مدل های توصیفی سنجش سرمایه فکری:

مدل های توصیفی سنجش سرمایه فکری:

به طور کلی اکثر مدل های توصیفی پیشنهادشده برای سنجش سرمایه فکری را می‌توان در قالب چهار دسته تقسیم‌بندی نمود: مدل های مستقیم سرمایه فکری، مدل های مبتنی بر سرمایه بازار، مدل های بازده دارایی‌ها ومدل کارت امتیازی متوازن

۲-۲-۱۴-۱) مدل های مبتنی بر سرمایه بازار:

به لحاظ تاریخی نخستین تلاش‌هایی که به نوعی با مدل های سنجش سرمایه فکری نیز مرتبط گشته، مربوط به نیمه دوم قرن گذشته است. امروزه در طبقه‌بندی مدل های مرتبط با سنجش سرمایه فکری، مدل سنجش عملکرد اثربخش یا کیوی توبین، به عنوان نخستین مدل شناخته‌شده در این حوزه، جزو مدل مبتنی بر سرمایه بازار در نظر گرفته می‌شود. این مدل ها، از طریق محاسبه تفاوت میان سرمایه سازی بازار و سرمایه صاحبان سهام، ارزش سرمایه فکری را مورد محاسبه قرار می‌دهند. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۹)

۲-۲-۱۴-۲) مدل ترازنامه نامشهود:

مدل ترازنامه نامشهود در سال ۱۹۸۹ میلادی توسط کارل اریک سویبی معرفی شده است. این مدل به منظور شفاف‌سازی تفاوت میان ارزش بازاری، ارزش دفتری خالص شرکت‌ها، طراحی گردیده است براین اساس از نظر سویبی، بهترین روش برای شفاف‌سازی دارایی‌های نامشهود، به‌کارگیری ترازنامه نامشهود بود. در این ترازنامه، مؤلفه‌های دارایی‌های نامشهود به سه دسته‌ی هم خانواده تقسیم‌بندی می‌گردند:

۲-۲-۱۴-۲-۱) ساختار داخلی:

متشکل از حقوق اعضای معنوی، مفاهیم مدل ها، سامانه‌های اداری وکامپیوتری، که همه این موارد از آنجایی که توسط کارکنان خلق می‌شوند، قابل تملک توسط سازمان هستند.

۲-۲-۱۴-۳-۲) ساختار خارجی:

متشکل از ارتباطات با مشتریان و تأمین‌کنندگان، برندها، علائم تجاری، اعتبار و یا شکل سازمانی.

۲-۲-۱۴-۴-۳) شایستگی‌های فردی:

شامل توانایی‌های افراد برای فعالیت در موقعیت‌های متفاوت مانند: مهارت، تحصیلات، ارزش و مهارت‌های اجتماعی.

 

 

۲-۲-۱۴-۳) مدل مقایسه ارزش بازاری و ارزش دفتری:

مدل مقایسه‌ی ارزش بازاری و ارزش دفتری در سال ۱۹۹۷ میلادی توسط توماس استوارت معرفی شده است. مبنای طبقه‌بندی سرمایه فکری قابل سنجش در این مدل، چارچوب سرمایه فکری است که توسط استوارت طرح شده است. در این مدل فرض بر این است که ارزش نهایی تقریبی شرکت از مجموع ارزش دارایی‌های نامشهود و نامشهود به دست می‌آید، که در قالب ارزش بازار بروز می‌نماید. مقدار ارزش در واقع حاصل از ضرب قیمت بازاری هر سهم عادی در تعداد سهم صاحبان سهام است. از سوی دیگر، ارزش دفتری به معنی ارزش نمایانده شده در ترازنامه‌های مالی شرکت است. به طور کلی می‌توان گفت که مدل ارزش بازاری به دفتری، تفاوت میان پولی است که سرمایه‌گذاران شرکت در ابتدا سرمایه‌گذاری نمودند و جریان نقدینگی که در شرایط زمانی حاضر در صورت فروش سهام شرکت می‌توانند به دست بیاورند. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۰)

متن کامل :

دانلود پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه تاثیرسرمایه فکری،نوآوری واستراتژی سازمانی بر عملکرد مالی شرکت مطالعه موردی بیمه ایران شعبه سرپرستی استان گیلان

۲-۲-۱۴-۴) مدل های مستقیم سرمایه فکری:

این مدل ها، ارزش پولی سرمایه فکری را با شناسایی مؤلفه‌های مختلف آن، مورد محاسبه قرار می‌دهند. در واقع از دریچه‌ی امکان آفرینی برای شناسایی مؤلفه‌ها، ارزش‌گذاری این مؤلفه‌ها چه به صورت منفرد، و چه به صورت کسری از ارزش کل میسر خواهد بود. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۱)

۲-۲-۱۴-۵) مدل حسابداری منابع انسانی:

مدل حسابداری منابع انسانی جزو مدل های مستقیم سرمایه فکری به حساب می‌آید. طبق مطالعات کلاسیک هرمانسندر[۱]سال (۱۹۶۴)، شیوه ارزشیابی دارایی‌ها مباحثات و مناظراتی را درمیان حسابداران و نظریه‌پردازان منابع انسانی به وجود آورده است. هدف حسابداری منابع انسانی کمی سازی ارزش اقتصادی افراد در سازمان، به منظور فراهم ساختن داده‌هایی برای اتخاذ تصمیمات مدیریتی و مالی است. محققان سه نوع مدل اندازه‌گیری برای حسابداری منابع انسانی گزارش کرده‌اند: مدل هزینه، مدلهای ارزش منابع انسانی ومدل های مالی. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۱)

 

۲-۲-۱۴-۶) مدل اظهارنامه منابع انسانی:

مدل اظهارنامه منابع انسانی در سال ۱۹۹۸ میلادی توسط کای استفان آهونن[۲] معرفی شده است. در مدل اظهارنامه‌ی منابع انسانی، منابع انسانی بر اساس سه بعد: سازمانی، کمی و کیفی طبقه‌بندی می‌گردد. بعد کمی، معطوف به حجم کاری است که سازمان می‌تواند بر پایه‌ی تعداد کارکنانش صورت دهد، و مجموعه‌ای از آمار عددی مرتبط با پرسنل در موقعیت‌ها و وظایف کاری متفاوت را شامل می‌شود. بعد کیفی توصیفی از مجموعه فعالیت‌های خاص سازمانی است که بر پایه‌ی خصیصه‌های فردی کارکنان، سازمان قادر به انجام آن‌هاست، که شامل: مهارت‌ها، دانش وهم چنین بهداشت کارکنان می‌گردد. بعد سازمانی انعکاس دهنده قالب‌های همکاری و تعاون سازمانی، مانند: اطلاعات مرتبط با شفاف‌سازی اهداف سازمانی و التزام به آن‌ها، روابط داخلی و رضایت شغلی است. اظهارنامه منابع انسانی در واقع مدلی است که بر پایه چشم‌انداز طبقه‌بندی منابع انسانی، ایجادشده در محاسبات سودوزیان و گزارش منابع انسانی سازمان را در خود جای داده است. در این مدل سه دسته‌ی هزینه‌های مرتبط با منابع انسانی عبارت‌اند از: هزینه‌های تجدید: شامل حقوق و دستمزدهای ایام تعطیل و هزینه‌های ترک خدمت یا جابجایی پرسنل. هزینه‌های توسعه: شامل آموزش، خدمات بهداشت شغل و فعالیت‌های اجتماعی. هزینه‌های فرسودگی: شامل هزینه‌های عدم کار آیی در اثر بیماری یا حادثه در محل کار و حقوق بازنشستگی به سبب از کارافتادگی. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۲-۱۱)

۲-۲-۱۴-۷) مدل کارگزاری فناوری:

مدل کارگزاری فناوری، جزو مدل های مستقیم سرمایه فکری است که در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط آنی بروکینگ معرفی شده است. به باور بروکینگ سرمایه فکری هر سازمان ترکیبی از چهار مؤلفه‌ی: دارایی بازار، دارایی‌های انسان‌محور، دارایی‌های مرتبط با مالکیت فکری و دارایی‌های زیرساختی است. بر پایه‌ی این چارچوب، هر دارایی از تعریف و طبقه‌بندی خاصی برخوردار گردیده است. براین اساس دارایی‌های بازار، مجموعه‌ای از توانایی‌های بالقوه سازمان در کسب سهم بیشتر از بازار مانند: مشتریان، علامت‌های تجاری، توافقات، قراردادها و…را شامل می‌شود. دارایی‌های انسان‌محور، تمام داشته‌های سازمانی را که به نوعی از دریچه‌ی فعالیت با حضور افراد در سازمان پدید می‌آیند، یعنی مواردی چون: استعدادها، توانایی حل مسئله، رهبری، نوآوری و… را دربرمی گیرد. دارایی‌های مرتبط با سرمایه فکری نیز، عبارت است از اختیارات قانونی که سازمان به منظور حفاظت از داشته‌های خود، چون: دانش فنی، رموز تجاری، کپی‌رایت، حقوق انحصار معنوی و… کسب کرده است. نهایتاً، دارایی‌های زیرساختی سازمان، متشکل از فرایندهای مدیریتی، سامانه‌های فناوری اطلاعات، شبکه‌ها و سامانه‌های مالی و… است. مهم‌ترین مزیت‌های مدل کارگزار فناوری را می‌توان در معرفی مجموعه ابزاری جهت تخصیص ارزش به سرمایه فکری و تسهیل آن برای سازمان و معرفی چارچوب ممیزی سرمایه‌ی فکری دانست. این موارد به سازمان کمک کی کند تا ظرفیت‌های سرمایه فکری و دارایی‌های نامشهود خود را مورد شناسایی قرار دهد. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۳-۱۲)

۲-۲-۱۴-۸) مدل ارزش‌گذاری دارایی فکری:

مدل ارزش‌گذاری دارایی فکری جزو مدل های مستقیم سرمایه فکری است، که در سال ۲۰۰۰ میلادی توسط پاتریک سولیوان معرفی شده است. به باور سولیوان وهلمان: سرمایه انسانی و دارایی‌های فکری، در شکل‌گیری سرمایه فکری دخالت دارند. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۳)

۲-۲-۱۴-۹) مدل روش‌های مالی اندازه‌گیری دارایی‌های نامشهود:

مدل روش مالی اندازه‌گیری دارایی‌های نامشهود در سال ۲۰۰۲ میلادی توسط رودولف و للیارت[۳] معرفی شده است. به اعتقاد رودولف وللیارت، مهم‌ترین مزیت این مدل، تفاوت بین ارزش بازاری و ارزش دفتری به عنوان ارزش «سرمایه فکری نقدی (آزادشده)» و نه ارزش «واقعی» سرمایه فکری در نظر گرفته می‌شود. در واقع این مدل بخشی از تفاوت میان ارزش بازاری و ارزش دفتری، ناشی از «احساسات سرمایه‌گذاران» پنداشته می‌شود. بر این اساس در قالب رویه پیشنهادی، مدیران بایستی تخمینی بر پایه گذشته از نسبت ارزش مؤلفه‌های سرمایه فکری به ارزش کل سرمایه فکری داشته واین مقیاس وزنی را در تقسیم‌بندی سرمایه فکری «نقدی» به مؤلفه‌های آن به کار گیرد. در این مدل ارزش سرمایه فکری در شش گام مورد محاسبه قرار می‌گیرد:

  • تعیین «سرمایه فکری نقدی (آزادشده)» که حاصل تفاوت میان ارزش بازاری و ارزش دفتری است.
  • شناسایی مؤلفه‌های مرتبط به سرمایه فکری و دسته‌بندی آن‌ها به: سرمایه انسانی، مشتریان و ساختاری.
  • تخصیص ضریب مناسب به مؤلفه‌های سرمایه فکری، متناسب به وزن هر مؤلفه در کلیت سرمایه فکری.
  • هم تراز کردن وفرمالیزه کردن این ضرایب.
  • محاسبه‌ی ارزش پولی مؤلفه‌های سرمایه فکری از طریق ضریب وزنی هر مؤلفه در ارزش مجموعه سرمایه فکری نقدی.
  • افزودن ارزش سرمایه فکری به ارزش دفتری و ایجاد گزینه‌های جدید تصمیم‌گیری. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۴)

۲-۲-۱۴-۱۰) مدل های بازده دارایی‌ها:

در این مدل ها، میانگین درآمد سازمان پیش از مالیات به عنوان مبنایی برای محاسبه در نظر گرفته می‌شود. در واقع این میانگین در یک بازه زمانی، تقسیم بر میانگین سرمایه فکری سازمان می‌گردد. حاصل این کسر مقدار ROA سازمان را به دست می‌دهد. در ادامه مقدار ROA از میانگین صنعتی کسر شده و حاصل این عملیات در گام بعد، در میانگین سرمایه فکری سازمان ضرب شد، تا درآمد متوسط سالانه از خلال سرمایه فکری مورد محاسبه قرار گیرد. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۴)

۲-۲-۱۴-۱۱) مدل ارزش افزوده اقتصادی:

در دهه ۱۹۹۰،EVA که توسط شرکت «استون استوارت‌اند کمپانی»[۴]یک موسسه مشاوره در نیویورک مطرح گشت از شهرت زیادی برخوردار شد. این روش بر حداکثر کردن ارزش ثروت سهامداران تاکید دارد. در این روش، از معیارهایی نظیر بودجه‌بندی سرمایه‌ای، برنامه‌ریزی مالی، تعیین هدف، اندازه‌گیری عملکرد، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشویقی برای تعیین راه‌هایی که از طریق آن‌ها ارزش شرکت افزوده یا کم می‌شود. نقطه قوت این روش، همبستگی آن به قیمت سهام است.EVA به صورت کمی و مالی بیان می‌شود و شامل پنج مرحله است:بررسی داده‌های مالی شرکت-شناسایی و تعیین نوع سرمایه‌های شرکت-تعیین نرخ هزینه سرمایه شرکت-محاسبه سود خالص شرکت-محاسبه ارزش اقتصادی افزوده‌شده از طریق کسر هزینه سرمایه از سود خالص در حقیقت EVA،اختلاف بین درآمد خالص عملیاتی بعد از مالیات و هزینه سرمایه (بهره) از حقوق صاحبان سهام و بدهی‌ها می‌باشد و برای سیستم گزارش عملکرد شرکت از ارزش افزوده سهامداران استفاده. ارزش افزوده تنظیمی اقتصادی توسط دویلرز مطرح شد. همچنین ارزش افزوده اقتصادی تصفیه‌شده توسط روس و دیگران، عنوان شد. سود اقتصادی تنظیم‌شده نیز توسط مارکون[۵] مطرح شد. همچنین مدیریت ارزش اقتصادی توسط KPMG مطرح شد. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۵-۱۴)

۲-۲-۱۴-۱۲) مدل ارزش نامشهود محاسبه‌شده:

مدل ارزش نامشهود محاسبه‌شده جزو مدل های بازده دارایی‌ها است، که در سال ۱۹۹۷ میلادی توسط توماس استوارت معرفی شده است. این مدل، بر پایه‌ی محاسبه ارزش جاری خالص متوسط مازاد بازدهی سرمایه پس از مالیات بنانهاده شده است. استوارت در قالب این مدل، هفت مرحله‌ی محاسبه ارزش نامشهود را این‌گونه توصیف می‌نماید:

  • محاسبه میانگین درآمد قبل از مالیات برای سه سال گذشته.
  • مراجعه به ترازنامه‌ها و به دست آوردن میانگین دارایی‌های مشهود در پایان سال مالی برای سه سال گذشته.
  • تقسیم درآمدها بر دارایی‌ها به منظور تعیین بازدهی دارایی‌ها.
  • محاسبه متوسط بازده دارایی‌ها در آن صنعت به خصوص، برای دوره سه سال مشابه.
  • محاسبه بازده مازاد از طریق ضرب متوسط دارایی در صنعت در متوسط دارایی مشهود شرکت و کسر این مقدار از درآمد قبل از مالیات محاسبه‌شده در مرحله اول.
  • محاسبه متوسط نرخ مالیات بر درآمد در سه سال و ضرب آن در بازده مازاد.
  • کسر مقدار به دست آمده از بازده مازاد به منظور به دست آوردن مازادی که قابل نسبت دادن به دارایی‌های نامشهود است.
  • محاسبه ارزش جاری خالص به دست آمده در مرحله ششم از طریق تقسیم مقدار مازاد بر نرخ تنزیل متناسب، مانند: هزینه سرمایه شرکت.

هرچند مقدار عددی به دست آمده در قالب این مدل، در قیاس با سایر مقادیر موجود در ترازنامه‌ها، از دقت کمتری برخوردار است، اما ارزشی که در این مدل برای دارایی‌های نامشهود مورد محاسبه قرار می‌گیرد، ارزشی است که بیش‌ترین تأثیر را بر جریان مالی نقدینگی آینده‌ی سازمان، در مقایسه با سایر موارد نشان داده شد. در ترازنامه داراست. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۶-۱۵)

۲-۲-۱۴-۱۳) مدل تعیین ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری:

ضریب ارزش افزوده فکری[۶](VAIC) توسط انته پولیک[۷] به عنوان تحلیلی برای اندازه‌گیری عملکرد یک شرکت معرفی گردیده است. این روش اولین بار براساس این فرض بوجود آمد که ارزش افزایی یک شرکت ممکن است بر روی ارزش بازار شرکت اثرگذار باشد. ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری، توانایی آن را دارد که مجموع کارایی ارزش آفرینی در یک شرکت را اندازه‌گیری و نمایش دهد. یکی دیگر از مفاهیم جانبی مهمی که از VAIC نام‌برده می‌شود کارایی سرمایه فکری (ICE) است که کارایی سرمایه فکری یک سازمان را تشریح می‌کند. اساس این روش بر این قرار است که اوصلا ارزش آفرینی در سازمان از دو منبع اساسی سرچشمه می‌گیرد:

۱-منابع سرمایه‌های فیزیکی

۲-منابع سرمایه‌های فکری

در عمل VAIC نشان‌دهنده میزان کارا بودن ارزش آفرینی حاصل از بکارگیری همه منابع سازمانی است و ICE نمایانگر کارا بودن ارزش ایجادشده از طریق بکارگیری سرمایه فکری است. هرچقدر منابع موجود در یک شرکت بهتر بکار گرفته شوند، میزان کارا بودن ارزش آفرینی یک شرکت نیز بالاتر خواهد بود. اجرای این روش کاملاً ساده بوده و داده‌های مورد نیاز برای بکارگیری آن به راحتی در صورت‌های مالی یافت می‌گردد. همان‌گونه که ذکر شد این روش بر پایه استفاده از دو منبع است:۱-سرمایه بکار رفته ۲-سرمایه فکری. هر دو منبع نقش بسیار مهمی در ارزش افزایی یک شرکت داشته و هزینه‌های صرف شده در آن‌ها به عنوان سرمایه‌گذاری در نظر گرفته می‌شوند. سرمایه بکار گرفته‌شده (CE)[8] شامل حقوق صاحبان سهام، مجموع بدهی‌ها و مجموع ثبت‌های اصلاحی سود می‌باشند. از سوی دیگر در این روش سرمایه فکری شامل دو دسته سرمایه انسانی و ساختاری می‌گردند. مراحل اجرای این روش به قرار زیر است:

  1. در ابتدا ارزش افزوده (VA)[9] شرکت مورد بررسی محاسبه می‌شود. ارزش افزوده یک شرکت می‌تواند از طریق فرمول زیر محاسبه گردد:

VA = P + C + D + A

که در آن:

P =سود عملیاتی

C = هزینه‌های کارکنان (شامل حقوق و سایر هزینه‌های اجتماعی کارکنان)

D =استهلاک

A =استهلاک دارایی

  1. سرمایه ساختاری انسانی شرکت را محاسبه کنید. سرمایه انسانی (HC)[10] شرکت با تجمع حقوق پرداختی به کارکنان محاسبه می‌شود سرمایه ساختاری (SC)[11] شرکت از طریق کسر سرمایه انسانی از ارزش افزوده محاسبه می‌گردد:

SC= VA – HC

  1. کارایی سرمایه بکارگرفته شده (CEE)[12] را محاسبه کنید. این میزان از طریق تقسیم رقم مربوط به ارزش افزوده به سرمایه بکارگرفته شده به دست می‌آید. کارایی سرمایه بکارگرفته شده، نمایانگر این است که چه میزان از ارزش افزوده شرکت از طریق سرمایه بکارگرفته شده به دست آمده است. کارایی سرمایه انسانی (HCE)[13] نیز از طریق تقسیم ارزش افزوده بر سرمایه انسانی می‌آید.

HCE = VA / HC

کارایی سرمایه انسانی، نمایانگر کارایی ارزش افزوده حاصل از منابع سرمایه انسانی بکار گرفته‌شده در یک شرکت می‌باشد. سومین جز کارایی سرمایه ساختاری (SCE)[14] است که با تقسیم سرمایه ساختاری بر ارزش افزوده به دست می‌آید.

SCE = SC / VA

کارایی سرمایه ساختاری، نشان‌دهنده این است که چه میزان از ارزش افزوده ایجادشده در شرکت از طریق سرمایه ساختاری حاصل گردیده است.

  1. کارایی سرمایه فکری (ICE) را از مجموع دو قسمت کارایی سرمایه ساختاری و کارایی سرمایه انسانی محاسبه کنید.

ICE =HCE+ SCE

ونهایتا ضریب ارزش افزوده فکری (VAIC)[15] را از مجموع دو قسمت مربوط به کارایی سرمایه فکری و کارایی سرمایه بکار گرفته‌شده محاسبه کنید.

VAIC = ICE +CEE

هر چقدر ICE و VAIC شرکتی بالاتر باشد نمایانگر این امر می‌تواند باشد که مدیریت به صورت بهتری از پتانسیل موجود در منابع سازمانی برای ارزش آفرینی استفاده کرده است. این روش، ارزش پولی سرمایه فکری را محاسبه نمی‌کند در عوض فاکتورهای مختلف مرتبط با کارایی سرمایه فکری رادربرگرفته و به عبارتی نشان می‌دهد که چگونه سرمایه فکری به صورتی کارا به یک سازمان ارزش می‌بخشند. (پاکدل، دریایی،۱۳۹۲، ص ۱۹)

۲-۲-۱۴-۱۴) مدل پایش دارایی‌های نامشهود:

مدل پایش دارایی نامشهود در سال ۱۹۹۷ میلادی توسط کارل اریک سویبی معرفی شده است. هسته اصلی این مدل، چارچوبی است که در قالب آن تعداد زیادی از شاخص‌های مرتبط با دارایی‌های نامشهود به شکل ساده‌شده قرار دارند این امکان را فراهم آورده است که این مدل عمومی، قابل کاربری در تمامی صنایع و سازمان‌های فعال در آن صنایع را دارا باشد. در این مدل دارایی‌های نامشهود به سه مؤلفه اصلی تقسیم‌بندی می‌شود: ساختار بیرونی، ساختار داخلی و شایستگی فردی. (پاکدل ودریایی،۱۳۹۲، ص ۱۹)

[۱] Hrmansndr

[۲] Stephen Hvnn

[۳] Rvdvf Llyart

[۴] Stuart Stone and Company

[۵] Marconi

[۶] Value added intellectual coefficient

[۷] End Pvlyk

[۸] Capital Employed

[۹] Value Added

[۱۰] human capital

[۱۱] Structural capital

[۱۲] efficiency of capital employed

[۱۳] Human capital performance

[۱۴] Structural capital efficiency

[۱۵] Value added intellectual coefficient

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *