پایان نامه شناسایی و مطالعه دلایل و زمینه­ های احساس شادی و شادکامی در بین زنان 

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان 

شناسایی و مطالعه دلایل و زمینه­ های احساس شادی و شادکامی در بین زنان 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

مطالعه تحولات خانواده در مناطق مختلف جهان، حاکی از افزایش خانواده­های زن سرپرست می­باشد. آمار رسمی کشور ما هم مبین این واقعیت است که در چند دهه اخیر نسبت خانواده­هایی که توسط زنان سرپرستی می­شوند، روند صعودی را طی کرده است. هنگامی که یک زن به هر دلیلی سرپرست خود را از دست می­دهد و سرپرستی خانواده را بعهده می­گیرد علاوه بر مشکلات روحی – روانی و جسمی حاصل از دست دادن سرپرست خود، با مسائل و مشکلات ناشی از نگاه و رفتار نزدیکان، خویشاوندان و جامعه در نهایت طردشدگی از سوی آن­ها نیز روبرو می­شود، مضاف بر آنکه با مسأله مدیریت و معیشت خانواده نیز دست و پنجه نرم می­کند. لذا به نظر می­رسد که این قشر از زنان به علت شرایط ویژه­ای که دارند از احساس شادمانی و پیامدهای مثبت آن محروم می­باشند. امروزه شادمانی به یکی از شاخص­های توسعه­ی جوامع تبدیل شده است. وقتی شادی در ارتباط با زنان سرپرست خانوار به عنوان یکی از اقشار زحمت­کش جامعه که از یک طرف محور ایجاد تعادل، مرکز عواطف، مهربانی و آرامش در خانواده هستند و از طرفی هم نقش اقتصادی خانه را نیز عهده­دار شده، مطرح می­شود، اهمیت آن دوچندان می­شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف اندازه­گیری میزان احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تهران و مطالعه دلایل و زمینه­های این احساس و همچنین شناسایی منابع طرد و محرومیت اجتماعی این جمعیت و مکانیزم اثرگذاری آن بر شادمانی آن­ها صورت گرفته است. روش پژوهش در این تحقیق، اکتشافی- پیمایشی است. بدین منظور ابتدا نمونه­ای ۳۰ نفری از زنان سرپرست خانوار تهران به روش نمونه­گیری گلوله­برفی انتخاب شده و داده­ها با تکنیک مصاحبه جمع­آوری شده است و سپس پیمایش با نمونه ۱۸۰ نفری و روش نمونه­گیری دردسترس و تکنیک پرسشنامه اجرا گردیده است. مدل در نظر گرفته شده شامل متغیرهای؛ عدم پاسخگویی مؤثر بر نیازها، احساس نابرابری، طرد اجتماعی، احساس بی­انصافی و احساس شادمانی می­باشد. نتایج حاصل از مصاحبه­ها نشان داد: مجموعه عواملی مثل محرومیت از نیازهای اساسی و احساس نابرابری، دست به دست هم داده و زمینۀ طرد و محرومیت اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده و از طریق و بواسطه ایجاد این طرد و محرومیت، احساس بی­انصافی در این قشر از زنان شکل گرفته است در نتیجه این وضعیت باعث کاهش احساس شادمانی در زندگی آن­ها شده است. نتایج متعدد تحلیل­های آماری نیز نشان می­دهد که میانگین احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تهران برابر با ۱۵/۳۸ از ۱۰۰ می­باشد که در حد کمی قرار دارد. همچنین میانگین عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی این جمعیت برابر با ۹۸/۵۷، احساس نابرابری آن­ها برابر با ۶۳/۵۵، طرد اجتماعی برابر با ۶۵/۶۴ و احساس بی­انصافی آن­ها هم برابر با ۰۵/۷۱ از ۱۰۰ بوده است. طبق معادله رگرسیون نزدیک به ۷۰ درصد از کل تغییرات میزان احساس شادمانی در بین زنان سرپرست خانوار تهران توسط متغیرهای احساس بی­انصافی، طرد اجتماعی و احساس نابرابری پیش­بینی می­شود و عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی درکنار این سه متغیر تأثیر خود را در تغییرات شادمانی این جمعیت از دست می­دهد. در نهایت طبق معادله تحلیل مسیر متغیر طرد اجتماعی قوی­ترین و مهم­ترین قدرت پیش­بینی­کننده نسبت به مابقی عوامل تأثیرگذار بر احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر شادمانی این قشر از زنان تأثیر منفی داشته است. در مرتبه بعد احساس بی­انصافی به صورت مستقیم بیشترین تأثیر را داشته، سومین آن احساس نابرابری است که به صورت مستقیم بر احساس شادمانی این جمعیت تأثیر منفی گذاشته و در نهایت عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی به صورت غیر مستقیم به عنوان آخرین عامل تأثیرگذار قرار دارد. 

کلید واژه: زنان سرپرست خانوار، احساس شادمانی، عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، احساس نابرابری، طرد اجتماعی، احساس بی­انصافی، منابع مطرودساز اجتماعی

 فهرست مطالب:

فصل اول: کلیات تحقیق

۱-۱. مقدمه        … …..2

۱-۲. طرح مساله:    3

۱-۳. سوألات تحقیق… ۶

۱-۴. ضرورت و اهمیت ۶

۱-۵. اهداف تحقیق ۷

فصل دوم: ادبیات تحقیق

۲-۱. مقدمه ……………………. ۹

۲-۱-۱. بخش اول: ادبیات نظری ۹

۲-۱-۱-۱.  مفهوم و نظریه­های احساس شادمانی ۹

۲-۱-۱-۱-۲. فضای مفهومی شادمانی ۹

۲-۱-۱-۱-۳. مفاهیم اساسی مرتبط با شادمانی ….۱۲

۲-۱-۱-۱-۳-۱. شادی، کیفیت زندگی، رضایت از زندگی و SWB (خوشبختی ذهنی) ۱۲

۲-۱-۱-۱-۳-۲. شادمانی و افسردگی ۱۳

۲-۱-۱-۱-۳-۳. شادمانی و هیجان ۱۳

۲-۱-۱-۱-۳-۴. شادمانی و نشاط ۱۴

۲-۱-۱-۱-۴. زنان سرپرست خانوار: ( طردشدگی= افت کیفیت زندگی، افسردگی، استرس ) و کاهش شادمانی… ۱۴

۲-۱-۱-۱-۵. نظریه­های جامعه شناسی شادمانی ۱۵

۲-۱-۱-۱-۵-۱. نظریه برابری ۱۶

۲-۱-۱-۱-۵-۲. نظریه محرومیت نسبی ۱۷

۲-۱-۱-۱-۵-۳. نظریه خشنودی از تأمین نیازها ۱۷

۲-۱-۱-۱-۵-۴. نظریه همبستگی اجتماعی ۱۸

۲-۱-۱-۱-۵-۵. نظریه بیگانگی اجتماعی ۱۹

۲-۱-۱-۱-۵-۶. اگوست کنت ۱۹

۲-۱-۱-۱-۵-۷. امیل دورکیم ۲۰

۲-۱-۱-۱-۵-۸. جورج زیمل ۲۳

۲-۱-۱-۱-۵-۹. نظریه کنش متقابل پارسونز ۲۴

۲-۱-۱-۱-۵-۱۰. تورستین وبلن ۲۴

۲-۱-۱-۱-۵-۱۱. مرتون و دیدگاه نابسامانی  اجتماعی ۲۵

۲-۱-۱-۱-۵-۱۲. آنتونی گیدنز ۲۶

۲-۱-۱-۱-۵-۱۳. هالر وهادلر. ۲۷

۲-۱-۱-۱-۵-۱۴. نظریه نظام شخصیت چلبی ۲۸

۲-۱-۱-۱-۵-۱۵. نتیجه­گیری از نظریات شادمانی… ۳۱

۲-۱-۱-۲. مفهوم و نظریه­های طرد اجتماعی و عوامل تأثیر گذار بر آن ۳۲

۲-۱-۱-۲-۱. تاریخچه و مفهوم طرد اجتماعی ۳۲

۲-۱-۱-۲-۱-۱. تاریخچه طرد اجتماعی ۳۲

۲-۱-۱-۲-۱-۱-۱.تاریخچه طرد اجتماعی در جامعه­شناسی ۳۳

۲-۱-۱-۲-۱-۲. مفهوم شناسی طرد اجتماعی ۳۴

۲-۱-۱-۲-۱-۲-۱. نسبت طرد اجتماعی و فقر ۳۴

۲-۱-۱-۲-۱-۲-۲. نسبت محرومیت و طرد اجتماعی ۳۶

۲-۱-۱-۲-۱-۲-۳. نسبت سرمایه اجتماعی و طرد اجتماعی ۳۷

۲-۱-۱-۲-۱-۲-۳-۱. شباهت های دو مفهوم طرد و سرمایه ۳۸

۲-۱-۱-۲-۱-۲-۳-۲. تفاوت­های مفهومی طرد و سرمایه ۳۹

۲-۱-۱-۲-۱-۳. ارتباط مفهوم طرد اجتماعی با کیفیت زندگی و رضایت از زندگی ۴۰

۲-۱-۱-۲-۲. ماهیت طرد اجتماعی: ویژگی ها، اجزاء و مؤلفه­ها ۴۱

۲-۱-۱-۲-۳.  ابعاد، انواع و سطوح طرد ۴۲

۲-۱-۱-۲-۳-۱. ابعاد طرد اجتماعی ۴۲

۲-۱-۱-۲-۳-۲.  انواع طرد ۴۳

۲-۱-۱-۲-۳-۳. سطوح طرد ۴۵

۲-۱-۱-۲-۴. طردشدگان اجتماعی، طرد جنسیتی و زنان سرپرست خانوار ۴۶

۲-۱-۱-۲-۴-۱. وضعیت طرد اجتماعی و فقر زنان سرپرست خانوار. ۴۷

۲-۱-۱-۲-۵. رویکردها و نظریه های طرد اجتماعی و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن ۴۸

۲-۱-۱-۲-۵-۱. پارادایم همبستگی ۴۸

۲-۱-۱-۲-۵-۲. پارادایم تخصصی سازی ۴۹

۲-۱-۱-۲-۵-۳. رویکرد انحصاری ۵۰

۲-۱-۱-۲-۵-۴. دیدگاه امیل دورکیم ۵۱

۲-۱-۱-۲-۵-۵. دیدگاه کارل مارکس و ماکس وبر. ۵۲

۲-۱-۱-۲-۵- ۶. کارل مارکس ۵۲

۲-۱-۱-۲-۵-۷. ماکس وبر. ۵۳

۲-۱-۱-۲-۵-۸. دیدگاه گیدنز. ۵۴

۲-۱-۱-۲-۵-۹. دیدگاه آمارتیاسن… ۵۵

۲-۱-۱-۲-۵-۱۰. دیدگاه جیرون و همکاران .. ۵۷

۲-۱-۱-۲-۵-۱۱. دیدگاه مارتین زیبرا ۵۸

۲-۱-۱-۲-۵-۱۲. دیدگاه پاتنام ۵۹

۲-۱-۱-۲-۵-۱۳. دیدگاه بوردیو. ۶۰

۲-۱-۱-۲-۵-۱۴. دیدگاه بردشا و دیگران ۶۰

۲-۱-۱-۲-۵-۱۵. دیدگاه وسلز و میدما ۶۱

۲-۱-۱-۲-۵-۱۶. بورچاردت و همکاران.. ۶۳

۲-۱-۱-۲-۵-۱۷. دیدگاه هیتلان ۶۳

۲-۱-۱-۲-۵-۱۸. فیتز پتریک ۶۴

۲-۱-۱-۲-۵-۱۹. مسعود چلبی ۶۵

۲-۱-۱-۲-۵-۲۰. جمع­بندی ادبیات نظری طرد اجتماعی و ارتباط آن با شادمانی زنان سرپرست خانوار ……………………………..۶۷

۲-۱-۲. بخش دوم:  ادبیات تجربی…. ۶۸

۲-۱-۲-۱. ادبیات تجربی احساس شادمانی… ۶۸

۲-۱-۲-۱-۱.ادبیات تجربی داخلی احساس شادمانی ۶۸

۲-۱-۲-۱-۲. ادبیات تجربی خارجی احساس شادمانی ۷۲

۲-۱-۲-۲. ادبیات تجربی زنان سرپرست خانوار. ۷۵

۲-۱-۲-۲-۱. ادبیات تجربی داخلی زنان سرپرست خانوار ۷۵

۲-۱-۲-۲-۲. ادبیات تجربی خارجی زنان سرپرست خانوار ۷۹

۲-۱-۲-۳. ادبیات تجربی طرد اجتماعی ۸۲

۲-۱-۲-۳-۱. ادبیات تجربی داخلی طرد اجتماعی ۸۲

۲-۱-۲-۳-۲. ادبیات تجربی خارجی طرد اجتماعی ۸۴

۲-۱-۲-۴. جمع­بندی ادبیات تجربی ۸۸

۲-۱-۳. چارچوب نظری ۹۲

۲-۱-۴. مدل تحلیلی ۹۵

۲-۱-۵. فرضیه­های پژوهش ۹۵

فصل سوم: روش تحقیق

۳-۱. مقدمه           97

۳-۱-۱. روش تحقیق ۹۷

۳-۱-۲. جامعه آماری ۹۷

۳-۱-۳. شیوه نمونه­گیری و حجم نمونه. ۹۸

۳-۱-۴. واحد تحلیل ۹۹

۳-۱-۵. روش جمع­آوری اطلاعات ۹۹

۳-۱-۶. روش­های آماری و ابزار مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات ۹۹

۳-۱-۷. تعریف نظری و عملی متغیرها ۹۹

۳-۱-۷-۱. مفاهیم و متغیرهای تحقیق ۹۹

۳-۱-۷-۱-۱. جامعه آماری… ۹۹

۳-۱-۷-۱-۲. متغیر وابسته ۱۰۰

۳-۱-۷-۱-۳. متغیر مستقل ۱۰۰

۳-۱-۷-۱-۴. متغیرهای واسط ۱۰۰

۳-۱-۷-۲. تعریف مفاهیم و متغییرهای اصلی و نحوه شنجش آن­ها ۱۰۰

۳-۱-۷-۲-۱. جامعۀ آماری: زنان سرپرست خانوار. ۱۰۰

۳-۱-۷-۲-۲. متغییرهای مستقل: عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و احساس نابرابری… ۱۰۱

۳-۱-۷-۲-۲-۱. متغیر مستقل: نیازهای اجتماعی… ۱۰۱

۳-۱-۷-۲-۲-۱-۱. نیازهای اقتصادی ۱۰۲

۳-۱-۷-۲-۲-۱-۲. نیازهای اجتماعی ۱۰۲

۳-۱-۷-۲-۲-۱-۳. نیازهای فرهنگی… ۱۰۳

۳-۱-۷-۲-۲-۱-۴. نیازهای سیاسی… ۱۰۳

۳-۱-۷-۲-۲-۲. متغیر مستقل: احساس نابرابری اجتماعی ۱۰۴

۳-۱-۷-۲-۲-۲-۱. احساس نابرابری اقتصادی ۱۰۵

۳-۱-۷-۲-۲-۲-۲. احساس نابرابری اجتماعی ۱۰۵

۳-۱-۷-۲-۲-۲-۳. احساس نابرابری فرهنگی… ۱۰۶

۳-۱-۷-۲-۲-۲-۴. احساس نابرابری سیاسی ۱۰۷

۳-۱-۷-۲-۳. تعریف متغیر واسط… ۱۰۸

۳-۱-۷-۲-۳-۱. طرد اجتماعی… ۱۰۸

۳-۱-۷-۲-۳-۱-۱. شبکه­های حمایتی… ۱۰۸

۳-۱-۷-۲-۳-۱-۱-۱. طرد از حمایت­های درون­گروهی ۱۰۸

۳-۱-۷-۲-۳-۱-۱-۲. طرد از حمایت­های بین گروهی ۱۰۹

۳-۱-۷-۲-۳-۱-۲. طرد از روابط اجتماعی ۱۱۱

۳-۱-۷-۲-۳-۱-۳. طرد از مشارکت در فعالیت­های اجتماعی ۱۱۱

۳-۱-۷-۲-۳-۱-۳-۱. پیوند انجمنی(رسمی) ۱۱۲

۳-۱-۷-۲-۳-۱-۳-۲. پیوندهای غیر انجمنی(غیر رسمی) ۱۱۳

۳-۱-۷-۲-۳-۱-۴. شرمساری اجتماعی… ۱۱۳

۳-۱-۷-۲-۳-۲. متغیر واسط: احساس بی­انصافی ۱۱۴

۳-۱-۷-۲-۴. متغیر وابسته: احساس شادمانی ۱۱۵

۳-۱-۸ . اعتبار و پایایی ۱۱۷

۳-۱-۸-۱. روایی یا اعتبار ۱۱۷

۳-۱-۸-۹. پایائی یا اعتماد ۱۱۷

فصل چهارم تجزیه و تحلیل اطلاعات

۴-۱. بخش اول: تحلیل مصاحبه­های تحقیق…. ۱۲۰

۴-۱-۱. مسؤلیت چندبرابر، زمینه­ساز تحقیر شدن و زیر پا گذاشتن غرور ۱۲۱

۴-۱-۲. محرومیت از نیازهای اساسی: زمینه­ساز احساس نابرابری ۱۲۲

۴-۱-۲-۱. محرومیت از نیازهای اقتصادی… ۱۲۲

۴-۱-۲-۲. محرومیت از نیازهای فرهنگی ۱۲۳

۴-۱-۲-۳. محرومیت از نیازهای اجتماعی… ۱۲۳

۴-۱-۲-۴. محرومیت از نیازهای سیاسی ۱۲۴

۴-۱-۳. فقدان حامی عاطفی و مالی: زمینه­ساز نداشتن احساس شادمانی… ۱۲۵

۴-۱-۴. یادآوری گذشته ی تلخ: زمینه­ساز افسردگی ۱۲۷

۴-۱-۵ . استرس و نگرانی برای آینده ی فرزندان و احساس راکد بودن: زمینه­ساز نداشتن احساس شادمانی ۱۲۹

۴-۱-۶ . احساس نابرابری: زمینه­ساز نداشتن احساس شادمانی ۱۳۱

۴-۱-۷. حمایت­های اقتصادی طردآمیز: زمینه­ساز طرد اقتصادی ۱۳۳

۴-۱-۸ . مشکلات مالی و رفتارهای طردآمیز اطرافیان: زمینه­ساز نگرانی و اضطراب و نداشتن احساس شادمانی… ۱۳۴

۴-۱-۸-۱. مشکلات مالی… ۱۳۵

۴-۱-۸-۲. رفتارهای طردآمیز اطرافیان.. ۱۳۵

۴-۱-۹. طردشدگی و احساس ظلم و بی­انصافی: زمینه­ساز نداشتن احساس شادمانی (وجود انصاف و شادمانی) ۱۳۸

۴-۱-۱۰. درخواست حمایت مالی از دولت و حمایت عاطفی از اطرافیان در اثر نداشتن حامی: زمینه­ساز آسیب­پذیری . ۱۳۹

۴-۱-۱۱. نتیجه­گیری یافته­های مصاحبه­ها ۱۴۰

۴-۲. بخش دوم: نتایج و بررسی یافته­های تحقیق ۱۴۲

۴-۲-۱. نتایج و بررسی جدول توصیفی… ۱۴۲

۴-۲-۱-۱ توصیف مشخصات فردی پاسخگویان.. ۱۴۲

۴-۲-۱-۱-۱. سن ۱۴۲

۴-۲-۱-۱-۲. میزان تحصیلات ۱۴۳

۴-۲-۱-۱-۳. وضعیت فعالیت…. ۱۴۴

۴-۲-۱-۱-۴. وضعیت اشتغال.. ۱۴۵

۴-۲-۱-۱-۵. نوع اشتغال.. ۱۴۵

۴-۲-۱-۱-۶. عنوان شغل ۱۴۶

۴-۲-۱-۱-۷. درآمد ۱۴۷

۴-۲-۱-۱-۸. وضعیت مسکن… ۱۴۸

۴-۲-۱-۱-۸-۱. رهن و اجاره(برحسب نرخ اجاره بهای ثابت کشور) ۱۴۹

۴-۲-۱-۱-۹. مساحت مسکن… ۱۵۰

۴-۲-۱-۱-۱۰. کیفیت مسکن ۱۵۱

۴-۲-۱-۱-۱۱. تعداد افراد تحت تکفل ۱۵۲

۴-۲-۱-۱-۱۲. تعداد سال­های سرپرست بودن.. ۱۵۳

۴-۲-۱-۱-۱۳. علت سرپرستی… ۱۵۴

۴-۲-۱-۲. توصیف متغیرهای مستقل، واسط و  وابسته ۱۵۴

۴-۲-۱-۲-۱. متغیرهای مستقل ۱۵۴

۴-۲-۱-۲-۱ -۱. عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها ۱۵۴

۴-۲-۱-۲-۱ -۱- ۱. عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اقتصادی ۱۵۵

۴-۲-۱-۲-۱ -۱-۲. عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اجتماعی ۱۵۶

۴-۲-۱-۲-۱ -۱-۳. عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای فرهنگی… ۱۵۸

۴-۲-۱-۲-۱ -۱-۴. عدم پاسخگوی مؤثر به نیازهای سیاسی ۱۶۱

۴-۲-۱-۲-۱-۱-۵. شاخص کل عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها ۱۶۳

۴-۲-۱-۲-۱-۲. متغیر مستقل احساس نابرابری اجتماعی ۱۶۴

۴-۲-۱-۲-۱-۲-۱. احساس نابرابری اقتصادی… ۱۶۴

۴-۲-۱-۲-۱-۲-۲. احساس نابرابری اجتماعی ۱۶۶

۴-۲-۱-۲-۱-۲-۳. احساس نابرابری فرهنگی… ۱۶۸

۴-۲-۱-۲-۱-۲-۴. احساس نابرابری سیاسی ۱۷۰

۴-۲-۱-۲-۱-۲-۵. شاخص کل احساس نابرابری ۱۷۲

۴-۲-۱-۲-۲. متغیرهای واسط ۱۷۳

۴-۲-۱-۲-۲-۱. متغیر واسط طرد اجتماعی ۱۷۳

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱. طرد از شبکه­های حمایتی ۱۷۳

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱. طرد از حمایت­های درون­گروهی ۱۷۴

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۱. طرد از حمایت خویشاوندان ۱۷۴

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۱-۱.طرد از حمایت عاطفی خویشاوندان.. ۱۷۴

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۱-۲. طرد از حمایت ابزاری خویشاوندان.. ۱۷۶

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۱-۳.  طرد ازحمایت اطلاعاتی خویشاوندان.. ۱۷۸

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۱-۴. شاخص کل طرد از حمایت خویشاوندان.. ۱۸۰

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۲. طرد از حمایت دوستان ۱۸۱

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۲-۱. طرد از حمایت عاطفی دوستان.. ۱۸۱

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۲-۲. طرد از حمایت ابزاری دوستان ۱۸۲

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۲-۳. طرد از حمایت اطلاعاتی دوستان ۱۸۵

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۲-۴. شاخص کل طرد از حمایت دوستان ۱۸۶

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۳. طرد از حمایت همسایه­ها ۱۸۸

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۳-۱. طرد از حمایت عاطفی همسایه­ها ۱۸۸

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۳-۲. طرد از حمایت ابزاری همسایه­ها ۱۸۹

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۳-۳. طرد از حمایت اطلاعاتی همسایه­ها ۱۹۱

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۳-۴. شاخص کل طرد از حمایت همسایه­ها ۱۹۳

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۱-۳-۵. شاخص کل طرد درون­گروهی ۱۹۴

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۲.  شاخص طرد از حمایت برون­گروهی ۱۹۵

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۱-۳. شاخص کل طرد از شبکه­های حمایتی… ۱۹۸

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۲.طرد از ارتباط اجتماعی… ۲۰۰

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۲-۱. طرد از رفت و آمد با همسایه­ها ۲۰۰

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۲-۲. طرد از رفت و آمد با خویشاوندان ۲۰۲

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۲-۳. طرد از رفت و آمد با دوستان ۲۰۴

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۲-۴. شاخص کل طرد از ارتباط اجتماعی ۲۰۶

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳. طرد از مشارکت اجتماعی… ۲۰۷

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳-۱. طرد از مشارکت رسمی ۲۰۷

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳-۲. طرد از مشارکت غیر رسمی ۲۱۰

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳-۲-۱. طرد از شرکت در مراسم مذهبی ۲۱۰

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳-۲-۲. طرد از  از گذراندن اوقات فراغت ۲۱۲

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳-۲-۳. طرد از  از  شرکت در مراسم  عزا و عروسی… ۲۱۴

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳-۲-۴. شاخص کل طرد از  از  مشارکت غیر رسمی ۲۱۵

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳-۳. شاخص کل طرد از مشارکت اجتماعی ۲۱۷

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۳-۴. شاخص کل طرد اجتماعی(عینی) ۲۱۸

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۴. شاخص کل شرمساری اجتماعی( طرد ذهنی) ۲۱۹

۴-۲-۱-۲-۲-۱-۵. شاخص کل طرد اجتماعی… ۲۲۱

۴-۲-۱-۲-۲-۲. احساس بی­انصافی… ۲۲۳

۴-۲-۱-۲-۲-۲-۱. احساس بی­انصافی اقتصادی… ۲۲۳

۴-۲-۱-۲-۲-۲-۲. احساس بی­انصافی اجتماعی ۲۲۵

۴-۲-۱-۲-۲-۲-۳. شاخص کل احساس بی­انصافی ۲۲۷

۴-۲-۱-۲-۳. متغیر وابسته: احساس شادمانی ۲۲۸

۴-۲-۱-۲-۳-۱. خودپنداره ۲۲۸

۴-۲-۱-۲-۳-۲. رضایت از زندگی ۲۳۰

۴-۲-۱-۲-۳-۳. آمادگی روانی ۲۳۲

۴-۲-۱-۲-۳-۴. سرذوق بودن ۲۳۴

۴-۲-۱-۲-۳-۵. زیبایی­شناختی… ۲۳۵

۴-۲-۱-۲-۳-۶. خودکارآمدی ۲۳۷

۴-۲-۱-۲-۳-۷. امیدواری ۲۳۹

۴-۲-۱-۲-۳-۸. شاخص کل احساس شادمانی ۲۴۱

۴-۲-۲. آزمون فرضیه­ها ۲۴۴

۴-۲-۲-۱. عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، احساس نابرابری را افزایش می­دهد . ۲۴۴

۴-۲-۲-۱-۱.  همبستگی بین ابعاد متغیرهای عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و احساس نابرابری ۲۴۴

۴-۲-۲-۲.  عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، طرد اجتماعی را افزایش می­دهد . ۲۴۶

۴-۲-۲-۲-۱. همبستگی بین ابعاد متغیرهای عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و طرد اجتماعی ۲۴۶

۴-۲-۲-۳. عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، احساس شادمانی را کاهش می­دهد .. ۲۴۷

۴-۲-۲-۳-۱. همبستگی بین ابعاد متغیرهای عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و احساس شادمانی ۲۴۷

۴-۲-۲-۴. احساس نابرابری، طرد اجتماعی را افزایش می­دهد . ۲۴۹

۴-۲-۲-۴-۱. همبستگی بین ابعاد متغیرهای احساس نابرابری و طرد اجتماعی… ۲۴۹

۴-۲-۲-۵. احساس نابرابری، احساس شادمانی را کاهش می­دهد . ۲۵۰

۴-۲-۲-۵-۱. همبستگی بین ابعاد متغیرهای احساس نابرابری و احساس شادمانی… ۲۵۱

۴-۲-۲-۶ . طرد اجتماعی، احساس بی­انصافی را افزایش می­دهد . ۲۵۲

۴-۲-۲-۶-۱. همبستگی بین ابعاد متغیرهای طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی ۲۵۲

۴-۲-۲-۷. احساس بی­انصافی، احساس شادمانی را کاهش می­دهد . ۲۵۴

۴-۲-۲-۷-۱. همبستگی بین ابعاد متغیرهای احساس بی­انصافی و احساس شادمانی… ۲۵۴

۴-۲-۲-۸. طرد اجتماعی، احساس شادمانی را کاهش می­دهد . ۲۵۵

۴-۲-۲-۸-۱. همبستگی بین ابعاد متغیرهای طرد اجتماعی و احساس شادمانی… ۲۵۵

۴-۲-۳. رگرسیون خطی چندمتغیره. ۲۵۷

۴-۲-۳-۱. چندمتغیره شاخص احساس شادمانی و متغیرهای مستقل(عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها ۲۵۷

۴-۲-۳-۲. تحلیل چند متغیره شاخص احساس شادمانی و ابعاد متغیرهای مستقل . ۲۵۹

۴-۲-۳-۳. چندمتغیره شاخص احساس شادمانی و متغیرهای مستقل و متغیرهای زمینه­ای . ۲۶۱

۴-۲-۴. تحلیل مسیر. ۲۶۳

فصل پنجم: خلاصه و نتیجه­گیری

۵-۱. نتیجه گیری ۲۶۸

۵-۱-۱. دستاوردهای توصیفی ۲۶۹

۵-۱-۱ -۱. توصیف مشخصات فردی پاسخگویان ۲۶۹

۵-۱-۱ -۱-۲. نتیجه­گیری از ویژگی­های فردی زنان سرپرست خانوار. ۲۷۰

۵-۱-۱ -۲. توصیف متغیرهای مستقل، واسط و  وابسته. ۲۷۱

۵-۱-۱ -۲-۱. نتیجه­گیری از توصیف متغیرهای مستقل، واسط و  وابسته ۲۷۸

۵-۱-۲. دستاوردهای تجربی ۲۸۰

۵-۱-۲-۱. نتیجه­گیری یافته­های تجربی و پاسخ به سوألات پژوهش ۲۸۲

۵-۱-۲-۲. کاربرد نتایج مرحله­ی اکتشافی بر مرحله­ی کمی ۲۸۳

۵-۱-۳. دستاوردهای تبیینی ۲۸۳

۵-۱-۳- ۱. دستاوردهای پژوهش ۲۹۱

۵-۱-۳-۲. موانع و محدودیت­ها ۲۹۳

۵-۱-۳-۳. پیشنهادات ۲۹۴

۵-۱-۳-۳-۱. پیشنهادات اجرایی ۲۹۴

۵-۱-۳-۳-۲. پیشنهاد پژوهشی ۲۹۵

۵-۱-۳-۳-۳. راهکار افزایش شادمانی زنان سرپرست خانوار( بنا به پیشنهاد خود جمعیت نمونه) ۲۹۵

منابع فارسی  ………. 296

منابع لاتین ………… … ۳۰۳

پیوست ……………. .۳۰۸

مقدمه

اصطلاح زنان سرپرست خانوار به زنانی اطلاق می­شود که مسئولیت تأمین معاش زندگی یا اداره امور خود و یا خانواده خود را بطور دائم یا موقت عهده­دار هستند. واقعیات موجود در جامعه نشان از آن دارد که زندگی این قشر از زنان غالباً با ابهامات و مخاطراتی روبروست از جمله طرد شدن از سوی اجتماع، نگرش­های سوء از سمت جامعه، فقدان امنیت اجتماعی، فقدان حامی مادی و معنوی، فقراقتصادی و در این راستا نداشتن مسکن مناسب، عدم دسترسی به فرصت­های شغلی – تحصیلی و تعدد نقش­ها که آن­ها را در روابط اجتماعی و حضور در اجتماع با مشکلات عدیده­ای روبرو کرده و به سمت انواع بیماری­های روحی و روانی که برجسته­ترین آن افسردگی است سوق می­دهد. در واقع این شرایط و عوامل نه تنها زمینۀ طرد اجتماعی این قشر آسیب­پذیر را فراهم کرده، بلکه بر احساس شادمانی آنان نیز تأثیر منفی گذاشته است. شادمانی به عنوان یکی از احساسات ریشه­ای مثبت و بسیار تأثیرگذار بر رفتار و حالات دیگر فرد، نقش تعیین کننده­ای در تأمین سلامت فرد و جامعه دارد. از آن جهت که شادمانی با خرسندی، خوش بینی، امید و اعتماد همراه است، می­تواند به عنوان یک کاتالیزور، نقش شتاب دهنده­ای در فرایند توسعه­ی یک جامعه داشته باشد. همچنین در نقطه­ی مقابل، نبود شادمانی در یک جامعه منجر به ایجاد فضای سرد و بسته­ای خواهد شد که قادر به تأمین حداقل انرژی عاطفی لازم برای نوآوری و پیشرفت نخواهد بود (موسوی، ۱۳۹۲: ۱۶-۱۷). شادمانی اشاره به احساسی مثبت دارد که با کلماتی چون رضایتمندی[۱] و بهروزی بیان می­شود. در منابع مختلف با واژه­هایی چون خوشحالی[۲]، رضایت از زندگی، احساسات مثبت[۳]، زندگی معنادار[۴]، رفاه[۵] و واژه­هایی اینچنین بیان شده است (صادق و نصرآبادی، ۱۳۸۸ : ۲). طرد اجتماعی نیز، به عنوان آسیبی که متوجه زنان سرپرست خانوار می­باشد، عبارت است از محرومیتی طولانی مدت که به جدایی از جریان اصلی جامعه می­انجامد. در واقع طرد محرومیتی چندوجهی است که برای فهمیدن و سنجیدن رابطه افراد در حوزه­های متفاوت جامعه به کار می­رود. طرد به عنوان یک صورت­بندی جامع­تر، اشاره دارد، به فرایند پویای ممانعت از ورود کامل و جزئی، به هر گونه نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی که انسجام اجتماعی اشخاص در جامعه را تعیین می­کند( فلوتین، ۲۰۰۶: ۵۸ ). اما تعریف طرد بدون در نظر گرفتن زمینه­ها و شرایطی که در آن طرد رخ می­دهد از دقت و جامعیت کافی برخوردار نیست زیرا عوامل تأثیرگذار بر طرد اجتماعی بر حسب شرایط افراد مطرود متفاوت است. بنابراین شناسایی زمینه­هایی که باعث طردشدگی زنان سرپرست می­شود از جمله مسائل مهمی است که باید مورد بررسی قرار گیرد در این زمینه باید اذعان داشت، مسائلی نظیر تضعیف و گسیختگی پیوندهای اجتماعی، ضعف شبکه­های حمایتی، انزوا، مشارکت ناکافی، حاشیه­ای شدن و عدم تعلق است که بستر طردشدگی این زنان را فراهم کرده است. در حالی که اتصالات شبکه­ اجتماعی، مشارکت اجتماعی، فعالیت اجتماعی تحت عنوان فعالیت­های گروهی، سطح شادی و دیگر عواطف مثبت را افزایش می­دهد (کوپر[۶]،۲۰۱۱، خوش فر،۱۳۹۲: ۲۸۵). از آنجا که این گروه از زنان تقریباً از تمام این موارد محرومند بنابراین به نظر می­رسد با کاهش احساس شادمانی مواجه هستند. با توجه به اهمیت ارتباط میان طرد اجتماعی و عوامل ایجاد کنندۀ آن با احساس شادمانی در میان زنان سرپرست خانوار و همچنین با توجه به روند روبه رشد میزان این زنان، در این نوشتار به مسأله­ی شادمانی با توجه به شرایط و زمینه­های طردشدگی جمعیت هدف پرداخته شده است.

۱-۲. طرح مسأله:

شادمانی به عنوان، یک هیجان خوشایند و مثبت، همچنین به دلیل قابلیت بسترسازی گسترده­ای که در فرایند رشد فرد و توسعه­ی جامعه فراهم می­آورد، بسیاری از  جوامع را به شناخت و ایجاد شرایط مناسب زمینه­ساز خود ترغیب می­نماید. زیرا شادمانی به عنوان نتیجه شرایط مطلوب اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، فعالیت­های مفید انسانی را برمی­انگیزد، خلاقیت را تقویت می­کند؛ روابط اجتماعی را تسهیل می­نماید؛ مشارکت سیاسی – اجتماعی را رونق می­بخشد؛ موجبات حفظ سلامتی عاطفی، روانی، جسمی و امیدواری را فراهم می­ آورد(آل یاسین،۱۳۸۰: ۸)؛ احساس امنیت، رضایت، آرامش و قدرت تصمیم­گیری را در افراد تقویت می­کند (مایرز[۷]،۲۰۰۲: ۸۰ و پترسون[۸]،۲۰۰۰: ۴۵). از آنجا که شادمانی از یک سو متأثر از ساختارهای جامعه بوده و از دیگر سوی تأثیر گذار بر فرآیند توسعه و تعالی جامعه است، در نیمه­ی  قرن ۲۰ به عنوان یک موضوع میان­رشته­ای مطرح شد و هر رشته­ای، دیدگاه خاصی از شادمانی را گسترش داده است. همچنین در این راستا برخی مطالعات فراملیتی نیز به انجام رسیده است. نتایج آمار و ارقام پژوهش­های مربوط به شادمانی در سطح بین المللی نشان می­دهد که میزان شادمانی افراد در وضعیت کنونی ایران پایین  می­باشد. برای مثال نتیجۀ موج چهارم پیمایش ارزش­های جهانیان اینگلهارت نشان داده که میانگین سطح شادمانی نمونۀ ایران از میان ۶۹ کشور در رتبۀ ۶۱ قرارد دارد(اینگلهارت، ۱۳۷۳). همچنین می­توان به پژوهشی که مینکو[۹] در سطح بین المللی به انجام رسانده نیز اشاره کرد که در آن، شاخص شادی کشورها، محاسبه و نشان داده شده در این پژوهش میزان شادی ایرانیان در طول سال­های ۱۹۹۷ ـ ۲۰۰۷، در بین ۹۷ کشور دارای رتبه ۵۶ است که از متوسط پایین­تر می­باشد(مینکو، ۲۰۰۹: ۱۶۳). بر اساس نتایج گزارش، شادی جهانی در سال ۲۰۱۳ ایران با نمره ۶۰۴/۴ در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ در بین ۱۵۶ کشور مقام ۱۱۵ را به دست آورده است. همچنین نتایج همین گزارش نشان داد که شادمانی ایرانیان نسبت به دوره سال­های ۲۰۰۵  تا ۲۰۰۷، ۶۷۷/۰ کاهش داشته است(هلیول، ۲۰۱۳). در آخرین گزارش منتشر شده از سوی مؤسسه تحقیقات گالوپ در ژوئن ۲۰۱۴ وضعیت شادمانی ۱۳۸ کشور دنیا بررسی شد. نتایج این گزارش با نرخ پایین شادمانی در ایران نشان داد که وضعیت شادمانی در ایران از میان ۱۳۸ کشور رتبه ماقبل آخر، و بعد از عراق قرار می­گیرد و در این زمینه یکی از آسیب پذیرترین کشورهای دنیاست (پایگاه رسمی مؤسسه گالوپ، ۲۰۱۴). همان­طور که مشاهده می­شود وضعیت شادمانی بین ایرانیان چندان مطلوب نبوده و این نقضان می­تواند مانعی جدی در راه شکوفایی استعدادهای فردی و توسعه و پیشرفت کشور قلمداد شود. از آنجا که جامعه­شناسان شادمانی را به عنوان یک وضعیت اجتماعی بازمی­شناسند بنابراین می­توان این پدیده را یک مسأله اجتماعی بشمار آورد، به طور معمول، شادمانی به عنوان یک پدیدۀ ناب روان­شناختی و فردی تعریف می­شود؛ در حالی که جامعه­شناسان، حالات فردی­ای همچون شادمانی را دارای مبنایی اجتماعی می­دانند(گالاتزر،۲۰۰۰: ۵۲-۵۳). سی رایت میلز مسأله اجتماعی را مشکلی می داند که بسیار شایع باشد و جمعیت کثیری از افراد یک جامعه با آن مواجه باشند. وی می گوید: اگر در یک شهر ۱۰۰ هزار نفری تعداد کمی از افراد بیکار باشند، این یک گرفتاری خصوصی است ، اما بدیهی است در جامعه ای با ۵۰ میلیون نفر شاغل، اگر ۱۵ میلیون نفر بیکار باشند ما با مسأله اجتماعی مواجه هستیم (میلز، ۱۳۶۰، ۲۴). همان­طور که مشاهده شد آمارها و ارقامی مذکور حاکی از کاهش شادمانی و پیامدهای گسترده این مشکل و شایع بودن آن در جامعه امروز ما به عنوان یک مسأله اجتماعی است که فراتر از یک گرفتاری خصوصی می­باشد . به اعتقاد برخی از کارشناسان، جامعه ما از کمبود یا حتی در مواردی از نبود این احساس در رنج است و هم­اکنون نشانه­های صریحی از کمبود شادی و طراوت در افراد جامعه به چشم می­خورد(طاهریان، ۱۳۸۱: ۴). بنابراین لزوم توجه به این پدیده و مطالعه بافت­های اجتماعی ـ فرهنگی مؤثر بر آن درمیان گروه­های مختلف ایران، ضرورت می­یابد. از آنجا که مطالعه گروه­ها و قشرهای مختلف بیان­گر آن است که سهم زنان از این احساس و پیامدهای مثبت آن بسیار اندک است. در نتیجه مطالعه این قشر ضرورتی ویژه می­یابد. چرا که شادمانی زنان یکی از اساسی­ترین بحث­های حوزه توسعه در کشورهای پیشرفته جهان است، زنان علاوه بر این که حدود نیمی از جمعیت کشور و بخش مهمی از جمعیت فعال اقتصادی هستند که می­توانند سهم به سزایی در توسعه اقتصادی – اجتماعی ایفا کنند، خود ستون ایجاد مهر و شادی و محبت در خانواده بوده و از این­رو در صورت ارتقاء سطح شادمانی زنان می­توان این انتظار را داشت که سطح شادمانی خانواده و بویژه نسل جدید نیز با تعدیل مثبت روبرو گردد. اما متأسفانه زنان به دلیل حساسیت­های روحی و عاطفی بیشتر از مردان در معرض آسیب­های روانی قرار دارند. زنان اگر چه نسبت به مردان طول عمر بیشتری دارند اما در مقایسه با مردان بیشتر در معرض خطر اختلالات روانی از جمله افسردگی، اضطراب، نگرانی و اختلالات اشتها … هستند(دیوکی[۱۰]،۲۰۰۷). طبق مطالعات انجام شده، شیوع بیماری­های روانی بخصوص افسردگی و اضطراب در زنان ایرانی ۵/۲ برابر مردان ایرانی است(احمدی و همکاران، ۲۰۰۶). در تحقیقی که توسط سلطانی نسب با هدف« بررسی احساس شادمانی زنان ۲۵ تا ۳۵ ساله تهران» انجام گرفت، شادمانی زنان تهرانی، با میانگین نمره ۵/۳۵ از سطح متوسط نیز کمتر بوده، بدین معنی که در سطح پایینی قرار دارد(سلطانی­نسب،۱۳۹۳). همچنین صاحب­نظران داخلی بر پایین بودن سطح شادمانی در میان زنان ایرانی تأکید می­ورزند و نسبت به پیامدهای ناگوار این امر هشدار می­دهند(شکربیگی، ۱۳۹۳: در گفتگو با ایسنا). کما اینکه، از جمله گروه­های به شدت آسیب­پذیر زنان که در این زمینه می­توان به آن اشاره کرد، زنان سرپرست خانوار می­باشد، که عواملی چون طلاق، فوت، اعتیاد همسر و یا از کارافتادگی وی، رها شدن توسط مردان مهاجر و یا بی­مسئولیت، موجب آسیب­پذیر شدن این طیف وسیع از جامعه می­شود( غفاری[۱۱]،۲۰۰۳ ). این گروه از زنان از همان زمانی که همسر خود را به هر دلیلی از دست می­دهند مجبور به ایفای نقش­های چند­گانه­ای می­شوند که در تعارض با یکدیگر قرار دارند. گروه عمده­ای از این زنان با فقر، ناتوانی، بی­قدرتی به ویژه در اداره امور اقتصادی خانوار روبه رو هستند به طوری که عزت­نفس و سلامت روانی آنان را مختل و زمینه ابتلا به افسردگی و سایر اختلالات را فراهم می­سازد(لانگ لی و فورتین[۱۲] ۱۹۹۴). این در حالی است که داده­های آماری در ایران از روند افزایش یابنده تعداد و نسبت زنان سرپرست خانوار در دهه اخیر خبر می­دهد بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال۱۳۹۰ تعداد خانوارهای با سرپرستی زن، بیش از دو میلیون و ۵۶۳ هزار خانوار می­باشد. در واقع میزان سهم زنان در سرپرستی خانوارها در سال۱۳۹۰ (۱/۱۲) درصد بوده است که از رشد قابل ملاحظه­ای نسبت به سایر دوره­های سرشماری برخوردار بوده است(گزیده سرشماری عمومی نفوس و مسکن۱۳۹۰، مرکز آمار ایران). امروزه با گسترش روز افزون این شکل از خانواده در همه کشورهای جهان، چه صنعتی و چه جهان سوم و نیز مشکلات اساسی آن­ها، راهکارهای مناسب و علمی در جهت بهبود وضعیت این گروه از زنان، ضرورت بررسی و تحقیق علمی از شرایط زندگی این قشر را ایجاد نموده است به طوری که این زنان به عنوان گروهی آسیب­پذیر در میان جامعه­شناسان معرفی شده و وضعیت زندگی زنان سرپرست خانوار و فرزندان آن­ها مورد توجه و بررسی بسیاری از جامعه­شناسان قرار گرفته است (آجورلو و همکاران،۱۳۹۱: ۷۱). براساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۰۳، فقر زنان به ویژه زنان سرپرست خانوار در کشورها در مقایسه با مردان از شدت بیشتری برخوردار می­باشد (پاک دامن و دیگران،۲:۱۳۹۰). ). همچنین بر اساس برخی از مطالعات انجام شده، زنان سرپرست خانوار جزء فقیرترین اقشار اجتماعی هستند و همۀ پژوهش­ها حکایت از نارضایتی این گروه از زنان نسبت به درآمد اندکشان می باشد(دغاقله وکلهر،۱۳۸۹: ۲۶۵). برای مثال در پژوهش فروغی تنها ۶ درصد، نورمحمدی تنها ۱۳ درصد و همچنین پژوهش شکاری آلایق تنها ۱ درصد از این زنان از درآمدهایشان رضایت داشته­اند و بقیه معتقد بودند که درآمدهای شغلی­شان جوابگوی نیازهای خود و خانواده­شان نیست(فروغی،۱۳۸۰؛ نورمحمدی،۱۳۸۳؛ شکاری­آلایق، ۱۳۸۴). در واقع بیکاری و فشارهای اقتصادی، میزان پایین سلامت جسمانی، نبود حمایت اجتماعی و عملکرد ضعیف نقشی که به دنبال تعارض نقش در این زنان ایجاد می­شود و همچنین غرق شدن در فعالیت­های روزانه و روزمره، رضایت از زندگی را در این قشر از زنان کاهش می­دهد و سبب مشکلات روانی بخصوص افسردگی در آنان می­شود (صدر الساداتی،۱۳۹۱: ۱۳-۱۴). برای مثال پژوهش­های؛ شفیع­آبادی و قشقایی،۱۳۹۰؛ اندرسون،۲۰۰۲؛ حسینی، فروزان و امیرفریار، ۱۳۸۸؛ اکینسولا و پاپوچ، ۲۰۰۲ نشان داده است این گروه از زنان نسبت به سایر زنان مشکلات روان­شناختی، عاطفی و میزان استرس بیشتری را تجربه کرده و از کیفیت زندگی پایین­تری برخوردار بوده و با مشکلاتی از قبیل بیماری­های جسمانی، بی­خوابی و افسردگی مواجه هستند (طهماسیان و اناری،۲:۱۳۹۰؛ شعبان و همکاران:۱۳۹۲). علاوه بر مشکلات فوق این زنان در جامعه نیز دچار نوعی محدودیت هستند که آزادی و اراده آن­ها را تحت شعاع قرار می­دهد و این حاکی از فرهنگ و زمینه­ ذهنی متفاوتی است که در جامعه و عرف ما علیه این زنان شکل گرفته است. در واقع بدبینی و عدم اعتماد جامعه به این زنان، باعث کناره­گیری آن­ها از جامعه و حوزه­ی فعالیت اجتماعی آنان می­شود. در واقع این زنان از یک طرف به دلیل ایفای نقش­های متعددی همچون اشتغال و انجام کارهای خانه و مراقبت­های جسمی و عاطفی از اعضای خانواده، غالباً وقت اضافی برای برقراری روابط اجتماعی ندارند و از طرفی دیگر در جوامع و فرهنگ­های مختلف بسته به باورها، نگرش­ها و هنجارهای جامعه، با زنان بیوه و مطلقه به شیوه­های متفاوت و دیده ناشایست برخورد می­شود مجموعه­ی این عوامل به مرور موجب طرد آن­ها از جامعه شده و از بسیاری از خدمات اجتماعی آن­ها را محروم می­سازند(خسروی، ۱۳۷۸). در این زمینه  وحید­یگانه در پژوهشی(۱۳۹۲) نشان داده است؛ برخی عوامل زمینه­ای به واسطه­ی تعدادی عوامل میانجی زمینۀ طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده و فشارهای مالی و اجتماعی و تبعات روحی آن امکان هر گونه تغییر در وضع زنان سرپرست خانوار را ناممکن نموده است. در کل طبق نتایج این پژوهش،۴/۵۳ درصد زنان سرپرست خانوار احساس ناخشنودی و افسردگی را همیشه و ۶/۱۳ درصد اغلب مواقع داشته­اند و میانگین شاخص­های طرد اجتماعی در این زنان نشان داده است که ۵۲/۵۸ درصد طرد عینی و ۶۴/۷۰ درصد طرد ذهنی را تجربه می­کنند(وحیدیگانه، ۱۳۹۲: ۱۴۳). باید توجه داشت طرد واژه­ی پیچیده است که شامل ابعاد و معانی ضمنی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعدد می­باشد(سیلور، ۱۹۹۴). در واقع دیدگاه­های قابلیتی و طرد اجتماعی، زنان سرپرست خانوار را صرفاً به لحاظ درآمدی فقیر نمی­بینند بلکه ابعاد وسیع­تری از زندگی زنان  من جمله  حق انتخاب و کنترل بر زندگی، برابری فرصت­ها، مشارکت در بازار کار و فعالیت­های اجتماعی و دریافت حمایت از شبکه­های اجتماعی را مورد توجه قرار می­دهد (فیروزآبادی، صادقی، ۱۳۹۲: ۲۲۸). این در حالیست که داشتن فاکتورهای مطرود­ساز چندگانه، ممکن است احتمال طرد شدن آنان را قوت ببخشد. در این زمینه می­توان به پژوهشی که توسط فیروزآبادی و صادقی در سال ۱۳۸۹ با هدف بررسی” وضعیت طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار فقیر روستایی” انجام گرفت، اشاره کرد که طبق این تحقیق سواد ناکافی(بیش از نیمی از زنان سرپرست خانوار۶/۵۵ هیچگونه سوادی ندارند)، نداشتن مهارت و توانمندی شغلی، فقر مزمن و گسیختگی پیوندهای خانوادگی از عوامل یا منابع کلیدی تأثیرگذار بر انزوا و طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار می­باشد که در نهایت، مجموعه این عوامل باعث شده­اند که این گروه از زنان از مشارکت فعال در حوزه­های عمومی به ویژه مشارکت های رسمی و انجمنی و نیز اشتغال در بازار کار طرد شوند(همان). گیدنز نابرابری در توزیع فرصت­ها را از منابع و عوامل اصلی طرد اجتماعی می­داند و طرد اجتماعی را حالتی از راه و روش­های می­داند که طی آن­ها افراد از مشارکت کامل در جامعه بزرگتر محروم می­شوند (گیدنز،۱۳۸۶: ۴۶۱). از طرفی هم نتایج پژوهش­های دریکوندی(۱۳۸۱)، علی­زاده قوی فکر(۱۳۸۸)، دولان و همکاران(۲۰۰۸) و لونگ و همکاران(۲۰۱۰) نشان داد مشارکت و فعالیت اجتماعی می­تواند بر شادی و رضایت از زندگی افراد تأثیرگذار باشد(پناهی و دهقانی، ۱۳۹۱: ۲). با توجه به این که طرد در بعد ذهنی مقولاتی مربوط به سلامت روانی –  ذهنی یعنی، میزان احساس رضایت از زندگی، شاد بودن و یا منزوی بودن فرد را بیان می­کند(پیس، ۲۰۰۰) و افسردگی و اضطراب از شایع­ترین مشکلات مطرودین اجتماعی است(قاضی­نژاد، ۱۳۸۹: ۱۵۲) و این گروه از زنان به اذعان بسیاری از تحقیقات با طرد و محرومیت بیشتری نسبت به سایر اقشار، مواجه هستند. به نظر می رسد طرد اجتماعی و هر یک از عوامل تأثیرگذار بر آن به تنهایی و یا به صورت ترکیبی از مجموعه عوامل، که نظریه­های طرداجتماعی مدعی آن هستند، می­تواند بر احساس شادمانی این قشر از زنان تأثیرگذار باشد. بنابراین مسأله اصلی که در این پژوهش بررسی می­شود شناسایی آن دسته از عوامل تأثیرگذار بر طرد اجتماعی است، که بیشترین اثر را بر روی احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار می­گذارد و از آنجا که تا به حال تحقیقی هم در زمینۀ و هم پیرامون بررسی احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار شکل نگرفته است و در تحقیقات قبلی فقط اشاره­ای جزئی به این مسأله شده است لذا پژوهش حاضر قصد دارد ابتدا طی یک مرحله­ای اکتشافی از جمعیت هدف معنا، زمینه­ و دلایل شکل­گیری این احساس را دریافت کند و سپس در بین جمعیت آماری مذکور به بررسی کمی این مقولات بپردازد. بنابراین با توجه به وضعیت و شرایط زنان سرپرست خانوار و اهمیت توجه به آنان، پرسش­های اصلی در این تحقیق به صورت زیر قابل طرح می­باشد:

۱-۳. سوألات تحقیق

  • زنان سرپرست خانوار چگونه شادی و شادمانی را معنا و تفسیر کرده و دلایل و زمینه­های شکل­گیری شادمانی از نظر این زنان چگونه تعریف و توصیف می­شود؟
  • چه عواملی می­تواند در ایجاد احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار، نقش بازی کند؟
  • منابع تأثیرگذار بر طرد و محرومیت اجتماعی این گروه از زنان، آیا از طریق و به واسطه ایجاد آن، می­توانند تغییرات شادمانی را تبیین نمایند؟

۱-۴. ضرورت و اهمیت

احساس شادمانی یکی از ضروری­ترین خواسته­های فطری و نیازهای روانی انسان به شمار می­رود و به دلیل تأثیرات عمده بر سالم­سازی و بهسازی جامعه، مدت مدیدی است ذهن محققان اجتماعی را به خود مشغول کرده است. به طوری که امروزه بسیاری جامعه­شناسان به نوعی در صدد ایجاد یک جامعه سالم و با نشاط هستند، زیرا به نظر می­رسد احساس شادمانی از یکسو انسان­ها را برای زندگی بهتر و بازدهی بیشتر آماده می­کند و از سوی دیگر به دلیل ویژگی مسری بودن آن، بستگی­های فرد را با محیط گسترده می­کند. از این­رو تا مادامی که شهروندان احساس شادمانی کنند، همواره در خدمت به شهر و افراد جامعه اهتمام بیشتری می­ورزند. اهمیت توجه به شادمانی درحدی است که از سال ۲۰۰۰ به بعد در نگاه سازمان ملل برای تعیین سطح توسعه­یافتگی کشورها متغیرهای شادکامی و امید به آینده و خشنودی و رضایتمندی افراد جامعه نیز به عنوان یک متغیر کلیدی وارد محاسبات شده است به این صورت که اگر مردم یک جامعه احساس نشاط، خشنودی و رضایتمندی نکنند نمی­توان آن جامعه را توسعه یافته (علی­الخصوص در حوزه توسعه اجتماعی) قلمداد نمود(صفری­شالی،۱۳۹۰: ۱۲۵). همچنین سطح پایین رضایت از زندگی و احساس خوشبختی، منجر به گرایش­های منفی نسبت به کل جامعه و دوره­های طولانی برآورده نشدن آرزوها و انتظارات شده و نگرش­های بدبینانه­ای پدید می­آورد که این بدبینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می­شود(اینگلهارت،۱۳۷۲). بنابراین پرداختن به این مسأله مهم به نظر می­رسد؛ در نتیجه با توجه به اهمیت و ضرورت احساس شادمانی در زمینه توسعه انسانی و اجتماعی، پژوهش حاضر در صدد بررسی این پدیده است و از آنجا آمارها نشان می­دهد که زنان در سطح جهانی و ملّی از محرومیت­های مضاعف رنج می­برند و از طرفی شادکامی زنان تأثیر مهمی بر سلامت کودکان، خانواده، جامعه و محیط زیست دارد. همچنین این قشر فعال و سرنوشت ساز، اولین مراقبین سلامت خانواده و جامعه هستند بر این اساس آموزش و فرهنگ از طریق سلامت زنان توسعه می­یابد زنان دریافت­کنندگان و هم ارائه دهندگان اصلی مراقبت­ها در نظام سلامت هستند(احمدی و همکاران، ۱۳۸۶). بنابراین نمود احساس شادی زن در خانواده بر احساسات تمامی اعضای خانواده مؤثر است. بدین منظور این پژوهش قصد دارد که پدیده شادمانی را با توجه به اهمیت ارتباطی که با جمعیت هدف دارد در بین زنان و به صورت اخص­تر زنان سرپرست خانوار که بصورت جدی­تر با این موضوع درگیر هستند، بررسی کند. ضرورت توجه به زنان سرپرست خانوار از میان گروه زنان از این جهت است که در خانوارهای که زن سرپرست است، تصمیم­گیری برای مقابله با مسائل و مشکلات شخصی، روانی، اجتماعی، عاطفی، اقتصادی خانوادگی، تحصیلی و رفتاری فرزندان در آینده بر عهده سرپرست خانوار(مادر) است و برعهده­ی اوست که نظام روابط عاطفی موجود در خانواده حفظ شود و ایجاد تنش­ در خانواده را به حداقل برساند و از لحاظ مادی و معنوی فرزندان را حمایت کند. از این­رو توجه و مشخص نمودن سلامت روان زنان سرپرست خانوار(مادر) برای جلوگیری و حل بسیاری از معضلات و مشکلات خانواده ضروریست(حسینی و همکاران، ۱۳۸۸: ۴). با توجه به اینکه امروزه پدیده خانوارهای زن سرپرست به دلایل مختلف در دنیا رو به افزایش است و اغلب این خانواده­ها دارای مشکلات فراوان هستند، در نتیجه فزونی این گروه از زنان به صورت یک مشکل اجتماعی مطرح می­شود(خسروی، ۱۳۸۷). در واقع میزان وقوع آسیب­های روانی نظیر افسردگی، اضطراب و استرس در این گروه از زنان به گونه­ای بالا است(معیدفر و حمیدی،۱۳۸۶) که نسبت به سایر زنان شادی کمتری را حس می­کنند. به طوری که فقدان همسر و حامی موجب می­شود که اکثر این زنان به ناراحتی­های روحی و جسمی دچار شوند. همچنین، کمبود معاشرت و تفریح به علت مسائل شهرنشینی در کلان­شهر، مشکلات عاطفی آن­ها را می­افزاید. اکثریت این قشر از زنان به علت عدم استقلال اقتصادی فاقد پایگاه اجتماعی مناسبی بوده­اند تنهایی آن­ها نیز، شرایطی را ایجاد می­کند که منجر به از دست دادن حمایت اجتماعی خانواده پدری، کاهش نفوذ اجتماعی و حتی گاه تضعیف موقعیت­ها و فرصت­های اجتماعی فرد می­شود(قنبری و همکاران،۱۳۹۰: ۱۱۶). به طوری که بنا بر نتایج بسیاری از تحقیقات، رفتارهای مشارکتی بسیاری از  زنان سرپرست در مقایسه با زنان دیگر بسیار پایین است و این مسأله علاوه بر دلایل فرهنگی، ناشی از مسایل مربوط به تعدد نقش­ها و مسئولیت مدیریت خانواده می­باشد. آنان خود را تأمین­کننده نیازهای روحی و عاطفی فرزندان و سالمندان خانواده خود می­دانند و براین باورند که برای فرزندان خود به عنوان تکیه­گاه و پشتوانه به حساب می­آیند(شادی­طلب و همکاران، ۱۳۸۴). در نتیجه وضعیت طردشدگی مسأله مهمی است که این زنان بنا بر نتایج بسیاری از تحقیقات با آن مواجه هستند. در واقع عواملی مثل نداشتن منابع مادی، نگرش منفی افراد جامعه و دور شدن از روابط اجتماعی و فعالیت­های مدنی شرایطی را برای آن­ها ایجاد می­کند که در وضعیتی نابرابر نسبت به دیگر اقشار جامعه قرار می­گیرند در نتیجه دچار طرد اجتماعی خواهند گردید. ضرورت توجه به طرد اجتماعی و عوامل ایجاد کنندۀ آن در زندگی زنان سرپرست خانوار از آنجا ناشی می شود که در آن متغیرهایی مانند مسکن، بهداشت و سلامت و آموزش را می­توان ملاحظه کرد. مسائل و مفاهیمی همچون مشکلات مالی، نیازهای اساسی، تماس­های اجتماعی و ناخشنودیِ اجتماعی نیز در تعاریف آن به چشم می­خورند(ابراهیمی،۱۳۹۱). در کل این پژوهش از دو جنبه نظری و کاربردی حائز اهمیت است: در بعد نظری مؤلفه­های پژوهش حاضر همچون سایر مؤلفه­های اساسی در حوزه اجتماعی، آزمون پاره­ای از نظریه­های اجتماعی است که به طور صریح و یا تلویحی به تبیین نشاط، خوشبختی و سعادت مردم می­پردازد و موجب بسط شناخت منظم رشته جامعه­شناسی می­شود. و در بعد کاربردی هم مطالعۀ علمی دقیق و مداوم  موضوع این پژوهش، به ویژه در سطح ملی می­تواند توجه اهل اندیشه را به میزان شادمانی در میان زنان سرپرست خانوار و عوامل مرتبط با آن یعنی عوامل ایجاد کنندۀ طردشدگی، جلب و به مدیران و برنامه­ریزان اجتماعی و فرهنگی در انتخاب سیاست­های مناسب در زمینۀ شادمانی زنان سرپرست خانوار کمک کند. در مجموع، از نتایج این پژوهش می­شود در عمل(سیاستگذاری و برنامه­ریزی) هم سود جست. از این­رو با توجه به اهمیت پژوهشی موضوع مورد مطالعه، تحقیق حاضر در صدد بررسی و تحلیل احساس شادمانی و رابطه آن با عوامل ایجاد کنندۀ طرد اجتماعی در بین زنان سرپرست خانوار تهران است زیرا به نظر می­رسد شناسایی آن دسته از عواملی که منجر به طرد اجتماعی این گروه از زنان می­شود با احساس شادمانی آن­ها در ارتباط است. بدین منظور اهداف اصلی در این تحقیق به شرح زیر قابل تعریف می باشد:

۱-۵. اهداف تحقیق

  • شناسایی و مطالعه دلایل و زمینه­های احساس شادی و شادکامی در بین این زنان
  • اندازه­گیری میزان احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تهران

شناسایی منابع طرد و محرومیت اجتماعی این جمعیت و مکانیزم اثرگذاری آن بر شادمانی این زنان

تعداد صفحه :۳۵۱

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com