سوم: روش شناسی پژوهش۴۷
۳-۱- روش پژوهش…. ۴۸
۳-۲- جامعه پژوهش…. ۴۸
۳-۳- نمونه پژوهش و روش نمونه گیری.. ۴۸
۳-۴- ابزارهای پژوهش…. ۴۸
۳-۴-۱- پرسشنامه فرم کوتاه یانگ… ۴۸
۳-۴-۱-۱- اعتبار و پایایی پرسشنامه یانگ… ۴۹
۳-۴-۲- پرسشنامه باورهای غیرمنطقی (IBT) 50
۳-۴-۳- مقیاس بهزیستی روانی ریف ((SPWB.. 50
۳-۴-۴- افسردگی بک (BDI) 51
۳-۴-۴-۱- روایی و پایایی آزمون افسردگی بک… ۵۱
۳-۴-۵- پرسشنامه اضطراب بک (BAI) 52
۳-۴-۵-۱- روایی و پایایی آزمون اضطراب بک… ۵۲
۳-۵- روش اجرا و جمع آوری داده ها ۵۳
۳-۶- روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها ۵۳
فصل چهارم: یافته های پژوهش۵۴
۴-۱- مقدمه. ۵۵
۴-۲- نتایج توصیفی تحقیق (جداول یک بُعدی) ۵۵
۴-۲-۱- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب سن.. ۵۵
۴-۲-۲- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب مقطع تحصیلاتی.. ۵۵
۴-۲-۳- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب وضعیت تاهل.. ۵۶
۴-۳- یافته های توصیفی.. ۵۷
۴-۴-   تحلیل های آمار استنباطی.. ۶۱
۴-۵-   بررسی فرضیه های پژوهش…. ۶۲
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری. ۶۷
۵-۱- مقدمه. ۶۸
۵-۲- خلاصه تحقیق.. ۶۸
۵-۳- نتیجه حاصل از یافته های توصیفی.. ۶۹
۵-۴- نتیجه گیری حاصل از آزمون فرضیات.. ۷۰
۵-۴-۱- فرضیه های تحقیق.. ۷۰
۵-۴-۲- بحث و نتیجه. ۷۵
۵-۵-   محدودیت های تحقیق.. ۷۶
۵-۵-۱- محدودیت های در اختیار پژوهشگر. ۷۶
۵-۵-۲- محدودیت های خارج از اختیار پژوهشگر. ۷۶
۵-۶-   پیشنهادات.. ۷۷
مراجع    78
پیوست ها ۸۷
پیوست ۱………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۸۶
پیوست ۲………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۹۰
پیوست ۳………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۹۷
پیوست ۴…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۰۴

۱-۱-   مقدمه

افسردگی[۱] یکی از شایع ترین اختلال های خلقی محسوب شده که زندگی افراد را به شیوه های گوناگون تحت تاثیر قرار می دهد، به گونه ای که منجر به اختلال در عملکرد، کار و روابط فرد با دیگران می شود و زندگی وی را به مخاطره می اندازد. افسردگی با احساس ناراحتی و بیچارگی و با علائمی همچون اختلال در خواب، اختلال در اشتها، کاهش میل جنسی، عدم تمایل به انجام فعالیت های روزمره، کندی جریان فکر، احساس گناه، خجالت، محکوم کردن خود و بیزاری از خویش و کاهش روابط اجتماعی همراه است. علاوه بر این، افسردگی می تواند مزمن و عود کننده باشد، چنان که با وجود اثربخشی رویکرد های درمانی، بین نصف تا سه چهارم افسرده ها در فاصله زمانی دو سال پس از بهبود، دوباره به دوره دیگری از افسردگی مبتلا می شوند (چاد[۲]، به نقل از بانهوفر[۳]، ۲۰۰۹).
اضطراب[۴] به منزله بخشی از زندگی انسان هاست که حد متعادلی از آن در همه افراد وجود دارد و پاسخی سازش یافته برای محرک های درونی و بیرونی تلقی می شود؛ به طوری که اگر نباشد، زندگی عادی انسان را مختل می سازد. اضطراب در پاره ای از مواقع سازندگی و خلاقیت در فرد پدید می آورد، امکان تجسم موقعیت ها و سلطه بر آن ها را فراهم می سازد و او را برای مواجه شدن با مسئولیت های مهمی مانند آماده شدن برای امتحان یا پذیرفتن وظیفه اجتماعی بر می انگیزد. مثلاً اضطراب انسان را وادار می کند تا به موقع از خواب بیدار شود و سر کارش حاضر باشد، هنگام رانندگی خوابش نبرد، از پول و اشیای قیمتی خود مراقبت کند و برای کارهای مهم زندگی اش برنامه ریزی نماید (بیابانگرد، ۱۳۸۳).
بنابراین اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد و از این زاویه است که پاره ای از اضطراب های کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن ها را بر فرایند زندگی پذیرفت، چرا که این فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا مکانیزم های سازشی خود را در راه مواجهه با منابع تنیدگی زا و اضطراب انگیز گسترش دهد. پس اضطراب لزوماً پدیده ای نابهنجار و مرضی نیست؛ چنانکه در تعریف آن گفته شده: «اضطراب، واکنش فطری و بهنجار به یکی از این دو امر است: تهدیدی که متوجه شخص، نگرش ها یا حرمت خود او می شود؛ به فقدان افراد یا چیزهایی که مایه اطمینان و امنیت او می باشند منجر شود». اما اگر اضطراب از حد متعادل فراتر رود، یعنی جنبه مزمن و مداوم بیابد، نه تنها پاسخ سازش یافته نیست؛ بلکه منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای می شود که فرد را از بخش عمده امکاناتش محروم می کند و انواع اختلال های اضطرابی را که از اختلال های شناختی و بدنی، تا ترس های ناموجه و وحشت زدگی ها گسترده اند، به وجود می آورد. از طرفی پیچیدگی های جاری تمدن، سرعت تغییرات و بی توجهی به مذهب و ارزش های خانوادگی، برای افراد و اجتماع، تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده و در این میان، زنان که توان کمتری دارند، آسیب بیشتری می بینند (کاستلو[۵]، به نقل از هاتون[۶]، ۲۰۰۶).
الیس به عنوان یک روانشناس و صاحب نظریه درمان عقلانی- هیجانی، معتقد است فرد ضمن قبول نکردن واقعیت و جذب شدن در فرایند باورهای غیرمنطقی[۷] در برتری جویی مفرط خود مبتلا به عوارض نسبتاً شدید می شود که اغلب آن را اختلال عاطفی می نامیم. به عقیده وی توسل به این عقاید، به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود. وقتی که فرد به چنین عقایدی توسل می جوید در نگرش و برداشت های خود شدیداً بر اجبار الزام و وظیفه تاکید دارد و اگر خود را از این قیدها براند به احتمال قوی در جهت سلامت و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد. الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی می داند و به نظر او افکار عواطف، واکنشهای متفاوت و جداگانه ای نیستند. از این رو تا زمانی که تفکر غیرمنطقی جریان دارد اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود. انسان اختلالات و رفتار غیر منطقی اش را از طریق بازگو کردن آنها برای خود تداوم می بخشد به نظر الیس فردی که خود را اسیر و گرفتار افکار غیرمنطقی می کند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل و ناچاری قرار می دهد. انسان به وسیله اشیاء خارجی مضطرب نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد موجب نگرانی و اضطرابش می شوند. تمام مشکلات عاطفی افراد از تفکرات جادویی و موهومی آنها سرچشمه می گیرد که از نظر تجربی معتبر نیستند (الیس، ۱۹۹۹).
طرحواره های ناسازگار اولیه[۸] درون مایه ها یا الگوهای فراگیر و عمیقی درباره خود و دیگران هستند که به شدت ناکارآمد هستند. این طرحواره ها از خاطرات، هیجان ها، شناخت ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند که طی دوران کودکی یا نوجوانی پدید آمده و در طول زندگی پیچیده تر می شوند و نقش عمده ای در چگونگی تفکر، احساس و ارتباط با دیگران ایفا می کنند. (یانگ[۹]، کلوسکو[۱۰]، ویشار؛ ترجمه حمید پور، ۱۳۹۳)
مفهوم بهزیستی[۱۱] و عوامل مرتبط به آن از دیرباز مورد توجه مطالعات انسانی بوده است و دیدگاه ها و نظریات گوناگونی در این زمینه وجود داشته است. علاقمندی پژوهشی بی شماری درباره توصیف وضعیت بهزیستی روانی دانشجویان در کشورهای مختلف وجود دارد. در گذشته مطالعات روانشناختی بیشتر بر روی بیماری های روانی تمرکز داشته است و همچنین بیشتر به درمان توجه کرده است. به عبارتی دیگر تعریف سلامت مترادف با فقدان بیماری روانی و علائم مرتبط با آن تلقی می شده است. از دهه ۱۹۸۰ به بعد در تعریف سلامت تغییرات زیادی بوجود آمد. روانشناسی سلامت تنها به جنبه های منفی و رفع آن ها توجه ندارد؛ بلکه همانطور که در تعریف سازمان جهانی بهداشت وجود دارد؛ به جنبه های مثبت سلامت و تقویت آن ها نیز توجه دارد؛ بنابراین فردی واجد شرایط سلامت است که از جنبه های اجتماعی، روانی و زیستی در شرایط مطلوبی قرار داشته باشد. ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت، می بایست از آن برخوردار باشد؛ احساس بهزیستی است. بهزیستی روانی[۱۲] به طور گسترده ای مورد بررسی و به روشهای مختلفی مفهوم سازی شده است. آنها همچنین بهزیستی را احساس مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی می دانند که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف خانواده و شغل است (مایرز و دینر[۱۳]، به نقل از بهزادنیا، ۱۳۸۹). با توجه به نکات ذکر شده و اینکه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی در افراد افسرده و اضطرابی متفاوت عمل می کنند، تفاوت این عوامل بین افراد افسرده و اضطرابی در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان با علائم افسردگی و علائم اضطرابی است.

۱-۲-   بیان مسئله

دانشجویان، هوشمندان برگزیده و امیده آینده هر جامعه ای محسوب می شوند. اضطراب و افسردگی که شایعترین انواع نابسامانی های روانی را تشکیل می دهند، گر چه توانمندی های هوشی را مختل نمی کنند، اما با کاهش تمرکز حواس، اشتغالات ذهنی وقت گیر و مزاحم، بی حوصلگی، تحریک پذیری، بی قراری، بی خوابی و … نظیر موریانه ای موذی و آزاردهنده توان علمی و قدرت خلاقه و سازنده دانشجو را می جوند (سلمانی، ۱۳۸۸). تشخیص، درمان و به ویژه پیشگیری از بروز این اختلالات و کوشش در جهت کاهش عوامل محیطی موجد اضطراب و افسردگی، نقش مهم و با ارزشی در سالم تر کردن محیط دانشگاه ها و افزایش کارایی نسل آینده متخصصین جامعه خواهد داشت.
اختلال خلقی، اصطلاحی است کلی و مربوط به اختلال روانی که در آن آشفتگی اساسی در خلق، مشاهده می‌شود. اختلالات خلقی در طیف وسیعی می‌گنجد که در یک طرف آن، افسردگی یا خوشی خفیف و کوتاه‌مدت و در طرف دیگر آن، افسردگی‌های هذیانی شدید یا شیدایی قرار دارد. خلق، وضعیت هیجانی درونی فرد است که مقطع طولانی تری از زمان را دربرگرفته و نقش خود را بر جلوه های مختلف زندگی حکاکی کرده و تمامی وضعیت روانی بیمار را تحت‌الشعاع قرار می دهد. عاطفه، تظاهر خارجی هیجانات است و برهه کوتاهی از زمان را دربرگرفته و معمولا با کلام و فکر بیمار همراه است. طبقه تشخیصی اختلالات خلقی در DSM-V در راهنمای جدید به دو طبقه‌ی مجزای اختلالات دو قطبی و اختلالات مرتبط با آن و اختلالات افسردگی تقسیم شده است (DSM-V، ترجمه گنجی، ۱۳۹۴).
افسردگی، رایج‌ترین اختلال روانی است که اخیرا به شدت رو به افزایش نهاده است. تقریبا همه، حداقل به صورت خفیف احساس افسردگی کرده‌اند. احساس دمغی، بی‌حوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخشنودی همگی از تجربیات افسردگی رایج هستند. این حالت را افسردگی بهنجار می گویند. زن‌ها خیلی بیشتر از مردها دچار افسردگی می‌شوند. علت آن روشن نیست، اما به نظر بسیاری از متخصصان، عوامل فرهنگی و به‌ ویژه محرومیت ها و محدودیت‌ های اجتماعی زیاد در مورد زنان، یکی از علل اساسی است. ارائه تعریف افسردگی آسان نیست، چرا که پیشنهاد تعریفی که مورد پذیرش همه متخصصان و پژوهشگران قرار گیرد، غیرممکن می‌باشد. حال به برخی از تعاریف عمده افسردگی اشاره می‌کنیم. افسردگی، به منزله یک بیماری خلق‌وخو یا اختلال کنش خلق ‌و خو است. افسردگی، نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالت ‌های برانگیختگی نشان داده می‌شود. افت گذرا یا مداوم تنود عصبی- روانی که به صورت یک مؤلفه بدنی مانند سردرد، بی اشتهایی، یبوست و کاهش فشار خون و یک مؤلفه روانی مانند غمگینی، ناتوانی و احساس به پایان رسیدن نیرو نمایان می‌شود. سقوط غیرقابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در حیطه بدنی با خستگی دائم آشکار می‌شود. در حیطه شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در حیطه عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است، آشکار می‌شود (بارت[۱۴]، اکسمن و گربر[۱۵]، به نقل از بک [۱۶] و الفورد[۱۷]،۲۰۰۳).
اضطراب حالت هیجانی نامطلوبی است که معمولاً با احساس دردناک و طولانی بیم و نگرانی همراه می باشد. سطح معینی از اضطراب نه فقط برای رویارویی با خطر، برنامه ریزی کردن، مطالعه کردن، هشیار بودن در هنگام امتحان، احتیاط در هنگام رانندگی و … ضروری است، بلکه چنانچه ترس و اضطراب به صورت محدود باقی بماند، می تواند بسیار مفید و حتی لذتبخش هم باشد (بیابانگرد، ۱۳۸۳). با این حال در ورای این سطح معین، اضطراب نقش انطباقی خود را از دست می دهد و همراه با رنجی می گردد که به زحمت میتوان آن را تحمل کرد. این حالت یک اضطراب بیمارگونه است. این نوع اضطراب است که استعدادها را تخریب می کند، مشکلاتی در تمرکز و حافظه به بار می آورد. در پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-V)) بین تمامی اختلالات روانی، اختلالات اضطرابی احتمالا شایعترین آنها است. طبق تخمین انستیتو ملی بهداشت روانی ایالات متحده امریکا قریب به پانزده میلیون نفر در امریکا از نوعی اختلالات اضطرابی در رنج هستند (کاستلو، به نقل از هاتون، ۱۳۸۴).
در طول دهه های اخیر تمرکز مطالعات و تحقیقات در زمینه درک و مفهوم سازی جنبه های روانشناسی مثبت نگر از جمله بهزیستی روانی و همچنین یافتن شیوهای دستیابی به آنها، دلایل ایجاد و نیز تداوم این ویژگیها، به طور فزاینده ای رو به رشد است. در همین راستا روانشناسان برجسته ای از جمله ریف بر مفهوم سازی و عوامل مرتبط با بهزیستی روانی مطالعات و تحقیقات متعددی انجام داده اند. وی خاطرنشان کرد که ابعاد نظری سلامت روانشناختی مثبت شامل: استقلال، تسلط محیطی، رشد فردی، ارتباط مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی و پذیرش خود می باشد. در حال حاضر الگوی مزبور به طور وسیعی در سراسر دنیا مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته است (ریف[۱۸] و کییز[۱۹]، ۲۰۰۲). یکی دیگر از متغیرهایی که احتمالا تحت تاثیر افسردگی و اضطراب دانشجویان قرار می گیرد، بهزیستی روانی می باشد. بهزیستی روانی یعنی تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی ‌های بالقوه واقعی فرد است. در این دیدگاه بهزیستی به معنای تلاش برای استعلاء و ارتقاء است که در تحقق استعدادها و توانایی ‌های فرد متجلی می‌شود (ریف، ۱۹۹۵). در تحقیقات مختلف نشان داده شده ‌است که دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی رضایت از زندگی پایین و بهزیستی روانی پایینی برخوردارند (فرهنگ، ۱۳۹۰). لاووی[۲۰]، بیان می کند که احتمالا ناتوانی در مهارت های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی، مهم ترین مشکل این گروه از افراد است چون این ناتوانی بر عملکرد حوزه های مختلف زندگی آن ها اثر می گذارد (لاوی، ۲۰۰۵).
یکی از عوامل روانشناختی که افسردگی و اضطراب بر آن تاثیر می گذارد ارزیابی افراد در موقعیت های مختلف زندگی از جمله موقعیت های استرس زا است که به سیستم شناختی فرد و تناسب آن به رفتارهای منطقی بستگی دارد. بنابراین بسیاری از مشکلات افراد را می توان تحت تاثیر باورهای غیرمنطقی انسان ها دانست. باورهای غیرمنطقی تاثیر بسیاری در سبب شناسی اختلالات از جمله افسردگی دارند. ساپ[۲۱] (۲۰۰۰) در یک بررسی رابطه بین باورهای غیرمنطقی و شکست تحصیلی را ثابت کرد و نیز به این نتیجه رسید که بین طبقه تحصیلی و میزان استفاده از باورهای غیرمنطقی تفاوت وجود دارد. افرادی که تحصیلات بالاتر دارند باورهای منطقی تر در نتیجه مقاومت بیشتری در برابر مسائل اضطراب زا دارند. باورهای غیرمنطقی به شکل ضروریات زندگی تظاهر می کنند بنابراین در روند طبیعی زندگی اختلال ایجاد می کنند و فرد را مقید می کنند تا به اجبار بر اساس آن عمل کرده که در نتیجه بر کارکردهای اجتماعی و تحصیلات تاثیر می گذارند. برخی روانشناسان بر این اعتقادند که باورهای غیرمنطقی موجب افزایش وقوع اختلالات نوروتیک و پسیکوتیک شده و این موضوع به تدریج سبب ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی می شود. سبک اجتنابی، موجب تشدید احساس ناتوانی و ناکارآمدی شده و به آرامی فرد را مستعد استفاده از این سبک جهت حل کلیه مسائل زندگی می کند (ساپ، ۲۰۰۰).
الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه افکار غیرمنطقی می داند. به عقیده او افکار و عواطف کنش های متفاوتی نیستند (روزنهان و سلیگمن ۱۳۸۲). وی معتقد است اگر فردی در زندگی تفکر منطقی را جایگزین باورهای غلط خود بکند از بهزیستی روانی برخوردار است (پروچسکا، ۲۰۰۶). الیس معتقد است که باورهای غیرمنطقی که انتظارها، ارزیابی ها و انتسابات تحریف شده را شکل می دهند و موجب اختلال روانی می شوند دو ویژگی دارند: اولا این عقاید توقعات خشک و تعصب آمیزی هستند که معمولا با کلمات “باید وحتما” بیان می شوند، ثانیا فلسفه های خود آشفته ساز که معمولا حاصل این توقعات هستند انتساب های بسیار نامعقول و بیش از حد تعمیم یافته ایجاد می کنند. الیس به یازده عقیده غیرمنطقی اشاره می کند که برخی از آنها عبارتند از:
موفقیت ها و شکست ها و ویژگی هایی مانند هوش، ارزش ما را به عنوان انسان مشخص می کنند. “ما باید رضایت دیگران را جلب کنیم، دنیا باید با ما عادلانه رفتار کند”. از این رو تا زمانی که تفکر غیرعقلانی ادامه دارد، اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود (پاتریس[۲۲]، پاپن[۲۳]، به نقل از شفیع آبادی ۱۳۸۹).
یکی دیگر از عوامل روانشناختی که افسردگی و اضطراب بر آن تاثیر می گذارد، عامل طرحواره های ناسازگار اولیه است. ساختارهای شناختی، بنیان تفکر و رفتار افراد را سازمان می‌ دهند و سایر عوامل مربوط به آنها احتمالا نقش واسطه ای بر عهده دارند (سویتزر[۲۴]، ۲۰۰۶). ژرف ترین ساختارهای شناختی طرحواره ها هستند. یانگ آن دسته از طرحواره هایی را که به رشد و شکل گیری مشکلات روانشناختی می انجامند، طرحواره های ناسازگار اولیه می نامد. این طرحواره ها الگوهای شناختی و هیجانی خود آسیب رسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز شده و در طول زندگی تداوم می یابند (یانگ، کلوسکو و ویشار، ترجمه حمید پور، ۱۳۹۳).
این طرحواره ها می تواند تحت تاثیر عواملی چون رشد جسمانی، تعاملات فرد با محیط اجتماعی، سوانح، آسیب و جراحات بدنی و جراحی ها قرار گیرد و نگرانی از تصویر ذهنی بدن را در فرد ایجاد کند (رحیمیان، ۱۳۸۷). به نظر می رسد که طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند زمینه ساز بروز علائم افسردگی و اضطراب در افراد شوند و تعدیل و تغییر این طرحواره ها می تواند به درمان و حذف این علائم کمک کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با تعدیل این طرحواره ها به کاهش علائم افسردگی و اضطراب دانشجویان کمک شایان ذکری می گردد. به طور کلی با روشن شدن ماهیت طرحواره های ناسازگار اولیه امید است بتوان در آینده گامهایی را برای اصلاح این طرحواره های ناسازگار اولیه و در نهایت کاهش علائم افسردگی و اضطراب به طور سریع تر و کارآمد تر برداشت. نتایج تحقیقات مختلف نشان داده اند که طرحواره های ناسازگار اولیه گوناگون، آسیب پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی های روانشناختی ایجاد می کنند. مثلا ‌طرحواره کمال گرایی با نشانه هایی مانند اضطراب و افسردگی ارتباط دارد ( شهامت، ثابتی و رضوانی، ۱۳۸۹). بر اساس نظر یانگ (یانگ و همکاران،۲۰۰۶) آسیب های روانی از نظر شکل گیری و ثابت ماندن طرحواره های غیر انطباقی اولیه ناشی می شوند و در این میان طرحواره هایی که با وابستگی و نقص مرتبط هستند، بیشتر در میان افراد افسرده وجود دارد. نتایج تحقیقات نشان داده است که طرحواره ی حوزه بریدگی و طرد مهمترین پیش بینی کننده نشانه های افسردگی در بیماران افسرده می باشد (دیده روشنی، ۱۳۸۹).
در مجموع با توجه به اینکه در تحقیقات متعددی نشان داده شده است که دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی از بهزیستی روانی پایین، باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگارانه برخوردارند (دیده روشنی، ۱۳۸۹) و این باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند زمینه ساز بروز اختلالات روانی شوند (سلمانی،۱۳۸۸). از طرفی دیگر چون پژوهش های مختلف نشان داده اند که باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانه های مرضی و اختلالات روانپزشکی همچون افسردگی ارتباط دارند، بنابراین شناخت و تغییر باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه می تواند گامی در جهت کاهش مشکلات بیماران افسرده و در نهایت کاهش اضطراب بیماران مبتلا باشد. در ایران مطالعات متعددی درباره شیوع افسردگی با استفاده از آزمون بک صورت گرفته است. این تحقیقات شیوع افسردگی و ارتباط آن با عوامل گوناگون را مورد بررسی قرار داده اند، اما تاکنون هیچ تحقیقی به مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی نپرداخته است (سلمانی، ۱۳۸۸).

تعداد صفحه :۱۲۰
قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در زنان و مردان

پایان­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد 
  رشته: روان شناسی   گرایش: بالینی
عنوان:
مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در زنان و مردان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی
نیمسال تحصیلی
١١،١٣۹٣

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
چکیده:
پژوهش حاضر، با هدف مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در مردان و زنان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی صورت گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه علّی _ مقایسه ای می باشد. در این پژوهش ١٠۰ نفر از افراد متقاضی جراحی زیبایی که به مراکز درمانی و کلینیک های شهر رشت مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند با ١۰٠ نفر از افراد غیر متقاضی که از نظر جنس، تحصیلات با گروه متقاضی همتاسازی شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. اطلاعات پژوهش طی اجرای پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (SPIN)، تصور بدنی کش (MBSRQ) و اُمید به زندگی اشنایدر گردآوری شد و با استفاده از آمار استنباطی تحلیل واریانس چند متغیری MANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافته ها نشان داد که ١. بین اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در متقاضیان جراحی زن و مرد با افراد عادی تفاوت معنادار وجود دارد. (۰۱ > P ). ٢. به لحاظ اضطراب اجتماعی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. . (۰۱ > P ). ٣. به لحاظ تصور بدنی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. (۰۱ /۰ > P ). ۴. به لحاظ اُمید به زندگی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. (۰۱ /۰ > P ).
کلید واژه ها: اضطراب اجتماعی، تصور بدنی، اُمید به زندگی
فهرست
 مقدمه                                                                                                                                       ١
١-١ بیان مسأله                                                                                                  ٣
١-٢ اهمیت و ضرورت پژوهش                                                                              ۵
١-٣ اهداف تحقیق                                                                                              ۶
١-٣-١ اهداف اصلی                                                                                           ۶
١-٣-٢ اهداف فرعی                                                                                           ۶
١-۴ سوالات تحقیق                                                                                            ۶
١-۴-١ سوالات فرعی تحقیق                                                                                  ٧
١-۵ فرضیه های تحقیق                                                                                        ٧
١-۵-١ فرضیه اصلی                                                                                            ٧
١-۶ تعاریف نظری                                                                                             ٧
١-۶-١ جراحی زیبایی                                                                                         ٧
١-۶-٢ اضطراب اجتماعی                                                                                     ٨
١-۶-٣ تصور بدنی                                                                                             ٨
١-۶-۴ اُمید به زندگی                                                                                          ٨
١-٧ تعاریف عملیاتی                                                                                           ۹
١-٧-١ اضطراب اجتماعی                                                                                     ۹
١-٧-٢ تصور بدنی                                                                                             ۹
١-٧-٣ اُمید به زندگی                                                                                          ۹
فصل دوم
ادبیات پژوهش                                                                                                  ١١
٢-١ اضطراب اجتماعی                                                                                         ١٢
٢-٢ تصویر بالینی از فردی با اختلال اجتماعی                                                              ١٣
٢-٣ تشخیص                                                                                                   ١٧
٢-۴ سبب شناسی                                                                                               ١٨
٢-۵ دیدگاه روان پویشی                                                                                       ١٨
٢-۶ دیدگاه رفتارگرایی                                                                                         ١٨
٢-۶-١ شرطی شدن اضطراب                                                                                 ١٩
٢-۶-٢ شرطی شدن کلاسیک                                                                                  ١٩
٢-۶-٣ شرطی شدن عامل                                                                                      ١٩
٢-٧ دیدگاه شناختی                                                                                            ٢٠
٢-٨ دیدگاه زیست شناختی                                                                                    ٢٣
٢-٩ دیدگاه انسان گرایی                                                                                       ٢۴
٢-١٠دیدگاه اجتماعی                                                                                           ٢۵
٢-١١ جنبه های مختلف اضطراب اجتماعی                                                                  ٢۵
٢-١١-١ جنبه های رفتاری                                                                                     ٢۵
٢-١١-٢ جنبه های شناختی                                                                                    ٢۶
٢-١١-٣ جنبه های بدنی                                                                                       ٢٧
٢-١٢ همه گیر شناسی                                                                                          ٢٧
٢-۱٣ پیشینه تحقیق                                                                                             ٢٨
٢-١۴ جمع بندی پیشینه ی داخلی و خارجی                                                                ٣۵
٢-١۵ تصور بدنی                                                                                               ٣۶
٢-١۶ دیدگاه های روانشناسی اجتماعی درباره تصور بدنی                                                 ۴٠
٢-١۶-١ نظریه فرهنگی اجتماعی تامپسون                                                                             ۴٠
٢-١۶-٢ نظریه تصور از بدن کش                                                                                       ۴٣
٢-١۶-٣ نظریه ی مقیاس اجتماعی                                                                            ۴۶
٢-١٧ دید گاه های مُدرنیستی درباره ی بدن                                                                 ۴٧
٢-١٨ اروینگ گافمن                                                                                           ۴٧
٢-١٨-١ برخی از مفاهیم نظری گافمن                                                                       ۴٨
٢-١٨-٢ داغ ننگ                                                                                               ۴٨
٢-١٨-٣ سندرم سیندرلا                                                                                        ۴٨
٢-١٨-۴ مدیریت تأثیرگذاری                                                                                  ۴٩
٢-١٩ آنتونی گیدنز                                                                                              ۴٩
٢-١٩-١ برخی مفاهیم نظری گیدنز                                                                           ۵٠
٢-١٩-٢ هویت                                                                                                  ۵٠
٢-١٩-٣ جهانی شدن و مخاطره                                                                               ۵١
٢-٢٠ دیدگاه ساختارگرایی درباره بدن                                                                        ۵١
٢-٢٠-١ مری داگلاس                                                                                         ۵١
٢-٢٠-٢بوردیو                                                                                                  ۵٢
٢-٢١دیدگاه پساساختار گرایی درباره ی بدن                                                                ۵٢
٢-٢١-١ ایده ی محوری میشل فوکو                                                                          ۵٢
٢-٢١-٢ فدرستون                                                                                              ۵٣
٢-٢٢ دیدگاه فمنیستی درباره ی بدن                                                                         ۵٣
٢-٢٢-١ نظریه ی خودشی انگاری                                                                            ۵۵
٢-٢٣ پیشینه تحقیق                                                                                             ۵۵
٢-٢۴ جمع بندی پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی                                                        ۶۴
٢-٢۵ اُمید به زندگی                                                                                            ۶۶
٢-٢۶ ابعاد اُمید                                                                                                 ٧٢
٢-٢٧ پیشینه تحقیق                                                                                             ٧٣
٢-٢٨ جمع بندی پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی                                                        ٧۹
٢-٢۹ جراحی زیبایی                                                                                           ٨۰
٢-٣٠ پیشینه تحقیق                                                                                             ٨۴
فصل سوم
روش اجرای پژوهش                                                                                           ۹۵
۳-۱ پیش درآمد                                                                                                 ۹۶
٣-٢ طرح پژوهش                                                                                              ۹۶
۳-۳ جامعه و نمونه پژوهش                                                                                   ۹۶
۳-۴ حجم نمونه و روش نمونه گیری                                                                         ۹٧
٣-۵ ابزار پژوهش                                                                                               ۹٧
٣-۵-۱ سیاهه هراس اجتماعی                                                                                 ۹٧
٣-۵-۲ پرسشنامه روابط چند بُعدی خود – بدن                                                             ۹٨
٣-۵-۳ مقیاس اُمید بزرگسالان اشنایدر                                                                        ١۰١
٣-۶ روش گردآوری داده ها                                                                                   ١٠٢
٣-٧ روش تجزیه و تحلیل داده ها                                                                           
فصل چهارم
۴-١ مقدمه                                                                                                       ١۰۴
۴-٢ یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش                                                               ١۰۴    
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری                                                                                             ١١٢
۵-٢ محدودیت های پژوهش                                                                                  ١١٣
۵-٣ پیشنهادات تحقیق                                                                                         ١١۴
۵-۴ پیشنهادات کاربردی                                                                                       ١١۴
منابع
منابع فارسی                                                                                                     ١١٨
منابع انگلیسی                                                                                                   ١٢۵
جداول مربوط به یافته های جانبی                                                                             ١٣۵
مقدمه:
انسان موجودی زیبا و دوست داشتنی است و تمایل به زیبایی از دیرباز در سرشت انسان ها وجود داشته است (ولپ، ۲۰۰۲). زیبایی گرایش کاملاً طبیعی و مشترک بین تمامی انسان هاست، اما امروزه گرایش به زیبایی به مرحله ظاهر پرستی و خودنمایی رسیده است به طوریکه بسیاری از افراد جامعه با مصرف هزینه های گزاف و قبول عواقب جسمی وروانی و حتی جانی در صدد کسب سهم بیشتری از زیبایی هستند (تیگمن[۱]، ۲۰۰۱).
چهره مطلوب، تصور فرد نسبت خود را بهتر می سازد و به او اعتماد به نفس می بخشد و در نتیجه فعالیت های اجتماعی قابل قبول تری شکل می گیرد (جورابچی، ۱۳۸۹). جراحی زیبایی یکی از آخرین دستاوردهای انسانی برای خلق زیبایی است، رشد فزاینده ای داشته است (گیلمن، ۱۹۹۴؛ به نقل از میرساردو و همکاران، ۱۳۸۹).
جراحی زیبایی که جهت بهبود بخشیدن به ظاهر به کار گرفته می شود، تخصصی است که به ترمیم، نگهداری یا بهبود ظاهر فیزیکی فرد از طریق تکنیک های جراحی پزشکی می پردازد و در دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است (سوامی، ۲۰۰۹). براساس آمار منتشر شده در سال ۲۰۰۳، پنج جراحی معمول و رایج زیبایی شامل: لیپوساکشن، افزایش و کاهش حجم سینه، جراحی پلک و جراحی سینه بوده است. و تزریق بوتاکس، برداشتن مو با لیزر، میکُرودرم ابریژن، پیلینگ شیمیایی و تزریق کُلاژن هم به عنوان شایع ترین مُداخلات زیبایی غیر جراحی مطرح شده است (انجمن جراحان پلاستیک آمریکا، ۲۰۰۴).
در قرن بیستم مخصوصاً در چند دهه اخیر برداشت های تازه ای از زیبایی شده است و زیبایی به عنوان مجموعه ای از مؤلفه های چون تناسب اندام، آرایش، پوشش و جذابیت و بی نقص بودن تعریف می شود. امروزه جراحی زیبایی به یکی از دغدغه های انسان تبدیل شده است. طبق گزارش انجمن جراحان پلاستیک آمریکا[۲] در سال ۲۰۱۰ بیش از ۱۳ میلیون جراحی پلاستیک در این کشور انجام گرفته است. در یک بررسی ملی در کشور نروژ[۳] مشخص شده است که ۰۳/۰ از مردان و ۰۷/۰ از زنان ۶۵-۱۸ ساله یک نوع جراحی پلاستیک انجام داده اند. در کشور ما از حدود دهه ۷۰ تقاضا برای جراحی زیبایی ۰۸۰/۰ رشد داشته و این آمار در حال حاضر رو به افزایش است .جراحی های زیبایی منحصر به طبقه مُرفه جامعه نیست و از هر طبقه اجتماعی افرادی وجود دارند که بخشی از صورت یا اندام خود را به تیغ جراحان زیبایی سپرده اند. این روند به گونه ای ادامه یافته که مردم ایران در کنار کشورهای ترکیه و برزیل در رده های نخست میزان جراحی های جهان قرار دارند.
ظاهر که برای خود شخص و دیگران دیدنی و نمایش دادنی است، می تواند به منزلۀ نشانه ای برای کنش به کار رود. در نتیجه بدن نه تنها موجودیتی ساده، بلکه وسیله ای برای کنار آمدن با اوضاع و احوال بیرونی است و حالات چهره و حرکات بدن، محتوای اساسی نشانه هایی است که ارتباطات روزمرۀ افراد مشروط به آنهاست و برای آن که بتوانند نظارتی مداوم و موفق بر چهره و بدن خود اعمال کنند، جنبه ای را نمایان می کنند که برای همگان پذیرفتنی باشد (آزادارمکی، ۱۳۸۱). نکه بتوانند نظارتی مداوم و موفق بر چهره خود اعمال کنند، آ
ظاهر فیزیکی قسمت مهمی از تصویر بدنی است زیرا اولین منبع اطلاعاتی است که دیگران برای تعاملات اجتماعی با افراد از آن استفاده می کنند. بدن قابل مشاهده ترین قسمت خود و خودآگاهی فرد است. تصویر بدنی تجسم درونی ظاهر بیرونی فرد است که این بازنمایی ابعاد جسمانی، ادراکی و نگرشی را در بر می گیرد. ابعاد اصلی این نگرش شامل مؤلفه های ارزیابی، سرمایه گذاری فرد در برخورد با طرحواره های ظاهر و عواطف است که اهمیت ظاهر درونی سازی شده را نمایان می سازد (یاکبسن، ۱۹۶۷؛ قلعه بندی، ۱۳۹۰).
دانشمندان علوم اجتماعی در یافته اند که مردم، زیبایی ظاهری با ویژگی های شخصیتی پسندیده همچون، هوش، شایستگی، دلپذیر بودن و پذیرش اجتماعی ربط می دهند. و جراحی زیبایی بیشتر برای از میان بردن ناخشنودی از ظاهر خود و گاهی افزایش عزت نفس انجام می دهند (قلعه بندی و همکاران، ۱۳۸۱). زیرا عزت نفس پائین و احساس نداشتن جذابیت فیزیکی و جنسی در افراد، احتمال گرایش افراد را به انجام جراحی فیزیکی افزایش می دهد (بشارت، ۱۳۸۶).عزت نفس پائین و تصویر بدنی منفی معمولاً استرس هایی را برای فرد به دنبال می آورد که فرد برای مقابله با آنها راهبردهای خاصی را به کار می گیرد (محمدپناه و همکاران، ۱۳۹۱).
ظاهر بخشی از هویت فرد است و در موقعیت های اجتماعی بلافاصله در برخورد با دیگران نمایان می شود، بنابراین اهمیت این سازه شخصیتی بسیار بارز است (سوامی و همکاران، ۲۰۰۹).
تلفیق زیبایی با دستاوردهای صنعتی و پزشکی باعث شده است زیبایی تنها یک مشخصه طبیعی و زیستی نباشد و ویژگی اکتسابی پیدا کند (وبستر، ۱۹۸۳). امروزه جراحی زیبایی به عنوان یکی از شایع ترین جراحی در سطح جهان مطرح است که میزان بهره گیری از آن رو به فزونی است (هوانگ، ۲۰۰۴). همانند دیگر تخصص ها در پزشکی، مداخله های جراحی زیبایی نیز باید قبل از آن که بر روی بیماران اعمال شوند، تحت کار آزمایی های بالینی دقیقی قرار بگیرند، مرز بین نوآوری در جراحی و آزمایش بر روی انسان مرز مبهمی است و همیشه با تأکید برحفاظت از سلامت و تندرستی بیماران است.
تاثیر پیشرفت های تکنولوژی های زیبایی بر بدن افراد و تلاش های افراد برای کنترل بر بدن هایشان و مالکیت داشتن نسبت به بدن خود باعث شده است در سال های اخیر افراد به ویژه زنان به یکی از مصرف کنندگان دائمی این تکنولوژی ها بدل شوند. این امر سبب شده است افراد به طور خاص درد کشیدن و به طور عام سلامت خود را از دست دهند. از اهداف اصلی این پژوهش مقایسه اضطراب اجتماعی  ، تصور از بدن و امید به زندگی در افراد متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی است. در این مقاله از روش علی مقایسه ای و نمونه گیری هدفمند استفاده شده است.
۱۱ بیان مسأله اساسی:
اضطراب اجتماعی اساساً ترس از مورد نظاره دیگران واقع شدن است. این ترس، ممکن است تا حدودی ذاتی بوده باشد. اما وقتی نگاه دیگران، چه به عمد (واقعی) و چه با تصور فرد (خیالی) در موقعیتهای خــاص ناراحتی فوق العاده ایجاد کند، نتیجه آن «اضطراب اجتماعی» است؛ اضطراب اجتماعی به این معنی که نگاه دقیق دیگران همیشه به نوعی وجود دارد. مورد مضحکه واقع شدن به صورت پنهان وجود دارد. پشت این ترس ، نیز «ترس از عملکرد» ، یعنی ترس از اینکه شخص قادر به ایفای نقش خود نباشد و یا کنترل خود را در مقابل نگاه دیگران از دست بدهد، وجود دارد.ترس از عملکرد غالباً موجب همان چیزی می شود که شخص، بیش از همه از وقوع آن می ترسد؛ یعنی عملکرد معیوب. مثلاً سخنران وحشتزده نمی تواند هیچ کلمه ای را بر زبان آورد. در بعضی موارد ، اضطراب اجتماعی به خاطر آن است که مبادا دیگران ، اضطراب اجتماعی او را ببینند؛ مانند سرخ شدن یا لرزش اندام (دانلد گودوین ، ۱۳۷۳) . این اضطراب اجتماعی که با ترس مداوم از تعامل یا انجام عملی در موقعیت های اجتماعی که ناشی از نگرانی از هول شدن، تحقیر شدن یا ارزیابی منفی دیگران است، مشخص می شود، اغلب یک حالت مزمن و ناتوان کننده است (اسچنیر[۴] و همکاران ، ۱۹۹۲؛به نقل از غلامی، ۱۳۸۴). یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر رفتار تصور بدنی می باشد مفهوم تصور بدنی اولین بار توسط شلدر مطرح شد وی تصور بدنی را با یک چشم انداز روانشناسانه اینگونه تعریف نموده است: (تصویری از بدنمان که در ذهنمان شکل می دهیم و شیوه ای که بدن برایمان آشکار می شود، تصور بدنی یک فرایند شناختی نیست بلکه خواسته ها، نگرش های عاطفی و کنش متقابل با دیگران را منعکس می سازد). «شلدر ۱۹۵۰» این مفهوم یک سازه پیچیده است که دارای دو بُعد اصلی سرمایه ی تصور بدنی و ارزیابی تصور بدنی است، که سرمایه ی تصور بدنی به بازتاب درجه اهمیت رفتاری و شناختی که مردم به بدن و ظاهرشان نسبت می دهند می پردازد و ارزیابی تصور بدنی به درجه رضایت و نارضایتی از بدن و ظاهرشان مربوط می شود (کش و پروژنسکی ۲۰۰۲). شکل گیری این دو بُعد، راهبردهای کنش/کنش متقابل افراد در پیوندهای اجتماعی مرتبط با بدن و یا ظاهر فیزیکی آنان را معلوم می کند.تصور بدنی تجربه ی روانشناختی از جسم فیزیکی است که افکار، عقاید، احساسی و نگرشی تغییر می کند تصور بدنی و احساسی که افراد به خود دارند رفتار آنان را تحت تأثیر قرار می دهد.  با توجه به آنچه که گفته شد داشتن امید به زندگی باعث آسان شدن سختی ها وتقویت روحیه می گردد. به عبارت دیگر انسان برای هر عملی باید انگیزه و هدفی داشته باشد و داشتن امید بیشتر، احتمال موفقیت در کارها به خصوص کارهای سخت و دشوار را بیشترمی سازد. یکی از کارهایی که سبب بالا رفتن امید به زندگی در مردم می شود، برقراری روابط عاطفی و دوستانه با دیگران می باشد که زندگی انسان را از بی معنایی خارج نموده و سبب ایجادآرامش درونی وتعادل روحی می گردد(یوسفی،۱۳۸۹). از سوی دیگر امروزه جراحی زیبایی به یکی از دغدغه­های انسان تبدیل شده است. میزان جراحی پلاستیک در سال ۲۰۰۵ در ایالات متحده­ی آمریکا در حدود ۲/۱۰ میلیون بوده که در سال ۲۰۰۷ به ۷/۱۱ میلیون افزایش یافته است. افراد به طور فزاینده نیاز درونی را برای همانندسازی ظاهرشان با مدل­های زیبایی خاص به عنوان یک عُرف اجتماعی احساس می­کنند (مولکنز و همکاران[۵]،۲۰۰۶). با این وجود، فهم حد و مرز بین آرزوی رایج برای بهبود ظاهر یک شخص و روان­رنجوری، بسیار مهم است. نارضایتی افراطی از ظاهر ممکن است حالات روانی بیمارگونه را پنهان کند و غفلت از آن ممکن است عواقب پزشکی جدی را به همراه داشته باشد . افرادی که متحمل جراحی­های زیبایی می­شوند اغلب اوقات به دلیل اضطراب بالا و فقدان تصورات مثبت از خود، بدریختی بدنی یا کسب توجه عمومی، تن به این کار می­دهند  و داشتن منبع کنترل پایین و احساس نداشتن جذابیت فیزیکی و جنسی در افراد، احتمال گرایش آن­ها را به انجام جراحی­های پلاستیک افزایش می­دهد (پین و همکاران[۶]،۲۰۰۸). تصویری بدنی و زیبایی که شخص به دنبال آن است بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات و افکاری است که می تواند تغییر دهنده رفتار و در شرایط گونگون در جهات مثبت یا منفی باشد و این زیبایی که افراد در شرایط گوناگون به دنبالش می رود می تواند تحت تأثیر عوامل متعددی باشد.
از این رو باورهای افراد در مورد توانایی هایشان بر میزان فشار روانی و افسردگی که در موقعیت های تهدیدزا یا استرس زایی تجربه می کنند اثر می گذارد. افرادی که می توانند تهدیدها یا فشارهای روانی بالقوه را کنترل کنند شناخت های آشفته ساز را به خود راه نمی دهند و به وسیله آنها آشفته نمی شوند در مقابل فقدان باورهای امید به زندگی برای کنترل تهدیدهای بالقوه به تجربه فشار و برانگیختگی اضطرابی می شود .(بندورا[۷]،۱۹۹۳ به نقل از معتمدی،۱۳۸۳). اُمید به زندگی پایین می تواند انگیزش را نابود کند آرزوها را کم کند با تواناییهای شناختی تداخل نماید و تاثیر نامطلوبی بر سلامت جسمانی بگذارد از این رو می توان انتظار داشت که  تصور بدنی به نوعی با احساس اُمید به زندگی ارتباط داشته باشد. به نظر می رسد حرکت کارآمد افراد به سمت هدفهای فرد علت تغییرهای مثبت در اُمید به زندگی و خوشبختی آنهاست و به طور کلی تلاش برای هدفهای درونی باعث کاهش اضطراب اجتماعی می شود (رایان و دی سی،۲۰۰۰). در این راستا محقق ضرورت انجام پژوهش با چنین طرحی را احساس نمود و بر همین مبنا در این پژوهش این سوال را مطرح می کند که آیا بین اضطراب اجتماعی ، تصور بدنی با امید به زندگی در مردان و زنان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی تفاوت معنی داری وجود دارد؟

تعداد صفحه :۱۵۷
قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان

گروه علوم تربیتی
پایان نامه کارشناسی ارشد
رشته روانشناسی تربیتی
عنوان:
مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی
 با لا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی ۹۴-۹۳ در شهر اردبیل
شهریور ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
چکیده
هدف از این پژوهش مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان  با پیشرفت تحصیلی با لا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی ۹۴-۹۳ در شهر اردبیل بود. روش مطالعه علی مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ است (۱۱۲۳۰=N). روش نمونه گیری در پژوهش حاضر  بصورت تصادفی بود بر اساس جدول گرجرسی مورگان تعداد ۳۷۰ نفر از دانش آموزان به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نارسایی شناختی، استعداد خستگی و پرخاشگری جمع آوری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغره (MANOVA) و با بهره گیری از نرم افزار SPSS  تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد میانگین نمرات حواس پرتی، مشکلات حافظه، اشتباهات سهوی، عدم یادآوری اسامی، پرخاشگری کلامی، خستگی شناختی و خستگی روانی در دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین بیشتر از دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا بود (۰۰۱/۰P<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت استعداد خستگی، نارسایی شناختی و پرخاشگری از عوامل موثر در عملکرد تحصیلی دانش آموزان می باشد.
واژگان کلیدی: استعداد خستگی، نارسایی شناختی، خشم، پیشرفت تحصیلی ، دانش آموزان
فهرست مطالب
عنوان                 صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
۱-۱- مقدّمه. ۲
۱-۲- بیان مساله. ۳
۱-۳- اهمیّت و ضرورت انجام تحقیق. ۵
۱-۴- اهداف مشخص تحقیق. ۶
۱-۴-۱- هدف کلی. ۶
۱-۴-۲- اهداف جزئی. ۷
۱-۵- فرضیه‏ها وسوالات تحقیق. ۷
۱-۵-۱- فرضیه های اصلی. ۷
۱-۵-۲- فرضیه های فرعی. ۷
۱-۶- تعریف مفهومی و عملیاتی. ۸
فصل دوم: ادبیات پژوهش
۲-۱- پیشرفت تحصیلی. ۱۱
۲-۱-۱- مبانی تئوریک پیشرفت تحصیلی. ۱۳
۲-۱-۲- نظریه بلوم. ۱۵
۲-۱-۳- عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی. ۱۶
۲-۱-۳-۱- علل فردی. ۱۶
۲-۱-۳-۲- علل خانوادگی. ۱۶
۲-۱-۳-۳- علل آموزشگاهی. ۱۷
۲-۱-۳-۴- علل اجتماعی. ۱۷
۲-۱-۴- آفرینندگی، هوش و پیشرفت تحصیلی. ۱۷
۲-۱-۵- ارزشیابی پیشرفت تحصیلی. ۱۷
۲-۱-۶- پیامدهای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی. ۱۸
۲-۱-۷- انگیزه پیشرفت تحصیلی. ۱۸
۲-۱-۸- عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی. ۱۸
۲-۱-۹- علل فردی منفی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان. ۲۰
۲-۲- خستگی. ۲۱
۲-۲-۱- استعداد خستگی. ۲۳
۲-۲-۲- خستگی شناختی. ۲۴
۲-۲-۳- نارسایی شناختی. ۲۵
۲-۳- ماهیت خشم. ۲۹
۲-۳-۱- تعریف خشم. ۳۱
۲-۳-۲- تفاوت های فردی و جنسیتی در خشم. ۳۵
۲-۴- سوابق پژوهشی. ۳۶
۲-۴-۱- سوابق داخلی. ۳۶
۲-۴-۲- سوابق خارجی. ۳۷
۲-۴-۳- جمع بندی از نتایج پژوهش ها ۳۸
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱- مقدمه. ۴۰
۳-۲- روش شناسی تحقیق. ۴۱
۳-۳- جامعه آماری. ۴۱
۳-۴- روش نمونه گیری و حجم نمونه. ۴۱
۳-۵- ابزار های اندازه گیری. ۴۱
۳-۶- شرح کامل روش گردآوری اطلاعات.. ۴۲
۳-۷- روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها ۴۳
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه. ۴۴
۴-۲- یافته های موجود در پژوهش… ۴۵
۴-۳- یافته های جمعیت شناختی. ۴۵
۴-۴- یافته های توصیفی. ۴۶
۴-۵- یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش… ۴۷
۴-۵-۱- فرضیه های تحقیق. ۴۷
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱- نتیجه گیری. ۵۲
۵-۲- جمع بندی. ۵۶
۵-۳- محدودیت های تحقیق. ۵۶
۵-۴- پیشنهادات.. ۵۶
۵-۴-۱- پیشنهادات پژوهشی. ۵۶
۵-۴-۲- پیشنهاد کاربردی. ۵۷
منابع مورد استفاده ۵۸
پیوست ها ۶۷
چکیده انگلیسی. ۷۴
– مقدمه 
از بارزترین ویژگی های هر انسانی داشتن توانایی یادگیری است که همین ویژگی پدید آورنده پیشرفت و تمّدن امروزی بوده است. زندگی تحصیلی، یکی از مهم ترین ابعاد زندگی اشخاص است که بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد (سیف، ۱۳۹۰). پیشرفت تحصیلی همچون بسیاری از پدیده ها از ترکیب عواملی چون خانه، مدرسه و جامعه به وجود می آید. در کل پیشرفت تحصیلی عبارت است از سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل از آن با هدف های آموزشی از پیش تعیین شده به منظور تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیت های آموزشی معلم و کوشش یادگیری دانش آموزان به نتایج مطلوب انجامیده اند (سیف، ۱۳۹۰). از پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از ابعاد پیشرفت در نظام آموزشی تعاریف متعددی ارائه گردیده است که به برخی از آنها اشاره می شود. پیشرفت تحصیلی عبارتند از میزان یادگیری آموزشگاهی فرد به صورتی که توسط آزمون های مختلف درسی مانند دیکته و ریاضی سنجیده می شود (اندرسون[۱]، ۲۰۰۲). پیشرفت تحصیلی نتیجه تاثیر یک عامل نیست چنان که ویژگی های فردی دانش آموز، سلامت جسم روانی، انگیزش و توانایی فرد، محیط روانی خانه و مدرسه، گروه همسالان و انتظارات معلم، خاستگاه اجتماعی دانش آموز، ساختار آموزشی و… از جمله موارد اساسی در این زمینه به شمار می رود (گلشنی فومنی، ۱۳۸۶).
یکی از عوامل احتمالی موثر در عملکرد تحصیلی دانش آموزان استعداد خستگی[۲] است. خستگی به عنوان احساسات نسبتاَ ثابت از فقدان علاقه و دشواری در تمرکز بر فعالیت های در دست اقدام تعریف می شود. این احساسات باعث می شوند تا فرد برای حفظ یا بازگشت توجّه، تلاش خودآگاهانه زیادی را از خود نشان دهد (فیشر[۳]، ۱۹۹۳). بعضی از محققان معتقدند که مشکلات مربوط به توجّه از ویژگی های اصلی استعداد خستگی محسوب می شوند (فیشر، ۱۹۹۳؛ همیلتون[۴]، ۱۹۸۱). در این حالت، فرد قادر به حفظ توجّه خود بر روی تکالیف در دست انجام نیستند و با اینکه باید تلاش فوق العاده ای جهت حفظ توجّه به عمل آورند. بنابرین باید توجّه داشت که حفظ توجّه عنصر رفتاری اصلی استعداد خستگی است (دمراد-فری و لایرد[۵]، ۱۹۸۹).
وجود نشانه های خستگی بر بسیاری ازجنبه های زندگی افراد تاثیر می گذارد و موجب می شود دامنه توجّه فرد کاهش پیدا کرده، ضریب خطا افزایش پیدا کند و فرد مورد نظر در فعّالیت های روزانه خود دچار نارسایی هایی می شود که از آن جمله می توان به نارسایی شناختی اشاره کرد. نارسایی شناختی عبارت است از ناتوانی فرد در تکمیل تکالیفی که به طور طبیعی قادر به انجام آن است . نارسایی های شناختی شامل حواس پرتی، مشکلات مربوط به حافظه، اشتباهات سهوی و عدم یادآوری اسامی است (والاس[۶]، ۲۰۰۴). به عبارت دیگر نارسایی شناختی مجموعه اشتباهات شناختی هستند که در هنگام انجام تکالیفی رخ می دهند که فرد معمولاَ آن ها را به شکل موفقّیت آمیزی انجام می دهد. برودبنت اولین کسی است که این اصطلاح را مطرح کرد (برودبنت، کوپر،فیتزگرالد وپارکز[۷]، ۱۹۸۲). در مطالعات مختلف، بین نارسایی های شناختی و عملکرد در تکالیف، همبستگی معناداری به دست آمده است (مانلی، رابرتسون، گالاوی و هاوکینز[۸]، ۱۹۹۹). نارسایی های شناختی با خواب آلودگی، اضطراب و فشار کاری همراه است (وادسفورد[۹]، ۲۰۰۳؛ ملامد و اوکسنبرگ[۱۰]، ۲۰۰۲؛ اسلامی و اریزی، ۲۰۰۷؛ نولتینگ، برگر، شیفورست، گنز وکوردت[۱۱]، ۲۰۰۲) همچنین بین نارسایی های شناختی، اضطراب، فشار روانی (مکاسی[۱۲]، ۲۰۰۶)، خستگی، خواب آلودگی (مکاسی، ۲۰۰۷) و اختلالات عاطفی (سالیوان و پاینه[۱۳]، ۲۰۰۷) رابطه بدست آمده است.
یکی از عوامل دیگر که می تواند عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد خشم می باشد. بر اساس توافق بسیاری از صاحب نظران، خشم یکی از هیجان های اصلی بشر است که بعد از ترس بیشترین مطالعات را به خود اختصاص داده است. در مورد خشم تعاریف متعددی از سوی فلاسفه و روانشناسان ارائه شده است، ولی در تمام آنها می توان دو نکته مشترک را مشاهده کرد: ۱- عامل اصلی بروز خشم، تهدیدها و ناکامی ها و موانعی است که سر راه افراد قرار می گیرد، ۲- هدف خشم اغلب دفاع، جنگ و تخریب است (ملکی، ۱۳۸۵). نتایج مطالعات نشان داده است پرخاشگری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی دارد (عطاری، حقیقی و خانه کشی ، ۱۳۸۱) همچنین معتمدین و عبادی (۱۳۸۶) در پژوهش خود به بررسی رابطه باورهای غیر منطقی و پرخاشگری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پرداختند نتایج نشان داد بین پرخاشگری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی معنی داری بدست آمد. اریک، داهلن-ریان، مارتین و میندی[۱۴] (۲۰۰۴) به بررسی رابطه استعداد خستگی در پرخاشگری و خشم با واسطه رفتارهای تکانشی و هیجان خواهی پرداختند نتایج نشان داد استعداد خستگی با پرخاشگری رابطه معنی داری دارد و همچنین استعداد خستگی، ویژگی های خشم و کنترل خشم و تکانشگری و هیجان خواهی را پیش بینی می کند. در این راستا هدف از پژوهش حاضر مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی بالا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی ۹۴-۹۳ در شهر اردبیل است.
۱-۲- بیان مساله
زندگی تحصیلی، یکی از مهمترین ابعاد زندگی اشخاص است که بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد. در این بین یکی از مسایل و مشکلات اساسی زندگی تحصیلی افراد و نظام آموزشی آن کشور، مساله ی افت تحصیلی و پایین بودن سطح عملکرد تحصیلی دانش آموزان آن کشور است. این پدیده، علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش می نماید. منظور از افت تحصیلی، کاهش عملکرد تحصیلی درسی فراگیرنده از سطح رضایت بخش به سطح نامطلوب است. عوامل مختلفی بر عملکرد تحصیلی افراد تاثیر می گذارند که متخصصان تعلیم و تربیت آنها را به چهار دسته شامل عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی تقسیم کرده اند (زهراکار،۱۳۸۶).
دانش آموزان به دلیل قرار گرفتن در موقعیت های تحصیلی و اجتماعی خاص، برخی مشکلات از جمله احساس خستگی را تجربه می کنند. احساس خستگی عبارت است از یک حس فراگیر فقدان انرژی که ارتباطی با میزان و تلاش و کوشش ندارد. این حالت معمولا از نظر شدّت بر روی یک پیوستار قرار دارد که از گذرا و خفیف تا شدید و با دوام تغییر می کند و چنانچه شدید باشد از آن به عنوان اختلال خستگی یاد می شود (لابلی، استوارت، برتوچ،گیستولی، داروین و همکاران[۱۵]، ۲۰۰۲). اختلال خستگی با حالت خستگی ناتوان کننده همراه با خواب بی کیفیت، سردرد، علائم اسکلتی-عضلانی و عصب روانپزشکی به مدّت بیش از یک ماه همراه است (فوکودا، استراوس وهیکی[۱۶]، ۱۹۹۴). مطالعات نشان می دهد ۶/۵ درصد دانش آموزان احساس خستگی خفیف دارند و شیوع احساس خستگی ۲/۱۰ درصد و در پسرها ۲/۱ درصد است (محمودیان، فرج زادگان، نورمحمدی و میرالهی، ۱۳۸۳) از طرفی خستگی تبعاتی مثل اختلال افسردگی و تنیدگی هیجانی(مثل خشم) (ری، جفریس و ویر[۱۷]، ۱۹۹۷) و نقص در حل مسائل شناختی(مثل نارسایی شناختی) (پورقاز، محمدی، و دوستی ، ۱۳۹۱) دارد.
عوامل شناختی از تاثیر گذارترین عوامل در زندگی روزانه افراد می باشد و وجود هر گونه اختلال در عوامل شناختی موجب بروز مشکلات عدیده ای برای فرد مورد نظر می شود، بخصوص وقتی که بحث آموزش و پرورش و تحصیل به میان می آید عوامل شناختی از اهمیت دو چندانی برخوردار می شود. وجود نارسایی های شناختی در فرد می تواند عملکرد تحصیلی این افراد را تحت تاثیر خود قرار دهد. مارتین، نارسایی شناختی را اشتباهات شناختی یا خطاهایی می داند که فرد باید بصورت هنجاری ظرفیت انجام آن را داشته باشد (والاس، وودانویچ و رستینو[۱۸]، ۲۰۰۳) این نارسایی های شناختی شامل مشکلاتی در حافظه، توجّه و عمل هستند (عریضی، اصغری و اخباری، ۲۰۰۸). نارسایی در کنش با ابعاد مختلف حافظه کاری و عدم توانایی در بالا بردن ظرفیت آن، مشکلات عمده ای را در یادگیری ریاضی دانش آموزان ایجاد می کند (گترکل، لامونت و الووا[۱۹]، ۲۰۰۶؛ امین زاده و حسن آبادی، ۱۳۸۹) همچنین نتایج مطالعات نشان می دهد بین نارسایی شناختی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان رابطه منفی معنی داری وجود دارد (قاسم زاده، ۱۳۹۱).
یکی از عواطف متداول در بین نوجوانان خشم است که بر اثر برخورد با مانعی که بر سر راه هدف آنان قرار گیرد، حاصل می شود و به پرخاشگری که یک واکنش عمومی به ناکامی امیال است منجر می گردد (گلچین، ۲۰۰۲). خشم یک حالت هیجانی ذهنی است و با وجود تضاد شناختی و برانگیختگی روانی مشخص می شود و هیجانی بهنجار می باشد که جنبه های انطباقی بسیار دارد. با وجود این، وقتی که تکرار، شدّت و مدّت آن افزون تر از جنبه های انطباقی باشد، ناکارآمد می گردد (نواکو[۲۰]، ۱۹۹۹). دانش آموزان پرخاشگر با رفتار های خود، جو متشنّجی را برای خود و دیگران فراهم می آورند و از آنجا که فاقد مهارت های مناسب برای کنترل خود و وقایع پیرامون هستند،تحت سطوح بالای برانگیختگی بوده و توجّه شان محدود می شود که موجب کاهش عملکرد این افراد در زمینه های مختلف از جمله عملکرد تحصیلی آن ها می شود. نتایج پژوهش های انجام شده نشان می دهد پرخاشگری با پیشرفت تحصیلی (یاوریان، سهرابی و یاوریان ، ۱۳۸۹) و با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی دارد (عطاری و همکاران، ۱۳۸۱؛ معتمدین و عبادی، ۱۳۸۶ و هادلی[۲۱]، ۲۰۰۲). در این راستا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی بالا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی ۹۴-۹۳ در شهر اردبیل تفاوت دارد؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
مطالعه ی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی، طی سه دهه اخیر، بیش از پیش مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. اتکینسون و همکاران (۱۹۹۸) پیشرفت تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی حاصل از دروس ارایه شده یا به عبارت دیگر، توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی می دانند (سیف، ۱۳۸۴).
یکی از عوامل مهّم ابعاد مختلف توسعه، نظام آموزشی کشور است که برای پرورش و آموزش نسل جدید هزینه های بسیار بالایی را متحمل می شود. هزینه هایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر دوش مردم قرار دارد. اگر نظام آموزشی کشور کارآمد و اثر بخش باشد، در ازای هزینه های صرف شده درآمدهای مادی و معنوی عاید مردم و جامعه خواهد شد و چنان چه نظام آموزشی کارآمدی لازم را نداشته باشد، هزینه ها بی جهت به هدر خواهد رفت و استعداد های دانش آموزان و توانایی هایی آن ها  که مورد نیاز جامعه است از قوّه به فعل نخواهد رسید. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از مهم ترین ابعاد زندگی این افراد می باشد که بر سایر جنبه های زندگی و آینده آنان نقش بسزایی دارد. عوامل مختلفی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد و می تواند عملکرد آنها را با مشکل مواجه سازد. این پدیده، علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش می نماید. عوامل مختلفی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان تاثیر می گذارند که متخصصان تعلیم و تربیت آنها را به چهار دسته شامل عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی تقسیم کرده اند (زهراکار،۱۳۸۶). بنابراین بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از اهمیّت بسزایی برخوردار می باشد.
از  عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی پایین در دانش آموزان احتمالاَ ملول بودن است. شیوع خستگی در دانش آموزان ۲/۱۰ درصد و در پسرها ۲/۱ درصد گزارش شده است. وجود نشانه های خستگی در دانش آموزان احتمالاَ موجب می شود خطاهایی مثل حواس پرتی، مشکلات مربوط به حافظه، اشتباهات سهوی و عدم یاد آوری اسامی روی دهد که از آن با عنوان خطا یا نارسایی شناختی یاد می شود. این امر موجب کاهش عملکرد دانش آموزان در زمینه مختلف زندگی از جمله عملکرد تحصیلی این افراد شده و ممکن است موجب تنیدگی هیجانی از جمله خشم و پرخاشگری شود.
از عواطف متدول در بین دانش آموزان خشم است که جنبه های مختلف زندگی این افراد را تحت تاثیر قرار می دهد پرخاشگری ممکن است به اشکال گوناگونی بروز پیدا کند که بارزترین اشکال آن بصورت کلامی و فیزیکی می باشد (باس و پری، ۱۹۹۲). تحقیقات نشان داده اند خشم و پرخاشگری دارای عوارض جسمی، روانی و اجتماعی فراوانی است و موجب نشانگانی مانند احساس درماندگی، تنهایی، ناسازگاری اجتماعی، بی توجهی به حقوق و خواسته دیگران، زخم معده، میگرن، اختلال فشار خون، افسردگی، اضطراب و افت تحصیلی می گردد. دانش آموزانی که مشکلات رفتاری از جمله پرخاشگری دارند، نه تنها دارای نشانگان مرضی جسمانی مانند سردرد و دردهای معده ای- روده ای می باشند بلکه در انزوا و تنهایی به سر می برند و به خواسته های اجتماعی دیگران چندان توجهی ندارند (استرچن و مونرو-چندلر  ، ۲۰۰۶) و این مسئله موجب تبعات جسمانی و اجتماعی از جمله ایجاد تصویری منفی در میان همسالان و آموزگاران، طردشدن از سوی همسالان، افت تحصیلی، مصرف مواد و بزهکاری می شود (آشوری، ترکمن ملایرری و فدایی، ۲۰۰۹) همچنین نتایج نشان می دهد بین پرخاشگری و خشم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی وجود دارد (هادلی، ۲۰۰۲) به نظر می رسد دانش آموزانی که رفتارهای پرخاشگرانه دارند هم در انضباط و هم در سایر معقوله های مربوط به مدرسه و دروس دچار مشکلات متعددی می شوند بنابرین پرداختن به این مسئله از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. بر اساس مطالب ارائه شده انجام چنین پژوهشی می تواند در شناخت عوامل خطر ساز عملکرد تحصیلی و سایر جنبه های دانش آموزان مفید بوده و در برنامه ریزی های انجام شده می توان از نتایج چنین پژوهش هایی در جهت کاهش اختلالات رفتاری از جمله بروز که ممکن است ناشی از استعداد خستگی و نارسایی شناختی باشد. همچنین نتایج این پژوهش می تواند در کمک به ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک کرده و از تبعات رفتار های پرخاشگرانه و همچنین نارسایی شناختی و استعداد خستگی در دانش آموزان و به تبع آن از هدر رفت هزینه های اقتصادی، اجتماعی و روانی صرف شده از طرف خانواده ها و مسئولین جلوگیری کند و از طرف دیگر با توجه به اینکه پژوهش محدودی در این زمینه صورت گرفته است از نظر علمی دارای اهمیّت است.

تعداد صفحه :۸۴
قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com

ارسال شده در

پایان نامه مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک و بازی‌درمانی کودک محور

پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک و بازی‌درمانی کودک محور در علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان ‌دبستانی و خودکارآمدی والدین
تابستان ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
چکیده
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی و مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک و بازی‌درمانی کودک محور بر علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان‌ دبستانی و خودکارآمدی والدین انجام شد.
روش اجرا: طرح پژوهش حاضر شبه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. نمونه شامل ۳۶ نفر از کودکان دبستانی مبتلا به اختلالات اضطرابی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روانشناختی منطقه ۴ شهر مشهد به همراه مادرانشان بودند که ۱۲ نفر در گروه‌ درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک، ۱۲ نفر در گروه بازی‌درمانی کودک محور و ۱۲ نفر در گروه گواه گمارش شدند. مادران عضو گروه‌ درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک تعداد ۸ جلسه درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک و کودکان عضو گروه‌ بازی‌درمانی کودک محور، تعداد ۸ جلسه بازی‌درمانی کودک محور را دریافت کردند، اما برای اعضای گروه‌ گواه مداخله خاصی ارائه نشد. قبل و بعد از اجرای مداخلات، آزمون غربالگری اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب دوره کودکی (SCARED)، مقیاس افسردگی کودکان و مقیاس خودکارآمدی والدینی توسط اعضای نمونه تکمیل شدند.
یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که در پس آزمون، علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی آزمودنی‌های دو گروه‌ آزمایشی نسبت به گروه گواه، کاهش معناداری داشته است، اما بین میزان کاهش علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی در دو گروه آزمایشی تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج نشان داد که در پس آزمون، خودکارآمدی والدینی آزمودنی‌های گروه‌ درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک نسبت به گروه بازی‌درمانی کودک محور و گروه گواه، افزایش معناداری داشته است، اما بین گروه بازی‌درمانی کودک محور و گروه گواه تفاوت معناداری در افزایش خودکارآمدی مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش مؤید این مهم است که درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازی‌درمانی کودک محور باعث کاهش علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان‌ دبستانی می‌گردند. همچنین درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، خودکارآمدی والدینی مادران شرکت کننده در درمان را افزایش می دهد
کلید ‌واژه‌ها: درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، بازی‌درمانی کودک محور، علائم اختلالات اضطرابی، افسردگی، خودکارآمدی والدینی، کودکان دبستانی.
فهرست مطالب
تقدیر و تشکر. أ
تقدیم.. ب
چکیده فارسی.. پ
فهرست مطالب… ت
فهرست جداول.. ث
فصل اول: کلیات تحقیق.. ۱
۱-۱. مقدمه. ۲
 1-2. بیان مسئله. ۳
۱-۳. اهمیت و ضرورت پژوهش…. ۱۰
۱-۴. اهداف پژوهش…. ۱۱
۱-۵. پرسش های پژوهش…. ۱۱
۱-۶. فرضیه های پژوهش…. ۱۲
۱-۷. تعاریف عملیاتی متغیرها ۱۲
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش…. ۱۴
۲-۱ .موضع‌گیری های نظری پیرامون اضطراب کودکان.. ۱۵
۲-۱-۱. ماهیت و تعریف اضطراب… ۱۵
۲-۱-۲. اختلالات اضطرابی در کودکان.. ۱۷
۲-۱-۳. شیوع اختلالات اضطرابی در کودکان.. ۱۹
۲-۱-۴. نظریه‌های روانشناختی پیرامون اضطراب کودکی  20
۲-۱-۴-۱. دیدگاه روانکاوی.. ۲۰
 2-1-4-2. دیدگاه رفتاری.. ۲۲
 2-1-4-3. دیدگاه شناختی.. ۲۳
۲-۱-۴-۴. دیدگاه بین فردی.. ۲۳
۲-۲. موضع‌گیری‌های نظری درخصوص افسردگی کودکان. ۲۵
۲-۲-۱. تعریف افسردگی.. ۲۶
 2-2-2. علائم و نشانه‌های بالینی افسردگی  28
۲-۲-۳. همه‌گیرشناسی و سیر افسردگی.. ۲۸
۲-۲-۴. نظریه‌های افسردگی.. ۳۱
۲-۲-۴-۱. نظریه‌های زیست شیمیایی افسردگی.. ۳۱
۲-۲-۴-۲. نظریه‌های روانکاوی افسردگی.. ۳۲
۲-۲-۴-۳. نظریه‌های یادگیری افسردگی.. ۳۳
۲-۲-۴-۴. نظریه‌های شناختی افسردگی.. ۳۳
 2-2-5. شکل‌گیری افسردگی در کودکان ۳۶
۲-۲-۶. پدیدارشناسی افسردگی کودکان. ۳۷
۲-۲-۶-۱. نشانه‌های وابسته به افسردگی.. ۳۷
۲-۲-۶-۲. نشانه‌های وابسته به رنج افسرده‌وار. ۳۷
۲-۲-۶-۳. نشانه‌های دفاعی علیه افسردگی.. ۴۵
۲-۲-۶-۴. رفتارهای معادل افسردگی.. ۴۷
۲-۳. موضع‌گیری نظری درخصوص خودکارآمدی والدینی.. ۴۹
۲-۳-۱. تعریف خودکارآمدی والدینی.. ۴۹
۲-۳-۲.  نقش خودکارآمدی والدینی.. ۵۲
۲-۳-۳. عوامل موثر بر خودکارآمدی والدینی.. ۵۴
۲-۳-۳-۱. وضعیت اجتماعی- اقتصادی.. ۵۹
۲-۳-۳-۲. خصوصیات والدین.. ۶۲
۲-۳-۳-۳. خصوصیات کودک…. ۶۲
۲-۴. موضع‌گیری نظری درخصوص آموزش تعامل والد- کودک…. ۶۵
۲-۴-۱. ماهیت و نقش تعامل والد – کودک…. ۶۵
۲-۴-۲. نظریه‌های مختلف پیرامون تعامل والد – کودک…. ۵۴
۲-۴-۲-۱. نظریه اریکسون.. ۵۹
۲-۴-۲-۲. نظریه راجرز. ۶۲
۲-۴-۲-۳. نظریه فروید. ۶۲
۲-۴-۳. درمان تعامل والد- فرزند بر اساس رویکرد تحولی- تفاوت‌های فردی مبتنی بر ارتباط.. ۶۵
۲-۴-۳-۱. رشد هیجانی کارکردی (D) 65
۲-۴-۳-۲. تفاوت های فردی (I). 79
۲-۴-۳-۳. روابط و تعاملات (R). 81
۲-۴-۴. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک…. ۸۱
۲-۴-۵. درمان تعامل والد- کودک برای کودکان دارای اختلالات اضطرابی.. ۹۰
۲-۵. موضع‌گیری‌های نظری پیرامون بازی درمانی.. ۹۲
۲-۵-۱. تعریف بازی.. ۹۵
۲-۵-۲. کاربردهای مختلف بازی در درمان کودکان.. ۷۳
۲-۵-۲-۱. افزایش درک تشخیصی.. ۷۴
۲-۵-۲-۲. خلق اتحاد درمانی.. ۷۴
۲-۵-۲-۳. تسهیل  بیان کلامی و برون ریزی تنش و مطالب ناهشیار. ۷۸
۲-۵-۲-۴. اهمیت تکاملی بازی.. ۷۹
۲-۵-۲-۵. ورود به دنیای کودک از طریق تجربیات بازی.. ۸۱
۲-۵-۳. تعریف بازی درمانی.. ۸۱
۲-۵-۴. تجربه کودک در بازی درمانی.. ۹۰
۲-۵-۵. اهمیت بازی درمانی.. ۹۲
۲-۵-۵-۱. نقش بازی در رشد شناختی کودکان.. ۹۵
۲-۵-۵-۲. ارزش درمانی بازی.. ۱۰۳
۲-۵-۵-۳. نقش بازی در رشد جسمانی.. ۱۰۴
۲-۵-۵-۴. نقش بازی در رشد روانی- اجتماعی و ارتباط با همسالان.. ۱۱۷
۲-۶. یافته‌های پژوهشی در خصوص موضوع تحقیق.. ۱۱۸
فصل سوم: روش تحقیق.. ۱۱۹
۳-۱. طرح پژوهش…. ۱۲۷
۳-۲. جامعه. ۱۱۹
۳-۳. حجم نمونه. ۱۲۷
۳-۴. روش نمونه‌گیری.. ۱۳۹
۳-۵. ابزار تحقیق.. ۱۱۹
۲- مقیاس افسردگی کودکان.. ۱۲۷
۳- مقیاس خودکارآمدی والدینی.. ۱۳۹
۳-۶. روش اجرای تحقیق.. ۱۱۹
۳-۷. روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ۱۲۷
۳-۸. ملاحظات اخلاقی.. ۱۳۹
فصل چهارم: یافته های آماری تحقیق.. ۱۱۹
۴-۱. مقدمه. ۱۲۰
۴-۲. بررسی جمعیت شناختی.. ۱۳۹
۴-۳. بررسی توصیفی اطلاعات… ۱۱۹
۴-۴. تجزیه و تحلیل استنباطی داده‌ها ۱۲۷
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری.. ۱۱۹
۵-۱. بحث و نتیجه‌گیری.. ۱۲۷
۵-۲. جمع بندی نهایی.. ۱۱۹
۵-۳. محدودیت های پژوهش…. ۱۲۷
۵-۴. پیشنهادهای پژوهش…. ۱۳۹
منابع  119
چکیده انگلیسی.. ۱۳۹
مقدمه
توجه به وضعیت سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و علایق کودکان و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقق یک زندگی پویا و سالم برای آن‌ها، ضامن سلامتی جامعه برای سال‌های آینده به شمار می رود. کودکان از اقشار مستعد جامعه و سازندگان آینده کشور خویش می‌باشند و سطح سلامت آن‌ها تأثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیت‌های تحصیلی شان در آینده خواهد داشت. بنابراین امروزه تلاش در جهت شناخت آسیب‌شناسی روانی در کودکان به عنوان یک هدف ویژه برای بهبود جامعه به شمار می‌رود (چراغ ملایی، خسروی و بنی جمال،۱۳۸۹).
دوران کودکی به خاطر نقش و اهمیتی که در زندگی انسان دارد، در هر زمان مورد توجه دانشمندان، روانشناسان و نویسندگان آن عصر بوده است. روانشناسان مختلف نحوه‌گذران این دوران را تعیین کننده زندگی روانشناختی فرد در بزرگسالی دانسته‌اند. همه این اشارات و توجهات نشان دهنده اهمیتی است که این دوره از زندگی می‌تواند داشته باشد. این دوره را همچنین می‌توان مرحله مهمی در اکتساب رشد روانی- اجتماعی تلقی کرد (رابین و کاپلان[۱]،۲۰۱۰).
یکی از مشکلات عمده که تاثیر بازدارنده و مهمی بر کارآمدی و پویایی کودکان دارد و از شکل‌گیری سالم هویت و نیز شکوفایی استعدادها و قوای فکری و عاطفی در آنان جلوگیری می‌کند، بروز علائم آسیب شناسی روانی از قبیل اضطراب و افسردگی است. از مهمترین موانع سازگاری کودکان با محیط های اجتماعی از قبیل مدرسه و همسالان، علائم اضطراب و افسردگی می‌باشد. در سی سال گذشته به علائم آسیب شناسی روانی کودک به عنوان یک مسئله خیلی مهم و مورد علاقه توجه شده‌است و پژوهش‌های گسترده‌ای در جهت درک این پدیده، عوامل موثر بر آن و مداخلات مفید برای کاهش آن انجام شده است (کویدمیر و دمیر[۲]،۲۰۰۸). علائم اضطراب و افسردگی از مشکلاتی هستند که کودکان زیادی از آن رنج می‌برند و به مشکلاتی از قبیل افت تحصیلی و ناتوانی در استفاده از توانایی‌های بالقوه کودک منجر می‌شوند (منتظرغیب و قدسی،۱۳۸۸).
با توجه به آثار نامطلوب اضطراب و افسردگی بر جنبه‌های مختلف سلامت  و رشد روانی کودکان، بررسی مداخلات تاثیر گذار بر این متغیرها از اهمیت بسزایی برخوردار است. لذا محقق در تحقیق حاضر بر آن شد تا به بررسی و مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازی‌درمانی کودک محور بر  علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان ‌دبستانی و خودکارآمدی والدین آنها بپردازد. 
۱-۲. بیان مسئله
از دیدگاه بسیاری از پایه‌گذاران علم روانشناسی، دوران کودکی، دوران سرنوشت سازی است که نحوه گذران آن، تعیین‌کننده چگونگی زندگی بزرگ‌سالی بشر است. بااین‌وجود تا چندی پیش به مشکلات روان‌شناختی کودکان اهمیت لازم داده نمی‌شد و مباحث آسیب‌شناسی روانی بیشتر حول محور بزرگ‌سالان قدم برمی‌داشت؛ اما امروزه ثابت شده است که در دوران کودکی نیز انسان استعداد زیادی برای ابتلا به انواع بیماری‌های روانی دارد. یکی از مشکلات روان‌شناختی گریبان‌گیر کودکان، اضطراب[۳] است. اضطراب یکی از شایع‌ترین اختلالات در میان کودکان است (لوبی[۴]،۲۰۱۳).
در دوره‌هایی از رشد تقریباً همه کودکان وقتی از مراقبان اصلی خود دور می‌شوند و یا در محیطی جدید و ناآشنا قرار می‌گیرند، اضطراب را تجربه می‌کنند. در حقیقت بروز گونه‌های خاصی از اضطراب، مانند اضطراب جدایی در سال‌های نوپایی کودک (۱۸ تا ۲۴ ماهگی) از دیدگاه رشدی امری عادی است؛ نوپایان اغلب در لحظه‌های جدایی از والدین گریه می‌کنند، به آن‌ها می‌چسبند و قشقرق راه می‌اندازد (عباسی و همکاران،۱۳۸۹)؛ اما علائم اضطراب در برخی کودکان در مراحل بعدی رشدی به‌صورت نابهنجار ادامه می‌یابد و عملکرد روانی- اجتماعی آن‌ها را مختل می‌کند. در چنین مواقعی باید علائم را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد و آن‌ها را در طبقات تشخیصی اختلالات اضطرابی گنجاند (انجمن روان‌پزشکی امریکا[۵]، ۲۰۱۳).
اضطراب در کودکان حالتی است که با احساس وحشت مشخص می‌شود و با علائم جسمی که بیانگر افزایش فعالیت دستگاه عصبی خودمختار است، همراه است. اضطراب بر عملکرد جسمانی و شناختی اثرگذار است و موجب تحریف‌های ادراکی می‌شود (سادوک و سادوک،۱۳۹۱). اضطراب معمولاً به‌عنوان احساس پراکنده و مبهم و نامطبوع ترس و تشویش تعریف  می‌شود. کودک مضطرب خصوصاً در مورد خطرات ناشناخته بسیار نگران است و ترکیبی از این علائم را نشان می‌دهد: طپش قلب، تنگی نفس، شب‌ادراری، جویدن ناخن، اسهال، بی‌اشتهایی‌، سستی، سرگیجه، تعریق، بی‌خوابی، تکرار ادرار و لرزش بدنی (رومر و اورسیلو،۲۰۰۲ ). اضطراب یک حالت خلقی منفی است که با علائم جسمی مانند تنش عضلانی و اندیشناکی[۶] نسبت به آینده مشخص می‌شود (بارلو، ۲۰۰۷). اضطراب یک علامت هشداردهنده است که خبر از خطری قریب‌الوقوع می‌دهد و شخص را برای مقابله آماده می‌سازد. ترس که یک علامت هشداردهنده مشابه است، از اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک می‌شود: ترس واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی و از نظر منشأ بدون تعارض است، اما اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشأ همراه با تعارض است (سادوک و سادوک، ۱۳۹۰).
تحقیقاتی که در زمینه اضطراب کودکان انجام شده است، نرخ شیوع این اختلال در کودکی را ۵/۱۳ درصد گزارش نموده‌اند (سادوک و سادوک،۱۳۹۱). پژوهش‌های مرتبط با علائم اضطراب کودکان در دو مسیر به انجام رسیده‌اند. یک دسته از این پژوهش‌ها به بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری اضطراب کودکان پرداخته‌اند و دسته دیگر تأثیرات علائم اضطرابی را بر رشد روانی- اجتماعی کودکان موردتوجه قرار داده‌اند. پژوهش­هایی که به بررسی عوامل تأثیرگذار در ایجاد علائم اضطرابی کودکان پرداخته­اند، از یک‌سو این اختلال­ها را نوعی واکنش کودک نسبت به نابسامانی­های خانوادگی دانسته­اند (شنیدر[۷] و همکاران، ۲۰۱۱) و از سوی دیگر، به محرک­های محیطی نامناسب مانند عدم پذیرش کودک، عدم محبت و حمایت کافی از طرف والدین، افراط در محبت، نابسامانی در خانواده، عدم مراقبت و دلسوزی­های مادر، دلبستگی ناایمن در دوران کودکی و استرس والدین نسبت داده‌اند (پاندینا[۸]، بیلدر[۹] و کیت[۱۰]، ۲۰۰۷). همچنین، نبود تعامل مناسب بین کودک و والدین، محرومیت هیجانی در دوران کودکی، نبود تکیه­گاهی که نیازهای مراقبتی و رشدی کودک را برآورده سازد، والدین غیر پاسخگو، اعتماد کم و فاصله زیاد بین والدین و فرزند، نبود همدردی مشترک در مسائل استرس­زا، در سوق دادن کودکان به سمت علائم اضطراب از نقش تعیین کننده و انکارناپذیری برخوردارند (پری[۱۱]، ۲۰۰۷).
تحقیقاتی که به بررسی تأثیرات اضطراب بر رشد روانی- اجتماعی کودکان پرداخته‌‌اند، حاکی از این هستند که اضطراب نه‌تنها در زمان بروز باعث ایجاد مشکلاتی در تجربه استقلال کودک در محیط‌های بازی و تحصیلی می‌گردد، بلکه شکل‌گیری مهارت‌های اجتماعی که اساس پیشرفت تحصیلی و شغلی او در آینده هستند را با مانع مواجه می‌سازد. این تحقیقات نشان داده است که کودکان مبتلا به اضطراب در بزرگ‌سالی نسبت به کودکانی که اضطراب را نشان نداده‌اند، وضعیت روان‌شناختی نامناسب‌تری دارند و بیماری‌های روانی بیشتری را گزارش می‌کنند (پترسون و کارتر[۱۲]،۲۰۰۷؛ نقل از کندال،۲۰۱۳).
بخشی از مطالعاتی که در رابطه با تأثیرات بلندمدت اضطراب کودکان انجام شده است، نشان داده‌اند که تجربه اضطراب در دوره کودکی، مشکلاتی را برای افراد ایجاد می‌کند که علاوه بر ناراحتی‌های شخصی، ممکن است بر چگونگی پیشرفت تحصیلی و اجتماعی آن‌ها در دوره نوجوانی و بزرگ‌سالی نیز، تأثیرات منفی داشته‌ باشد (فینوکان و مرکر،۲۰۰۶). از سوی دیگر، تحقیقات طولی مختلف حاکی از این است ک