سایت مرجع دانلود پایان نامه -پشتیبانی 09199970560

پایان نامه کارشناسی درباره بررسی اقتباس فیلم های سینمایی از ادبیات

ارسال شده در متفرقه

در این پست می توانید متن کامل پایان نامه کارشناسی درباره بررسی اقتباس فیلم های سینمایی از ادبیات را  با فرمت ورد word دانلود نمائید:

 مقدمه

 بدترين سوء تفاهم ها در زمينة زيباشناسي سينما، يا نقد و ارزيابي يك فيلم از آن جا ناشي مي‌شود كه برخي مي پندارند كه زبان مدوني براي هنر سينما در كار است كه برپاية دستورات آن مي توان ميزان وفاداري يا كجروي يك فيلم را نسبت به اين زبان بررسي كرد و در نتيجه به قوت و ضعف، يا ارزش و بي ارزشي آن پي برد. در اين جور موارد، معمولاً شخص گوينده يا نويسنده خودش واضع چنين قوانيني است و اگر خيلي فروتن باشد، خويشتن را پيرو تئوري جا افتاده اي مي نماياند و به واسطة احكام آن تئوري درصدد توجيه برداشت ها و نظرات كاملاً شخصي خويش برمي‌آيد.

به راستي هر فيلم مهمي دريچه اي تازه به امكانات بياني هنر سينما مي گشايد. همچنان كه هر اثر مهم و تازه اي در هر شكل هنري ديگري – از رمان گرفته تا موسيقي و نقاشي- كاركرد همانندي دارد. هنر سينما تا پيش از پازوليني، تاركوفسكي، كوروساوا، هيچكاك، فورد، كازان و هر بزرگمرد ديگري، همان نبوده و همان غنايي را نداشته كه اين بزرگان به آن بخشيده اند. با معيارهاي بياني سينماي هيچكاك نمي توان به عظمت فيلم هاي تار كوفسكي پي برد و رازهاي آييني فيلم هاي پازوليني توضيح دهندة زيبايي سينماي هيچكاك و كازان نيست. شايد حتي هيچ گونه سنخيتي ميان آثار اين بزرگان وجود نداشته باشد و با اين حال، به واسطة هيچكدام نمي توان اهميت ديگري را انكار كرد. پلان- سكانس هاي يانچو، آنتونيوني و تار كوفسكي شگفت انگيزند و زيبايي هنري آن ها به حدي است كه تماشاگر را از توجه به مهارت فني- اجرايي شان غافل مي‌كند ولي اين نكته نه اهميت تقطيع پلان ها را در سينماي هيچكاك مي‌تواند توضيح بدهد و نه آن را بي اعتبار مي سازد.

  • برآورده هاي گوناگون مي گويند كه يك چهارم تا يك پنجم فيلم هاي سينمايي، اقتباس هايي از ادبيات هستند. اين به آن معنا نيست كه رابطة ميان سينما و ادبيات يك سويه است: بسياري از محققان، جنبه هاي سينمايي خيلي از آثار داستاني و شعري معاصر، ازجمله «آمريكا» نوشتة دوس پاسوس، «يوليسس» جيمز جويس، و «آواز عاشقانة جي.آلفرد پروفراك» سروده اليوت، را آشكار كرده‌اند. ريشه ارتباط ميان اين دو رسانه را ميتوان دردوران كودكي سينما بازجست. ژرژمه ليس درآغاز قرن ازمنابع ادبي به عنوان زمينه براي چندين فيلم خود استفاده كرده گريفيث مدعي بود كه بسياري از نوآوري هاي سينمايي اش را مستقيما از صفحات رمان هاي ديكنز برگرفته است.

ايزنشتين درمقاله «ديكنز، گريفيث، و سينماي امروز» نشان مي‌دهد كه داستان هاي ديكنز چگونه شماري از تكنيك ها، ازجمله معادل هايي براي فيد، ديزالو، كمپوزيسيون تصويري، تقسيم تصوير به نماها، لنزهاي تغيير شكل دهنده خاص، و – ازهمه مهمتر- مفهوم مونتاژ موازي را به گريفيث الهام داده است. ايزنشتين تا آن جا پيش مي رود كه فصل بيست و يكم رمان «اليور تويست» را فيلمنامه دكوپاژ شده اي آماده فيلمبرداري جلوه مي‌دهد تا از اين راه، حساسيت «سينمايي» ديكنز را نمايان كند.

بيشتر محققان تا همين اواخر اين اعتقاد ضمني را داشتند كه ادبيات به دليل گستره وسيعترش، و قابليت پرداختن اش هم به دنياي عيني و هم به انديشه هاي انتزاعي، برترين شكل هنري است. همگان، عموماً درباره سينما، كه زيبايي شناسي اش مبتني بر عكسبرداريست، چنين انديشيده اند كه كاركرد اين هنر محدود به پرداخت ازدنياي عيني مي شود. حال آن كه مساله پيچيده تر از اين حرفهاست. رسانه هاي گوناگون مقتضي حال و حس هاي گوناگون، و تأمين كننده نيازهاي گوناگوني هستند. ادعاي برتري يك هنر بر هنري ديگر، سخن نامربوطي است، مگر اين كه مقايسه ما محدود به مسايل و تكنيك هاي مشابه باشد. نقاشي سقف كليساي سيستين كار ميكل آنژ و سمفوني شماره چهل اثر موتزارت هردو شاهكاراند، ولي مقتضيات و شيوه هاي القايي آن ها به سادگي قابل مقايسه نيستند. اگر چه سينما و ادبيات و جوه مشترك افزونتري دارند، برخي تفاوت هاي بينادين ميان شان هست كه بعضي به سود ادبيات، و بعضي ديگر به سود هنر سينماست.

دلالت هاي ادبي و مونتاژ

به عقيده بيشتر صاحبنظران، انعطاف پذيري كنايه ادبي- زبان مجازي –مهم ترين امتياز شعر و داستان نسبت به سينماست . يك اديب با استفاده از ايماژها، تشبيه ها ، استعاره ها، و نمادها، مي تواند اشياء و انديشه ها (عينيت و انتزاع) را با تنوع كم و بيش بي كرانه اي با هم تركيب كند. براي مثال، بيشتر تشبيهات و استعاره ها مبتني بر مقايسه شرايط يا كيفيتي انتزاعي با يك شيئي مادي اند، همچنان كه دراين جمله مشهور از «برنز» مشهود است : «عشق من مانند يك رز، رز سرخ است، كه به تازگي درماه ژوئن شكفته است». دروهله نخست، تصور ما محدود به تصوير عيني گل رز است كه براي تبيين و تشديد «مقوله انتزاعي» يعني «عشق» به كار گرفته شده است.

تصوير«برنز» واضح و راستين است اما تصوير سينمايي داراي وضوح بيشتر است. ازهمه چيز گذشته، خود اصطلاح «تصويرپردازي» («صنايع بديعي» درادبيات) وقتي به ادبيات مربوط باشد جنبه استعاري مي يابد: به اين معنا كه كلمه «رز» يك نشانه صرف است- مانند حرف «X» كه اشاره به يك شيئي عيني دارد. ولي تصوير عكاسي يك گل رز صريحتر است، يك «نشانه تصوير» است. واژه «رز» اگر چه به طور نسبي عيني است، مفهوم كلي «رز بودن» را تداعي مي‌كند تا يك گل رز مشخص را. سخن كوتاه، خواننده بايد «تصوير» ادبي را درذهن خود مجسم كند. واژه درحكم واسطه اي ميان مشاهده كننده و شيئي است. از آن جا كه «واژه –تصوير» به اندازه يك تصوير سينمايي صريح نيست، ميتواند حاكي از ايهام هايي باشد كه دريك عكس شايد باشد، شايد هم نباشد. اما تصوير سينمايي به دليل صراحتش، واضح تر و بي واسطه تر است. بنابراين، هر رسانه اي نقاط ضعف و قوت معيني دارد. ولي درهر حال و به طور كلي ميتوان گفت ادبياتي راكه شديداً تصويري و توصيفي است با آسودگي نسبي مي شود به فيلم در آورد.

پودو فيكن نخستين فيلمسازي بود كه نگره اي خودآگاهانه از استعاره سينمايي را تدوين كرد. او احساس كرد كه نمادهاي پيوند يافته يك سكانس تدوين شده ميتواند معادل سينمايي كنايه هاي ادبي باشد. برپايه نگره او، نماي دو دلداده كه به نماي گل رزي پيوند بخورد تشبيه «برنز» را به بيان سينمايي توليد مي‌كند. البته چنين پيوندي رايج ترين نوع تدوين كنايي درسينماست ولي متاسفانه درمقايسه با انعطاف
كنايه هاي ادبي بسيار محدود است. ولي اين شيوه پيوند دردست هاي يك فيلمساز خلاق مي تواند بسيار موثر باشد. براي مثال درسايه يك شك، هيچكاك واكنش پرسوناژي را نسبت به يك خبر تكان دهنده، از راه تدوين استعاري القا مي‌كند. آدم خبيث و با نزاكت فيلم (جوزف كاتن) مي خواهد خوردن صبحانه اش را شروع كند؛ هنگامي كه خبر را به او مي رسانند، هيچكاك به نماي درشتي از تخم مرغي كات مي‌كند كه كاردي واردش مي شود، هيچكاك با نشان دادن زرده اي كه تراوش مي‌كند، به گونه اي طنز آميز احساس ناگهاني وحشت و آسيب پذيري مرد جنايتكار را مي رساند.

در پيشخدمت جوزف لوزي نيز، شهوانيت نهفته دريك سكانس ازراه پيوند نماهاي زن سكسي وسوسه گر، مرد جوان خاموش ولي تحريك شده، و شير آشپزخانه كه ازش آب مي چكد، القا مي‌كند. هماهنگ با تشديد حس صحنه، صداي چكيدن قطره هاي آب بلندتر مي شود. برش متقاطع (Cross cutting) به تنش اين صحنه شكل مي‌دهد تا لحظه اي كه ديگر، كم و بيش، تحمل ناپذير مي شود. ناگهان مرد جوان به سوي ظرف شويي مي رود و با هيجاني عصبي مي كوشد تا با سفت كردن شير، چكيدن آب را متوقف كند. اين حركت استعاري، نمايانگر تلاش ذهني (دروني) او به قصد «سركوب» احساسات جنسي برانگيخته اش است. سينما درمقام هنر پيوند، قادر است تا استعاره هايي از اين گونه را با سهولت قابل توجهي توليد كند.

ولي استعاره هاي ادبي معمولاً پيچيده تر از تشبيه ساده «برنز»، و پيوندهاي همبسته پودوفكين هستند. ايزنشتين اين نكته را دريافت و كوشيد تا به كاربرد استعاره درسينما توسعه ببخشد. اختلاف نظر اساسي او با پودوفكين درمنابع مقايسه يا تشبيه بود. ايزنشتين برآن بود كه لازم نيست تا استعاره هاي سينمايي را از صحنه موجود درفيلم اخذ كنيم. او معتقد بود كه همانند كنايه هاي ادبي، مي توان همه گونه مقايسه تشبيهي، بدون توجه به منبع آن، را درفيلم آورد. يكي از مشهورترين كنايه هاي بي زمينه ايزنشتين درفيلم اكتبر او روي مي دهد؛ او براي به مسخره گرفتن وحشت و هيجان سياستمداري ضد انقلابي، نماهايي از يك «دسته اركسترآسماني» چنگ نواز را بانماهايي از او درحال سخنراني، اينتركات (برش متقاطع) مي‌كند. رديف چنگ نوازان موطلايي زيبا از«ناكجا» آمده است، بدين معنا كه آن ها را درمحل مربوطه (يك تالار سخنراني) نمي توان يافت، و ارايه آن ها صرفاً به دلايل استعاري بوده است.

ايزنشتين فكر مي كرد كه تدوين كنايي را فراتر از اين هم مي توان برد. او در مقاله اي با عنوان «اصول سينمايي و ايدئوگرام (انديشه نگاري)» توضيح مي‌دهد كه ايدئوگرام چيني چگونه درآغاز به عنوان زباني تصويري شروع شد و رفته رفته قادر شد باالحاق دو نقش گرافيك تاحد بازتاب واژه هاي انتزاعي بگسترد. مثلاً، نقش تصويري «قلب» هنگامي كه به نقش «چاقو» بپيوندد، مي تواند واژه انتزاعي «رنج» را توليد كند. ايزنشتين اعتقاد داشت كه تدوين كنايي بايد كاركرد همانندي داشته باشد . نگره او، از آن جا كه مابه چنين راه و رسم سينمايي ويژه اي عادت نكرده ايم، دور از ذهن به نظر مي رسد. درحيطه ادبيات، «اسب آهنين» براي اكثر ما استعاره قابل قبولي براي قطار است، زيرا اين اصطلاح برايمان آشناست. ولي براي ناآشنايان با شعر انگلو-ساكسون، استعاره تكان دهنده «خانه استخوان» (براي تن آدمي) نيز بايد دور از ذهن باشد. بسياري ازمردم چنين نوآوري هايي را، آن گاه كه براي نخستين بار ارايه مي شوند، مشكوك و متظاهرانه قلمداد مي‌كنند و بي اعتنايي نشان مي دهند، همان گونه كه خيلي از اولين خوانندگان اليوت، نخستين اشعار او را «اوهام متافيزيكي» مشكوكي دانستند و از آن ها برآشفته شدند. برخي فيلمسازان به پيروي از نمونه گدار و ديگر فيلمسازان موج نو، ازاواخر دهه 1950 آغاز به استفاده از روش تدوين كنايي ايزنشتين بااستمرار بيشتري كردند. چيزي كه چنين آزمون هايي را تسهيل مي كرد اين واقعيت بودكه طرح داستاني دربسياري از فيلم هاي اين دوره نقش فرعي پيدا كرده بود. اين فيلسمازان فارغ از نرمش ناپذيري ساختارهاي روايتي درخود تنيده و داستانگويي قراردادي، ازآزادي بيشتري براي توسعه دادن به انديشه ها به شيوه اي استعاري، و بدون توجه به صحنه و قواعد خشك منطقي، برخوردار شده بودند.

حتي فيلم هاي همه پسند هم آغاز به كاربرد تدوين كنايي به گونه موفقيت آميزي كردند. استنلي كوبريك اديسه فضايي سال 2001 را درقالب سه اپيزود موازي بنا مي‌كند كه هريك از آنها، جهش عظيمي درشعور انساني را نمايشگر مي سازد. بخش نخست به ميمون هايي مي پردازد كه پيشگام كشف اين نكته اند كه ازتكه استخوان هاي بزرگ مي توان به عنوان سلاح استفاده كرد(در اساس، به عنوان «ماشين هاي بدوي»).

درپايان بخش اول، رهبر ميمون ها استخواني را به هوا پرتاب مي كند، هماهنگ باهوا- پيمايي استخوان، كوبريك به نمايي از يك كشتي فضاپيما «مچ كات» match cut به تصويري متناظر با تصوير پيشين مي‌كند، اين كشتي شبيه به همان تكه استخوان است، و به آسودگي و آرامي دل فضا را مي شكافد و پيش مي رود. اكنون سال 2001 است و ماشين بدوي ميمون ها به مكانيسم بغرنج خيال انگيزي «تطور» پيدا كرده است.

بخش سوم فيلم ما را به «فراسوي مشتري» مي برد، جايي كه بعد چهارم، تصور ما از پيوستار زماني/مكاني رابه هم مي ريزد. مرد فضانورد را مي بينيم كه همچون يك زنداني و يا گونه اي موضوع علمي، نشان داده مي شود. او درآزمايشگاهي جانور شناختي به سر مي برد كه به سبك دروان لويي چهارده تزئين شده است (قرينه اي كنايه آميز از كاري كه درباغ وحش ها براي «احساس درخانه بودن» حيوانات مي‌كنند. اين قهرمان جلو چشم هاي ما شروع به پيرشدن مي كند، و درحالي كه دراتاقي دارد غذا مي خورد، خودش را درحال مردن دراتاقي ديگر مشاهده مي‌كند. سرانجام، به نظر مي رسد كه مونوليت (ستون سنگي يك پارچه و به شدت صيقل يافته) اسرارآميزي، كه درفيلم به مثابه شكل برتري از شعور مطرح است، به جسد او توجه پيدا كرده. آخرين تصويرهاي فيلم درفضاي كيهاني، سياره تازه اي، گونه اي زهدان را نمايانگر مي سازد. دربطن زهدان جنيني است كه شباهت به مرد فضانورد دارد.

كوبريك پيچيدگي استعاره هايش را با پيچيدي هر يك از تمدن ها هماهنگ كرده است. تشبيه تكه استخوان ران به سفينه فضايي، قرينه سازي بيش و كم ساده ايست . ازبرخي جهات، قرينه سازي ميان گونه اي از شعور با گونه اي ديگر، پيوند به شيوه پودوفكين است: و معناي آن از اين قرار است كه شگفتي هاي علمي سفينه فضاپيما نتيجه رشد منطقي نخستين «ماشين» آدمي، يعني تكه استخوان، درحقيقت كنايه اي ايزنشتيني است كه واقعاً به اندازه نمونه هاي ادبي، فريبنده و تشهبيهي غني و چند پلوست.

شكي نيست كه اين فيلسمازان آينده اند كه تدوين كنايي را بايد بسط بدهندو مكاشفه هاي تازه اي دراين عرصه به عمل آورند. ولي درچشم انداز كنوني، گونه هايي از استعاره هاي ادبي وجود دارند كه به نظر مي رسد فراتر از قابليت هاي سينماي استعاري اند. بعيد است كه بتوان برخي قطعه هاي ادبي را از راه مونتاژ القا كرد ونيز قطعه هاي ديگري را مي توان فيلمبرداري كرد ولي تماشاگران، خيلي به دشواري خواهند توانست كه معناي آن را دريابند. واژه ها را با منطق عاطفي قوي تري مي توان به هم پيوند داد و ادبيات نسبت به معادل هاي سينمايي تدوين، از آزادي بسيار بيستري بهره مند است. ولي تدوين فقط گونه اي از كنايه سينمايي است و الزاماً مهم ترين آن ها هم نيست. درحالي كه روشن است كه سينما نمي تواند ازهمه شگردهاي ادبيات سود ببرند . ولي بخش عمده اي از آنها درسينما قابل استفاده است . افزون بر اين، سينما، بيش و كم، ميتواند از تمامي شيوه هاي بياني نقاشي، عكاسي، موسيقي، بيشتر شيوه هاي تئاتري، و به ميزان قابل توجهي ازهنر رقص، بهره بجويد. براستي كه شمار بسيار زيادي از تكنيك هاي گوناگون سينمايي را مي توان برشمرد كه هيچ گونه معادل ادبي ندارند.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

از لینک زیر می توانید دانلود کنید :

فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.

برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید

 دانلود متن کامل پایان نامه کارشناسی درباره بررسی اقتباس فیلم های سینمایی از ادبیات

 

مطالب مشابه را هم ببینید

141985615752731

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه ، تحقیق ، پروژه و مقالات دانشگاهی در رشته های مختلف است. مطالب مشابه را هم ببینید یا اینکه برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید فروش آرشیو پایان نامه روی دی وی دی

aca@

academicbooks@

دانلود متن کامل پایان نامه درباره خورشید
دانلود کامل پایان نامه کارشناسی با موضوع ايجاد حفاظ در برابر مواد راديواكتيو
پایان نامه ارشد:تعيين شيوع تنگي متائوس و عوارض آن بر كليه ها و مجاري ادراري در شيرخوران و كودكان مرا...
پایان نامه ارشد:تبليغات در اينترنت
پایان نامه ارشد:بررسي تأثير آموزش پيش‏دبستاني بر يادگيري مهارتهاي رواني ـ حركتي و سازگاري اجتماعي دا...