سایت مرجع دانلود پایان نامه -پشتیبانی 09199970560

نظريه هاي ارتباطات انساني

ارسال شده در سایت پایان نامه

2-2-1-  نظريه هاي ارتباطات انساني

ديدگاه هاي مختلفي در خصوص ارتباطات انساني وجود دارد. بر اين اساس نظريه هاي مختلفي نيز در اين خصوص توسط انديشمندان حوزه هاي مختلف علوم انساني ارائه شده است که در اين بخش، به تعداد محدودي که کاربرد بيشتري در ارتباطات موثر دارند، اشاره مي شود. (همان 1390، 50)

 

1- نظريه نفوذ اجتماعي

نظريه نفوذ اجتماعي توسط «آلتمن» و «تايلر» ارائه شده است. بر اساس اين نظريه؛ صميميت ميان افراد به تدريج شکل مي گيرد، در اثر مرور زمان افزايش پيدا مي کند، از حالت تصنعي و مصنوعي خارج مي شود و در رفتارهاي واقعي طرفين ارتباط نسبت به هم بروز مي يابد. افزايش اين صميميت، نفوذ بيشتر افراد در هم و نزديکي بيشتر ميان آنها را به دنبال دارد. در نهايت افزايش نزديکي ميان افراد، به شناخت دقيق تر آنها از يکديگر مي انجامد. در اين شرايط افراد به کوچکترين نشانه هاي رفتاري طرف مقابل واکنش نشان مي دهند.

گفتني است افزايش صميميت بيش از هرچيز، از طريق خود افشاگري (خودگشودگي) حاصل مي شود. به مثالي در اين خصوص توجه کنيد: خانواده الف و ب، به تازگي به ساختماني جديد اسباب کشي کرده اند. علي و امير دو پسر اين دو خانواده هستند، هردو هم سن و سال مي باشند  و در يک مدرسه نزديک به منزل شان ثبت نام کرده اند. همزمان با آغاز سال تحصيلي با هم آشنا مي شوند. آنها هر روز صبح يکديگر را در راه پله هاي ساختمان مي بينند، به روي هم مي خندند و سلام مي کنند. رابطه آنها مدتي در همين حد باقي مي ماند تا اينکه روزي به پيشنهاد علي با هم به مدرسه مي روند و در طول مسير درباره مدرسه با هم حرف مي زنند.

بعد از مدتي قرار مي گذارند با هم به مدرسه بروند، رابطه آنها مدتي در همين سطح مي ماند، اما شش ماه بعد آنها به دوستاني صميمي بدل شده اند که به منزل يکديگر رفت و آمد دارند و داستان روابط خانوادگي و خصوصي ترين خاطرات خود را با هم در ميان مي گذارند. صميميت آنها طي يک سال تحصيلي، روز به روز افزايش مي يابد. (شاه محمدی 1390، 50)

2- نظريه تقليل يا کاهش بي ثباتي

بر اساس اين نظريه افراد به هنگام مواجهه با يکديگر و از زمان شروع ارتباط سعي مي کنند خود را به طرف ديگر رابطه اثبات کنند و براي رسيدن به اين هدف انواع مهارت هاي ارتباطي نظير ارتباط کلامي، ارتباط غيرکلامي، خود افشايي و… را به کار مي گيرند. هرچه رابطه از مجراي اين مهارت ها عمق بيشتري بيابد، بي ثباتي در رابطه کاهش مي يابد. يعني افراد با جرات بيشتري به هم اطمينان مي کنند. به عبارت ديگر ميزان استفاده از مهارت هاي ارتباطي با ميزان ثبات ارتباط، رابطه عکس دارد. چنانچه نوع رابطه در نخستين گام برقراري ارتباط به گونه اي دقيق و روشن، تعريف شود، بي ثباتي رابطه هرگز ايجاد نمي شود.

به اين مثال توجه کنيد: فريد پسري خجالتي است و به همين دليل به هنگام مواجهه با افراد جديد براي برقراري ارتباط پيشقدم نمي شود. او که به تازگي در يکي از دبيرستان هاي نزديک منزل شان ثبت نام کرده، مواقع بيکاري در مدرسه تنها است و دوستي ندارد. علي و دو نفر ديگر از دوستانش در کلاس، جلوي فريد مي نشينند. آنها که از دبستان در يک مدرسه درس خوانده اند، رابطه اي نزديک با يکديگر دارند و چندين بار تلاش کرده اند که با فريد طرح دوستي بريزند، اما هربار به دليل امتناع فريد، موفق نشدند. فريد هيچگاه به پيشنهادهاي غيرمستقيم آنها جواب مستقيمي نداد، اما هر بار ناخواسته به گونه اي رفتار کرد که علي و دوستانش فکر کردند، او آدمي خودخواه و متکبر است.

پس از دو ماه از آغاز سال تحصيلي فريد کم کم به علي نزديک شد و سعي کرد به او بفهماند آدم خودخواهي نيست. او در باره خود و خانواده اش، با دوستان جديدش صحبت کرد و بخشي از اطلاعات شخصي اش را به آنها انتقال داد. در نهايت، علي با توجه به شناختي که از فريد به دست آورد، به اين نتيجه رسيد که گوشه گيري هاي او تنها به دليل خجالتي بودنش است و ربطي به خودخواهي و ديگر صفات ناپسند ندارد. (شاه محمدي 1390، 51)

3- نظريه تعاملي

نظام خانواده يکي از پايدارترين نظام هاي اجتماعي است. بنابراين، مي توان گفت روابط حاکم ميان اعضاي خانواده نيز روابطي مستحکم است و در برابر تغييرات مقاومت بسياري دارد. بسياري بر اين باورند که اين روند به ويژه در خانواده هايي که بر اساس اصول و ارزش هاي سنتي شکل گرفته اند، بيشتر است. با اين وجود زماني که افراد يک خانواده سنتي در معرض روابطي مستحکم خارج از محيط خانواده قرار مي گيرند، نظام خانواده با تغيير مواجه مي شود.

به مثالي در اين خصوص توجه کنيد: رضا در خانواده اي متدين زندگي مي کند، پدرش در بازار فرش فروش ها حجره دارد و همچنين در خانه اي بزرگ، با حياطي وسيع زندگي مي کنند که توسط جد پدري رضا ساخته شده است. خواهرهاي رضا بر اساس تفکر غالبي که بر خانواده آنها حاکم است، پس از اخذ ديپلم خانه نشين شده اند و فقط او به عنوان تنها پسر خانواده اجازه تحصيل داشت. به اين شرط که پس از اتمام دانشگاه شغل موروثي خانواده، يعني فرش فروشي را ادامه دهد.

او که تحت تأثير آموزه هاي خانوادگي براي پدر احترامي بسيار قايل بود و بدون اجازه او تصميمي نمي گرفت و کاري انجام نمي داد، از مدتي پيش، عضو گروه دانشجويي در دانشگاه شده و به منظور انجام مسئوليت هايي که برعهده اش است، نمي تواند مانند گذشته در خانواده حضور داشته باشد. رضا تحت تأثير نشست هايي که در گروه برگزار مي شود، به اين نتيجه رسيده که بايد درسش را ادامه دهد و در زمينه مرتبط با رشته تحصيلي اش مشغول شود. انديشه هاي جديد رضا که در تقابل با ارزش ها و اصول خانواده قرار دارد، کم کم او را از محيط خانواده دور مي سازد. (شاه محمدي 1390، 52)

4- نظريه جدل رابطه اي

انسان ها از لحظه اي که به جمع ديگران وارد مي شوند (به عبارتي مي توان گفت از زماني که پا به عرصه زندگي مي گذارند) در حال برقراري ارتباط و کنش و واکنش هاي ارتباطي هستند. گاهي خود آغازکننده هستند و گاهي در معرض ارتباطي قرار مي گيرند که از سوي ديگري جريان گرفته است. به هر حال، در هر يک از اين شرايط کوشش هايي مي کنند تا رابطه را به سويي که دوست دارند، هدايت کنند. اين کوشش ها از تجربه هاي پيشين افراد که در جريان روابطي ديگر کسب شده است، نشأت مي گيرد.

به عبارت ديگر مي توان گفت بر اساس اين نظريه انسان ها در تلاشي مدام، در حال جدال با روابط گوناگون هستند، گاهي در اين جدال ارتباطي پيروزند و گاهي هم شکست مي خورند.

به مثالي در اين خصوص توجه کنيد: نظر فرزانه درباره خود اينگونه است؛ من دختر زشتي هستم و شيوه برخوردم با ديگران به گونه اي است که آنها را جذب نمي کنم. به همين دليل است که در مدرسه دوستان زيادي ندارم.

او بر اساس اين برداشت از خودش، تصميم مي گيرد راهي را بيابد که به وسيله آن، برتري خود را به ديگران اثبات کند. نتيجه جست و جوي او، کسب علم و دانش است. فرزانه به اين نتيجه رسيده: درحالي که از زيبايي بهره چنداني ندارم و مهارت هاي ارتباطي را نمي دانم و نمي توانم افراد را به خود جذب کنم، بايد در رشته مورد علاقه ام که تاريخ است تا حدي مطالعه داشته باشم که در ميان اطرافيان به عنوان فردي آگاه شناخته شوم و بتوانم با تکيه بر دانسته ها و محفوظاتم به ديگران نزديک شوم و با آنها ارتباط برقرار کنم.

فرزانه که مانند هر انسان ديگري به تفريح، تماشاي فيلم، معاشرت با دوستان، موسيقي و غيره نيازمند است، در جدالي مداوم با خود مي کوشد از همه چيز چشم پوشي کند، تا با مطالعه کتاب هاي بيشتر و معاشرت با استاداني که سال ها از او بزرگتر هستند، بر هم دوره اي هايش پيشي بگيرد و به عنوان مورخي توانا در مرکز توجه ديگران باشد. (همان 1390، 53)

5- نظريه احتمال شرح و بسط

براساس اين نظريه قانع کردن افراد در جريان برقراري ارتباط با آنها تنها در صورتي محقق مي شود که پيام بدون ترغيب و تشويق، اجبار و تنها با تکيه بر تجزيه و تحليل، شرح و بسط ويژگي هاي آن، در اختيار گيرنده قرار گيرد. تجربه ثابت کرده است، زماني که فرستنده با بيطرفي سعي در انتقال مفهومي دارد، تغيير نگرش آسان تر صورت مي گيرد تا زماني که با ادله و دلايل شخصي مي کوشد مخاطب تحت تسلط افکار خود يا گروهي خاص درآورد.

به اين مثال توجه کنيد: آقاي فريدي و آقاي درسايي از معتمدين يک منطقه در شهر هستند، مشکلات زندگي همسايه ها را حل مي کنند، گاهي که درگيري مختصري در محل روي مي دهد، دست به کار مي شوند و پيش از رسيدن پليس قائله را خاتمه مي دهند.

با اين وجود صحبت هاي آقاي درسايي بيش از آقاي فريدي مورد توجه مردم قرار مي گيرد. اهالي محل به طور ناخودآگاه براي حل مسايل و مشکلاتشان ابتدا سراغ آقاي درسايي مي روند و در صورتي که او نباشد يا مشکلي داشته باشد، مسايل خود را براي آقاي فريدي بازگو مي کنند. مهم ترين دليل اين است که آقاي درسايي به هنگام حل مشکلات مردم، کاملاً بي طرف است و به گونه اي صحبت مي کند که باعث برانگيختن حساسيت ديگران نمي شود.

زماني که به درستي راه حلي اعتقاد دارد، ديگران را به به کار بستن آن راه حل مجبور نمي کند، بلکه مي کوشد روش مد نظرش را به درستي تجزيه و تحليل کند و فوايد عمل به آن را پيش چشم اهالي محل روشن سازد.

درحالي که آقاي فريدي، با لحني سلطه جو همواره نظرات خود را بي پرده و به مثابه امري غيرقابل تغيير بيان مي کند و آشکارا مي کوشد ديگران را قانع کند که راه حل او بهترين و موثرترين راه ممکن است. (شاه محمدی 1390، 54)

6- نظريه قضاوت اجتماعي

افراد از اينکه در جريان قضاوت اجتماع، به عنوان فردي جدا از جامعه و عموم مردم تلقي شوند، وحشت دارند به همين دليل همواره سعي دارند در شرايطي که ديدگاهشان با ديدگاه عمومي در تعارض است، از بيان آن پرهيز کنند، به هنگام اتخاذ يک تصميم تمام جوانب آن را بسنجند تا رفتاري مغاير با اصول حاکم بر جامعه از آنها سر نزند و پس از انجام عمل، به ارائه کمترين دلايل براي انجام عمل بسنده مي کنند.

بنابراين نظريه، افراد مي کوشند براي برابري با جامعه، رفتارهاي خود را تغيير دهند. در اين ميان اعتماد به نفس و احساس مسئوليت نسبت به خود مي تواند مانعي در برابر تغيير مباني و اساس ديدگاه هاي افراد به شمار رود.

به مثالي در اين خصوص توجه کنيد: فرهاد که در يکي از روستاهاي مناطق مرکزي ايران زندگي مي کند، پس از تلاشي مداوم توانست در آزمون ورودي دانشگاه در رشته مورد علاقه اش، پذيرفته شود. او اکنون در خوابگاهي اقامت گزيده و بيشتر وقت خود را با همکلاسي هايش در دانشگاه و خوابگاه مي گذراند.

زندگي سخت روستا به او ساده زيستن را آموخته، اما زندگي در شهر نيازمند رفتاري ديگر است. دوستانش هر روز با لباس هايي متفاوت از روزهاي قبل در دانشگاه حاضر مي شوند و به رستوران هاي گران قيمت مي روند. از سوي ديگر گفت و گو با دختران و زنان نامحرم بر اساس فرهنگ جاري در زادگاه فرهاد، امري خطا و مذموم است، با اين حال او مي بيند، دختران و پسران در دانشگاه با يکديگر گفت و گو مي کنند، درس مي خوانند و به اردو مي روند. فرهاد در مي يابد براي پذيرفته شدن در جامعه جديد بايد بعضي از عقايد پيشين را رها کند و مانند ديگران شود. (شاه محمدي 1390، 56)

7- نظريه ساختارگرايي

ديدگاه هاي مختلفي در اين خصوص وجود دارد که بعضي از آنها عبارتند از: ديدگاه «جسي دليا»؛ او بر اين باور است که در جامعه گروهي از افراد وجود دارند که بيش از ديگران بر رفتار انسان ها دقيق مي شوند و تا زماني که به شناختي عميق از ديگري نرسند، ارتباط با او را آغاز نمي کنند. بنا بر اين نظريه، اين افراد نسبت به ديگران، استعداد بيشتري در برقراري روابط موفق دارند که بر اساس شناخت کامل و دقيق شکل گرفته است. اين افراد در گفت و گو با ديگران از مباحث منطقي بهره مي گيرند و به اين ترتيب به شناختي همه جانبه از طرف مقابل مي رسند.

به اين مثال توجه کنيد: محمد کودکي است که پدر و مادر خود را در کودکي و در جريان يک تصادف از دست داده و از همان زمان در يک شيرخوارگاه زندگي مي کند. او کودکي کنجکاو است و درباره چرايي هر پديده و چگونگي شکل گيري آن، پرسش هاي زيادي در ذهن دارد. او به تازگي ششمين سالگرد تولدش را در کنار ديگر دوستانش جشن گرفته که با رويدادي جديد مواجه مي شود. قرار است، شيرخوارگاه را ترک و زندگي جديدي را با زن و مردي که او را به فرزندي پذيرفته اند، آغاز کند.

اين مسئله او را به فکر واداشته و سوال هاي بسياري در ذهنش پديد آورده است. به محض برقراري ارتباط با زن و مردي که مادر و پدر او به شمار مي روند، به زباني کودکانه درباره ويژگي هاي اخلاقي آن دو مي پرسد. او مي خواهد بداند چه کارهايي به نظر والدين جديد، نادرست به شمار مي آيند و او نبايد انجامشان دهد، محمد درباره مقررات منزل مي پرسد و آنها را با مقررات شيرخوارگاه مي سنجد و وضعيت جديد را سبک و سنگين مي کند. او هر صحبت پدر و مادر را به منزله دريافتي از شرايط جديد تلقي مي کند و بر اساس اين اطلاعات و داده ها، زندگي با آنها را آغاز مي کند. (شاه محمدي 1390، 57)

8- هرم سلسله نيازهاي مازلو

«ابراهام مازلو» روانشناس معروف، يكي از اولين كساني است كه به خودشناسي و مطالعه در مورد خويش توجه بسياري مبذول داشته است. «مازلو» بر اين باور است كه انسان ها مي‏بايد آن چيزي بشوند كه بايد بشوند. او سلسله مراتبي از نيازهاي انسان ها شكل داده است، كه تمام نيازهاي نامحدود انساني را در چند طبقه به قرار زيرتقسيم بندي كرده است:

اولين دسته از نيازها، نيازهاي جسماني است. اين نيازها هسته مركزي دوام و بقاء جسماني هر انسان است. هر انسان مي‏بايد، بخورد و بنوشد تا زنده بماند، اگر جز اين باشد با دشواري بزرگي رو به رو خواهد بود. نياز جسماني با نياز به امنيت و ايمني تعقيب مي‏شود. به محض سير شدن شكم و رفع نيازهاي جسماني نياز ايمني مطرح مي شود كه از يكسو تداوم وضع موجود است، يعني اينكه در آينده نيز بتواند سير شود، و از سوي ديگر صيانت ذات و در صحنه زندگي بودن براي انسان مطرح است، اين نياز از ابتداي خلقت با انسان بوده است و چيز جديدي نيست. به اين معني كه، نخستين انسان‏هاي شكارچي پس از صيد يك گوزن اين هراس را داشتند که فردا چيزي براي خوردن نداشته باشد، از اين رو بخشي را امروز خورده و بخش ديگر را در جايي مخفي كرده و به طريقي محافظت كرده‏اند كه براي فردا و فرداهاي آنها، چيزي براي خوردن وجود داشته باشد. بسياري از انديشمندان به اين روش، حفظ و تداوم وضع موجود مي گويند. اما از طرف ديگر اين انسان همواره مي‏خواسته، زندگي كند. با وجود اينكه مرگ را در باور دارد و مي‏داند كه دير يا زود با آن رو به رو خواهد شد، اما مي‏خواهد بيشتر بماند و مرگ خود را به تعويق افكند. دو نياز فوق، يعني جسماني و ايمني را نيازهاي اوليه مي‏گويند. چرا كه بودن يا نبودن آنها موجب بودن يا نبودن آدمي مي‏شود.

از نظر «مازلو» پس از اين نيازها، نيازهاي اجتماعي مطرح مي‏شوند. اين نيازها با پذيرش اجتماعي، يعني دوست داشتن و دوست داشته شدن و مورد توجه قرار گرفتن همراه است. اين نياز اجتماعي، در واقع، با زيستن در جمع، كم و بيش ارضاء مي‏شود. ما در خانواده زندگي مي‏كنيم، با مردم كوچه و محله مي‏آميزيم، در محل كار با ديگران تعامل داريم و در نهايت در شهر و جامعه به اين نياز ما پاسخ داده مي‏شود. زماني مي‏توانيم به خلاء آن وقوف يابيم كه ما را در سلول بسته‏اي به دور از ديگر انسان ها قرار دهند. در آن صورت اين نياز كاملاً خود را نشان خواهد داد.

فراتر از نيازهاي اجتماعي، نياز «حرمت به خود» است. «پيرسون» و «نلسون» اين نياز را چنين تعريف مي‏كنند: «نگرش و احساس ما در مورد خويشتن و تصوير از خود، و اينكه ما خود را چگونه مي‏دانيم و تا چه حد به آن وقوف يافته‏ايم. هر انساني تصوري از خود دارد و نياز دارد كه اين تصور در او به درستي شكل گيرد.» او دلش مي‏خواهد همه او را نسبت به انجام امور انساني توانا و ذي‏صلاح بدانند.

در حد نهايي اين هرم، «مازلو» خوديابي يا خودشكوفايي را قرار داده است. مي‏توان گفت اين نياز، نياز به راستي رساندن هستي خويش است. يعني از بودن به شدن، رسيدن و توانايي‏هاي بالقوه خود را كشف كردن و به كار گرفتن. (شاه محمدي 1390، 58)

2-2-2- موانع ارتباطات انساني

يكي از ويژگي هاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. ارتباطات زماني موثر واقع مي شوند که از موانع گوناگوني که به اشکال مختلف برسر راه ما قرار گرفته اند به سلامت گذر کنيم. در حقيقت، اطلاعات و پيام ها را پس از عبور از فيلترهاي مختلف ارتباطي در ذهن دريافت مي کنيم.

براي برقراري يک ارتباط موانع بسيار زيادي متصور است، که مي توان از ساده ترين و پيچيده ترين شکل آن نام برد که وجود هر يک از آنها در عدم برقراري يک ارتباط انساني موثر خواهد بود. موارد زير به گفته بسياري از انديشمندان اين حوزه، شايد از جمله متداولترين مواردي باشند که در روند برقراري ارتباط مي تواند ايجاد مشکل، هم براي فرستنده و هم براي گيرنده، داشته باشند. (همان 1390، 77)

1- عدم برنامه ريزي در ارتباطات

يکي از اساسي ترين موانع برقراري ارتباط، نبود برنامه در برقراري ارتباط است. به عبارت ديگر فرستنده، هدف، منظور، روش، زمان و مکان و يا حتي شرايط برقراري ارتباط و چگونگي روند يک ارتباط را نمي داند. شايد يک نمونه مهم در اين خصوص اين باشد که افراد بدون در نظر گرفتن شرايط و افراد، نسبت به موضوع خاصي اظهارنظر مي کنند. (همان 1390، 77)

2- پنداشت متفاوت

يکي ديگر از موانع اساسي و مهم در برقراري ارتباطات انساني که مي تواند مسير ارتباط را تحت تأثير قرار دهد، پنداشت متفاوت است.

در اين مانع، اساس تفاوت در نگرش، دانش و تجربه است. به عبارت ديگر افراد به يک موضوع، شغل و … از زاويه يکسان نگاه نمي کنند. بطور مثال؛ در نگاه به يک خانه، افراد مختلف از منظرهاي مختلف به آن نگاه مي کنند. يکي به ظاهر آن، يکي به متراژ آن، ديگري به بزرگي اتاق ها و … همه آنها به يک خانه نگاه مي کنند، ولي برداشت يکساني ندارند. (شاه محمدی 1390، 78)

3- موانع ادراکي

يکي ديگر از موانع ارتباطي، موانع ادراکي است که شامل کليشه سازي، خطاهاي هاله اي، فرافکني و اعتبار فرستنده مي باشد. گاهي اوقات در برقراري ارتباط، دچار کليشه هايي از قبل ساخته شده، مي باشيم و همه چيز، همه کس و همه گفتار را فقط در قالب خاصي بررسي مي کنيم و گاهي اوقات در برقراري ارتباط به دليل وجود خطاهاي هاله اي مفاهيم را يکسره اشتباه درک مي کنيم و بر اساس درک غلط، پاسخ غلط مي دهيم.

در روانشناسي و علوم شناختي خطاي هاله اي (اثر هاله اي) به نوعي خطا در شناخت و تصميم گيري گفته مي شود که تحت تأثير ذهنيت قبلي قضاوت کننده شکل مي گيرد و مي تواند از حقيقت و انصاف به دور باشد. به عنوان مثال، وقتي معلمي از دانش آموزي ذهنيتي منفي به عنوان يک فرد “تنبل” دارد، در برخوردهاي بعدي نيز ممکن است اين پيش داوري بر قضاوت او تأثير بگذارد. از اين روست که هميشه به معلمان توصيه مي شود در هنگام تصحيح ورقه هاي امتحاني به اسامي دانش آموزان نگاه نکنند تا ذهنيت هاي قبلي بر نحوه قضاوت آنها تأثير نگذارد.

تأثير خطاي هاله اي مي تواند در قضاوت کننده بسته به تصوير ذهني قبلي مثبت يا منفي باشد. شرکت هاي بزرگ در دنيا و مارک هاي معروف (برند) سعي مي کنند از جنبه مثبت اين خطا براي بازاريابي بيشتر محصولات خود استفاده کنند. در اين راستا تلاش مي کنند تا «اسم» محصول در اصطلاح خراب نشود و اعتبار هميشگي را داشته باشد. (همان 1390، 78)

 

4- اختلاف زبان

يکي از مشکلات اساسي ديگر در ارتباط انساني وجود اختلاف در زبان ارتباط است که البته مربوط به اختلاف زبان کلامي و غير کلامي مي شود. زبان کلامي مي تواند باعث عدم درک پيام توسط گيرنده شود. بطور مثال، اگر زبان فرستنده فارسي باشد، بايد زبان گيرنده نيز فارسي باشد. زبان غيرکلامي نيز مي تواند مورد اختلاف باشد. مثلا حرکات دست فرستنده و گيرنده بايد يک معني و مفهوم را داشته باشند. (همان 1390، 79)

5- پارازيت

يکي ديگر از موانع ارتباطي پارازيت مي باشد که شامل زمان نامناسب، مجاري نامناسب، مزاحمت هاي فيزيکي، حجم بالاي اطلاعات مي باشند. در بسياري از مواقع به علت وجود سر و صداي زياد و يا عوامل محيطي، روند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده بطور کامل انجام نمي شود و باعث مي شود که يک فرايند و دور معيوب در ارتباط، حاصل شود. (شاه محمدی 1390، 79)

6- واکنش هاي احساسي

واکنش هاي احساسي به کليه عملکردهاي انساني اطلاق مي شود که در انجام آن عقل نقش کمتري دارد و براساس احساسات شکل گرفته و ادامه مي يابد و معمولاً لحظه اي و آني است.

اين واکنش هاي احساسي شامل خشم، عصبانيت، عشق، تنفر، حسد، ترس و … مي شود. معمولا انسان ها در مواجه با هر يک از احساسات از خود پاسخ هايي را بروز مي دهند، که معمولا منطق و استدلال در آنها کم رنگ است و فرد بعد از انجام عمل نسبت به آن احساس پشيماني و … پيدا مي کند. (همان 1390، 80)

7- ناسازگاري ارتباطات شفاهي و غيرشفاهي

يکي ديگر از موانع جدي در برقراري ارتباطات انساني عدم تطابق گفتار و عمل است. در بسياري از اوقات ما با مردم نمي توانيم ارتباط مطلوبي برقرار کنيم، در حالي که گفتار ما کاملاً درست مي باشد، فرد مخاطب بدان عمل نمي کند، و زماني که از وي سوال مي شود مي گويد گوينده چيزي مي گويد که خود به آن عمل نمي کند.

يکي از مشکلات جدي جوامع بشري، در حوزه هاي فرهنگي، اجتماعي، خانوادگي، سياسي همين عدم انطباق است، فرزندان ما بيش از گفتار ما به اعمال ما نگاه مي کنند، و زماني که مي بيند، والدين چيزهايي را که مي گويند خود به آن عمل نمي کنند، دراين زمان آنها هم فقط گفته هاي آنها را مي شنوند و نسبت به آن عکس العملي نشان نمي دهند. در حوزه هاي اجتماعي، مسئولين اجتماع، مطالبي از رفتارهاي مطلوب اجتماعي را بيان مي کنند در حالي که خود بدان عمل نمي کنند، لذا ما در اين حوزه هم نمي توانيم شاهد بهبود باشيم. (همان 1390، 80)

8- عدم اعتماد متقابل

با توجه به تعريفي که از ارتباط ارائه شد و با در نظر گرفتن اصل ارتباطات انساني، تمامي اعمال و رفتار ما نوعي ارتباط محسوب مي شود. بايد به مقوله اعتماد توجه جدي نماييم.

معمولاً ما حرف مهم و با ارزش خود را به افرادي مي گوييم که به آنها اعتماد داريم و يا اجناس و اموال مهم و با ارزش خود را نزد کسي مي گذاريم که به او اعتماد داريم، حال با توجه به اين نکته يکي از مهمترين مشکلات ما در برقراري ارتباط انساني عدم اعتماد متقابل است. يعني فرد مخاطب تا زماني که نتواند اطمينان و اعتماد ما را جلب کند، ما با او ارتباط برقرار نمي کنيم و اين اعتماد در تمامي زمينه ها مي تواند مطرح باشد. (همان 1390، 81)

2-2-3- مهارت هاي ايجاد حسن تفاهم و اعتماد

1- براي برقراري ارتباط موثر، موضوع و دليل مشترک پيدا کنيد.

2- از زبان بدن استفاده کنيد (حرکات فيزيکي، دستها، سر و چشم).

3- تن صدا را هماهنگ کنيد.

4- خلق وخوي مناسب و همانند بخود بگيريد.

5- مسائل و موضوعات موردعلاقه مخاطب را شناسايي کنيد. (شاه محمدی 1390، 93)

1- موضوع و دليل مشترک پيدا کنيد

يک ارتباط گر موفق در بيان دلايل موفقيت خود مي گفت: «من يک موضوع با علاقه مشترک با هر فرد پيدا مي کنم. اگر کسي ماهيگيري دوست داشته باشد. درباره ماهيگيري با او صحبت مي کنم. اگر به ورزش علاقه مند باشد، من هم درباره ورزش صحبت مي کنم. اگر از من پيرتر باشند، در نقش پسر گم شده او، ايفاي نقش مي کنم. در هر وضعيت، شبيه يک آفتاب پرست رنگ عوض مي کنم.» (همان 1390،93)

2- از زبان بدن استفاده کنيد

نتايج يک تحقيق نشان مي دهد که سه محور زير بر نتايج ارتباط تأثير مي گذارند:

– کلمات مناسب و همگون.

– تن يا ريتم صدا (گاهي بلند و گاهي يواش صحبت کردن).

– زبان بدن يا استفاده از حرکات دست، سر و چشم.

به نظر شما سهم هر يک از اين موضوعات به چه ميزان است؟ کلمات هفت درصد، تن يا ريتم صدا سي و هشت درصد و زبان بدن پنجاه و پنج درصد در نتايج بدست آمده از ارتباطات موثرند؛ شگفت انگيز نيست؟

چيزي که بر زبان مي آوريد، تنها بخشي از ارتباط است. نحوه ارائه و چگونگي بيان کلمات از خود موضوع مهمتر است. اينکه هنگام سخن گفتن چه کاري انجام مي دهيد، از تمامي بخش هاي ديگر قدرتمندتر است.

براي درک زبان بدن گوينده، مانند او بنشيند، دستها را شبيه او قرار دهيد. براي اعمال و رفتارش درست مانند يک آيينه عمل کنيد. اما هيچوقت تقليد نکنيد. اين کار را با ظرافت انجام دهيد. انجام اين رفتارها بطور نامحسوس بر سخنان شما تأثير خواهند گذاشت. بدين مفهوم که به من اطمينان کن، من شبيه تو هستم. (همان 1390، 93)

3- تن صدا را هماهنگ کنيد

يادگيري اين مهارت بسيار مفيد است. با دقت به صحبت هاي فرستنده گوش کنيد و او را زيرنظر داشته باشيد. آيا سريع صحبت مي کند آيا آرام صبحت مي کند؟ از جملات کوتاه و يا از جملات بلند استفاده مي کند؟ صداي او بلند و يا پايين است؟ تن صداي خود را شبيه صداي او کنيد؟ (شاه محمدی 1390، 94)

4- خلق وخوي همانند به خود بگيرد

اين موضوع درخصوص افراد عصباني صادق تر است، در اين صورت، شما هم ناراحت و عصباني بشويد. اما جوش و خروش خشم را کنترل کنيد. نگراني غريزي و تمايل خود براي فعاليت را نشان دهيد. عنوان کنيد که اين حق مردم است که از موضوعاتي ناراحت و حتي عصباني شوند و شما هم اين ناراحتي و عصبانيت را مي پذيريد.

بسياري بر اين اصل تاکيد و پافشاري مي کنند که اگر خلق و خوي دو طرف ارتباط هماهنگ نباشد، احتمال اينکه اين دو نفر با يکديکر ارتباط خوبي داشته باشند، بسيار کم است. (همان 1390، 94)

5- شناسايي موضوعات مورد علاقه مخاطب

وقتي فرد مشکلي را بيان مي کند، حداقل در ابتداي بحث با او موافقت کنيد. هرگز بحث و جدل نکنيد. سعي کنيد، نقطه نظر طرف مقابل را درک کرده و از جملاتي شبيه جملات زير استفاده کنيد. “من موافقم که در بعضي شرايط  اين مسايل پيش مي آيد، اما گاهي اوقات ممکن است اين روش نتايج خوبي به بار نياورد.

براي مثال «در حقيقت شما بطور نسبي با گوينده موافقت مي کنيد يا تنها با نکات فرعي موافق هستيد. به هر حال اين رفتار در طرف مقابل احساس سازگاري و حسن تفاهم ايجاد مي کند و مخاطب براي شنيدن نقطه نظرات شما آماده مي شود. زيرا مخاطب را تأييد کرده ايد.» (همان 1390، 95)

2-2-4- بازخورد

بازخورد، پس‌فرست، بازفرست، پس‌خور، پس‌خوراند، يا فيدبک نوعي برگشت پيام ارتباطي است که در آن، گيرنده به طور عمدي يا غيرعمدي به فرستنده پيام واکنش نشان مي‌دهد. اين پيام‌ها، به فرستنده امکان مي‌دهند تا وضعيت ارتباطي خود را با مخاطب و يا مخاطبانش ارزيابي کند.

بايد گفت که منظور از تعامل با افراد آن است كه آنان بتوانند همديگر را درك كنند. بنابراين، درك فرد مقابل و انتظار درك شدن به بازخورد احساسات، افكار و رفتار بستگي دارد. در عين حال بايد به اين نکته نيز اشاره شود که نظام‌هاي سالم ارتباطي، بازخورد را غنيمتي براي اصلاح خود قلمداد مي‌کنند. بايد گفت که بازخورد انواع مختلفي مانند بازخورد يک طرفه و بازخورد دوطرفه دارد. ولي مهمترين نوع بازخورد، بازخورد تعاملي و يا دوطرفه است. در ادامه به توضيح اجمالي هر يک از اينها مي پردازيم. (شاه محمدی 1390، 95)

1- بازخورد يک طرفه

در اين نوع ارتباط فرستنده پيام به ارسال پيام اقدام مي کند و توجهي به پاسخ و يا انعکاس پيام ندارد. (الواني، 1378: 178)

2- بازخورد دو طرفه

چنانچه محيط ارتباط به گونه اي باشد که گيرنده عکس العمل ها و نظريه هاي خود را در باره محتوي پيام به اطلاع فرستنده برساند، ارتباط دو جانبه خواهد بود. براي آگاهي از اهميت بازخورد در فرايند ارتباطي و مقايسه ارتباط يک طرفه بدون بازخورد با اطلاعات دو طرفه که داراي بازخورد مي باشد، بررسي هاي فراواني انجام شده است. نتايج حاصل از يک نوع از اين بررسي ها به شرح زير است:

– ارتباط يک طرفه نياز به زمان کمتري دارد در حالي که ارتباط دو طرفه، زمان بيشتري را به خود اختصاص مي دهد.

– ارتباط دو طرفه دقيق تر و صحيح تر است.

– اطمينان خاطر و اتکاي بر خويشتن گيرندگان پيام در ارتباط دو طرفه بيشتر است.

– ارتباطات يک طرفه منظم است، اما ارتباط دو طرفه به علت سوالات غيرقابل پيش بيني، نامنظم و پيچيده تر مي باشد. (همان، 1378: 179)

دانلود متن کامل پایان نامه با فرمت ورد

2-2-5- تأثيرات بازخورد

تحقيقات زيادي راه هايي که در آن ارائه بازخورد مي تواند روي انگيزنده و عملکرد گيرنده گان بازخورد اثر داشته باشد را بررسي کرده اند. براي مثال بسياري بر اين باورند که: «بازخورد در صورتي موثر است که از منبع موثقي صادر شده باشد.» (بهرام زاده، 1383: 58)

2-2-6- ارائه بازخورد به ديگران

همانگونه که در تعريف بازخورد بيان شد، منظور از تعامل با ديگران، بدست آوردن درک صحيح از يکديگر است. يكي از نشانه هاي رفتار صحيح، ارائه بازخورد به آنهاست. بازخورد، صرفاً به معناي ملاقات افراد با يكديگر نيست، بلكه همانطور که بيان شد، منظور اين است كه افراد بتوانند همديگر را درك كنند. افراد قاطع در تعامل با ديگران گشاده و پذيرا عمل مي كند.

نشانه هاي گشودگي در رفتارهاي كلامي و غير كلامي جلوه گر مي شود. گشودگي در روابط امري دو جانبه است؛ فردي كه در روابط خود با ديگران گشوده است، تلاش مي كند تا در رفتار خود از صراحت و بي پرده گويي برخوردار باشد و از سويي ديگر در مقابل بازخوردهاي ديگران نيز پذيرا است، حالت تدافعي نداشته و نسبت به بازخوردهاي ديگران مقاومت نشان نمي دهد.

بازخورد براي آن انجام مي شود تا فرد گيرنده، از اثر رفتار خود بر ديگران آگاه شود و بداند كه پيامد رفتارش بر افكار و احساسات ديگران چه بوده است. در بازخوردهاي خود، به موارد زير توجه كنيد:

– در تعامل با ديگران، براي آنان احترام و اهميت قائل باشيد.

– براي آنكه تعامل شما سودمند باشد، خود را به جاي گيرنده قرار دهيد.

– براي شروع تعامل عبارت يا جمله اي از خود بگوييد تا گيرنده به هدف شما پي ببرد. به عنوان مثال، «دوست دارم نظر شما را درباره اين مسأله بدانم».

سعي كنيد در تعامل با ديگران، درباره رفتار آنان بازخوردي نشان ندهيد، بلكه از اثر رفتار ديگران بر احساس و رفتار خود بگوييد و بر همين اساس، واکنش هاي مناسب را نشان دهيد. به عنوان مثال، به جاي آنكه بگوييد «چقدر خود خواه و سلطه طلب هستي». بهتر است بگوييد «وقتي مرتباً به من دستور مي دهي، من به شدت ناراحت مي شوم و احساس مي كنم از رفتار من داري سوء استفاده مي كني».

در تعامل به بيان و توصيف رفتار بپردازيد و از قضاوت و بر چسب زدن به گيرنده خودداري كنيد. روند تعامل را با جمله اي در باره خود شروع كنيد. مثلا، «احساس مي كنم از دست تو دلگيرم.»

در تعامل و ارائه بازخورد، به طور اخص بر يك موضوع تمركز، و از كلي گويي پرهيز کنيد. طوري تعامل کنيد كه گيرنده، متقابلاً به ارائه بازخورد بپردازد. اين بدان معناست كه اگر مي خواهيد فرد مقابلتان در پاسخ به بازخورد شما، بازخوردي ارائه دهد و رابطه را قطع نكند، به اصول بازخورد صحيح توجه داشته باشيد.

به زمان تعامل دقت كنيد. به عنوان مثال، چنانچه فردي كلمات خود را مي جود و شما چيزي از صحبت هاي او متوجه نمي شويد، بلافاصله به او بازخورد ندهيد.

بايد توجه داشت که بازخورد فوري، موجب ايجاد حالت تدافعي در او مي شود و چيزي جز يك نتيجه عكس نصيب شما نخواهد شد. بنابراين، بهتر است در يك فرصت مناسب كه او صحبت هاي خود را به پايان برده است، باخورد مناسب خود را به او نشان دهيد.

چنانچه رفتار ديگران تأثيري بر شما داشته است، بازخورد صحيح خود را نسبت به آن نشان دهيد، و از انباشته شدن احساسات منفي و مثبت در درون خود خودداري کنيد.

در تعامل و ارائه بازخورد توجه داشته باشيد كه ميل و درخواست مستقيم يا غير مستقيم گيرنده بسيار مهم است. همانگونه که بيان شد، بازخورد پيامي نسبت به رفتار و کردار فرستنده پيام مي باشد، ولي زماني پيش مي آيد که گيرندگان پيام بازخوردهاي کلامي از خود نشان نمي دهند.

بنابراين، براي آنكه متوجه بازخورد هاي آنان شويد، بايد به نشانه هاي غيركلامي گيرنده و يا گيرندگان پيام توجه كنيد. به نمونه اي در اين خصوص توجه کنيد: فردي كه ابروهايش درهم است و بلافاصله مكان مورد نظر را ترك مي كند، طبعاً پذيراي بازخورد از سوي شما نخواهد بود. بالعكس، فردي كه در كمال آسودگي بر صندلي خود لم داده و با چشم هاي نافذ به شما نگاه مي كند، به احتمال بسيار، گزينه مناسب تري براي ارائه بازخورد محسوب مي شود. بنابراين، بازخورد بايد طلبيده و نه تحميلي باشد.

در نهايت بايد گفت که بازخورد، شيوه اي سالم براي بيان تأثيري است كه احساسات و افكار شما بر فرد مقابل به جاي گذاشته است. ِاعمال رفتارهايي همچون فرياد زدن، انتقاد، تحقير، توهين، كتك، قهر، بي اعتنايي، لجبازي، سكوت ممتد، خود فريبي، تظاهرسازي وغيره نشانه هاي ناتواني فرد در مواجهه با ديگران و ارائه بازخورد به آنهاست. (شاه محمدي، 1390، 97)

 

مطالب مشابه را هم ببینید

141985615752731

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه ، تحقیق ، پروژه و مقالات دانشگاهی در رشته های مختلف است. مطالب مشابه را هم ببینید یا اینکه برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید فروش آرشیو پایان نامه روی دی وی دی

aca@

academicbooks@

پایان نامه : تدوین استراتژی های بازرگانی با استفاده از رویکرد تلفیقی رگرسیون چندگانه، SWOT ، QFD
پایان نامه مسائل و مشکلات مشترک در زمینه گردشگری مذهبی در سه کلان شهر مذهبی
دانلود پایان نامه تاثیر طرح پروژه علمی بر عملکرد دانش آموزان
دانلود پایان نامه ارتباط تاکتیک های حل تعارض والدين با سلامت روان فرزندان
دانلود پایان نامه با موضوع:احقاق حق جنسي