پایان نامه بررسی عوامل مؤثر بر فرهنگ‌پذیری دانش‌آموزان مهاجر افغانی

بررسی عوامل مؤثر بر فرهنگ پذیری دانش آموزان مهاجر افغانی،

مطالعۀ موردی دانش آموزان مهاجر افغانی ۱۹-۱۳ سالۀ شهر شیراز

مهر­ماه ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

فرهنگ پذیری جریانی است که فرد را از هر لحاظ با فرهنگ جامعه هماهنگ می کند و مدرسه به عنوان عرصۀ اصلی تماس میان گروه ها و برقراری آشنایی متقابل و استقرار در فرهنگ پذیری، در زندگی جوانان مهاجر حائز اهمیت است. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر فرهنگ پذیری دانش آموزان مهاجر افغانی است. حجم نمونه ۳۸۰ نفر که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. با استفاده از روش پیمایشی و پرسشنامۀ ساخت یافته اطلاعات لازم از نواحی انتخاب شدۀ شهر شیراز جمع آوری شده و در دوسطح توصیفی و استنباطی با نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده است. مطالعه بر پایۀ مدل بری و بوریس انجام شده است. یافته ها نشان می دهد بین فرهنگ پذیری و سطح تحصیلات، تبعیض، رضایتمندی، احساس تعلق به ایران ، پذیرش جامعۀ میزبان، تاکید والدین بر فرهنگ بومی و محل تولد مادر رابطۀ معنی داری وجود دارد. ولی بین جنس، محل تولد، مذهب، قومیت، پیشرفت تحصیلی، مدت اقامت، بعد خانوار، سن و درآمد والدین دانش آموز رابطه ای وجود ندارد. نتایج مدل رگرسیونی نیز نشان داد سه متغیر تأکید والدین بر فرهنگ بومی، رضایتمندی و پذیرش جامعه تعیین کننده های اصلی فرهنگ پذیری هستند که در این میان تأکید والدین بر فرهنگ بومی مؤثرترین متغیر است.

  واژگان کلیدی: فرهنگ پذیری، دانش آموزان افغانی، رضایتمندی، تبعیض، پذیرش جامعۀ میزبان

فهرست مطالب

 عنوان                                                                                                               صفحه

 

فصل اول: کلیات

۱-۱-………………………………………………………………………………………………………………………………. مقدمه. ۲

۱-۲ – بیان مسئله. ۶

۱-۳- اهمیت و ضرورت… ۱۰

۱-۴- اهداف تحقیق.. ۱۲

۱-۴-۱- هدف کلی.. ۱۲

۱-۴-۲- اهداف جزئی.. ۱۲

 

فصل دوم: پیشینه تحقیق

۲-۱- تحقیقات داخلی.. ۱۴

۲-۲- تحقیقات خارجی.. ۲۰

 

فصل سوم: مبانی نظری

۳-۱ نظریه های مرتبط با موضوع سازگاری و فرهنگ پذیری.. ۳۴

۳-۱-۱ – مدل کنش پارسونز. ۳۵

۳-۱-۲ – مدل همبستگی اجتماعی دورکیم.. ۳۵

۳-۱-۳ – مدل صلح و سازش پارک… ۳۵

۳-۱-۴ – نظریه همانند گردی گوردون.. ۳۶

۳-۱-۵ –  مدل ادغام قومی گیدنز. ۳۷

۳-۱-۶ –  مدل سازگاری فرهنگی تفت… ۳۹

۳-۱-۷ –  مدل استراتژی فرهنگ پذیری بری.. ۴۰

۳-۱-۸-  مدل تلفیق سازگاری اجتماعی –  فرهنگی و روان شناختی وارد. ۴۳

۳-۱-۹ –  مدل فرهنگ پذیری تعاملی بوریس…. ۴۴

۳-۲- چارچوب نظری.. ۴۸

۳-۳- مدل تجربی  تحقیق.. ۵۰

۳-۴ – فرضیه ها ۵۲

 

فصل چهارم: روش تحقیق

۴-۱- روش و تکنیک تحقیق.. ۵۴

۴-۲- ابزار جمع آوری اطلاعات… ۵۵

۴-۳-جامعه آماری و واحد تحلیل.. ۵۵

۴-۴- حجم نمونه و شیوۀ نمونه گیری.. ۵۶

۴-۵- پایایی ابزار سنجش…. ۵۷

۴-۶-تکنیک های آماری تحلیل داده ها ۶۲

۴-۷- تعاریف متغیرها ۶۳

۴-۷-۱- متغیرهای جمعیتی.. ۶۳

۴-۷-۲- متغیرهای اجتماعی فرهنگی.. ۶۳

۴-۷-۳- متغیرهای بینابین.. ۶۴

۴-۷-۴- متغیر وابسته. ۶۵

 

فصل پنجم: یافته ها

۵-۱- آمار توصیفی.. ۶۷

۵-۱-۱- ویژگی های جمعیتی نمونه. ۶۷

۵-۲- آمار استنباطی.. ۷۶

۵-۲-۱-  بررسی فرضیه ها ۷۷

۵-۳-تحلیل های چند متغیره ۹۵

۵-۳-۱- نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره ۹۵

۵-۳-۲- مدل نهایی تبیین فرهنگ پذیری.. ۹۶

۵-۳-۳- مدل تحلیل مسیر. ۹۷

 

فصل ششم: بحث و نتیجه گیری

۶-۲-پیشنهادات… ۱۰۹

۶-۳-محدودیت … ۱۰۹

 

منابع

منابع فارسی.. ۱۱۰

منابع انگلیسی.. ۱۱۴

 

پیوست……………………………………………………………………………………………… ۱۱۹

 چکیده و صفحه عنوان به انگلیسی

  • مقدمه

 یکی از مسائل اساسی و بنیادی، بخصوص در جهان امروز مسئله فرهنگ[۱] و فرهنگ پذیری[۲] است. این موضوع نه تنها به دلیل این که اصالت و هویت ملت ها و انسان ها، بر اساس فرهنگی که دارا هستند قابل تعریف و بیان می باشد، بلکه به دلیل اهمیت و نقش فرهنگ و فرهنگ پذیری در بقاء و چگونگی زیست انسان ها و تعامل جوامع انسانی نیز دارای اهمیت هستند. شاید یکی از دلایل اساسی که جامعه شناسان، مردم شناسان و فرهنگ شناسان به این موضوع روی آورده اند همین نکات باشد.

روابط فرهنگی زمینه ساز گفتگوی فرهنگ هاست. بررسی ها نشان داده است که جامعه ای یکنواخت و یک دست اصلاٌ وجود ندارد .جوامع بشری شامل زیرگروه های مختلف فرهنگی است که به تناوب، الگوهای یک سر متضادی را عرضه می کنند و این مسأله بازتاب تنش های مربوط به فرهنگ پذیری است (کمال درانی، ۱۳۷۵ :۹).

مفهوم فرهنگ پذیری در سال ۱۸۸۰ ، از سوی جی، دبلیو، پاول[۳] آمریکایی ابداع شده است. وی تغییراتی را که در شیوه های زندگی و تفکر مهاجران در نتیجه تماس با جامعه رخ می داد، این گونه نامگذاری می کرد (دنی کوش،۱۳۸۱ :۹۱). این مفهوم بر ارتباط مستمر و مداوم گروه های مختلف بر یکدیگر تأکید داشته و همچنین تحولات فرهنگی گروه ها را شامل می شود. به علاوه حتی اگر تماس میان دو قوم مستمر نباشد، فرهنگ پذیری وجود دارد. یک برخورد فرهنگی کوتاه میان دو جامعه کافی است که فرایندی را آغاز کند که قادر به تأثیرگذاری بر ترکیبات فرهنگ ابتدایی باشد (میشل دو کوستر ،۱۳۵۲ : ۶٧ و ۶۸).

 فرهنگ پذیری فرایندی از دگرگونی است که طی آن دو فرهنگ به همگرایی بیشتر دست می یابند. این همگرایی ماحصل تماس مداوم آن هاست، تماسی که می تواند به صورت گوناگون میسر گردد (رابرت اچ لاور ، ۱۳۷۳: ۲۰۸).

برخورد فرهنگی بین اقوام و ملل و فرهنگ پذیری آنان از یکدیگر ، پدیده دیرین و پرسابقه ای است که همواره در تاریخ فرهنگ ها حضور داشته است؛ اما زمینه های تلاقی فرهنگی و بستری که فرهنگ پذیری در آن روی می داده است در گذر اعصار و قرون دگرگون شده است. مهم ترین این زمینه ها عبارتند از: برخورد و اشغال نظامی، استعمار، نظام های اجتماعی- سیاسی (استعمار نو)، مهاجرت های بین المللی، محتوای نظام آموزشی و رسانه های فرامرزی. همچنین سازمان ها و بنیادهای منطقه ای وفرامنطقه ای، مسابقات ورزشی، صنعت توریسم، روابط بازرگانی، سیاسی و فرهنگی کشورها، همجواری، اشاعه و … از دیگر زمینه های برخورد فرهنگی و فرهنگ پذیری به شمار می روند (پهلوان ، ۱۳۷۸: ۱۰۶ـ ۱۰۸).

یکی از انواع مهاجرت ها، مهاجرت های بین المللی که تحت نفوذ کنترل های سیاسی و اداری است (وحیدی، ۱۳۶۴: ۱۱). مهاجرت های بین المللی از این رو مهم است که برای کشورهای مهاجر فرصت پیامدهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی متعدد در بر دارد. مهاجرت در این شکل، واجد سه عنصر و مولفۀ عمده است: اول مهاجر، دوم کشوری که خاستگاه اصلی وی است و نهایتاً کشور مقصد (استال۳۴:۱۹۸۸). در این گونه از مهاجرت فرد یا گروهی از افراد به علت شرایط خاصی که مربوط به کشور خاستگاه و کشور مقصد است، به مهاجرت می پردازند.

   از سال۱۳۵۷، ایران یکی از کشورهای پذیرای مهاجران افغانی گردید. این مهاجران، بسرعت وارد ایران شده و در مناطق مختلف روستایی و شهری سکونت گزیده و با جمعیت ایرانی در این مناطق مراودات گوناگون اقتصادی برقرار نمودند. در ابتدا تصور می شد که دوران اقامت آنان در ایران کوتاه باشد، لیکن به جهت استمرار نابسامانی های سیاسی و رکود و توقف رشد اقتصادی در آن کشور، مهاجران در ایران ماندگار شدند و طولانی شدن مدت اقامت آنان موجب گستردگی مراودات بین مهاجران وجمعیت ایرانی گردید.

مهاجرت بیش از پنج میلیون نفر از افغانستان به خارج، در طی دو دهه گذشته و پرورش نسلی در آوارگی با تبعات جدی فرهنگی برای زندگی اجتماعی آن ها همراه بوده است. تبعاتی که از سویی به دنبال حضور در فضای بیگانه و با آداب و رسوم و الزامات یک فرهنگ جدید ملی و از دیگر سو براثر شکنندگی ساختارهای سیاسی و از دست دادن پیوندهای همبستگی اجتماعی به وجود آمده و به تحمل گسستی دوگانه از جانب جامعه مهاجر منجر شده است. حضور این جمعیت مهاجر در کشور ایران گرچه به دلیل سنخیت زبانی و تشابه فرهنگی بخشی از بحران های ناشی از ناهمگونگی را پشت سرگذاشته اما جامعه مهاجرین افغان به طور کلی از تغییر مصون نبوده و دگرگونی های عمیقی را در طی این سال ها تجربه کرده که در تداوم حضور آنان در ایران بی تاثیر نبوده است.

    فرآیند جداسازی و تفاوت یابی این گروه های مهاجر براساس قومیت و نژاد امری است که در سال های اخیر همواره توسط جمعیت میزبان ایرانی بازتولید شده و موقعیت فرد مهاجر را به مثابه یک “دیگری” که نقشی تعیین کننده در تمامی نابسامانی های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی داشته است، بیش از پیش در اذهان تثبیت کرده است، ضمن آنکه چنین رویکردی از دیگر سو با به کارگیری نیروی اقتصادی مهاجران به برقراری نوعی رابطه گزینشی با آنان دست زده که به نظر می رسد چنین رابطه ای تنها حول محور تامین منافع جمعیت میزبان شکل گرفته است.

این درحالی است که صرف نظر از این موج تمایلات نژادپرستانۀ ریشه دار و فراز و نشیب های رویکرد دولت و جامعه ایران نسبت به حضور مهاجران افغان، تغییرات فرهنگی ژرفی در ساختار خانواده و ارزش های سنتی مهاجران به وقوع پیوسته که با ظهور موجی از بی علاقگی و عدم تعلق هویتی به پهنه سرزمینی خود، تداوم حضور آنان در کشورهای میزبانی از جمله ایران را به رغم معضلات موجود به دنبال داشته است (صادقی،۱۳۸۶).

حضور افغان ها در متن جامعه ایران و اختلاط فرهنگی آن ها در کنار افزایش سطوح تحصیلی به ویژه از نسل دوم مهاجران، با به زیر سؤال بردن ارزش های سنتی جامعه افغانستان چون کلیشه های جنسیتی و سازوکارهای توزیع قدرت، با نوعی تضعیف تعلق های قومیتی، ملی و عدم وفاداری به قشربندی های سنتی آنان همراه بوده است. بنابراین عدم تمایل عمومی مهاجران به حرکت در راستای چارچوب های قومی، فرهنگی خود که با سطوح بالایی از محدودیت و خشونت به ویژه برای زنان و کودکان قابل تعریف است، از سویی و فقدان پذیرش از سوی جامعه میزبان از دیگرسو، بازتعریف هویت آنان را در تقابلی جدی میان امر اجتماعی و امر قومی، دینی به پروسه ای عقیم بدل کرده و با تبعات روانی،  ذهنی و اجتماعی برای نسلی همراه بوده است که در حوزه هنجارها و گفتمان اجتماعی، فرهنگی دچار تزلزلی اساسی شده اند. تزلزلی که آثار و تبعات خود را به ویژه از خلال آسیب ها و تنش های درون خانوادگی و خشونت های بین فردی در میان مهاجران به منصه ظهور رسانده است (صادقی،۱۳۸۶).

در بررسی تأثیر مهاجرت بر هویت افراد، ویژگی های فرهنگ پذیری مهاجران نسل دوم در مقایسه با نسل اول از پیچیدگی های بیشتری برخوردار است . درحالی که نسل اول مهاجران درافغانستان به دنیا آمده و رشد کرده اند و خود را افغانی می دانند، نسل دوم یا درکشور میزبان متولد شده اند یا در اوایل دوران کودکی به آن کشور رفته اند و در فضای بینابینی فرهنگی جامعه مبدأ و جامعه میزبان اجتماعی شده اند؛ به همین دلیل نسل دوم مهاجران الگوی تطبیقی و فرهنگی متفاوتی خواهند داشت. فرد مهاجر که اکنون به عنوان اقلیت در جامعه تلقی می شود، در محیطی غیر از جامعه مادری بزرگ می شود و از این رو تعلق عاطفی او به جامعه مبدأ یا تعلق به مقصد و همانندسازی او با جامعه میزبان در هویت یابی وی بسیار اهمیت می یابد (هوارد،۲۰۰۰ :۱۳۷۴). این گروه از مهاجران تعلق با عناصر جامعۀ میزبان یا مادر، تمایز میان «دیگری» و «خود»  را شکل می بخشند. این تمایز، به مهاجران امکان می دهد خود را به گروهی مشابه دانسته و ارجاع دهند .هم چنین امکان متفاوت بودن مهاجر را با سایر افراد فراهم می کند و بسته به اینکه مهاجر نسل دوم خود را به کدام گروه متعلق بداند، مرزبندی های معینی را پدید می آورد و در نتیجه هویت ویژه ای برای نسل دوم خلق می شود.

 در این میان، تعلق به مکان، تعلق به زمان (تاریخ و وقایع تاریخی)، تعلقات فرهنگی و زبانی ، از جمله ابعادی هستندکه در برساختن هویت نسل دوم مهاجران اهمیت دارند .تعلق به هر یک از مؤلفه های مرزهای جغرافیایی، هم تاریخ پنداری، انتخاب رفتارهای فرهنگی و زبان از این رو اهمیت دارد که ابزار تمایز از گروه های دیگر یا وحدت با یک گروه است و به همین دلیل می تواند در فرهنگ پذیری نسل دوم مهاجران نقش مهمی ایفا کند ( توکلی ۱۳۹۰:  3).

درطول این سالیان با جمعیت بومی مراودات زیادی داشته اند و بر ابعاد مختلف جمعیتی، فرهنگی و اجتماعی مناطق مختلـف کشورمان بی تأثیر نبوده اند. علیرغم این حجم عظیم از مهاجرین و پیامدهایی که بدنبال داشته اند،  متأسفانه آن طور که شایسته است تحقیقات و بررسی هایی در جهت شناخت آنها  از جانب دست اندرکاران و به ویژه جمعیت شناسان صورت نگرفته است.

 در این میان دست اندرکاران و مسئولان امر، به مسئله مهاجرت افغانی ها به عنوان یک موضوع گذرا نگریسته اند، حال آنکه بایستی تحقیقات وسیعی برای روشن شدن سؤالات و ابهاماتی از قبیل چگونگی روابط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با جمعیت بومی صورت گیرد، زیرا به چند دلیل پدیده مهاجرت افغانی ها موضوعی شایان بررسی و تحقیق است نه یک مسأله جنبی وگذرا:

اول: کشور ایران بر حسب وظیفه اسلامی درمورد پذیرش مهاجرین با خوشروئی اقدام نموده و بنا به مقتضیات زمانی، این همکاری را ادامه خواهد داد. پس مقطع زمانی معین برای خاتمه موضوع مهاجرت قابل پیش بینی نیست.

 دوم : دارا بـودن بیـش از۹۰۰ کیلومتـر مـرز مشتـرک بــا کشـور افغانستان (علی آبادی، ۱۳۷۵: ۳) ایجاب می کند نسبت به هر اتفاقی که در مرزهای مشترک دو کشور واقع می شود بی اعتنا نباشیم.

سوم: تنظیم روابط صحیح و منطقی و وجهه نظر واقع بینانه بین مهاجرین و بومیان اقتضا می کند با انجام تحقیق علمی، مرز واقعیات و تصورات روشن شود و قضاوت های صحیح جایگزین پیشداوری ها گردد.

بنابراین با بررسی این موضوع می توان نسبت به این جمعیت مهاجر شناخت پیدا کرد و برنامه ریزی های دقیق و موشکافانه ای را تدوین و ارائه نمود.

 

۱-۲ – بیان مسئله

مهاجرت عبارت است از جابه جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعدی مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می کنند. دلیل دیگر ممکن است موقعیت و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد. «مهاجرت توافقی است غیر طبیعی میان آدم های عاقل و بالغ … اقدامی از روی استیصال که هم مهاجران و هم میزبانان، بدون هیچ گونه احساس سپاس یا همدری، آن را یکسان تحمل می کنند؛ اقدامی که دارو نماست نه درمان» (کرلینسون،  1980 ، به نقل از جان ویکس، ۱۳۸۵: ۲۶۹).

تاریخ جامعه بشر با مهاجرت گره خورده است. مهاجرت ‍‍ ها گاهی اختیاری و گاهی اجباری است. این دو نوع مهاجرت از نظر انگیزه و تعداد و از لحاظ تأثیراتش بر فرد مهاجر یا جامعۀ مبدأ و مقصد، با یکدیگر تفاوت هایی دارند (زارع، ۱۳۷۹: ۳). جابه جایی و مهاجرت مستلزم تغییرات بسیار عمده ای در زندگی انسان است و با طولانی شدن جدایی از وطن و ضعیف شدن احتمال بازگشت، کم کم حس تأمین فوری نیازهای اولیه کاهش می یابد، در عوض فرد می ماند و احساس دلتنگی،  تهی بودن، گم گشتگی فرهنگی و انزوا و نیز نیاز شدید به احساس تعلقی تازه. این در حالی است که تفاوت های طبقاتی و نژادی و دیدگاه های سیاسی مختلف، احساس تعلق به سرزمین تازه را برای مهاجران دشوارتر می کند (شلیله، ۱۳۸۱ :۱۳۰)؛ بنابراین چگونگی سازگاری این افراد با شرایط محیط جدید از مسائلی است که مهاجران در سرزمین جدید با آن روبه رو هستند.

 از مقوله های مهم که ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ پذیری دارد مهاجرت می باشد. می توان نمونه ای از فرایند فرهنگ پذیری را در افراد مهاجر جستجو کرد. مهاجرت و فرهنگ پذیری دو روی یک سکه اند و هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند. در مهاجرت الگوها و خصوصیات از فرهنگی به فرهنگ دیگر جا به جا می شوند (سی فیندلی، مهاجرت ، ۱۳۷۲ : ٧١). ورود به فرهنگ جدید، مانند شروع فرایندی جدید است و سبب بروز تغییرات زیادی در شیوه زندگی معمولی فرد مهاجر می شود. این تغییر ناگهانی، بروز احساس سردرگمی، درماندگی و ناتوانی را در پی دارد. بنابراین یادگیری روش زندگی کردن و کارکردن در فرهنگ جدید، تجربه ای چالش برانگیز است، که سازگاری روان شناختی و اجتماعی را در هم می آمیزد. منظور از سازگاری میان فرهنگی، توانایی انطباق و کنارآمدن فرد با فرهنگی دیگر می باشد، نه به معنای پذیرفتن کامل آن فرهنگ (مک کری، رابرت آر،۲۰۰۲).

در پژوهش های پیرامون پدیده مهاجرت مسئله ادغام و یا همانندسازی گروه های مهاجر در رابطه با فرهنگ و جامعه کشور میزبان جای مهمی را به خود اختصاص می دهد. مفاهیمی مانند فروپاشی اجتماعی و یا فرهنگی در میان گروهای مهاجر، حاشیه نشینی، فرهنگ پذیری، همانندسازی در جریان بحث های مربوط به دگردیسی و بحران هویتی گروه های مهاجر مطرح شدند.

چهار نکته اصلی تحقیقات آمریکایی در این باره را این گونه می توان برشمرد :

پدیده نظام گسیختگی و یا از هم پاشی فرهنگی اولیه و مرحله بحرانی برخورد دو فرهنگ.

پدیده فرهنگ پذیری و تغییرات فرهنگی و رفتاری به عنوان روند مهم ادغام در جامعه میزبان.

پدیده شکل گیری فرهنگ جدید میان مهاجران که بیشتر نتیجه نوعی اختلاط فرهنگی است تا فراگیری و همانند سازی ساده و یک سویه با فرهنگ کشور میزبان

نوعی دیالکتیک جمعی و فردی در روندهای تغییرات فرهنگی گروهای مهاجر و تأثیرات متقابل این دو.

عنصر تازه وارد اگر یک سره جا نیفتد در روند پذیرش در معرض دگرگونی هایی قرار می گیرد و در جریان تماس فرهنگی امکان دارد تغییراتی سر بر آورد (پهلوان، ۱۳۷۸ : ۱۱۰۵-١١٠۴ .( مؤلفه های مختلفی در فرایند فرهنگ پذیری مهاجرین دخالت دارد که می توان آن ها را از دیدگاه اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و …مورد بررسی و تحلیل قرار داد.

رفتار آدمی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله خانواده، مدرسه، گروه همسالان و سایرعوامل اجتماعی قرار دارد و شخصیت انسان در صورتی به کمال می رسد که بین او و محیط پیرامونش تعادل و تعامل مناسبی صورت پذیرد. فشارهای اجتماعی بوضوح تأثیر فراوانی بر رفتار فرد دارد. از طرفی دیگر انسان موجودی انعطاف پذیر است؛ او نه تنها با محیط سازگار می شود، بلکه محیط را بر طبق خواسته های خود دگرگون می کند. بنابر این سازگاری و هماهنگ شدن با خود و محیط پیرامون خود برای هر موجود زنده ای ضرورتی حیاتی است، تلاش روزمرۀ آدمیان جملگی بر محور سازگاری دور می زند. هر انسان هوشیارانه یا ناهوشیارانه می کوشد، نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را در محیطی که در آن زندگی می کند، برآورده سازد. در شکل گیری سازگاری اجتماعی عواملی چون شیوه های تربیتی آموزشگاهی، ارزش ها و اعتقادات حاکم، گروه همسالان، خانواده و آموزش مؤثّر است (احمدی و موسوی،۱۳۸۸: ۱۸۵). مشکلات روانی که برای مهاجران به وجود می آید از دو نظر می شود بررسی کرد؛ عواملی که در کشور میزبان وجود دارد و عوامل روانی که در خود شخص موجود است. این ها دست به دست هم داده باعث سازگاری یا ناسازگاری فرد با شرایط کشور میزبان می شود، البته این مشکلات درافرادی که محیط کشور میزبان زادگاهشان است بیشتر جلوه می کند برای مثال کودکان افغانی که در ایران به دنیا آمده یا رشد کرده اند، اصطلاحاً نسل دوم، به خاطر این که پیش زمینه ذهنی از افغانستان ندارند، نیاز به سازگاری با محیط کشور میزبان دارند و اگر این نیازشان از سوی جامعه درست برآورده نشود دچار تعارض شخصیت می شوند (روزنامه انصاف، ۱۳۹۳) و مشکلاتی را برای خود و جامعه میزبان ایجاد می کنند. در رابطه با سازگاری نسل دوم مهاجران، زی برگر بیان می کند با وجود این که فرزندان مهاجران سریع تر با ارزش های فرهنگی سرزمین میزبان آشنا می شوند و با آن خو می گیرند، اما آنان اغلب به صورت همزمان و در دو دنیای متفاوت با هم رشد می کنند، در خانه با ارزش ها و سنت های فرهنگی سرزمین مادری زندگی می کنند و در خارج از خانه دنیای سرزمین میزبان را تجربه می کنند و در این فرایند هم در سرزمین مادری و هم در سرزمین میزبان بیگانه تلقی می شوند (شلیله،۱۳۸۱ :۱۳۲).

سه دهه از ورود مهاجرین افغان به کشور ایران می گذرد. در این مدت نسبتاً طولانی، نسلی از افغان ها در این کشور شکل گرفته اند؛ جوانان، نوجوانان و کودکانی که با فرهنگ ایران رشد کرده و می کنند و از این نظر بین دو هویت ایرانی و افغانی سرگردانند. از آن جا که از نظر دولت ایران مهاجر محسوب می شوند و در حال حاضر این تعداد نیز مانند والدین کاملاً افغانی خود بی سرنوشت هستند و بسیاری از آنها میان ماندن در ایران و رفتن به افغانستانی که هرگز ندیده اند و تصور درستی از آن ندارند اولی را انتخاب می کنند، این نوع زندگی بیشتر از همه بر روی نسلی که زادگاهش ایران بوده و هرگز افغانستان را به عنوان وطن دوم ندیده اند تأثیر می گذارد و مشکلات روانی زیادی را برای کودکان و نوجوانان به همراه داشته و دارد (روزنامه انصاف،۱۳۹۳ ). بدین منظور در این تحقیق ما به دنبال آن هستیم تا بدانیم چه عواملی برفرهنگ پذیری  نسل دوم مهاجران افغانی تأثیر می گذارد.

۱-۳- اهمیت و ضرورت

سازگاری با فرهنگ جدید یا فرهنگ‍پذیری اشاره به تغییراتی دارد که در فرایند سازگاری با متغیرهای جدید در زندگی ایجاد می شود (بری، ۱۹۹۸) ومطابق با نظرات جدید صرف تقاضای سازگاری با فرهنگ‍های جدید و متفاوت ممکن است به استرس منجر شود (بری، ۱۹۹۸). شواهد متعددی وجود دارد که استرس فرهنگ‍پذیری اهمیت زیادی در سلامت روانی افراد مهاجر دارد، چرا که بعضی متخصصان دریافته‍اند که مقادیر زیاد استرس فرهنگی خطر بروز مسائل و مشکلات روان‍شناختی را افزایش می دهد (فارنهام، ۱۹۸۲). سازگاری و در رأس آن سازگاری اجتماعی یک مفهوم نسبی است و تحت تأثیر فرهنگ‍ها و اعتقادات از جامعه‍ای با جامعۀ دیگر فرق می‍کند (ایمان و مرادی، ۱۳۸۸: ۱۵۰).

فشارهای اجتماعی به‍وضوح تأثیر فراوانی بر رفتار فرد دارد. از طرفی دیگر، انسان موجودی انعطاف پذیر است. او نه تنها با محیط سازگار می شود، بلکه محیط را بر طبق خواسته‍های خود دگرگون می‍کند. بنابراین سازگاری و هماهنگ‍شدن با خود و محیط پیرامون خود برای هر موجود زنده‍ای نیازی حیاتی است، تلاش روزمرۀ آدمیان جملگی بر حول سازگاری دور می‍زند. هر انسان آگاهانه یا ناآگاهانه می‍کوشد تا نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را در محیطی که در آن زندگی می‍کند، برآورده سازد. در شکل‍گیری سازگاری اجتماعی عواملی چون شیوه‍های تربیتی، عوامل آموزشگاهی، ارزش‍ها و اعتقادات حاکم، گروه همسالان، خانواده و آموزش و پرورش مؤثّر است (احمدی و موسوی،۱۳۸۸). ساماندهی وضعیت مهاجرین بایستی با توجه به عوامل و متغیرهای تأثیرگذار بر پذیرش فرهنگ جامعۀ میزبان (سازگاری) صورت گیرد و سپس در این زمینه برنامه‍ریزی شود. شناخت علمی از فرایند تماس و ارتباط فرهنگی در بازسازی ساخت فرهنگی و تداوم همزیستی بر خرده فرهنگ‍ها تأثیرگذار می‍باشد. غفلت و بی‍توجهی به فرایند سازگاری مهاجرین به عدم تعادل در ساخت فرهنگی جامعۀ میزبان منجر می‍شود؛ عدم تعادلی که تنش‍ها و آسیب‍های گوناگون اجتماعی و فرهنگی را در جامعۀ میزبان به همراه خواهد داشت (ربانی و پالیزان،۱۳۸۳ :۶۵).

درحال حاضر افغانستان بیشترین تعداد پناهندگان را دارد. تقریبا حدود یک سوم جمعیت افغانستان عمدتاً به کشورهای ایران و پاکستان پناهنده شده‍اند (جان ویکس،۱۳۸۵: ۲۶۹ ). پدیده مهاجرت مردم افغانستان به کشورهای همسایه، به‍ویژه ایران، یکی از شکل‍های مهاجرت بین‍الملی است که در دهه‍های اخیر، روند صعودی داشته است. این نوع مهاجرت از نظر عوامل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی متعدد قابل توجه است(جمشیدیها و عنبری،۱۳۸۳).  مورد شایان ذکر دیگر، کودکان مهاجری است که در کشورمیزبان متولد شده‍اند، شرایط و محیط خانوادگی که اولین بار آن را تجربه می‍کند بسیار مهم است. اگر خانواده کاملاً پایبند به ارزش‍های افغانستان باشد، کودک با ورود به جامعه، دچار تعارض می‍شود چرا که جامعه را طور دیگر می‍یابد در این حالت اگر محیط کشور میزبان، مهاجر را نپذیرد مشکلات روانی بسیاری به دنبال خواهد داشت (روزنامه انصاف،۱۳۹۳). در این جا ارزش‍های فرهنگی منتقل شده از کشور اصلی، برای خود بوم گزینان به قدر کافی قوی است و زدوخوردها و کشمکش‍های ناشی از عدم ادغام فرهنگی و جنایت، با شدت بیشتر در نسل دوم ظاهر می‍شود. فرزندان از دو جهت تحت تأثیر قرار می‍گیرند، آنچه در مدرسه و خارج از خانه فرا می‍گیرند اغلب در تضاد با آن چیزی است که در محیط خانواده می‍آموزند. در نتیجه این نسل کمتر از والدین خود تابع قانون می‍شوند. میزان خودکشی و بیماری‍های روانی در بین آنان بیشتر است (عبدی زرین و دیگران،۱۳۸۷ :۶۸۹). بنابراین باید عوامل که موجب سازگاری این نسل در جامعه است شناخته شود تا از آسیب‍های احتمالی به خود و جامعه میزبان جلوگیری شود.

در واقع این نوع تحقیقات علاوه بر این که باعث شناخت عوامل دخیل در فرایند سازگاری انسان‍ها برسر راه سازگاری مهاجرین در مقصد می‍گردد، اعتبار تجربی و نظری دیدگاه‍های عمده در جامعه‍شناسی را بررسی می‍کند و راه را برای گسترش دیدگاه‍های جدید و یا حداقل اصلاحیه‍های لازم بر این دیدگاه‍ها را باز می‍نمایند. از طرفی دیگر شناختی که در پرتو این مطالعات حاصل می‍گردد، می‍تواند به برنامه‍ریزی‍های کشوری برای پیشگیری از بروز مشکلات ناشی از مهاجرت در جامعه میزبان کمک مؤثری کند.

در این  زمینه دولت و به‍خصوص وزارت آموزش و پرورش می‍تواند با شناخت دقیق عوامل مؤثر در سازگاری و فرهنگ پذیری مهاجرین، سیاست‍هایی در پیش بگیرد که از یک طرف عوامل ایجادکنندۀ تنش را در بین دانش آموزان مهاجر شناسایی کند و با مهارت لازم تنش ها را کاهش دهد و از طرف دیگر با یک برنامه‍ریزی درست و اصولی زمینۀ لازم را جهت سازگاری و هماهنگی با جامعه میزبان یا برگشت به موطن اولیه به وجود آورد.

۱-۴- اهداف تحقیق

 

هر تحقیق دارای اهداف خاصی است که پژوهشگر باید بدان توجه کند، هدف باید صریح و روشن باشد و از تناقض گویی پرهیز شود و طوری طراحی شود که قابل پژوهش و عملی باشد (ساروخانی،۱۳۸۲: ۱۴۷). 

 

۱-۴-۱- هدف کلی

 هدف از این تحقیق بررسی  عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی  است که فرهنگ پذیری دانش آموزان مهاجر افغانی را در جامعه میزبان تبیین می کند.

 

۱-۴-۲- اهداف جزئی

  • سنجش میزان فرهنگ پذیری دانش آموزان مهاجر افغانی
  • بررسی رابطه عوامل جمعیتی ( سن، جنس، محل تولد،مذهب، بعدخانوار و …) با فرهنگ پذیری دانش آموزان مهاجر افغانی
  • بررسی رابطه عوامل اجتماعی ـ فرهنگی( سطح تحصیلات،طول اقامت، پیشرفت تحصیلی، تبعیض) با فرهنگ پذیری  دانش آموزان مهاجر افغانی
  • بررسی رابطه عوامل اقتصادی (شغل والدین) با فرهنگ پذیری دانش آموزان مهاجر افغانی
  • تبیین تغییرات فرهنگ پذیری دانش آموزان مهاجر افغانی بر اساس متغییرهای مورد مطالعه

تعداد صفحه :۱۴۴

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  ali.farjadniya@gmail.com