پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ، حقوق بشر، دو قطبی

که یک قالب تعریف شده و یک محصول نهایی به طرف های مرتبط، ارائه شود.
دو- کشورهای خاورمیانه در واکنش به طرح یاد شده، همزمان با ارزیابی های درون و بیرون منطقه، مثل برگزاری اجلاس سران عرب در تونس و همچنین رایزنی با مقامات امریکایی و اروپایی، برخی اقدامات انفعالی را دست مایه ی تحرکات دیپلماتیک خود قرار دادند که از جمله اجرای اصلاحاتی صوری و نیز ارائه ی برخی طرح های اصلاحی برای منطقه، قابل ذکر است.
سه – کشورهای اروپایی که در ارزیابی خود از این طرح، ایراداتی را از جنبه های تئوریک و ساختاری برآن وارد کردند، ضمن آن که به نظر می رسد اروپایی ها علی رغم داشتن نگرانی های مشترک با امریکا در قبال مسایل منطقه، نسبت به اهداف غایی امریکا در چهارچوب طرح فوق، بدبین هستند. برخی از کشورهای شاخص اروپایی نظیر فرانسه، آلمان و ا یتالیا، همزمان با انتقاد از نقاط ضعف طرح امریکا، به سمت تدوین و ارائه طرح های مستقل دو یا چند جانبه ی خاورمیانه روی آوردند که برای نمونه می توان از طرح آلمان ( دیدگاه های فیشر در کنفرانس امنیتی مونیخ ) طرح مشترک کانادا و دانمارک، طرح مستقل ایتالیا، طرح مشترک آلمان و فرانسه و یا طرح مشترک استراتژیک اروپا با خاورمیانه و مدیترانه یاد نمود. مجموعه این اختلاف دیدگاه ها و مخالفت ها، بسترهای تعدیل طرح خاورمیانه امریکا را فراهم نمود و با بروز برخی تعدیلات در اظهارات اولیه مقامات امریکایی و سرانجام با قبول برخی اصلاحات، موجبات رضایت نسبی کشورهای عربی و اروپایی فراهم شد و در اجلاس سران گروه هشت که با حضور سران هفت کشور عربی، ترکیه و افغانستان به عنوان مدعو همراه بود، به تصویب رسید.(شیرازی، ۱۳۸۷: ۴۱ )
۳-۴-۴-اهداف ایالات متحده ی امریکا از طرح خاورمیانه بزرگ
امریکا یک ابرقدرت جهانی است که پس از اضمحلال شوروی سوسیالیستی و پایان جنگ سرد که همواره بهانه ای برای حضورش درمنطقه استراتژیک خاورمیانه بود، با ترتیبات جدید امنیت جهانی مواجه شده است. ایران پیش از انقلاب، سپر دفاعی این ابرقدرت در برابر نفوذ شوروی در منطقه بود، اما زلزله سیاسی به وجود آمده در ایران و سپس از هم گسیختگی شوروی و معضل کشورهای تازه استقلال یافته، که تحولی به مراتب بزرگ تر و گسترده تر از وقوع انقلاب درایران به شمار می رفت، رویکرد نظام تک قطبی در جهان را فرا روی امریکا گذاشته بود . همچنان نفت می بایستی در شریان چرخ های اقتصادی امریکا جریان می داشت و امنیت اسرائیل نیز بیش از پیش برای مقابله با جریان اسلام سیاسی طرفدارایران که امریکا به عنوان یک معضل ریشه دار و جدید که می توانست توازن قدرت را در منطقه برهم زده و منافع امریکا و غرب را در خاورمیانه به مخاطره اندازد، در کانون توجه استراتژیست های واشنگتن قرارگرفته بود. از سویی فرایند صلح اعراب با اسرائیل که تا پیش از انقلاب به خوبی در حال به نتیجه رسیدن بود و با تسلیم انورالسادات در کمپ دیوید تقریبا” تمام شده تلقی می شد، پس از انقلاب و دمیدن روح امید به جریان های سیاسی مخالف صلح، حماسِ اخوانی در غزه و جنبش فتح و همچنین حزب الله طرفدار ایران را به تکاپویی دو چندان واداشته بود و به نظر می رسید که امریکا دراین شرایط ، نیازمند بازنگری و بازتعریف سیاست های خاورمیانه ای خود بود تا در زمان مقتضی، میدان داری را از ایران و جنبش های طرفدارش در خاورمیانه، بازپس بگیرد. با این توضیحات، اهداف امریکا از طرح خاورمیانه بزرگ را می توان در چند مورد اساسی زیر، خلاصه نمود :
یک. تضمین امنیت اسرائیل
تلاش امریکا برای تضمین امنیت اسرائیل، دو دلیل عمده دارد:
الف. ناتوان شدن اسرائیل از ادامه جنگ و مقابله با انتقاضه که موجب خستگی و نا امیدی اسرائیل شده است. مهم تراین که اسرائیل دستخوش مهاجرت معکوس شده، چنان که سرمایه داران و متفکران آن به دلیل ناامنی مجبور به مهاجرت به اروپا و امریکا شده اند. از سوی دیگر اسرائیل تصمیم گرفته است در روند جهانی شدن، از قطب نظامی به قطب اقتصادی تغییر وضعیت دهد، چرا که دراین صورت می تواند به بازار سرمایه و کالا در خاورمیانه تبدیل شود و نیاز بازار ۲۶۰ میلیون نفری اعراب را تامین کند، اما همه این ها در گرو صلح با فلسطین است.
ب. استراتژی مهار و انزوا
یکی از اهداف استراتژیک امریکا از دهه ۱۹۸۰، به ویژه در شرق خاورمیانه، اعمال استراتژی مهار و انزوای کشورهای ایران و عراق به عنوان دوقدرت متعارض منطقه بود. این استراتژی با روی کار آمدن کلینتون، تحت عنوان استراتژی مهار دوگانه مطرح شد و با حمله به عراق پایان یافت، اما این سیاست در مورد ایران با پیروزی انقلاب شروع شد و با جنگ هشت ساله به اوج خود رسید و پس از جنگ، روابط ایران و امریکا را دستخوش فراز و نشیبب هایی کرد. از سال ۲۰۰۳ روابط دو کشور بر سر پرونده هسته ای با مشکلات بیشتری رو به رو شد و هنوز هم این روند ادامه دارد. مشکل اصلی امریکا در خاورمیانه؛ ایران است، زیرا عراق که پایه دیگر استراتژی مهار دوگانه را تشکیل می داد، اکنون با تسلط امریکا از دور خارج شده و امریکا از این پس، تمام فشار خود را بر ایران وارد خواهد کرد.( دائول کانتین منت، تبیین موقعیت ژئو پلیتیک ایران – قبل و بعد از جنگ عراق و ایران، پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس )
دو. تضمین امنیت صدور نفت
آن چه بیش از هر عامل دیگری خاورمیانه را به بحرانی ترین مناطق جهان تبدیل کرده، وجود منابع سرشار نفت و گاز به عنوان ارزان ترین و کم خطرترین منابع انرژی ب
رای کشورهای صنعتی جهان است و امریکا به دنبال برقراری امنیت صدور نفت به غرب است.
سه. پیشبرد فرایند صلح خاورمیانه
مذاکرات صلح خاورمیانه بین فلسطین و اسرائیل از سال ۱۹۹۲ با برگزاری اجلاس مادرید و با حمایت ویژه امریکا و مدیریت سازمان ملل متحد، شروع شد. پیروزی حزب لیکود در اسرائیل به عنوان یک حزب مذهبی، سنتی و متعصب تحت رهبری آریل شارون، گرچه جریان صلح را با کندی مواجه کرد، اما امضای قرارداد صلح میان اسرائیل و فلسطینی ها در زمان روی کاربودن حزب مذکور، که دشمن قسم خورده فلسطینی ها قلمداد می شود – بی تردید رویداد مهمی خواهد بود. پیش بینی می شود علی رغم پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، صلح به شکلی بین طرفین برقرار شود. امریکا به این نتیجه رسیده است که رمز موفقیت او در تحقق استراتژی خاورمیانه بزرگ، برقراری صلح بین فلسطین و اسرائیل و سپس با سایر کشورهای عرب است. به نظر می رسد با توجه به اختلافات شدید میان ایران و امریکا بر سر پرونده هسته ای، واشنگتن تمام تلاش خود درا در برقراری صلح میان فلسطین و اسرائیل به کارخواهد بست. ( رمضانی،۱۳۸۰: ۱۳۷ )
ه. استراتژی امریکا در جنگ علیه تروریسم
امریکایی ها معتقدند خاورمیانه بزرگ و محافل دینی آن، به خاطر آموختن احکام دینی و ایجاد حس تنفر در مخاطبان خود، بزرگ ترین کانون تروریسم ضد غربی در جهان هستند و ضروری است با دو روش کوتاه مدت، با این محافل مبارزه شود :
روش اول: مدرن کردن جوامع اسلامی
مدرن کردن جوامع اسلامی از طریق اشاعه فرهنگ غربی، به ویژه درمیان نسل جوان که سطح آسیب پذیری بیشتری نسبت به مظاهر و ابزارهای غربی دارند. از سوی دیگر برای جذب هرچه بیشترجوانان به سمت تکنولوژی ارتباطی که حامل نمادهای فرهنگی غرب است، باید از ثروتمند شدن گروه اقلیت حاکم جلوگیری کرد تا حاکمان مجبور شوند با اعطای سهمی از آزادی به جوانان، زمینه ورود آنان به دایره تصمیم گیری را فراهم سازند؛ زیرا ایجاد میل مشارکت سیاسی در جوانان و گسترش شبکه تحصیلات دانشگاهی منطبق بر اندیشه ها و فرهنگ لیبرال – دموکراسی غرب، آنان را با اصول و ارزش های دینی، سنت ها و رسوم خانوادگی و گرایش های مذهبی بیگانه می کند.
روش دوم: دموکراتیزه کردن جوامع اسلامی
این روش؛ با تحت فشار قراردادن حکومت ها به منظور اعمال دموکراسی، آزادی بیان، گفتار و دین و با اصرار بر رعایت حقوق بشر، سعی می کند زمینه را برای نفوذ اندیشه و فرهنگ غربی در منطقه هموار سازد.
چهار. دموکراتیزه کردن خاورمیانه و الزام به رعایت منشور حقوق بشر
طرح دموکراتیزاسیون در سال ۲۰۰۲ از سوی کالین پاول مطرح شد و مشارکت خاورمیانه ای امریکا برای دموکراتیزاسیون منطقه نام گرفت. هدف اولیه این طرح، فلسطین بود؛ زیرا طراح آن معتقد بود که فلسطینیان باید (تروریسم) مبارزه و مقاومت علیه اسرائیل را رها کنند و اسرائیل نیز شهرک سازی را متوقف کند. سپس طرح، به سوی کشورهایی که بنا به ادعای امریکا؛ به شیوه غیر دموکراتیک اداره می شدند و حقوق بشر را رعایت نمی کردند، معطوف شد. هدف عمده امریکا از طرح دموکراتیزاسیون، دست یابی به یکسان سازی فرهنگی در سراسر جهان و به ویژه در خاورمیانه است، زیرا هیچ نقطه ای از جهان همانند خاورمیانه دچار تشتت عقیده و تقابل قومی– مذهبی نیست. طبیعی است در چنین جامعه ای، تعدد و تنوع فرهنگی در چار چوب نظام های سیاسی متفاوت، حاکم است.
پنج. جلوگیری از گسترش تولید و تکثیر سلاح های کشتار جمعی
سومین مرحله از اجرای استراتژی بزرگ که از سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۷ ادامه یافت، به مرحله تشنج زدایی یا مرحله همکاری میان شرق و غرب برمبنای امنیت قطعی شهرت داشت. درسال ۱۹۶۲، جان اف کندی، رییس جمهور وقت امریکا، استراتژی دو ستونی را مطرح کرد. استراتژی متکی بر ستون امریکا و ستون اروپا که بایستی ساختار هر نوع همکاری آینده دو سوی آتلانتیک بر آن استوار می شد. در سال ۱۹۶۳، به منظور ایجاد موازنه در تولید و تکثیر سلاح های هسته ای، نخستین مذاکرات کنترل سلاح های هسته ای میان شرق و غرب، به انعقاد اولین قرارداد منع آزمایش های هسته ای انجامید و به آزمایش های هسته ای در فضا، پایان داد. پنج سال بعد، قرارداد ” منع تولید سلاح های هسته ای ” به امضا رسید که شوروی، امریکا و انگلیس، طرف های امضا کننده آن بودند. در سال های بعد، دولت های دیگر به این پیمان پیوستند و رسما” تعهد کردند هیچ اقدامی در زمینه تولید، خرید و دست یابی به جنگ افزارهای هسته ای به عمل نیاورند. در سال ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون و لئونید برژنف، موافقت نامه ” سالت ۱” را در راستای محدود کردن تولید و تکثیر سلاح های هسته ای ( استراتژیک ) امضا کردند.( اشمیت،۱۳۶۷: ۲۸ )
۳-۵-طرح خاورمیانه بزرگ در سطح تحلیل سیاست بین الملل
پایان جنگ سرد از حیث سیاسی بدون هیچ تردید؛ درواقع خلع سلاح سیاسی امریکا در مقطعی از تاریخ به شمار می رفت و این ابرقدرت، برای مدتی در سردرگمی و ابهام وضعیت جدید به سر می برد. با این حال استراتژیست های ایالات متحده که برخی از پیش، چنین روندی را پیش بینی کرده بودند، تا حدودی آمادگی ورود به صحنه جدید نظم بین الملل را داشتند، نظمی که لازمه اش، دست یابی به طرحی نو در روابط جهانی بود. اکنون امریکا خود را یکه تاز عرصه روابط بین الملل به شمار می آورد و واقعیت آن بود که با از بین رفتن نظام آهنین اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، و پیش از آن، شکست نظام پادشاهی وابسته درایران، تفاوت های آشکاری را بین دو دوره زمانی
پیش و پس از جنگ سرد، در مقابل چشمان استراتژیست های امریکا قرار می داد. بازنگری و بازسازی روابط غرب با جهان و سامان دهی منطقه ی بسیار مهم خاورمیانه، به خاطر وجود مساله فلسطین و اسرائیل، وجود میادین عظیم نفت و گاز، ارتباطات مواصلاتی ژئو استراتژیک، از اهمیت بالایی برای امریکا به شمار می رود . مسایل مهمی مانند امنیت منطقه ای و جهانی، در دید امریکا به ایجاد نظم و سازو کارهای منطقه ای نیازمند است :
“مهم ترین تفاوت جایگاه خاورمیانه در دوره نظم دو قطبی و جنگ سرد با دوران پس از آن، در این است که خاورمیانه در دوران جنگ سرد، اگرچه یکی از مهم ترین عرصه های تقابل و رویارویی دو ابرقدرت به شمار می آید، اما نقش قابل توجهی در شکل دهی به فرایندها و نیز قواعد و هنجارهای شکل دهنده نظم دو قطبی ایفا نمی کرد، درحالی که در دوران جدید به نظر می رسد که بازسازی نظم منطقه ای در خاورمیانه، مهم ترین گام در بازسازی نظم جدید جهانی محسوب می شود. این موضوع البته تنها یک بعد و

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *