پایان نامه  بررسی عوامل مرتبط با ناهنجاری پوششی دختران دبیرستانی

 بررسی عوامل مرتبط با ناهنجاری پوششی دختران دبیرستانی

(مطالعه موردی شهر شیراز)

 خرداد ماه ۱۳۹۳

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

 تحقیق حاضر سعی در شناخت و بررسی عوامل مرتبط با ناهنجاری پوششی دختران دبیرستانی در شیراز را دارد. بدین منظور ،ابتدا تعریفی از ناهنجاری پوششی ارایه شد. در مرحله بعد تحقیقات صورت گرفته توسط محققین داخلی و خارجی و نظریه­های موجود در ارتباط با موضوع تحقیق مرور شدند در نهایت نظریه کنترل اجتماعی به عنوان چارچوب نظری انتخاب گردید. با توجه به روش کمی و تکنیک پیمایش جهت انجام این تحقیق، ۴۰۰ نفر از جامعه آماری (دانش آموزان دختر دبیرستانهای شیراز) به عنوان نمونه به روش نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب شدند. سپس اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته که اعتبار آن به روش صوری و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تایید گشته بود جمع آوری شد. داده­های جمع آوری شده به وسیله مجموعه نرم­افزاری برای علوم اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و نتایج در دو بخش توصیفی و استنباطی ارایه گردید.در مجموع رابطه بین متغیرهای نظارت خانواده ، رسانه­های جمعی، شغل مادر و قومیت و توجه به فرائض مذهبی با متغیر وابسته ( ناهنجاری پوششی) معنی­دار بوده ورابطه بین متغیرهای نظارت مدرسه، وابستگی به دوستان ، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر ، بعد خانوار، درآمد خانواده ، پس­انداز، شغل پدر ، محل تولد و محل مدرسه با متغیر وابسته (ناهنجاری پوششی) معنی­دار نبود.

واژگان کلیدی : ناهنجاری پوششی ، کنترل اجتماعی، دختران دبیرستانی، شهر شیراز.

فهرست مطالب

عنوان                                                                                      صفحه

فصل اول: مقدمه

۱-۱-کلیات.. ۲

۱-۲- بیان مسئله. ۳

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق.. ۲۶

۱-۴- اهداف تحقیق.. ۲۹

 

فصل دوم: پیشینه ی تحقیق

۲-۱- مقدمه. ۳۲

۲-۲- مروری بر تحقیقات داخلی و خارجی.. ۳۲

۲-۱-۱-  تحقیقات داخلی.. ۳۲

۲-۲-۲- تحقیقات خارجی.. ۳۷

 

فصل سوم: مبانی نظری

۳-۱ – مقدمه. ۴۰

۳-۲- نظریه کنترل اجتماعی.. ۴۱

۳-۳- نظریه جامعه پذیری ۴۳

۳-۴-نظریه نیازها ۴۴

۳-۵ نظریه مبادله اجتماعی.. ۴۶

۳-۶-نظریه پیوند افتراقی.. ۴۸

۳-۷- چارچوب نظری تحقیق.. ۴۹

۳-۸-  مدل مفهومی و تجربی تحقیق.. ۵۱

۳-۸-۱- مدل مفهومی.. ۵۱

۳-۸-۲-  مدل تجربی تحقیق.. ۵۲

۳-۹- فرضیات تحقیق.. ۵۳

 

فصل چهارم: روش شناسی تحقیق

۴-۱- مقدمه. ۵۵

۴-۲- روش تحقیق.. ۵۶

۴-۳- جامعه آماری و نمونه مورد مطالعه. ۵۶

۴-۴- ابزار جمع آوری داده ها ۵۷

۴-۵- روایی و پایایی ابزار سنجش… ۵۸

۴-۶- تکنیک های آماری تحلیل داده ها ۵۹

۴-۷- تعاریف نظری و عملی متغیرهای تحقیق.. ۶۰

۴-۷-۱- تعریف نظری و عملی متغیرهای مستقل. ۶۰

۴-۷-۲-  تعریف نظری و عملی متغیر وابسته. ۶۲

 

فصل پنجم: تجزیه و تحلیل داده ها

۵-۱-مقدمه. ۶۴

۵-۲-یافته های توصیفی تحقیق.. ۶۴

۵-۲-۱- توصیف ویژگی های جمعیت شناختی.. ۶۵

۵-۲-۲- اطلاعات توصیفی طیف های تحقیق.. ۷۱

۵-۳- یافته های استنباطی.. ۸۲

۵-۳-۱ بررسی فرضیات.. ۸۲

۵-۳-۲-رگرسیون چند متغیره ۹۷

 

فصل ششم: بحث و نتیجه گیری

۶-۱- مقدمه. ۱۰۳

۶-۲- نتیجه گیری.. ۱۰۴

۶-۳- محدودیت های تحقیق.. ۱۰۸

۶-۴- پیشنهادات تحقیق.. ۱۰۸

 

منابع

منابع فارسی.. ۱۱۰

منابع انگلیسی.. ۱۱۵

 

پیوست.. ۱۱۶

 

چکیده و صفحه عنوان به انگلیسی

کلیات

الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه از ساختار باورها، ارزش ها، هنجارها، آداب، عادت­ها و سلیقه­های گروهی اثر می­پذیرد. از منظر    آسیب­شناسی ناهنجاری­های پوششی از مصداق­های انحراف و کجروی است و رفتاری ناسازگار با قانونمندی­ها و انتظارات مطلوب جامعه و موجب تنش ها و تضادهایی است که به نگرش­های سرزنش­آمیز می­انجامد و واکنش­هایی نظیر مجازات، طرد و انزوا را به همراه دارد. به تعبیر دیگر هرگاه رفتار افراد جامعه با هنجارها، ارزش ها و عقاید اجتماعی جامعه در تعارض و تضاد باشد، رفتار اجتماعی رفتاری نابهنجار خواهد بود زیرا بین خواسته ها، نیازها و آرمان ­های اجتماعی سیستم موجود و افراد جامعه هماهنگی دیده    نمی­شود و در این حالت روابط اجتماعی تنش و ستیزه آمیز است (سیف اللهی،۱۳۷۳: ۲۱۱).

یکی از هنجارهای کهن و سنت­های دینی و ملی دیر پای جامعه ایران، سنت حجاب و پوشش کامل اندام است. این امر به برخی امور حاشیه­ای همچون نوع دوخت، جنس لباس، رنگ و تناسب لباس با سن فرد نیز ارتباط می­یابد. از این رو پوشش کامل به معنای رعایت دقیق این مجموعه متناسب با عرف اجتماعی و نقض کامل آن نشانی بی­حجابی است (اکبری،۲۱۱:۱۹۹۱).

۱-۲- بیان مسئله

در برخی جوامع از جمله ایران از زمان­های قدیم بدن به عنوان یک موضوع خصوصی تلقی و از عرضه بهره­برداری از آن در مجامع عمومی پیشگیری شده­است. این امر در مورد زنان از اهمیت بیشتری برخوردار بوده­است. بعد از ورود اسلام به ایران پوشیده بودن زنان به عنوان یک تکلیف شرعی واجب تلقی شد. با توجه به اینکه ارزش های دینی منشاء ارزش های اجتماعی است و ایران پیش و بعد از اسلام از فضایی دینی برخوردار بوده است به نظر می رسد پوشیده بودن زنان و دختران به عنوان یک ارزش اجتماعی از دیر باز وجود داشته و امروزه با توجه به محور قرار گرفتن اسلام در         برنامه­ریزی­های فرهنگی و اجتماعی به شدت مورد تاکید می­باشد (زاهدانی، دشتی، ۱۰۲:۱۳۸۵).

حجاب یک ارزش است ولی در آغاز انقلاب به عنوان ارزش معرفی نشد. یعنی گفته شد باید حجاب داشته باشید و به یک الزام تبدیل شد. تا اینجا اشکالی نداشت، زیرا نظامی که با رأی مردم بر سر کار آمده است، به طور طبیعی، همه امور آن باید با ارزش­ها و کل فلسفه وجودی­ اش همخوانی داشته باشد. با این حال، برای نسل جوانی که خود، پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگش اصلاً درکی از مفهوم حجاب نداشتند یا درک بسیار کمی داشتند، توبیخ و توسل به روش­های تنبیهی برای رعایت حجاب، راه به جایی نمی برد. متاسفانه در سال­های اول انقلاب تلاش شد این ارزش با روش­های تنبیهی جا بیفتد که این کار، غلط ترین روش در دنیا است، زیرا ارزش­ها را هرگز نمی­توان با تنبیه و دستور جا انداخت. شما نمی­توانید اخلاق را بصورت دستوری جا بیاندازید. اخلاق باید اول  درک شود. و فلسفه­اش جا بیفتد و بعد با تمام وجود درونی شود. این کار در مورد حجاب انجام داده نشد و با روش غلطی برخورد شد. در نتیجه، نسلی که تنبیه شد و به خاطر دو سانت موی سرش جلوی صف دانش آموزان مورد توهین قرار گرفت و تحقیر شد، حجاب را نپذیرفت. کم نبودند چنین دخترانی که ما حتی شاهد بودیم در مواردی به خود آسیب رساندند. بنابراین دخترانی که یا خود مورد  چنین رفتارهایی قرار گرفتند یا شاهد چنین رفتارهایی در مورد دوستانشان بودند، وقتی دوران دبیرستان را تمام کردند، واکنش نشان دادند. آنجا دیگر ناظم مدرسه یا مربی پرورشی نبود وترس اخراج از مدرسه هم وجود نداشت ( نوابی نژاد،۱۳۸۶: ۱۹۸).

معضلی که درباره­ی آن بحث می­شود مشکلی چندوجهی است  و پدید آمدن آن می­تواند دهها دلیل داشته باشد. یکی از دلایل برخوردهای غلط آموزش و پرورش با نسل جوان است. برخوردهایی که در آن روان­شناسی بلوغ در نظر گرفته نشد و مجریان نیز با روان­شناسی نوجوانی آشنا نبودند و       می­گفتند این آیین نامه یا ماده باید اجرا شود و اگر اجرا نشود باید تنبیه شود و بس. خیلی از افرادی که در سطح کلان سیاست­گذاری و برنامه­ریزی بودند، چنین اعتقادی نداشتند که با شکنجه و تحقیر افراد می­توان حجاب را در جامعه جا انداخت. ولی برخی از آنها هم در نوع خود ناآگاه بودند و به حجاب به طور عمیق نگاه نکردند.

تلوزیون ما تا کنون یک میزگرد موثر و مناسب در این زمینه تشکیل نداده است که همه جنبه­ها در آن مطرح شود. کاش به جای خیلی از برنامه­هایی که بدآموزی دارد یا اصلاً چیزی برای عرضه و گفتن ندارد ، با حضور روان­شناسی که با مردم سروکار دارند جامعه­شناسانی که واقعاً درد مردم را بگویند و کارشناسان دینی و در کنار جوانان بی حجاب و جوانان باحجاب، میزگردی برگزار می­کردند که همه بتوانند حرف­هایشان را بزنند. مطمئنا در این نوع برنامه­ها ، به دلیل حضور افراد متخصص، بحثها بیشتر منطقی است تا احساسی و برای جامعه بازدهی دارد. تنها این نوع برنامه­های همه جانبه و صریح می­تواند فرهنگ­­ سازی کند. حجاب بدون فرهنگ­ سازی در این مملکت اجراشد. کم رنگ شدن نقش نظارتی و تربیتی خانواده­ها یکی از عوامل موثر در ایجاد وضعیت کنونی حجاب بوده­­است. در گذشته نه چندان دور، خانواده نقش مهمی ایفا می­کرد. حتی خانواده به مدرسه خط می­داد، درحالیکه امروز، نهادهای موازی مثلا انواع رسانه­ها، برنامه­های ماهواره­ای، اینترنت و مانند آن وارد حریم خانواده شده­اند و با خانواده رقابت میکنند. تبیین نشدن فلسفه حجاب از سوی مراکز و نهادهای فرهنگی نیز مزید برعلت بود. پس فرهنگ­سازی نشد و حجاب به عنوان یک ارزش رفتاری و درونی مطرح نشد. همه درباره حجاب فقط حرف می­زدند و می­گفتند باید بشود و اگر نشود، اینطور است. مشخص نبودن سیاست نظام در این زمینه و اقدامات افراطی و تفریطی دورها نیز ازعوامل خیلی مهم در ایجاد این وضعیت است (نوابی نژاد،۱۹۸:۱۳۸۶).

باید دانست در طول این سالها، تبلیغات منفی دستگاه های فرهنگی بیگانه هم به عنوان یک عامل اثرگذار عملکرده­ است. نمونه آن، برنامه­های   ماهواره­ای است که با طرح پرسش­هایی مثل اینکه چرا زنان نبایدآزاد باشند و هرچه می­خواهند بپوشند، ازاین قبیل رویکردهای جذاب برای نسل جوان، سوءاستفاده می­کنند. دوره نوجوانی، دوره خودنمایی است و بچه­ها تلاش می­کنند خودشان را نشان بدهند. شاید در هیچ دور­انی از زندگی به اندازه دوره نوجوانی از آیینه استفاده نشود. جوان می­خواهد کاری کند که بهتر دیده شود . بنابراین، چنین برنامه­هایی جذابیت دارد و حساسیت موضوع را تشدید می­کند. در مقابل این جذابیت باید به ناکارآمدی رسانه­های دیداری و شنیداری نظیر تلویزیون و سینمای داخلی هم اشاره کرد. به این موارد یک مورد بسیار مهم هم اشاره می­کنم و آن “تضاد” ها است. تضادها و تناقض­ها عامل بسیار مهمی بوده­است. درست همان زمانی که اگر در خیابان­ها دختر و پسری در کنار هم بودند، آنها را می­گرفتند، یک سریال تلوزیونی نمایش داده می­شد که دختر و پسر دو خانواده رفت و آمد می­کردند و رابطه آزادانه­ای داشتند. این تناقض­ها بسیار زیاد بوده­است. همین تصمیم­گیری­های مقطعی و افراط و تفریط­ها و تعاریف چندگانه از حجاب، نمونه های آن است. این تضادها که به خاطر نبود سیاست­ها ونظام منسجم فرهنگی است، آسیب­های زیادی می­زند ( نوابی نژاد،۱۳۸۶ :۱۹۸).

هنگامی که بشر پوشش خود را انتخاب کرد در پی پوشیده نگه­داشتن حریم­ها و حفظ خود از وضعیت­های اقلیمی و غیره بود. اما کیفیت، رنگ و یا نوع پوشش افراد بنا بر فرهنگ ، تمدن و شرایط اقلیمی هر جامعه­ای تعریف می­شود. دیده میشود که در جامعه کنونی ایران پدیده ناهنجاری پوششی وجود دارد که با بینشهای ایدئولوژی و عادات و رسوم این جامعه همخوانی ندارد و در حقیقت این پدیده براساس تعریف جامعه از دیدگاه           جامعه شناسی نوعی کجروی و آسیب به شمارمی­ آید. از منظر         آسیب­شناختی، ناهنجاری های پوششی از مصداقهای انحراف و کجروی است. این پدیده رفتاری ناسازگار با هنجارها و انتظارات جامعه، خلاف فرهنگ جاری و قانونمندیها وانتظارات مطلوب جامعه موج تنش­ها و تضادهایی است که به نگرش­های سرزنش آمیز می­انجامد و واکنش­هایی نظیر مجازات، طرد و انزوا را به همراه دارد ( محسنی، ۱۳۸۳: ۲۸۳).

اما چرا جامعه ایران با آن پیشینه تاریخی به این کج­روی گرایش پیدا کرده است؟ در حقیقت دلایل این بی حجابی و بد حجابی از منظر دیدگاه­های علمی چه مواردی می­باشد؟

بی شک دلایل متفاوت می­توان یافت که در گرایش زنان و دختران جامعه به این پدیده دخالت دارد، دلایل بیولو‍ژیکی یا روانی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی از کلیت­های دلایل گرایش به این مسئله است که هر کدام در ذیل بررسی گردیده است.

الف- دلایل بیولوژیکی و روانی:

 این عوامل به زمینه­های زیستی و خواسته­های طبیعی فرد گفته می­شود که معمولاً میان افراد مشترک است. از جمله زمینه­های بیولوژیکی مرتبط با مقوله پوشش می­توان از میل به خودنمایی، تبرج، تمایل شدید به جلب توجه دیگران بویژه در دوره نوجوانی و …  نام برد. در مجموع می­توان عوامل بیولوژیکی و روانی را در این موارد تقسیم ­بندی کرد:

  • احساسگرایی خام: برخی نظریه­های روان­شناختی انحراف، انحراف­ها و کج­روی­های افراد به ویژه جوانان را ناشی از اراده و تصمیم آگاهانه به هنجارشکنی، میل به برانگیختن واکنش­های جمعی، پشت پا زدن به   سنت­های اجتماعی یا تلاش برای جایگزینی ارزش­های فرهنگی نمی­دانند، بلکه آن را بیشتر نشانه احساس­گرایی خام، هواخواهی،خودنمایی، لذت جویی و امثال آن می­دانند ( ممتاز،۱۳۸۱:۱۲۷).
  • اختلال شخصیت نمایشی: یکی از نظریه­های روانشناختی انحراف، نظریه موسوم به اختلال شخصیت نمایشی است. افراد مبتلا به این بیماری خواهان جلب توجه دیگران نسبت به خود هستند. آنان معمولاً مبتکر، نمایش­گر، سرزنده و اغواگرند. مهمترین ویژگی مبتلایان به این اختلال، تمایل شدید به خودنمایی و جلب توجه است و برای تامین این هدف ، به کارهای غیرعادی از جمله پوشیدن لباس­های عجیب و جذاب، آرایش­های تند و نامتعارف و ژست­های نمایشی خاص دست می­زنند (ستوده،۱۳۷۸: ۲۱۱).

ب- دلایل فرهنگی:

امور فرهنگی هرچند ذهنی­اند، شخصی و فردی نیستند و نقش­آفرینی نمادین آنها که لازمه ارتباط و تعامل میان افراد است، بر اجتماعی بودنشان دلالت دارد (شرف الدین،۱۳۸۶: ۳۷۶).

این دلایل به زیرمجموعه­های وسیعی همچون چیرگی تلقی­های ناهمگون، کم رنگی تعلق به فرهنگ خودی و توجه بیشتر به دیگر فرهنگ­ها، ضعف اعتقاد یا باور نداشتن به اعتبار معیارهای متعارف و … تقسیم می­شود که در این جا به موارد مهمی از آنها اشاره خواهیم کرد:

  • جامعه پذیری ضعیف و ناهمگون : اساس جامعه­پذیری بر این واقعیت استوار است که انسان به صورت کانونی از استعدادها و سرمایه­های وجودی بالقوه به دنیای اجتماعی پا می­گذارد و از راه تعامل مستمر با محیط درون­ریزی مجموعه­ای از باورها، نگرش­ها، ارزش­ها و … به تدریج به انسانی بالفعل تبدیل می­شود. این فرایند تعطیل ناپذیر، از اولین مراحل زندگی آغاز می­شود و تا پایان عمر ادامه خواهد داشت. جامعه پذیری، دو فرآیند مکمل یعنی انتقال میراث فرهنگی اجتماعی و رشد و تکامل شخصیت فردی را در بر می­گیرد. جامعه شناسان، بسیاری از انحراف­های اجتماعی را به کاستی­ها و ضعف این فرایند مهم شخصیت ساز مستند می­دانند. بدون شک، بدحجابی دختران و زنان در سن بالا نیز در نارسایی­های این فرآیند و القاهای محیط خانواده، دوستان، محیط­های آموزشی، رسانه جمعی و محیط عمومی ریشه دارد. رسوبات فرهنگی به جا مانده از اعمال سیاست­های دستوری ناسنجیده گذشته هم چون قضیه کشف حجاب و سیاست­های رژیم طاغوت برای گسترش نهادینه کردن آن در ذهنیت فرهنگی و اصرار برخی علاقه­مندان به پاس داشت و استمرار آن از طریق پیوست­های میان نسلی نیز در این زمینه نقش داشته است (شرف الدین۱۳۸۶: ۲۷۶).
  • القاهای فرهنگی مسموم دشمنان: ترسیم تصویر یک مسلمان محجبه، یکی از رایج­ترین شیوه­های رسانه­های غربی برای مشکل­دار معرفی کردن اسلام است.با نگاهی اجمالی به سخنان غربی­ها در مورد حجاب می­توان دریافت که آنها معتقدند حجاب، نشانه ظلم اسلام به زنان است. با نگاهی گذرا به نوشته­های غربی­ها می­بینیم که آنها برای توصیف حجاب زنان مسلمان از واژه­هایی چون کفن، لباس مزور و حجب و حیای سیاه استفاده می­کنند( بحرانی،۱۳۸۴ :۳۲۲).
  • بحران­های هویتی: برخی تحلیل­گران فرهنگی بر این باورند که جامعه ما مسخر سه جریان مختلط فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی است که در عرصه­های مختلف با نسبت­های ترکیبی متفاوت حضور دارند. در سال­های اولیه پس از پیروزی انقلاب ، هر چند بعد اسلامی فرهنگ، گسترش و چیرگی در خور توجهی یافت، به مرور زمان و تحت تاثیر برخی رخدادها، دو لایه به حاشیه رانده شده دوباره به صحنه آمدند و در قالب­های دیگری بازتولید شدند. اولین نتیجه حاصل از زیستن در چنین فضای مختلطی، هویت­یابی چندگانه و پی­آمدهای شخصیتی و رفتاری آن است . جوان ایرانی دچار نامتعادلی و ناهم­خوانی در آگاهی­های خود شده و با ایجاد شدن تزلزل در شخصیت که ناشی از آگاهی­های ناکافی یا متضاد است، دچار بحران هویت می­شود. برخی از نشانه این بحران چنین است: کاسته شدن تمایلات دینی و مذهبی در جوانان که بارزترین این امر، در کم توجهی آنها به مسائل شرعی در اجتماع، افزایش روی آوردن به موسیقی­های غربی، زیاد شدن فاصله آنها نسبت به تعهدات اجتماعی و خانوادگی، گسترش خانواده­های هسته­ای، روی  آوردن به مدل­ها و آرایش­های ظاهری غربی و … همه اینها ناشی از گسستگی هویتی جوانان با هویتی پایا و پویاست ( غلام پور آهنگر، ۱۳۸۲ :۱۱۹).
  • مدگرایی و تنوع خواهی و بی توجهی به آیین­های تک هنجاری سنتی و غلبه احساسات زمانه پسند :کاهش سلطه والدین بر فرزندان، نپذیرفتن فرهنگ سنتی خانواده، تمایل به تک­روی و الگوگزینی خود مختارانه ، نفرت از برخی فشارهای نسنجیده خانواده ­های مذهبی نیز یکی از دیگر عوامل فرهنگی بدحجابی است (شرف الدین ،۱۳۸۶ : ۲۸۲).

ج- دلایل اقتصادی:

غیراز مبحث فرهنگی و عامل فرهنگی که شاید بتوان گفت که مهمترین عامل، در بدحجابی است، عامل اقتصادی هم عامل بسیاری از بد حجابی ها و ناهنجاری ها در جامعه است. بنابر این بسیاری از ناهنجاری ها و تخلفات اجتماعی مربوط به عامل اقتصادی می شود. فقر و تنگدستی موجب       می شود که بعضی از دختران و زنان ایرانی به دنبال آرایش های غلیظ بروند که با زیبا کردن خود، برای خودشان کار و شغلی پیدا کنند، برای مثال : دختری در خانواده­ای فقیر زندگی می­کند که می­بیند برای پیدا کردن شغل، چاره­ای برایش نمانده؛ مجبور است که بدحجاب و با آرایش غلیظ و فجیع در جامعه رفت و آمد داشته باشد تا اینکه شاید کار و شغلی برای خودش پیدا کند و در مکانی استخدام شود. حال فرض کنید دختری که برای کار و پیدا کردن کار و ر هایی از فقر و تنگدستی دست به بدحجابی زده است، آیا اگر به این شخص فشار اقتصادی و فقر مضاعف وارد شود، دست به اعمال منافی عفت و روسپیگری برای کسب روزی و معاش نمی زند؟

در حدیثی از حضرت علی (صلوات الله علیه) آمده است ” ضروره الفقر تبعث علی فظیع الامر  (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶: ۳۶۵) ” ضرورت و ناچاری فقر و نداری ، آدمی را بر کار زشت و رسوا وا می­دارد. انسان موجودی است که برای زندگی در کره­ی خاکی آمده است و تا زمانی که زنده است طبق خواسته­های نفس یا هر چیز دیگر دنبال این است که، یک زندگی راحت و خوبی داشته باشد؛ حال در مسئله فقر هم موضوع این است  که هیچ انسانی دوست ندارد فقیر باشد ؛ پس به دنبال رفع فقر از خود برمی­آید  که راه­های بسیار زیادی از طریق غیر شرعی برای آن وجود دارد. در جوامعی که چشم و هم­چشمی و تجمل بیشتر باشد ، فقر نیز بیشتر است؛ تجمل­گرایی مردم سبب تضعیف اقتصاد کشور، گسترش شکاف طبقاتی، افزایش ناامنی و رشد مشکلات خانوادگی می­شود ( لطیفی پاکده، ۱۳۷۵ :۱۰۰).

 ج- دلایل اجتماعی :

عوامل اجتماعی بیشتر ناظر به عملکرد محیط عمومی نهادها، سازمان ها، گروها و تعامل اجتماعی است. بی شک وجود کاستی ها، آشفته کاری­ها و مشکلات خاص در روند فعالیت­های نهادهای اجتماعی، در پیدایش بخشی از ناهنجاری پوششی موثر بوده است. در این دلایل هم موارد کثیری وضوح دارند مانند احساس تبعیض و محرومیت، تنوع گروههای مرجع، دگرگونی های فرهنگی، اثرپذیری از شبکه های ارتباطی که در زیر به موارد مهمی از آن اشاره می­کنیم:

  • نپذیرفتن وضعیت موجود : هنگامی که فرد به هر دلیلی از در ناسازگاری با گفتمان غالب در جامعه خویش برآمده باشد به راحتی به نقض قواعد و معیارهای پذیرفته شده دست می زند. در بیشتر موارد رفتارهای پاتولوژیک می­تواند ناشی از سرخوردگی، اضطراب و احساس ناامنی باشد که نزد دیگران میل به اصلاح اجتماعی یا نوآوری را سبب می­شوند در پس رفتارهای ضد اجتماعی نوعی عدم قبول جامعه موجود قرار دارد ( زنجانی زاده،۱۳۶۷ :۱۸۶). به عبارت دیگر ضعف تعلق و تعهد فرد به جامعه در قالب بی توجهی به تمایلات و انتظارات جمعی و نقض قواعد هنجاری اجتماعی متعارف متبلور می­شود.
  • وابستگی ذهنی به جامعه مرجع: فرد درمواردی و به دلایل مختلفی ،عمل کردن بر اساس ارزش­ها، هنجارها، الگوها و مدل­های رفتاری جامعه آرمانی و ایده­آل خویش که به هم­نوایی و پذیرش جهان زیست آن تعلق خاطر عمیق دارد بر قرینه­های محیط خویش ترجیح می­دهد. این هم­نوایی موضعی و فارغ از مساعدت­های محیطی، تنش­های روانی و فشارهای اجتماعی سختی را متوجه فرد می­سازد، ولی می­تواند هرچند به طور مصنوعی ارضا کننده و اشتیاق­زا باشد. شواهد موجود نشان می­دهد که بیشتر افراد بدحجاب و بی­حجاب، خواسته یا ناخواسته به فرهنگ­ها، نظام­های بینشی و گرایشی و الگوهایی دل­بسته اند که با فرهنگ و ارزش­ها و قواعد مسلط و جامعه اسلامی تعارض دارند ( شرف الدین،۱۳۸۶ :۲۸۳).
  • کم هزینه بودن انحراف: برخی از صاحب­نظران بر این باورند که افراد در جامعه به تدریج و بصورت مشروط در نهادهای اجتماعی مرسوم شرکت می کنند و به قواعد مربوط متعهد می­شوند. مطلوبیت این هم­سویی از این رو است که افراد از رهگذر آن، به منافع، نتایج، اعتبارات و امتیازات خاصی دست می­یابند که دسترسی به آن به هیچ صورت دیگری، امکان ندارد. در صورتی که افراد، در منطق محاسباتی خویش به نتایج و امتیازات این تعهدمندی توجه نکنند یا تحت تاثیر القاهای اجتماعی، هم­سویی و پیروی از ارزش­ها و هنجارهای جمعی را تحمیلی و توجیه ناپذیر بپندارند، رفته رفته تمایل به هم ­سویی کاهش می­یابد و تمایل به سرپیچی و طرح الگوهای جایگزین قوت می­گیرد. بر هم خوردن این توازن از یکسو و میل به تنوع طلبی و لذت جویی از سوی دیگر، به ویژه در شرایطی که هزینه انحراف و تخلف ناچیز باشد، کشیده شدن به انحراف را آسان می­سازد (زنجانی­زاده، ۱۳۶۷ :۱۹۰).

عوامل اجتماعی موثر بر ناهنجاری پوششی

یکی دیگر از عوامل مهمی که باعث ناهنجاری می شود، عامل اجتماعی است که به مردم و جو اجتماعی و وضعیتی که در آن حاکم است، مربوط می شود. حال اگر وضعیت اجتماع به معنویات تمایل داشته باشد، مردم نیز متدین می باشند ولی اگر مایل به شهوات و مادیات باشد، مردم هم به دنبال شهوات و مادیات خواهند رفت. عامل اجتماعی بدحجابی، دارای زیر مجموعه های متعددی از جمله: جامعه، خانواده، بی توجهی مردم (عافیت طلبی).

  • جامعه

جو عمومی و فضای جامعه می تواند، عامل بسیار موثری در وضعیت حجاب زنان ایرانی باشد ؛ برای مثال وقتی که دختری اجتماعی باشد و در بین مردم مشغول به کار باشد ، زمانی که مشاهده می­کند اکثر دختران یا بسیاری از زنان، با وضعیت حجاب بد، در جامعه­ای به کارمشغول هستند و سعی و تلاش خود را می­کنند که از هر روز از روز قبل بهتر باشند؛ دختری که ساده و احساساتی است، سریع تحت تاثیر قرار می­گیرد و این امر برایش مشتبه می­شود و آن ضرب المثل معروف اشتباه در ذهنش پدیدار می­شود که خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو. در حالی که می­توانست با اندکی تامل، به این نتیجه برسد که اگر همه­ی مردم هم سم بخورند من هم که می­خواهم رسوا نشوم، باید سم بخورم و خودم را در معرض مرگ قرار دهم؛ ولی با عرض تاسف به چنین مساله ساده­ای التفات ندارد. با این توضیحات، اجتماعی که وضعیت نابهنجاری داشته باشد ( که بسیاری از آن ناهنجاری­ها زائیده­ی تهاجم فرهنگی است)، دختر محجبه را تحت فشار قرار می دهد و به دنبال چرخ کردن آن دختر در بین چرخ دنده­های ماشین اجتماع است؛ حال تسلیم شدن و نابود شدن، بستگی به قدرت روحی و معنوی این دختر دارد که اگر او و بقیه مردم تسلیم شوند ، دیگری اثری از اجتماع سالم و مومن انقلابی باقی نخواهد ماند ؛ بلکه این اجتماع تبدیل به اجتماعی فاسد  و مخرب می­شود که هر روز بسیاری از دختران را به سمت خود جذب می­کنند (مظفری، ۱۳۸۰ :۱۳۵).

جامعه یعنی حرکت منظم به یک سو؛ حال اگر انسان­ها و افراد جامعه، همگی به دستور شخصی خارج از نظام، از مدار اصلی جامعه خارج شوند و به یک سمت دیگر حرکت کنند؛ این جامعه به هر جا که برسد راهی برای فرار از آن نیست و مسئولین فقط باید خودشان را ملامت کنند؛ زیرا که جامعه شناسان و متخصصینی را تربیت و استخدام نکرده­اند که به فکر مردم باشند و به وظیفه­ی خود عمل کنند پس کاری جز ملامت خودشان باقی نمی­ماند . مردم از بدو تولد ، دزد، قاتل و بد حجاب نیستند بلکه در اثر تاثیرات اجتماعی کم کم  به همه این کارها مایل می­شوند. ژان ژاک روسو معتقد است اجتماع است که انسان را به کج­روی می­دارد و می­گوید ” اگر میتوانستم یک چهارم آن چیزی را که احساس کرده بودم به روی کاغذ بیاورم به چه صراحتی می­توانستم همه ی تضادهای نظام    اجتماعی­مان را بیان کنم! با چه قدرتی می­توانستم ناهنجاری های نهادمان را فاش سازم ! و چه راحت می­توانستم ثابت کنم که انسان طبیعتاً موجود خوبی است فقط نهادهای اجتماع است که او را به صورت موجودی تبهکار در می آورد        ( جونز،۱۳۵۸ :۱۲۲).

  بر اساس این نوشته می­توان اینطور نتیجه گرفت: جامعه است که افرادش را به این سمت می­کشاند. البته زیربنای جامعه خانواده است و نکته در این جاست که هم خانواده از جامعه تأثیر می­پذیرد و هم جامعه از خانواده تاثیر می­پذیرد ولی نمی­توان گفت تاثیر کدامیک بیشتر است. هر دو از هم تاثیر می­پذیرند و هر دو می­توانند تحت تاثیر عامل دیگری مثل تهاجم فرهنگی باشد که موجب ضعف در عقاید یا باقی ماندن در حجاب اسلامی شوند. قبل از انقلاب اسلامی، ایران هم مثل بقیه­ی جوامع، زن را موجودی برای ارضاء خود و وسیله­ای شهوانی قلمداد می­کرد که به برکت انقلاب، زن­ها توانستند هویت واقعی خود را باز ستانند. البته ناگفته نماند تلاش های بسیار زیادی می­شود که زن مومن انقلابی، مثل همان زن قبل از انقلاب شود و در  زمینه­هایی هم موفق بوده­اند ولی در موارد زیادی هم موفق نبوده­اند. به هر حال، با بازگشت هویت اصلی زن به او، باید این نکات هم درباره­ی شخصیت را به ایشان بازگو کرد تا مبادا در اثر تلقینات شیاطین، خود را در مهلکه بیندازند و دین و دنیای خود را فدای شهوات و خواسته­های مردانی شهوت پرست کنند.

  • خانواده

خانواده  یکی دیگر از عوامل اجتماعی است که تاثیر بسیار مهمی بر روی اجتماع و جامعه و وضعیت حجاب دارد، نهاد خانواده است؛ اگر خانواده­ای که فرزند درآن تربیت می­شود دارای افکار صحیح و اسلامی باشد، بچه­ای هم که تحویل اجتماع داده می­شود، انسان مفید و با ارزشی است ولی اگر در تربیت فرزند کمی کوتاهی و سهل انگاری کرده باشند نتیجه عکس آن خواهد بود. پس یکی از مواردی که باعث می­شود اجتماع ساخته شود خانواده است. امام خمینی (ره الله علیه) فرمودند: ” زن یکتا موجودی است که می­تواند از دامن خود افرادی را به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه بلکه جامعه­ها با استقامت و ارز­ش­های والای انسانی کشیده شوند و می­توانند به عکس با آن باشد  ” حال اگر در درون خانواده­ای فقط مضامین ضد اخلاقی و ضد اسلامی ترویج شود، آیا برای فرزندان آن خانواده شخصیتی اسلامی باقی می ماند؟ دختری که در خانواده­ای زندگی می­کند و مادر خانواده، او را تشویق به بی حیایی و بی عفتی و عدم رعایت حجاب می­کند، در زمانی که آن دختر به سن بلوغ و تکلیف می رسد و حتی سنین بالاتر و دوران نوجوانی و … نمی­تواند با حجاب باشد؛ چرا که ملکه  بی حجابی در ذهن او رشد پیدا کرده و تبدیل به یک میل و خواسته­ی درونی شده است. زمانی که تبدیل به یک میل و خواسته­ی درونی و عادت شد، آن دختر به هیچ وجه نمی­خواهد حجاب داشته باشد و اگر او را اجبار به حجاب کردیم، تمرد و سرکشی میکند و حاضر به پذیرش و صحبت نیست. بهترین روش برای اتفاق نیفتادن این مشکلات ، شروع کردن تبلیغات فرهنگی در کوچه، خیابان، مدارس، دانشگاهها، مراکز آموزشی و صدا و سیما و … است که جامعه دچار مشکلات اخلاقی و بد حجابی از این طریق نباشد (همایونی،۱۳۷۱: ۲۰).

روش­های درونی کردن حجاب

  • ارتقا و تقویت ایمان به خدا: برای درونی کردن و گسترش فرهنگ حجاب، ابتدا باید به تحکیم ایمان و تقویت باورهای دینی افراد جامعه که در حکم روح و ریشه اخلاق و رفتار آنان است توجه شود. یکی­ از مهم­ترین عوامل بدحجابی ، ضعف ایمان و معنویت است. ایمان مانند پناهگاهی است که انسان را از افتادن در ورطه­ی گناهان حفظ می­کند. باورهای درست و ایمان­های محکم ، عالی­ترین نقش را در کیفیت زندگی فرد و جامعه ایفا می کنند.
  • اطلاع رسانی در زمینه احکام حجاب (زنان و مردان به طور جداگانه):  نا آشنایی برخی از افراد با احکام و حدود پوشش، حدود روابط محرم و نامحرم و چگونگی پوشش اسلامی از دیگر عوامل بدحجابی است. اطلاع رسانی در این زمینه می­تواند منجر به درونی نمودن این ارزش گردد.
  • بیان استدلال­های حکم حجاب و آثار مثبت آن: بیان فلسفه و آثار فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی عفاف و حجاب به صورت صحیح و همراه با استدلال منطقی و تشریح نتایج حاصل از بدحجابی می­تواند افراد را در درک این حیققت عقلانی و منطقی یاری رسانده، به درونی نمودن آن کمک نماید.
  • شناسایی الگوهای برتر حجاب: نقش الگوهای برتر در زندگی انسانی تردیدناپذیر است. الگوها در ساختار روحی، رفتاری و    همانند سازی نقش مهمی را بر عهده دارند. یکی از مسائل مبتلا به جوامع امروز، عدم آشنایی با الگوهای برتر تاریخ گذشته و معاصر است و بنابراین ایجاد زمینه برای آشنایی با مفاخر و عرصه­های گوناگون و الگوگیری و همانند سازی می­تواند زمینه را برای درونی نمودن این ارزش هموار نماید.
  • اصلاح تبلیغات رسانه­ها و متولیان حجاب در جامعه: رسانه­ها از جمله ابزارهای تأثیرگذار دنیای امروز به شمار می­روند. تولید محصولات مغایر با امر توسعه عفاف و یا نقطه مقابل آن تاکید بر تولیداتی که به نحو شایسته، مستقیم یا غیر مستقیم این پدیده را ترویج می­نماید از جمله روش­های تأثیرگذار در حیطه درونی کردن حجاب و عفاف در سطح جامعه به شمار می­رود.
  • ترویج و احیای تعلیم و تربیت دینی فرزندان در مدارس: مدارس مراکز تعلیم و تربیت ­اند. توصیه بدون تعلیم و تربیت، پوشش دینی را به یک دستور خشک و تحمیلی تبدیل می­کند اما توصیه همراه با معرفت، پذیرش آن را ساده نموده و با تحت تاثیر قراردادن حوزه معرفت شناسی و بیان استدلالات علمی و قطعی ، زمینه­ی پذیرش آن را فراهم می­کند.
  • امر به معروف ونهی از منکر: فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر از دیگر شیوه­های درونی کردن فرهنگ حجاب است. بدیهی است اجرای این مهم به زمینه فرهنگی وابستگی تام داشته و تنها در صورت ارائه به شکل صحیح و اصولی کارساز خواهد بود.
  • بسترسازی فرهنگی در راستای حیا، عفاف و حجاب: برای ایجاد همگانی کردن فرهنگ حجاب در سطح جامعه به بسترسازی فرهنگی نیازمند است. احیای فرهنگ حیا، برنامه­ریزی­های مدون و دقیق، تلاش برای حفظ حریم حیا و سپس پرداختن به محسوس­ترین سطح فرهنگ حیا یعنی حجاب در این راستا از اهمیت ویژه­ای برخوردار است.

نهادهای اجتماعی و مساله حجاب

نوع پوشش زن و مرد در هر جایگاهی محصول نهادهای اجتماعی است. نهادهای اجتماعی علاوه بر تامین نیازهای اساسی انسانها رفتار آنها را بر اساس الگوهای اجتماعی سازمان یافته و نسبتا پایدار تعیین می­کنند. این نهادها به فعالیتهای افراد جامعه نظم بخشیده و  راه حل هایی برای کنش جمعی ارائه می­کنند. نهادهای اجتماعی حد و مرز انتخابهای افراد را تعیین و محدودیت هایی را بر افراد جامعه تحمیل می­کنند که آزادی کنش را محدود کرده و به این ترتیب موجب ساختارمند شدن رفتارها و روابط افراد می­شوند و فرصت طلبی را کاهش می­دهد. در این شرایط عدول از هنجار، تنبیه و رعایت هنجارها پاداش به همراه دارد. بنابراین هنجارهای نهادی، قادر به خلق علایق در هم تنیده منفی یا مثبت هستند.

در همه جوامع بشری برای تامین نیازهای اساسی اعضای جامعه، پنج نهاد اجتماعی اولیه ایجاد شده است که شامل: ۱- نهاد خانواده ۲-نهادهای مذهبی ۳-نهادهای اقتصادی ۴- نهادهای آموزشی  5- نهادهای حکومتی می­باشند. تغییر در یک عنصر فرهنگی مستلزم تعامل این پنج نهاد می­باشد.

در تقسیم بندی دیگری مکانیسم نهادینه سازی فرهنگ حجاب ذیل سه محور قابل دسته بندی خواهد بود: مکانیسم های شناختی، هنجاری و اجبار از مکانیسم های مطرح در این زمینه به شمار می روند.

تعداد صفحه :۱۴۰

قیمت :37500 تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com