سایت مرجع دانلود پایان نامه -پشتیبانی 09361998026

دانلود پایان نامه رشته هنر با موضوع تجلي وحدت و كثرت در هنر اسلامي

ارسال شده در هنر - گرافیک - صنایع دستی

در این پست می توانید متن کامل این پایان نامه را  با فرمت ورد word دانلود نمائید:

تجلي وحدت و كثرت در هنر اسلامي

«هنر اسلامي نمودار همان مفهومي است كه از نامش برمي آيد، بدون هيچ ابهام و ترديدي. هنر اسلامي بيروني ترين و ملموسترين چهره اسلام است». (بروكهارت، 1365، 16)

انديشه اسلامي بعد از گذشته دو سده، هنري با خصوصيات ويژه و منحصر به فرد به جهان عرضه كرده كه خصوصيات آن براي قرنها پايدار مانده و روز به روز شكوفاتر و درخشانتر شده است. اين خصوصيات تا زماني كه وحدت وجود داشت تداوم يافت. اين هنر وحدت را در هماهنگي جستجو مي كرد و هماهنگي چيزي جز كثرت در وحدت نبود. وحدت زيربناي همه چيز بود و وحدت و هماهنگي به كمك هندسه، وزن و نور جلوه گر مي شد. در روند چنين انديشه اي بود كه هنر اسلامي از سده هاي 13-12 ق در تمامي سرزمينهاي اسلامي، از نظر ساختار و تزيين، از الگوي واحدي پيروي كرد و آن را تداوم بخشيد. ويلسون، 1377، ص 4

نكته اساسي در هنر اسلامي كه بايد بدان توجه كرد عبارت است از توحيد. هنرمند مسلمان از كثرات مي گذرد تا به وحدت نايل آيد. انتخاب نقوش هندسي و اسليمي و خيالي و كمترين استفاده از نقوش انساني و وحدت اين نقوش در يك نقطه، تاكيدي بر اين اساس است:

     نديم و مطرب و ساقي همه اوست     خيال آب و گل در ره بهانه

(مددپور، 1377، 196)

جهان در تفكر اسلامي جلوه و مشكات انوار الهي است و حاصل فيض مقدس نقاش ازلي، و هر ذره اي و هر موجودي از موجودات جهان و هر نقش و نگاري مظهر اسمي از اسماء الهيه است و در ميان موجودات، انسان مظهر جميع اسماء و صفات و گزيده عالم است.                       (همو، 1374، 133)

به هر تقدير جلوه گاه حقيقت در هنر، همچون تفكر اسلامي، عالم غيب و حق است، به عبارت ديگر، حقيقت از عالن غيب براي هنرمند متجلي است، و همين جهت، هنر اسلامي را عاري از خاصيت مادي طبيعت مي كند. او در نقش قالي – كاشي و تذهيب و حتي نقاشي كه به نحوي مانع حضور و قرب به جهت جاذبه خاص است، نمايش عالم ملكوت و مثال را كه عاري از خصوصيات زمان و مكان و فضاي طبيعي است مي بيند. در اين نمايش كوششي براي تجسم بعد سوم و پرسپكتيو ديد انساني نيست. تكرار مضامين و صورتها همان رفتن به اصل است. هنرمند در اين مضامين از الگوي ازلي نه از صور محسوس بهره مي جويد، به نحوي كه گويا صور خيالي او به صور مثالي عالم ملكوت مي پيوندد.    (همو، 1377، 196)

از ديدگاه يك هنرمند مسلمان يا هنرمندي در جهان اسلام، و يا پيشه وري كه بر آن بود تا سطحي را تزيين كند، پيچاپيچي هندسي بي گمان عقلاني ترين راه شمرده مي شد. زيرا كه اين نقش اشاره بسيار آشكاري است بر انديشة) اينكه يگانگي الاهي يا وحدت الوهيت زمينه و پاية گوناگونيهاي بي كران جهان است. در واقع وحدت الوهيت در وراي همة مظاهر است، زيرا كه سرشت آن مجموع و كل است چيزي را در بيرون وجود خويش نمي گذارد و همه را فرا مي گيرد و «وجود دومي» بر جاي نمي گذارد. با اين همه، از طريق هماهنگي تابيده بر جهان است كه وحدت الوهيت در جهان نمودار مي شود و هماهنگي هم چيزي نيست جز «وحدت در كثرت» (الوحده في الكثره) به همان گونه كه «كثرت در وحدت» (الكثره في الوهده) است. در هم گره خوردگي بيانگر يك جنبه و جنبه هاي ديگر است. ولي باز هم اين مطلب به ياد مي رسد كه وحدت زيربناي همه چيز است، يعني آنكه جهان از عامل واحدي پي ريزي شده است مانند يك طناب يا يك خط كه در سيري بي كران پيوسته به خويشتن بازمي گردد و دور مي شود.                                                                 (بوركهات، 1365، 75)

خطوط يك سلسله معاني در ذهن ايجاد مي كنند، يك خط عمودي در حقيقت سمبلي است از متعالي شدن و بالا رفتن، يك خط افقي سمبلي است از سكون و به اصطلاح بي حركت بودن. مقدار اين خطوط به اضافه خطوط مايل كه عبارت از حركاتي است كه به حقيقت به يكي از اين سوها بايد برود، با هم در هنر اسلامي تبادل دارند.

اگر يك خطي از چهل و پنج درجه، رو با پائين بيايد حركت افولي است، و اگر از چهل و پنچ درجه بيشتر باشد و رو با بالا برود، حركتي است كه مي خواهد به جهت صعود برگردد.مجموعة اين‌ها دريك هنراسلامي به‌اضافةخطوط مدور و متحركت، به صورت بسيار متعالي تركيب شده است. روزنه اي به باغ بهشت ص

هنرمندان يا پيشه وران اسلامي كه به كار تزيينات هندسي مي پرداختند – مثلاً شبكه اي از درهم رفتگي غنچه ها در پوشاندن سطحهاي مختلف مي ساختند – دايره اي را كه اساس كار خويش قرار مي دادند و بر آن مبنا تزيينات خود را مي‌نگاشتند محو مي كردند و اين دايرة مجازي انگاشته شده و نهاني باعث مي‌شد خطوط راست چون اشعة دوايري نامرئي جلوه كنند و از اين جهان بلورها و تكه هاي برف و جهان پر لذت دوردست پر ستاره نمايان گردد. بوركهايرت، 1365 ص 75

تعاليم و عقايد اسلامي بر كل شئون و صور هنري رايج در تمدن اسلامي تأثير گذاشته است و صورتي وحداني به اين هنر داده است. مثلاً گرچه مساجد به جهاتي شكل و صورت معماري خاصي پيدا كرده اند ولي بسياري از اصول معماري و تزئينات آنها درست مطابق قواعد و اصولي بوده كه در مورد ابنيه غيرديني هم رعايت شده است. از اين رو روحانيت هنر اسلامي نه در تزئين قرآن يا معماري مساجد بلكه در تمام شئون حيات هنري مسلمين تسري پيدا كرده و هر يك بنا بر قرب و بعد به حق صورت روحاني تر يا مادي تري يافته اند. از مميزات هنر اسلامي كاهش تعينات است. ارنست كونل هنرشناس غربي در بارة اين مميزه چنين مي گويد:

«تقوايي هراس آلود» مانع گرديد كه علاقه به واقعيات و گرايش به سوي كثرات بتواند موانع را از پيش پا بردارد و اين موضوع باعث به كار بردن طرحهايي تزئيني گرديد كه خود ملهم از واقعيت بود. مخالفت با گروندگان به سوي طبيعت آن چنان در طبع فردفرد مسلمانان رسوخ كرده بود كه حتي بدون تذكرات مؤكد پيامبر (ص) هم مي توانست پابرجا بماند. به اين علت فعاليت استادان هنر اسلامي فقط محدود به كارهاي معماري و صنايع مستطرفه مي شود.»

به هر تقدير دوري از طبيعت محسوس و رفتن به جهاني وراي آن با صور تمثيلي از اشكالي نباتي و اسليمي و خطايي و گره ها به وضوح بچشم مي آيد. وجود مرغان و حيوانات اساطيري بر اين حالت ماوراء طبيعي در نقوش افزوده است. وجود چنين تزئيناتي با ديگر عناصر از نور و حجم و صورت فضايي روحاني به هنر اسلامي مي بخشد. روح هنر اسلامي سير از ظاهر به باطن اشياء و امور است.

هنرمندان اسلامي در نقش و نگاري كه در صورتهاي خيالي خويش از عالم كثرت مي بينند، هركدام جلوة حسن و جمال و جلال الهي را مي نمايند. بدين معني هنرمند همة موجودات را چون مظهري از اسماءا…… مي بيند و بر اين اساس اثر هنري او به مثابه محاكات و ابداع اسماءالله است. جهان در تفكر اسلامي جلوه و مشكات انوار الهي است.

زبان و بيان در هنر معماري اسلامي (هنر مجرد)

هنر اسلامي «هنر آبستره» است. يعني آن هنر اسلامي كه در حقيقت در همه جاي دنيا يك رنگ دارد و يك نقش دارد و گفتيم قابل شناخت هست، «هنر مجرد» است، «هنر انتزاعي» است كه طبيعت در آنجا به صورت مدل قطعي مورد توجه نبوده، بلكه طبيعت نشانه است و نقاش هم نشانه را به كار برده است.

هنر اسلامي به اين علت هنر آبستره شده است كه توجه را از كثرت به وحدت كه همان معناي توحيد باشد كه ذكر كرديم بياورد.

به عنوان مثال؛ «اسليمي» يك نقش مجرد است. يعني نقشي است كه از عالم انتزاع پيدا كرده است. ظاهر و تصوير يك چيز مادي نيست، بلكه نشانه اي است براي اينكه توجه را به يك مطلبي كه ماوراء اين نشانه است جلب كند.

«هنر اسلامي» كه «هنري آبستره» است توجه را به عكس، از كثرت به وحدت مي آورد. يعني در داخل مسجد، نقش انسان به اين علت نيامده است كه توجه شما به آن نقش جلب نشود و تنها عبادت خدا را انجام دهيد. اتمسفر مسجد طوري است كه انسان كمي لطيف تر شده و متوجه يك نكته دقيق مي گردد كه همان كلمة «لااله الا الله» است. و مهري كه به هنر اسلامي، خورده است، مهر وحدت است. (حاج قاسمي و نوايي، 1366، 213-212)

هنر «آبستره» يعني «هنر مجرد»، «هنر انتزاعي». البته «آبستره اي» كه ما در اسلام مي گوييم، با هنر «آبستره اي» كه الآن نقاشان آبستره نگار كه با «دنياي انتزاعي» سر و كار دارند، يكي نيست و با هم خيلي فرق دارند، اين ها به قول فلاسفه، فقط در اسم اشتراك لفظي دارند.

هنر «آبستره» مغرب زمين ادامة همان طبيعت زدگي مردم از هنر طبيعت سازي است كه به كلي با دنياي مادي قطع رابطه كرده است و با هنر اسلامي كه مي گوئيم «آبستره» است؛ متفاوت است.

تزئينات نيز در معماري اسلامي در خدمت همان فضاسازي و همان تصور و خيالي است كه در آن جستجو مي گردد.

«معمار مسلمان» به ابداعات بسيار در تجسم و تصوير آن دنياي ايده آل و برتر كه در ذهن دارد دست زده است.

يكي از اصلي ترين و مهمترين خصوصياتي كه معمار در هستي به طور كلي مي شناسد «وحدت» آن است و وجود مركزي مشخص اما ناپيدا كه همة موجودات را در هستي معنا و هويت مي بخشد. همة هستي از يك حقيقت به وجود آمده و به همان نيز بازمي گردد.

«انسان مسلمان» در همه چيز مركز را مي بيند و انديشه ي مركزگرا دارد. «وحدت» رمز هستي و رمز وجود است و اين به عنوان قانون محوري هستي، انتظامي است كه رمزي از قوانين كلي و رمز وجودست و اين به عنوان قانون محوري هستي، انتظامي است كه رمزي از قوانين كلي و لايتيغر دنياي برتر و سايه اي از حقايق آن در جهان خاكي تلقي مي گردد. روزنه ص

اين اصل اساسي در «معماري اسلامي» است. همواره تمام اشكال داراي مركزي مشخص يا محوري كه سرچشمه تمامي اجزاست، مي باشند. اگر اين مركز يا محور از مجموعة بنا حذف شود نظام بنا بهم مي ريزد و اجزائ بي معنا، بي هويت و آشفته مي گردند. اين در همة فضاهاي «معماري اسلامي» هويدا است.

يكي از اشكال جالب توجه «تقارن» است كه بسيار از آن استفاده شده است، انعكاس در آب يعني «تقارن» نسبت به يك محور افقي است. اين «تقارن» مي تواند چون نشان از «انعكاس» و «تصوير» و «پرتو» و «نور» را در خود دارد تعابير لطيف «عرفا و شعرا» را به ياد بياورد.

نقوش هندسي، يادآور فقر ذاتي انسان

طرحهاي هندسي كه به محو بارزي وحدت در كثرت و كثرت در وحدت را به نمايش مي دهد، همراه با نقوش اسليمي كه نقش ظاهري گياهي دارند، آن قدر از طبيعت دور مي شوند كه ثبات را در تغيير نشان مي دهند و فضاي معنوي خاصي را ابداع مي نمايند كه رجوع به عالم توحيد دارد. اين نقوش و طرحها كه فاقد تعينات نازل ذي جان هستند، آدمي را به واسطه صور تزييني به فقر ذاتي خويش آشنا مي كنند. (مددپور، 1374 ص 135)

بيشتر رشته هاي هنر اسلامي از چين گرفته تا اسپانيا با وجود بسياري و كثرت مصالح و گوناگوني شكلها و سبكهاي مورد استفاده از لحاظ فكري و نظري و تركيب شكلها به هم پيوسته و واحد است. تقليد از طبيعت در فرهنگ اسلامي پايگاه برجسته اي ندارد. از اينروست كه گسترش ديدگاهي يگانه و واحد در تركيب هنر تزئيني انتزاعي و جدا از ماده و طبيعت پديدار شده است كه جهان را متعالي مي نمايد و از طبيعت پيروي كامل نمي كند. (السعيد و پارمان، 1363، 14)

رياضيات و هندسه در اسلام، در قيد و بند جهان ماده نيست، در واقع بشر به جهان اشكال زندگي و در آن سوي آن به جهان رب النوعي ارتباط دارد. در نتيجه توانسته است بيش از آنكه ساختمان اجزاي تركيب كنندة جهان فيزيكي را همچون در فيزيك جديد آشكار كند، به اشكار كردن اصل حاكم بر اين جهان فيزيكي بپردازد. علاوه بر اين توانسته است به دريافت هماهنگي و توازن و آگاهي از فوران كثرت از وحدت و بازگشت هر كثرت به وحدت كمك كند كه وجه تمايز روحانيت اسلام است و بصورتي مستقيم تر در هنر و معماري اسلامي متجلي مي شود. (آرام، 1366، 100)

«هنرمندان مسلمان» مهارت و تبحر عجيب و شگفت انگيزي چه در تركيب اشكال و چه در كنار هم گذاردن رنگها از خود نشان داده اند و قدرت خود را در اين زمينه نيز اثبات نموده اند و هنگامي كه به نقوش، چه «گياهي» و چه «هندسي» نگاه مي كنيم از خلاقيت و تصور ذهني طراح به تعجب و سرگيجه دچار مي شويم و خيلي از اشكال را غيرقابل ترسيم تصور مي كنيم؛ اين به خاطر آن است كه روي اين اشكال و نقوش بسيار كار شده و آنها در حقيقت محصول تجريبات متكاثف (هنرهاي فشرده) يك فرهنگ غني هنري است و راه و رسم هاي متعدد براي ترسيم آنها وجود دارد كه مكشوف و تسليم هر طالب يك روزه نيست. (حاج قاسمي و نوايي، 1366، 430)

نقش و رنگ

دو عامل مهم كه در فضاسازي و تزئينات آن كمك كي كنند، «نقش» و «رنگ» هستند. اغلب فضاهاي «معماري اسلامي» در تمام قرون متمادي منقوش بوده اند. «نقش» گاهي همراه با «رنگ» به كار مي رفته و گاهي بدون رنگ. اين اهميت نقش در معماري از كجا ناشي مي شود؟

چرا فضاهاي گذشتة ما به خلاف فضاهاي امروز كه خالي از «نقش» و «رنگ» طرح و تصور مي شوند مملو از نقوش «هندسي» و «گياهي» و «شمسه ها» و «طبل ها» و «ترنح ها» و «گلهاي ختائي» و «اسليمي» هاي پيچان و پر تحرك و شبكه هاي هندسي و منظم «گره ها» هستند؟ آيا اين همه، راهي به همان تصور ايده آل «معمار سنتي» و تجسم همان بهشت گمشدة او نمي برد؟ ايا او مي تواند فضاي بهشت ازلي و متعالي و باصفا را، فضائي خالي از «نقش» و «رنگ» و خشك تصور نمايد؟ آيا به اين خاطر نيست كه او تمام فضاي خود را آغشته به «نقش» و «رنگ» مي سازد حتي «كف»ها را نيز به وسيلة «فرش» رنگين و منقوش مي گرداند؟

به هر حال بايد در ابتدا ديد كه انسان براي منقوش نمودن فضاي بهشت زميني خود از چه نقشي استفاده مي كند. آيا تصاوير بهشت غيرخاكي و ماورائي و والائي كه در جستجوي آن است همان تصاوير اين جهاني و طبيعت موجود در روي زمين حتي در زيباترين نقاط آن است؟ آيا آنچه در بهشت آسماني يافت مي شود اصولاً مي تواند شباهتي ظاهري با موجودات اين عالم داشته باشد؟

استفاده از «رنگ» نيز در «معماري اسلامي» مانند ديگر موارد جنبه هاي كمي و ظاهري آن تمام نمي شود بلكه كيفياتي از «رنگ» طلبيده مي شود و خواص و مفاهيمي در كاربرد آن جستجو مي گردد كه وراي خاصيت بصري و ظاهري آنست به عكس امروز كه «رنگ» تنها از اين جنبه ها مورد توجه است. يعني تنها از اين نظر كه چه تأثيري روي چشم انسان دارد و چه اندازه و به چه ميزان بايد به كار رود و غيره. حال آنكه «معمار مسلمان» هرچند اين معنا را كاملاً پيش چشم دارد اما مفاهيم ديگري را در پس «رنگ» و «رنگ گذاري» مي جويد.

هر «رنگ» در نظر او شخصيت و كاراكتر خاصي دارد و به چيزي اشاره مي نمايد «رنگها» با هم داراي انتظاماتي بوده و به هم متصل و مرتبط مي باشند.

نكتة جالب در «رنگ گذاري» وحدت در حين كثرت آنهاست. بعضي فكر مي كنند كه اگر قرار باشد يك مجموعه داراي وحدت رنگي باشد قاعدتاً بايد همة مجموعه يك رنگ و يك نواخت گردد حال آنكه «معمار مسلمان» وحدت كامل فضا را با رنگهاي متضادي كه كنار هم قرار مي دهد، پديد مي آورد. او سعي مي كند «رنگها» را طوري كنار هم بگذارد كه آنها يكديگر را شخصيت و جلا بخشيده و تبيين نمايند.

او اين نوع كاركرد با «رنگ» را از جهان بيني خود مي گيرد در جهان بيني او عالم در عين اينكه داراي اضداد است «روز» و «شب» و «سياه» و «سفيد» و «مهر» و «كين» در آن كنار هم وجود دارند. يا به قول سعدي «گنج و مار و گل و خار و غم و شادي به هم اند»؛ اما وحدت و تعادل و توازن نيز دارد. اصولاً بدون وجود اين تضاد در عالم «وحدتي» نمي تواند وجود داشته باشد و «عدل و توازني» برپا نمي گردد؛ تنها در مقام ذات الهي است كه اين تقابل ها يگانه مي گردند و اضداد يكي مي شوند و «ظلمت» «نور» مي شود؛ اين معاني و شيوة «رنگ گذاري» را به وضوح مي توان در «مينياتورهاي اسلامي» ديد.

استفاده از «رنگ» در معماري به انواع و اقسام گوناگون است «رنگ روي گچ»، «سفال»، «چوب»، «شيشه»، «كاشي» و غيره كار شده است. اما بهترين حالت كه در بيشترين مقدار هم به كار آمده است «كاشي» است كه آن هم به نوبة خود انواع و اقسام دارد و تكنيك هاي مختلف مانند «معرق» و «هفت رنگ» و … كه هركدام از آنها روش ساخت و پخت و نصب مختلف دارند و گاهي اين تكنيك ها بسيار پيچيده و مشكل مي گردند به طور مثال «معرق سازي» كه وقت و ظرافت «جواهرسازي» را مي طلبد.

توجه ديگري كه بايد در مورد «رنگ» و به كارگيري آن در ساختمان نمود اين است كه همواره در همة زمانها و مكانها (در دوراني كه رنگ در ساختمان مطرح است) «رنگ گذاري» و استفاده از «رنگ» در بنا و يك نوع باقي نمانده است تركيبات رنگي در طول اين مدت تغييرات زياد كرده است و هر زماني بيشتر خودنمائي داشته و يا بيشتر به كار آمده، نيز تكنيك هاي مختلف «كاشي سازي» هركدام يك دورة اوج و يك دورة نزول داشته اند.

رنگ لاجورد تمثيل غايت نور در مقام خفي و رنگ طلا تمثيل غايت نور در مقام جلي است. اين مكاشفه بزرگ، هنرهاي تصويري عالم اسلام را در بر گرفت. در كاشي كاري مساجد، غلبه رنگ لاجورد، اين عبادتگاه ها را تبديل به فضاي ملكوتي نمود و در حاشيه قرآن ها و كتب ارجمند اسلامي، لاجورد و طلا، حكايت ظاهر و باطن كلام را در مقام بي زباني بازگو نمودند.

لاجورد در مرتبه تجلي رنگ ها، نماد وحدت و اولين طليعه فجر در شب است. سياهي غيب مطلق است و در دايره رنگ ها نيست و از اين روست كه به عنوان متن اصلي، در نقاشي يا تذهيب، به كار نمي رود. اما لاجورد مهم ترين رنگ متن در تذهيب و هنر اسلامي است. از آن جايي كه در مقام وحدت است ديگر رنگ ها را در درون خويش جاي مي دهد و آن ها را هماهنگ مي سازد. همان گونه كه آسمان در متن لاجوردين خويش تمامي افلاك و انجم را در آغوش مي گيرد. به تعبير عرفا شب تمثيلي از مقام وحدت است و رنگ لاجورد در تذهيب نيز چنين مقامي دارد. نقطه مقابل لاجورد، طلاست كه تلالو انوار نوراني روز را دارد و مقام تجلي و ظهور و پيدايش همه هستي از درون وحدت است و به مانند خورشيد كه از درون شب سياه بيرون مي زند و بر همه هستي رنگ مي زند و در عين حال بي رنگ است. طلا نيز در متن تذهيب مي تابد و هستي ساير رنگ ها را با وجود خود معني مي دهد.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

از لینک زیر می توانید دانلود کنید :

فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.

برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید

 دانلود متن کامل پایان نامه تجلي وحدت و كثرت در هنر اسلامي

 

مطالب مشابه را هم ببینید

141985615752731

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه ، تحقیق ، پروژه و مقالات دانشگاهی در رشته های مختلف است. مطالب مشابه را هم ببینید یا اینکه برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید فروش آرشیو پایان نامه روی دی وی دی

aca@

academicbooks@

دانلود کامل پایان نامه مقطع کارشناسی رشته هنر با موضوع امپرسيونيسم
دانلود کامل پایان نامه مقطع کارشناسی رشته هنر با موضوع نمایش
دانلود تحقیق رشته هنر با موضوع نقش بر جسته هاي تخت جمشيد
دانلود پایان نامه رشته هنر درباره عکاسی و مکاتب و روش های آن
پایان نامه : فنون تصويربرداري