مقاله درباره خشونت علیه زنان

دانلود پایان نامه

شده است و اصطلاح قربانیان غیرقابل تغییر را در موردی به کار برده اند که قربانی یک جرم، قبلاً توسط مجرم مشخص و معین شده، طراحی لازم برای ارتکاب به عمل آمده باشد. بسیاری از جرایم علیه اشخاص مانند «فرزندکشی» از نظر آن ها جزء این دسته محسوب می شوند.
تحقیقات نشان می دهد که از لحاظ آماری نیز زنان بیش ترین تعداد بزه دیدگان در خانواده و بیرون از آن را تشکیل می دهند و در اغلب قتل هایی که اتفاق می افتد یک ارتباط خانوادگی وجود دارد و این میان زنان بیش تر از مردان قربانی می شوند. براساس نظرسنجی از قضات باتجربه دادگاه کیفری، وجود رابطه خویشاوندی در اکثر پرونده های کیفری قتل عمد که بزه دیده آن ها یک زن بوده وجود داشته و اکثر زنان در طی یک خشونت خانوادگی و به ویژه توسط شوهران یا خویشاوندان خود به قتل رسیده اند
در تحقیقی دیگر که در مورد قتل در ایران به کمک دفتر مطالعات و تحقیقات اجتماعی دادستانی کل کشورصورت گرفته است، ثابت شده که تقریباً بیش ترین نسبت قتل در رابطه با مسایل جنسی ناموسی می باشد. این نسبت در کل کشور تا ۲۰ درصد قتل ها را شامل میشود، ولی در برخی استان ها ممکن است نسبت بیش تری را شامل شود.
تحقیقات انجام شده بیانگر آن است که مأموران پلیس در ایران فاقد حساسیت لازم نسبت به وقوع خشونت خانوادگی هستند و نگاه تردید آمیز آنها به بزه دیدگی خشونت خانوادگی، گاه موجب برخوردهای ناشایست با بزه دیده می شود. این برخوردهای ناشایست دامنه گسترده ای از عبارات و رفتارها، همچون بی اعتنایی به گفته های زن و استفاده از عبارات نیش دار، تحقیرکننده و توهین آمیز و درخواست های غیراخلاقی از زن را در برمی گیرد. مقصر دانستن زن خشونت دیده و تمسخر وی بابت شکایت از شوهر، از دیگر مواردی است که آزار روحی زن و بزه دیدگی دومین او در دستگاه پلیس را در پی دارد. هرچند برخورد شایسته و سنجیده نیزاز سوی مأموران مشاهده می شود، اما فقدان رویه ای ثابت و منسجم در نحوه برخورد با بزه دیده موجب شده است تا برخی از بزه دیدگان از دستیابی به حقوق خود محروم مانده، به دلیل برخورد نامناسب مأموران بزه دیدگی دومین دچار شوند.»
در مقاله تحقیقی دیگری آمده است: قانونگذار کیفری ایران، در قانون مجازات اسلامی، نه تنها از یک سیاست کیفری افتراقی (ویژه) برای حمایت از زنان پیروی نکرده است بلکه با عدول منفی از اصل تساوی افراد در برابر قانون کیفری، از آنها در برابر تعرضات مجرمانه علیه تمامیت جسمانی شان، حمایت کیفری کمتری نموده است. در جرایمی نظیر قتل، قطع عضو و جرح در حقوق کیفری ایران براساس مواد ۲۰۹، ۲۱۰، ۳۰۰ ،۲۷۳، ۲۵۸ و بند ۶ ماده ۲۸۷ از جنس مؤنث حمایت کیفری کم تری شده است. این حمایت کیفری کمتر از زنان در برابر تعرضات جسمانی علیه آنها ممکن است به عنوان عاملی در جهت بالا بردن ضریب و احتمال بزه دیدگی آنها مطرح شود. چرا که هزینه ارتکاب جرایم فوق بر روی زنان در مقایسه با مردان بسیار پایین بوده و علاوه بر بیرون از خانه در محیط های خصوصی خانوادگی و دور از نظارت دولت به دلیل بالا بودن رقم سیاه بزه کاری و نامکشوف بودن خشونت علیه زنان در بسیاری از موارد، ضریب بزه دیدگی آنها را به شدت افزایش دهد.» نویسنده در ادامه راه حل پیشگیری از ارتکاب خشونت علیه زنان را ارائه می دهد: «برای پیشگیری از “بزه دیده زایی” قانون مجازات اسلامی و در نتیجه جرم زایی غیرمستقیم آن، نه تنها حذف تبعیضات فوق ضروری است، بلکه قانونگذار کیفری ایران باید با اتخاذ یک سیاست کیفری افتراقی در حمایت از زنان با بهره گیری از مکانیسم جرم انگاری ویژه برخی رفتارها و تشدید کیفر بزه کارانی که بزه دیده آنها یک زن است، هزینه کیفری ارتکاب جرم بر روی این قشر آسیب پذیر را افزایش دهد. واین مسأله می تواند به عنوان یکی از عواملی باشد که در پیشگیری از “بزه دیدگی” زنان در درون خانه و بیرون از آن مؤثر است.

در تحقیات گسترده دیگری در زمینه فراوانی و سطح خشونت جنسی را چنین تشریح می شود: « این امر خصوصاَ به واسطه فشارهای سازمان ملل و سازمان های غیردولتی زنان بر دولت ها جلوه گسترده تری گرفته است. یک جنبه این تلاش عبارت از آگاه سازی ذهنی سیاستمداران و بلکه کل جامعه از سنجش عینی خشونت جنسی به فرضیه سازی نظری، نمونه گیری بهینه، جمع آوری بدون سوگیری داده ها و تجزیه و تحلیل آماری متکی است و واقعیت هایی پیچیده از این پدیده را به نمایش می گذارد.
نتایج تحقیقات درباره میزان خشونت فیزیکی که عریان ترین و سنگین ترین نوع خشونت به شمار می رود (و به طور مستقیم با سلامت و جان زنان مرتبط است) به تنهایی برای آگاهی از ابعاد معضل خشونت علیه زنان کفایت می کند. در مطالعه انجام شده در تهران (طاهر خانی و همکاران، ۱۳۸۸) میزان خشونت فیزیکی ۲۵.۴ درصد ( در یک مطالعه دیگر (اعظم زاده و دهقان فرد، ۱۳۸۵)، ۲۵- ۳۵ درصد؛ ارومیه (عارفی، ۱۳۸۲)  ۵۰ درصد،؛ اردبیل (نریمانی، ۱۳۸۴)، ۲۸.۵؛ قبایل ترکمن استان گلستان (پورقاز و حبیبی،۱۳۸۳)  ۳۲.۵ درصد؛ و … برآورد شده که حاکی از میزان بالا و چشمگیر خشونت فیزیکی در ایران است.
مارابی، (۱۳۸۴) در تحقیقی با عنوان بررسی عوامل خانوادگی موثر بر خشونت علیه زنان در استان کردستان به بررسی و شناخت عوامل خانوادگی مؤثر بر خشونت علیه زنان در شهرستان کامیاران پرداخته است. هدف اصلی آن شناخت این عوامل و شناخت نوع خشونت علیه زنان در جامعه مورد مطالعه و ارائه راهکارهای علمی در جهت جلوگیری از گسترش خشونت علیه زنان می باشد. برای رسیدن به اهداف مورد نظر تحقیق، از نظریات مختلفی از جمله نظریه منابع، نظریه یادگیری اجتماعی، نظریه فمنیستی، نظریه سیستمی سالوادور مینوچین، و نظریه ارتباطی ویرجینیا ستیر استفاده شده است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و روش نمونه گیری طبقه ای متناسب، به شیوه گلوله برفی بر روی ۳۸۶ نفراز زنان مورد خشونت دیده ساکن در مناطق شهری و روستایی شهرستان کامیاران انجام گرفته است. نتایج حاصله نشان داد که بین متغیرهای تجربه خشونت، پذیرش خشونت، یادگیری خشونت، پدرسالاری، آشفتگی خانواده، سن زنان، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، شغل زوجین، شیوه انتخاب همسر، عکس العمل زنان در مقابل خشونت، شیوه های حل اختلاف با همسر و مرزهای بین اعضای خانواده رابطه معنادار مشاهده شده است. اما بین شهری و روستایی بودن با میزان خشونت علیه زنان تفاوت معنی دار مشاهده نشد. این نتایج همچنین نشان داده است که اکثر زنان نمونه آماری از طرف شوهرانشان مورد شدیدترین انواع خشونت قرار گرفته اند که خشونت جسمی به میزان ۳/۹۵ درصد، خشونت روانی ۱۰۰ درصد، خشونت اقتصادی ۶/۸۱ درصد و خشونت جنسی به میزان ۳/۹۵ درصد بوده است. بنابراین پیشنهاد شد که با به تصویر کشیدن قبح اعمال خشونت علیه زنان و با بهره گیری از منابع موجود و رسانه های جمعی، آموزش و پرورش، آموزش عالی و تشکل های غیر دولتی و … ، خانواده ها را از تأثیرات منفی که خشونت های خانگی بر زنان و بچه ها می گذارد آگاه کنند و در مدارس نیز از خدمات مددکاران اجتماعی در جهت شناسایی خانواده های آشفته و پیشگیری از رسیدن این خانواده ها به مراحل بحرانی استفاده شود.
علوی (۱۳۸۰) در تحقیقی با عنوان بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر خشونت شوهران علیه زنان در خانواده، به بررسی و شناخت تاثیر عوامل جمعیت شناختی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در تبیین خشونت شوهران علیه زنان در خانواده میباشد.به عبارت دیگر در این رساله سعی شده است به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که چرا بعضی از شوهران اقدام به خشونت علیه همسرانشان می‌نمایند؟ برهمین اساس ، متغیرها و فرضیاتی از سه دیدگاه نظری عمده یعنی نظریات منابع و یادگیری اجتماعی در سطح خرد، نظریه خرده فرهنگ خشونت در سطح کلان و هم چنین مطالعات و تحقیقات پیشین، جهت تبیین خشونت شوهران علیه زنان در خانواده استنتاج شده‌اند.داده‌های مورد نیاز جهت تست این فرضیات از طریق پرسشنامه خود – گزارشی و با شیوه نمونه‌گیری تصادفی قشربندی شده چند مرحله‌ای، از یک نمونه ۵۳۰ نفری از زنان متاهل ساکن شهر بوشهر که طول مدت ازدواج آنان بیش از یک سال بود، جمع‌آوری و با استفاده از تکنیک‌های آمار استنباطی مانند تحلیل واریانس یکطرفه، آزمونهای تی‌وشفی، ضرایب همبستگی (ضریب همبستگی پیرسون و اسپرمن) رگرسیون ساده و چند متغیره به (روش چند مرحله‌ای) به کمک نرم‌افزار (SPSS) مورد تحلیل آماری قرار گرفته‌اند.نتایج حاصله نشان داد که متغیرهای سن زن و شوهر، سن ازدواج زن و شوهر، طول مدت ازدواج زوجین، تعداد فرزندان، میزان پای‌بندی زوجین به اعتقادات دینی، میزان آزادی زوجین در انتخاب همسر، میزان تحصیلات زن و درآمد شوهر دارای رابطه معکوس و معنی‌دار و متغیرهای تفاوت سنی زوجین، دخالت خویشاوندان و نزدیکان زوجین، تجربه و مشاهده خشونت والدین توسط زوجین در خانواده خاستگاه میزان تحصیلات شوهر دارای رابطه مثبت و معنی‌داری با انواع خشونت شوهران علیه زنان (روانی، فیزیکی، اجتماعی واقتصادی) و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده میباشند و متغیر درآمد زن دارای رابطه مثبت و معنی‌داری با خشونت روانی، فیزیکی، اجتماعی و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده و رابطه معکوس و معنی‌داری با خشونت اقتصادی شوهران علیه زنان در خانواده میباشد.هم‌چنین نتایج حاصله نشان داد که متغیرهای جنسیت فرزندان، میزان رضایت و علاقه زوجین در انتخاب همسر، وضعیت اشتغال زوجین، نوع شغل زوجین، سابقه وابستگی شوهر به مواد مخدر، تفاوت منزلت شغلی زوجین، تفاوت تحصیلات زوجین و تفاوت درآمد زوجین دارای ارتباط معناداری با انواع خشونت شوهران علیه زنان (روانی، فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی) و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده می‌باشند و هم‌چنین رابطه متغیر محل تولد شوهر با خشونت روانی، اجتماعی و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده معنادار میباشد.اما این متغیر با خشونت فیزیکی و اقتصادی شوهران علیه زنان و متغیر محل تولد زن نیز با انواع خشونت شوهران علیه زنان (روانی، فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی) و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده دارای رابطه معناداری نمی‌باشند.در صورتی که همسان همسری زوجین از نظر محل تولد احتمال اقدام شوهران به انواع خشونت علیه همرانشان را تقلیل می‌دهد. بطور کلی نتایج حاصله نشان داد که مدل نظری ارائه شده جهت تبیین خشونت شوهران علیه زنان در خانواده از قدرت پیش‌بینی بسیار خوبی برخودار بوده و توانسته است ۸۹/۴ درصد از تغییرات شوهران علیه زنان در خانواده را توضیح دهد.
سفیری در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه همسر آزاری با تمایل به افکار خودکشی و آسیب رساندن به همسر در زنان مورد خشونت قرار گرفته در شهر تهران به بررسی رابطه همسر آزاری با تمایل به افکار خودکشی و آسیب رساندن به همسر در زنان مورد خشونت قرار گرفته در شهر تهران پرداخت است. در این پژوهش ۹۷ زن مورد خشونت قرار گرفته مورد مطالعه قرار گرفتند. روش نمونه گیری بصورت نمونه در دسترس در دادگاههای شماره ۱و۲ خانواده بوده است. ابزار گردآوری داده ها شامل: پرسشنامه سنجش خشونت که ۴ حیطه خشونت روانی، خشونت فیزیکی، جنسی، اقتصادی را به طور جداگانه می سنجد. پرسشنامه محقق ساخته که تمایل به افکار خودکشی، تمایل به افکار آسیب رساندن به همسر، حمایتهای خانوادگی را در زنان مورد خشونت قرار گرفته می سنجد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

_ دهقانی، (۱۳۸۴) تحقیقی با عنوان بررسی تاثیر سرمایه (اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی) بر خشونت شوهران علیه زنان در خانواده انجام داد. خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی همواره با آفت‌هایی روبروست که یکی از این افتها خشونت شوهران علیه زنان است. تحقیقات انجام شده در این حوزه نشان می دهد که عوامل موثر بر خشونت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *