پایان نامه ارشد مدیریت : اعتماد به برند

دانلود پایان نامه

گیرند. نتایج حاصله بیان می دارد که هویت برند و شناسایی نام برند از طریق ارزش ادراک شده ، اعتماد و رضایت تاثیر غیرمستقیمی بر وفاداری به برند دارند. بنابراین، منظر هویت اجتماعی در ترکیب با منظرهای موجود، می تواند در پیش بینی مکانیزم وفاداری به برند مفید باشند.
دسیلویرا و همکاران (۲۰۱۳) در مطالعه ای در باب « تصویر سازی مجدد هویت برند در محیط پویا» به این نتایج دست یافتند که تعاریف هویت برند غالبا پرسپکتیوی یک جانبه و آرمانی را می طلبد-آنچه مدیران می خواهند که برندشان باشد- درحالیکه بر نیاز به ثبات در طی زمان تاکید می کنند. محیط پویای رو به رشد و افزایش نقش مشتریان به عنوان بخشی از مشارکت در امور برای ایجاد برند و تقاضای توسعه فکر کردن مجدد به این پرسپکتیو را سبب می شود. این مقاله به دنبال ارتقای تصویر سازی ایجاد شده از هویت برند با استفاده از بازبینی و اصلاح تعریف و پیشنهاد هویت برند به صورت پویا، و داده های ایجاد شده در طول زمان به صورت تاثیرات دوجانبه از مدیران و دیگر اجزای تشکیل دهنده اجتماع (به طور مثال مشتریان) است. نویسندگان برای نزدیک شدن به تعریف اصلی از رشته جامعه شناسی، ماهیت ایجاد شده از لحاظ اجتماعی در مورد هویت را تایید و چارچوب مدیرانه ابتکاری را تهیه کردند که روش های اثبات شده هویت برند را در غالب بازاری جدید به چالش می کشد.
ژی و همکاران (۲۰۱۴)؛ در مقاله ای با عنوان « ساخت و آزمایش یک قاعدهی مرکزی در منطق خدمات محور: رفتار شهروندی برند کارکنان هتل و اعتماد مشتریان به برند» مطرح کرده است که کارکنان نقش مهمی در خدمات برند هتل ایفا می کنند. رفتار مثبت حامی برند آن ها به پرورش روابط مثبت میان مشتری و برندکمک می کند. این پژوهش به بررسی ارتباط بین کارکنان رفتار شهروندی برند و دریافت های مشتریان از اعتماد به برند می پردازد. دو پرسشنامه به شرکت های خدماتی هتل با ارتباط زیاد داده شده و اطلاعات از کارمندان و مشتریان به شکل یکسان گردآوری شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که رفتار شهروندی برند شامل سه جزء است: تمایل به کمک، علاقه به برند و تمایل برای توسعه بیشتر. گرایش برای توسعه بیشتر، اثری مثبت، مستقیم و قابل توجهی بر دو جزء دیگر داشته و دو جزء دیگر نیز هر دو اثرات مثبت و مستقیم و قابل توجهی بر اعتماد مشتری به برند دارد. درک کارمندان در درجات بالای حمایت سازمانی موجب افزایش عملکرد رفتار شهروندی برند می گردد. این پژوهش داراییافته های تجربی، کمک به فرضیه، محدودیت ها و نیز جهت دهی برای تحقیقات آینده می باشد.

جانگ و همکاران (۲۰۱۴) در پژوهشی تحت عنوان « تاثیر نگرش مشتری به جامعهی ارتباطی برند بر تمایل به بازدید مجدد و اعتماد به برند» به این نتایج رسیدند که این پژوهش روابط بین منافع مشاهده شده در استفاده از جوامع برند آنلاین ، نگرش ها، تمایل به بازدید مجدد و اعتماد به برند را ارائه می نماید. همچنین، نقش تعدیل کنندهی دو نوع از جوامع برند آنلاین را لرزیابی می کند: جوامع ایجاد شده میان بازاریاب و مصرف کننده. مدل پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون و نمونه تصادفی ۲۴۲ پاسخ دهنده آزمایش شده است. این پژوهش نشان می دهد که منافع اجتماعی و اطلاعاتی اثرات مثبتی بر نگرش دارند که به نوبه خود به طور قابل توجهی بر تمایل به بازدید مجدد و اعتماد به برند تاثیرگذار هستند. تاثیر تعدیل کنندهی نوع جامعهی آنلاین در پیش بینی رابطه بین نگرش و اعتماد به برند آشکار بود اما برای نگرش و تمایل به بازدید مجدد صادق نبود. این پژوهش در انتها اهمیت مدیریت جوامعه برند آنلاین را از طریق مفاهیم مدیریتی مورد توجه قرار می دهد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بالمر (۲۰۱۲)؛ در پژهشی در خصوص « تطبیق برند یکپارچه شدهی استراتژیک : دیدگاه هایی از هویت مبتنی بر نقطه نظرهایی از برندهای یکپارچه شده» این مقاله قصد داشته است تا درک از نام های تجاری یکپارچه شده را از طریق اتخاذ دیدگاه های مبتنی بر هویت یکپارچه بهبود ببخشد. هدف آن مشخص کردن یک مدل مدیریت برندیکپارچه شدهی هنجاری و تشخیصی است- تست AC4ID. ریشه های این مدل به اواخر دهه ۱۹۹۰ بازمی گردد. این مدل نیاز درک هفت نوع هویت شکل دهندهی یک منظومهی یکپارچه از برندها را پیش بینی می کند. هفت جنبهی هویت برند یکپارچه شده، واقعی بودن، مرتبط بودن، متصور بودن، وفاداری، فرهنگی بودن، ایده آل و مطلوب بودن می باشند. به عنوان یک قانون مطلق و نه البته عام، بایستی تطبیق استراتژیک معنا داری میان برند یکپارچه شده و دیگر مسائل هویتی در منظومهی برند یکپارچه شده وجود داشته باشد. مفهوم انحراف موقتی نیز بیان شده است. انحراف موقتی بسیار مهم است زیرا انواع هویت های مختلف مربوط به زمان های گوناگون بوده و برخی اوقات انحراف موقت می تواند خطرناک باشد (اغلب پویایی بیش از حد نیز می تواند باشد). مفهوم چرخ تغییر هویت نیز بیان شده است: تغییر یک هویت ممکن است زنجیرهی واکنش را از طریق منظومهی هویت برند یکپارچه شده آغاز کند. این مقاله توسط پژوهش موجود و مفاهیم برندهای یکپارچه شده و نظریه های یکپارچه سازی برندها روشن می شود. همچنین اخیراً، بررسی های میان رشته ای در مورد متون مربوط به هویت انجام شده است. چارچوب آزمون AC4ID دارای بینش های اخیر در مورد چارچوب تشخیصی در زمینه های یکپارچه سازی برندها می باشد. با اتخاذ دیدگاه های مبتنی بر هویت در مورد یکپارچه سازی برندها، پیشرفتی را بر حسب فهم و درک نا از آن ها، فراهم می کند. یک برند یکپارچه سازی شده می تواند به عنوان یک نوع هویت متمایز مشاهده شود. حالت هویتی که قادر به جدا شدن از هویت یکپارچه ای که از آن مشتق می شود باشد. برندهای یکپارچه شده چندین هویت دارند که ممکن است به شکل منظومهی مشخصه های برند یکپارچه شده مشخص شوند: این مشخصه ها هویت آزمون مدیریت یکپارچه سازی برند AC4ID را بیان می کند.
ترومن و همکاران (۲۰۱۲) با پژوهشی که در باب « ساخت آنلاین ارزش برند: بررسی ارتباط بین شرکت و نام های تجاری شهری » انجام داده است به این نتایج رسیده است که هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی کمک پایگاه های اینترنتی محلی به ارزش و ویژگی های نام های تجاری شهری به صورت آنلاین است، به ویژه در جاهایی که به شهرهای پسا صنعتی مربوط می شده و می کوشند تا یک مدل پیش بینی شده برای آن ایجاد کنند. به منظور درک آنکه چگونه نام های تجاری شهرهای پساصنعتی تحت تاثیر شرکت های محلی قرار گرفته و منجر به مفهوم برند شهری «ساخته شده» می شود. یک مدل برند فراگیر براساس کارهای کریستودلیدز و همکاران، مریلیز و فرای انجام شد و یک بررسی بر پایگاه های اینترنتی شرکت ها نیز صورت گرفت. سپس مدلسازی معادلات ساختاری با این داده ها تطبیق داده شد. قابلیت اعتماد، مسئولیت پذیری، تجربیات آنلاین و ارتباط عاطفی به عنوان ابعاد ارزش برند آنلاین شرکت تصدیق شدند. هرچند، برند شرکت به برند شهری ساخته شده برای موضوع مورد مطالعهی برادفورد، انگلستان مربوط نبود که دارای شهرت منفی گسترده ای است. یک مدل ترکیبی از برند شرکت و برند شهری برای یک شهر پسا صنعتی رو به کاهش، توسعه و اعتبار سنجی شده است. تاثیری که شرکت های محلی می توانند از طریق پایگاه های اینترنتی و رفتارشان بر این نام های تجاری بگذارند مقرر شدند. سپس نشان داده شده است که نام های تجاری شرکت ها اگر تصویر منفی داشته باشند از یک شهر جدا می شوند.
سهین و همکاران (۲۰۱۱) در تحقیقی با عنوان « اثر تجارب برند، اعتماد و رضایت در ایجاد وفاداری به برند؛ تحقیقات تجربی روی برند (نام های تجاری) جهانی» مطرح می کند که دانشگاهیان و متخصصین بازاریابی اذعان کرده اند که مشتریان به دنبال نام های تجاری هستند که برای آن ها تجارب به یاد ماندنی و منحصر به فرد فراهم می آورد. در نتیجه، مفهوم تجربهی برند برای بازاریابان به یک موضوع مورد توجه تبدیل شده است. در پژوهش آنها که با مصرف کنندگان حال حاضر انجام شده، به این پرسش پاسخ داده شدکه آیا مشتریان مختلف درخواست های تجربی مختلفی دارند و اینکه آیا انواع تجربی موجب ایجاد روابط بین تجارب برند، رضایت، اعتماد و وفاداری می شوند یا خیر. تجربهی برند به عنوان احساسات، دریافتنی ها، شناخت و پاسخ های رفتاری برانگیخته شده توسط محرک های مربوط به برند مفهوم می شود که بخشی از طراحی برند و هویت آن، بسته بندی، ارتباطات و محیط می باشند. تجربهی برند بر رضایت، اعتماد و وفاداری تاثیر می گذارد. از دیدگاه مصرف کننده، نام های تجاری سازندگان ارتباط هستند. درپژوهشی که صورت گرفت آنها تاثیرات تجارب برند را برای ساختن ارتباطی ماندگار، رضایت و وفاداری بین برند و مشتری ارائه کردند. پژوهش روی ۲۵۸ پاسخ دهنده انجام شد. در نتیجهی این پژوهش، تجارب برند، رضایت و اعتماد تاثیرات مثبتی بر وفاداری به برند دارند.
در مطالعه ای که زهیر و همکاران (۲۰۱۱) با عنوان «تاثیرات ارتباطات برند و کیفیت خدمات در ایجاد وفاداری به برند از طریق اعتماد به آن؛ تحقیق تجربی بر نام های تجاری جهانی» انجام داده است به این نکته اشاره دارد که نام های تجاری در بازار مصرف کنندگان مهم می باشند. آن ها رابط میان مصرف کنندگان و شر
کت ها می باشند و مصرف کنندگان ممکن است اعتماد و وفاداری خود را نسبت به نام های تجاری افزایش دهند. هدف از این پژوهش، بررسی اثرات تاثیرات ارتباطات برند و کیفیت خدمات در ایجاد وفاداری به برند از طریق اعتماد به آن است. پژوهش حاضر، رابطهی میان ارتباطات برند و کیفیت خدمات در یک زمینهی رابطه ای با تاکید بر درک نقش متمم اعتماد به برند و وفاداری به آن را بررسی می کند. با یک نظر کلی، صنعت خودرو به عنوان زمینهی تبادل رابطه ای برای این تحقیق در نظر گرفته شد. داده ها از طریق پرسشنامه های تصادفی از میان ۲۵۸ مصرف کنندهی تصادفی گردآوری گردیده است. مطالعه بر اساس توسعه و مدیریت یک بررسی خود اداره کننده و در ترکیه انجام شد. یافته ها نشان می دهد که درک ارتباطات برند و کیفیت خدمات- محصول را می توان مقدمات اعتماد به برند و به نوبه خود به وفاداری برند در نظر گرفت.
سهین و همکاران (۲۰۱۱)؛ در تحقیق با عنوان « نقش شناسایی برند-مشتری در ایجاد رابطه با برند» اشاره دارد که هدف این مقاله بررسی روابط میان تجانس مصرف کننده و ارزش برند، شناسایی برند، تعهد به برند و تبلیغ دهان به دهان است. نتایج نشان می دهد که تجانس مصرف کننده و ارزش های برند به شکلی مثبت بر شناسایی مصرف کنندگان تاثیر می گذارد. مشتریانی که برند را شناسایی می کنند تمایل به پایبندی به آن برند داشته و موجب تولید تبلیغات کلامی مثبت می شوند. نتایج حاکی از آن است که شناسایی مصرف کنندگان کاملاً واسطهی تاثیر ارزش تجانس بر تعهد به برند است. با این حال، تعهد به برند واسطهی تاثیر شناسایی مصرف کننده بر تولید تبلیغات کلامی مثبت نیست.
سانگ و کیم (۲۰۱۰) در خصوص « تاثیرات شخصیت برند بر اعتماد به برند و تحت تاثیر برند قرار گرفتن» معتقدند که با توجه به ابزار بالقوهی شخصیت برند برای بازاریابان، پژوهش حاضر مفهوم روابط بین پنج بعد شخصیت برند و اعتماد به آن نام و همچنین تحت تاثیر آن برند قرار گرفتن را بررسی می کند. این پژوهش اذعان می کند که برخی ابعاد شخصیت برند بیشتر با اعتماد به برند مربوط بوده در حالیکه برخی دیگر بیشتر با تحت تاثیر برند قرار گرفتن مرتبط هستند. نتایج حاکی از آن هستند که ابعاد صداقت و استحکام بیشتر بر سطح اعتماد بر برند تاثیر گذاشته در حالی که ابعاد هیجان و پیچیدگی بیشتر بر تحت تاثیر آن برند قرار گرفتن مرتبط می باشد. به نظر می رسد که بعد صلاحیت بر اعتماد بر برند و تحت تاثیر آن قرار گرفتن اثرات مشابهی داشته باشد. یافته های پژوهش با اظهارات محقیقن بازاریابی و مشتری سازگار می باشد. ای اظهارات بیانگر آن هستند که شخصیت برند می تواند درجات اعتماد را ارتقا بخشیده و تاثیرات برند را افزون سازد که به نوبه خود موجب ایجاد ایجاد سطح وفاداری به برند می شود. مفاهیم نظری و عملی و شاخصه ها مورد بحث قرار گرفته اند.
۲-۵-صنعت پوشاک
پوشاک از جمله کالاهایی است که در سبد خانوار دارای جایگاه ثابتی است و بی توجهی به صنعت پوشاک سبب ضعف صنایع داخلی شده و در نهایت به خروج مقدار زیادی ارز از کشور می انجامد. طی سال های گذشته به دلیل ضعف تولید پوشاک در داخل کشور، این صنعت تحت سایهی پوشاک خارجی قرار گرفته و اجازهی رشد به آن داده نشده است. این موضوع از یک طرف موجب شده است که تنها تعداد محدودی از واحدهای بزرگ در کشور فعالیت کنند و از طرف دیگر باعث شده که عمدهی تولید کنندگان داخلی توانایی تولید محصولات با کیفیت را نداشته باشند. بحث تولید در واحدهای کوچک دارای صرفهی اقتصادی نیست و از طرف دیگر امکان صرفهزینه لازم برای تقویت برند برای این واحدها وجود ندارد. (زهرا فضلی، ۱۳۹۱)
علاوه بر این واحدهای کوچک، متوسط و حتی بزرگ که در کشور مشغول فعالیت هستند، عمدتاً تنوع تولید محدودی دارند و این مسئله برای ایجاد یک برند در صنعت پوشاک نقطهی ضعف محسوب می شود زیرا مصرف کننده پوشاک از برندی که به آن اطمینان پیدا کرده و وفادار شده توقع دارد تا اکثر نیازهای وی را در آن گروه کالا تامین کند. از دیگر توقعاتی که مصرف کننده از تولید کننده دارد ثبات در کیفیت است و متاسفانه این مسئله نیز یکی دیگر از نقاط ضعف واحدهای تولید کنندهی پوشاک در کشور است. تغییر در کیفیت تولیدات سبب می شود که مصرف کننده اطمینان خود را به برند مورد نظر از دست بدهد و متاسفانه کیفیت محصولات تولید کنندگان پوشاک در داخل کشور به دلایل گوناگون در مقاطع زمانی تغییر می کند. بی ثباتی در کیفیت تولیدات و عدم توجه به سلیقهی مصرف کننده از جمله دلایلی هستند که موجب شده برند در پوشاک تولید داخلی نتواند جایگاهی داشته باشد.
یکی دیگر از مشکلات تولید کنندگان پوشاک در کشور تنوع مد است. هزینهی بالای ماشین آلات و دستگاه های مورد نیاز تولید پوشاک موجب می شود که صنایع تولید کنندهی پوشاک در داخل کشور نتوانند هم گام با رقبای خارجی در تولیداتشان تنوع ایجاد کنند و نمونه های جدیدی را به بازار عرضه کنند. از دیگر مواردی که تولید کنندگان پوشاک باید در تولید برند به آن توجه کنند، طراحی است. الگوبرداری از رقبا از یک طرف موجب بی اعتمادی بازار مصرف می شود و از طرفی دیگر زمان را به نفع رقبا از تولید کننده می گیرد. مصرف کننده از برند مورد اطمینان خود انتظار دارد که در ارائهی طرح ها و مدل های جدید پیشتاز باشد و کپی برداری این امکان را از تولیدکننده سلب می کند. به علاوه با کپی برداری از مدل های دیگر، تولیدات واحد کپی برداری نسبت به تولیدات رقبا با تاخیر وارد بازار می شود و این یک نق
طهی ضعف برای تولید کننده محسوب می شود. بسیاری از تولید کنندگان داخلی پوشاک به مسئلهی طراحی و بهره گرفتن از طراحان بی توجه هستند و گروهی دیگر که به این موضوع اعتقاد دارند به دلیل هزینه هایی که این مسئله به آنان تحمیل می کند، توان استفاده کردن از طراحان خلاق را ندارند. مسئلهی دیگری که باعث شده است که مصرف کنندگان، تولیدات خارجی را به محصولات داخلی ترجیح دهند تبلیغاتی است که از طرف برندهای خارجی انجام شده است. موارد ذکر شده در مجموع موجب شده است که برند سازی در صنعت پوشاک کشور انجام نگیرد و یا برندهای تعریف شده موفقیت پیش بینی شده را به دست نیاورند. به طور کلی می توان گفت که بی اعتمادی به تولیدات داخلی و استقبال از محصولات خارجی، بزرگترین چالشی است که پیش روی این صنعت وجود دارد و تاکنون به عنوان مانعی بزرگ پیش روی برندسازی در تولید پوشاک داخلی قرار گرفته است. عوامل مختلف در طول زمان موجب بی اعتمادی مصرف کنندگان ایرانی به تولیدات داخلی شده و حتی زمانی که توان تولید کنندگان ایرانی به مرتبه ای رسیده است که توانایی رقابت با نمونه های خارجی و نامدار را پیدا کرده اند، اما همچنان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *