سایت مرجع دانلود پایان نامه -پشتیبانی 09361998026

دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته تاریخ

ارسال شده در رشته تاریخ

 دانلود متن کامل  پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ  با موضوع :

اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان جانشینان نادرشاه افشار با فرمت ورد  word

 

چكيده:

دوام تمدن بشري و قوام حيات ملل در اعصار طولاني تاريخ متكي به رشادتها و جانبازي‌هاي مردمي است كه از موجوديت فردي خود صرفنظر كرده‌اند. تا ثبات و بقاي كل جامعه و افراد آن جامعه برقرار بماند. در حقيقت دوام و بقاي همه جوامع بشري و تعالي و پيشرفت افراد جوامع بشري و پيشرفت افراد جوامع بشري به تعداد مردم فداكار و از خود گذشته منوط است، ك از منافع فردي خود چشم پوشي مي كنند. به مصالح و منافع اجتماع خود كمك و مساعدت قابل توجهي انجام داده‌اند. چنين كساني عنوان «قهرمان» قوم و جماعت خود مي شوند.[1]

در دوره‌هاي مختلف ستايش جماعات انساني كثيري را به خويش جلب كرده‌اند. اساساً پيدايش نادر معلول شرايطي است كه ايجاب مي كند تا چنان مردي با آن گونه كفايت عظيم بدرخشد. و با گردآوري توده‌هاي مردم مستعد، شمشيرزن و مجاهد، در راه رهايي ايران، نشان دهد كه نمايندة روح حقيقي و توان رزمجويي و افتخار آفريني هموطنان خويش است.[2]

همه مورخان و كلية استادان علم تاريخ به اين نكته واقفند، كه مادر دهر تا كنون كمتر مرد بزرگي مانند نادر بوجود آورده باشد، نبوغ فرماندهي، استعداد كشورگشائي، و هوش خداداري نادر، نمي توان شك كرد.[3]

نادر طفل بود كه پدرش از دنيا رفت، نادر به دليل كمي سن نتوانست حاكم قلعه كلات شود به همين دليل عمويش به اين مقام رسيد.[4]

وقتي نادر به سن جواني رسيد عمويش اين مقام را به او تعويض نكرد، به بهانه جوان بودن نادر، و نادر از طايفه خود فاصله گرفت، و وارد مشهد شد و حاكم خراسان او را به نيابت ايشيك آقاسي باشي معين كرد. و با رشادت و شجاعتي كه داشت در ظرف چند سال به منصب مين باشي گري رسيد و تا سن سي سالگي بر اين مقام بود و هميشه آثار شجاعت و عزم متين از او ديده ميشد.

با حملات تركمن‌ها به خراسان نادر به فرماندهي قشون منصوب شد و رشادتهاي زيادي از خود نشان داد و تركمنتن را شكست داد.[5]

اگر چه نادر در ايام سلطنت خويش درب طلائي بريا حضرت امام رضا (ع) بنا نكرد و او مي خواست مشهد را پايتخت دائمي خود سازد.[6]

اما در قسمت سياست و كشورداري نادر چندان استعدادي نداشت و هر چه بنا كرد بي اساس و بي پايه بود. چنانكه امپراتوري وسيع وي در نتيجه همين ضعف تشكيلات پس از مرگش در هم پاشيد.[7]

بايد به خاطر داشت كه منصبي كه نادر به آنها مي داد پاداش شجاعت آنها يا به مناسبت اطلاع آ‎نها بر طرق پول گرفتن از مردم با زور بود، و ربطي به عقل يا شايستگي آنها نداشت. و از اينجا طبعاً مي توان دريافت كه چرا اشخاص پست در خدمت او به مقامات عالي رسيدند.[8]

همه كساني كه تاريخ نادر را نوشته‌اند متفق القولند كه در پنج سال آخر سلطنت نادر، ظلم بي اندازه بر ايرانيان رفته است، تا آنجا كه در پنج سال آهر سلطنت نادر، ظلم بي اندازه‌اي بر ايرانيان رفته است، تا آنجا كه مي توان گفت هيچ دولت متجاوز و غارتگر بيگانه‌اي نيز، در يك سرزمين به استعمار كشيده شده مرتكب آن نوع فجايع بي اندازه نگرديده است. برخي بر اين عقيده‌اند كه ثروت سرشار هند، زمام هوسهاي نادرشاه را سست كرد. او كه از خاندان فقيري بود به مجرد ديدن آن همه دفينه و جواهرات آزمند‌تر و حريصتر گرديد، و انديشه‌اي جز بر افزودن سيم و زر و انباشتن آنها در كلات نداشت. نادر در ابتداي امر گشاده دستي وسعة صدر نيز داشت و بكرات ديده ميشد كه پول را تنها ابزاري براي تحقق اهداف خود در نظر مي آورد. حق اين است كه بگوييم شدت بيماري او كه پس از كوري دلاورش رضا قلي ميرزا محسوس شد. ابتدا به نوعي خودآزاري و آنگاه مردم آزاري منتهي شد. جمع‌آوري ثروت و زجردادن مردم بيگناه و گناهكار مجاري نمايش هيجانهاي روحي وي گشت. بيماري اختلال فكري نادر خود عامل اصلي كشته شدن نادر بدست يارانش گرديد.[9]

علي قلي خان برادر زاده نادر شاه او را بقتل رساندند. علي قلي خان تمام فرزندان نادرشاه را بقتل رسانيد. و شاهرخ ميرزا را كه فرزند رضا قلي ميزرزا بود را در مشهد زنداني نمود.[10]

علي قلي خان در بيست و هفتم جمادي الثاني سال 1160 هجري، قمري در مشهد مقدس تاج گذاري كرد، و خود را عليشاه ناميد. سكه و خطبه بنام خود خواند.

علي شاه بدليل اينكه به حكومتش مشروعيت بخشد، فرماني صادر كرد و از ظلم و ستم نادر ابراز انزجار كرد و خود را عادلشاه ناميد. تا قلوب مردم ايران را به خود جلب نمايد[11]. علي شاه در آغاز سلطنت به باده گساري پرداخت، و گنجينه‌ها و ثروت نادر و اشياي نفيس كه پانزده كرور نقد مسكوك كه هر كروري بالغ بر پانصد هزار تومان بود را از كلات به مشهد آورد و به اين و آن بخشيد.[12]

معرفي منابع:

در جنگي كه بين علي شاه و ابراهيم خان در سلطانيه در گرفت، علي شاه از ابراهيم خان شكست خورد. عده زيادي از لشكريان علي شاه به ابراهيم خان پيوستند. علي شاه به تهران گريخت، و بدستور ابراهيم خان كور گرديد[13].

ابراهيم خان به سبب قتل شاهزادگان نادرشاه، توسط برادرش عليشاه، از او بسيار هراسناك بود. به همين دليل با عليشاه وارد جنگ شد.[14]

ابراهيم خان برادر كوچكتر عليشاه بود. ابراهيم خان در هفدهم ذي الحجه سال 1161 هجري، قمري در تبريز به تخت سلطنت جلوس كرد.[15]

مردم مشهد و سران ايلات نيز به جستجوي شاهرخ پرداختند. شاهرخ ميرزا را مردم مشهد و سران ايلات نيز به جستجوي شاهرخ پرداختند. شاهرخ ميرزا را مردم مشهد از ارك بيرون آوردند، و در آستاكه مشهد رضوي با وي پيمان سلطنت بستند شاهرخ ميرزا در بيستم شوال سال 1161 هجري، قمري در مشهد به تخت سلطنت نشست.[16]

معرفي منابع:

ابراهيم با سپاهيانش از آذربايجان عازم خراسان شد. بار و بنه خود را به همراه عليشاه كور به قم فرستاد. لشگريان ابراهيم شاه در سرخه سمنان به او اعلام بي وفائي نموده، از ابراهيم شاه جدا شدند، عده‌اي از لشگريانش به شاهرخ ميرزا پيوستند، عده‌اي ديگر از لشگريان ابراهيم شاه نيز به وطن خود رفتند.[17]

ابراهيم شاه با طائفه افغان كه وفادار به او بودند، روانه قم شد، ابراهيم شاه نيز مانند نادر جانب ازبكان و افغانان سني را بيشتر از ايرانيان رعايت مي‌كرد. افراد قزلباش پادگان قم نيز بر سر افغانان و ازبكان ريختند، و آنان را از شهر بيرون كردند و دروازه شهر قم را بستند. افغانان به سركردگي آزادخان از ابراهيم شاه جدا شدند. ابراهيم شاه به قلعه قلاپور كه بين ساوه و قزوين مي‌باشد گريخت. مردم قلعه او را بند كردند و نزد شاهرخ ميرزا فرستادند. بدستور شاهرخ ميرزا، ابراهيم شاه را كور كردند، و سپس طي راه او را بقتل رساندند. نعش ابراهيم شاه را به مشهد بردند. علي شاه كور را نير در روز ورود به مشهد مقدس به قصاص شاهزادگان نادري كشتند[18].

سيد محمد كه از خاندان صفوي بود، بعد از مرگ ابراهيم خان، افغانان را از شهر قم بيرون كرد، افغانان متعرض جان و مال و ناموس مردم قم شده بودند. سيد محمد در روز پنجم صفر، سال 1163 هجري، قمري بر تخت سلطنت جلوس كرد. سكه بنام سيد محمد ضرب گرديد. سيد محمد كه معروف به شاه سليمان بود 40 روز روز حكومت كرد. سپس توسط شاهرخ كور گرديد و زبانش را بريدند، شاه سليمان در حالت زنداني چندان ماند تا در سال 1177 هجري، قمري در گذشت.

شاهرخ ميرزا نيز در اواخر سال 1210 هجري، قمري توسط آغامحمدخان قاجار شكنجه شد، و بر اثر اين شكنجه در گذشت[19].

 

معرفي منابع:

الف- منابع اصلي:

1- استرآبادي، ميرزا مهدي خان، جهانگشاي نادري به اهتمام سيد عبدالله انوار، تهران انتشارات انجمن آثار ملي، 1341

2- استرآبادي، ميرزا مهدي خان، دره نادره، به تصحيح دكتر سيد جعفر شهيدي، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، 1341

3- اوتر، ژان، عصر نادرشاه افشار، ترجمه، دكتر علي اقبالي، تهران، سازمان انتشارات جاويدان، 1363

4- اشرفيان، آرونوا، دولت نادرشاه افشار، ترجمه، حميد امين، تهران، انتشارات شبگير، 1356

5- بازن، پادري فرانسوي، نامه‌هاي طبيب نادرشاه، ترجمه، دكتر علي اصغر حريري، تهران، انتشارات شرق، 1365

6- حزين، محمد علي، تاريخ حزين، اصفهان، انتشارات تائيد، 1332

7- شفيع تهراني، محمد، تاريخ نادرشاهي، به اهتمام دكتر رضا شعباني، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1369

8- فريزر، جيمز، تاريخ نادرشاه افشار، ترجمه، ابوالقاسمناصر الملك، تهران، انتشارات توس، 1368

9- فلور، دكتر ويلم، حكومت نادرشاه، ترجمه، ابوالقاسم سري، تهران، انتشارات توس، 1368

10- قزويني، ابوالحسن، فوايد الصفويه در ذكر افشاريه، ترجمه، دكتر مري ممير احمدي، تهران، مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1368

11- كشيشكان با پوژئيت فرانسوي، نامه‌هاي شگفت انگيز، ترجمه، دكتر بهرام فره‌وشي، تهران، مؤسسه انديشه جوان، 1370

12- گلستانه، ابوالحسن محمد امين، مجمل التواريخ، شامل وقايع ورويدا دهاي سي و پنج ساله بعد از نادرشاه، به سعي و اهتمام مدرس رضوي استاد دانشگاه، تهران، انتشارات كتابخانه ابن سينا، 1344

13- مدوي، محمد كاظم، عالم آراي نادري، به تصحيح دكتر محمد امين رياحي، تهران، انتشارات علمي، 1374

14- مرعشي صفوي، ميرزا محمد خليل، مجمع التواريخ، به تصحيح و اهتمام استاد عباس اقبال آشتياني، تهران، انتشارات كتابخانه ظهوري، كتابخانة سنائي، 1362

15- وزيري، احمد علي خان، تاريخ كرمان، به تصحيح دكتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي، تهران، انتشارات علمي، 1340

16- هنري، جونز، زندگي نادرشاه، ترجمه، دكتر اسماعيل دولتشاهاي، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1346

 

ب- منابع تحقيقي

  • احمد پناهي سممناني، محمد، نادرشاه بازتاب حماسه ملي، تهران،كتابخانه نمونه، 1368
  • افراسيابي، بهرام، عقاب كلات و نامه‌هاي طبيب نادر، تهران، انتشارات سخن، 1370
  • باستاني پاريزي، محمد ابراهيم، افشار هادر كرمان، تهران، چاپ بهمن، 1367
  • پرايس، كريستين، تاريخ هنر اسلامي، ترجمه، مسعود رجب نيا، تهران، بنگاه ترجمه نشر كتاب، 1356
  • دبير سياقي، سيد محمد، سازمان اداري حكومت صفوي، ترجمه، مسعود رجب نيا، تهران، انتشارات امير كبير، 1368
  • رضايي، عبدالعظيم، گنجينه تاريخ ايران، صفويان، افشاريان، زنديه و قاجار، (جلد دوازدهم)، تهران، انتشارات اطلس، 1378
  • رياض الاسلام، تاريخ روابط ايران و هند، ترجمه، محمد باقر آرام، تهران، انتشارات امير كبير، 1373
  • سيوري، راجر، ايران عصر صفوي، ترجمة، كامبيز عزيزي، تهران، انتشارات سحر، 1363
  • شعباني، دكتر رضا، تاريخ اجتماعي ايران عصر افشاريه، تهران، انتشارات قومس، 1369
  • شميم، علي اصغر، از نادر تا رضا خان، تهران، انتشارات مدبر،1373
  • صنعتي زاده كرماني، نادر فاتح دهلي، تهران، انتشارات دنياي كتاب، 1368
  • لارودي، نورالله، زندگي نادر پسر شمشير، تهران، انتشارات ايران زمين، 1370
  • لاكهارت لارنس، نادرشاه، ترجمه، مشفق همداني، تهران، انتشارات امير كبير، 1357
  • لاكهارت، لارنس، انقراض سلسله صفويه و ايام استيلاي افاغنه به ايران، مترجم، مصطفي قلي عماد، تهران، انتشارات مرواريد، 1364
  • لاكهارت و دكتر غلامرضا افشار نادري، نادرشاه، مترجم، اسماعيل افشار نادري، تهران، انتشارات دستان، 1377
  • لوي، دكتر حبيب، تاريخ يهود ايران (جلد سوم)، تهران، انتشارات يهود ابروخيم، 1334
  • مينورسكي، ولاديمير، تاريخچه نادرشاه، ترجمه، رشيد ياسمي، تهران، كتابهاي سيمرغ وابسته به انتشارات امير كبير، 1363
  • مير احمدي، دكتر مريم، تاريخ سياسي و اجتماعي عصر صفوي، تهران، انتشارات امير كبير، 1371
  • مير احمدي، دكتر مريم، دين و دولت در عصر صفوي، تهران، انتشارات امير كبير، 1369
  • نصيري، محمد رضا، مكاتبات تاريخي ايران دوره افشاريه، دانشگاه گيلان، جهاد دانشگاهي، 1364
  • نوائي، دكتر عبدالحسين، نادرشاه و بازماندگانش، تهران، چاپ تك، 1368

 

مقدمه:

يكي از شخصيت‌هاي شگرف تاريخ خاور زمين يا حتي جهان در سده‌هاي اخير نادر قلي (طهماسبي – نادرشاه) پسر اما مقلي بيك، پوستين دوز خراساني است، كه از ميان مردمان فرودست خطة خراسان قد برافراشت. نادر بي گمان در طول تاريخ پر فراز و نشيب ايران زمين يكي از مرداني است كه وجودش براي حفظ استقلال كشور و نيز اعادة حيثيت و شرف و آبروي ملت ايران مورد نياز بوده، و به منزله موهبت و نجات دهنده اي بوده است. در زماني سخت تاريك كه ايران در شرف اضمحلال قطعي بوده و خش‌هاي مهمي از اين سرزمين از پيكر آن جدا شده و به فساد گراييده بود. حكومت غاصب، چپاولگر و بيرحم، مردمان آسيب ديد هو پراكنده و درمانده و هر پاره‌اي از كشور در چنگال مهاجمي (عثماني، روس و …) افتاده بود.

دولت صفوي دو قرن و نيم، ناگهان مثل درخت كهنسال پوسيده‌اي به تندبادي در هم شكست و فروريخت و ملتي كه غرق در رفاه و تجمل آسايش و در عين حال در فساد و جهل و بي خيالي و بي خبري بود در گرداب ذلت و فقر و ناامني فرو رفت. اما ناگهان در ميان دود و آتش، و اشك و خون از ميان اين ملت حوادث ديده تجربه اندوخته، دولتي ديگر سر بر مي آورد.[20]

مرد دلاور از گوشه دور افتاده‌اي قد بر مي افرازد و دشمنان خارجي كه غرب و شمال مملكت ايران را بين خود تقسيم كرده بودند را سركوب مي كند، اما در داخل كشور، چند دستگي و ستم و حق كشي بيداد مي‌كند. همه به جان هم افتاده‌اند و به خون هم تشنه بودند كمتر كسي به مرگ طبيعي مي ميرد و اگر كسي كه داراي اسم و رسمي و اعتباري در جامعه دارد بميرد هزار گونه حرف در مورد مرگش بر لبها جاري مي سازند. با تسليم اصفهان در روز يازدهم محرم سال 1135 هجري، قمري عمر سلسله‌اي كه بيش از دو قرن زمام امور جامعه ايراني را در اختيار داشت به سر آمد، و محمود غلزه، فرزند ميرويس، براريكه قدرتي نشست كه تا چند ماه پيش تصور آن را نيز بزحمت مي توانست در خاطر بپرورد[21].

افغانان زور گويي و بي عدالتي زيادي را نسبت به مردم بي يارو اصفهان انجام دادند. و هر كجايي از سرزمين ايران كه پاي افغانان رسيد مردم روي خوش به آنان نشان ندادند بلكه با آنان مبارزه مي كردند و افغانان را از آن ديار دور ساختند.

شاه سلطان حسين و خانواده او قرباني توطئه‌هاي پياپي و بي رحمانه غاصبان قدرت شدند. در اين اوضاع و احوال مملكت ايران همسايگان غربي و شمالي ايران ار حركت باز نيستادند و شروع به تهاجم عليه ايران نمودند، عثمانيها كه همسايگان غربي ايران بودند شروع به تصرف مناطق غربي كشور كردند. روس‌ها هم ايالتهاي شمالي كشور را به تصرف خود در آوردند.[22]

نادر در سال 100 هجري، قمري در دهكده‌اي و به احتمال قريب به يقين در چادري در چند منزلي جنوب شرقي مشهد در نزديكي كلات ديده به جهان گشود. نادر به طايفة افشار كه قومي تاتار و تابع ايران مي‌باشد پيوستگي داشت. اين طايفه روزگار خود را به كشاورزي مي گذراندند. و به ايرانيها اسب و گوسفند و گاو مي روختند. پدر نادر اما مقلي نام داشت با پوستين دوزي امرار و معاش مي‌كرد. نادر با طهماسب دوم متحد مي‌شود و شكست سختي به افغانان غلزايي وارد مي سازد و اشرف افغان و دارو دسته او را از ايران بيرون مي‌كند و عده زيادي از افغانان غلزايي را به قتل مي رساند و كشور را از شر آنان نجات مي بخشد[23]

نادر در (8 مارس 1736 ميلادي) 24 شوال 1148 جري، قمري خود را به عنوان نادرشاه و اولين پادشاه سلسله افشاريه تاجگذاري كرد.[24]

نادر نه فقط از نظر نظامي مردي سياس و مدبر و كاردان و استراتژيستي بي مانند است. بلكه از نظر درك و فهم اوضاع و احوال روزگار و شناخت امور اجتماع و سياسي و اقتصادي عصر نيز كم نظير است. هنوز به تاج و تخت پادشاهي نرسيده بود كه پيمان‌هايي كه طهماسب دوم با همسايگان تجاوزگر بسته بود را غير قانوني اعلام كرد و متذكر شد كه اعتباري ندارد.[25]

براستي در راه تأمين استقلال ايران با دستهاي تواناي خود «پايه‌هاي حكومت‌هاي سلطنتي شرق را به لرزه درآورد» اين مرد«حيرت انگيز» كه «مرهون عزم راسخ» خود بود در زمينه‌هاي رفاع از سرزمين خود روحي فعال در كالبد نيمه جان جامعه آن روز ايران دميد.[26]

در امور مذهبي نادر هيچگونه تعصب نداشت و شايد در ايام جواني به مذهب شيعه اعتقاد داشت.[27]

در سياست خارجي نادرشاه افشار با درايت و عاقلانه رفتار مي‌كرد و در عقد قراردادها با دول خارجي روس و عثماني كاملاً منافع ايران را در نظر مي گرفت[28].

نادرشاه در شب يكشنبه يازدهم جمادي جماديالآخر سال هزار و صد شصت هجري، قمري در قتح آباد خبوشان (قوچان) به تحريك علي قلي خان و توسط محمد قلي خان افشار را رومي و عده‌اي از پاسبانان سراپردة دولت نادرشاهي، با همدستي صالح خان قرطوي ابيوردي، نيمه شب داخل سراپردة پادشاه (نادر) شدند، و او را بقتل رسانيدند.[29]

عادلشاه هنگامي كه به قدرت رسيد. 24 ساله بود. صورتي زيبا و اندامي ورزيده داشت. زور بازوي او بحدي بود كه سيني بزرگ مسي را مانند و رق كاغذ از هم مي دريد. عادلشاه در اعلاميه‌اي كه صادر كرد، صريحاً مسئوليت قتل نادر را بر عهده گرفت. او مي خواست به شيعيان تكيه كند، لذا در اعلاميه‌اش، فريبكارانه نوشت: چون نادرشاه مذهب شيعه را واگذاشت و اهلش را ذليل داشت، و جور و ظلمش از حد گذشت، چنانكه خوانخواري گشت كه، نشاطش خونريزي بود و از سر بندگان خدا و دوستان علي مرتضي، كله منارها ساخت، پس حكم داديم كه محمد قلي خان افشار، آن غدار را گرفته، از تخت كشيد و اين عمل را خدمت به عموم مردم و موجب رفاه ملك و ملت دانستيم.[30]

شيوه‌هايي كه عادلشاه براي تثبيت خود به كار مي گرفت طوري نبود كه در نهايت به سودش تمام شود. زمينه هم در آشفته بازار سياسي و اجتماعي اين دوران براي او مساعد نبود. لذا كمتر از يكسال نتوانست به سلطنت ادامه دهد. اما مرگ نادر براي ايران موهبت نبود. ميراث خواران نادر در درندگي و شبعيت و بي رحمي، دست كمي از خود نادر نداشتند. آنها به جان هم افتادند. انگيزه اين جنگ خانوادگي البته عمدتا ربودن عنوان پادشاهي و جاذبه سلطنت بود، اما بيم جان و صيانت نفس هم روي ديگر اين سكه بود، آنها از همديگر مي ترسيدند و شديداً نسبت به هم بدبين بودند، و حق هم داشتند. بدعتي بود كه نادر، خود در سلامه خويش به ارث گذاشته بود.[31]

ضمن تشكر و سپاسگذاري از استاد راهنما جناب آقاي دكتر جعفرپور و استاد مشاور جناب آقاي دكتر امامي كه در اين پايان نامه مرا ياري فرمودند و تجربيات خودشان را در اختيار بنده قرار دادند.

 

 

[1]- تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه، دكتر رضاشعباني، جلد دوم، نشر قومس، سال 1375، ص 5 ، 8

[2]-تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه، دكتر رضا شعباني، جلد دوم، نشر قومس، سال 1375، ص 5 ، 8

[3]- نادرشاه، لاكهارت، ترجمه: مشفق همداني، مؤسسه انتشارات امير كبير، تهران، 1357، ص 7

[4]- تاريخ حكومت نادرشاه، اثر دكتر ويلم فلور، مترجم، دكتر ابوالقاسم سري، تهران، 1368، انتشارات توسن، ص 53

[5]- تاريخ نادرشاه افشار، اثر: جيمز فريزر، مترجم، ابوالقاسم خان ناصر الملك، چاپ پايا، تهران، 1363، ص 54،55،56

[6]- نادرشاه افشار، شامل پيراسته و و كوتاهشده، دره نادري از: تقوي پاكباز، سفرنامه حذين از: محمد ملايري، سخنراني ايرانشناس و نويسنده معروف، دكتر لاكهارت در انجمن همايوني آسياي مركزي لندن، از انتشارات بنياد ،1369، ص 187، 191، 192

[7]-زندگي نادرشاه، جونس، هنري، ترجمه، دكتر اسماعيل دولتشاهي، انتشارات علمي و فرهنگي، 1346 ص 338

[8]- هنري، جونس، همان منبع، ص 338

[9]-تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي ايران در دوره‌هاي افشاريه و زنديه، اثر: دكتر رضا شعباني، چاپ مهر، قم، 1378، ص 64

[10]- مجمل التواريخ، الوالحسن گسلتانه، به اهتمام مدرس رضوي استاد دانشگاه، تهران، انتشارات كتابخانه اين سينا، 1344، ص20

[11]-نادرشاه و بازماندگانش، دكتر عبدالحسين نوائي، چاپ تك، تهران، 1368 ص 491

[12]- جهانگشاي نادري، ميرزا مهدي خان استر آبادي، به اهتمام سيد عبدالله انوار، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، 1341، ص 427، 428

[13]- عالم آراي نادري، محمد كاظم مروي، به تصيح دكتر محمد امين رياحي، تهران، انتشارات علمي، 1369، ص 1198، 1199

[14]- گلستانه، ابوالحسن، همان منبع، ص 24

[15]-دره نادره، ميرزا مهدي خان استرآبادي، به اهتمام دكتر جعفر شهيدي، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، 1341، ص 761

[16]- استرآبادي، ميرزا مهدي خان، همان منبع، ص 762

[17]- استرآبادي، ميرزا مهدي خان، همان منبع، ص 432

[18]-نوائي، عبدالحسين، همان منبع، ص 494

[19]- نوائي، دكتر عبدالحسين، همان منبع، ص 496، 497، 498

[20]- عالم آراي نادري، محمد كاظم مروي وزير مرو، به تصحيح دكتر محمد امين رياحي، تهران، 1374، انتشارات علمي، ص 15 مقدمه

 

[21]- مروي، محمد ماظم، همان منبع، ص 15

[22]-همان منبع، ص15

[23]- زندگي نادرشاه، جونس هنوي، ترجمة، اسماعيل دولتشاهي، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1346، ص 7

[24]- ايران عصر صفوي، راجر سيوري، ترجمة، كامبيز عزيزي، تهران، 1363، انتشارات سحر، ص 253

[25]- مروي، محمد كاظم، همان منبع، ص 15

[26]- فلور، دكتر ويلم، همان منبع، ص 7

[27]-نادرشاه، شامل پيراسته و كوتاهشده، دره نادري از: تقوي پاكباز، سفرنامه حزين از: محمد ملايري، سخنراني دكتر لاكهارت در انجمن همايوني آسياي مركزي لندن، انتشارات بنياد، تهران، 1369، ص 191، 192

[28]-نادرشاه، شامل پيراسته و كوتاهشده، دره نادري از: تقوي پاكباز، سفرنامه حزين از: محمد ملايري، سخنراني دكتر لاكهارت در انجمن همايوني آسياي مركزي لندن، انتشارات بنياد، تهران، 1369، ص 191، 192

[29]- جهانگشاي نادري، ميرزا مهدي خان استرآبادي، به اهتمام سيد عبدالله انوار، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، 1341، ص 425، 426

[30]- نادرشاه بازتاب حماسه و فاجعه ملي، احمد پناهي سمناني، انتشارات كتاب نمونه، تهران، 1368، ص 311

[31]- احمد پناهي سمناني، محمد، همان منبع، ص 311

 

متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

word

 

 

فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده اند

 

فایل های این سایت دارای رمز هستند برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید

 

 دانلود متن کامل پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ – اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان جانشینان نادرشاه افشار

 

مطالب مشابه را هم ببینید

141985615752731

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه ، تحقیق ، پروژه و مقالات دانشگاهی در رشته های مختلف است. مطالب مشابه را هم ببینید یا اینکه برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید فروش آرشیو پایان نامه روی دی وی دی

aca@

academicbooks@

پایان نامه كارشناسي ارشد تاریخ :بازرگانان وجنبش مشروطیت ایران
متن کامل پروژه كتابخانه ها و مراكز اسناد در عصر هخامنشي
پایان نامه : تحول تمدن¬هاي مختلف و انگيزة فراز و نشيب آنها
پایان نامه:انقلاب
تحقیق :معماری سلجوقيان ساختمان مظهر زيبايي