رفتار درمانی شناختی

دانلود پایان نامه

زمون
متغیر
میانگین
انحراف استاندارد
پیش آزمون
گروه کنترل
۰۰/۹۳
۸۱/۴

گروه هیپنوز
۳۳/۹۰
۷۲/۳

گروه CBT
۱۶/۹۴
۳۵/۸
پس آزمون
گروه کنترل
۸۳/۹۲
۳۴/۵

گروه هیپنوز
۵۰/۸۳
۱۸/۴

گروه CBT
۰۰/۸۴
۲۶/۷

جدول ۴-۱۲ میانگین و انحراف استاندارد وزن گروهها در پیشآزمون و پسآزمون را نشان میدهد که در جداول زیر نتیجه تجزیه و تحلیل کوواریانس یک متغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی آورده شدهاست.
جدول ۴- ۱۳.آزمون لوین برای بررسی مفروضه برابری واریانس ها
متغیر(پس آزمون)
f
df1
df2
sig

۲۲/۱
۲
۱۵
۳۲۲/۰

جدول ۴-۱۳ آزمون لوین برای بررسی مفروضه برابری واریانسها را نشان میدهد. همانطور که نتایج نشان میدهد مفروضه تساوی خطای واریانسها [۳۲۲/۰ P ، ۲۲/۱ = (۱۵و ۲)F] معنادار نبوده و میتوان از تجزیه و تحلیل کوواریانس یک عاملی استفاده کرد.

جدول ۴-۱۴. نتیجه تحلیل کوواریانس یک متغیری پس آزمون وزن گروهها
متغیر
مجموع مجذورات
درجات
آزادی
میانگین مجذورات
f
سطح معناداری
مجذور اتا(?۲)
متغیر تصادفی(پیش آزمون)
۶۱/۴۲۰
۱
۶۱/۴۲۰
**۸۷/۷۹
۰۰۱/۰
۸۵/۰
اثر گروه
۵۸/۳۰۸
۲
۲۹/۱۵۴
**۳۰/۲۹
۰۰۱/۰
۸۰/۰
خطا
۷۲/۷۳
۱۴
۲۶/۵

**- معنادار در سطح ۰۰۱/۰

با توجه به جدول ۴-۱۴ تحلیل کوواریانس یک متغیری نشان میدهد اثر متغیر همایند پیش آزمون وزن بر روی عملکرد گروهها در پس آزمون [۸۵/۰ = مجذور اتا ؛ ۰۰۱/۰P ، ۸۷/۷۹ = (۱۴ و ۱)F] معنادار بوده است. پس از تعدیل نمرات پیشآزمون، عملکرد گروهها نیز [۸۰/۰ = مجذور اتا ؛ ۰۰۱/۰P ، ۳۰/۲۹ = (۱۴ و ۲)F] معنادار بود که در جدول زیر نتیجه آزمون تعقیبی آمده است.
جدول۴-۱۵. آزمون تعقیبی بن فرونی برای مقایسه میانگین های پس آزمون وزن گروهها
متغیر
گروه I گروه J
اختلاف میانگین(I-J)
خطای استاندارد
میانگین
سطح معناداری
وزن

گروه کنترل گروه هیپنوز
۹۶/۶
۳۵/۱
۰۰۱/۰

گروه کنترل گروه CBT
۸۶/۹
۳۰/۱
۰۰۱/۰

گروه هیپنوز گروه CBT
۹۰/۲
۳۷/۱
۱۶۲/۰
**- معنادار در سطح ۰۰۱/۰

با توجه به نتایج جدول ۴-۱۵ با استفاده از آزمون پس از واقعه بن فرونی نشان داده شده است که بین عملکرد گروه کنترل و گروه CBT (001/0P= ) و گروه کنترل و هیپنوز (۰۰۱/۰P= ) تفاوت معنادار وجود دارد. بنابراین میتوان گفت هر دو روش درمانی در کاهش وزن موثر بوده اند.

فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری

۵-۱- اثر بخشی درمان
همانطور که پیش از این گفته شد، هدف از پژوهش حاضر دستیابی به شواهد تجربی و مقایسهی اثربخشی رفتار درمانی شناختی و هیپنوتراپی در درمان مبتلایان به چاقی است. به همین منظور آزمودنیهای حاضر در این پژوهش بهطور تصادفی در سه گروه درمانی: گروه رفتار درمانی شناختی ، گروه هیپنو تراپی و گروه کنترل جایگزین شده و نتایج حاصل از درمان مقایسه شد.
در ابتدا فرضیهی یکم پژوهش مبنی بر “هیپنوتراپی و رفتار درمانی شناختی منجر به ایجاد تغییر در رضایت فرد از تصویر بدن خویش میشود”به بوتهی آزمون گذاشته شد،بررسی یافتههای حاصل از ارایهی درمان، و ارزیابی اثر متغیر همایند (پیش آزمون)بر روی عملکردگروهها در پس آزمون، اندازه اثر(۶۲/۴) را نشان داد که بیانگر بهبود رضایت از تصویر بدن تا حدی (به مقدار کم)است. نتایج حاصل از اجرای آزمون تعقیبی و بررسی سطح معناداری تفاوت عملکرد مقایسه های دوتایی نشان داد که در مقایسه با هیپنوتراپی، رفتاردرمانیشناختی منجر به رضایت بیشتر فرد از تصویر بدن خویش میشود ،این تفاوت در میان سایر گروهها از لحاظ آماری معنا دار نبود .
همانگونه که میدانیم تصویر بدن یک پدیدهی روان شناختی است و لزوما بیانگر نگاه دیگران نیست . یکی از جالبترین یافته های کش (۱۹۹۰) این است که در مورد زنان تصویر ذهنی از بدن هیچ رابطه ای با واقعیت عینی ندارد در حالی که احساس مردان در خصوص ظاهرشان با واقعیت بیرونی هماهنگتر است . کوپر،فیربورن و هاوکر(۲۰۰۳)بیان کردند که نارضایتی از ظاهر و نگرانی در این باره بهقدری در میان زنان چاق شایع است که از آن به عنوان ((نارضایتی هنجاری)) نام میبرند شاید به این علت که چاقی و اضافه وزن یکی از مهمترین عوامل عدم رضایت وجذابیت جسمی است و از جمله عوامل اصلی در ترغیب افراد به جست وجوی درمان است(روسن،۲۰۰۲).
کاهش وزن ممکن است مشهور ترین روش درمان تصویر بدن باشد(سارور،گراس بارت۲۲۳ و دی دی،۲۲۴۲۰۰۱)لیکن باید توجه داشت که صرف کاهش وزن – به ویژه اگر در حد متوسطی باشد- به خودی خود تمام مشکلات مربوط به کاهش وزن را از بین نمی برد(کوپر، فیربورن و هاوکر،۲۰۰۳ به نقل از صادقی ،۱۳۸۹)
مارکوس(۲۰۰۳ )در تحقیقی که در دانشکده پزشکی دانشگاه پترزبورگ انجام داد بیان کرد ارایهی درمان رفتاری شناختی منجر به سازگاری بهتر فرد وبهبود تصویر بدنی میشود. روسن(۲۰۰۲) مداخلهی را طرح ریزی کرد که در آن مداخلهی رفتاری -شناختی برای اصلاح افکار منفی مرتبط با وزن ارایه ،اما کاهش وزن را شامل نمی شد،نتایج حاکی از بهبودی هایی دررضایت از تصویر بدن مراجعان بود.نتایج حاصل ازپژوهش صادقی (۱۳۸۹)،
و پوررحیم (۱۳۹۱) نیز بیانگر اثر بخشی رفتار درمانی شناختی در کاهش وزن و رضایت بیشترآزمودنیها از تصویر بدنی خویش بود.
درادامه فرضیهی دوم پژوهش مبنی بر”هیپنوتراپی و رفتار درمانی شناختی منجر به افزایش احساس خودکارآمدی وزن در افراد میشود”مورد بررسی قرار گرفت .برای ارزیابی نتایج حاصل از درمان از پرسش نامهی کارآمدی وزن (WEL) که دارای پنج خرده مقیاس هیجان منفی ، قابلیت دسترسی، فشار اجتماعی، ناراحتی جسمی و فعالیت مثبت است استفاده شد ، که به ترتیب مغادیر F گزارش شده برای هر یک از خرده مقیاسهای پرسش نامه (۲۲/۵ ، ۵۹/۶ ،۷۷/۶، ۹./۱ و ۶۸/۴) به دست آمد. میانگین بهبودی در پنج خرده مقیاس ۴/۴۹% گزارش شد که بیانگر بهبود متوسطی در خرده مقیاس های درمان است. در مقایسهی حاصل از بررسیهای میان گروهها نتایج به دست آمده بیانگر آن بودکه بین گروه CBT و کنترل در خرده مقیاسهای هیجان منفی، قابلیت دسترسی، فشار اجتماعی و فعالیت مثبت و بین گروه هیپنوز و کنترل در خرده مقیاس قابلیت دسترسی تفاوت معنادار وجود دارد،این نتایج حاکی از آن است که در مجموع رفتار درمانی شناختی در مقایسه با هیپنوتراپی سهم بیشتری از واریانس را به خود اختصاص داده است. نتایج حاصل با پژوهش(صادقی،۱۳۸۹)و(پوررحیم،۱۳۹۱) همسو بود
مفهوم “نیرومندی خود” ۲۲۵یاخودکارآمدی ابتداتوسط جان هارتلند۲۲۶ (۱۹۷۱) معرفی شد، هارتلند نیرومندی خود را شامل تلقینات کلی حمایتی دانسته و هدف از آن را افزایش باور و اطمینان بیمار به خود، بالا بردن تواناییهای تطابقی و به حداقل رساندن اضطراب و نگرانی عنوان کرد. بندورا۲۲۷(۱۹۷۷) و سایرین (مارلات و گوردون ۱۹۸۵)۲۲۸ ، نیز برمفهوم کارایی خود تاکید داشتند و معتقد بودند انتظار و اعتماد به توانایی در فائق آمدن برموقعیتهای گوناگون در انواع گوناگون بافتهای درمانی نقش کلیدی داشته و باعث جلوگیری از عود بیماری می شوند .
در بسیاری از بیماریها از جمله سوءمصرف مواد، ترک سیگار، اختلالات خوردن و چاقی فرد به واسطهی مزمن شدن بیماری و تلاشهای متعددجهت رفع مشکل و عدم حصول نتیجهی پایدار، دچار احساس یاس و ناامیدی می شود و به مرور زمان و پس ازتجربهی شکستهای متوالی باور بیمار دربارهی خود و توانایی اش، برای فایق آمدن بر بیماری تغییر میکند. بیشتر بیماران پس از مدتی با مشکل خود کنار میآیند و آن را به عنوان بخش جدایی ناپذیر وغیر قابل کنترل زندگیشان تلقی میکنند، جملاتی همچون دست خودم نیست …غیر قابل کنترل و غیر قابل پیشبینیه.. نمیدونم چهطور اتفاق میافته ….تا چشمم رو باز کردم دیدم دارم مصرف میکنم یا یه عالمه غذا خوردم …بیانگر احساس عجز و ناتوانی و عدم کنترل افراد بر شرایط محیطی مستعد کنندهی بیماری است .در این شرایط باز گرداندن احساس کنترل و افزایش اعتمادبنفس و احساس خود کارآمدی به فرد می تواند عامل مهمی در ادامهی درمان و بهبود نتایج حاصل ایجاد کند .
در ادامه، فرضیهی سوم پژوهش مبنی بر “هیپنوتراپی و رفتار درمانی شناختی منجر به کاهش وزن در افراد میشود”مورد بررسی قرار گرفت پس از بررسی نتایج حاصل از اجرای درمان وارزیابی عملکرد گروهها در پس آزمون عدد۳۰/۲۹برای F گزارش شد، که حاکی از اندازهی اثر بالا۸۰%بود. این نتایج بیانگر آن است که هر دو روش درمانی منجر به کاهش وزنی در حدود ۸%درصد وزن اولیه شده است.
به طور سنتی ، هدف درمان چاقی کاهش وزن بدن تا رسیدن به وزن ایده آل همانگونه که در جداول مرسوم قد و وزن مطرح است میباشد، همین منطق درمانی بود که در دههی ۱۹۸۰ پژوهش گران را برانگیخت تا انواع گوناگونی از مداخله ها ، همچون دارو درمانی و برنامههای غذایی خیلی کم کالری (۱۲۰۰-۸۰۰ کیلو کالری در روز)را با مداخله های رفتاری ، به منظور ایجاد کاهش های بیشتر وزن ترکیب نمایند ( براونل و جفری،۱۹۸۷).اقدام ها برای ایجاد چنین کاهش هایی موفقیت آمیز بودند ، لیکن ابقای دراز مدت وزن کاسته شده ناپایدار بود(وادن،۱۹۹۳). به همین جهت در طول دههی۱۹۹۰پژوهش گران تغییرات کوچک در وزن و رفتار را به عنوان پیامدهای درمانی معقول پیشنهاد کردند(فوستر و کندال،۱۹۹۴). انستیتو پزشکی ایالات متحده امریکا (IOM229 ، ۱۹۹۵) کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی وزن که حداقل به مدت یک سال حفظ شده باشد را به عنوان موفقیت درمان عنوان کرد. همچنین کالج سلطنتی پزشکی انگلستان۲۳۰ (۱۹۹۸)کاهش وزن موفقیت آمیز را به عنوان یک کاهش ۵% درصدی وزن اولیه تعریف میکند.
نتایج حاصل از پژوهش فوق با نتایج پژوهش های پیشین (واکرز و کارلوس پوستون، ۲۰۱۲؛ زافراکوپر، ۲۰۱۰؛ مارگارت دی تیسروز،۲۰۰۸؛ مارکس،۲۰۰۳؛ کایریش و مونتگومری ۱۹۹۵؛۱۹۹۶ فولادوند، فراهانی و باقری،۱۳۹۱؛پوررحیم،۱۳۹۱ ؛ ساسانفر،۱۳۹۰ ؛ موسویان،۱۳۸۹و صادقی،۱۳۸۹)هم سو بود.
۵-۲- محدودیتهای پژوهش:
۱-یکی ازمهم ترین محدودیتهای پژوهش حاضر کوچک بودن حجم نمونه بود، لذا در تعمیم نتایج حاصل به دیگر نمونهها باید جانب احتیاط را رعایت نمود.
۲-کنترل متغیرهای مداخله کننده در مطالعات رفتاری کاری دشواراست. در این پژوهش نیز متغیرهایی چون سطح اجتماعی-اقتصادی، منابع حمایتی،قابلیت هیپنوتیزم پذیری و … مورد کنترل واقع نشد.
۳-عدم دسترسی به کتب و مجلات جدیدومنابع داخلی معتبردرزمینهی تحقیق مورد نظر، به خصوص در زمینهی هیپنوتراپی.
۴-نداشتن فرصت کافی برای ثبت و بررسی نتایج درمان در طولانی مدت.
پیشنهادات کاربردی:
۱- پیشنهاد می شود با توجه به اثر بخشی هر دو شیوهی درمان در پژوهشهای آتی،
هیپنوتراپی شناختی بهعنوان شیوهی درمانی انتخاب و نتایج مورد ارزیابی قرار گیرد.

۵-۳-پیشنهادات پژوهشی:
۱-با توجه به آنکه قابلیت هیپنوتیزم پذیری در سنین مختلف متفاوت است و تحت تاثیرتفاوتهای جنسیتی قرار دارد، پیشنهاد می شود در تحقیقات آینده مد نظر قرار گیرد.
۲-پیشنهاد می شود قابلیت هیپنوتیزم پذیری آزمودنیها با استفاده از آزمونهای استاندارد شده اندازه گیری و آزمودنیها همگن شوند.
۳-طرح ریزی و اجرای پژوهشهایی با برنامه ریزی بلند مدت جهت پیگیری ابقای وزن کاسته شده.

منابع

الف.فارسی
آرونز، ه،(۱۹۹۴).روش نوین استاد شدن در هیپنوتیزم.(ترجمهی رضا جمالیان).تهران، اطلاعات، چاپ پنجم.
انجمن روانپزشکان آمریکا (۱۳۷۵).واژنامهی روانپزشکی:براساسDSM-IV . (ترجمه مهرداد فیروزبخت و خشایار بیگی). تهران انتشارات ابجد ، چاپ اول.
انجمن روانپزشکان آمریکا(۲۰۰۰).متن تجدیدنظرشدهی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی.(ترجمهی محمد رضا نیکخو و هامایاک آوادیس یانس).تهران انتشارات ؟، چاپ چهارم.
انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران(۱۳۸۴). راهنمای تلقینات و استعارات هیپنوتیزمی.(ترجمهی مدرسین انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران). تهران انتشارات پژوهشکده پردازش هوشمند علائم، چاپ سوم.
ایوانز،د؛گروبا،پ(۲۰۱۰).چگونه یک پایانامه بهتر بنویسیم.(ترجمهی امیر سعدالدین و اکبر بابایی).انتشارات دانشکده علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، چاپ اول.
آدمین،ج؛(۲۰۱۰).مرگ و میر ناشی از اضافه وزن به میزان قابل توجهی از مشکلات مربوط به سوء تغذیه پیشی گرفته است.سایت پزشکان بدون مرز.www.pezeshk.us
پی.هالجین،ریچارد؛ و کراس ویتبورن،سوزان.(۱۳۹۰).آسیب شناسی روانی(ویراست چهارم)، دیدگاه های بالینی های برای اختلالات روانی (جلد اول)، ترجمه ی سید یحیی محمدی.تهران: نشر روان.(۲۰۰۳). پروچسکا،ج؛نورکراس؛ج،س(۱۹۵۷).نظریههای روان درمانی.(ترجمهی یحیی سید محمدی).تهران، انتشارات رشد،چاپ هفتم.
پوررحیم،ص(۱۳۹۱)، بررسی اثر گروه درمانی شناختی در زنان مبتلا به چاقی، پایانامهی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه آزادواحد علوم و تحقیقات کرمانشاه.
پورافکاری؛نصرت اله؛(۱۳۸۲).فرهنگ جامع روانشناسی و روانپزشکی.تهران.انتشارات فرهنگ معاصر.چاپ چهارم.
تاد،جودیت؛ و سی.بوهات،آرتور.(۱۳۸۷). اصول روان شناسی و مشاوره(چاپ چهارم)،ترجمه ی مهرداد فیروزبخت.تهران: موسسه ی خدمات فرهنگی رسا.
جورج؛آ؛فرگوسن ، یوشی و تاکانه(۲۰۱۰).تحلیل آماری در روانشناسی و علوم تربیتی.(ترجمهی علی دلاور و سیامک نقشبندی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *