سایت مرجع دانلود پایان نامه -پشتیبانی 09361998026

پایان نامه هوش هیجانی- تعریف هوش هیجانی :

ارسال شده در سایت پایان نامه

پایان نامه ارشد رشته روان شناسی:

 تعریف هوش هیجانی :

هوش هیجانی نیز گسترده وسیع تری از هوش اجتماعی را در بر می گیرد که شامل منطق بروز هیجانات در اشخاص و ارتباطات اجتماعی آنان با یکدیگر است . از آنجا که هیجانها ؛ امری درونی بوده ، برای تکامل شخصی ضروری هستند ،آنها قادرند همگام با مصالح اجتماعی رشد یابند و یا در تناقض با آن باشند . بنابراین هوش اجتماعی زمینه ساز هوش هیجانی است. هوش هیجانی هم مانند هوش تعریف خاصی ندارد و در تعریف آن از ابعاد و کارکردهای آن ، استفاده می شو د .هوش هیجانی باید به هر حال ترکیب دو حالت از سه حالت ذهن یعنی شناخت و عاطفه یا هوش و هیجان باشد.دو روان شناس معروف (پیتر سالووی و جان مایر ،1997) هوش هیجانی را اینگونه تعریف کرده اند :هوش هیجانی توانایی درک هیجانات و عواطف به منظور دست یابی و ایجاد هیجاناتی است تا ضمن کمک به تفکر بهتر، بتواند به شناخت هیجانات و عواطف بپردازد.ضمنا هماهنگی لازم میان عواطف و احساسات برای ارتقاءعاطفی و هوشی را فراهم آورد.هوش هیجانی شامل چهار محدوده است که عبارتند از :

1-تشخیص هیجانات :توانایی شناخت چگونگی احساسات خودمان و آنهایی که در اطرافمان هستند.

2-استفاده از هیجانات :توانایی ایجاد یک هیجان وسپس دلایلی که منجر به شکل گیری این هیجان شده است .

3-درک و فهم هیجانات :توانایی درک و شناخت هیجانات پیچیده و سلسله های هیجانی و اینکه چگونه هیجانات و عواطف از یک حالت به حالت دیگر در می آیند.

4-مدیریت کردن هیجانات :توانایی مدیریت هیجانات خود ودیگران را فراهم می سازد.مهم است بدانیم هوش هیجانی هیچگاه متضاد هوش عمومی نیست یا برتری عقل بر عاطفه محسوب نمی شود بلکه مکمل یکدیگرند.هوش هیجانی ترکیب عاطفه با شناخت،هیجان با هوش است.  (آقایار و شریفی درامدی،1385. 37-36)

دانیل گلمن (1995) نیز در کتاب خود یک سری اطلاعات جالب در مورد مغز ، احساسات و رفتار جمع اوری کرده   و هوش هیجانی را چنین توصیف می کند : نوعی دیگر از هوش که مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است و به توانایی اداره مطلوب خلق و خوی [1] و کنترل تکانش ها اطلاق می گردد . هوش هیجانی عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف ، در شخص ایجاد انگیزه و امید می کند . داشتن مهارت اجتماعی یعنی خوب تا کردن با مردم و کنترل هیجان های خویشتن در رابطه با دیگران و توانایی تشویق و هدایت آنها ……( به نقل از آقا جانی پور، 1386)

در برخورد گلمن با تعریف ارائه شده توسط مایر و سالووی ، طبق دیدگاه گلمن هوش هیجانی پنج حوزه ای شد : « شناختن هیجانات خود ، اداره کردن هیجانات ، برانگیختن خود ، تشخیص هیجانات در دیگران و کنترل روابط »

بار – آن نیز هوش عاطفی را به این صورت تعریف می نماید : هوش عاطفی ، توانایی های یک شخص را در سر و کار داشتن با چالش های محیطی منعکس می کند و موفقیت های یک فرد در زندگی را پیش بینی می کند که در بر گیرنده پی گیری های حرفه ای و شخصی او است .نگاهی به تعاریف متعدد هوش هیجانی دو خط نظری کلی را در این زمینه نشان می دهد : یکی دیدگاه اولیه از هوش هیجانی است که آن را به عنوان نوعی از هوش تعریف می کند که هیجان و عاطفه را نیز در بر می گیرد که نظریه مایر و سالووی بیانگر این دیدگاه است . دوم دیدگاه مختلط که هوش هیجانی را با سایر تواناییها و ویژگی های شخصیتی نظیر انگیزش ترکیب می کند که از نظر تعریف مطرح در این دیدگاه می توان به تعاریف گلمن و بار-آن از هوش هیجانی اشاره کرد . با توجه به تعاریف ارائه شده توسط صاحبنظران ، هوش هیجانی را می توان بکارگیری قابلیت عاطفی هیجانی و عاطفی خود و دیگران در رفتار فردی و گروهی ، برای کسب حداکثر نتایج با حداکثر رضایت می توان تعریف کرد. (کیاروچی و همکاران ،ترجمه نجفی زند ، 1385 )

مبانی نظری هوش هیجانی : نظریه های هوش هیجانی به دو دسته عمده 1 – نظریه های توانایی [2] و 2 – نظریه های ترکیبی [3]تقسیم می شوند .

1- مدل توانایی (پردازش اطلاعات ) : این نظریه هوش هیجانی را توانایی شناسایی یا ورود اطلاعات و پردازش آنها از طریق دستکاری فوری نمادها تعریف کرده اند . مایر و سالووی (2000) تعریف باریک بینانه ای از هوش هیجانی را بیان نموده اند و آن را توانایی دریافت اطلاعات هیجانی از محرک های دیداری و شنیداری تعریف کرده اند. ( برندک ، 1383)

1-1  مدل مایر و سالووی : این تعبیر که هیجانها نوعی اطلاعات هستند ، کمک کرد تا در سال 1990 مفهومی کاملاً پر و بال گرفته از هوش هیجانی ظاهر شود . پیتر سالووی و جان مایر اولین کسانی بودند که این اصطلاح را بکار برند . مدل هوش هیجانی مایر و سالووی یک رویکرد مبتنی بر هوش و توانایی مدار است. از دیدگاه آنها هوش هیجانی اشاره به یک دسته توانایی هایی دارد که در پردازش اطلاعات هیجانی بکار می رود . نظریه توانایی مایر و سالووی هوش هیجانی را به چهار زمینه تقسیم می کند :

زمینه اول : توانایی ادراک و ابراز هیجانی [4]، مشتمل بر ارزیابی هیجانات در خود و دیگران را در بر می گیرد .

زمینه دوم : توانایی بهره گیری از هیجانات در آسان سازی تفکر [5]، از جمله ربط دادن دقیق هیجانات به سایر احساسات و استفاده از هیجانات برای ارتقاء اندیشه را شامل می شود .

زمینه سوم : فهم هیجانات ، تجزیه و تحلیل هیجانات به اجزاء  [6]، فهم احتمالی گذر از یک احساس به احساس دیگر و فهم احساسات پیچیده در موقعیت های اجتماعی را در بر می گیرد . سر انجام زمینه چهارم ، اداره هیجانات [7]توانایی مدیریت احساسات در خود و دیگران را شامل می شود ( کیاروچی و همکاران ، ترجمه نجفی زند ، 1385 )

2 ) مدلهای ترکیبی : دیدگاه ترکیبی ، هوش هیجانی را با شاخص های بین موقعیتی رفتار ، نظیر همدلی و جرات و خوش بینی مرتبط می داند . این نظریه ها هوش هیجانی را با سایر مهارتها و ویژگیهای مانند سرحالی ، انگیزش و توان برقراری ارتباط با دیگران می آمیزند و بر ایجاد انگیزه در خود ، مهار خود و مدیریت روابط اجتماعی تاکید دارند. مایر و همکاران  نظریه هایی مانند نظریه گلمن و بار –آن را در دو دسته نظریه های ترکیبی[8] هوش هیجانی جای می دهند (برندک ، 1383)

 

2-1 مدل بار – آن : هوش هیجانی توسط بار-آن به این صورت مطرح شده است : « مجموعه ای از مهارتها و استعدادها و توانایی های شناختی که ظرفیت خود را در مقابله با فشار ها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد ». وی هوش غیر شناختی را عامل مهمی در تعیین توانمندی های افراد برای کسب موفقیت در زندگی می داند و آن را با سلامت عاطفی در ارتباط مستقیم می داند .بار-آن مفهوم EQ را بیشتر در حوزه ویژگی های شخصیتی ، گسترش داده و آن را به پنج مولفه کلی ، تقسیم می نماید که عبارتند از :

1 – مولفه درون فردی شامل عوامل : خودآگاهی هیجانی ، جرات ورزی [9] ، حرمت نفس  [10]، خود شکوفایی ، استقلال عمل .

2 – مولفه های بین فردی : در بر گیرنده عوامل همدلی ، مسئولیت پذیری اجتماعی ، روابط بین فردی

3– توان سازگاری : شامل واقعیت آزمایی ، انعطاف پذیری و حل مسا له می باشد.

4– مدیریت استرس : تحمل تنش و کنترل تکانه را در بر می گیرد .

5 – خلق و خوی عمومی که عوامل خوش بینی و نشاط را شامل می شود .

از نظر بار-آن توصیف گسترده این مولفه ها به صورت زیر می باشد :

1 ) مولفه درون فردی : توانایی تشخیص را در اگاهی از هیجان ها و کنترل آن نشان می دهند و عوامل آن عبارتند از  :

  • خود آگاهی هیجانی : میزان آگاهی فرد از احساسات خویش و درک و فهم این احساسات می باشد .
  • جرات ورزی : توانایی ابراز احساسات ، باورها و دفاع از مهارت های سازنده بر سر حقوق خویش
  • حرمت نفس : توان آگاه بودن از ادراک خود و پذیرش و احترام به خود
  • خود شکوفایی : توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد و از آن لذت برد .
  • استقلال : توانایی هدایت افکار و اعمال خود و رها بودن از تمایلات هیجانی

2) مولفه بین فردی : توانایی تشخیص برای سازگاری با دیگران و مهارت های اجتماعی را بررسی می کند و عوامل آن عبارتند از  :

  • همدلی : توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش نهادن به آنها.
  • مسئولیت پذیری اجتماعی : توانایی معرفی خود به عنوان کسی که دارای حس مشترک موثر و سازنده در گروه است .
  • روابط بین فردی : توانایی ایجاد و حفظ روابط مطلوب متقابل به وسیله نزدیکی عاطفی ، صمیمیت و محبت کردن .

3) مولفه توان سازگاری : انعطاف پذیری [11] و توان حل مسئله و واقع گرایی شخص را مورد بررسی قرار داده و عوامل آن عبارتند از  :

  • واقع گرایی : توانایی سنجش هماهنگی بین آنچه به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که به طور واقعی وجود دارد .
  • حل مسئله : توانایی تشخیص مشکلات و خلق و کاربرد راه حل های موثر و بالقوه.
  • انعطاف پذیری : توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیتهای گوناگون
  • 4)مؤلفه مدیریت استرس [12]:توانایی تحمل و کنترل تنش ها را ارزیابی می کند.
  • تحمل تنش [13]:توان مقاومت در برابر رویدادهای فشار آور بدون جا زدن و رویارویی مثبت با موقعیت های تنش زا می باشد.
  • کنترل تکانه [14]:توانایی مقاومت در برابر تنش ها و کنترل هیجانات خود را بررسی می کند.

5 ) مولفه های خلق و خوی عمومی : نشاط و خوش بینی فرد را بررسی می کند .

  • نشاط [15] : توانایی احساس خوشبختی از زندگی خود ، احساس رضایت از خود و دیگران ، داشتن احساسات مثبت ، صریح و سر زنده بودن .
  • خوش بینی : توانایی نگاه زیرکانه به زندگی و تقویت نگرش های مثبت حتی در صورت وجود احساسات منفی و ناخوشایند .

مدل بار-آن بیشتر فرایند مدار است تا نتیجه مدار . به عبارت دیگر به استعداد و توانایی فرد بیش از فراورده ها و دستاوردهای او گرایش دارد . (جلالی ، 1381)

2 – 2مدل هوش هیجانی گلمن : به نظر گلمن ، هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی است ، هم بیرونی . عناصر درونی شامل میزان خود آگاهی ، خود انگاره ، احساس استقلال و ظرفیت ، خود شکوفایی و قاطعیت است . عناصر بیرونی شامل روابط بین فردی ، سهولت در همدلی و احساس مسئولیت می شود . همچنین هوش هیجانی شامل ظرفیت فرد برای قبول واقعیات ، انعطاف پذیری ، توانایی حل مشکلات هیجانی و توانایی مقابله با استرس و تکانه ها می شود ( گلمن 1998 ، به نقل از دهشیری ، 1383 )

گلمن (1995) هوش هیجانی را از هوش جدا کرده و معتقد است که هوش هیجانی امکان استفاده بهتر از هوشبهر را بوسیله خود کنترلی ، اشتیاق و پشتکار و خودانگیزی فراهم می سازد . وی معتقد است که هوش هیجانی نوع دیگری از هوشمندی است که به جای انکه به ما بگویند در طول تحصیل چه نمره ای گرفته اید بیشتر به این می پردازد که تا چه حد قادریم احساسات و ارتباطات خود را تحت کنترل داشته باشیم ( فریدمن و بلیس ،2005 319.-301)

زمینه های به روز شده مدل پنج بخشی از هوش هیجانی توسط گلمن در سال 1998 شامل :

1 – خود آگاهی [16] : شامل ویژگی هایی از قبیل آگاهی هیجانی و اعتماد به خود.

2 – خود تنظیمی [17] : مشتمل بر خود کنترلی ، قابلیت اطمینان و نوآوری[18]

3 – انگیزش یا خود انگیزی  [19]: شامل سائق پیشرفت ، ابتکار و خوش بینی [20]

4 – همدلی [21] : مشتمل بر صفاتی مانند فهمیدن دیگران و آگاهی سیاسی

5– مهارتهای اجتماعی [22]: شامل ویژگی های تاثیر گذاری ، مدیریت تعارض و قابلیت های تیمی را در بر می گیرد .(کیاروچی و همکاران ،ترجمه نجفی زند ،1385 )

از نظر گلمن ، سه مولفه درون فردی هستند ، یعنی برای سایرین نامرئی بوده و در درون فرد رخ می دهد و دو مولفه دیگر بین فردی بوده و به آنچه که بین ما و مردم اتفاق می افتد مربوط می شود و در رفتارها، قابل مشاهده است .یک فرد باید مهارتهای دورن فردی خوبی داشته باشد تا بتواند مهارتهای بین فردی خوبی را گسترش دهد . برای تشخیص نقش هر کدام از مولفه ها ، فرد نیاز دارد به اینکه از خود بپرسد اهمیت آنها در چیست ؟ و اگر در این مهارتها ضعیف باشد ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

گلمن از طریق توضیح هر کدام از این مولفه ها به این سوال چنین پاسخ می دهد که :

1 ) خود آگاهی :

ریشه و اساس سایر مولفه ها می باشد ، این مولفه به معنای درک عمیق هیجانات فردی می باشد . آگاه بودن از آنچه فرد در این لحظه احساس می کند : آیا خوشحال ، نگران ، یا هیجان زده است  و اینکه چگونه این احساسات روی خود فرد ، دیگران و عملکرد شغلی تاثیر می گذارد .گلمن  بر این باور است که خود آگاهی ، مهارتی بنیادی و ضروری برای این سه شایستگی است :

الف ) آگاهی هیجانی : تشخیص اینکه هیجانات ما چگونه عملکرد توانایی استفاده از ارزشهایمان را برای هدایت تصمیم گیری تحت تاثیر قرار می دهد ( تشخیص هیجانات خود و اثرات آنها )

افرادی که دارای این شایستگی هستند :

  • می دانند کدام هیجانات را احساس می کنند و چرا
  • ارتباط بین احساسات و افکار ، اعمال و گفته ها را تشخیص می دهند .
  • تشخیص می دهند که چگونه احساساتشان عملکرد آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.
  • یک آگاهی هدایت کننده در مورد ارزشها و هدفها دارند .

ب ) اعتماد به خود : شجاعتی که منشاء آن اطمینان به قابلیت ها ، ارزشها و اهداف است ( حسی قوی درباره قابلیت های خود و خود ارزشمندی )

افرادی که این شایستگی را دارا می باشند :

  • خود را با خود اطمینانی [23]جلوه گر می سازند – حس «حضور  [24]» دارند .
  • می توانند دیدگاههایی را که رایج نیستند به زبان بیاورند و خود را در معرض چیزی که درست است ، قرار دهند .
  • قاطع هستند، توانایی تصمیم گیری دقیق را علی رغم عدم قطعیت ها و فشارها دارند.

ج ) خود ارزیابی صحیح : احساس منصفانه ای از محدودیت ها و قدرت های تشخیصی دارند تصویر روشنی از اینکه در کجا نیازمند بهبود و توانایی یادگیری از تجربه هستند.

افرادی که این شایستگی را دارند :

  • از نقاط قوت و ضعف خود آگاه هستند .
  • از تجربه ها می آموزند.
  • با آغوش باز پسخوراندهای منصفانه را می پذیرند و پذیرای دیدگاه های جدید ، یادگیری مداوم و خود بهبودی هستند . ( گلمن1999، ترجمه ابراهیمی و جوینده ، 1383 )

 

2- خود تنظیمی ( خود کنترلی یا مدیریت خود )

تمناهای زیست شناختی ، محرک عواطف ما هستند و نمی توان آنها را کنار گذاشت ، اما می توان برای کنترل آنها کارهای زیادی انجام داد . خود نظمی که همانند گفتگوی درونی مستمر است ، موجب رهایی ما از احساسات خود می گردد . افرادی که در چنین گفتگویی درگیر هستند ، حالات روحی ناخوشایند و تمناهای عاطفی را کاملاً مانند دیگران تجربه می کنند ، اما روشهایی را برای کنترل و حتی هدایت آنها به مسیرهای مفید می یابند . این افراد هیجانی را انتخاب می کنند که می خواهند داشته باشند ولی قربانی هیجان پیش آمده نمی شوند (گلمن 2004 ،به نقل از دارایی ، 1383)

البته خود تنظیمی هیجانات به معنی سرکوب آنها نیست یا اینکه بخواهیم سد دفاعی مستحکمی در برابر احساستمان بسازیم ، بلکه به این مقوله می پردازد که ما قادر به انتخاب چگونگی ابراز احساستمان بوده و آنچه مهم است روش ابراز احساسات می باشد به گونه ای که هم جریان تفکر را تسهیل کرده و هم از انحراف آن جلوگیری نماید .خود تنظیمی برای مدیران اهمیت زیادی دارد ، زیرا قبل از همه افرادی که بر احساسات و تمناهای زیست شناختی خود کنترل دارند ، قادرند محیطی سرشار از اعتماد و انصاف را به وجود بیاورند . در چنین محیطی سیاست بازی و رقابت تنگاتنگ به طور چشمگیری کاهش می یابد و بهره وری بالا می رود ، افراد مستعد به سازمان وابسته می شوند و انگیزه ای برای ترک آن ندارد . خود نظمی یک اثر مسری هم دارد ، هیچ کس نمی خواهد در محیطی که رئیس سازمان در آن به آرامش معروف است ، به عنوان فردی عصبی شناخته شود . کمتر بودن حالات بد روحی مدیران ارشدسازمان، به معنی کمتر بودن این حالات در سرتاسر سازمان است . دیگر اینکه خود تنظیمی از نظر رقابتی اهمیت دارد . امروزه کسب و کار سرشار از ابهام و تغییر است ، افرادی که بر عواطف خود مسلط هستند می توانند با تغییرات سازگار شوند . همین طور که اقدامات جدید  به پیش می روند این افراد می توانند با آن حرکت کنند .

خود تنظیمی ، اداره کردن تکانه و احساسات پریشان کننده ، بستگی به همکاری مراکز هیجانی با مرکز اجرایی مغز در منطقه پیش پیشانی دارد . این دو مهارت اولیه یعنی اداره کردن تکانه ها و مدیریت پریشانی ها هسته و مرکز پنج شایستگی هیجانی هستند :

الف ) کنترل خود : مدیریت کردن هیجانات در هم گسیخته و تکانه ها به طور موثر . افرادی که دارای این شایستگی هستند :

  • به خوبی احساسات تکانشی و هیجانات پریشان کننده را اداره می کنند .
  • خونسرد و مثبت و راسخ باقی می مانند ، حتی در لحظات سعی و تلاش
  • تحت فشار متمرکز می مانند و به روشنی فکر می کنند .

ب ) قابل اعتماد بودن : نشان دادن صداقت و یکپارچگی  [25]

  • افرادی که دارای شایستگی قابل اعتماد بودن هستند :
  • به گونه ای اخلاقی عمل می کنند و کامل و بی سرزنش هستند .
  • از طریق قابل اعتماد بودن و بهتر بودن اعتماد سازی می کنند .
  • اشتباه خود را می پذیرند و با اعمال غیر اخلاقی دیگران مقابله می کنند .

ج ) وظیفه شناسی : قابل انکار بودن و پذیرش مسئولیت در انجام وظائف

افرادی که دارای شایستگی وظیفه شناسی هستند :

  • به تعهدات و قولهای خود عمل می کنند .
  • برای رسیدن به اهدافشان روی خود حساب می کنند .
  • در کارشان سازماندهی شده و با دقت هستند .

د ) انطباق پذیری [26] : انعطاف پذیر در تغییر و چالش ها

ه) نوآوری  [27]: آزاد بودن در برابر ایده ها و رویکردهای بدیع و اطلاعات نو .

افرادی که دارای شایستگی انطباق پذیری و نوآوری هستند :

  • با استفاده از منابع متعدد به دنبال ایده های تازه و نوین هستند .
  • به دنبال یافتن راه حلهای اصلی برای مشکلات هستند .
  • ایده های جدید بوجود می آورند .
  • دیدگاههای تازه را اختیار می کند و در تفکرات شان برای انطباق پذیری با افرادی که دارای شایستگی انطباق پذیری هستند قبول خطر می کنند .
  • در این مورد که رویدادها را چگونه بپندارند ، انعطاف پذیر هستند( گلمن 1999، ترجمه ابراهیمی و جوینده، 1383 ).

 

3 ) انگیزش:

توانایی اینکه فرد بتواند هیجانات خود را برای انجام فعالیت های مثبت به کار برده و اهداف خود را حتی در صورت مواجهه با مشکلات پیگیری نماید ، به معنی خود انگیزی می باشد . این مهارت در اختیار افرادی است که به هر کار و فعالیتی که به آنها محول شود علاقه مفرط داشته و به وسیله پاداش های بیرونی برانگیخته نمی شوند ، بلکه از درون برای موفقیت به حرکت واداشته می شوند . آنها برای رسیدن به اهدافشان پافشاری کرده و معمولاً در تکلیف مشکل نسبت به افراد دارای خود انگیزی کم ، موفقیت بیشتری کسب می کنند . اگر فقط یک ویژگی داشته باشد که تقریباً همه رهبران موثر از آن برخوردارند ، انگیزش است . رهبران برای نیل به موفقیت ، فراسوی انتظارات خود و هر کس دیگری برانگیخته می شوند . بسیاری از افراد از توانایی رهبری یا تمایل برای نیل به موفقیت برخوردارند به خاطر خود موفقیت برانگیخته می شوند ؛ اولین نشانه علاقه شدید به خود کار است . جالب توجه است که افراد با انگیزه بالا حتی وقتی نتایج بر علیه آنهاست خوش بینی خود را حفظ می کنند . در چنین مواردی خود نظمی همراه با انگیزه دستیابی به موفقیت بر نا امیدی و یاسی که بعد از یک شکست می آید غلبه می کنند ( گلمن ، 2004 ، به نقل از دارایی ، 1383)

گلمن معتقد است که شایستگی انگیزشی ، ایفا گران برجسته را مشخص میکند:

الف ) سایق پیشرفت [28] : تلاش برای بهبودی و رسیدن به یک استاندارد برتری.

افرادی که دارای شایستگی هستند :

  • نتیجه مدارند و دارای کشاننده ای بالا برای رسیدن به اهداف و استا نداردهای خود می باشند.
  • اهداف چالش آوری را تعیین می کنند و خطر پذیری را حساب شده اختیار می کنند . به دنبال اطلاعات هستند تا عدم قطعیت و اطمینان را کاهش دهند و راههایی برای بهتر انجام دادن پیدا کنند .
  • می آموزند که چگونه عملکرد خود را بهبود بخشند .

ب ) تعهد  [29]: پذیرفتن اهداف و دیدگاه های سازمان یا گروه و …..

افرادی که دارای این شایستگی هستند :

  • آماده ایثار گری در جهت رسیدن به اهداف وسیعتر سازمان هستند.
  • در ماموریت های بزرگتر احساس هدفمندی را پیدا می کنند .
  • از ارزشهای اصلی گروه برای تصمیم گیری و مشخص کردن انتخابها استفاده می کنند .

ج ) آغاز گری و خوش بینی [30] : این دو شایستگی افراد را برای استفاده از فرصتها به حرکت در می آورد و به آنها اجازه می دهند موانع را از سر را بردارند .

افرادی که دارای شایستگی آغازگری هستند :

  • آماده استفاده از فرصت ها هستند.
  • در تعقیب اهداف هستند که فراتر از آن چیزی است که از آنها انتظار می رود و یا خواسته شده است .
  • وقتی برای انجام کاری مصرباشند ، قوانین دست و پا گیر را در هم می نوردند .

افرادی که دارای شایستگی خوش بینی هستند :

  • برای رسیدن به اهداف ، علی رغم وجود موانع پافشاری می کنند .
  • فعالیت های خود را با امید به موفقیت آغاز می کنند ،نه ترس از شکست.
  • موانع را به عنوان امری قابل مدیریت می بینند نه یک جریان مشخص (همان منبع)

4– همدلی [31] یا هوشیاری اجتماعی :

این مولفه عبارت است از درک احساسات و جنبه های مختلف دیگران و به کار گیری یک واکنش مناسب در مورد افرادی که پیرامون ما قرار گرفته اند .( گلمن 1995 ، ترجمه پارسا ،1383 )

برای یک رهبر ، همدلی به معنای پذیرش عواطف و احساسات دیگران مانند عواطف خود و تلاش برای راضی و خشنود کردن همگان نمی باشد . بلکه همدلی به معنای از خود گذشتگی نسبت به احساسات کارکنان در فرآیند همدلی اتخاذ تصمیمات است ( گلمن  1999،ترجمه ابراهیمی و جوینده ، 1383 )

نکته کلیدی جهت افزایش همدلی ، توانایی گوش دادن دقیق در خود می باشد که نتیجه آن رسیدن به درک بهتری از احساسات طرف مقابل می باشد . تشخیص میزان همدلی افراد از طریق کلام ، کردار ، آهنگ و سکوت امکان پذیر است . گلمن معتقد است افرادی که توانایی درک احساسات دیگران را ندارند ، از لحاظ سنی ناشنوا [32] هستند .

گلمن در این رابطه معتقد است همدلی مهارت بنیادین برای تمام مهارتهای اجتماعی مهم در کار می باشد . این مهارتهای اجتماعی مهم عبارتند از :

الف ) فهم دیگران : حس کردن احساسات و دیدگاههای دیگران و نشان دادن اشتیاق به دل واپسی آنان  افرادی که دارای شایستگی فهم دیگران هستند :

  • به تشابه های هیجانی توجه دارند و به خوبی گوش می دهند.
  • حساسیت نشان می دهند و دیدگاههای دیگران را درک می کنند .
  • بر اساس فهم نیازهای دیگران و فهم احساستشان به آنها کمک می کنند .

ب ) جهت گیری خدمت رسانی : پیش بینی تشخیص و رسیدگی به نیازهای مشتریان.

  • افرادی که دارای شایستگی هستند :
  • نیازهای مشتریان را می فهمند و آن نیازها را با خدمات یا محصولات هماهنگ می کنند .
  • به دنبال راههایی هستند که رضایت و وفاداری مشتری را افزایش دهند .
  • با خوشحالی کمک های مناسبی ارائه می دهند .

ج ) توسعه بخشی دیگران : نیازهای پیشرفت و توسعه دیگران را حس کردن و تقویت کردن توانایی آنان . افرادی که دارای این شایستگی هستند :

  • به انجام وظائف و قوتهای دیگران پاداش داده و از آنها قدردانی می کنند .
  • راهنمایی هایی به موقع ارائه می دهند و نیازهای دیگران رابرای رشد بیشتر شناسایی می کنند

د ) شدت بخشی به تنوع : ترویج کردن فرصت ها از طریق افراد متفاوت .

 

افرادی که دارای این شایستگی هستند :

  • با مردم در زمینه های متفاوت به خوبی ارتباط دارند و به آنها احترام می گذارند .
  • جهان بینی های متعدد را می فهمند و به تفاوتهای گروه حساس هستند .
  • تنوع را به دید یک فرصت می نگرند و محیطی بوجود می آورند که در آن افراد متفاوت می توانند پیشرفت کنند.

ه) آگاهی سیاسی : فهم جریانات اجتماعی و سیاسی یک سازمان . افرادی که دارای این شایستگی هستند :

  • روابط قدرت کلیدی را به درستی درک می کنند.
  • شبکه های اجتماعی ضروری را جستجو می کنند.
  • واقعیت های بیرونی را به درستی درک می کنند .

5– مدیریت روابط ( مهارتهای اجتماعی )

مهارتهای اجتماعی  [33]به عنوان یکی از اعضای تشکیل دهنده هوش عاطفی فقط به داشتن روابط دوستانه مربوط نمی شود ، بلکه بیشتر روابط دوستانه هدفداراست یعنی برانگیختن در مسیر مورد نظر خود . مهارتهای اجتماعی حاصل سایر ابعاد هوش عاطفی می باشد.مهارتهای اجتماعی از نظر گلمن باید با درک هوشمندانه از احساسات و نیازهای فرد هماهنگ بوده و از خود شناسی وی ناشی شده باشد همچنین حاکی از عزت نفس بالای فرد باشد نه تبحر در بکار گیری افکار مردم یا ایجاد جذابیت آنی در آنها .   ( گلمن 1995، ترجمه پارسا ،1383 )

مهارتهای اجتماعی ضروری برای کنترل هنرمندانه هیجانات فرد دیگر به چند شایستگی نیاز دارد که عبارتند از :

الف ) تاثیر گذاری : راهکارهای موثر متقاعد سازی ویلدینگ [34]

افرادی که دارای این مهارتها هستند :

  • در به دست آوردن دل دیگران مهارت دارند.
  • برای جلب توجه شنونده ، نطق خود را به خوبی هماهنگ می کنند .
  • از راهکارهای پیچیده مانند تاثیر غیر مستقیم برای ایجاد همفکری و حمایت بهره می گیرند.

ب)ارتباط:ارسال پیام های واضح و متقاعد کننده

افراد دارای این شایستگی :

  • در تبادل و ثبت علائم هیجانی در هماهنگ کردن پیامشان اثر بخش هستند .
  • با موضوعات مشکل مقتدرانه برخورد می کنند .
  • به خوبی گوش فرا می دهند ، به دنبال درک دو جانبه هستند و از این که اطلاعات را با دیگران در میان بگذارند استقبال می کنند .

ج ) مدیریت تعارض : تبادل نظر و حل و فصل مخالفت ها :

افراد دارای این مهارت :

  • با افراد و موقعیت های پر تنش با تدبیر و فراست کنار می آیند .
  • تعارض موجود را مشخص می کنند .
  • از بحث و تبادل نظر آزادانه حمایت می کنند .

د ) رهبری تاثیر گذار و راهنمایی افراد و گروهها :

افرادی که دارای شایستگی رهبری هستند این مهارت ها را دارند :

  • بیان و تحریک اشتیاق برای ایجاد دیدگاهها و هدف مشترک .
  • در صورت نیاز پیش قدم شدن برای راهنمایی ، بدون در نظر گرفتن مقام .
  • به عملکردهای دیگران جهت می بخشند ، در حین اینکه از آنها جواب می خواهند .

 

ه ) تسریع کننده تغییر : آغاز گری ، ارتقاء و مدیریت تغییر

افراد دارای این شایستگی :

  • نیاز به تغییر را تشخیص می دهند و موانع را از سر راه بر می دارند .
  • جرات رویارویی با چالش ها هنگام نیاز به تغییر را دارند .
  • از تغییرات موردانتظار دیگران الگو سازی می کنند.(گلمن 1999، ترجمه ابراهیمی و جوینده، 1383 )

از میان پنج مولفه هوش هیجانی گلمن ، سه مولفه اول ( خودآگاهی ، خود کنترلی ، انگیزش ) مهارتهای مدیریت بر خود و دو مولفه دیگر ( همدلی و مهارتهای اجتماعی ) به توانایی فرد برای اداره رابطه خود با دیگران مربوط می شود . گلمن اولین کسی بود که مفهوم هوش هیجانی را در کسب وکار مورد استفاده قرار داد و مدلی ارائه کرد که به وسیله آن درک عواطف زندگی و کار میسر می گردد.

[1] Mode

[2]  Ability Theory

[3] Mixed Theory

[4] Emotional perception

[5] Extional facilitation of thought

[6] Extional understanding

[7] Extional management

[8] Mixed theory

[9] Assertiveness

[10] Self-regard

[11] Flexibility

[12] Stress management

[13] Stress tolerance

[14] Impulse control

[15] Happiness

[16] Self -awarebess

[17] Self-Regulation

[18] Innovatin

[19] Self -simulation

[20] cptimisn

[21] Empathy

[22] Social skill

[23] Self -assvrance

[24] Presence

[25] Integrity

[26] Adaptability

[27] Innovation

[28] Achivement drive

[29] Commitment

[30] Initiative and optimism

[31] Empathy

[32] Deaf

[33] Relation management

[34] Wielding

متن کامل بررسی رابطه هوش هیجانی با خودکارامدی مدیران گروههای آموزشی در دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه ده کشور

 

مطالب مشابه را هم ببینید

141985615752731

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه ، تحقیق ، پروژه و مقالات دانشگاهی در رشته های مختلف است. مطالب مشابه را هم ببینید یا اینکه برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید فروش آرشیو پایان نامه روی دی وی دی

aca@

academicbooks@

پایان نامه بررسی و مقایسه دیدگاه دبیران و مدیران نسبت به سبک های مدیریت در مدارس مقطع راهنمایی شهر...
پایان نامه ارائه مدل جدیدی از مهاربندهای مقاوم در برابر کمانش و بررسی رفتار لرزه¬ای آن
پایان نامه رابطه بین عامل روان آزرده خویی و رضایت زناشویی
پایان نامه نقش عملکرد خانواده در کمرویی نوجوانان
پروژه با موضوع نقاشي در اكسپرسيونيسم