تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، ترس از خدا، الگوی اخلاقی، فرهنگ و زبان

دانلود پایان نامه

تسلیت داد (پیدایش ۲۵ : ۱۱) و مردگان بی‌کس را به خاک بسپارند، آن‌سان که خدا چنین کرد (تثنیه ۳۴ : ۶) و در نهایت انسان لازم است شفیق، دیر خشم و کثیر الاحسان باشد همان‌سان که خداست (خروج ۳۴ : ۶).
البته از آنجا که کتاب مقدس و حتی کل سنت یهودی بیشتر بر عمل و کردار بنی‌اسرائیل تأکید دارد تا مباحث عقلی و نظری، ‌جای شگفتی نیست که این نکته بیان گردد که، در این کتاب بیش از آن که مفهوم تقلید از خدا توضیح داده شود و یا مؤلفه‌های نظری آن برای بنی‌اسرائیل بیان گردد، چگونگی تقلید از خدا در کانون توجه است. بر این اساس است که از بنی‌اسرائیل خواسته شده است که با انجام اعمالی مشخص و رفتاری خاص به تکامل اخلاقی یا همان تقدس برسند. «تا تمامی اوامر او را به یاد آورده، به جای آورید و به جهت خدای خود مقدس باشید. » (اعداد ۱۵ : ۴۰). سفر لاویان باب ۱۹ فهرست بلندی از این رفتار ارایه کرده است. این فرمان‌ها موضوعات مختلفی را به یهودیان می‌آموزد: احترام به والدین، کمک کردن به فقرا، رعایت عدل و صداقت، و لطف و عطوفت به محرومان، آداب روز شنبه، قربانی، یکتا‌پرستی و جز این‌ها.
تأکید کتاب مقدس بر قداست به اندازه‌ای است که می‌توان آن را در کنار تقوا غایت اخلاق یهود دانست. در این خصوص عباراتی مثل «شما باید مقدس باشید. » تأکیدی است بر مجموعه قوانین اخلاقی که در باب ۱۹ سفر لاویان آمده است. توصیه به حیات قداست‌‌آمیز ریشه در تقدس خداوند دارد: «مقدس باشید زیرا که من یهوه خدای شما قدوس هستم. » (لاویان ۱۹ : ۲) و از همین سبب است که تقدس الهی به عنوان الگوی ایده‌‌آل برای انسان در جهت تشبه جستن به ذات مقدس الهی بیان شده است.
حیات قدسی انسان همانند خداوند بر دو اصل سلبی و ایجابی استوار است. اصل سلبی آن تقوا و دوری جستن از مخالفت با اراده خدا و به دنبال آن دوری کردن از تمامی رفتارهای فاسد‌ و پستی‌های اخلاقی است و پایه ایجابی آن‌ عبادت کردن خداوند و به دنبال آن مرتبط ساختن همه جزئیات حیات فردی و اجتماعی به منشأ حیات است (Ibid).
همان‌گونه که پیش‌تر نیز اشاره شد، مبنای نظری تقلید از خدا در کتاب مقدس همان آفرینش انسان بر صورت خدا و نیز دمیده شده روح خدا در کالبد اوست: «و خدا گفت: آدم را به صورت ما و موافق و شبیه ما بسازیم. » (خروج ۱ : ۲۶) و «و خداوند خدا، ‌آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی او روح حیات دمید، و آدم نفس زنده شد. » (خروج ۲ : ۷).
مضمون اخلاقی این اصل مهم برای بنی‌اسرائیل دو دست آورد مهم در پی دارد. نخست این که به بنی‌اسرائیل یاد می‌دهد که «هم‌نوعت را مانند خود دوست بدار. » (لاویان ۱۸ : ۱۹) زیرا که دیگران هم به مانند خود انسان در صورت خدا آفریده شده و شایسته تکریم و احترام‌اند و دیگر این که به بنی‌اسرائیل می‌‌آموزد که می‌توانند به مقام چون خدایی برسند زیرا که از آغاز در این مقام آفریده شده‌اند.
۴. کتبیم: شیوه‌های گوناگون اخلاقی
دستورهای اخلاقی کتاب مقدس منحصر به اسفار خمسه نیست و در سایر کتب هر‌چند به شیوه‌های گوناگون، پراکنده شده است. در این‌جا به برخی از این شیوه‌ها براساس کتاب‌های عهد عتیق اشاره می‌شود. یکی از شیوه‌های رایج تبیین آموزه‌های اخلاقی در عهد عتیق در کتاب‌های انبیا، روش تهدید و توبیخ است. پیامبران بنی‌اسرائیل در توبیخاتی شدید بنی‌اسرائیل را به زندگی اخلاقی دعوت می‌کنند. از آن نمونه است: «وای بر امت خطاکار و قومی که زیر بار گناه می‌باشند و بر ذریت شریران و پسران مفسد خداوند را ترک کردند و قدوس اسرائیل را اهانت نمودند. » (اشعیا ۱ : ۴) و نیز «یهوه خدای غیور و انتقام‌گیرنده و صاحب غضب است … و گناه را هرگز بی‌سرا نمیگذارد (ناحوم نبی ۱ : ۳) و نیز «وای بر سامره! وای بر این شهری که با درههای حاصلخیر احاطه شده و مایه افتخار میگساران اسرائیل است! شراب، رهبران اسرائیل را از پای در آورده است… » (اشعیا ۲۸ : ۱).
البته این توبیخ‌ها درس اخلاق نیستند و به بنی‌اسرائیل نمی‌آموزند که در شرایط خاص باید چه عملکرد اخلاقی‌ای داشته باشند؛ ولی به هرروی آنان را در راه زیست اخلاقی ترغیب می‌سازد (Brahmachari, 2008, v7, p146).
یکی دیگر از شیوه‌های بیانی آموزه‌های اخلاقی روش روایی و داستانی است. داستان ‌ها اخلاقی کتاب مقدس در تلاش‌اند تابه صوت ملایم و غیر مستقیم بنی‌اسرائیل را به اعمال شرافتمندانه دعوت کنند. سنت رسمی در این داستان‌ها بیان عقوبت مشخص در برابر هر گناه است (A. A, 1971, v6, p935). برای مثال داود تاوان خطاکاری‌اش را با فریب خوردن از بَتشَبع پس می‌دهد (سموئیل دوم باب ۱۱). برخی از داستان‌های اخلاقی کتاب مقدس عبارتند از: داستان یوسف و پاکدامنی او (پیدایش ۳۹ : ۷تا۱۸)، ترحم کردن داود بر شائول (سموئیل اول ۲۶ : ۳ تا ۲۵) و داستان رِصفَه، دختر اَیه (سموئیل دوم ۲۱ : ۱۰). ‌
نکته مهم در داستان‌های تاریخی کتاب مقدس این است که هیچ‌یک از قهرمانان این داستان‌ها به‌جز ابراهیم مدل کامل و بدون عیب و ایراد نیستند و ضعف‌ها و خطاهای آنان بدون هیچ پرده‌پوشی ذکر شده‌اند. بنابراین پیامبران عهد عتیق، انسان‌هایی عادی و زمینی هستند که دچار خطا و لغزشی نیز می‌شدند و به خاطر نزدیک بودن آن‌ها با واقعیت زندگی دنیایی، الگوی اخلاقی مناسبی برای بنی‌اسرائیل به شمار می‌آیند. از جمله خطاهای انبیا که در کتاب مقدس ذکر شده می‌توان به حیله‌گری یعقوب، گناهان شائول و سموئیل و حتی اشتباهات موسی که در نهایت نصیحت‌های پدر زنش را به همراه دارد، اشاره کرد (A. A,
۱۹۷۱, v6, p935).
در کتاب ایوب لزوم پرهیزکاری انسان و رعایت دستورات اخلاقی از دریچه و زاویه‌ای دیگر نگریسته شده است. هنگام نازل شدن انواع بلاها به ایوب او به خاطر این که بدون ارتکاب گناه و معصیت دچار بلا و مصیبت شده ناراحت نمی‌شود؛ بلکه اعتراض او به این خاطر است که علی‌رغم انجام دستورات اخلاقی همچون کمک به مستمندان و یاری رساندن به بیوه‌زنان و یتیمان به این مصائب دچار شده است (Kellner, 2000, v5, p261). در باب ۲۹ آمده است: «زیرا من به داد فقرا می‌رسیدم و یتیمانی را که یار و یاور نداشتند کمک می‌کردم. کسانی را که دم مرگ بودند یاری می‌دادم و ایشان برایم دعای خیر می‌کردند و کاری می‌کردم که بیوه‌زنان شاد شوند. هرکاری را که انجام می‌دادم از روی عدل و انصاف بود برای کورها چشم و برای شلها پا بودم، برای فقرا پدر بودم و از حق غریبه‌ها دفاع می‌کردم (ایوب ۲۹ : ۱۲-۱۶). ‌
لحن دستورات اخلاقی عهد عتیق در کتاب امثال متفاوت می‌شود. اگر تا این‌جا تعالیم اخلاقی بر فرامین و دستورات خداوند استوار بود، در کتاب امثال به‌ یک‌باره پند و اندرزهای اخلاقی به هدف حکیمانه و خردمندانه بودن این اعمال توصیه می‌شوند و نه برای جلب رضایت خداوند و یا فرمان‌برداری از او (Kellner, 2000, v5, p260). به همین جهت است که در این کتاب گفته نمی‌شود روابط نامشروع با زنان حرام و ممنوع است؛ بلکه بر ضررهای اجتماعی آن و خطرناک بودن این عمل برای انسان تأکید می‌شود: «دلباخته زیبایی این‌گونه زنان نشو. نگذار عشوه‌گری ‌های آن‌ها تو را وسوسه نماید. زیرا زن فاحشه تو را محتاج نان می کند و زن بدکاره زندگی تو را تباه می‌سازد. » (امثال ۶ : ۲۴تا۲۸)، «هرگز از کسی نزد کارفرمایش بدگویی مکن؛ مبادا به نفرین او گرفتار شوی. » (امثال ۳۰ : ۱۰)، «اگر دشمن تو گرسنه است به او غذا بده و اگر تشنه است او را آب بنوشان. این عمل تو او را شرمنده می‌سازد (امثال ۲۵ : ۲۱).
در این ‌آیات و آیات مشابه، اگرچه هنوز صحبت از خدا و فرامین اوست، ولی در این کتاب رویکرد اصلی توجه به انسان و ضررهایی است که در صورت داشتن رفتارهای غیر اخلاقی متوجه او می‌شود. این رویکرد خاص کتاب امثال سودگرایانه است و از رویکرد کلی کتاب مقدس متفاوت است. در واقع کتاب امثال کتاب آموزه‌ها و اندرزهای خردمندانه انسانی است که نمونه‌ این سبک را می‌توان در ادبیات باستانی منطقه خاور نزدیک و مصر مشاهده کرد؛ با این تفاوت که اندرزهای حکیمانه در کتاب امثال از نوع تعالیم اخلاقی است، ولی ادبیات حکیمانه مصر باستان صرفاَ بیان حکمت و خرد است و ارتباطی با اخلاق ندارد.
کتاب امثال بر مفهوم ترس از خدا تأکید بسیاری دارد. در سرتاسر این کتاب هقده‌بار از ترس از خدا سخن به میان آمده است و این به آن معنا است که در این کتاب ترس از خدا عمده‌ترین انگیزه برای اهداف تربیتی در نظر است. بر این اساس است که بیشتر مثل‌ها در این کتاب برآنند که به انسان ثابت کنند پیروی از خواست خدا از تبعیت عقل دنیایی بهتر است. ‌در این کتاب گرچه به خدا اشاره شده است ولی انسان محور آموزه‌های اخلاقی است. این شیوه سودگرایانه‌تر و عقلانی‌تر از شیوه کلی کتاب مقدس است.
تفاوت رویکرد اخلاقی کتاب امثال سلیمان با سایر نوشته‌های کتاب مقدس می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد؛ ولی بی‌شک مهمترین دلیل آن همزمانی تدوین آن با فراگیر شدن سنت ادبی و فرهنگ هلنی است. در روزگاری که فلسطین در تصرف یونانیان بود و فرهنگ و زبان یونانی بر فرهنگ و ادب بومی عبرانی سایه انداخته بود، بسیاری از نوشته‌ها متأثر از این فرهنگ، رویکردی عقلانی وانسانی به خود گرفتند و از آن جمله امثال سلیمان است (A. A, 1971, v6, p935).
همین شیوه تا حدودی در کتاب جامعه نیز رعایت شده است؛ هر چند که در مواردی از ادبیات حکیمانه دوره باستان فاصله گرفته است و نسبت به سود و فایده حکمت ابراز شک و تردید شده است: «پس به خود گفتم من نیز به عاقبت احمقان دچار خواهم شد، پس حکمت من چه سودی برای من خواهد داشت؟ هیچ دین بیهودگی است؛ زیرا حکیم و احمق هر دو می‌میرند و به فراموشی سپرده می‌شوند (جامعه ۲ : ۱۵).
۳-۱-۵- اخلاق در عهد جدید
نوشته‌های جامع اخلاق مسیحی از چهار منبع متمایز استفاده می‌کنند: (۱) کتاب مقدس و سنت مسیحی؛ (۲) اصول و روش‌های فلسفی؛ (۳) علوم تجربی و سایر معارف بشری؛ و (۴) تجربه عام بشری (Childress, James F. and John Macquarrie, 1986, p ۸۸).
در میان منابع اخلاق مسیحی، کتاب مقدس مهم‌ترین جایگاه را دارد؛ به نحوی که می‌توان گفت: «کتاب مقدس منبع اصلی اخلاق مسیحی است» و «هیچ اخلاق مسیحی‌ای وجود ندارد که حجیت کتاب مقدس را انکار کند؛ زیرا مسیحیت جدای از کتاب مقدس هویت ماندگاری ندارد». مسیحیان همواره کتاب مقدس را بخشی از موعظه‌ها، نکوهش‌ها، اصلاح‌ها و تمرین‌هایشان برای درستکاری می‌دانند و این کتاب را برای انجام این کارها مفید می‌دانند. کلیساهای مسیحی تقریباً یک‌صدا اعلام کرده‌اند که کتاب مقدس مرجع بینش و قضاوت اخلاقی است Eliade, 1987, p341)).
تعیینِ «بالاترین خوبی» یکی از مهم‌ترین بحث‌ها در هر نظام اخلاقی است؛ زیرا بدون تعیین این خوبی، اخلاقی‌بودن صرف تبعیت از یک سلسله قوانین است. مسیحیان برای تعیین این مهم به سراغ کتاب مقدس می‌روند و این کتاب را منبع پاسخ‌دادن به این مسئله اساسی در اخلاق می‌دانند. به علت تعیین این خوبی در پرتو الهام الاهی است که از نظر اخلاق مسیحی، گناه به‌عنوان صدمه‌زدن به حرکت اساسی انسان به سوی خدا است نه صرف شکستن یک قانو
ن؛ و فضیلت نیز ظرفیت یک فرد است برای آنکه آزادانه و آگاهانه به نحوی عمل کند که پیروی او از عیسی مسیح را نشان دهد (see “Moral Theology”, in: Encyclopedia Britannica, 2006).
علاوه بر نقش مهمی که کتاب مقدس در تعیین هدف و جهت‌گیری کلیِ اخلاق مسیحی دارد، بسیاری از مطالب و داستان‌های کتاب مقدس نیز در شکل‌دادن به آموزه‌های اخلاق مسیحی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند؛ مانند هفت قانون نوح (که مسیحیان معمولاً آن‏ها را به سه قانون کاهش می‌دهند: پرهیز از زنا، قتل و بت‌پرستی) و یا قوانین مطرح در عهد عتیق؛ زیرا گرچه مسیحیان خود را ملزم به رعایت تمام ۶۱۳ دستوری که در سفر خروج آمده است نمی‌دانند، اما «ده فرمان» نقش برجسته‌ای در اخلاق مسیحی دارد (Stephen, 2010, p25-31) همچنین برخی از رفتارهای شخصیت‌های عهدقدیم به‌عنوان اصول اخلاقی مطرح می‌شوند؛ رفتارهایی مانند حفظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *