رالز

عدالت به مثابه انصاف را طرح می‌نماید. وی ضمن وارد آوردن انتقادهای جدی بر اخلاق فایده‏گرایانه بنتام و میل، سعی دارد جنبه اجتماعی اخلاق وظیفه‏گرایانه کانت را از نو زنده کند و
نظریه بدیلی به جای نگرش فایده‏گرایانه که مدتها بر سنت لیبرالی حاکم بوده عرضه کند. رالز براساس سنت قرار داد اجتماعی نظام نظری را طراحی کرد که از بطن آن، نظریه عدالت برمی‌خیزد. رالز فرض می کند افراد آزاد، برابر و خردمند در یک موقعیت اولیه گرد هم می آیند و اصول عدالت را بر می گزینند وافراد درگیر همکاری اجتماعی، در یک اقدام مشترک با هم اصولی را انتخاب می‏کنند که قرار است‏حقوق و وظایف اساسی را مقرر و تقسیم منافع اجتماعی را معین کند.

فصل پنجم
وجوه اشتراک و افتراق آراء
هایک و رالز درباره مفهوم آزادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *